*^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*
صفحه 35 از 40 نخستنخست ... 25313233343536373839 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 341 تا 350 , از مجموع 399
  1. #341
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، در نقل كلام معتزله و اشاعره و اشاره به مذهب حق
    بـدان كـه مـحـدث مـجـلسـى ، رحـمـه الله ، در مـرآة العـقـول در ذيـل حـديـث شريف ، عقد مبحثى نموده است راجع به انيكه آيا رزق مقسوم از طرف حق تعالى شـامـل حـرام نـيـز مـى شـود يـا آنـكـه مختص به حلال است . و از تفسير فخر رازى اختلاف اشـاعـره و مـعـتـزله را نـقـل فـرمـودنـد، و تـمـسـكـات طـرفـيـن را بـه احـاديـث و اخـبـار نـقـل فـرمـودنـد، و مـوافـقـت امـامـيـه را بـا مـعـتـزله دانـسـتـه انـد كـه رزق مـقـسـوم شـامـل حـرام نـمى شود، بلكه مختص به حلال است . و احتياجات معتزله را به ظواهر بعض آيـات و اخـبـار و ظـاهـر لغـت رزق ـ كـه داءب اشـاره اشـاعـره و معتزله مى باشد ـ نقل فرمودند.(1112) و خود ايشان گويا كلام معتزله را چون موافق با مشهور اماميه مى دانـسـتـه اند راضى به احتجاجات آنها شدند. ولى بايد دانست كه اين قضيه نيز يكى از شـعـب جـبـر و تفويض است كه مسلك اماميه موافق با هيچيك از اشاعره و معتزله نيست ، بلكه كلام معتزله از اشاعره بى ارجتر و ساقطتر است . و اگر بعضى از متكلمين اماميه ، رضوان الله تـعـالى عـليـهـم ، مـايـل بـه آن شـده بـاشـنـد، غـفـلت از حـقـيـقـت حـال و مـال نـمـودنـد. و چـنـانـچـه پـيـشـتـر اشـاره بـه آن (شـد) مسئله جبر و تفويض خيلى مـجـمـل در لسـان غـالب عـلمـاى فـريـقـيـن مـانـده ، و تـحـريـر محل نزاع مطابق ميزان صحيح نشده ، و لذا ربط اين مسئله را به مسئله جبر و تفويض شايد غالبا ندانند با آنكه يكى از شاه فردهاى آن است .
    بـالجـمـله ، اگـر اشـاعـره قـائل انـد بـه آنـكـه حـرام و حـلال مـقـسـوم اسـت ، بـطـورى كـه مـسـتـلزم جـبـر گـردد، يـا مـعـتـزله كـه قـايـل انـد كـه حـرام مـقـسـوم نـيـسـت ، بـطـورى كـه مـسـتـلزم تـفـويـض شـود ايـن هـر دو بـاطـل و در مـحـل خـود فـسـادش ظـاهـر شـده اسـت . و مـا بـه حـسـب اصـول مـقـرره مـبرهنه ، حلال و حرام را مقسوم از طرف حق مى دانيم ، چنانچه معاصى را به تـقـدير و قضاى الهى مى دانيم ، ولى مستلزم جبر و فساد هم نيست . و در اين اوراق كه معد بـراى اقـامـه بـرهـان نـيست ، و شرط با خود كرديم كه در مطالب علميه ، كه خود نيز از مـغـزاى آن بـالحـقـيقه بى بهره هستيم ، بحث نكنيم ، لهذا به همين اشاره قناعت مى كنيم . و الله الهادى .
    چـنـانـچـه مـبـحـث ديـگـرى را نـيـز كـه مـرحـوم مـحـدث مـجـلسـى در ذيـل ايـن حديث شريف ايراد كردند، كه آيا بر خداى تعالى واجب است رزق بندگان مطلقا، يـا در صـورت كـسـب و سـعـى ،
    (1113) مـطـلبـى اسـت كـه بـا اصول متكلمين مناسب است ، و با موازين برهانيه و ضوابط يقينيه طور ديگرى در مطلق اين مباحث بايد مشى نمود. و اولى ترك كلام در امثال اين مباحث است كه فايده تامه اى ندارد. و مـا پـيش از اين اشاره كرديم به آنكه تقسيم ارزاق بحسب قضاى الهى منافات با سعى و كوشش در طلب ندارد.



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #342
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فـصـل : در بـيـان آنـكه روح و راحت را حق تعالى در يقين و رضا قرار داده ، و حـزن و هـم رادر شـك و سـخـط، و ايـن بـه مـقـتـضـاى قـسـط و عدل است
    بايد دانست كه اين روح و راحتى كه در اين حديث شريف است ، و همين طور هم و حزن در آن ، بـه مـنـاسـبـت آنـكـه در ذيل تقدير ارزاق و تقسيم آن مذكور است ، راجع به امور دنيايى و تـحـصيل معاش و طلب آن است ، گرچه به يك بيان در امور آخرتى نيز اين تقسيم صحيح اسـت . و ما اكنون در صدد بيان اين حديث شريف هستيم . پس بدان كه انسان داراى يقين به حـق و تـقـديـرات او و مـعـتـمـد بـه ركـن ركـين قادر على الاءطلاق ، كه جميع امور را از روى مصالح مقرر مى فرمايد و داراى رحمت كامله مطلقه و بالجمله رحيم مطلق و جواد مطلق است ، البـتـه بـا چـنـيـن يـقـيـنـى امـور مـشـكـله بـر او آسـان شـود و جـمـيـع مـصـيـبـتـهـا بـراى او سـهـل گـردد، و طـلب او در تـحـصـيـل مـعـيـشـت بـا طـلب اهـل دنيا و اهل شك و شرك بسيار فرق دارد. آنهايى كه به اسباب ظاهريه اعتماد دارند، در حـصـول آنـهـا دايـمـا مـتـزلزل و مضطرب هستند، و اگر به آنها صدمه اى وارد شود، خيلى ناگوار به نظر آنها آيد، زيرا كه آن را محفوف به مصالح غيبيه نمى دانند. و بالجمله ، كـسـى كـه تـحـصـيـل ايـن دنـيـا را سـعـادت خـود مـى دانـد، در تـحـصـيـل آن به رنج و عنا مبتلا شود و راحت و خوشى از او بريده شود و تمام هم و دقتش صـرف در آن شـود، چـنـانـچه مى بينيم كه اهل دنيا دائما در تعب هستند و راحتى قلب و جسم نـدارند. و همين طور اگر از دست آنها دنيا و زخارف آن برود، به حزن و اندوه بى پايان مـبـتـلا شـونـد، و اگـر مـصـيـبـتـى بـر آنـهـا وارد شـود، تـاب و تـوان از آنـها برود و در مـقـابـل حـوادث اصـطـبـار نـكـنـنـد. و ايـن نـيـسـت جـز آنـكـه شـك و تـزلزل در قـضـاى الهـى و عـدل آن دارنـد، و ثـمـره آن ايـن قبيل امور است . و ما پيش از اين در اين زمينه شرحى داديم و از اين جهت تكرار آن نارواست .
    و امـا بـيـان آنـكـه تـرتـب ايـن آثـار بـر يـقـيـن و رضـا، و آن آثـار بـر شك و غضب ، به جـعل الهى است ، و اين جعل عادلانه است ، موقوف به بيان نفوذ فاعليت حق تعالى است در تمام مراتب وجود بدون آنكه جبر باطل مستحيل لازم آيد، و موقوف بر بيان لمى اتميت نظام وجود است . و اين هر دو از وظيفه اين اوراق خارج است . و الحمدلله اءولا و آخرا.

    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #343
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    الحديث الثالث و الثلاثون
    حديث سى و سوم
    بـالسـند المتصل الى الشيخ الاءقدام ، محمد بن يعقوب الكلينى ، رضوان الله عليه ، عـن اءحـمـد بـن مـحـمـد، عـن الحسين بن سعيد، عمن ذكره ، عن عبيد بن زرارة ، عن محمد بن مارد، قـال : قـلت لاءبـى عـبـدالله ، عـليـه السـلام : حـديـث روى لنـا اءنـت قـلت : اءذا عـرفـت فاعمل ما شيئت فقال : قد قلت ذلك . قال قلت : و ان زنوا و ان سرقوا و ان شربوا الخمر؟ فـقـال لى : انـا لله و (انـا) اليـه راجـعـون . و الله مـا اءنـصـفـونـا اءن نـكـون اءخـذنـا بـالعـمـل و وضـع عـنـهـم ! انـمـا قـلت اذا عـرفـت فـاعـمـل مـا شـئت مـن قليل الخير و كثيره ، فانه يقبل منك (1114)
    ترجمه :
    راوى حـديـث شـريـف گويد: به جناب صادق ، عليه السلام ، گفتم : "حديثى براى ما روايت شده كه شما فرموديد وقتى كه معرفت پيدا كرديد (يعنى در حق ائمه عليهم السلام ) هـر چـه مى خواهى بكن ." فرمود: "من چنين گفتم ." گفت گفتم : "گرچه زنا كنند يا دزدى كـنـنـد يـا شـراب بـخـورنـد؟" فرمود: "انا لله و انا اليه راجعون . به خدا قسم كه بى انـصـافـى نـمـودنـد بـا مـا كـه مـاهـا خـود اخـذ شـويـم بـه اعـمـال و از آنها برداشته شود! آنچه من گفتم اين بود كه وقتى معرفت پيدا كردى هر چه مـى خـواهـى بـكـن از عـمـل خـيـر، چـه كـم و چـه زيـاد، از تـو قبول مى شود."
    شرح حديث مبتدا، و روى خبر آن است . و اءنك به فتح ، خبر مبتداى محذوف است ، اى هو انك .
    قوله : اذا عرفت مقصود از معرفت در اين حديث معرفت امام ، عليه السلام ، است .
    قـال قـلت مـمـكـن اسـت بـا ضم تا به صيغيه متكلم ، و ممكن است به صيغه خطاب باشد.
    و ان زنوا كلمه ان وصليه است . اءى ، اذا عرفوا، فليعملوا ما شاؤ وا و ان كان من الكبائر.
    قوله : انا لله كلمه استرجاع را در مقام شدت مصيبت و عظمت آن گويند. و چـون اين افترا يا سوء فهم از مصيبتهاى بزرگ بوده ، حضرت در مقام كما تحاشى از آن چنين فرمودند.
    قـوله : ان نكون اءى ، فى اءن نكون . يعنى انصاف نكردند با ما در اينكه ما مورد تكليف و مـاءخـوذ بـر آن باشيم ، و آنها به واسطه اعتقاد به ما مورد تكليف نباشند و ماءخوذ بر اعـمـال نـشـونـد. بـعـد از آن بـيـان مـقـصـود خـود را فـرمـودنـد كـه ولايـت شـرط قبول افعال است ، چنانچه اشاره به آن بيايد انشاءالله تعالى .


    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #344
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، در بيان جمع اخبارى كه حث بر عبادات و ترك معاصى نموده با بعض اخبار كهصورتا مخالف با آن است .
    بـدان كـه اگـر كـسـى مـراجـعـه كـنـد بـه اخـبـار وارده و در حـالات رسـول اكـرم (ص ) و ائمـه هـدى (ع ) و كـيـفـيـت عـبـوديـت و اجـتـهاد آنها و تضرع و زارى و ذل و مـسـكـنـت و خـوف و حـزن آنـها در پيشگاه مقدس رب العزة و كيفيت مناجات آنها در محضر قـاضـى الحـاجـات ، كـه از حد تواتر بيرون است و از صدها افزون ، و همين طور مراجعه كـنـد بـه وصـيتهايى كه رسول اكرم (صلى الله عليه و آله ) به حضرت اميرالمؤ منين ، عـليـه السـلام ، مـى كـردند، و وصيتهاى ائمه بعضى به بعضى ، و وصيتهايى كه به خـواص شـيـعـيان و خلص مواليان مى فرمودند و تاءكيدات و سفارشهاى خيلى بليغى كه مـى فـرمـودنـد و آنـهـا را از مـعـصـيـت خـداى تـعـالى تـحـذيـر مـى نـمـودنـد، كـه در اصـول و فـروع تـكـاليـف كـتـب اخـبـار از آن مـشـحـون اسـت ، عـلم قـطـعـى حـاصـل مـى كـنـد كه اگر بعض روايات به حسب صورت و ظاهر مخالف با آن احاديث وارد شـده اسـت ، ظـاهـر آنـهـا مـراد نـيـسـت . پـس ، اگـر طـورى مـمـكـن بـود تاءويل آن كه منافات با آن احاديث قطعيه صريحه ، كه از ضروريات دين است ، نداشته بـاشـنـد، آن را تـاءويل كنيم ، يا جمع عرفى داشت جمع كنيم ، و الا رد علم آن به قائلش ‍ مى نماييم . و ما اكنون در اين اوراق نمى توانيم جميع اخبار، يا عشرى از اعشار آن را، ذكر كـنـيـم و بـيـان تـوفـيق آنها نماييم ، ولى از ذكر بعض روايات طرفين ناچاريم تا حقيقت حال معلوم شود.
    كـافـى بـاسـنـاده عـن اءبـى عـبـدالله ، عـليـه السـلام ، قـال : شـيـعـتـنـا (هـم ) الشـاحـبـون الذابـلون النـاحـلون الذيـن اذا جـهـنـم الليل استقبلوه بحزن .(1115)
    فرمود: شيعيان ما كسانى هستند كه داراى حزن و اندوه اند، و لاغراندام اند از شدت حزن و عـبـادت ، آنـهـايـى هـسـتـنـد كـه چـون فـرو گـيـرد آنـهـا را تـاريـكـى شـب ، اسـتـقـبـال كـنـنـد آن را بـه حـزن . و روايـت بـه اين مضمون كه علامت شيعيان را بيان فرمايد بسيار است .
    و عنه ، عن المفضل قال قال اءبوعبدالله ، عليه السلام ، اياك و السفينة ، فانما شيعة عـلى ، عـليـه السـلام ، مـن عـف بـطـنـه و فـرجـه ، و اشـتـد جـهـاده ، و عـمـل لخـالقـه ، و رجـا ثـوابـه و خـاف عـقـابـه . فـاذا راءيـت اولئك ، فـاولئك شـيـعـة جعفر.(1116)
    فـرمـود: بر حذر باش از اين مردم پست . جز اين نيست كه شيعه على كسى است كه عفيف بـاشـد بـطـن و فـرج او، و شـديـد بـاشـد جـهـاد او، و عـمـل كـنـد بـراى آفـريدگارش ، و اميد ثواب او را داشته باشد و خوف عقاب او را داشته باشد. وقتى اين جماعت را ديدى ، آنها شيعه جعفر بن محمد هستند.
    و عـن الاءمـالى ، للحـسـيـن بـن مـحمد الطوسى ، شيخ الطائفة ، رحمه الله ، باسناده عن الرضـا، عـليـه السـلام ، عـن اءبـيـه ، عـن جـده ، عـن اءبـى جـعـفـر، عـليـه السـلام ، اءنـه قـال لخـيـثـمـة : اءبـلغ شـيـعـتـنـا (اءنـا لا نـغـنـى مـن الله شـيـئا. و اءبـلغ شـيـعـتنا اءنه لا يـنـال ما عند الله الا بالعمل . و اءبلغ شيعتنا) اءن اءعظم الناس حسرة يوم القيامة من وصف عدلا ثم خالفه اءلى غيره . و اءبلغ شيعتنا اءنهم اذا قاموا بما اءمروا اءنهم هم الفائزون يوم القيامة .(1117)
    فـرمـود جناب باقر العلوم عليه السلام ، به خيثمه كه ابلاغ كن به شيعيان ما كه ما بـى نـيـاز نـمـى كـنـيـم از خـداونـد چـيـزى را. (يـعـنـى بـه اعـتـمـاد بـه مـا از عـمـل بـاز نـمـانـيـد) و بـرسـان بـه شـيـعـيـان مـا كـه نـرسـد آنـچـه خـدا هـسـت مـگـر بـه عـمـل . و بـه شيعيان ما ابلاغ كن بزرگترين مردم در حسرت روز قيامت كسى است كه وصف كـنـد عـدلى را، پـس از آن مخالفت كند او را و عدول كند به سوى غير آن . و ابلاغ كن به شـيـعـيـان مـا كـه اگـر قائم شدند به آنچه به آن ماءمورند، (يعنى اگر اطاعت خداوند را كردند) آنها اهل نجات هستند فقط.



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #345
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    كـافـى بـاسـنـاده عـن اءبـى جـعـفـر، عـليـه السـلام ، قال : لا تذهب بكم المذاهب . فو الله ، ما شيعتنا الا من اطاع الله .(1118)
    يـعـنـى عـذر تـراشـى نـكـنـيـد در مـعـاصـى خـدا، و راءيـهـاى بـاطـل را مـتـابـعـت نـكـنـيـد كـه مـا شـيـعـه هـسـتـيـم و انـتـسـاب بـه اهـل بـيـت اسـبـاب نـجات ماست ، به خدا قسم كه نيست شيعه ما مگر كسى كه اطاعت خداى تعالى كند.
    و بـاسـنـاده عـن جـابـر، عـن اءبـى جـعـفـر، عـليـه السـلام ، قـال قـال : لى : يـا جـابـر، اءيـكـتـفـى مـن يـنـتـحـل التـشـيـع اءن يـقـول بـحـبـنـا اءهـل البـيـت ؟ فـوالله ، مـا شـيـعـتـنـا الا مـن اتقى الله و اءطاعه . الى اءن قـال : فـاتقوا الله و اعملوا لما عندالله ، ليس بين الله و لا بين اءحد قرابة ، اءحب العباد الى الله تعالى و اءكرمهم عليه اءتقاهم و اءعملهم بطاعته . يا جابر، و الله ، ما يتقرب الى الله تـعـالى الا بـالطـاعة . ما معنا براءة من النار و لا على الله لاءحد من حجة . من كان لله مـطـيـعـا، فـهـو لنـا ولى ، و مـن كـان لله عـاصـيـا، فـهـو لنـا عـدو. و مـا تناول ولايتنا الا بالعمل و الورع .(1119)
    فـرمـود: اى جـابـر، آيـا كـفـايـت مـى كـنـد كسى را كه مدعى تشيع است اينكه دعوى كند دوستى ما اهل بيت را؟ به خدا قسم كه شيعه ما نيست مگر كسى كه از خدا بترسد و اطاعت او كـنـد. تـا ايـنـكـه فـرمـود: بـتـرسـيـد از خـدا و عـمـل كـنـيـد بـراى آنـچـه پـيـش خـداونـد اسـت . (يـعـنى از ثوابها). نيست ميانه خدا و كسى خـويـشـاونـدى ، و دوستترين بندگان پيش خداى تعالى و اكرم آنها بر او پرهيزگارتر آنـهـا و عـمـل كـننده تر از آنهاست به فرمايشات او. اى جابر، به خدا قسم كه تقرب به خـداونـد تعالى حاصل نشود مگر به اطاعت . نيست با ما آزادى از آتش ، و نيست براى كسى حـجـت بـر خـداونـد. كـسى كه مطيع خداوند است ، او دوست ماست ، و كسى كه عصيان خداوند كـنـد، او دشـمـن مـاسـت . و ولايـت مـا نـيـل نـشـود مـگـر بـه عمل و پرهيزگارى .
    و هـم در كـافـى شـريف سند به حضرت باقرالعلوم ، عليه السلام ، رساند كه فرمود: اى جماعت شيعيان آل محمد، صلى الله عليه و آله ، شماها در حد وسط باشيد كه غاليان بـه شـمـا رجـوع كـنـند و تاليان به شما ملحق شوند. يكى از انصار كه اسمش سعد بـود عـرض كرد: فدايت شوم ، غالى چيست ؟ فرمود: قومى هستند كه درباره ما چيزهايى گويند كه ما درباره خود نگوييم ، پس آنها از ما نيستند و ما از آنها نيستيم . عرض كرد: تالى چيست ؟ فرمود: كسى است كه طالب هدايت است ، و طريق آن را نـمـى دانـد و مـى خـواهـد كـه خـيـر بـه او بـرسـد و عـمـل كند. پس از آن رو به شيعيان فرمود و گفت : به خدا قسم كه با ما برائت و آزادى از خداوند نيست (يعنى از سخط و عذاب او)، و بين ما و خداوند خويشاوندى نيست ، و ما بر خداوند حجتى نداريم ، و تقرب به خدا حاصل نكنيم مگر به اطاعت و فرمانبردارى . و هـر كـس از شـمـا مـطـيـع خـداونـد بـاشـد، فـايـده دارد بـه (حال ) او ولايت و دوستى ما، و هر كس فرمانبردار خدا نباشد از شماها، ولايت ما به او نفعى نرساند. واى بر شما مغرور نشويد، واى بر شما مغرور نشويد.
    (1120)
    و هـم در كـافـى شـريـف اسـت كـه حـضـرت بـاقـرالعـلوم ، عـليـه السـلام ، فـرمـود: رسول خدا، صلى الله عليه و آله ، ايستاد بر صفا پس فرمود: "اى اولاد هاشم ، اى اولاد عـبدالمطلب ، من رسول خدا هستم بسوى شما و من شفقت دارم نسبت به شما، و همانا عـمـل مـن بـراى خـود مـن اسـت ، و از بـراى هـر يـك از شـمـا عـمـل اوسـت . نـگـويـيـد كـه مـحـمـد از مـاسـت و زود اسـت كـه مـا داخل شويم در آنجايى كه او داخل شود. نه ! به خدا قسم ، اى بنى عبدالمطلب ، دوستان من از شـمـا و غـيـر شما نيست مگر پرهيزگاران . آگاه باشيد كه من نمى شناسم شما را روز قـيـامـت در صـورتـى كـه بياييد و حمل كرده باشيد دنيا را به پشتهاى خود، و مردم ديگر بيايند نزد من در صورتى كه آخرت حمل آنهاست .
    (1121)


    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #346
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    و هـم در روايـت جـابـر مـتـقـدم اسـت كـه فرمود حضرت باقرالعلوم ، عليه السلام : اى جـابـر، مـذاهـب بـاطـله و راءيـهاى فاسده تو را گول نزند كه گمان كنى حب على ، عليه السـلام ، تـو را بـس است . آيا كفايت مى كند براى مرد كه بگويد من دوست مى دارم على ، عـليـه السـلام ، را و داراى ولايـت او هـسـتـم ، و مـع ذلك فـعـال و داراى كـثـرت عـمـل نـبـاشـد؟ اگـر بـگـويـد مـن رسول خدا را دوست مى دارم (با آنكه رسول خدا از على بهتر است ) پس از آن متابعت سيره او نـكـنـد و عـمـل بـه سـنـت او نـنـمـايـد، از حـب او نـفـعـى بـراى او حاصل نشود.(1122)
    و در حـكـايـت مـعـروف طـاووس اسـت كه ديد صداى ناله و تضرع و زارى مى آيد، تا آنكه صـاحب آن ناله خاموش شد و گويى غشوه اى براى او دست داد. چون به بالين او آمد، ديد جـناب على بن حسين ، عليهما السلام است ! سر آن بزرگوار را به دامن گرفت و كلماتى مشتمل بر آنكه تو فرزند رسول خدا و جگر گوشه فاطمه زهرائى ، و بالاخره بهشت از شماست ، عرض كرد. آن سرور فرمود: خداوند بهشت را خلق فرموده از براى كسى كه عـبـادت و اطـاعـت او كـند، اگر چه غلام حبشى باشد، و آتش را خلق فرموده براى كسى كه معصيت او كند، گرچه اولاد قريش ‍ باد. (يا سيد قريش باشد).
    (1123)
    ايـن اسـت چـنـد حـديـث از احـاديـث شـريـفـه صـريـحـه بـه ايـنـكه اين اشتهاى كاذبه كه ما اهـل دنـيـا و مـعـصـيـت داريـم غـلط و بـاطـل اسـت ، و از هـوسـهـاى شـيـطـانـى و مـخـالف بـا عـقـل و نـقـل اسـت . و ضـمـيـمـه نـمـا بـه آن آيـات شـريـفـه قـرآنـيـه را، مـثـل قـول خـداى تـعـالى : كـل نـفـس بـمـا كـسـب رهـيـنـة .
    (1124) و مـثـل قـوله تـعـالى : فـمـن يـعـمـل مـثـقـال ذرة خـيـرا يـره .(1125) و مـن يـعـمـل مـثـقـال ذرة شـرا يـره . و مـثـل قـوله تـعـالى : لهـا ما كسبت و عليها ما اكتسبت .(1126) و غير اينها از آيات شريفه كه در (هر) صفحه از كتاب الهى موجود است ، كه تاءويل و تصرف در آن خلاف ضرورت است .
    و در مـقـابـل ايـنها احاديث ديگرى است كه آنها هم در كتب معتبره مذكور است ، ولى نوعا جمع صـحـيـح عـرفـى دارد. و اگـر جـمـع نـيـز پـسـنـد نـيـفـتـد و قابل تاءويل نباشند، مقاومت با اين همه حديث صحيحه صريحه متواتره مؤ يده به ظواهر قـرانيه و نصوص فرقانيه و عقل سليم و ضرورت مسلمين ننمايد. فمن ذلك ما رواه ثقة الاسـلام الكـليـنى باسناده عن يوسف بن ثابت بن اءبى سعيدة ، عن اءبى عبدالله ، عليه السـلام ، قـال : الاءيـمـان لا يـضـرمـعـه عـمـل ، و كـذلك الكـفـر لا يـنـفـع مـعـه عمل .(1127) فرمود حضرت صادق ، عليه السلام : ايمان ضرر نرساند با آن عـمـلى ، و كـفـر نيز نفع نرساند با آن عملى . و چند حديث ديگر به اين مضمون وارد اسـت .
    (1128) و جـنـاب مـحـدث جـليـل ، مـجـلسـى ، عليه الرحمة ، اين دسته اخبار را امر فـرمـودنـد بـه ايـن كـه مـراد از ضـرر دخـول نـار يـا خـلود در نـار است . ـ انتهى .(1129) و بـنـابـراينكه مراد دخول نار باشد، منافات ندارد با عذابهاى ديگرى كه در بـرزخ و مـواقـف قـيـامت از آنها بشود. و نويسنده گمان مى كند كه ممكن است اين اخبار را حمل كرد به آنكه ايمان قلب را طورى منو ر مى كند كه اگر فرضا گاهى خطا يا گناهى از انـسـان صـادر شـود، به واسطه آن نور و ملكه ايمان جبران كند به توبه رجوع الى الله نمايد، و صاحب ايمان بالله و يوم الآخرة نگذارد اعمالش را به روز حساب افتد. پس ، در حـقـيـقـت ايـن اخـبـار حـديـث بـر تمسك به ايمان و بقاى به آن است . چنانچه نظير اين حـديـثـى اسـت كـه در كـافـى شـريـف از حـضـرت صـادق ، عـليـه السـلام ، نـقـل فرموده كه حضرت موسى ، عليه السلام ، به جناب خضر، عليه السلام ، گفت : "مـن از رفاقت با تو داراى شرافت و حرمت شدم ، پس وصيتى به من فرما." فرمود به او كه "ملازم باش با چيزى كه ضرر نرساند به تو با آن چيزى ، چنانچه با غير آن به تو چيزى نفع نرساند."(1130)
    و مـن ذلك مـا رواه بـاسـنـاده عـن محمد بن الريان بن الصلت ، رفعه عن اءبى عبدالله ، عـليـه السـلام ، قـال كـان اءمـيـرالمـؤ مـنـيـن ، عـليـه السـلام ، كـثـيـرا مـا يـقـول فـى خـطـبته : يا اءيها الناس ، دينكم دينكم ! فان السيئة فيه خير من الحسنة فى غـيـره ، و السـيـئة فـيـه تـغـفـر، و الحـسـنـة فـى غـيـره لا تقبل .(1131)
    مى فرمود حضرت اميرالمؤ منين ، عليه السلام ، در خطبه بسيارى از اوقات : اى مردم ، حفظ كنيد دين خود را و دست از آن برنداريد، زيرا كه گناه در آن بهتر از حسنه در غير آن اسـت ، و گـنـاه در آن آمـرزيـده شـود، و در غـيـر آن عـبـادات و حـسـنـات قبول نگردد.



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #347
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    و ايـن حـديث شريف و امثال آن كه در مقام ترغيب به ملازمت ديانت حقه است دلالت بر آن دارد كـه سـيئات مؤ منين و صاحبان دين حق بالاخره آمرزيده شود، چنانچه خداوند فرمايد: ان الله يـغـفـر الذنـوب جـميعا.(1132) و از اين (جهت )، سيئات آنها را توان گفت كه بـهـتـر از حـسـنات ديگران است كه هيچ وقت قبول نشود، بلكه شايد حسناتى كه شرايط قـبـول ، مـثـل ايمان و ولايت ، در آن نباشد خود داراى ظلمتى باشد كه از سيئات مؤ منين ، كه بـه واسـطه نور ايمان در خوف و رجا هستند، ظلمت و كدورتش بيشتر باشد. بالجمله ، اين حديث دلالت ندارد بر آنكه اهل ايمان بر سيئات خود ماءخوذ نيستند، چنانچه ظاهر است .
    و از جـمـله احـاديث مشهوره كه گويند بين فريقين مشهور است اين است كه حب على حسنه لا يـضـر معها سيئه ، و بغضه سيئة لا ينفع معها حسنة .(1133) دوستى على (عليه السلام ) حسنه اى است كه با آن هيچ گناهى ضرر نمى رساند: و بغض آن سرور گناهى است كه هيچ نيكويى با آن نفع نبخشد.
    و ايـن حـديـث شـريف در سلك حديثى است كه درباره ايمان پيش از اين مذكور شد. مـعـنـى آن يـا بـطـورى اسـت كـه مـرحـوم مـجـلسـى در آن اخـبـار احـتـمـال دادنـد، كـه مـقـصـود از ضـرر خـلود در نـار يـا دخـول در نـار اسـت ، يـعـنـى ، حـب آن سـرور، كـه سـرمـايـه ايـمـان و اكـمـال و اتـمـام آن اسـت ، مـوجـب شـود كـه به شفاعت شافعين از نار مستخلص ‍ شود. و اين چنانچه گفتيم منافات ندارد با آنكه عذابهاى گوناگون برزخ را داشته باشد، چنانچه در حـديـث اسـت كه فرمودند شماها برزخ خود را اصلاح كنيد، ما در قيامت از شما شفاعت مى كـنـيـم .
    (1134) و يـا آنـكـه آن طـور كـه مـا ذكـر كرديم مقصود باشد كه حب آن سرور نـورانـيـت و مـلكـه (ايمان ) در قلب حاصل كند كه احتراز از گناهان كند، و اگر گاهى به گناهى مبتلا شد، آن را به توبه و انابه ترميم نمايد، و نگذارد كه رشته كار از دستش بـيـرون رود و مـهـار نـفـس ‍ گـسـيـخـتـه گـردد. و از جـمـله ، يـك دسـتـه اخـبارى است كه در ذيـل آيـه شـريـفـه در سـوره فـرقـان مـذكـور شـده : قـال تـعـالى : و الذيـن لا يـدعون مع الله الها آخر و لا يقتلون النفس التى حرم الله الا بـالحـق و لا يـزنون و من يفعل ذلك يلق اءثاما. يضاعف له العذاب يوم القيامة و يخلد فيه مـهـانـا. الا مـن تـاب و آمـن و عـمـل عـمـلا صـالحـا فـاءولئك يـبـدل الله سـيئاتهم حسنات و كان الله غفورا رحيما.(1135) فرمود: آنهايى كه نمى خوانند با خداوند خداى ديگرى ، و نمى كشند نفسى را كه خداوند حرام كرده است كشتن او را، مـگـر به حق (در موارد مقرره )، و زنا نمى كنند، اينها بندگان خاص خداوند هستند. و كـسـى كـه چـنـين كارهايى كند به جزاى تام خود مى رسد، مضاعف شود عذاب براى او روز قـيـامـت ، و مـخـلد شـود در آن عـذاب بـا خـوارى ، مـگـر كـسى كه توبه كند و ايمان آورد و عـمـل نـيـكـو بكند. آنها را تبديل مى فرمايد خداوند سيئاتشان را به حسنات . و مى باشد خـداونـد آمـرزنده و مهربان . در ذيل اين آيه اخبار كثيره هست كه ما به ذكر يكى از آن (ها) اكتفا مى كنيم ، زيرا كه همه قريب به هم هستند در معنى و مضمون .
    عـن الشـيـخ فـى امـاليـه بـاسـنـاده عـن مـحـمـد بـن مـسـلم الثـقـفـى ، قـال سـاءلت اءبـا جـعـفـر، مـحـمـد بـن عـلى ، عـليـهـمـا السـلام ، عـن قـول الله عـزوجـل : فـاءولئك يـبـدل الله سـيـائتـهـم حـسـنـات و كـان الله غـفـورا رحيما.فقال ، عليه السلام : يؤ تى بالمؤ من المذنب يوم القيامة حتى يقام بوقف الحساب ، فـيـكـون الله تـعـالى هو الذى يتولى حسابه لا يطلع حسابه اءحدا من الناس ، فيعرفه ذنـوبـه حـتـى اذا اءقـر بـسـيـئاتـه . قال الله عزوجل للكتبه : بدلوها حسنات و اءظهروها للنـاس . فـيـقـول النـاس ‍ حـيـنئذ: ما كان لهذا العبد سيئه واحدة ! ثم ياءمر الله به الى الجنة . فهذا تاءويل الآية . و هى فى المذنبين من شيعتنا خاصة .(1136)
    مـحـدث جـليـل القـدر، مـحـمـد بـن مـسـلم ثـفـقـى ، رضـوان الله عليه ، مى فرمايد: سؤ ال (كـردم ) از حـضـرت بـاقـر العـلوم ، عـليـه السـلام ، از مـعـنـى قـول خـدا: فـاءولئك ... الايـه فـرمـود: "آورده شـود مـؤ من گناهكار در روز قيامت تا (قرار گـيـرد) در مـوقـف حساب ؛ پس ذات مقدس حق خود حساب او را بكشد، و هيچيك از مردم (را) بر حـسـاب او آگـاه نـگرداند. پس از آن ، گناهان او را به او معرفى فرمايد، تا آنكه اقرار بـه گـنـاه خـود كـنـد. خـداى تـعـالى بـه نـويـسـنـدگـان امـر فـرمـايـد كـه گناهان او را مـبـدل به حسنات كنند و به مردم اظهار كنند. پس مردم مى گويند: براى اين بنده يك گناه هـم نـبـود! پـس از آن ، امـر فـرمـايـد كـه او را بـه بـهـشـت بـبـرنـد. ايـن اسـت كـه تاءويل اين آيه . و اين در گناهكاران از شيعيان ماست خاصتا."



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #348
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    اينكه آيه شريفه را بالتمام نوشتم و كلام را طولانى كردم براى آن است كه مطلب چون از مـهـمـات اسـت ، و بـسـيـارى از اهـل مـنـبـع بـه مـردم عـامـه بـد فـهـمـانـدنـد ايـن قـبـيـل اخـبـار را، و ربـط آنـهـا به آيه شريفه جز به ذكر آيه معلوم نمى شد، از اين جهت مـعـذورم از طـول مـمـل . كسى كه صدر و ذيل آيه شريفه را ملاحظه كند، مى فهمد كه مردم مـطلقا به اعمال خود گرفتارند و مؤ اخذ در زشتيها هستند، مگر آنهايى كه ايمان آوردند و توبه از گناهان كنند و عمل صالح به جا آورند. و اين سه در هر كس جمع شود، رستگار و مـورد الطـاف خـداونـد اسـت و در پـيـشـگـاه مـقـدس حق محترم است ، و سيئات و گناهان (او) مـبـدل بـه حـسـنـات شـود. و جـنـاب بـاقـرالعـلوم ، عـليـه السـلام ، نـيـز تـاءويل همين را فرمودند كه كيفيت حساب و موقف چنين اشخاصى به اين ترتيب است . منتها آنـكـه ايـن خـاص بـه شـيـعـيان اهل بيت است و ديگر مردم از آن محروم هستند، زيرا كه ايمان حـاصـل نـشـود مگر به ولايت على و اوصياى او از معصومين طاهرين ، عليهم السلام ، بلكه ايـمـان بـه خـدا و رسـول قـبـول نـشـود بـدون ولايـت ، چـنـانـچـه در فـصـل بـعـد از ايـن انشاءالله مذكور شود. پس ، اين آيه شريفه و اخبار مفسره را بايد از ادله اوليـه شـمرد، زيرا كه دلالت دارد بر آنكه اگر شخص ايمان داشته باشد و جبران گناهان را با توبه و عمل صالح نكند، مشمول اين آيه نخواهد بود.
    پـس اى عـزيـز، شـيـطـان تـو را مـغـرور نـكـنـد و هـواهـاى نـفـسـانـيـه تـو را گـول نـزنـد. البـتـه انـسـان تـنـبـل مـبـتـلا بـه شـهـوات و حـب دنـيـا و جـاه و مال ، مثل نويسنده ، هميشه دنبال بهانه است از براى تاءييد تنبلى خود، و هر چه موافق با شـهـوات او بـاشـد و مـؤ يـد هـواهـاى نـفـسـانـيـه و خـيـالات شـيـطـانـيـه او بـاشـد، اقـبـال به آن نمايد و چشم و گوش خود را به آن باز كند، بدون آنكه فحص از مغزاى آن نـمـايـد يـا بـه مقابلات و معارضات آن نظر نمايد. بيچاره گمان مى كند به مجرد دعوى تـشـيـع و حـب اهـل بيت طهارت و عصمت جواز ارتكاب هر محرمى را خداى نخواسته دارد و قلم تـكـليـف ، نـعـوذبـالله ، از او برداشته شده ! بدبخت نمى داند كه شيطان بر او تعميه كرده ، و در آخر عمر بيم آن است كه محبت بيمغز بيفايده نيز از دستش برود و با كف تهى در صـف نـواصـب اهـل بـيـت مـحـشـور گردد. آخر دعوى محبت كسى (كه ) بينه نداشته باشد پـذيـرفـتـه نـيـسـت . مـمـكـن نيست من با شما دوست باشم و محبت و اخلاص داشته باشم ، و بـرخـلاف تـمـام مـقـاصـد و مـطـلوبـات شـمـا اقـدام كـنـم . درخـت مـحـبـت ثـمـره و نتيجه اش عـمـل بـر طـبـق آن اسـت ، و اگـر ايـن ثـمـره را نداشته باشد، بايد دانست كه محبت نبوده ، خيال محبت بوده .
    پيغمبر اكرم و اهل بيت مكرم او، صلوات الله عليهم ، تمام عمر خود را صرف در بسط احكام و اخلاق و عقايد نمودند و يگانه مقصد آنها نشط احكام خدا و اصلاح و تهذيب بشر بوده و هـر قـتـل و غـارت و ذلت و اهـانـتـى را در راه ايـن مـقـصـد شـريـف سهل شمردند و از اقدام باز نماندند، پس محب و شيعه آنها كسى است كه در مقاصد آنها با آنها شركت كند و پيروى از آثار و اخبار آنها كند. اينكه در اخبار شريفه اقرار به لسان و عـمـل بـه اركـان را از مـقومات ايمان شمرده بيان يك سر طبيعى و سنة الله جاريه است ، چـون كـه حـقـيـقـت ايـمـان مـلازم با اظهار و عمل است . عاشق در جبله طبيعيه اوست اظهار عشق و تـغـزل در شـاءن مـعـشـوق ، و عـمـل بـه لوازم ايـمـان و مـحـبـت خـدا و اوليـاى او. (اگـر) عمل نكرد مؤ من نيست و محبت ندارد. و اين صورت ايمان و محبت بى مغز و معنى نيز با جزئى حـوادث ، و فـى الجـمـله فـشـار، از بـيـن مـى رود و صـفـراليـد بـه دار جـزاى اعمال منتقل شود.


    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #349
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فـــصـــل ، در بـــيـــان آنـــكـــه ولايـــت اهـــل بـــيـــت شـــرط قـبـولىاعمال است
    آنـچـه ذيـل حـديـث شـريـف دلالت بـر آن دارد كـه ولايـت و مـعـرفـت شـرط قـبـول اعـمـال اسـت از امـورى است كه از مسلمات بلكه ضروريات مذهب مقدس شيعه است . و اخبار در اين باب به قدرى زياد است كه در اين مختصرات نگنجد و فوق حد تواتر است ، و ما به ذكر بعضى از آن اين اوراق را تبرك مى كنيم :
    عـن الكـافـى بـاسـنـاده عـن اءبـى جـعـفـر، عـليـه السـلام ، قـال : ذروة الامـر و سـنـامـه و مـفـتـاحـه و بـاب الاءشياء و رضى الرحمن الطاعة للامام بعد مـعـرفـته ... اما لو ان رجلا قام ليلة و صام نهاره و تصدق بجميع ماله و حج جميع دهره و لم يعرف و لاية ولى الله فيو اليه و يكون جميع اعماله بدلالته اليه ، ما كان له على الله حق فى ثوابه و لا كان من اءهل الايمان .(1137)
    فـرمـود: حقيقت و مخ امر و اعلاى و كليد آن و باب اشيا و رضاى خداوند، اطاعت امام است بـعـد از مـعـرفت او. آگاه باش كه اگر مردى شبها به عبادت ايستد و روزها روزه گيرد و تـمـام مـالش را صـدقـه دهـد و تـمـام روزگـار را حج كند، و نشناسد ولايت ولى خدا را تا مـوالات او كند و تمام اعمالش به راهنمايى او باشد، نيست براى او بر خداى تعالى حقى و ثوابى و نمى باشد از اهل ايمان .
    و بـاسـنـاده عـن اءبـى عـبـدالله ، عـليـه السـلام ، قـال : مـن لم يـاءت الله عـزوجـل يـوم القـيـامـة بـمـا اءنـتـم عـليـه ، لم يتقبل منه حسنة و لم يتجاوز سيئة .(1138)
    و بـاسـنـاده عـن اءبـى عـبـدالله ، عـليـه السـلام ، فـى حـديـث قال : والله ، لو اءن ابليس ، لعنه الله ، سجد لله بعد المعصية و التكبر عمر الدنيا، ما نـفـعـه ذلك و لا قـبـله الله مـالم يـسـجـد لآدم كـمـا اءمـره الله عـزوجـل اءن يـسـجـد له ، و كـذلك هـذه الامة العاصية المفتونة بعد تركهم الامام الذى نصبه نـبيهم لهم فلن يقبل الله لهم عملا و لن يرفع لهم حسنة حتى ياءتوا الله من حيث اءمرهم و يتولوا الامام الذى اءمرهم الله بولايته و يدخلوا من الباب الذى فتحه الله و رسوله لهم ...الحديث .(1139)
    و اخـبـار در اين باب و به اين مضامين بسيار است . و از مجموع اخبار استفاده شود كه ولايت شـرط قـبـول اعـمـال ، بـلكـه شـرط قـبـول ايـمـان بـه خـدا و بـه نـبـوت رسـول مـكـرم (ص ) اسـت . و امـا شـرط صـحـت بـودن آن بـراى اعـمال ، چنانچه بعضى از علما فرمودند، معلوم نيست ، بلكه ظاهر آن است كه شرط نيست ، چـنـانـچـه از روايـات كـثـيـره مـعـلوم شـود، مـثـل روايـتـى كـه در بـاب عـدم وجـوب قـضـاى مستبصر اعمال خود را مذكور است كه غير زكات ـ كه به واسطه آنكه به غير اهلش در زمان ضلالتش داده است ـ ساير اعمال را قضا نكند و خداوند به او اجر دهد.
    (1140) و در روايت ديگر است كه اعمال ديگر از قبيل صلاة و صوم و حج و صدقه به شما ملحق شـود و دنـبـال شـمـا بـيـايـد، ولى زكـات را چـون بـه غـيـر اهـلش دادى بـايـد بـاز بـه مـحـل خـود بـدهـى .(1141) و در بـعـض روايـات اسـت كـه اعمال را روز پنجشنبه به رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) عرضه مى دارند، و در ورز عـرفـه حـق تـعـالى بـه آنـهـا تـوجـه فـرمـايـد و هـمـه را هـبـاء مـنـثورا قرار مى دهد. سؤ ال مـى كـنـد عـمـل چـه اشـخـاصـى را چـنـيـن مـى كـنـد؟ (مـى فـرمـايـد) اعـمـال مـبـغـض مـا و مـبـغـض شـيـعـيـان مـا.(1142) و ايـن دلالت بـر صـحـت و عـدم قبول دارد، چنانچه واضح است . در هر صورت اين بحث از وظيفه ما خارج است . والحمدلله اءولا و آخرا.



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #350
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    الحديث الرابع و الثلاثون
    حديث سى و چهارم
    بـالسـنـد المـتـصـل الى ثـقة الاسلام ، محمد بن يعقوب الكلينى ، قدس سره ، عن عدة من اءصـحـابـنـا اءن اءحمد بن محمد بن خالد عن اسماعيل بن مهران ، عن اءبى سعيد القماط، عن اءبـان تـغـلب ، عـن اءبـى جـعـفـر، عـليـه السـلام ، قـال لمـا اءسـرى بـالنـبـى ، صـلى الله عـليـه و آله ، قـال : يـا رب ، مـا حـال المـؤ مـن عـنـدك ؟ قـال : يـا مـحـمـد من اءهان لى وليا، فقد بارزنى بـالمـحـاربـة ، و اءنـا اسـرع شـى ء الى نصرة اءوليائى ، و ما ترددت فى شى ء اءنا فـاعله كترددى فى وفاة المؤ من يكره الموت و اءكره مساءته . و ان من عبادى المؤ منين من لا (يـصـلحـه ) لا الغـنـى ، و لو صـرفـتـه الى غـيـر ذلك لهـلك . و ان من عبادى المؤ منين من لا (يـصـلحـه ) الا الفـقـر، و لو صـرفـتـه الى غير ذلك لهلك . و ما يتقرب الى عبد من عبادى بشى ء احب الى مما افترضت عليه . و انه ليتقرب الى بالنافلة حتى اءحبه ، فاذا اءحبته ، كـنـت اذا سـمعه الذى يسمع به و بصره الذى يبصر به و لسانه الذى ينطق به و يده التى يبطش بها، ان دعانى اءجبته ، و ان ساءلنى اءعطيته .(1143)
    ترجمه :
    جـنـاب بـاقـرالعـلوم ، عـليـه السـلام ، (فـرمـود) چـون بـرده شـد رسـول خـدا، صـلى الله عـليـه و آله ، در شـب مـعـراج بـه سـاحـت قـدس ، عرض كرد: "اى پـرودگار، آيا چگونه است حال مؤ من نزد تو؟" فرمود: "اى محمد، كسى كه اهانت براى من دوستى را، به جنگجويى با من برخاسته ، و من از هر چيز زودتر يارى دوستان خود كنم . و من مردد در هيچ امرى نشدم ، كه من فاعل آن هستم ، آن طورى كه در وفات مؤ من مردد هستم : كـراهـت دارد مـرگ را، و مـن كراهت دارم بدى او را. و همانا بعضى بندگان مؤ من من هستند كه اصـلاح نمى كند آنها را مگر غنا و بى نيازى ، و اگر باز گردانم آنها را بسوى غير آن هـلاك گـردنـد. و هـمـانا بعضى از بندگان مؤ من من هستند كه اصلاح نمى كند آنها را مگر فقر، و اگر باز گردانم آنها را به سوى غير از اين هلاك شوند. و نزديك نمى شود به سـوى مـن بـنـده اى از بـنـدگان به چيزى كه محبوبتر پيش من باشد از آن چيزى كه واجب نـمـودم بـر او. (يعنى فرايض محبوبتر است در بين چيزهايى كه بنده را متقرب به من مى كـنـد) و هـمـان بنده نزديك مى شود به سوى من به نافله تا آنكه دوست بدارم او را، پس وقتى كه دوست داشتم او را، مى باشم من گوش او كه به آن مى شنود، و چشمش كه به آن مـى بـيـنـد، و زبـانـش كـه بـه آن سـخـن مى گويد، و دستش ‍ كه به آن اخذ مى كند. اگر بخواهد مرا جواب دهم او را، و اگر از من چيزى بخواهد عطا مى كنم به او."
    شرح اءسرى فعل مجهول است ، و به معناى سير دادن در شب است . جوهرى گويد: سريت سرى و مسرى . و اءسـريـت بـمـعـنـى اذا سـرت ليـلا. و بـالاءلف ، لغـة اءهل الحجاز. انتهى بنابراين كه سير در شب را اسراء گويند، تقييد آن در آيه شـريـفـه سـبـحـان الذى اءسـرى بـعبده ليلا
    (1144) يا براى آن است كه به واسطه تـنـكـيـر ليـلا دلالت كند بر آنكه مدت اسراء كم بوده ، با آنكه بين مسجدالحرام و مسجد اقـصـى چـهـل شـب اسـت ، چـنـانـچـه شـيـخ بـهـائى فـرمـوده .(1145) يا آنكه مبنى بر تـجريد است براى همين دلالت . و اسرى بالنبى حذف شده است باقى متعلقاتش به واسطه معهوديت اءى ، اءسرى به الى مقام القرب ، مثلا.
    قوله : ما حال المؤ من ؟ يعنى چه قدر و منزلتى مؤ من پيش تو دارد؟


    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 35 از 40 نخستنخست ... 25313233343536373839 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

فـــطـــرت كـــمـــال طـــلبـــى, فـقـر و غـنـا و اصـلاح حال مؤ منين, فـرشتگان بالهاى خويش را براى طالب علم فرش كنند, فـضـل عـالم بـر عـابـد, فوايد قوه غضبيه, فرق بين منزل تفكر و تذكر, فرق بين تفويض و توكل و ثقه, فرق بين توكل و رضاست, فرق بين رجا و غرور, فراغت وقت و قلب در عبادت, فضيلت مسواك, فضيلت نماز شب, فضيلت گريه, فضيلت بيدارى شب, فضيلت تفكر, فضيلت شكر از طريق نقل, فضيلت صدقه, قـــرب فـــرايـــض, قلب منافق و فرق آن با قلب مؤ من, قلب مؤ من ازهر است, قرب نـوافـل و نـتـيـجـه آن, قصور ممكن از قيام به عبادت حق, كلام معتزله و اشاعره و مذهب حق, كلام شهيد ثانى رحمه الله در باب غیبت, كيفيت وقوع شر در قضاى الهى, كيفيت اجراى حق خيرات و شرور را به دست بندگان, كيفيت تعلق علم حق بر معلومات, لقاء الله و كيفيت آن, لميت موازنه خوف و رجا, مـعـنـاى صـبـر, مـعنى امتحان و نتيجه آن, مفاسد كبر, مفاسد حسد, مفاسد حظوظ دنیوی در قلب, مفاسد خيانت, مفاسد دروغ, مفاسد عصبيت, مقام اول نفس, مقسوم بودن رزق, مكايد شيطان از روى ميزان است, منشاء عجب, ميزان صفات ثبوتيه و سلبيه, مؤ من بر طريق مستقيم است, مبادى محاسن اخلاق و مساوى آن, محاسبه, مذمت افراط (در) غضب, مراتب نفاق, مراتب حضور قلب, مراتب عجب, مراد از اءعرفوا الله بالله, مراد از عدم توصيف حق, مسئله جبر و تفويض, مشارطه مراقبه, معنى فطرت, معنى ترتيل, معنى حب و بغض حق تعالى, معنى سمع و بصر حق, معناى ابتلاء و امتحان حقتعالى, معالجه مفاسد اخلاقيه, معانى توكل و درجات آن, معاد از فطريات است, مغرور ساختن شيطان انسان را به رحمت واسعه حق, نقل كلام حكما در تقسيم اوصاف حق, چگونگى نسبت آن به ذات مقدس حق تعالى, چگونگى شكر, نتيجه استغفار, نتايج صبر, نشئه باطن و ملكوت, نشانه هاى فريبكار جاه طلب, نشانه هاى صاحبان عقل و فقه, نشانه تام بودن ذكـر, نشاءت وجودى انسان, هر يك از خير و شر متعلق ايجاد و خلقت گردند و كيفيت آن, وجه حصر قلوب, وخامت امر ريا, يـاد خـدااز طرف بـنـده سـبـب یاد کردن خداست بنده را, پيروى شهوات مانع تحصيل مقدمات معنوى, آدم مـــظـــهـــر تـــام الهـــى, آداب قرائت, انـــســـان در ابـــتـــداء امـــر حـيـوابالفعل است, اندراج بسيارى از علوم ذل علوم سه گانه, انسان عارف را دو نظر است, اهل فساد نيز گاهى عجب به فساد مى كنند, اهميت عزم در ترك معاصى و انجام تكاليف, اولی بودن ترك غيبت در موارد جايز, ايمان به وصف نيايد, ابتلاى انبياء به امراض جسمانى, ابطال جبر, احاديث در باب عبادت پيامبر(ص ), احاديث در ذكر مفاسد مراء, احاطه قيومى حق تعالى, اخلاص بعد از عمل, اخلاص در قرائت, اختلاف مردم در حفظ حضور حق, اركان توبه, اسارت شهوت منشاء همه اسارتهاست, استحباب سه روز روزه در هر ماه, استغفار سكنه آسمان و زمين براى طالب علم, اسرار صدقه, اشاره اجماليه به احكام فطريات, بيان شاه آبادى ره در معناى آيه محكمه, بيان صلاة وسطى, براى اسماء حق دو مقام است, بزرگى گناه غيبت و تبعات آن, بعضى قواى باطنيه, تفكر, تفكر ممنوع و مرغوب در ذات حق, تفكر در مصنوع, تفكر در احوال نفس, تفرغ براى عبادت موجب غناى قلب شود, تفسير آيات سوره حديد تا عليمبذات الصدور, تفسير توبه نصوح, تفسير سوره مباركه توحيد, تقوى, تقواى عامه, تقسيم قلوب راجع به چه چيز است, تمام موجودات را علم و حيات است, تنبيه علمى براى قلع ماده ريا, توجيه نسبت ابتلا به حق تعالى, توجيه ديگر از حديث تردید, توجيهاتى است كه از نسبت ترديد به حق شده, توحيد حق و ديگر صفات او فطرى است, تاءثير حظوظ دنيويه در قلب, تحقيق خير و شر, تذکر, ترغيب به اصلاح قلب, تشخيص احكام فطرت, تطبيق حديث نبوى با علوم سه گانه, تعداد هواهاى نفسانيه, تعريف اخلاص, تعريف غيبت, جلوگيرى انبيا از اطلاق طبيعت, حـــق تـــعـــالى ســـؤ ال نـشـود از آنـچـه بـكـنـد, حـزن و شـك و سـخـط،, حقيقت ورع و مراتب آن, حقيقت امانت, حقيقت بهشت و جهنم, حقيقت توبه, حقيقت شكر, حالات قلوب, حث بر عبادات و ترك معاصى, حديث رفع, حرام بودن استماع غيبت, خـشـيـت و نـيـت صـادقـه لازمه صـواب عمل, خوف از حق تعالى, دقت امر ريا, دنيا دار ثواب و عقاب حق تعالى نيست, در بيان بعض اقسام نفاق است, در بيان بعضى از موجبات كبر, در بيان درجات كبر, در بيان علاج تكبر, در بعض مكايد شيطان, در توجيه عرفانى از آيه شريفه 2 فتح, در حقيقت دنيا ی مذمومه, در حقيقت ريا, در سبب اصلى تكبر, درجات صبر, دشوارى توبه و جبران معاصى, دعوت به اخلاص, ذكر بعض احاديث در فضيلت ذكر خدا, ذم اتـــبـــاع هـــواى نـــفـــس, ذم اتباع هوى, ذم طـــول امـــل, رفع يد در نماز و تقليب آن, روح و راحت در يقين و رضا ست, ريا و درجات آن, ريا در اخلاق و ملكات باطنى, ريا در اعمال, ريا در عقايد, ريشه فسادهاى اخلاقی, راه تحصيل حضور قلب, رابطه حسد و تكبر, رجحان طلب رزق, سفر پر خطر و ضرورت زاد و راحله, سلوك طريق علم وسلوك طريق جنت, سِرّ رفع يدين, سبب زياد شدن حب دنيا, سر اختلاف انبيا در نبوت, شدت ابتلاء انبياء و اوصياء و مؤ منين, شدت بليات روحيه تابع شدت ادراك است, شرايط توبه, صـبر نتيجه حريت از قيد نفس, صورت ملكوتى نفاق, صورت ملكوتيه عصبيت, صبر اهل معرفت, ضبط خيال موازنه, ضررهاى اجتماعى غيبت, طول امل موجب نسيان آخرت است, عـــشـــق جـــبـــلّى بـه جميل مطلق, علم قبل از ايجاد, علم به حقيقت اسماء و صفات ممكن نيست, علم غير از ايمان است, علما ورثه انبيا, علوم مناسب با نشئات وجودی, علوم مناسب با اين نشاءت, علامتهاى صحت يقين, علاج مفاسد اخلاقى, علاج موبقه غیبت, علاج نفاق, علاج وسوسه, علاج عملى حسد, علاج غضب به قلع اسباب آن, علاج غضب در حال اشتعال آن, عينيت صفات حق با ذات است, عبادت در جوان تاءثير كند, عدد نوافل, عزم, عصبيت هاى اهل علم, غفلت از حق انتكاس قلب است

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •