نگاهی به قرآن سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
نگاهی به قرآن
صفحه 7 از 12 نخستنخست ... 34567891011 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 120
  1. #61
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : نگاهی به قرآن




    نتيجه بحث
    آيا شما حساب كلمات و حروفى را كه در يك روز با آن سخن مى گوييد داريد؟ اگر فرضا چنين باشد، تعداد كلمات و حروف يك سال خود را مى توانيد به خاطر بسپاريد؟ فرضا چنين باشد آيا هرگز امكان دارد نسبت اين حروف با يكديگر در روز، ماه ، و سال ، در عبارات شما مد نظرتان باشد؟ مسلما چنين چيزى محال است ؛ زيرا با وسائل عادى ، طى قرنها نيز نمى توانيد اين محاسبات را انجام دهيد.
    آيا اگر مشاهده كرديم انسانى در مدت 23 سال با آن همه گرفتارى سخنانى آورد كه نه تنها مضامين آنها حساب شده و از نظر لفظ و معنا و محتوا در عاليترين صورت ممكن بود، بلكه از نظر نسبت رياضى و عددى حروف ، چنان دقيق و حساب شده بود كه نسبت هر يك از حروف الفبا در هر يك از سخنان او يك نسبت دقيق رياضى دارد. آيا نمى فهميم كه كلام او از علم بى پايان پروردگار سرچشمه گرفته است ؟
    انسانى را در نظر بگيريد كه امروز نيم ساعت سخن مى گويد و حرف ((ق )) را به زبان مى آورد و مى گويد: مثلا درصد حرف ((قاف )) در اين سخن بيشتر است از درصد آن در همه سخنانى كه تا به حال گفته ام ، و بعد از اين خواهم گفت . اين حساب جز به اعجاز خدايى ممكن و عملى نيست . اين است اهميت اين حروف .
    نگاهی به قرآن
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  2. #62
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : نگاهی به قرآن




    بحثى پيرامون ((حطه ))
    لفظ ((حطه )) دو بار در قرآن مجيد به كار رفته و هر دو درباره بنى اسرائيل مى باشد يكى در سوره بقره است كه خداوند مى فرمايد: (( و اذ قلنا ادخلوا هذه القرية فكلوا منها حيث شئتم رغدا و ادخلوا الباب سجدا و قولوا حطة نغفرلكم خطاياكم و سنزيد المحسنين )) (249).
    يعنى : ((و به ياد آريد وقتى كه گفتيم وارد اين قريه (اريحا) شويد. و از نعمتهاى آن تناول كنيد و در آن سجده كنان داخل گرديد و بگوييد خدايا! از گناه ما درگذر تا از خطاى شما درگذريم و بر ثواب نيكوكاران شما بيفزاييم )).
    و ديگرى در سوره اعراف مى باشد. چنانچه مى فرمايد: (( و اذ قيل لهم اسكنوا هذه القرية و كلوا منها حيث شئتم و قولوا حطة و ادخلوا الباب سجدا نغفرلكم خطياتكم سنزيد المحسنين )) . (250)
    يعنى : ((و آنگاه كه گفتيم به اين شهر ((اريحا)) داخل بشويد و از هر كجا خواستيد (با حفظ مقررات ) با فراوانى بخوريد و از دروازه شهر با حال خضوع به قوانين ، داخل بشويد و از گناهان استغفار كنيد. و بزودى نعمت و عطاى خويش را براى اهل احسان ، مزيد مى گردانيم (والله اعلم ) )).
    در هر دو آيه فوق ((حطة )) مرفوع است . و آن بايد خبر مبتداى محذوف باشد؛ مثل ((مسئلتنا حطة ))، يعنى خواسته ما آمرزش ‍ گناهانمان است ؛ چون ((حط)) به معناى فروآمدن و فروآوردن است ((استحد وزره حطة ؛ يعنى : خواست گناهان او بريزد)) و ((حطه السيل ))؛ يعنى : سيل او را پائين آورد)) هر دو آيه يكى است با اندك تقديم و تاءخير. در آيات و روايات چيزى كه مبين آن باشد نقل نشده است . و عجب آن است كه الميزان در هيچ يك چيزى نگفته است . ظاهرا آن دستور استغفار و خواستن بخشايش ‍ گناهان است . چنانكه منظور از (( و ادخلوا الباب سجدا)) ظاهرا اطاعت و خضوع به قوانين شهرنشينى است ؛ يعنى تا به حال در صحراى سينا كاملا آزاد بوديد هر طور و در هر جا باشيد، ولى شهرنشينى اين طور نيست .
    نگاهی به قرآن
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  3. #63
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : نگاهی به قرآن




    نقل برخى از رؤ ياها در قرآن
    خوابيدن و خواب ديدن ، يكى از اسرار عجيب خلقت است . اگر خواب نباشد ادامه زندگى محال خواهد بود. همچنين است خواب ديدن كه آثار بسيار دارد و از آينده خبر مى دهد و گاه خداوند متعال بندگان خود را به آن هدايت و ارشاد مى كند. به هر حال ، در قرآن مجيد، هفت رؤ يا نقل شده است كه آنها عبارتند از:
    1- رؤ ياى رسول خدا - صلى الله عليه و آله - درباره بنى اميه .
    2- رؤ ياى آن حضرت درباره دخول مكه و زيارت آن .
    3- رؤ ياى آن حضرت در شب قبل از جنگ ((بدر)).
    4- رؤ ياى حضرت ابراهيم - عليه السلام - درباره ذبح اسماعيل .
    5- رؤ ياى حضرت يوسف - عليه السلام -.
    6- رؤ يائى كه پادشاه مصر ديد و حضرت يوسف - عليه السلام - آن را تعبير كرد.
    7- رؤ يايى كه دو نفر در زندان ديدند و حضرت يوسف - عليه السلام - آن را تعبير كرد.
    نگاهی به قرآن
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  4. #64
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : نگاهی به قرآن




    رؤ ياى رسول خدا(ص ) درباره بنى اميه
    در سوره مباركه اسراء آمده است : (( و اذ قلنا لك ربك احاط بالناس و ما جعلنا الرويا التى اريناك الا فتنة للناس و الشجرة الملعونة فى القران و نخوفهم فما يزيدهم الا طغيانا كبيرا )) (251).
    يعنى : يادآر كه به تو گفتيم : خدايت به مردم احاطه دارد. و به تو گفتيم خوابى را كه به تو نمايانديم و شجره ملعونه در قرآن را، قرار نداديم مگر آزمايشى براى مردم . و ما آنها را مى ترسانيم ولى جز طغيان بزرگ ، بر آنها نمى افزايد)).
    از اين آيه شريفه معلوم مى شود كه خداوند متعال دو چيز را براى مردم مايه آزمايش قرار داده است ؛ يكى خوابى را كه به آن حضرت نمايانده است ، و ديگرى شجره ملعونه را، منظور از شجره ((شجره ملعونه )) بنى اميه هستند كه بر اهل اسلام ، مسلط شدند.
    در تفسير عياشى از حضرت باقر - صلوات الله عليه - نقل شده است كه : (( والشجرة الملعونة فى القرآن يعنى بنى امية )) و در روايت عبدالرحيم قيصر از آن حضرت آمده است : (( و الشجرة الملعونة فى القرآن ، قال هم بنوا امية )) .
    و اما منظور از رؤ يايى كه ديد همان است كه ديد: بنى اميه از منبر او بالا و پايين مى روند و در آن جست و خيز مى كنند. در تفسير عياشى از حضرت صادق - صلوات الله عليه - نقل شده است كه :
    (( عن القاسم بن سليمان عن الصادق عليه السلام قال : اصبح رسول الله صلى الله عليه و آله يوما حاسرا فقيل له : مالك رسول الله ؟ فقال : انى راءيت الليلة صبيان بنى اميه يرقون على منبرى هذا، فقلت يا رب معى ؟ فقال : لا ولكن بعدك )) .
    يعنى : روزى رسول خدا - صلى الله عليه و آله - شب را به روز آورد و غمگين بود. گفتند: يا رسول الله ! براى تو چه رخ داده است ؟ فرمود: شب گذشته بچه هاى بنى اميه را ديدم كه از منبر من بالا مى روند و جست و خيز مى كنند. گفتم : خدايا! در زمان من و با من خواهند بود؟ فرمود: نه بعد از تو خواهند بود)).
    در تفسير برهان ، شانزده روايت در اين زمينه از شيعه و اهل سنت نقل كرده است . در همه آنها مراد از ((شجره ملعونه )) بنى اميه و در اكثر آنها رؤ ياى آن حضرت راجع به بنى اميه و در برخى ، شامل خلفاى پيش از بنى اميه نيز مى شود.
    در روايت ديگرى از امام صادق - عليه السلام - نقل شده كه رسول خدا - صلى الله عليه و آله - در خواب ديد كه چهارده عدد ميمون ؛ يكى بعد از ديگرى از منبر او بالا مى روند و اهل آن نيستند. حضرت فرمود: جماعتى از قريش نقل فرمود. اصحاب من بالا مى روند و اهل آن نيستند. امام صادق - عليه السلام - فرمود: (( هم بنوا اميه لعنهم الله ؛ يعنى آنها بنى اميه هستند، خداوند لعنتشان كند.)) (252)
    ناگفته نماند كه : خلفاى بنى اميه - همانطور كه در اين حديث آمده - چهارده نفر بدين شرح مى باشند: معاويه بن ابى سفيان ، يزيد بن معاويه ، معاوية بن يزيد، مروان بن حكم ، عبدالملك مروان ، وليد بن عبد الملك ، سليمان بن عبدالملك ، عمربن عبدالعزيز، يزيد بن عبدالملك ، هشام بن عبدالملك ، وليد بن يزيد بن عبدالملك ، يزيد بن وليد، ابراهيم بن وليد، و مروان محمد حمار.(253)
    نگاهی به قرآن
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  5. #65
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : نگاهی به قرآن




    رؤ ياى پيامبر(ص ) در ورود به مكه
    در سال ششم هجرى كه رسول خدا - صلى الله عليه و آله - عازم عمل (( عمره )) بود، خداوند متعال در مدينه قبل از حركت ، به آن حضرت رؤ يايى را نماياند. و حضرت در خواب ديد كه او با مسلمانان وارد مسجدالحرام شدند. بعضى تقصير كرده و بعضى حلق نمودند بدون آنكه بيمى از كفار داشته باشند. و آن بزرگوار اين رؤ ياى خويش را براى اصحاب خود نقل فرمود و همه شاد شدند.
    ولى چون به (( حديبيه )) رسيدند، كفار از ورود به مكه مانع شدند. و بعد از جريانهاى مفصل ، ميان آن حضرت و كفار، پيمان صلحى بسته شد كه حضرت آن سال از ((حديبيه )) برگردد و سال آينده مجددا بيايد. مشركان نيز كارى با عمل او نداشته باشند و بتهاى خود را سه روز از كعبه و صفا و مروه بردارند، تا عمل مسلمانان تمام بشود.
    رسول خدا - صلى الله عليه و آله - آن صلح را به طور اجبار قبول كرد و در همانجا از احرام بيرون آمد و قربانيها را كه آورده بود ذبح كرد. مسلمانان نيز چنين كردند. عده اى از اصحاب آن حضرت ، از جمله عمربن خطاب گستاخى كرده و به آن بزرگوار گفتند: مگر شما نگفتيد كه در خواب چنين ديدم كه ما بدون خوف و واهمه اى وارد مكه و مسجدالحرام شده ايم ؟!
    حضرت فرمود: من گفتم وارد مى شويم ولى نگفتم در اين مرتبه و در اين سال وارد خواهيم شد. اما عمر قبول نكرد! كه ماجرايش مفصل است . خداوند در اين باره مى فرمايد:
    (( لقد صدق الله رسوله الرؤ يا بالحق لتد خلن المسجد الحرام ان شاء الله آمنين محلقين رؤ سكم و مقصرين لا تخافون فعلم تعلموا فجعل من دون الله ذلك فتحا قريبا )) . (254)
    يعنى : ((خداوند آن رؤ ياى حق را به رسولش نشان داد كه حتما داخل مسجد الحرام مى شويد ان شاء الله در حال ايمنى ، سر تراشيده و تقصير كننده در حالى كه ترسى نداريد. خداوند مى داند چيزى را كه شما نمى دانيد. و قبل از دخول مكه ، فتح نزديكى (صلح حديبيه كه خدا آن را در آيه انا فتحنا لك ، فتح ناميده است ) قرار داد)) .
    سوره فتح هنگام مراجعت آن حضرت از ((حديبيه )) نازل شده است و خداوند آن صلح را - چنانكه گفته شد. فتح خواند. و حضرت فرمود: اين سوره براى من از دنيا و آخرت ، محبوبتر است .
    نگاهی به قرآن
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  6. #66
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : نگاهی به قرآن




    رؤ ياى پيامبر(ص ) پيرامون نبرد بدر
    رسول خدا - صلى الله عليه و آله - قبل از جنگ ((بدر)) خوابى ديد كه خداوند متعال آن را اين گونه نقل مى فرمايد: (( اذ يريكهم الله فى مناك قليلا ولو اراكهم كثيرالفشلتم و لتنازعتم فى الامر ولكن الله سلم انه عليم بذات الصدور )) (255)
    يعنى : ((يادآر هنگامى را كه خداوند، دشمنان را در خواب به تو كم نشان مى داد. و اگر آنها را زياد نشان مى داد، در كار جنگ سست مى شديد و اختلاف مى كرديد. اما خداوند شما را از سستى و اختلاف ، سلامت كرد. خداوند به آنچه در سينه هاست آگاه است .
    از اين آيه شريفه معلوم مى شود كه خداوند متعال مشركان را در رؤ يا به آن حضرت كم نشان داده است تا حضرت نيز قابل بودن مشركان را به اصحاب خويش اطلاع دهد و آنها مطمئن شوند كه دشمنان زياد نيستند و در كار جنگ سست نباشند و اختلاف نكنند. چنانكه اهل تفسير نيز چنين گفته اند.
    نگاهی به قرآن
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  7. #67
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : نگاهی به قرآن




    رؤ ياى ابراهيم (ع ) در ذبح اسماعيل
    از جمله رؤ ياهايى كه در قرآن مجيد مطرح گرديده رؤ ياى حضرت امام ابراهيم - عليه السلام - مى باشد كه در خواب ديد فرزندش ‍ اسماعيل را در راه خدا قربانى مى كند. خداوند متعال جريان آن را در سوره صافات چنين بيان مى فرمايد:
    (( رب هب لى من الصالحين فبشرناه بغلام حليم فلمابلغ معه السعى قال يا بنى انى ارى فى المنام انى اذبحك فانظر ماذا ترى قال ابت افعل ما تؤ مر ستجدنى ان شاء الله من الصابرين فلما اسلما و تله للجبين وناديناه ان يا ابراهيم قد صدقت الرؤ يا انا كذلك نجزى المحسنين ان هذا لهو البلاء المبين و فديناه بذبح عظيم و تركنا عليه فى الآخرين سلام على ابراهيم )) (256)
    يعنى : ((ابراهيم گفت : خدايا! براى من فرزندى - كه از نيكوكاران باشد - عطا فرما به او مژده داديم پسر عاقل و بردبارى را. چون آن پسر (به دنيا آمد و بزرگ شد و) در تلاش كردن به پدرش رسيد، ابراهيم به او گفت : اى پسر عزيزم ! من در خواب ديدم كه تو را قربانى مى كنم پس ببين در اين باره چه مى گويى ؟ گفت : پدرم ! آنچه به آن امر شده اى انجام بده ، حتما مرا در اين كار از صابران خواهى يافت . پس ‍ چون پدر براى قربانى كردن و پسر براى قربانى شدن ، تسليم شدند و ابراهيم او را در روى تل بر پيشانى خوابانيد (عمل به خواب به تحقق پيدا كرد) و با صداى بلند ندا كرديم كه اى ابراهيم ! خواب را محقق كردى ، ما نيكوكاران را اين چنين جزا مى دهيم ، اين حتما آزمايش ‍ آشكارى است . و بر او (گوسفندى فرستاده ) ذبح بزرگى فدا ساختيم . و ثناى او را براى آيندگان قرار داديم . سلام بر ابراهيم .))
    جريان بسيار روشن است و براى كثرت بيان مى گويم :
    1 - رؤ يا همان بود كه او ديد پسرش را قربانى مى كند، نه اينكه قربانى كرد و كار را به اتمام رسانيد. به عبارت ديگر: به پسرش فرمود: (( انى ارى فى المنام انى اذبحك )) لذا خداوند پس از خواباندن ابراهيم پسرش را بر ((تل )) فرمود: (( قد صدقت الرؤ يا )) .
    2 - منظور از ((ذبح عظيم )) ظاهرا همان قربانى باشد كه هر سال در موسم حج مسلمين به آن مبادرت مى ورزند. كه يادآور قربانى ابراهيم - عليه السلام - است ، در بحارالانوار از خصال صدوق و عيون الاخبارالرضا- عليه السلام - نقل شده است كه : (( فكلما يذبح بمنى فهو فديه لاسماعيل الى يوم القيامة )) . (257)
    يعنى : (( هر چه در ((منى )) تا روز قيامت قربانى شود، همه فديه حضرت اسماعيل خواهد بود)).
    3 - اگر اين جريان در غير قرآن كريم بيان مى گرديد، قبول كردن آن مشكل مى نمود، تسليم بودن حضرت ابراهيم و پسرش - عليهما السلام - هر دو، بالاتر از تصور است . پدرى در نهايت اخلاص ، سر پسر جوان را در راه خدا قطع كند، پسر نيز با كمال اخلاص ، به اين كار راضى باشد. واقعا ((سلام على ابراهيم )) و سلام على اسماعيل .
    نگاهی به قرآن
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  8. #68
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : نگاهی به قرآن




    رؤ ياى حضرت يوسف (ع )
    يكى ديگر از رؤ ياهايى كه در قرآن مجيد آماده است ، رؤ ياى حضرت يوسف - عليه السلام - است كه در خواب ديد: يازده ستاره تواءم با خورشيد و ماه ، به او سجده مى كنند. وقتى آن رؤ يا را براى پدرش ‍ حضرت يعقوب - عليه السلام - نقل كرد پدرش فرمود: اين خواب را براى برادرانت نقل نكن ، والا بر تو حسد مى ورزند. تعبير اين خواب آن است كه تو، به پيامبرى خواهى رسيد و خداوند متعال نعمت خود را بر تو تمام خواهد نمود.
    (( اذا قال يوسف لابيه يا ابت انى رايت احد عشر كوكبا و الشمس ‍ و القمر رايتهم لى ساجدين . )) (258)
    يعنى : ((اكنون متذكر شو (خواب ) يوسف را كه گفت : اى پدر! در عالم رويا ديدم كه يازده ستاره و خورشيد و ماه مرا سجده مى كردند.))
    سپس خداوند متعال در قرآن مجيد تعبير خواب حضرت يعقوب - عليه السلام - را اين گونه نقل مى كند: (( قال يا بنى لا تقصص ‍ روياك على اخوتك فيكيدوا لك كيدا... و كذلك يجتبيك ربك و يعلمك من تاءويل الا حاديث و يتم نعمته عليك و على آل يعقوب ...)) (259)
    يعنى : ((يعقوب گفت : اى فرزند عزيز! زنهار خواب خود را براى برادران حكايت مكن كه (به اغواى شيطان ) بر تو مكر و حسد خواهند برد... و اين تعبير خواب تو مى باشد كه خداوند تو را بر گزيند و علم تاءويل خوابها بياموزد و نعمت و لطفش را در حق تو و آل يعقوب تمام گرداند...)).
    حضرت يوسف - عليه السلام - توسط برادران خود به چاه افكنده شد و سپس در بازار مصر به صورت برده فروخته شد و در اثر بى نظيرى كه درباره همسر عزيز مصر از خود نشان داد، حدود هفت سال در زندان ماند. سپس در اثر تعبير خواب پادشاه مصر، از زندان آزاد و وزير كشاورزى مصر گرديد. و پدر و مادر و خانواده اش را به مصر دعوت كرد و آنها هنگام ديدن حضرت يوسف به حال احترام ، سر فرود آوردند. بدين طريق ، پدر و مادر و يازده برادر در اين احترام شريك شدند. و حضرت يوسف به پدرش يعقوب گفت : تعبير خوابى كه چند سال قبل ديدم ، همين است :
    (( و رفع ابويه على العرش و خروا له سجدا و قال يا ابت هذا تاءويل روياى من قبل قد جعلها ربى حقا... (260)
    يعنى : ((آنگاه پدر و مادر رابر تخت بنشاند و آنها به شكرانه (ديدار او) خدا را سجده كردند. و يوسف در آن حال ، پدر را گفت كه اين بود تعبير خوابى كه از اين پيش ديدم كه خداى من آن خواب را واقع و محقق گردانيد...)) (261)
    نگاهی به قرآن
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  9. #69
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : نگاهی به قرآن




    رؤ ياى پادشاه مصر
    رؤ ياى ديگرى كه در كلام الله مجيد نقل گرديده ، رؤ ياى پادشاه مصر است كه سبب نجات حضرت يوسف - عليه السلام - گرديد. و خلاصه آن چنين است : پادشاه مصر چند شب در خواب ديد كه هفت گاو فربه را هفت گاو لاغر مى خوردند. و نيز هفت سنبل سبز و هفت سنبل خشك در كنار او ديده مى شوند. از درباريان خود تعبير اين خواب را پرسيد؟ گفتند: خوابهاى آشفته و پريشان است . و ما تعبير چنين خوابها را نمى دانيم . آيات شريفه پيرامون اين مطلب چنين است :
    (( و قال الملك انى سبع سمان ياءكلهن سبع عجاف و سبع سنبلات خضر و اخر يابسات يا الملاء افتونى فى روياى ان كنتم للرؤ يا تعبيرون قالوا اضعاث احلام و ما نحن بتاءويل الاحلام بعالمين )) (262).
    يعنى : ((و پادشاه مصر گفت : من (خوابى ) ديدم كه هفت گاو فربه را هفت گاو لاغر خوردند و هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشك را. اى بزرگان ملك ! مرا به تعبير آن اگر علم مى دانيد، آگاه گردانيد. آنها گفتند: اين خواب پريشان است . و ما تعبير خواب پريشان نمى دانيم )).
    در آن موقع كه درباريان از تعبير خواب پادشاه اظهار عجز كردند، ساقى پادشاه - كه مدتى در زندان مصر، رفيق زندانى حضرت يوسف - عليه السلام - بود و حضرت يوسف ، خواب او را تعبير كرده و درست در آمده بود - گفت : در زندان يك جوان كنعانى وجود دارد كه تعبير خواب را به نيكى مى داند فورا به سراغ يوسف - عليه السلام - در زندان رفت و خواب پادشاه را به او گفت : و چون هفت سنبل سبز، علامت هفت سال فراوانى و هفت سنبل خشك ، علامت هفت سال ، قحطى بود، و هفت گاو فربه ، علامت ذخيره ها و انبارهاى گندم و هفت گاو لاغر در جاى مردم گرسنه و قحط زده بود حضرت يوسف - عليه السلام - در تعبير آن فرمود:
    ((هفت سال ، به شيوه سابق ، گندم بكاريد و مازاد آنها را نكوبيد بلكه در سنبل نگاه داريد. پس از آن هفت سال قحط سالى خواهد آمد و در ان هفت سال فراوانى را مى خوريد. و از گرسنگى نجات مى يابيد. پس از هفت سال قحطى ، باز اوضاع به حالت اول بر مى گردد)).
    (( قال تزرعون سبع سنين دابا فما حصد تم فذوره سنبله الا قليلا مما تا ثم ياتى من بعد ذلك سبع شداد يا كلن ما قدمتم لهن الا قليلا مما تحصون ثم ياتى من بعد ذلك عام فيه يغاث الناس و فيه يعصرون (263)
    يعنى : ((يوسف (در تعبير خواب ) گفت : بايد هفت سال متوالى زراعت كنيد و هر خرمن را كه درو مى كنيد جز كمى كه قوت خود مى سازيد، همه را با خوشه در انبار ذخيره كنيد كه چون اين هفت سال بگذرد، هفت سال قحطى پيش مى آيد كه ذخيره شما به مصرف قوت مردم برسد، جز اندكى كه بايد (براى تخم كاشتن ) در انبار نگاهداريد. آنگاه بعد از سنوات قحطيب و شدت ، باز سالى آيد كه مردم در آن به آسايش و وسعت و فراوانى و نعمت مى رسند.))
    همانطور شد كه حضرت يوسف - عليه السلام - گفته بود. و حضرت يوسف ، خود در آن هفت سال قحطى ، انبارهاى ذخيره را براى مردم مصرف مى كرد. فرزندان حضرت يعقوب نيز در اثر قحطى ، براى خريد گندم به مصر آمدند. و بالاخره حضرت يوسف - عليه السلام - را شناختند.
    نگاهی به قرآن
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  10. #70
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : نگاهی به قرآن




    رؤ ياى دو جوان مصرى
    رؤ ياى ديگرى كه در كلام الله مجيد باز گو شده ، رؤ ياى دو جوان دربارى است كه در اثر تخلف به زندان افتاده بودند و در زندان با حضرت يوسف - عليه السلام - آشنا شدند. آن دو جوان يكى مرتب در خواب مى ديد كه انگور براى مشروب ساختن مى فشارد. و ديگرى مى ديد كه بالاى سر خود، نان حمل مى كند و پرندگان از آن مى خورند. آنها خواب خود را براى يوسف - عليه السلام - نقل كرده و از او تعبير خواستند. يوسف - عليه السلام - بعد از قدرى صحبت و ارشاد انها به اولى فرمود: از زندان آزاد شده و ساقى و پياله گردان شاه خواهى شد. و به دومى فرمود: تو را به دار مى زنند و مرغان هوا از گوشت سر تو خواهند خورد. و اين تعبير خواب من ، حتما رخ خواهد نمود و خلافى در آن نيست . (( قضى الامر الذى فيه تستفتيان )) و در آيات وحى الهى چنين مى خوانيم :
    (( و دخل معه السجن فتيان قال احدهما انى ارانى اعصر خمرا و قال الاخرانى ازانى احمل فوق راءسى خبزا تا گل الطير منه نبنا بتاويله انا نريك من المحسنين قال ... يا صاحبى السجن اما احد كما فيسقى ربه خمرا و اما الاخر فيصلب فتا كل الطير من راءسه قضى الامر الدى فيه تستفتيان )) (264)
    يعنى : ((و با يوسف دو جوان ديگر هم (از نديمان و خاصان شاه ) زندانى شدند. يكى گفت : من خواب ديدم كه انگور (براى شراب ) مى افشرم و ديگرى گفت : من ديدم كه بر بالاى سر خود، طبق نانى مى بردم و مرغان هوا از آن به منقار مى خورند. يوسف تو ما را از تعبير آن آگاه كن كه تو را از نيكوكاران و دانشمندان جهان مى بينم . يوسف گفت :... اى دو رفيق زندان ! اما يكى از شما ساقى شراب شاه خواهد شد و آن ديگرى به دار آويخته شود (و آنقدر بر چوبه دار بماند) تا مرغان هوا، مغز سر او را بخورند. (آن مرد كه تعبير خواب خود را شنيد، براى رهايى از خطر خواب ، به دروغ منكر شد) يوسف گفت : در قضاى الهى راجع به امرى سؤ ال كرديد چنين حكم شده است )).
    و همانطور شد كه حضرت يوسف - عليه السلام - گفته بود و چون پادشاه مصر خواب خود را براى درباريان گفت و آنها از تعبير آن عاجز ماندند، حضرت يوسف به ياد ساقى آمد و او براى تعبير خواب به زندان آمد.
    نگاهی به قرآن
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

صفحه 7 از 12 نخستنخست ... 34567891011 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •