*^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*
صفحه 6 از 40 نخستنخست ... 234567891016 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 399
  1. #51
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، در بيان حديث علوى
    مـا ايـن مـقـام را ختم مى كنيم به حديث شريفى كه در كافى شريف از مولاى متقيان ، امير مؤ مـنـان ، عـليـه السـلام ، روايـت كـرده ، و شـيـخ صـدوق ،(99) رضـوان الله عـليـه ، مـثـل هـمـيـن حـديـث را از حـضـرت صـادق ، عـليـه السـلام ، نـقـل كـرده كـه از جمله وصيتهاى رسول اكرم ، صلى الله عليه و آله و سلم ، به اميرالمؤ مـنـيـن ، عـليـه السـلام ، اسـت . و آن ايـن است : باسناده عن اءبى عبدالله (عليه السلام ) قال : قال اميرالمؤ منين ، عليه السلام : ثلاث علامات للمرائى : ينشط اذا راءى الناس ، و يكسل اذا كان وحده ، و يحب اءن يحمد فى جميع اموره .(100)
    يـعـنى گفت امام صادق ، عليه السلام : اميرالمؤ منين ، عليه السلام ، گفت : سه نشانه است براى رياكار: بهجت و نشاط دارد وقتى كه ببيند مردم را، و كسالت پيدا مى كند وقتى تنها است ، و دوست دارد كه ثنا كرده شود در جميع امورش .
    چـون ايـن سـيـئه خـبـيثه گاهى چنان مخفى است كه انسان خودش بيخبر است از آن ـ در باطن اهـل ريـا اسـت و گـمـان مى كند عملش خالص است ـ لهذا براى آن علامت ذكر فرموده اند كه انسان به واسطه آن علامت اطلاع بر سريره خود پيدا كند و در صدد معالجه برآيد.


    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #52
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    goll پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    انـسـان در نـفـس خـود مـشـاهـده مـى كـنـد كـه وقـتـى تـنـهـاسـت مـايـل بـه طـاعـات نـيـسـت اگـر بـا زحـمـت يـا از روى عـادت هـم عـبـادتـى بـكـند، آن را با حـال نـمـى كـنـد، بـلكـه سـر و دسـت عـمـل را شـكـسـتـه پـاك و پـاكـيـزه آن را تـحـويـل نـمـى دهـد. ولى وقـتـى در مـسـاجـد و مـجـامـع حـاضـر شـد، و در مـحـضـر عـمـومى مـشـغـول آن گـرديـد، آن را از روى نـشـاط و دلچـسبى و سرور و حضور قلب انجام مى دهد. مـايـل اسـت ركـوع و سـجـودش طـولانـى شـده ، مـسـتـحـبـاتـش نيكو انجام گرفته ، اجزاء و شـرايـطـش درسـت مـلاحـظـه شـود. اگـر انـسـان قـدرى هـم مـلتـفـت بـاشـد (و) از نـفس خود سـئوال كند علت آن را، دام خويش را از راه قدس پهن كرده به انسان تعميه مى كند كه مثلا عـبـادت در مـسـجـد چون ثوابش بيشتر است يا جماعت چون چنين و چنان است ، نشاط دارى . يا اگـر در غـيـر جـمـاعـت و مـسـجـد شـد، مـى گـويـد مـسـتـحـب اسـت عـمـل را پـيش مردم نيكو انجام دادن تا اينكه كسان ديگر اقتدا كنند و تاءسى نمايند و رغبت بـه مـذهـب پـيـدا كـنـنـد انـسـان را بـا هـر وسـيـله اى هـسـت گـول مـى زنـنـد. ايـن سـرور و نشاط نيست جز از آن مرض قلبى كه انسان بيچاره به آن مـبـتـلاسـت ، و خـود را صـحـيـح و سـالم مـى دانـد و در خيال معالجه نمى افتد. مريضى كه خود را سالم مى داند، اميد صحت از او منقطع است .
    بدبخت در باطن ذات و لب سريره ميل دارد عمل خود را به مردم ارائه دهد و خود غفلت از آن دارد. بـلكـه مـعـصـيـت را بـه صـورت عـبـادت جـلوه مـى دهـد و خـودنـمـائى را بـه شـكـل ترويج مذهب در مى آورد. با اينكه اتيان به مستحبات در خلوات مستحب است ، چرا نفس مايل است در علن هميشه به جا آورد؟ گريه از خوف در مجامع عمومى از روى نشاط و بهجت مـى كند، ولى در خلوات هر چه خود را فشار مى دهد چشمش تر نمى شود! خوف خدا چه شد در مـجـامـع پـيـدا مـى شود؟ در شبهاى قدر. آه و ناله و سوز و گداز در بين چند هزار جمعيت دارد، صـد ركـعـت نـمـاز و جـوشـن كبير و صغير و چند جزو قرآن مجيد را مى خواند، خم به ابرويش نمى آيد، خستگى احساس نمى كند، ولى ده ركعت نماز در خلوت اگر بكند، كمرش خسته شده حالش وفا نمى كند. اگر انسان كارهايش محض رضاى خدا يا براى جلب رحمت يـا بـراى خـوف از جـهـنـم و شـوق بـه بـهـشـت اسـت ، چـرا مـيـل دارد هـر كـارى مـى كـنـد مـردم مـداحـى او را بكنند؟ گوشش به زبان مردم و دلش پيش آنـهـاسـت كه ببيند كى از او مدح مى كند، حاجى آقا چه آدم صحيح درستى است ! در معاملات كـذا و كـذاسـت ! اگـر خـدا مـنـظـور اسـت ايـن حـب مـفرط چيست ؟ اگر بهشت و جهنم تو را به عـمـل وادار كـرده اسـت ، ايـن حـب چـه مـى گـويد؟ ملتفت باش كه اين حب از همان شجره خبيثه ريـاسـت ، و تـا مـى تـوانـى در صـدد اصـلاح بـرآيـد و خـود را اگـر مـمـكـن اسـت از امثال اين محبت ها خالص كن .



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #53
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    در ايـن مـقـام يـك مـطـلب را تـنـبـه مـى دهـم . و آن اين است كه از براى هر يك از اين صفات نفسانيه ، چه ملكات حسنه و چه ملكات سيئه ، مراتبى است بسيار كثير. بسا باشد كه يك مـرتـبـه از اتـصاف به آن در حسنات و تنزيه آن در سيئات از مختصات عرفاء بالله يا اوليـاء خـدا بـاشـد، و سـايـر مـردم بـه حـسـب مـقـامـى كـه دارند، آن صفت كه براى دسته اول نـقـص اسـت بـراى آنـهـا نـقـص نـبـاشـد، بـلكـه بـه يـك مـعـنـى كـمـال هم باشد. و همين طور حسنات اين دسته سيئات دسته ديگر باشد. از آن جمله رياست كـه كـلام مـا عجله در آن است . خلوص از همه مراتب آن از مختصات اولياست و ديگران در آن شـريـك نـيـسـتند. و اتصاف عامه مردم به يك مرتبه از آن ، نقص آنها، به حسب آن مقام كه دارند، نيست و به ايمان آنها يا اخلاص آنها ضرر نمى رساند. مثلا نفس عامه مردم به حسب جبلت مايل است كه خيرات آنها پيش ‍ مردم ظاهر گردد، گرچه خيرات را به نيت ظاهر شدن نـكـنـنـد، ولى نـفـسـشـان . مـفـطـور بـه ايـن حـب اسـت . ايـن مـوجـب بـطـلان عـمـل يـا شـرك و نـفـاق و كـفر نيست ، گرچه اين نقص اولياست ، و در نظر ولى يا عارف بـالله شـرك و نـفـاق اسـت . و تـنـزيـه از مـطـلق شـرك و اخـلاص از هـمـه مـراتـب آن ، اول مـقـامات اولياست . و از براى آنها مقامات ديگر است كه ذكرش با اين مقام مناسب نيست . حـتـى فـرمـوده ائمـه ، عـليـهـم السلام ، كه عبادت ما عبادت احرار است ، كه فقط براى حب خـداسـت نـه طـمـع بـه بـهـشـت يـا تـرس از جـهـنـم اسـت ،(101) از مـقـامـات مـعمولى و اول درجـه ولايـت اسـت . از بـراى آنـهـا در عـبـادات حالاتى است كه به فهم ما و شما نمى گنجد.
    و بـه ايـن بـيـان كـه شـنـيـدى جـمـع بـيـن ايـن حـديـث سـابـق مـنـقـول از رسـول الله و امـيـرالمـؤ مـنـين صلوات الله عليهما، و حديث ديگرى كه زراره از حضرت ابى جعفر، عليه السلام ، نقل مى كند مى توان نمود. و آن حديث اين است :
    مـحـمـد بـن يـعـقـوب بـاسـنـاده عـن اءبـى جـعـفـر، عـليـه السـلام ، قـال : سـاءلتـه عـن الرجـل يـعـمـل الشـى ء مـن الخـيـر فـيـراه انـسـان فـيـسـره ذلك . قال : لاباءس ، ما من اءحد الا و هو يحب اءن يظهر له فى الناس الخير اذالم يكن صنع ذلك لذلك .(102) زراره گـفـت از حـضـرت بـاقـر ـ، صـلوات الله عـليـه ، ـ سـئوال كـردم از مردى كه چيزى از كارهاى نيك بجا مى آورد. آن كار را كسى مى بيند، پس آن شـخـص را مـسـرور مـى كـند ديدن او. فرمود: عيبى ندارد. هيچ كس ‍ نيست مگر اينكه دوست دارد كه ظاهر شود در مردم براى او خيرى ، وقتى نكند آن كار را براى ديدن مردم .
    در يـكـى از دو حـديـث حـب مـحـمـدت را عـلامـت ريا گيرد، و در ديگرى سرور به ظاهر شدن خـيـرات را نفى باءس ‍ مى فرمايد، اين به حسب اختلاف مراتب اشخاص است . وجه ديگرى نيز هست كه از آن صرف نظر شد.
    تتمه : سمعه
    بـدان كـه سـمـعـه ، كـه عـبـارت اسـت از رسـانـدن بـه گـوش مـردم خصال خود را براى جلب قلوب و اشتهار، از شجره خبيثه رياست ، و از اين سبب ما او را با ريا در يك باب ذكر كرده و به ذكر هر يك جداگانه نپرداختيم .


    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #54
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    الحديث الثالث
    حديث سوم
    بـالسـنـد المـتـصـل الى مـحـمـد بن يعقوب ، عن على بن ابراهيم ، عن اءبيه ، عن على بن اءسـبـاط، عـن اءحـمـد بـن عمر الحلال ، عن على بن سويد، عن اءبى الحسن ، عليه السلام ، قـال : سـاءلتـه عـن العـجب الذى يفسد العمل ، فقال : العجب درجات ، منها اءن يزين للعبد سـوء عـمـله فـيـراه حـسنا، فيعجبه و يحسب اءنه يحسن صنعا. و منها اءن يؤ من العبد بربه فيمن على الله تعالى و لله عليه فيه المن .(103)
    ترجمه :
    على بن سويد گويد از حضرت موسى بن جعفر، عليه السلام ، پرسيدم از عجبى كه فـاسـد مى نمايد عمل را. پس ‍ گفت : عجب (را) درجاتى است . از آنها اين است كه زينت پيدا كند از براى بنده بدى عمل او، پس ببيند او را نيكو، پس به عجب آورد او را و گمان كند او نـيـكـو عـمـلى كـرده اسـت . و از آنـهاست آنكه ايمان آورده بنده به پروردگار خود، پس منت گذارد بر خدا، و حال آنكه از براى خداست بر او در آن ايمان منت ،

    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #55
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    شـرح عـجـب بـنـا بـه فـرموده علماء، رضوان الله عليهم ، عبارت است از بزرگ شـمـردن عـمـل صـالح و كـثـيـر شـمردن آن و مسرور شدن و ابتهاج نمودن به آن ، و غنج و دلال كردن است به واسطه آن ، و خود را از حد تقصير خارج دانستن است . و اما مسرور شدن بـه آن بـا تـواضـع و فـروتنى كردن از براى خداى تعالى و شكر ذات مقدس حق كردن بر اين توفيق و طلب زياده كردن عجب نيست و ممدوح است .(104)
    جناب محدث عظيم الشاءن ، مولانا علامه مجلسى ،
    (105) طاب ثراه ، از جناب محقق خبير و دانـشـمـنـد كـبـيـر، شـيـخ اجـل ، بـهـاءالديـن عـامـلى ،(106) رضـوان الله عليه ، چنين نـقـل مـى فـرمـايـد كـه فـرمـوده اسـت شـيـخ اجـل كـه شـك نـيـسـت كـسـى كـه اعـمـال صـالحـه كـنـد، از قـبـيـل روزه و بـيـدارى شب و غير آن ، در نفس او بهجت و سرورى حـاصـل شـود، پـس اگر اين بهجت براى آن است كه خداى تعالى به او عطايى فرموده و نعمت عنايت كرده كه آن نعمت و عطا اين اعمال صالحه است ، و با اين وصف ترسناك باشد از نـقـص آنها و بيمناك باشد از زوال نعمت و از خداى تعالى زياده طلب كند، اين ابتهاج و سـرور عـجـب نـيـسـت . و اگـر ايـن ابـتـهـاج از جـهـت آن اسـت كـه ايـن اعـمـل از اوست و اوست كه داراى اين صفت است ، و بزرگ شمارد اعمالش را و اعتماد كند بر آنـهـا و خـود را از حـد تـقـصير خارج داند و به جايى رسد كه گويى منت گذارى كند بر خداى تعالى به واسطه اين اعمال ، پس اين سرور عجب است . ـ انتهى .(107)
    فـقير گويد تفسير عجب به طورى كه ذكر فرموده اند صحيح است ، ولى بايد عـمـل را اعـم از عـمـل قـلبـى و قـالبـى دانـسـت ، و كـذلك اعـم از عـمـل قـبـيـح و حـسـن دانـسـت . زيـرا كـه عـجـب هـمـان طـور كـه وارد بـر اعـمـال جـوارح مى شود، وارد مى شود بر اعمال جوانح و فاسد مى كند آنها را، و همين طور كـه صـاحـب خـصـلت نـيـكـو مـعـجـب شـود بـه خـصـال خـود، صـاحـب خـصال ناهنجار نيز چنين شود كه معجب شود به خصلت خويش . چنانچه در اين حديث شريف تـصـريـح بـه هـر دو شـده و ايـن دو را مخصوص به ذكر نموده ، زيرا كه از نظر غالب مخفى است . و پس از اين ذكر هر دو به ميان آيد، انشاءالله .
    و نيز بايد دانست كه سرورى را كه از آن نفى كردند عجب را و از صفات ممدوحه شمردند بـه حـسـب حـال نـوع اسـت ، چـنـانـچـه در فـصـلى از فصول لاحقه ،
    (108) بيان آن مى شود.
    و بدان كه از براى عجب چنانچه در حديث شريف اشاره فرموده درجاتى است :
    درجـه اول عـجـب بـه ايـمـان مـعـارف حـقـه اسـت ، و در مقابل آن ، عجب به كفر و شرك و عقايد باطله است .
    درجـه دوم عـجـب بـه مـلكـات فـاضـله و صـفـات حـمـيـده اسـت ، و در مقابل آن ، عجب به سيئات اخلاق و قبايح ملكات است .
    درجـه سـوم عـجـب بـه اعـمـال صـالحـه و افـعـال حـسـنـه اسـت ، و در ازاء آن ، عـجـب بـه اعمال قبيحه و افعال ناهنجار است .
    و غـيـر از ايـنـها درجات ديگرى است كه مهم به مقام نيست . ما انشاءالله اشاره مى كنيم به اين درجات ، و آنچه منشاء آن است ، و آنچه علاج براى آن تواند بود، در ضمن فصولى . و به نستعين .



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #56
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، در مراتب عجب
    بـدان كـه از بـراى عجب در هر يك از اين درجات سابق الذكر مراتبى است ، كه بعضى از آن مـراتـب واضـح و روشـن اسـت كـه انـسان به اندك تنبه و التفات پى به آن مى برد، بـعـضـى ديـگـر بـغـايـت دقـيـق و بـاريـك اسـت كـه انـسـان تـا تـفـتـيـش ‍ كـامـل نـكـنـد و مـداقـه صـحـيـحه به عمل نياورد ادراك آن نمى تواند كند، و نيز بعضى از مراتبش شديدتر و سخت تر و مهلكتر از بعضى مراتب ديگر است .
    مـرتـبـه اولى ، كـه از هـمـه بـالاتـر و هـلاكـتش بيشتر است ، حالى است كه در انسان به واسـطـه شـدت عجب پيدا شود كه در قلب خود بر ولى نعمت خود و مالك الملوك به ايمان يا خصال ديگرش منت گذارد. گمان كند كه به واسطه ايمان او در مملكت حق وسعتى يا در ديـن خـدا رونـقى پيدا شد، يا به واسطه ترويج او از شريعت يا ارشاد و هدايت او يا امر بـه مـعـروف و نـهى از منكر او يا اجراى حدود يا محراب و منبرش به دين خدا رونقى بسزا داده ، يـا بـه واسـطـه آمـدن در جـماعت مسلمين يا به پا كردن تعزيه حضرت ابى عبدالله الحـسـيـن ، عـليـه السـلام ، رونـقـى در ديانت حاصل شد كه به سبب آن بر خدا و بر سيد مـظـلومان و بر رسول اكرم ، صلى الله عليه و آله ، منت دارد. هر چند اظهار اين معنى نكند، در دلش مـى گـذارد. و از هـمـيـن بـاب اسـت مـنـت گـذارى بـر بـنـدگان خدا در امور دينيه . مـثـل آنـكـه در دادن صـدقـات واجـبـه و مـسـتحبه و در دستگيرى از ضعفا و فقرا بر آنها منت گـذارى كـنـد. گـاهي اين منت گذارى مخفى است حتى بر خود انسان . (شرح منت نداشتن مردم بر خدا و منت داشتن ذات مقدس حق تعالى بر آنها در حديث دوم گذشت .)
    مـرتـبـه ديـگـر آن اسـت كـه بـه واسـطـه شـدت عـجـبـى كـه در قـلب اسـت غـنـج و دلال كند بر حق تعالى . و اين غير از منت گذارى است ، گرچه بعضى فرق نگذاشته اند.
    صـاحـب ايـن مـقـام خـود را مـحـبوب حق تعالى مى پندارد و خود را سلك مقربين و سابقين مى شـمـارد، و اگـر اسـمـى از اوليـاء حـق بـرده شـود يا از محبوبين و محبين يا سالك مجذوب سخنى پيش آيد، در قلب خود را از آنها مى داند. ممكن است رياء شكسته نفسى كرده و اظهار خلاف آن كند، يا براى اثبات آن مقام براى خود طورى نفى مقام از خود كند كه ملازم اثبات بـاشـد. و اگـر خـداى تـعالى او را مبتلا كند به بلايى ، كوس البلاء للولاء(109) زنـد. مـدعـيـهـا ارشاد از عرفا و متصوفه و اهل سلوك و رياضت به اين خطر نزديكترند از ساير مردم .



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #57
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    درجـه ديـگـر آن اسـت كـه خـود را از خـداى تـعـالى بـه واسـطـه ايـمـان يـا مـلكـات يـا اعـمـال طـلبـكـار بـدانـد و مـستحق ثواب شمارد، و لازم بداند بر خدا كه او را در اين عالم عزيز، و در آخرت صاحب مقامات كند، و خود را مؤ من صاف و پاك بداند و هر وقت اسمى از مـؤ مـنـيـن بـه غـيـب آيـد سـرش را داخـل سـرهـا كـنـد و در دلش انـديـشد كه خداوند اگر با عـدل هـم با من رفتار كند من مستحق ثواب و اجرم ! بلكه بعضى بر قباحت و وقاحت افزوده تصريح به اين كلام باطل مى كنند! و اگر براى او بلايى رخ دهد و براى او ناملايمى پـيـش آيـد، در دل اعـتـراض بـه خـدا دارد و تـعـجـب از كـارهـاى خـداى عـادل كـه مـؤ مـن پـاك را مبتلا كند و منافق فاسق را مرزوق كند، و در باطن به حق تبارك و تـعـالى و بـه تـقـديرات او غضبناك باشد و در ظاهر اظهار رضايت كند. غضب خود را به ولى نـعـمـت خود تحويل دهد، و رضاى به قضا را به مخلوق ارائه دهد. و وقتى بشنود مؤ مـنـيـن را در ايـن دنـيـا خـداونـد مـبـتـلا مـى فـرمـايـد، بـه دل خود تسليت مى دهد. نمى داند منافق مبتلا هم بسيار است ، نه هر مبتلاى مؤ من است .
    رتـبـه ديـگـر از عـجـب آن اسـت كـه خـود را از مـردم ديـگـر مـمتاز بداند و بهتر شمارد به اصل ايمان از غير مؤ منين ، و به كمال ايمان از مؤ منين ، و به اوصاف نيكو از غير متصفين ، و بـه عـمـل واجـب و تـرك مـحرم از مقابل آن ، و به اتيان به مستحبات و مواظبت به جمعه و جـمـاعـات و مـناسك ديگر و ترك مكروهات از عامه مردم خود را كاملتر دانسته و امتياز براى خود قايل باشد، و اعتماد به خود و ايمان و اعمال خود كند و ديگر مخلوق را ناچيز و ناقص شـمـارد و بـه هـمـه مـردم بـه نـظـر خـوارى نـگـاه كـنـد، و در دل يـا زبـان بندگان خدا را سرزنش و تعيير كند. هر كس را به طورى از درگاه رحمت حق دور كـنـد و رحـمـت را خاص خود و يك دسته مثل خود قرار دهد. صاحب اين مقام به جايى رسد كـه هـر چـه عـمـل صـالح از مـردم بـبـيـنـد بـه آن مـنـاقـشـه كـنـد و در دل در آن بـه يـك نـحـو خـدشـه كـنـد، و اعـمـال خـود را از آن خـدشـه و مناقشه پاك بداند. اعـمـال حـسـنـه مـردم را چـيـزى نشمارد، و همان عمل اگر از خودش صادر شد بزرگ بداند. عـيـوب مـردم را خـوب ادراك كند و از عيب خود غافل باشد. اينها علامت عجب است ، گرچه خود انسان از آن غافل است .
    و از بـراى عـجـب درجـات ديـگـرى اسـت كـه بعضى از آن را ذكر ننمودم و از بعضى ديگر ناچار غافلم .



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #58
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، در اينكه اهل فساد نيز گاهى عجب به فساد مى كنند
    اهـل كـفـر و نـفـاق و مـشـركـيـن و مـلحـديـن و صـاحـبـان اخـلاق زشـت و مـلكـات پـسـت و اهـل مـعـصيت و نافرمانى گاهى كارشان به جايى رسد كه به آن كفر و زندقه خويش يا سـيـئات اخـلاق و موبقات اعمال خود عجب كنند و ابتهاج نمايند! خود را به واسطه آن داراى روح آزاد خـارج از تـقـليـد و غـيـر مـعـتـقـد به موهومات شمارند و خويشتن را داراى شهامت و مـردانـگـى دانـنـد، و ايـمـان بـه خـدا را از مـوهومات و تعبد به شرايع را از كوچكى فكر تـصـور كـنـنـد، و اخـلاق حـسـنـه و مـلكات فاضله را از ضعف نفس و بيچارگى شمارند، و اعـمـال حـسـنـه و مـناسك و عبادات را از ضعف ادراك و نقصان مشاعر محسوب كنند. خود را به واسـطـه آن روح آزاد غـيـر مـعـتـقـد به موهومات بى اعتناى به شرايع مستحق مدح و ثنا مى دانـنـد. خـصـال زشـت نـاهـنـجـار در دل آنـهـا ريـشـه كـرده و مـاءنوس به آنها شده ، چشم و گـوشـشـان از آن پـر شـده ، در نـظـرشـان زيـنـت پـيـدا كـرده آنـهـا را كـمـال پـندارند، چنانچه در اين حديث شريف اشاره به آن شده آنجا كه فرمود: يكى از درجات آن اين است كه زينت پيدا كند از براى بنده بدى عملش و آن نيكو ببيند. و اين اشاره است به قول خداى تعالى : اءفمن زين له سوء عمله فرآه حسنا.(110) كما ايـنـكـه در آنـجـا كـه مـى فـرمـايـد: گـمـان مـى كـنـد كـه نـيـكـو عـمـل مـى كـنـد. اشـاره اسـت بـه قـول خـداى تـعـالى : قـل هـل ننبئكم بالاخسرين اءعمالا الذين ضل سعيهم فى الحيوة الدنيا و هم يحسنون صنعا. اءولئك الذيـن كـفـروا بـآيـات ربـهم و لقائه فحبطت اءعمالهم فلا نقيم لهم يوم القيامه وزنـا.(111) ايـن دسـتـه از مـردم كـه جـاهل و بيخبرند و خود را عالم و مطلع مى دانند بيچاره ترين مردم و بدبخت ترين خلايق اند. اطباى نفوس از علاج آنها عاجزند و دعوت و نصيحت در آنها اثر نمى كند، بلكه گاهى نتيجه عكس مى دهد. اينها به برهان گوش نمى دهـنـد، چـشم و گوش خود را از هدايت انبيا و برهان حكما و موعظه علما مى بندند. بايد به خـدا پـناه برد از شر نفس و مكايد آن كه انسان را از معصيت به كفر مى كشد، و از كفر به عجب به كفر مى كشد. نفس و شيطان به واسطه كوچك شمردن بعضى از معاصى انسان را مـبـتـلا كـنـنـد بـه آن مـعـصـيـت ، و پـس از ريـشـه (كـردن ) آن در دل و خوار شمردن آن ، انسان به معصيت ديگر كه قدرى بالاتر است در نظر از اولى مبتلا شـود. و پـس از تـكـرار، آن نـيـز از نـظـر افـتـد و در چشم انسان كوچك و خوار شود و به بزرگتر مبتلا شود.
    هـمـيـن طـور قدم قدم انسان پيش مى رود و كم كم معصيتهاى بزرگ در نظر انسان كوچك مى شـود تـا آنـكـه بـكلى معاصى از نظرش افتد و شريعت و قانون الهى و پيغمبر و خدا در نـظرش خوار شود، و كارش منجر به كفر و زندقه و اعجاب به آنها شود. شايد در آتيه ذكرى از اين پيش آيد.



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #59
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، در بيان آن كه مكايد شيطان از روى ميزان است
    همان طور كه صاحبان عجب در معاصى از مرتبه اى به مرتبه اى ترقى كرده تا به كفر و زنـدقـه انـجـامـشان رسد، صاحبان عجب در طاعات از درجه ناقصه عجب به درجه كامله آن ترقى كنند. مكايد نفس و شيطان در دل از روى ميزان و اساس است .
    هـيـچ گـاه مـمـكـن نـيـسـت نـفـس بـه شـمـا كـه داراى مـلكـه تـقـوا و خوف از خدا هستيد تكليف قتل نفس يا زنا كند، يا به كسى كه داراى خصلت شرافت و طهارت نفس است پيشنهاد دزدى و راهـزنـى نـمـايـد. از اول امـر مـمـكـن نـيـسـت بـه شـمـا بـگـويـد در ايـن ايـمـان و اعمال به خداى خود منت گذار، يا خود را از زمره محبوبين و محبين و مقربين درگاه قلمداد كن . ابتداى امر از درجه نازله گرفته رخنه در دل شما باز مى كند و شما را وادار مى كند به شـدت مـواظـبـت در مـسـتـحـبـات و اذكـار وا دارد، و در ضـمـن عـمـل يـكـى از اهـل مـعـصـيـت را در نـظـر شـمـا بـه مـنـاسـبـت حـال شـمـا جـلوه مـى دهـد و بـه شـمـا القـا مـى كـند كه شما از اين شخص به حكم شرع و عـقـل بـهـتـريـد و اعمال شما موجب نجات شماست و بحمدالله شما پاك و پاكيزه هستيد و از معاصى عارى و برى هستيد. از اين ، دو نتيجه مى گيرد: يكى بدبينى به بندگان خدا، و ديگر خودپسندى ، كه هر دو از مهلكات و سرچشمه مفاسد است . به نفس و شيطان بگوييد مـمـكـن اسـت ايـن شـخـصـى كـه مـبـتـلاسـت بـه مـعـصـيـت داراى مـلكـه اى بـاشـد يـا اعمال ديگرى باشد كه خداى تعالى او را به رحمت خود مستغرق كند و نور آن خلق و ملكه او را هـدايت كند و منجر شود كار او به حسن عاقبت ، شايد اين شخص را خدا مبتلا به معصيت كرده تا مبتلاى به عجب كه از معصيت بدتر است نشود ـ چنانچه در حديث كافى است : عن اءبـى عـبدالله ، عليه السلام ، قال : ان الله علم اءن الذنب خير للمؤ من من العجب ، و لولا ذلك مـا ابـتـلى مـؤ مـنا بذنب اءبدا.(112) يعنى گفت امام صادق ، عليه السلام : هـمـانا خدا دانست كه گناه بهتر است براى مؤ من از عجب ، و اگر نه اين بود هيچ گاه مؤ من را مبتلا به گناهى نمى كرد. و شايد من به واسطه همين بدبينى كارم منجر به بدى عاقبت شود.
    شـيـخ جـليـل مـا، عارف كامل ، شاه آبادى ،
    (113)
    روحى فداه ، مى فرمودند: تعيير به كافر نيز نكنيد در قلب ، شايد نور فطرتش او را هدايت كند، و اين تعيير و سرزنش كار شما را منجر به سوء عاقبت كند. امر به معروف و نهى از منكر غير از غير از تعيير قلبى اسـت . بـلكـه مـى فـرمـودنـد كـفـارى كـه مـعـلوم نـيـسـت بـا حـال كـفـر از ايـن عـالم مـنـتـقـل شـدنـد لعـن نـكـنـيـد. شـايـد در حـال رفـتـن هـدايـت شـده بـاشـنـد و روحـانـيـت آنـهـا مـانـع از تـرقـيـات شـمـا شـود. در هر حال ، نفس و شيطان شما را وارد مرحله اولى از عجب مى كنند، كم كم از اين مرحله شما را به مرحله ديگر و از آن درجه به درجه بالاتر، تا بالاخره كار انسان را به جايى برساند كه به ايمان يا اعمال خود به ولى نعمت خويش و مالك الملوك منت گذارى كند و كارش به آخر درجه رسد.


    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #60
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، در مفاسد عجب است
    بـدان كـه عـجـب خـودش بـنـفـسـه از مـهـلكـات و مـوبـقـات اسـت و ايـمـان و اعـمـال انـسـان را بـه بـاد فـنـا مـى دهـد و فـاسـد مـى كـنـد. چـنـانـچـه راوى سـؤ ال مـى كـنـد در ايـن حـديـث شـريـف از عـجـبـى كـه فـاسـد مـى كـنـد عـمـل را. امـام ، عليه السلام ، يك درجه آن را عجب در ايمان قرار داده است . و در حديث سابق شنيدى كه عجب از گناه شديدتر است در درگاه حق تعالى ، و از آن جهت مؤ من را مبتلاى به گناه مى فرمايد تا ايمن شود از عجب . و رسول اكرم ، صلى الله عليه و آله ، آن را يكى از مـهـلكـات قـرار داده .(114) و در امـالى صـدوق سند به اميرالمؤ منين عليه السلام ، رسـانـد كـه فـرموده است : من دخله العجب هلك .(115) يعنى كسى كه راه يابد در او عجب ، هلاك شود. و صورت اين سرور در برزخ و مابعدالموت وحشت و هولناكى سخت اسـت كـه هـيـچ وحـشـتـى شـبـيـه آن نـيـسـت . بـسـا بـاشـد اشـاره بـه آن بـاشـد فـرمايش ‍ رسول اكرم ، صلى الله عليه و آله و سلم ، در وصيتش به اميرالمؤ منين ، عليه السلام ،: و لا وحدة اءوحش من العجب .(116) يعنى هيچ تنهايى ترسناكتر نيست از عجب . مـوسـى بـن عـمـران ، على نبينا و آله و عليه السلام ، از شيطان پرسيد: خبر ده مرا به گناهى كه اولاد آدم وقتى مرتكب شود آن را بر او راه يابى و تسلط پيدا كنى .گفت : وقـتـى عـجـب كـنـد بـر نـفـس خـود و بـزرگ شـمـارد عـمـلش را و كوچك شود در چشمش گناه او.(117)
    خـداونـد مـتـعـالى به داود، عليه السلام ، مى فرمايند: اى داود، بشارت ده گناهكاران را و بترسان صديقان را. عرض ‍ كرد: چطور بشارت دهم آنها را و بترسانم اينها را؟ فرمود: بـشـارت ده گـنـاهـكـاران را كـه هـمـانـا مـن قبول مى كنم توبه را و مى گذرم از گناه ، و بترسان صديقان را كه عجب نكنند به اعمال خودشان ، زيرا كه همانا نيست بنده اى كه من بـه پـا دارم از براى حساب مگر آنكه هلاك شود.
    (118) پناه مى برم به خداى تعالى از مناقشه در حساب كه صديقين و بزرگتر از آنها را هلاك مى كند.



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 6 از 40 نخستنخست ... 234567891016 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

فـــطـــرت كـــمـــال طـــلبـــى, فـقـر و غـنـا و اصـلاح حال مؤ منين, فـرشتگان بالهاى خويش را براى طالب علم فرش كنند, فـضـل عـالم بـر عـابـد, فوايد قوه غضبيه, فرق بين منزل تفكر و تذكر, فرق بين تفويض و توكل و ثقه, فرق بين توكل و رضاست, فرق بين رجا و غرور, فراغت وقت و قلب در عبادت, فضيلت مسواك, فضيلت نماز شب, فضيلت گريه, فضيلت بيدارى شب, فضيلت تفكر, فضيلت شكر از طريق نقل, فضيلت صدقه, قـــرب فـــرايـــض, قلب منافق و فرق آن با قلب مؤ من, قلب مؤ من ازهر است, قرب نـوافـل و نـتـيـجـه آن, قصور ممكن از قيام به عبادت حق, كلام معتزله و اشاعره و مذهب حق, كلام شهيد ثانى رحمه الله در باب غیبت, كيفيت وقوع شر در قضاى الهى, كيفيت اجراى حق خيرات و شرور را به دست بندگان, كيفيت تعلق علم حق بر معلومات, لقاء الله و كيفيت آن, لميت موازنه خوف و رجا, مـعـنـاى صـبـر, مـعنى امتحان و نتيجه آن, مفاسد كبر, مفاسد حسد, مفاسد حظوظ دنیوی در قلب, مفاسد خيانت, مفاسد دروغ, مفاسد عصبيت, مقام اول نفس, مقسوم بودن رزق, مكايد شيطان از روى ميزان است, منشاء عجب, ميزان صفات ثبوتيه و سلبيه, مؤ من بر طريق مستقيم است, مبادى محاسن اخلاق و مساوى آن, محاسبه, مذمت افراط (در) غضب, مراتب نفاق, مراتب حضور قلب, مراتب عجب, مراد از اءعرفوا الله بالله, مراد از عدم توصيف حق, مسئله جبر و تفويض, مشارطه مراقبه, معنى فطرت, معنى ترتيل, معنى حب و بغض حق تعالى, معنى سمع و بصر حق, معناى ابتلاء و امتحان حقتعالى, معالجه مفاسد اخلاقيه, معانى توكل و درجات آن, معاد از فطريات است, مغرور ساختن شيطان انسان را به رحمت واسعه حق, نقل كلام حكما در تقسيم اوصاف حق, چگونگى نسبت آن به ذات مقدس حق تعالى, چگونگى شكر, نتيجه استغفار, نتايج صبر, نشئه باطن و ملكوت, نشانه هاى فريبكار جاه طلب, نشانه هاى صاحبان عقل و فقه, نشانه تام بودن ذكـر, نشاءت وجودى انسان, هر يك از خير و شر متعلق ايجاد و خلقت گردند و كيفيت آن, وجه حصر قلوب, وخامت امر ريا, يـاد خـدااز طرف بـنـده سـبـب یاد کردن خداست بنده را, پيروى شهوات مانع تحصيل مقدمات معنوى, آدم مـــظـــهـــر تـــام الهـــى, آداب قرائت, انـــســـان در ابـــتـــداء امـــر حـيـوابالفعل است, اندراج بسيارى از علوم ذل علوم سه گانه, انسان عارف را دو نظر است, اهل فساد نيز گاهى عجب به فساد مى كنند, اهميت عزم در ترك معاصى و انجام تكاليف, اولی بودن ترك غيبت در موارد جايز, ايمان به وصف نيايد, ابتلاى انبياء به امراض جسمانى, ابطال جبر, احاديث در باب عبادت پيامبر(ص ), احاديث در ذكر مفاسد مراء, احاطه قيومى حق تعالى, اخلاص بعد از عمل, اخلاص در قرائت, اختلاف مردم در حفظ حضور حق, اركان توبه, اسارت شهوت منشاء همه اسارتهاست, استحباب سه روز روزه در هر ماه, استغفار سكنه آسمان و زمين براى طالب علم, اسرار صدقه, اشاره اجماليه به احكام فطريات, بيان شاه آبادى ره در معناى آيه محكمه, بيان صلاة وسطى, براى اسماء حق دو مقام است, بزرگى گناه غيبت و تبعات آن, بعضى قواى باطنيه, تفكر, تفكر ممنوع و مرغوب در ذات حق, تفكر در مصنوع, تفكر در احوال نفس, تفرغ براى عبادت موجب غناى قلب شود, تفسير آيات سوره حديد تا عليمبذات الصدور, تفسير توبه نصوح, تفسير سوره مباركه توحيد, تقوى, تقواى عامه, تقسيم قلوب راجع به چه چيز است, تمام موجودات را علم و حيات است, تنبيه علمى براى قلع ماده ريا, توجيه نسبت ابتلا به حق تعالى, توجيه ديگر از حديث تردید, توجيهاتى است كه از نسبت ترديد به حق شده, توحيد حق و ديگر صفات او فطرى است, تاءثير حظوظ دنيويه در قلب, تحقيق خير و شر, تذکر, ترغيب به اصلاح قلب, تشخيص احكام فطرت, تطبيق حديث نبوى با علوم سه گانه, تعداد هواهاى نفسانيه, تعريف اخلاص, تعريف غيبت, جلوگيرى انبيا از اطلاق طبيعت, حـــق تـــعـــالى ســـؤ ال نـشـود از آنـچـه بـكـنـد, حـزن و شـك و سـخـط،, حقيقت ورع و مراتب آن, حقيقت امانت, حقيقت بهشت و جهنم, حقيقت توبه, حقيقت شكر, حالات قلوب, حث بر عبادات و ترك معاصى, حديث رفع, حرام بودن استماع غيبت, خـشـيـت و نـيـت صـادقـه لازمه صـواب عمل, خوف از حق تعالى, دقت امر ريا, دنيا دار ثواب و عقاب حق تعالى نيست, در بيان بعض اقسام نفاق است, در بيان بعضى از موجبات كبر, در بيان درجات كبر, در بيان علاج تكبر, در بعض مكايد شيطان, در توجيه عرفانى از آيه شريفه 2 فتح, در حقيقت دنيا ی مذمومه, در حقيقت ريا, در سبب اصلى تكبر, درجات صبر, دشوارى توبه و جبران معاصى, دعوت به اخلاص, ذكر بعض احاديث در فضيلت ذكر خدا, ذم اتـــبـــاع هـــواى نـــفـــس, ذم اتباع هوى, ذم طـــول امـــل, رفع يد در نماز و تقليب آن, روح و راحت در يقين و رضا ست, ريا و درجات آن, ريا در اخلاق و ملكات باطنى, ريا در اعمال, ريا در عقايد, ريشه فسادهاى اخلاقی, راه تحصيل حضور قلب, رابطه حسد و تكبر, رجحان طلب رزق, سفر پر خطر و ضرورت زاد و راحله, سلوك طريق علم وسلوك طريق جنت, سِرّ رفع يدين, سبب زياد شدن حب دنيا, سر اختلاف انبيا در نبوت, شدت ابتلاء انبياء و اوصياء و مؤ منين, شدت بليات روحيه تابع شدت ادراك است, شرايط توبه, صـبر نتيجه حريت از قيد نفس, صورت ملكوتى نفاق, صورت ملكوتيه عصبيت, صبر اهل معرفت, ضبط خيال موازنه, ضررهاى اجتماعى غيبت, طول امل موجب نسيان آخرت است, عـــشـــق جـــبـــلّى بـه جميل مطلق, علم قبل از ايجاد, علم به حقيقت اسماء و صفات ممكن نيست, علم غير از ايمان است, علما ورثه انبيا, علوم مناسب با نشئات وجودی, علوم مناسب با اين نشاءت, علامتهاى صحت يقين, علاج مفاسد اخلاقى, علاج موبقه غیبت, علاج نفاق, علاج وسوسه, علاج عملى حسد, علاج غضب به قلع اسباب آن, علاج غضب در حال اشتعال آن, عينيت صفات حق با ذات است, عبادت در جوان تاءثير كند, عدد نوافل, عزم, عصبيت هاى اهل علم, غفلت از حق انتكاس قلب است

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •