*^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*
صفحه 32 از 40 نخستنخست ... 22282930313233343536 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 311 تا 320 , از مجموع 399
  1. #311
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    در بيان سِرّ رفع يدين است
    در هـر صـورت ، بـلنـد كـردن دسـتـهـا در نـمـاز، در هـر تكبيرى ، زينت نماز است . و نماز جـبـرئيـل ، عـليـه السـلام ، و مـلائكـه سماوات سبع بدين طريق است ، چنانچه اءصبغ بن نـبـاتـه از جـنـاب امـيـر المـؤ مـنـيـن ، عـليـه السـلام ، نـقـل نـمـوده .(1016) و حـضـرت رضـا، سـلام الله عـليـه ، مـوافـق آنـچـه از عـلل و عـيون اخبار نقل شده ، فرموده است : علت اينكه دستها در تكبير بلند مى شود آن اسـت كه در آن قسمى از انقطاع و تخليص و تضرع است . پس خداى تعالى دوست دارد كه وقـت ذكر او، بنده منقطع به سوى او باشد و متضرع و خالص باشد. و براى آن است كه بـواسـطـه رفـع يـد انـسـان مـتـوجـه شـود و احـضـار نـيـت كـنـد و قـلب اقـبـال كـنـد.(1017) و ايـن فـرمـوده مـطـابـق اسـت بـا آنـچـه بـعـض اهل معرفت گويند در سر رفع يد كه بواسطه آن ، غير را به پشت سراندازد و خار طريق وصول را از ميان بردارند و خود را منقطع از ما سوا و خالص و مخلص ـ بى شائبه توجه بـه غـيـر و غـيـريـت كـه شـرك است در مذهب عشق و محبت ـ گردانند، آن گاه به معراج حقيقى مـعـنوى و مسافرت الى الله روند. و اين مسافرت و معراج بى رفض غير و غيريت و ترك خـودى و انـانيت صورت نگيرد، چنانچه با تكبيرات سبعه افتتاحيه خرق حجب سبعه كليه ملكيه و ملكوتيه گردد.
    پـس ، نـمـاز اوليـا چـنـان اسـت كـه در هر تكبيرى حجابى خرق كنند، و عوالم اين حجاب را رفـض كـنند، و قاطنين اين سرادق را ترك گويند. پس از آن ، كشف حجاب ديگرى بر آنها شـود و تـجـلى تقييدى ديگرى بر قلوب آنها گردد، باز آن خار طريق آنها نگردد و مايه سـرگـرمـى و تـوجـه قـلبى آنها نشود، و آنرا به تكبير ديگر خرق كنند. گويى باطن قـلب آنـهـا مـى سـرايـد: الله اءكـبـر مـن اءن يـتـجـلى تجليا تقييديا چنانچه شيخ الاولياء و المخلصين ، جناب خليل الرحمن ، در آن سفر عرفانى شهودى و تجليات تقييدى فـرمـود. پـس ، سـالك الى الله و مـسـافـر كـوى عـشـق و مـجـذوب طـريـق وصـول يك يك حجب را خرق كند تا به تكبير آخر رسد، و بدان حجاب سابع را خرق كند و رفـض غـيـر و غـيـريـت كـنـد و گـويـد: وجـهـت وجـهـى للذى فطر السموات و الاءرض (1018) تـا آخـر آيـه ، چـنـانـچـه حـضـرت ابـراهـيـم خـليـل گـفـت . پـس از آن ، فـتـح بـاب گـردد و كـشـف سـبـحـات جـلال بـر او شـود، بـاز اسـتـعـاذه كـند و با اسم خداى تعالى وارد شود. و اشاره به اين فـرمـوده اسـت در حديث شريف محمد بن على بن الحسين ، رضوان الله عليه ، باسناده عن اءبـى الحـسـن ، عـليـه السـلام ، اءنه روى لذلك علة اءخرى و هى اءن النبى ، صلى الله عـليـه و آله ، لمـا اءسـرى بـه الى السـمـاء، قـطـع سـبـع حـجـب ، فـكـبـر عـنـد كل حجاب تكبيرة ، فاءوصله الله عزوجل بذلك الى منتهى الكرامة .(1019)
    فـرمـود: رسول خدا، صلى الله عليه و آله ، را كه به آسمان سير دادند در شب معراج هـفـت حـجـب را قـطـع فـرمـود، و در نـزد هـر حـجـابـى تـكـبـيـرى فـرمـود تـا واصل كرد خداى تعالى او را به منتهاى كرامت .
    و در حـديـث ديـگـر قـريـب بـه ايـن مـضمون از جناب موسى بن جعفر، عليهما السلام ، نيز نـقـل شـده اسـت ،
    (1020)
    الا آنـكـه در آن حـديـث اسـت كـه جـنـاب رسول خدا، صلى الله عليه و آله ، پس از رفع هر حجابى تكبيرى گفت . و اين اوفق به اعتبار ذوقى و مشرب عرفانى است ، زيرا كه با هر رفع يد رفض حجابى و رفع ستره اى شود، و به ظهور نورى از انوار كرامت تكبير گفته شود. و چون آن نور تقييدى است از حجب نورانيت ، لهذا باز با رفع يدين رفع شود و طرد گردد تا تجلى ذاتى مطلق شود و وصـول بـه مـنـتـهـى الكـرامـه ، كـه غـايـت آمـال اوليـاسـت ، حاصل شود. و آن حديث سابق را به اين مى توان ارجاع كرد.
    در هـر صـورت ، مـا از ادراك ايـن مـعـانـى مـحـرومـيـم تـا چـه رسـد بـه شـهـود يـا وصـول ! و بـدى و بـدبـخـتـى مـا آن اسـت كه منكر همه مقامات و مدارج نيز شويم و معراج اوليـا و نـمـاز پـاكـان را مـثـل خـود مـى دانـيـم ، و كـمـال آن را شـبـه كمال عمل خود مى دانيم . غايت آنچه تصور مى كنيم ، و فوق آن را ادراك نمى كنيم ، آن است كه نماز آنها قرائت و ساير آدابش خوب است و خالى از شرك و ريا و سمعه است . يا آنكه عـبـادت آنـهـا بـراى خوف از جهنم و شوق بهشت نبوده . و اين يكى از مقامات رسميه رايجه آنهاست ، و از براى آنها در نماز و اين معراج روحانى مقامات ديگر است كه در وهم ما نيايد.



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #312
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    در تنبه به يكى از مكايد شيطان است
    بـالجـمـله ، آنچه در اين مقام ـ كه قلم بى اختيار رسيد ـ لازم است تنبه به آن ، آن است كه بـدتـريـن خـارهـاى طـريـق كـمـال و وصـول به مقامات معنويه ، كه از شاهكارهاى بزرگ شـيـطان قطاع الطريق است ، انكار مقامات و مدارج غيبيه معنويه است ، كه اين انكار و جحود سرمايه تمام ضلالات و جهالات است و سبب وقوف و خمود است ، و روح شوق را كه بُراق وصـول بـه كـمـالات اسـت مـى ميراند و آتش عشق را كه رفرف معراج روحانى كمالى است خـامـوش مـى كـنـد، پـس ‍ انـسـان را از طـلب بـاز مى دارد. به عكس ، اگر انسان به مقامات مـعـنـويـه و مـعارج عرفانيه عقيدت خالص كند و ايمان آورد، چه بسا شود كه اين خود به آتـش عـشـق فطرى ، كه در زير خاك و خاكستر هواهاى نفسانيه خمود شده ، كمك و مدد كند و نـور اشـتـياق را در اعماق قلب روشن كند، و كم كم به طلب برخيزد و به مجاهده قيام كند تا مشمول هدايت حق و دستگيرى آن ذات مقدس شود. والحمدلله .


    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #313
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، در فضيلت مسواك است
    بـدان كـه مـسـواك نـمـودن ، كـه در ايـن حـديـث شـريـف جـنـاب رسول اكرم ، صلى الله عليه و آله ، وصيت به آن فرمودند، يكى از آداب مستحبه شرعيه اسـت مـطـلقـا، و در مـواقـع خـاصـه مـؤ كـد اسـت ، مـثـل قـبـل از وضـو و نماز، و در وقت قرائت قرآن ، و وقت سحر و وقت برخاستن از خواب . و در اخـبـار شـريـفـه سفارش بليغ و تاءكيد تام درباره آن شده است ، و از براى آن خواص و آثار بسيار ذكر شده است ، و ما به ذكر بعضى از آن اين اوراق را متبرك مى كنيم .
    كـافـى بـاسـنـاده عـن اءبـى عـبـدالله ، عـليـه السـلام ، قـال : فـى السواك اثنتا عشرة خصلة : هو من السنة ، و مطهرة للفم ، و مجلاة للبصر، و يـرضـى الرب ، و يـذهـب بـالبـلغـم ، و يـزيـد فـى الحفظ، و يبيض الاءسنان ، و يضاعف الحـسـنـات ، و يـذهـب بـالحـفـر، و يـشـد اللثـة ، و يـشـهـى الطـعام ، و يفرح به الملائكة .(1021) فـرمـود: در مـسـواك دوازده خـصـلت اسـت : از سـنـت رسول خداست ، (چنانچه در اخبار كثيره است كه مسواك از سنن پيغمبران است )(1022) و پـاكـيـزه كـننده دهان است ، و روشنى چشم را زياد كند، و خداى تعالى را راضى مى كند، و بـلغـم را مـى بـرد، و حـافـظـه را زيـاد مـى كند، و دندانها را سفيد مى نمايد، و حسنات را مـضـاعـف مـى كـنـد، و بـثـورات و جـوشـهـايـى كـه در پـى دنـدان اسـت زائل مـى كـند، و لثه ها را محكم مى كند، و اشتهاى به طعام (را) زياد مى كند، و ملائكه را خشنود و فرحناك مى كند.
    و در حديث ديگر نيز قريب به اين مضمون وارد است . و اين بثورات و قرحه ها، كه در اين حـديـث شـريف وارد است ، عبارت است از جوشها و قرحه هاى كوچكى كه در بن دندانها پيدا شود، و چركى سفيد و متعفن در آن توليد مى گردد كه در وقت جويدن غذا آن بثورات منفجر شـده و از آن چـركـهـا مـخـلوط غـذا شـده اسـبـاب كـثـيـرى از امـراض ، از قبيل سوء هضم و غيره ، گردد. و اطباء حاضر آن را پيوره گويند، و به آن خيلى اهـمـيت مى دهند، حتى آنكه براى معالجه آن محتاج به كشيدن دندانها شوند. پس ، انسان با قـطـع نـظـر از جـهـات غـيـبـيه باطنيه ، كه اعظم آنها رياضت حق است ، براى حفظ صحت و تـنـظـيف نيز باشد، خوب است به آن مواظبت كند و به اين سنت مستعمره انبيا قيام كند. و در حـديـث اسـت كـه رسـول اكـرم ، صـلى الله عـليـه و آله ، فـرمـود: ايـن قـدر جـبـرئيـل بـه مـن سفارش مسواك نمود كه من بر دندانهاى خود ترسيدم .
    (1023) و فـرمـود: اگـر بـه واسـطـه مـشـقـت نـبـود، مـن بـر امـت خـود واجـب مـى كـردم مـسـواك را قـبـل از وضـو و هـر نـمـازى .(1024)
    و جـنـاب رسـول اكـرم ، صـلى الله عليه و آله ، آب وضو و مسواك خود را (زير) بالين سر مبارك مـى گـذاشـتـند در شبها، و سر ظرف آب وضو را با چيزى مى پوشاندند، وقتى از خواب نـاز بـيـدار مـى شـدنـد، و مـسـواك مـى كـردنـد و وضـو مى گرفتند و چهار ركعت نماز مى خـوانـدنـد و مـى خـوابـيـدنـد، و پـس از آن بـيـدار مـى شـدنـد و مسواك مى كردند وضو مى گـرفـتـند و نماز مى خواندند. جناب صادق ، عليه السلام ، پس از ذكر اين حديث فرمود: شما نيز تاءسى نيكو كنيد به رسول خدا،(1025) صلى الله عليه و آله .
    و در حـديث است كه دو ركعت نماز با مسواك افضل است از هفتاد ركعت بدون مسواك حتى آنكه مـسـتـحـب اسـت اگـر انـسـان فـرامـوش نـمـود مـسـواك را قـبـل از وضـو بـعـد از آن بـه جا آورد و پس از آن سه مرتبه مضمضمه كند.
    (1026) و اخبار در اين باب بسيار است ، هر كس طالب است به كتب اصحاب مراجعه كند.(1027)


    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #314
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، در بيان مبادى محاسن اخلاق و مساوى آن
    كه در ذيل وصيت رسول اكرم ، صلى الله عليه و آله ، است .
    گـرچـه مـا در ايـن اوراق بـمـنـاسـبـت بـسـيـارى از اخـلاق نـفـس را بـه طـور تـعـديـد و تـفصيل بيان نموديم و طريق اتصاف به محامد اخلاقيه و اجتناب از مساوى و مفاسد آن به قـدر مـنـاسـب و مـيـسـور شـرح داديـم ، ولى در ايـن مـقـام بـه ذكر جملى و بيان جامع آن مى پردازيم .
    بـدان كـه خـلق عـبـارت از حـالتـى اسـت در نـفـس كـه انـسـان را دعـوت بـه عمل مى كند بدون رويه و فكر. مثلا، كسى كه داراى خلق سخاوت است ، آن خلق او را وادار بـه جـود و انـفـاق كـنـد، بـدون آنـكـه مـقـدمـاتـى تـشـكـيـل دهـد و مـرجـحـاتـى فـكـر كـنـد، گـويـى يـكـى از افـعـال طـبيعيه اوست ، مثل ديدن و شنيدن . و همين طور، نفس ‍ عفيف كه اين صفت خلق آن شـده اسـت بـه طـورى حـفـظ نـفـس كـنـد كـه گـويـى يـكـى از افعال طبيعيه اوست . و تا نفس بواسطه رياضت و تفكر و تكرر به اين مقام نرسد، داراى خـلق نـشده است و كمال نفس حاصل نگرديده ، و بيم آن است كه آن خلق اگر از كمالات است زايـل شـود و عـادات و اخـلاق سـيـئه بـر آن غـالب آيـد. ولى اگـر مـثـل افـعـال طـبـيـعـيـه شـد و قـوى و آلات رام گرديد و قهر و سلطنت حق ظاهر شد، زوالش مشكل شود، و نادر اتفاق افتد.
    و عـلمـاى اخـلاق فـرمـودنـد ايـن حـالت و خـلق نـفس گاهى در انسان طبيعى است و راجع به اصـل فـطـرت و مـربـوط بـه مـزاج اسـت ، چـه در جانب خير و سعادت ، يا شر و شقاوت ، چـنـانـچـه مـشـهـور اسـت بـعـضـى از زمـان طـفـوليـت رو بـه خـيـرات ، و بـعـضـى مـايـل بـه شـرورند، بعضى به ادنى چيزى غضب كنند و با چيز مختصرى وحشت كنند و با سـبـب كـوچـكـى بـه فـزع آيـند، و بعضى به خلاف آنان اند. و گاهى اين اخلاق نفسانيه اسـتـفاده شود به عادات و معاشرات و تدبر و تفكر. و گاهى ابتدا از روى تفكر و رويه حـاصـل شـود تـا مـلكـه گـردد. و در ايـن مـقـام اخـتـلافـاتـى نـمـودنـد كـه اشـتـغـال بـه ذكـر آنـهـا و بـحث در اطراف آن از وظيفه اين اوراق خارج است و ما را از مقصد اصلى باز مى دارد، و ما به ذكر آنچه در اين مقام مناسب و مفيد است مى پردازيم .
    پـس ، گـويـيم كه بايد دانست كه مقصود از طبيعى بودن و فطرى بودن خلقى ، آن نيست كـه ذاتى غير قابل تغيير است ، بلكه جميع ملكات و اخلاق نفسانيه ، تا نفس در اين عالم حـركـت و تـغـير است و در تحت تصرف زمان و تجدد واقع است و داراى هيولى و قوه است ، قـابـل تـغـيـيـر اسـت ، و انـسـان مـى تـوانـد جـمـيـع اخـلاق خـود را متبدل به مقابلات آنها كند. چنانچه دلالت بر اين مدعى كند، علاوه بر برهان و تجربه ، دعـوت انـبـيـا و شـرايـع حـقـه بـه سـوى اخـلاق كـريـمـه و ردع آنـهـا از مقابل آنها.


    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #315
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    و بـايـد دانـسـت كـه عـلمـاى فـن اخـلاق مـجـمـوع فـضـايـل نـفـس را در تـحـت چـهـار جـنـس داخـل كـرده انـد، كـه آن چـهـار عبارت است از: حكمت ، و عفت ، و شجاعت ، و عدالت . و حكمت را فـضـيـلت نـفـس نـاطـقـه مـمـيـزه دانـسـتـه انـد، و شـجـاعـت را از فـضـايـل نـفـس غـضـبـيه ، و عفت را از فضايل نفس شهويه ، و عدالت را تـعـديـل فـضـايل ثلاث شمرده اند. و ساير فضايل را به اين چهار فضيلت ارجاع كرده انـد. و تـفـصـيـل و تـحـديـد هـر يـك از آنـهـا از عـهـده ايـن اوراق خـارج اسـت ، و بـراى امـثـال مـا چـنـدان مـفـيـد نـيـسـت . آنـچـه دانـسـتـنـى اسـت آن اسـت كـه بـه مـوجـب حـديـث مـنـقـول از رسـول اكـرم ، صـلى الله عـليه و آله : بعثت لا تمم مكارم الاءخلاق (1028) غـايـت بـعـثـت و نـتـيـجـه دعـوت خـاتـم الاءنـبـيـا، صـلى الله عـليـه و آله ، اكمال مكارم اخلاق است . و در احاديث شريفه مجملا و مفصلا به مكارم اخلاق بيش از هر چيز، بـعـد از مـعـارف ، اهـميت دادند. و ما پس از اين بعضى از آنها را ذكر مى كنيم انشاءالله . و اهـمـيت آن بيش از آن است كه ما از عهده حق بيان آن برآييم ، اين قدر معلوم است كه سرمايه حـيـات ابـدى آخـرت و راءس المـال تـعـيـش آن نـشـئه حـصـول اخـلاق كـريـمـه اسـت و اتـصـاف به مكارم اخلاق است . و آن بهشتى كه بواسطه كـرائم اخـلاقـى بـه انـسـان عـطـا شـود، كـه بـهـشت صفات است ، هيچ طرف نسبت نيست با بـهـشـتـى كـه جـسـمانى اعمالى است ، و در آن از جميع نعم و لذات جسمانى اعظم و احسن آن مـوجـود اسـت ، چـنـانـچـه ظـلمـتـهـا و وحـشـتـهـايـى كـه در اثـر اعمال سيئه براى انسان حاصل شود بالاتر از هر عذاب اليمى است .
    و انـسـان تـا در ايـن عـالم اسـت مـى تـوانـد خـود را از ايـن ظـلمـت نـجات دهد و به آن انوار بـرسـانـد. آرى ، مـى تـواند، ولى نه به اين حالت سردى و خمودى و سستى و فطور و سـهـل انـگارى كه در ماست ، كه همه مى بينيد كه با هر خلق زشت و اطوار ناپسندى كه از اول طفوليت بزرگ شديم و با معاشرت و مؤ انستهاى نامناسب تهيه كرديم تا آخر باقى مـى مـانـيـم ، سهل است ، روز بروز بر آن سربار مى كنيم و مى افزاييم . گويى گمان نـداريـم كـه عـالم ديگرى هست و نشئه باقيه ديگرى خواهد آمد ـ واى اگر از پس امروز بـود فـردايـى
    (1029)
    و گـويى كه دعوت انبيا و اوليا، عليهم السلام ، به ما هـيـچ مـربـوط نـيـسـت و مـعـلوم نـيـسـت مـا بـا ايـن اخـلاق و اعـمال به كجا مى رسيم و با چه صورتى محشور مى شويم . يك وقت تنبه پيدا مى كنيم كـه كـار از دسـت مـا خارج و حسرت و ندامت نصيب ماست ، و غير از خود كسى را نتوانيم ملامت كـنـيم . انبيا، عليهم السلام ، طريق سعادت را نشان دادند، و علما و حكما فرمايشات آنها را بـراى مـا تـفـسـيـر نـمـودنـد و طرق معالجه امراض باطنيه را بيان كردند، و با هر زبان ترجمه و با هر بيان تزريق نمودند، و به گوش ‍ ما فرو نرفت و چشم و گوش و قلب خـود را از آن بـسـتـيـم . پـس ، بـايـد مـلامـت بـه خـود مـا بـرگـردد، چـنـانـچـه رسـول خـدا، صـلى الله عـليـه و آله ، در ايـن حـديـث كـه بـه شـرح آن اشتغال داريم فرموده است . و اين قدر در اخبار و آثار سفارش ‍ اتصاف به مكارم اخلاق و اجـتـنـاب از مـقـابـلات آنها شده است كه به ميزان نيايد، و ما حتى از مراجعه به كتاب آنها غفلت داريم .
    هـان اى عـزيـز، تـو اگـر بـا اخـبـار و احـاديـث سـر و كـار دارى ، بـه كـتب شريفه اخبار، خصوصا كتاب شريف كافى ، مراجعه كن ؛ و اگر با بيان علمى و اصطلاحات علما سر و كـارى دارى ، بـه كـتـب اخـلاقـيـه از قـبـيـل طـهارة الاعراق
    (1030) و كتب مرحوم فيض و مـجـلسى و نراقيان (1031)
    مراجعه كن ، و اگر خود را از استفاده مستغنى مى دانى ، يا اتـصـاف بـه اخـلاق كـريـمـه و احـتـراز از سـيـئات اخـلاقـيـه را لازم نـمـى دانـى ، جهل خود را كه ام الامراض است معالجه كن .
    و ما ختم مى كنيم اين مقام را به تبرك به ذكر بعضى اخبار شريفه اين باب .



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #316
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فـقـيـه بـاسـنـاده عـن اءبـى عـبـدالله ، عـليـه السـلام ، قال : ان الله خص رسوله ، صلى الله عليه و آله ،، بمكارم الاءخلاق ، فامتحنوا اءنفسكم : فـان كانت فيكم ، فاحمدوا الله و ارغبوا اليه فى الزيادة منها. فذكرها عشرة : اليقين ، و القناعة ، و الصبر، و الشكر، و الحلم ، و حسن الخلق ، و السخاء، و الغيرة ، و الشجاعة ، و المروة .(1032)
    و ايـن حديث از چندين طرق نقل شده ، الا اينكه از معانى الاخبار، رضا عوض حلم نـقـل شـده اسـت .
    (1033) حـاصـل آنـكـه خـداى تـعـالى رسـول خـود را بـه مكارم اخلاق اختصاص داد، پس امتحان كنيد شما خود را: اگر اين صفات در نـفـوس شـمـا بود، حمد خدا كنيد و به سوى خدا توجه كنيد براى زيادت . پس ده تـاى از آن نفوس صفات را ذكر فرمود چنانچه در روايت است . و در وافى از كتاب كافى اين حديث را با مختصر تفاوتى نقل فرموده .(1034)

    و عـن المـجـالس بـاسـنـاده عـن الصـادق ، جـعـفـر بـن مـحـمـد، عـليـهـمـا السـلام ، اءنـه قـال : عـليـكـم بـمـكـارم الاءخـلاق ، فـاءن الله عـزوجـل يـحـبـهـا، و ايـاكـم و مـذام الاءفـعال ، فان الله يبغضها. الى اءن قال : و عليكم بحسن الخلق ، فانه يبلغ بصاحبه درجة الصائم القائم ...الحديث .(1035)
    فرمود: متمسك شويد به مكارم اخلاق و خويهاى كريمانه ، زيرا كه خداى تعالى دوست مى دارد آنها را، و دورى كنيد از عملهاى زشت ، زيرا كه خداوند بغض دارد به آنها. تا آنـكـه فـرمـود: تـمـسك كنيد به حسن خلق ، زيرا كه آن مى رساند صاحبش را به درجه روزه داران و نمازگزاران .
    كـافـى بـاسـنـاده عـن اءبـى جـعـفـر، عـليـه السـلام ، قال ان اءكمل المؤ منين ايمانا اءحسنهم خلقا.(1036) كاملترين در ايمان كسى است كه خلقش نيكوتر باشد.
    و بـاسـنـاده عـن عـلى بـن الحـسـيـن ، عـليـهـمـا السـلام ، قـال قـال رسـول الله ، صـلى الله عـليه و آله : ما يوضع فى ميزان امرى ء يوم القيامة اءفضل من حسن خلق .
    رسـول اكـرم ، صـلى الله عـليـه و آله ، فـرمـود: در روز قـيـامـت در مـيـزان اعمال نگذارند چيزى افضل از حسن خلق .
    (1037)

    و فرمود: بيشتر چيزى كه امت مرا داخل به بهشت مى نمايد پرهيزگارى از خوف خداست ، نيكويى خلق است .
    (1038) و جناب صادق ، عليه السلام ، فرمود: نيكويى و حسن خلق ديار را آبادان كنند، و عمرها را زياد نمايند.(1039) و فرمود: خداوند تـعـالى بـراى حـسـن خـلق ثـواب مـجـاهـده در راه خـدا دهد ـ مجاهده اى كه شب و روز صاحبش مشغول باشد.(1040)

    و در ايـن بـاب اخـبـار بـسـيـار اسـت . و چـنـانـچـه حـسـن خـلق مـوجـب كمال ايمان و ثقل ميزان و دخول در جنان است ، سوء خلق به عكس آن ، ايمان را فاسد كند و انسان را به عذاب الهى مبتلا كند. چنانچه در احاديث شريفه به آن اشاره شده است :
    كـافـى بـاسـنـاده عـن اءبـى عـبـدالله ، عـليـه السـلام ، قـال : ان سـوء الخـلق ليـفـسـد الايـمـان كـمـا يـفـسـد الخـل العـسـل .
    (1041)فـرمـود: چـنـانـچـه سـركـه عـسـل را فـاسـد مـى كـنـد، خـلق بـد ايمان را فاسد مى كند. و در روايت ديگر است كه خـلق بـد عـمـل را فـاسـد كـنـد چـون سـركـه عـسـل را.(1042) و از رسـول خـدا، صـلى الله عـليـه و آله ، مـنـقـول اسـت كـه خـداى تـعـالى ابـا دارد از قـبـول تـوبـه كـسـى كـه صـاحـب خـلق بـد اسـت . سـؤ ال شـد از عـلت آن . فـرمـود: بـراى آنـكـه هـرچه توبه مى كند از گناهى ، واقع شود در گـنـاهى بدتر از آن .(1043) و در حديث است كه كسى كه خلقش بد شد، خودش را به عذاب مبتلا كرد.(1044) معلوم است كه خلق زشت انسان را دائما معذب دارد، و در نشات ديگر نيز اسباب سختى و فشار و ظلمت است ، چنانچه در شرح بعضى احاديث بيان كرديم . والحمدلله اولا و آخرا.

    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #317
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    الحديث الثلاثون
    حديث سى ام
    بسندى المتصل الى ثقة الاسلام ، محمد بن يعقوب الكلينى ، رضوان الله عليه ، عن عدة مـن اءصـحـابـنـا، عـن اءحـمـد بـن مـحـمـد بـن خـالد، عـن اءبـيـه عـن هـارون بـن الجـهـم ، عـن المـفـضـل ، عـن سـعـد، عـن اءبـى جـعـفـر، عـليـه السـلام ، قال : ان القلوب اءربعة : قلب فيه نفاق و ايمان ، و قلب منكوس ، و قلب مطبوع ، و قلب اءزهـر اءجرد. فقلت : ما الازهر؟ قال : فيه كهيئة السراج . فاءما المطبوع فقلب المنافق ، و اءمـا الازهـر فـقـلب المـؤ مـن : ان اءعـطـاه شـكـر، و ان ابتلاه صبر. و اءما المنكوس ‍ فقلب المـشـرك ، ثـم قـراء هـذه الايـة : افـمـن يـمـشى مكبا على وجهه اءهدى اءمن يمشى سويا على صـراط مـسـتـقـيـم .(1045) فـاءمـا القـلب الذى فـيـه ايـمـان و نـفاق ، فهم قوم كانوا بـالطـائف . فـان اءدرك اءحـدهـم ، اءجـله عـلى نـفـاقـه هـلك ، و ان اءدركـه عـلى ايـمـانـه نجا(1046).
    ترجمه :
    فـرمـود جـنـاب باقرالعلوم عليه السلام : همانا دلها بر چهار قسم است : يك دلى است كه در آن دورويى و ايمان است ، و يك قلبى است كه وارونه و مقلوب است ، و يك دلى است كـه مـهـر اسـت و ظـلمـانـى ، و يك دلى است كه نورانى و صافى است . راوى گويد گفتم :"ازهـر چـيـسـت ؟" فـرمـود: "قـلبـى اسـت كـه در آن مثل هيئت چراغ است . اما مطبوع ظلمانى قلب منافق است . و اما ازهر نورانى پس قلب مؤ من است : اگـر بـه او عـطـا فـرمـايـد شـكـر گـويد، و اگر او را مبتلا كند صبر نمايد. و اما قلب واژگـونـه قـلب مـشـرك اسـت ، پـس قـرائت فـرمـود ايـن آيـه را كه فرمايد: اءفمن يمشى ...الايـه يـعـنـى آيـا كـسـى كـه راه مى رود در حالى كه بر رو افتاد راه هدايت را بهتر يـافـتـه ، يـا كـسـى كـه مشى كند استوار بر راه است ؟ و اما قلبى كه در آن ايمان و نـفـاق اسـت ، پـس آنـهـا طـايـفـه اى بـودنـد در طـائف . پـس اگـر هـر يـك از آنـهـا را در حال نفاق مرگ در رسيد هلاك شود، و اگر در حال ايمان در رسيد نجات يابد."
    شـرح المـنـكـوس اءى المـقـلوب يـقال : نكست الشى ء اءنكسه نكسا. قلبته على راءسه ، يعنى واژگونه و سرازير نمودم آن را. و فى الصحاح : الولد المنكوس ، الذى يـخـرج رجـلاه قـبـل راءسـه . بـچـه اى را كـه در وقـت تـولدش پـاهـايـش قـبـل از سـرش بـيـرون آيـد، بـرخـلاف طبيعت ، او منكوس گويند. و قريب به اين معناست : مـكـبا على وجهه كه در آيه شريفه است و حضرت به آن استشهاد فرمودند، زيرا كـه اكـبـاب بـه مـعـنـى بـر رو افـتـادن اسـت . و ايـن كـنـايه از آن است كه قلوب اهـل شـرك واژگـونـه و حـركـت سـيـر مـعـنـوى آنـهـا بـر غـيـر صـراط مستقيم است ، چنانچه تفصيل آن بيايد ان شاء الله .
    و المطبوع اءى المختوم . و الطبع ، بالسكون ، الختم ، و باالتحريك ، الدنس والوسخ .(1047) و اگـر بـه مـعنى مختوم باشد، كنايه است از آنكه حرف حق و حقايق الهيه در آن وارد نـشـود و قـبـول آن نـكـنـد، نـه آنـكـه حـق تعالى الطاف خاصه خود را از آن منع فرمايد، گرچه آن معنا نيز صادق است ، ولى آنچه ذكر شد مناسبتر است .
    و الاءزهـر الاءبـيـض المـسـتـنير، كما عن النهاية .(1048) و فى الصحاح : الاءزهر، النـيـر. و يـسـمـى القـمـر الاءزهـر. قـال ابـن السـكـيـت ، الاءزهـران ، الشـمـس و القـمر. و رجل اءزهر، اءى اءبيض مشرق الوجه . و المراءة الزهراء. بالجمله ، اءزهر يعنى نـورانـى و سـفـيـد، از ايـن جـهـت آفـتـاب و مـاه را اءزهـران گـويـند، و مرد سفيد نورانى را اءزهر و زن سفيد نورانى را زهراء گويند.
    و الأ جـرد الذى ليـس فـى بـدنـه شـعـر. و فى الصحاح : الجرد، فضاء لا نبات فيه .(1049) و ايـن كـنـايـه اسـت از عـدم تـعـلق بـه دنـيـا، يـا از صـاف و بـى غـل و غـش بـودن اسـت . و بـيـان آنـچـه مـنـاسـب اسـت در حـديـث شـريـف در ضـمن مقدمه و چند فصل مى نماييم .


    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #318
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    مقدمه : در ترغيب به اصلاح قلب
    بـدان كـه از بـراى قـلب در لسـان شـريـعـت و حـكما و عرفا اطلاقاتى است كه صرف وقت در بيان حقيقت آن و اختلاف اصطلاحات و بيان مراتب قلوب و درجات آن خارج از وظـيـفـه ايـن اوراق (اسـت )، و بـراى ما نيز چندان مفيد نيست ، پس بهتر آن است كه به همان اجمال كه در اخبار شريفه از آن گذشته است ما نيز بگذريم ، و آنچه براى ما لازم است و مهم آن را ذكر نماييم .
    بـايد دانست كه در اصلاح قلب كوشيدن ، كه صلاح و فساد آن سرمايه سعادت و شقاوت است ، لازمتر است از تفتيش حقيقت آن نمودن ، و اصطلاحات رايجه را درست كردن ، بـلكـه بسا شود كه انسان بواسطه شدت توجه به اصطلاحات و فهم كلمات و غور در اطـراف آن از قلب خود بكلى غافل شود و از اصلاح آن باز ماند، در مقام شرح حقيقت و ماهيت قـلب و اصـطـلاحـات حـكـمـا و عـرفـا اسـتـادى كـامـل شـود، ولى قـلب خـودش ، نـعـوذ بـالله ، از قـلوب مـنـكـوسـه يـا مـطـبـوعـه باشد، مـثـل كـسـى كـه از خـواص و آثار ادويه مضره و نافعه مطلع باشد و شرح هر يك را خوب بدهد، ولى از ادويه مضره احتراز نكند و از مفيده به كار نبرد، ناچار چنين شخصى با همه علم دواشناسى به هلاكت رسد و اين علم موجب نجات او نشود.
    مـا در سـابـق ذكـر كـرديـم
    (1050) كه علوم مطلقا عملى هستند، حتى علوم معارف كه يك نـحـوه عـمـلى در آنـهـا نـيـز هـسـت ، و اكـنـون گـويـيـم كـه عـلم احـوال قـلوب و كـيـفـيـت صـحـت و مـرض و صلاح و فساد آن از علومى است كه صرفا مقدمه عـمـل و طـريـق علاج و اصلاح آن است و ادراك و فهم آن از كمالات انسانيه به شمار نيايد. پـس ، انـسـان بـايـد عـمـده تـوجـه و اصـل مـقـصـدش اصـلاح قـلب و اكـمـال آن بـاشـد تـا بـه كـمـال سـعـادت روحـانـى و درجـات عـاليـه غـيـبـيـه نـائل شود. و اگر از اهل علوم و دقايق و حقايق نيز هست ، در ضمن سير در آفاق و انفس عمده مطلوبش به دست آوردن حالات نفسانيه خود باشد، كه اگر از مهلكات است به اصلاح آن پردازد، و اگر از منجيات است به تكميل آن بكوشد.



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #319
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، در بيان آنكه تقسيم قلوب راجع به چه چيز است
    بـدان كـه ايـن تـقـسـيـمـى كـه در ايـن حـديث شريف از براى قلوب فرموده اند تقسيم كلى اجمالى است . و از براى هر يك از قلوب مراتب و درجاتى است ، چه در جانب شرك و نفاق ، يا ايمان و كمال . و ظاهر چنين است كه اين تقسيم براى قلوب پس از كسب و حركات معنويه باشد، نه به حسب اصل فطرت و خميره نفوس ، تا منافى با اخبار فطرت و اينكه جميع مـواليـد بـر فـطـرت تـوحيدند و شرك و نفاق عرضى است باشد. گرچه اگر به حسب اصـل فـطـرت نـيز باشد، به يك نحو از بيان صحيح است و رفع تنافى توان كرد، و بـه جـبـر مـسـتـحـيـل نـيـز مـنـجـر نـشـود، ولى اقـرب بـه اعـتـبـار و بـرهـان احتمال اول است . و ما پيش از اين ذكر كرديم (1051) كه انسان تا در دار دنيا، كه مبداء شـجـره هـيـولى و تـغـيرات و تبدلات جوهريه و صوريه و عرضيه است ، واقع است ، مى تواند خود را از هر مرتبه نقص و شقاوت و شرك و نفاقى نجات دهد، و به مراتب كماليه و سعادات روحيه و ريحانيه رساند. و اين معنى منافات ندارد با حديث معروف : الشقى شـقـى فـى بطن اءمه (1052) زيرا كه معنى حديث اين نيست كه سعادت و شقاوت ذاتـى و قابل جعل نيست ، بلكه اين حديث موافق با برهان است ، كه به وضوح رسيده در مـحـل خـود كـه شـقـاوت راجـع بـه نـقـص ‍ و عـدم اسـت ، و سـعـادت راجـع بـه وجـود و كـمـال آن اسـت ، و آنـچـه از شـجـره طـيبه وجود است ذات مقدس حق است به ترتيب اسباب و مـسـبـبـات ـ كه طريقه افضل المتاءخرين و اكمل المتقدمين ، نصير الملة و الدين ،(1053) قـدس الله نفسه ، مى باشد. يا به طريق ظاهريت و مظهريت و وحدت و كثرت ـ كه طريقه اعظم الفلاسفة على الاطلاق ، حضرت صدرالمتاءلهين ، است ـ و آنچه راجع به نقص و عدم اسـت از شـجـره خـبـيـثـه مـاهـيـت اسـت ، و مـورد جـعـل نـيـسـت از جـهـت آنـكـه دون جعل است .
    و توان گفت كه حديث شريف ، كه سعادت و شقاوت را در بطن مى داند، مقصود از بطن ام مـطـلق عـالم طـبـيـعـت اسـت كـه ام مـطـلق و مـشـيـمـه تـربـيـت اطـفـال طـبيعت است . و نتوان بطن ام را عبارت از آن معناى عرفى خود دانست ، زيرا كـه سـعـادت چـون از كـمـالات و فـعـليـات اسـت ، از بـراى نـفـوس هـيـولويـه حـاصـل نـيـسـت ، مـگـر بـالقـوه . و ظـاهـر آن اسـت سـعـيـد در بـطـن ام بالفعل سعيد است ، پس بايد ارتكاب خلاف ظاهرى نمود. و چون آنچه ذكر شد مطابق با براهين است ، متعين است حمل اين حديث شريف بر آن يا چيزى كه بر آن برگردد. بالجمله ، تـفـصيل در اين باب و بيان برهانى آن از وظيفه خارج است ، ليكن گاهى قلم طغيان كند و بر خلاف مقصود جريان يابد.



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #320
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    در بيان وجه حصر قلوب
    بـعـضـى گـفـته اند كه وجه حصر قلوب در اين چهار آن است كه قلوب يا به ايمان متصف هـسـتـنـد، يا نه . بنابر اول ، يا متصف اند به ايمان به جميع آنچه پيغمبر آورده ، يا به بعضى دون بعضى . اولى قلب مؤ من است ، و دومى قلبى است كه در آن ايمان و نفاق است . و بـنـابـر دوم ، يـا در ظـاهر تصريح به ايمان مى كند، يا نه . اولى قلب منافق است ، دومى قلب مشرك .
    و ايـن بـا حـديـث شـريـف درسـت نـيـايد. يعنى ، گاهى حقيقتا مؤ من شود به جميع ماجاء به النـبـى ، صلى الله عليه و آله ، و گاهى نفاق كند. و اگر كسى ناچار بخواهد، بهتر آن اسـت كـه چـنـين گويد كه قلب يا داراى ايمان است به جميع ماجاء به النبى ، صلى الله عـليـه و آله ،يـا نـه . بـنـابـر دوم ، يـا اظـهـار ايـمـان كـنـد، يـا نـه . بـنـابـر اول ، يـا ايـمـان در آن مـسـتـقـر اسـت ، يـا گـاهـى ايـمـان آورد، گـاهـى رجوع كند، و در اين حـال نـيـز اظهار ايمان نمايد. و از ذيل اين حديث معلوم شود كه توبه كسانى كه از ايمان بـه كـفـر و نـفـاق رجـوع كـنـنـد گـرچـه مـكـرر هـم رجـوع كـنـنـد قبول شود.
    و در حديث ديگرى كه در كافى شريف است حضرت باقر، سلام الله عليه ، قلوب را به سـه قـلب تـقـسـيـم فـرمـوده : قـلب منكوس كه در آن خيرى نيست ، و آن قلب كافر است . و قـلبـى كـه در آن نكته سوداء است ، و شر و خير در آن جنگ كنند تا كدام غالب آيد. و قلب مـفـتوح كه در آن چراغهاى روشن است كه تا روز قيامت انوار آن خاموش نگردد، و آن قلب مؤ مـن اسـت .
    (1054)
    و ايـن مـنـافـات بـا آن حـديـث شـريـف نـدارد، زيـرا كـه قـسـم اول در ايـن حـديـث اعـم از دو قـسـم در آن حـديث است ، يعنى ، قلب مشرك و منافق ، زيرا كه قـلوب ايـن سـه طـايـفه منكوس است . و اين منافات ندارد با آنكه منكوسيت از صفات ظاهره قـلب مـشرك و كافر باشد، و مطبوعيت از صفات ظاهره قلب منافق باشد. و از اين جهت ، در آن حديث هر يك را به يكى از آنها اختصاص داده است .


    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 32 از 40 نخستنخست ... 22282930313233343536 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

فـــطـــرت كـــمـــال طـــلبـــى, فـقـر و غـنـا و اصـلاح حال مؤ منين, فـرشتگان بالهاى خويش را براى طالب علم فرش كنند, فـضـل عـالم بـر عـابـد, فوايد قوه غضبيه, فرق بين منزل تفكر و تذكر, فرق بين تفويض و توكل و ثقه, فرق بين توكل و رضاست, فرق بين رجا و غرور, فراغت وقت و قلب در عبادت, فضيلت مسواك, فضيلت نماز شب, فضيلت گريه, فضيلت بيدارى شب, فضيلت تفكر, فضيلت شكر از طريق نقل, فضيلت صدقه, قـــرب فـــرايـــض, قلب منافق و فرق آن با قلب مؤ من, قلب مؤ من ازهر است, قرب نـوافـل و نـتـيـجـه آن, قصور ممكن از قيام به عبادت حق, كلام معتزله و اشاعره و مذهب حق, كلام شهيد ثانى رحمه الله در باب غیبت, كيفيت وقوع شر در قضاى الهى, كيفيت اجراى حق خيرات و شرور را به دست بندگان, كيفيت تعلق علم حق بر معلومات, لقاء الله و كيفيت آن, لميت موازنه خوف و رجا, مـعـنـاى صـبـر, مـعنى امتحان و نتيجه آن, مفاسد كبر, مفاسد حسد, مفاسد حظوظ دنیوی در قلب, مفاسد خيانت, مفاسد دروغ, مفاسد عصبيت, مقام اول نفس, مقسوم بودن رزق, مكايد شيطان از روى ميزان است, منشاء عجب, ميزان صفات ثبوتيه و سلبيه, مؤ من بر طريق مستقيم است, مبادى محاسن اخلاق و مساوى آن, محاسبه, مذمت افراط (در) غضب, مراتب نفاق, مراتب حضور قلب, مراتب عجب, مراد از اءعرفوا الله بالله, مراد از عدم توصيف حق, مسئله جبر و تفويض, مشارطه مراقبه, معنى فطرت, معنى ترتيل, معنى حب و بغض حق تعالى, معنى سمع و بصر حق, معناى ابتلاء و امتحان حقتعالى, معالجه مفاسد اخلاقيه, معانى توكل و درجات آن, معاد از فطريات است, مغرور ساختن شيطان انسان را به رحمت واسعه حق, نقل كلام حكما در تقسيم اوصاف حق, چگونگى نسبت آن به ذات مقدس حق تعالى, چگونگى شكر, نتيجه استغفار, نتايج صبر, نشئه باطن و ملكوت, نشانه هاى فريبكار جاه طلب, نشانه هاى صاحبان عقل و فقه, نشانه تام بودن ذكـر, نشاءت وجودى انسان, هر يك از خير و شر متعلق ايجاد و خلقت گردند و كيفيت آن, وجه حصر قلوب, وخامت امر ريا, يـاد خـدااز طرف بـنـده سـبـب یاد کردن خداست بنده را, پيروى شهوات مانع تحصيل مقدمات معنوى, آدم مـــظـــهـــر تـــام الهـــى, آداب قرائت, انـــســـان در ابـــتـــداء امـــر حـيـوابالفعل است, اندراج بسيارى از علوم ذل علوم سه گانه, انسان عارف را دو نظر است, اهل فساد نيز گاهى عجب به فساد مى كنند, اهميت عزم در ترك معاصى و انجام تكاليف, اولی بودن ترك غيبت در موارد جايز, ايمان به وصف نيايد, ابتلاى انبياء به امراض جسمانى, ابطال جبر, احاديث در باب عبادت پيامبر(ص ), احاديث در ذكر مفاسد مراء, احاطه قيومى حق تعالى, اخلاص بعد از عمل, اخلاص در قرائت, اختلاف مردم در حفظ حضور حق, اركان توبه, اسارت شهوت منشاء همه اسارتهاست, استحباب سه روز روزه در هر ماه, استغفار سكنه آسمان و زمين براى طالب علم, اسرار صدقه, اشاره اجماليه به احكام فطريات, بيان شاه آبادى ره در معناى آيه محكمه, بيان صلاة وسطى, براى اسماء حق دو مقام است, بزرگى گناه غيبت و تبعات آن, بعضى قواى باطنيه, تفكر, تفكر ممنوع و مرغوب در ذات حق, تفكر در مصنوع, تفكر در احوال نفس, تفرغ براى عبادت موجب غناى قلب شود, تفسير آيات سوره حديد تا عليمبذات الصدور, تفسير توبه نصوح, تفسير سوره مباركه توحيد, تقوى, تقواى عامه, تقسيم قلوب راجع به چه چيز است, تمام موجودات را علم و حيات است, تنبيه علمى براى قلع ماده ريا, توجيه نسبت ابتلا به حق تعالى, توجيه ديگر از حديث تردید, توجيهاتى است كه از نسبت ترديد به حق شده, توحيد حق و ديگر صفات او فطرى است, تاءثير حظوظ دنيويه در قلب, تحقيق خير و شر, تذکر, ترغيب به اصلاح قلب, تشخيص احكام فطرت, تطبيق حديث نبوى با علوم سه گانه, تعداد هواهاى نفسانيه, تعريف اخلاص, تعريف غيبت, جلوگيرى انبيا از اطلاق طبيعت, حـــق تـــعـــالى ســـؤ ال نـشـود از آنـچـه بـكـنـد, حـزن و شـك و سـخـط،, حقيقت ورع و مراتب آن, حقيقت امانت, حقيقت بهشت و جهنم, حقيقت توبه, حقيقت شكر, حالات قلوب, حث بر عبادات و ترك معاصى, حديث رفع, حرام بودن استماع غيبت, خـشـيـت و نـيـت صـادقـه لازمه صـواب عمل, خوف از حق تعالى, دقت امر ريا, دنيا دار ثواب و عقاب حق تعالى نيست, در بيان بعض اقسام نفاق است, در بيان بعضى از موجبات كبر, در بيان درجات كبر, در بيان علاج تكبر, در بعض مكايد شيطان, در توجيه عرفانى از آيه شريفه 2 فتح, در حقيقت دنيا ی مذمومه, در حقيقت ريا, در سبب اصلى تكبر, درجات صبر, دشوارى توبه و جبران معاصى, دعوت به اخلاص, ذكر بعض احاديث در فضيلت ذكر خدا, ذم اتـــبـــاع هـــواى نـــفـــس, ذم اتباع هوى, ذم طـــول امـــل, رفع يد در نماز و تقليب آن, روح و راحت در يقين و رضا ست, ريا و درجات آن, ريا در اخلاق و ملكات باطنى, ريا در اعمال, ريا در عقايد, ريشه فسادهاى اخلاقی, راه تحصيل حضور قلب, رابطه حسد و تكبر, رجحان طلب رزق, سفر پر خطر و ضرورت زاد و راحله, سلوك طريق علم وسلوك طريق جنت, سِرّ رفع يدين, سبب زياد شدن حب دنيا, سر اختلاف انبيا در نبوت, شدت ابتلاء انبياء و اوصياء و مؤ منين, شدت بليات روحيه تابع شدت ادراك است, شرايط توبه, صـبر نتيجه حريت از قيد نفس, صورت ملكوتى نفاق, صورت ملكوتيه عصبيت, صبر اهل معرفت, ضبط خيال موازنه, ضررهاى اجتماعى غيبت, طول امل موجب نسيان آخرت است, عـــشـــق جـــبـــلّى بـه جميل مطلق, علم قبل از ايجاد, علم به حقيقت اسماء و صفات ممكن نيست, علم غير از ايمان است, علما ورثه انبيا, علوم مناسب با نشئات وجودی, علوم مناسب با اين نشاءت, علامتهاى صحت يقين, علاج مفاسد اخلاقى, علاج موبقه غیبت, علاج نفاق, علاج وسوسه, علاج عملى حسد, علاج غضب به قلع اسباب آن, علاج غضب در حال اشتعال آن, عينيت صفات حق با ذات است, عبادت در جوان تاءثير كند, عدد نوافل, عزم, عصبيت هاى اهل علم, غفلت از حق انتكاس قلب است

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •