*^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*
صفحه 4 از 40 نخستنخست 1234567814 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 399
  1. #31
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    روى الصـدوق بـاسـنـاده عـن مـوليـنـا الصـادق ، عـليـه السـلام ، قـال : بـيـنـا رسـول الله ، صـلى الله عـليـه و آله ، ذات يـوم قـاعـدا اذ اءتـاه جـبـرئيـل ، عـليـه السـلام ، و هـو كـئيـب حـزيـن مـتـغـيـر اللون فـقـال رسـول الله ، صـلى الله عـليـه و آله : يـا جبرئيل مالى اءراك كئيبا حزينا؟ فقال : يا محمد، فكيف لا اءكون كذالك و انما وضعت منافيخ جـهـنـم اليـوم . فـقـال رسـول الله ، صـلى الله عـليـه و آله : و مـا مـنـافـيـخ جـهـنـم يـا جـبـرئيـل ؟ فـقـال : ان الله تعالى اءمر بالنار فاءوقد عليها اءلف عام حتى احمرت ، ثم اءمر بها فاءوقد عليها اءلف عام حتى ابيضت ، ثم اءمر بها فاءوقد عليها اءلف عام حتى اسـودت ، و هـى سوداء مظلمة . فلو اءن حلقة من السلسلة التى طولها سبعون ذراعا وضعت على الدنيا، لذابت الدنيا من حرها، ولو اءن قطرة من الزقوم والضريع قطرت فى شراب اءهـل الدنـيـا، مـات اءهـل الدنـيـا مـن نـتـنـهـا. قـال : فـبـكـى رسـول الله ، صـلى الله عـليـه و آله ، و بـكـى جـبـرئيـل ، فـبـعـث الله اليـهـمـا مـلكـا، فـقـال : ان ربـكـمـا يـقـراء كـمـا السـلام و يقول : انى اءمنتكما من اءن تذنبا ذنبا اعذبكما عليه ـ انتهى .(62)

    حاصل ترجمه حديث شريف اين است كه :

    در بـيـن ايـنـكـه روزى رسـول خـدا، صـلى الله عـليـه و آله ، نـشـسـتـه بـود جـبـرئيـل آمـد در خدمتش ، در صورتى كه افسرده و محزون بود و رنگش متغير بود. پيغمبر فـرمـود: اى جـبـرئيـل چرا تو را افسرده و محزون مى بينم ؟ گفت : اى محمد، صلى الله عـليـه و آله ، چـرا چـنـيـن نـبـاشـيـم در صـورتى كه امروز گذاشته شد دمهاى جهنم . پيغمبر خدا، صلى الله عليه و آله و سلم ، گفت : چه چيز است دمهاى جهنم ؟ عرض كـرد: هـمـانـا خـداى تـعـالى امـر فـرمـود بـه آتـش ، بـرافـروخـتـه شـد هـزار سـال تـا سـرخ شـد. بـعـد از آن امـر فـرمـود بـه آن افـروخـتـه شـد هـزار سـال تـا سـفـيـد شـد. پـس از آن امـر فـرمـود بـه آن ، افـروخـتـه شـد هـزار سـال تـا سـياه شد و آن سياه و تاريك است . پس اگر يك حلقه از زنجيرى كه بلندى آن هـفـتـاد ذراع اسـت گـذاشـتـه شـود بر دنيا، هر آينه آب مى شود دنيا از حرارت آن ، و اگر قـطـره اى از زقـوم و ضـريـع آن بـچـكـد در آبـهـاى اهـل دنـيـا، هـمـه مـى مـيـرنـد از گـنـد آن . پـس گـريـه كـرد رسـول خـدا، صـلى الله عـليـه و آله و سـلم ، و جـبـرئيـل گـريـان شـد. پس خداى تعالى فرستاد به سوى آنها فرشته (اى ). عرض كرد: خداى شما سلام مى رساند به شما و مـى فـرمـايـد مـن ايـمن كردم شما دو تن را از اينكه گناهى كنيد كه عذاب كنم شما را به واسطه آن .
    اى عـزيـز، امـثال اين حديث شريف بسيار است ، و وجود جهنم و عذاب اليم آن از ضروريات جميع اديان و واضحات برهان است ، و اصحاب مكاشفه و ارباب قلوب در همى عالم نمونه آن را ديـده انـد. درسـت تـصـور و تـدبـر كـن در مـضـمـون ايـن حـديـث كـمر شكن ، آيا اگر احـتـمال صحت هم بدهى ، نبايد مثل ديوانه ها سر به بيابان بگذارى ؟ چه شده كه ما اين قدر در خواب غفلت و جهالتيم ؟ آيا ملكى مثل رسـول الله و جـبـرئيـل بـر مـا نـازل شـده و مـا را از عـذاب خـدا ايـمـن كـرده ؟ بـا ايـنـكـه رسول خدا و اولياء او تا آخر عمر هم از خوف خدا قرار نداشتند و خواب و خوراك نداشتند. ولى كـار خـانـه خـدا از خـوف غـش مـى كرد. على بن الحسين ، عليهما السلام ، امام معصوم ، گـريـه هـا و زاريـهـايـش و مـنـاجـات و عـجـز و نـاله هـايـش دل را پـاره پـاره مـى كـنـد. مـا را چه شده كه هيچ حيا نكرده در محضر ربوبيت اين قدر هتك حـرمات و نواميس الهى را مى كنيم ؟ اى واى بر ما و بر غفلت ما! اى واى بر ما و بر شدت سـكـرات مـوت ما! اى واى بر حال ما در برزخ و سختيهاى آن ، و در قيامت و ظلمتهاى آن ! اى واى بر حال ما در جهنم و عذاب و عقاب آن !



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #32
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، در معالجه مفاسد اخلاقيه
    هان اى عزيز، از خواب بيدار شو. از غفلت تنبه پيدا كن و دامن همت به كمر زن ، و تا وقت اسـت فرصت را غنيمت بشمار، و تا عمر باقى است و قواى تو در تحت تصرف تو است و جـوانـى بـرقـرار اسـت و اخـلاق فـاسـده بـر تـو غالب نشده و ملكات رذيله بر تو چيره نـگـرديـده ، چاره اى كن و دوايى براى رفع اخلاق فاسده و قبيحه پيدا كن و راهى براى اطفاء نائره شهوت و غضب پيدا نما.
    بـهترين علاجها كه علماء اخلاق و اهل سلوك از براى اين مفاسد اخلاقى فرموده اند اين است كـه هـر يـك از ايـن ملكات زشت را كه در خود مى بينى ، در نظر بگيرى و برخلاف آن تا چندى مردانه قيام و اقدام كنى و همت بگمارى برخلاف نفس تا مدتى ، و بر ضد خواهش آن رذيـله رفـتـار كـنى و از خداى تعالى در هر حال توفيق طلب كنى كه با تو اعانت كند در اين مجاهده ، مسلما بعد از مدت قليلى آن خلق زشت رفع شده و شيطان و جندش از اين سنگر فرار كرده جنود رحمانى به جاى آنها برقرار مى شود.
    مـثلا يكى از ذمايم اخلاق ، كه اسباب هلاكت انسان است و موجب فشار قبر است و انسان را در دو دنـيـا مـعـذب دارد، بـدخـلقـى بـا اهـل خـانـه يـا هـمـسـايـگـان يـا هـم شـغـلهـا يـا اهـل بازار و محله است ، كه اين زاييده غضب و شهوت است . اگر انسان مجاهد مدتى در صدد بـرآيـد كـه هـر وقت ناملايمى پيش آمد مى كند از براى او و آتش غضب شعله ور مى شود و بـنـاى سـوزانـدن بـاطـن را مـى گذارد و دعوت مى كند او را بر ناسزا گفتن و بدگويى كـردن ، بـرخـلاف نـفس اقدام كرده عاقبت بد و نتيجه زشت اين خلق را ياد بياورد در عوض مـلايمت به خرج بدهد و در باطن شيطان را لعن كند و به خدا از او پناه ببرد، من به شما قـول مـى دهـم كـه اگـر چنين رفتارى كنيد، بعد از چند مرتبه تكرار آن خلق بكلى عوض ‍ شـده و خـلق نـيـكـو در بـاطـن مـمـلكـت شـمـا مـنـزل مـى كـنـد. ولى اگـر مـطـابـق مـيل نفس رفتار كنيد، اولا در همين عالم ممكن است شما را نيست و نابود كند. پناه مى برم به خـداى تـعالى از غضب كه مى شود در يك ، آن انسان را در دو دنيا هلاك كند، خداى نخواسته مـوجـب قـتـل نـفـسـى بـشـود. مـمـكن است انسان در حال غضب به نواميس الهيه ناسزا بگويد، چنانچه ديديم مردم را در حال غضب كه رده گفتند و مرتد شدند. حكما فرموده اند كه كشتى بـى نـاخـدا كـه در مـوجهاى سخت دريا گرفتار شود به نجات نزديكتر است از انسان در حال غضب .
    (63)
    يا اگر خداى نخواسته اهل جدال و مراء در مباحثه علميه هستى ـ كما اينكه بعضى از ما طلبه هـا گـرفتار اين سريره زشت هستيم ـ مدتى برخلاف نفس اقدام كن . در مجالس رسمى كه مشحون به علماء و عوام است مباحثه كه پيش ‍ آمد كرد ديدى طرف صحيح مى گويد، معترف به اشتباه خودت بشو و تصديق آن طرف را بكن . اميد است در اندك زمانى رفع اين رذيله شود. خدا نكند كه حرف بعضى از اهل علم و مدعى مكاشفه درست باشد: مى گويد: براى من در يـكـى از مـكاشفات كشف شد كه تخاصم اهل نادر، كه خداى تعالى اطلاع مى دهد، مجادله اهل علم و حديث است . انسان اگر احتمال صحت هم بدهد، بايد خيلى در صدد رفع اين خصلت باشد.


    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #33
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    روى عـن عـدة مـن الاصـحـاب اءنـهـم قـالوا: خـرج عـليـنـا رسول الله ، صلى الله عليه و آله ، يوما و نحن نتمارى فى شى ء من اءمر الدين . فغضب غضبا شديدا لم يغضب مثله . ثم قال : انما هلك من كان قبلكم بهذا. ذروا المراء، فان المؤ من لا يمارى ، ذروا المراء فان الممارى قد تمت خسارته ، ذروا المراء، فان الممارى لا اءشفع له يـوم القـيـامـه ، ذروا المـراء فـانـى زعـيـم بـثـلاث اءبـيات فى الجنة فى رياضها و اءوسـطـهـا و اءعـلاهـا لمـن تـرك المـراء و هـو صـادق ، ذروا المـراء، فـان اءول مـا نـهانى عنه ربى بعد عبادة الاوثان المراء.(64) و عنه صلى الله عليه و آله : لا يستكمل عبد حقيقة الايمان حتى يدع المراء و ان كان محقا.(65)
    احاديث در اين باب بسيار است . چه قدر زشت است كه انسان به واسطه يك مغالبه جزئى ، كـه هـيـچ ثـمـرى و اثـرى نـدارد، از شفاعت رسول اكرم ، صلى الله عليه و آله و سلم ، مـحـروم بـمـانـد، و مـذاكـره عـلم (را)، كـه افضل عبادات و طاعات است اگر با قصد صحيح باشد، به صورت اعظم معاصى در آورد و تالى عبادت اوثانيش كند.
    در هـر حـال ، انـسـان بـايـد يك يك از اخلاق قبيحه فاسده را در نظر گرفته به واسطه خـلاف نفس از مملكت روح خود بيرون كند. وقتى غاصب بيرون رفت ، صاحبخانه خودش مى آيد، محتاج به زحمت ديگرى نيست ، وعده خواهى نمى خواهد.
    فصل ، علاج مفاسد اخلاقى
    چون كه مجاهده نفس در اين مقام به اتمام رسيده و انسان موفق شد كه جنود ابليس را از اين مـمـلكـت خـارج كـنـد و مملكتش را سكناى ملائكة الله و معبد عبادالله الصالحين قرار داد، كار سـلوك الى الله آسـان مـى شـود و راه مـسـتـقيم انسانيت روشن و واضح مى گردد، و ابواب بـركات و جنات به روى او مفتوح مى گردد، و ابواب جهنم و دركات آن به روى او بسته مـى گـردد، و خـداى تـبـارك و تعالى به نظر لطف و مرحمت به او نظر مى كند و در سلك اهل ايمان منخرط مى شود و از اهل سعادت و اصحاب يمين مى شود، راهى از باب معارف الهيه كه غايت ايجاد خلق جن و انس است بر او باز مى شود،(66) و خداى تبارك و تعالى در آن راه پر خطر از او دستگيرى مى فرمايد.
    و ما مى خواستيم اشاره به مقام سوم نفس و كيفيت مجاهده آن بنماييم و مكايد شيطان را در آن مـقـام نـيز خاطرنشان كنيم ، ليكن مقام را مناسبت نديديم ، اين است كه صرف نظر نموده از خداى تبارك و تعالى توفيق و تاءييد مى طلبم كه رساله مفرده اى در آن باب بنگارم .



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #34
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    الحديث الثانى
    حديث دوم
    بالسند المتصل الى محمد بن يعقوب ،

    عن على بن ابراهيم ، عن اءبيه ، عن اءبى المغرا، عن يزيد بن خليفة ،
    قـال : اءبـوعـبـدالله ، عـليـه السـلام :
    كـل ريـاء شـرك .
    انـه مـن عمل للناس كان ثوابه على الناس ،
    و من عمل لله كان ثوابه على الله .(67)
    ترجمه :
    بـه سـنـد مـذكـور، يـزيـد بـن خـليـفـه از حـضـرت صـادق ،

    عـليـه السـلام ، نـقـل مـى كـنـد كـه فـرمـود:
    هر ريايى شرك است .
    همانا كسى كه كار كند براى مردم ،
    مى باشد ثواب او بر مردم ،
    و كسى كه عمل كند براى خدا، مى باشد ثواب او بر خدا.



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #35
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    در معنى ريا و درجات آن
    شـرح بـدان كـه ريـا عـبـارت از نـشـان دادن و وانـمـود كـردن چـيـزى از اعـمـال حـسـنـه يا خصال پسنديده يا عقايد حقه است به مردم ، براى منزلت پيدا كردن در قـلوب آنـهـا و اشـتهار پيدا كردن پيش آنها به خوبى و صحت و امانت و ديانت بدون قصد صحيح الهى . و آن تحقق پيدا مى كند در چند مقام :
    مقام اول و آن داراى دو درجه است : اول آنكه اظهار عقايد حقه و معارف الهيه كند براى اينكه اشـتـهـار بـه ديـانـت پـيـدا كـنـد و مـنـزلت در قـلوب پـيـدا نـمـايـد. مـثـل ايـنـكه بگويد: من كسى را جز خدا مؤ ثر در وجود نمى دانم . يا اينكه : من به غير خدا توكل به كسى ندارم . يا بالكناية و اشاره خود را معرفى كند به عقايد حقه . و اين طور دوم رايـجـتـر اسـت . مـثـلا صـحبت توكل يا رضاى به قضاى الهى پيش آمد مى كند، شخص مرائى با يك آه يا يك سر تكان دادن خود را در سلك آن جمعيت محسوب مى دارد.
    درجـه دوم آنكه عقايد باطله را از خود دور كند و نفس خود را از آن تزكيه كند به قصد جاه و منزلت در قلوب ، چه به صراحت لهجه باشد يا به اشاره و كنايه .
    مـقـام دوم و در آن نـيـز دو مـرتـبـه اسـت : يـكـى آنـكـه اظـهـار خصال حميده و ملكات فاضله نمايد.
    و يكى تبرى از مقابلات آنها نمايد و تزكيه نفس كند بدان غرض كه معلوم شد.
    مـقـام سـوم ريـاى مـعـرفت پيش فقها، رضوان الله عليهم ، است ، داراى همين دو درجه است : يـكـى آنـكـه اتيان به عمل و عبادت شرعى كند يا اتيان به راجحات عقلى نمايد به قصد ارائه بـه مـردم و جلب قلوب ، چه آنكه ذات عمل را به قصد ريا كند، يا كيفيت ، يا شرط، يا جز آن را، به طورى كه در كتب فقهيه معترض اند.
    (68)
    ديـگـر آن كـه ترك عملى كند به همان مقصود. و ما در اين اوراق شرح بعضى از مفاسد هر يـك از ايـن سـه مـقام را بيان مى كنيم . آنچه به نظر مى رسد از براى علاج آن اشاره مى نماييم به طريق اختصار.



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #36
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    مقام اول : ريا در عقايد
    فصل ، بحث در حقيقت ريا
    بدان كه ريا در اصول عقايد و معارف الهيه از جميع اقسام رياها سخت تر و عاقبتش از همه بدتر و ظلمتش از تمام رياها بيشتر و بالاتر است . صاحب اين ريا اگر در واقع معتقد به آن امرى كه ارائه مى دهد نباشد، از جمله منافقين است كه مخلد در نار و هلاك ابدى از براى اوست ، و عذابش اشد عذابهاست . و اگر معتقد باشد ولى براى اينكه در قلوب مردم رتبه و منزلت پيدا كند اظهار مى كند، اين شخص گرچه منافق نيست ولى اين ريا باعث مى شود كـه نـور ايـمـان از قـلب او برود، و ظلمت كفر به جاى آن در قلب وارد شود، زيرا كه اين شخص گرچه در اول امر مشرك است به شرك خفى ، زيرا كه معارف الهيه و عقايد حقه را كـه خـالص بـايـد بـاشـد از بـراى خـدا و صـاحـب آن ذات مـقدس ‍ حضرت حق است به مردم تـحـويـل داده و غـيـر را در آن شـركـت داده و شـيـطـان را در آن مـتـصـرف نـمـوده و ايـن عـمـل قـلبـى از بـراى خـدا نـبـوده ـ مـا در يـكـى از فـصـول (69) بيان مى كنيم كه ايمان از اعمال قلبيه است نه مجرد علم ، كما اينكه در اين حديث شريف مى فرمايد: هر ريايى شرك است . وليكن اين فجيعه موبقه و اين سـريـره مـظـلمـه و ايـن ملكه خبيثه بالاخره كار انسان را منجر مى كند به اينكه خانه قلب مـخـتـص بـه غـير خدا شود، و كم كم ظلمت اين رذيله اسباب مى شود كه انسان بى ايمان از دنيا برود، و اين ايمان خيالى كه دارد صورت بى معنى و جسد بى روح و پوست بيمغزى اسـت و مـورد قـبـول خـداى تـعالى نشود. كما اينكه اشاره به اين فرموده در حديثى كه در كـافـى شـريـف از عـلى بـن سـالم نـقل مى كند. قال : سمعت ابا عبدالله ، عليه السلام ، يقول : قال الله عزوجل : انا خير شريك ، من اشرك معى غيرى فى عمله ، لم اقبله الا ما كان لى خـالصـا.(70) يـعـنى راوى گفت : شنيدم حضرت صادق ، عليه السلام ، مى فـرمـود: خـداى تعالى گفت : من بهترين شريك هستم . كسى كه با من شريك قرار دهد غير مرا در كارى كه كرده است ، قبول نكنم او را مگر آنكه براى من خالص باشد.
    و معلوم است اعمال قلبيه در صورت خالص نبودن مورد توجه حق تعالى واقع نشود، و او را نپذيرد و به شريك ديگر واگذار فرمايد كه آن شخصى است كه براى نشان دادن به او عمل مى شود، پس اعمال قلبيه مختص به آن شخص مى شود، و از حد شرك بيرون رفته به كفر محض وارد مى شود. بلكه مى توان گفت اين شخص نيز از جمله منافقين است : همان طور كه شركش خفى است ، نفاقش نيز خفى است . بيچاره گمان كرده مؤ من است ولى مشرك اسـت در اول امـر، و در نـتـيـجـه مـنـافـق اسـت ، و عـذاب مـنـافـقـين را بايد بچشد. و واى به حال كسى كه كارش به نفاق منجر شود.

    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #37
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، در بيان آنكه علم غير از ايمان است
    بـدان ايـمـان غـيـر از عـلم بـه خـدا و وحـدت ، و ساير صفات كماليه ثبوتيه و جـلاليـه و سـلبـيه ، و علم به ملائكه و رسل و كتب و يوم قيامت است . چه بسا كسى داراى اين علم باشد و مؤ من نباشد: شيطان علم به تمام اين مراتب به قدر من و شما هست و كافر است . بلكه ايمان يك عمل قلبى است كه تا آن نباشد ايمان نيست . بايد كسى كه از روى برهان عقلى يا ضرورت اديان چيزى را علم پيدا كرد به قلب خود نيز تسليم آنها شود، و عـمـل قـلبـى را، كـه يـك نـحـو تـسـليـم و خـضـوعـى اسـت و يـك طـور تـقـبـل و زيـر بـار رفـتـن اسـت ، انـجـام دهـد تـا مـؤ مـن گـردد. و كـمـال ايـمـان اطـمـيـنـان اسـت . نـور ايـمـان كـه قـوى شـد، دنـبـالش اطـمـيـنـان در قـلب حـاصـل مـى شـود. و تـمـام ايـنـهـا غـيـر از عـلم اسـت . مـمـكـن اسـت عقل شما به برهان چيزى را ادراك كند، ولى قلب تسليم نشده باشد و علم بيفايده گردد. مـثـلا شما به عقل خود ادراك كرديد كه مرده نمى تواند به كسى ضرر بزند و تمام مرده هـاى عـالم بـه قـدر مـگـس حـس و حركت ندارند و تمام قواى جسمانى و نفسانى از او مفارقت كـرده ، ولى چـون ايـن مـطـلب را قـلب قـبـول نـكـرده و تـسـليـم عـقـل نـشـده شـمـا نـمـى توانيد با مرده شب تاريك به سر بريد. ولى اگر قلب تسليم عقل شد و اين حكم را از او قبول كرد، هيچ اين كار براى شما اشكالى ندارد. چنانچه بعد از چند مرتبه اقدام قلب تسليم شده ديگر باكى از مرده نمى كند.
    پـس ، مـعـلوم شـد كـه تـسـليـم ، كـه حـظ قـلب اسـت ، غـيـر از عـلم اسـت ، كـه حـظ عـقـل اسـت . مـمكن است انسان به برهان عقلى اثبات صانع تعالى و توحيد او و يوم معاد و ديـگـر از عقايد حقه نمايد، ولى اين عقايد را ايمان نگويند و او را مؤ من حساب نكنند، و در جـمـله كـفـار يـا مـنـافـقـيـن يـا مـشـركـيـن بـاشـد. مـنـتـهـا امـروز چـشـم دل شـمـا بـسته است و بصيرت ملكوتى نداريد، اين چشم ملكى ادراك نمى كند، وقتى كشف سريره شد و سلطنت حقه الهيه بروز كرد و طبيعت خراب شد و حقيقت به پا گرديد، ملتفت مى شويد مؤ من به خدا نبوديد، و اين حكم عقل به ايمان مربوط نبود. تا لا اله الا الله با قلم عقل بر لوح صافى قلب نگاشته نشود، انسان مؤ من به وحدت خدا نيست . و وقتى اين كـلمه طيبه الهيه در قلب وارد شد. سلطنت قلب با خود حق تعالى مى شود، مو ديگر انسان كـس ديـگـر را مـؤ ثـر در مـمـلكـت حـق نـمـى دانـد و از كـسـى ديـگـر مـتـوقـع جـاه و جـلال نـيـسـت و مـنـزلت و شـهـرت را پـيـش ديـگـران طـالب نمى شود، پس قلب رياكار و سـالوس ‍ نـمـى شـود. پـس ، اگـر در قـلب ريـا ديـديـد، بـدانـيـد قـلب شـمـا تـسـليـم عقل نشده و ايمان در دل شما نورافكن نگرديده ، و ديگرى را اله و مؤ ثر عالم مى دانيد نه حق تعالى را، و شما در زمره منافقين يا مشركين يا كفاريد.

    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #38
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، در وخامت امر ريا
    هـان اى شـخـص مـرائى كـه عـقـايـد حـقـه و معارف الهيه را بدست دشمن خداى تعالى ، كه شـيطان است ، سپردى و مختصات حق تعالى را به ديگران دادى ، و آن انوارى كه روشنى بـخـش روح و قـلب و سـرمـايـه نجات و سعادت ابدى و سرچشمه لقاء الهى و بذر جوار مـحـبـوب اسـت مـبدل به ظلمات موحشه و شقاوت و هلاك ابدى و سرمايه بعد از ساحت قدس محبوب و دورى از لقاء حضرت حق تعالى كردى ، مهيا باش از براى ظلمتهايى كه نور در دنـبـال نـدارند و تنگنايى كه گشايشى ندارد و امراضى كه شفاپذير نيست : مردنى كه حيات ندارد. آتشى كه از باطن قلب ظهور كند و ملكوت نفس و ملك بدن را بسوزاند ـ چنان سـوزانـدنـى كـه خطور در قلب من و تو نكرده ، چنانچه خداى تعالى خبر مى دهد در كتاب مـنـزل خـود در آيـه شـريـفـه نار الله الموقده التى تطلع على الافئدة .(71) از وصـف آتـشـى كـه (آتـش خـدا) اسـتيلاى بر قلوب پيدا مى كند و قلوب را مى سوزاند. هيچ آتشى قلب سوزان نيست جز آتش الهى .
    اگـر فـطـرت تـوحـيـد از دسـت رفـت ، كـه فـطـرة الله اسـت ، و بـه جاى آن شرك و كفر جـايـگـزين شد، ديگر شفاعت شافعين نصيب انسان نشود، و انسان مخلد در عذاب است ـ آن هم چه عذابى ؟ عذابى كه از قهر الهى و غيرت ربوبى بروز كند.
    پس اى عزيز، براى يك خيال بـاطـل ، يـك مـحـبوبيت جزئى بندگان ضعيف ، يك توجه قلبى مردم بيچاره ، خود را مورد سـخـط و غـضـب الهـى قـرار مـده ، و مـفـروش آن محبتهاى الهى ، آن كرامتهاى غير متناهى ، آن الطـاف و مـراحم ربوبيت را به يك محبوبيت پيش خلق كه مورد هيچ اثرى نيست و از او هيچ ثـمرى نبرى جز ندامت و حسرت . وقتى دستت از اين عالم كوتاه شد، كه عالم كسب است ، و عمليات منقطع گرديد، ديگر پشيمانى نتيجه ندارد و رجوع بيفايده است .

    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #39
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، يك تنبيه علمى براى قلع ماده ريا
    ما در اين جا تذكر مى دهيم به چيزى كه اميد است براى اين مرض قلبى مؤ ثر افتد در اين مـقـام و مـقـامـات ديگر. و آن چيزى است كه مطابق برهان و مكاشفه و عيان و اخبار معصومين و كـتـاب خـداسـت ، و عـقـل شـمـا هـم تـصديق دارد. و آن اين است كه خداى تبارك و تعالى به واسـطـه احاطه قدرتش در جميع موجودات و بسط سلطنتش در تمام كائنات و احاطه قيوميش بـه كـافـه مـمكنات ، تمام قلوب بندگان در تحت تصرف او و به يد قدرت و در قبضه سـلطـنـت اوسـت ، و كـس ديـگـر را در قـلوب بـنـدگـان بدون اذن قيومى و اجازه تكوينى او تـصـرفـى نـيـسـت و نـخـواهـد بـود، خـود صاحبان قلب نيز بى اذن و تصرف حق تعالى تـصـرف در قـلوب خـود نـدارنـد ـ و بـديـن معنى اشارة و كناية و صراحة در قرآن و اخبار اهل بيت ، عليهم السلام ، اخبار شده است .(72) پس خداى تبارك و تعالى صاحب قلب و متصرف در اوست ، و شما كه يك بنده ضعيف عاجز هستيد نمى توانيد تصرف در قلوب كنيد بـى تـصـرف حـق ، بـلكـه اراده او قـاهـر اسـت بـر اراده شـمـا و همه موجودات ، پس ريا و سـالوس شـمـا اگـر براى جلب قلوب عباد است و جانب دلها نگاه داشتن و منزلت و قدر در قلوب پيدا كردن و اشتهار به خوبى يافتن است ، اين از تصرف شما به كلى خارج و در تـحـت تصرف حق است . خداوند قلوب و صاحب دلها كه هر كس مى خواهد قلوب را متوجه مى فـرمـايد. بلكه ممكن است شما نتيجه به عكس بگيريد. ديديم و شنيديم اشخاص سالوس دورو كه قلوب آنها پاك نبود آخر كار رسوا شدند و آنچه مى خواستند نتيجه بگيرند به عكس اتفاق افتاد، چنانچه به همين معنى اشاره فرموده و در حديث شريف كافى :عن جراح المـدائنـى ، عـن اءبـى عـبـدالله ، عـليـه السـلام ، فـى قـول الله ، عـزوجـل : فـمـن كـان يـرجـوا لقـاء ربـه فـليـعـمـل عـمـلا صـالحـا و لا يـشـرك بـعـبـادة ربـه اءحـدا. قال عليه السلام : الرجل يعمل شيئا من الثواب لا يطلب به وجه الله ، انما يطلب تزكية النـاس ، يـشـتـهـى اءن يـسـمـع بـه النـاس ، فـهـذا الذى اءشـرك بـعـبـادة ربـه . ثـم قـال : مـا مـن عبد اءسر خيرا فذهبت الايام ابدا حتى يظهر الله له خيرا، و ما من عبد يسر شرا فذهبت الايام اءبدا حتى يظهر الله له شرا.(73)
    يـعـنـى راوى ، كـه جـراح مـدائنـى اسـت ، از امـام صـادق ، عـليـه السـلام ، نقل ميكند در تفسير قول خداى ، عزوجل : پس كسى كه اميدوار ملاقات پروردگار خويش اسـت بـايـد بـجـاى آرد كـار نيكو، و شريك نكند در عبادت پروردگارش كسى را كه فـرمـود امـام صـادق ، عـليـه السـلام : آن مـردى كـه عـمـل مى كند چيزى از ثواب را كه خواهش ‍ نمى كند به آن كار ملاقات خدا را، فقط ملاحظه مـى كـنـد پـاكـيـزه شـمـردن مردم او را، ميل دارد مردم بشنوند آنچه كرده ، پس اين كسى كه شـريـك قرار داده در عبادت پروردگارش . پس از آن فرمود: هيچ بنده نيست كه پنهان كند خوبى را، پس بگذرد روزگار بر او هميشه ، تا آنكه آشكار كند خدا از براى او نيكويى را، و هـيـچ بـنـده نـيست كه پنهان مى كند شرى را، پس بگذرد روزگار بر او هميشه ، تا آنكه آشكارا كند خدا براى او شرى را.

    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #40
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    پـس اى عـزيز، نام نيك را از خداوند بخواه . قلوب مردم را از صاحب قلب خواهش كن با تو باشد. تو كار را براى خدا بكن ، خداوند علاوه بر كرامتهاى اخروى و نعمتهاى آن عالم در هـمين عالم هم به تو كرامتها مى كند، تو را محبوب مى نمايد، موقعيت تو را در قلوب زياد مـى كـنـد، تو را در دو نيا سربلند مى فرمايد. ولى اگر بتوانى با مجاهده و زحمت قلب خـود را از ايـن حـب هـم بـكـلى خـالص نـمـا، بـاطـن را صـفـا ده تـا عـمـل از ايـن جـهـت خـالص شـود و قـلب مـتوجه حق گردد، روح بى آلايش شود، كدورت نفس بـرطـرف گـردد. حـب و بـغـض مردم ضعيف ، شهرت و اسم نزد بندگان ناچيز، چه فايده دارد. فـرضـا فايده داشته باشد، يك فايده ناچيز جزئى چند روزه است . ممكن است اين حب عـاقـبـت كار انسان را به ريا برساند و خداى نخواسته آدم را مشرك و منافق و كافر كند، اگـر در ايـن عـالم رسـوا نـشـود، در آن عـالم در مـحـضـر عـدل ربـوبـى پـيـش بـنـدگـان صـالح خـدا و انبياء عظام او و ملائكه مقربين رسوا شود، سـرافـكـنـده گـردد، بـيـچـاره شـود. رسـوايـى آن روز را نـمـى دانـى چه رسوايى است . سـرشـكـسـتـه در آن مـحـضـر را خـدا مـى دانـد چـه ظـلمـتـهـا دنبال دارد. آن روز است كه به فرموده حق تعالى كافر مى گويد: اى كاش خاك بودم .(74) و ديگر فايده ندارد.
    اى بـيـچـاره ، تـو بـواسطه يك محبت جزئى ، يك شهرت بى فايده پيش بندگان ، از آن كـرامـتـهـا گذشتى ، رضاى خداى را از دست دادى ، خود را مورد غضب خداى تعالى نمودى . اعـمـالى را كه بايد به آنها دار كرامت تهيه كنى ، زندگانى ابدى و فرحناكى هميشگى فـراهـم كـنـى و بـه واسـطـه آنـهـا در اعـلى عـليـيـن بـهـشـت قـرار گـيـرى ، مـبـدل كـردى بـه ظلمات شرك و نفاق ، و براى خود حسرت و ندامت و عذابهاى شديد تهيه نـمـودى ، و خـود را سجينى نمودى ، چنانچه در حديث شريف كافى مى فرمايد حضرت امام صادق ، عليه السلام ، كه پيغمبر فرمود كه همانا فرشته بالا مى برد كار بنده را بـا فـرحـنـاكـى . پـس چـون كـارهـاى نـيـكـوى او را بـالا بـرد، خـداى عـزوجـل مـى فـرمـايـد: قـرار بـدهـيـد ايـن اعـمـال را در سـجـيـن . هـمـانـا ايـن شـخـص در اين اعـمـال فـقـط مـرا نـخـواسـتـه اسـت .
    (75) مـن و تـو بـا ايـن حـال نـمـى تـوانـيـم سـجـيـن را تـصـور كـنـيـم ، و ديـوان عـمل فجار را بفهيميم ، و صورت اين اعمال (را) كه در سجين است ببينيم . يك وقت حقيقت امر را مى بينيم كه ديگر دستمان كوتاه (است ) و چاره منقطع .
    اى عـزيـز، بـيـدار شـو و غـفـلت و مـسـتـى را از خـود دور كـن ، و در مـيـزان عـقـل بـسـنـج اعـمـال خـود را قـبـل از آنـكـه در آن عـالم مـيـزان كـنـنـد، و حـسـاب خـود را بكش قـبـل از آنـكه از تو حساب كشند. و آينه دل را از شرك و نفاق و دورويى پاك كن ، و مگذار زنـگـار شـرك و كـفـر او را طورى بگيرد كه به آتشهاى آن عالم پاك نگردد، نگذار نور فطرت مبدل به ظلمت كفر شود، نگذار فطرة الله التى فطر الناس عليها.
    (76) ضـايـع گـردد. ايـن قـدر خـيـانـت مـكـن بـر ايـن امـانت الهى ! پاك كن آينه قلب را تا نور جـمـال حق در او جلوه كند، و تو را از عالم و هر چه در اوست بى نياز كند، و آتش محبت الهى در قـلب افـروخته شده تمام محبتها را بسوزاند كه همه عالم را به يك لحظه آن ندهى ، و چـنـان لذتـى بـبـرى از يـاد خـدا و ذكـر آن تـمـام لذات حيوانى را بازيچه بدانى . اگر اهل اين مقام هم نيستى و اين معانى در نظرت عجيب مى آيد، نعمتهاى الهى را در عالم ديگر كه قرآن مجيد و اخبار معصومين از آنها اطلاع داده اند، از دست مده ، به واسطه جلب قلوب مخلوق بـراى شـهـرت چـنـد روزه مـوهوم ، آن همه ثوابها را ضايع مكن ، از آن همه كرامات خود را محروم مكن ، سعادت ابدى را به شقاوت هميشگى مفروش .

    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 4 از 40 نخستنخست 1234567814 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

فـــطـــرت كـــمـــال طـــلبـــى, فـقـر و غـنـا و اصـلاح حال مؤ منين, فـرشتگان بالهاى خويش را براى طالب علم فرش كنند, فـضـل عـالم بـر عـابـد, فوايد قوه غضبيه, فرق بين منزل تفكر و تذكر, فرق بين تفويض و توكل و ثقه, فرق بين توكل و رضاست, فرق بين رجا و غرور, فراغت وقت و قلب در عبادت, فضيلت مسواك, فضيلت نماز شب, فضيلت گريه, فضيلت بيدارى شب, فضيلت تفكر, فضيلت شكر از طريق نقل, فضيلت صدقه, قـــرب فـــرايـــض, قلب منافق و فرق آن با قلب مؤ من, قلب مؤ من ازهر است, قرب نـوافـل و نـتـيـجـه آن, قصور ممكن از قيام به عبادت حق, كلام معتزله و اشاعره و مذهب حق, كلام شهيد ثانى رحمه الله در باب غیبت, كيفيت وقوع شر در قضاى الهى, كيفيت اجراى حق خيرات و شرور را به دست بندگان, كيفيت تعلق علم حق بر معلومات, لقاء الله و كيفيت آن, لميت موازنه خوف و رجا, مـعـنـاى صـبـر, مـعنى امتحان و نتيجه آن, مفاسد كبر, مفاسد حسد, مفاسد حظوظ دنیوی در قلب, مفاسد خيانت, مفاسد دروغ, مفاسد عصبيت, مقام اول نفس, مقسوم بودن رزق, مكايد شيطان از روى ميزان است, منشاء عجب, ميزان صفات ثبوتيه و سلبيه, مؤ من بر طريق مستقيم است, مبادى محاسن اخلاق و مساوى آن, محاسبه, مذمت افراط (در) غضب, مراتب نفاق, مراتب حضور قلب, مراتب عجب, مراد از اءعرفوا الله بالله, مراد از عدم توصيف حق, مسئله جبر و تفويض, مشارطه مراقبه, معنى فطرت, معنى ترتيل, معنى حب و بغض حق تعالى, معنى سمع و بصر حق, معناى ابتلاء و امتحان حقتعالى, معالجه مفاسد اخلاقيه, معانى توكل و درجات آن, معاد از فطريات است, مغرور ساختن شيطان انسان را به رحمت واسعه حق, نقل كلام حكما در تقسيم اوصاف حق, چگونگى نسبت آن به ذات مقدس حق تعالى, چگونگى شكر, نتيجه استغفار, نتايج صبر, نشئه باطن و ملكوت, نشانه هاى فريبكار جاه طلب, نشانه هاى صاحبان عقل و فقه, نشانه تام بودن ذكـر, نشاءت وجودى انسان, هر يك از خير و شر متعلق ايجاد و خلقت گردند و كيفيت آن, وجه حصر قلوب, وخامت امر ريا, يـاد خـدااز طرف بـنـده سـبـب یاد کردن خداست بنده را, پيروى شهوات مانع تحصيل مقدمات معنوى, آدم مـــظـــهـــر تـــام الهـــى, آداب قرائت, انـــســـان در ابـــتـــداء امـــر حـيـوابالفعل است, اندراج بسيارى از علوم ذل علوم سه گانه, انسان عارف را دو نظر است, اهل فساد نيز گاهى عجب به فساد مى كنند, اهميت عزم در ترك معاصى و انجام تكاليف, اولی بودن ترك غيبت در موارد جايز, ايمان به وصف نيايد, ابتلاى انبياء به امراض جسمانى, ابطال جبر, احاديث در باب عبادت پيامبر(ص ), احاديث در ذكر مفاسد مراء, احاطه قيومى حق تعالى, اخلاص بعد از عمل, اخلاص در قرائت, اختلاف مردم در حفظ حضور حق, اركان توبه, اسارت شهوت منشاء همه اسارتهاست, استحباب سه روز روزه در هر ماه, استغفار سكنه آسمان و زمين براى طالب علم, اسرار صدقه, اشاره اجماليه به احكام فطريات, بيان شاه آبادى ره در معناى آيه محكمه, بيان صلاة وسطى, براى اسماء حق دو مقام است, بزرگى گناه غيبت و تبعات آن, بعضى قواى باطنيه, تفكر, تفكر ممنوع و مرغوب در ذات حق, تفكر در مصنوع, تفكر در احوال نفس, تفرغ براى عبادت موجب غناى قلب شود, تفسير آيات سوره حديد تا عليمبذات الصدور, تفسير توبه نصوح, تفسير سوره مباركه توحيد, تقوى, تقواى عامه, تقسيم قلوب راجع به چه چيز است, تمام موجودات را علم و حيات است, تنبيه علمى براى قلع ماده ريا, توجيه نسبت ابتلا به حق تعالى, توجيه ديگر از حديث تردید, توجيهاتى است كه از نسبت ترديد به حق شده, توحيد حق و ديگر صفات او فطرى است, تاءثير حظوظ دنيويه در قلب, تحقيق خير و شر, تذکر, ترغيب به اصلاح قلب, تشخيص احكام فطرت, تطبيق حديث نبوى با علوم سه گانه, تعداد هواهاى نفسانيه, تعريف اخلاص, تعريف غيبت, جلوگيرى انبيا از اطلاق طبيعت, حـــق تـــعـــالى ســـؤ ال نـشـود از آنـچـه بـكـنـد, حـزن و شـك و سـخـط،, حقيقت ورع و مراتب آن, حقيقت امانت, حقيقت بهشت و جهنم, حقيقت توبه, حقيقت شكر, حالات قلوب, حث بر عبادات و ترك معاصى, حديث رفع, حرام بودن استماع غيبت, خـشـيـت و نـيـت صـادقـه لازمه صـواب عمل, خوف از حق تعالى, دقت امر ريا, دنيا دار ثواب و عقاب حق تعالى نيست, در بيان بعض اقسام نفاق است, در بيان بعضى از موجبات كبر, در بيان درجات كبر, در بيان علاج تكبر, در بعض مكايد شيطان, در توجيه عرفانى از آيه شريفه 2 فتح, در حقيقت دنيا ی مذمومه, در حقيقت ريا, در سبب اصلى تكبر, درجات صبر, دشوارى توبه و جبران معاصى, دعوت به اخلاص, ذكر بعض احاديث در فضيلت ذكر خدا, ذم اتـــبـــاع هـــواى نـــفـــس, ذم اتباع هوى, ذم طـــول امـــل, رفع يد در نماز و تقليب آن, روح و راحت در يقين و رضا ست, ريا و درجات آن, ريا در اخلاق و ملكات باطنى, ريا در اعمال, ريا در عقايد, ريشه فسادهاى اخلاقی, راه تحصيل حضور قلب, رابطه حسد و تكبر, رجحان طلب رزق, سفر پر خطر و ضرورت زاد و راحله, سلوك طريق علم وسلوك طريق جنت, سِرّ رفع يدين, سبب زياد شدن حب دنيا, سر اختلاف انبيا در نبوت, شدت ابتلاء انبياء و اوصياء و مؤ منين, شدت بليات روحيه تابع شدت ادراك است, شرايط توبه, صـبر نتيجه حريت از قيد نفس, صورت ملكوتى نفاق, صورت ملكوتيه عصبيت, صبر اهل معرفت, ضبط خيال موازنه, ضررهاى اجتماعى غيبت, طول امل موجب نسيان آخرت است, عـــشـــق جـــبـــلّى بـه جميل مطلق, علم قبل از ايجاد, علم به حقيقت اسماء و صفات ممكن نيست, علم غير از ايمان است, علما ورثه انبيا, علوم مناسب با نشئات وجودی, علوم مناسب با اين نشاءت, علامتهاى صحت يقين, علاج مفاسد اخلاقى, علاج موبقه غیبت, علاج نفاق, علاج وسوسه, علاج عملى حسد, علاج غضب به قلع اسباب آن, علاج غضب در حال اشتعال آن, عينيت صفات حق با ذات است, عبادت در جوان تاءثير كند, عدد نوافل, عزم, عصبيت هاى اهل علم, غفلت از حق انتكاس قلب است

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •