خواص و لحظه هاى تاريخ ساز سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
خواص و لحظه هاى تاريخ ساز
صفحه 3 از 9 نخستنخست 1234567 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 87
  1. #21
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خواص و لحظه هاى تاريخ ساز




    نقش تعيين كننده ى خواص
    خوب وقتى امام حسين قيام كرد - با آن عظمتى كه امام حسين (ع ) در جامعه ى سالم داشت - خيلى از همين خواص پيش امام حسين (ع ) نيامدند كه كمك كنند! ببينيد به وسيله ى اين خواص در يك جامعه ، چقدر وضعيت خرابى مى شود! به وسيله ى خواصى كه حاضرند دنياى خودشانرا به راحتى بر سرنوشت دنياى اسلام در قرنهاى آينده ترجيح بدهند! با اين كه امام حسين خيل بزرگ بود؛ خيلى معروف بود.
    من در قضاياى قيام امام حسين و همان حركت از مدينه و اينها نگاه مى كردم ؛ خوب شب قبل آن روزى كه امام حسين عليه السلام از مدينه بيرون آمد؛ عبدالله بن زبير بيرون آمده بود، در واقع هر دو، يك وضعيت داشتند، اما امام حسين (ع ) كجا، عبدالله بن زبير كجا! امام حسين عليه السلام ، حرف زدنش ، مقابله اش ، مخاطبه اش ، طورى بود كه همان حاكم آن روز مدينه - كه وليد باشد - جرات نمى كرد با امام حسين درشت صحبت بكند. مروان يك كلمه گفت ؛ حضرت آن چنان تشرى به مروان زد كه سر جايش نشست !
    همين افراد رفتند، دور خانه ى عبدالله بن زبير را محاصره كردند، برادرش را فرستاد؛ گفت كه اجازه بدهيد من حالا به دارالخلافه نيايم به او اهانت كردند، گفتند: پدرت را درمى آوريم ، مردك بايد بيرون بيايى ، اگر نيايى ؛ تو را مى كشيم و چه مى كنيم ؛ تا اين كه عبدالله بن زبير به التماس افتاد؛ گفت : پس اجازه بدهيد حالا برادرم را بفرستم ، فردا خودم بيايم . يكى گفت : خيلى خوب ، امشب را به او مهلت بدهيم !
    عبدالله بن زبير كه او هم يك شخصيتى بود؛ وضعيتش اين قدر با امام حسين فرق داشت ! كسى جرات نمى كرد چنين رفتارى با امام حسين عليه السلام داشته باشد، به خاطر حرمتش ، به خاطر عظمتش ، به خاطر شخصيتش ، به خاطر قدرت روحيش ، كسى جرات نمى كرد آن طور صحبت بكند، بعدا هم در راه مكه ، هر كسى كه به امام حسين رسيد و صحبتى با آن بزرگوار كرد، خطابش به آن حضرت جعلت فداك است ، قربانت گردم ، پدرم به قربانت ، با امام حسين عليه السلام اين گونه حرف مى زدند، شخصيت امام حسين عليه السلام در جامعه ى اسلامى ، اين طور برجسته و ممتاز است ، عبدالله بن مطيع ، در مكه پيش امام حسين عليه السلام آمد، عرض كرد: يا بن رسول الله ، ان قتلت لنسترقن بعدك يعنى اگر تو قيام كنى و كشته شوى ، بعد از تو اين افرادى كه بر سر كار حكومت هستند؛ ما را به بردگى خواهند گرفت . امروز به احترام تو، از ترس تو و به هيبت توست كه اينها راه عادى خودشان را مى روند!
    عظمت مقام امام حسين عليه السلام ، اين گونه است ، اين امام حسين ، با اين عظمت ، كه ابن عباس در مقابلش خضوع مى كند، عبدالله بن جعفر خضوع مى كند، عبدالله بن زبير - با اين كه از حضرت خوشش نمى آيد - در مقابلش خضوع مى كند، بزرگان و همه ى خواص اهل حق ؛ اينها خواص ‍ جبهه ى حقند، يعنى طرف حكومت نيستند، طرف بنى اميه نيستند، طرف باطل نيستند، حتى در بين آنها شيعيان زيادى هستند كه امير المومنين عليه السلام را قبول دارند، او را خليفه اول مى دانند! همه ى اينها وقتى با شدت عمل دستگاه حاكم مواجه مى شوند، مى بينند بناست كه جانشان ، سلامتى شان ، راحتى شان ، مقامشان ، پولشان ، به خطر بيفتد، همه پس ‍ مى زنند! اينها كه پس زدند، عوام هم به آن طرف رو مى كنند.
    خواص و لحظه هاى تاريخ ساز
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  2. #22
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خواص و لحظه هاى تاريخ ساز




    حركت عوام به دنبال حركت خواص
    اگر اسامى كسانى را كه از كوفه به امام حسين عليه السلام نامه نوشتند و دعوت كردند نگاه كنيد، اينهايى كه نامه نوشتند، همه جزو آن طبقه ى خواصند، طبقه ى زبدگان و برجستگانند نامه ها هم زياد است از كوفه ، صدها صفحه نامه و شايد چندين خورجين يا بسته ى بزرگ نامه آمد. غالبا بزرگان و اعيان و شخصيتهاى برجسته و نام و نشان دارها و همين خواص ، اين نامه ها را نوشتند! منتهى لحن نامه ها را نگاه كنيد! معلوم مى شود كه در بين خواص طرفدار حق ، چه كسانى جزو آن دسته اى هستند كه حاضرند دينشان را قربانى دنياشان بكنند و چه كسانى هستند كه حاضرند دنياشان را قربانى دين بكنند. از خود نامه ها هم مى شود فهميد؛ و چون كسانى كه حاضرند دينشان را قربانى دنيا بكنند، بيشترند، نتيجه ى آن در كوفه ، شهادت مسلم بن عقيل مى شود و بعد هم از همان شهر كوفه يى كه هجده هزار نفر آمدند با مسلم بن عقيل بيعت كردند؛ جمعيتى حدود بيست هزار يا سى هزار يا بيشتر، بلند مى شوند و به جنگ امام حسين عليه السلام در كربلا مى آيند.
    يعنى حركت خواص ، به دنبال خود حركت عوام را مى آورد نمى دانيم عظمت اين حقيقت كه براى هميشه گريبان انسانهاى هوشمند را مى گيرد؛ براى ما درست و روشن مى شود يا نه ؟ شما ماجراى كوفه را لابد شنيده ايد؛ به امام حسين عليه السلام نامه نوشتند؛ حضرت هم مسلم بن عقيل را فرستاد؛ گفت من او را مى فرستم ؛ اگر به من خبر داد كه وضع خوب است ؛ من هم خواهم آمد مسلم بن عقيل هم به كوفه تشريف برد؛ منزل بزرگان شيعه وارد شد؛ نامه ى حضرت را خواند گروه گروه مردم آمدند همه اظهار ارادت كردند. فرماندار كوفه هم كسى به نام نعمان بن بشير بود؛ آدم ضعيف و ملايمى بود. گفت : تا كسى با من نجنگد؛ من جنگ نمى كنم . با مسلم بن عقيل مقابله نكرد. مردم ديدند ميدان باز است ، آمدند و با حضرت شروع كردند به بيعت كردن .
    دو سه نفر از خواص باطل - طرفداران بنى اميه - به يزيد نامه نوشتند كه اگر مى خواهى كوفه را داشته باشى ؛ يك آدم حسابى به اين جا بفرست . اين نعمان بن بشير نمى تواند در مقابل مسلم بن عقيل مقاومت كند. او هم به عبيدالله بن زياد - كه فرماندار كوفه بود - حكم داد كه - به قول امروز، با حفظ سمت - علاوه ى بر بصره ، كوفه هم تحت حكومت تو باشد و عبيدالله بن زياد، يك سره از بصره تا كوفه تاخت ، در قضيه ى آمدن او هم ، نقش خواص معلوم مى شود، كه اگر ديدم مجالى هست ؛ ممكن است بخشى از آن جا هم عرض بكنم .
    خواص و لحظه هاى تاريخ ساز
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  3. #23
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خواص و لحظه هاى تاريخ ساز




    حركت بدون تحليل عوام
    عبيدالله بن زياد به كوفه رسيد؛ در حالى كه شب بود. عوام كوفه - مردم معمولى كوفه ، از همان قبيل عامى ها كه قادر به تحليل نبودند - تا ديدند يك نفرى صورتش را بسته و با اسب و تجهيزات آمد؛ خيال كردند امام حسين است ! راحت رفتند گفتند: السلام عليك يا بن رسول الله ! خاصيت آدم عامى اين است ! آدمى كه اهل تحليل نيست ؛ منتظر تحقيق نمى شود؛ تا ديد يك نفرى با اسب و تجهيزات وارد شده ، بدون اين كه يك كلمه حرف با او زده باشند؛ يكى مى گويد اين امام حسين است ؛ همه مى گويند امام حسين ، امام حسين ، امام حسين ! بنا مى كنند به او سلام كردن و احترام كردن ! صبر كنيد ببينيد او كيست !
    او هم اعتنايى به مردم نكرد! به دارالاماره رفت ؛ خودش را معرفى كرد و رفت داخل . از همان جا مبارزه را با جريان مسلم بن عقيل آغاز كرد و اساس ‍ كار او عبارت بود از اين كه طرفداران مسلم بن عقيل را با اشد فشار مورد تهديد و شكنجه قرار بدهد؛ يعنى هانى بن عروه را با غدر و حيله آورد؛ سر و روى هانى را مجروح كرد. بعدا عده اى اطراف قصر جمع شدند؛ به دروغ و حيله مردم را متفرق كرد؛ كه اين جا هم همان خواص بد - خواص به اصطلاح طرفدار حقى كه حق را هم شناخت ، تشخيص دادند؛ اما دنيايشان را ترجيح مى دهند - نقش دارند.
    بعدا كه حضرت مسلم با جمعيت زيادى ، راه افتادند - در تاريخ ابن اثير، نوشته است - به نظرم سى هزار دور و بر حضرت مسلم آمدند چهار هزار نفر از مردم فقط اطراف خانه ى او با شمشير، به نفع مسلم بن عقيل ايستاده بودند - اينها مربوط به روز نهم ذيحجه است - كارى كه ابن زياد كرد، يك عده از همين خواص را بين مردم فرستاد كه مردم را بترسانند - مادرها و پدرها را - تا بگويند با چه كسى مى جنگيد؟ چرا مى جنگيد؟ برگرديد؛ پدرتان را در مى آورند؛ اينها يزيدند؛ اينها ابن زيادند، اينها بنى اميه اند؛ اينها چه دارند؛ پول دارند، شمشير دارند؛ تازيانه دارند؛ ولى آنها چيزى ندارند! مردم را ترساندند، به مرور همه متفرق شدند! آخر شب - وقت نماز عشا - هيچ كس همراه حضرت مسلم نبود! هيچكس ! و ابن زياد، پيغام داد كه همه بايد براى نماز عشا به مسجد كوفه بيايند؛ نماز را با من به جماعت بخوانند! تاريخ مى نويسد: براى نماز عشا پشت سر ابن زياد، مسجد كوفه پر از جمعيت شد!
    خواص و لحظه هاى تاريخ ساز
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  4. #24
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خواص و لحظه هاى تاريخ ساز




    خواص طرفدار حق مقصرند
    خوب ، چرا چنين شد؟! من كه نگاه مى كنم ، مى بينم خواص مقصرند! همين خواص طرفدار حق مقصرند. بعضى از اين خواص طرفدار حق ، در نهايت بدى عمل كردند! مثل شريح قاضى كه جزو بنى اميه نبود. كسى بود كه مى فهميد حق با كيست ! مى فهميد كه اوضاع از چه قرار است ! وقتى هانى بن عروه را به زندان انداختند و سر و رويش را مجروح كردند؛ سربازان و افراد قبيله اش اطراف قصر عبيدالله بن زياد را گرفتند. ابن زياد ترسيد! آنها مى گفتند كه هانى را كشتيد. ابن زياد به شريح قاضى گفت : برو ببين هانى زنده است ؛ برو به اينها بگو زنده است . شريح آمد؛ ديد كه هانى بن عروه زنده است ، اما مجروح است . هانى بن عروه گفت : اى مسلمانها، اين چه وضعى است ! (خطاب به شريح ) پس قوم من چه شدند؟ مردند؟ چرا سراغ من نيامدند؟! چرا نمى آيند مرا از اين جا نجات بدهند؟ شريح قاضى گفت : مى خواستم بروم و اين حرفهاى هانى را به همين كسانى كه اطراف دارلاماره را گرفته اند؛ بگويم ؛ اما افسوس كه جاسوس عبيدالله ، آن جا ايستاده بود! جرات نكردم ! جرات نكردم يعنى چه ؟! يعنى همين كه ما مى گوييم : ترجيح دنيا بر دين .
    شايد اگر شريح ، همين يك كار را انجام مى داد؛ تاريخ عوض مى شد، اگر شريح مى رفت به مردم مى گفت كه هانى زنده است ؛ اما در زندان است و عبيدالله قصد دارد او را بكشد - هنوز عبيدالله قدرت نگرفته بود - آنها مى ريختند و هانى را نجات مى دادند. با نجات هانى ، قدرت پيدا مى كردند؛ روحيه پيدا مى كردند، اطراف دارالاماره مى آمدند؛ عبيدالله را مى گرفتند، يا مى كشتند، يا مى فرستادند مى رفت ! كوفه ، مال امام حسين عليه السلام مى شد و اصلا واقعه ى كربلا اتفاق نمى افتاد! اگر واقعه ى كربلا اتفاق نمى افتاد، يعنى امام حسين عليه السلام به حكومت مى رسيد و اگر اين حكومت شش ماه هم به طول مى كشيد - ممكن بود بيشتر هم طول بكشد - براى تاريخ بركات زيادى داشت .
    خواص و لحظه هاى تاريخ ساز
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  5. #25
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خواص و لحظه هاى تاريخ ساز




    حركت بجا و حركت نابجا در تاريخ
    يك وقت يك حركت بجا، تاريخ را نجات مى دهد گاهى يك حركت نابجا كه ناشى از ترس و ضعف و دنياطلبى و حرص به زنده ماندن است ؛ تاريخ را در ورطه ى گمراهى مى غلطاند. شريح قاضى ! شما وقتى ديدى كه هانى اين طورى است ، چرا شهادت حق ندادى ؟! نقش خواص ، خواص ترجيح دهنده ى دنيا بر دين ، اين است .
    وقتى كه عبيدالله بن زياد، به روساى قبايل كوفه گفت برويد مردم را از اطراف مسلم متفرق كنيد؛ بعضى از همين افراد، جزو نويسنده هاى نامه به امام حسين عليه السلام بودند؛ مثل شبشه بن ربعى ، به امام حسين نامه نوشته بود و دعوت كرده بود! خودش جزو كسانى است كه وقتى عبيدالله گفت برويد و مردم را از دور او متفرق كنيد؛ اين هم آمد و مردم را با ترساندن و با تهديد و تطميع ، از اطراف مسلم متفرق كرد! چرا اين كار را كردند؟
    اگر امثال شيث بن ربعى ، در يك لحظه ى حساس از خدا مى ترسيدند - به جاى اين كه از ابن زياد بترسند - تاريخ عوض مى شد! آنها آمدند؛ مردم را متفرق كردند. عوام متفرق شدند، ولى چرا آن خواص مومنى كه اطراف مسلم بودند، متفرق شدند؟ در بين آنها كسان خوبى بودند؛ افراد حسابى بودند. بعدا بعضى از آنان در آمدند شهيد شدند؛ اما اين جا اشتباه كردند. البته آنهايى كه در كربلا آمدند شهيد شدند، اما اين جا اشتباه كردند. البته آنهايى كه در كربلا شهيد شدند، كفاره ى اشتباهشان داده شد؛ با آنها بحثى نداريم ، اسمشان را هم نمى آوريم ، اما از اينها كسانى بودند كه به كربلا هم نيامدند! نتوانستند بيايند، توفيق پيدا نكردند! بعدا مجبور شدند جزو توابين بشوند!
    خواص و لحظه هاى تاريخ ساز
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  6. #26
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خواص و لحظه هاى تاريخ ساز




    اثر شهادت شهداى كربلا
    وقتى امام حسين كشته شد، وقتى فرزند پيغمبر از دست رفت ، وقتى فاجعه اتفاق افتاد؛ وقتى حركت تاريخ به سمت سراشيب آغاز شد؛ ديگر چه فايده ؟ به همين دليل تعداد توابين در تاريخ ، چند برابر عده ى شهداى كربلاست . شهداى كربلا همه در يك روز كشته شدند، توابين هم همه در يك روز كشته شدند، اما شما ببينيد اثرى كه توابين در تاريخ گذاشتند؛ يك هزارم اثرى كه شهداى كربلا گذاشتند نيست ! براى خاطر اين كه اينها در وقت خود نيامدند؛ كار را در لحظه ى خود انجام ندادند؛ دير تصميم گرفتند؛ دير تشخيص دادند.
    چرا مسلم بن عقيل را تنها گذاشتيد؟! ديديد كه اين نماينده ى امام آمده بود با وى بيعت هم كرده بوديد؛ او را هم كه قبول داشتيد - عوام را كارى ندارم ، به خواص مى گويم - شما چرا شب كه شد؛ مسلم را تنها گذاشتيد كه به خانه ى طوعه پناه ببرد؟!
    خواص و لحظه هاى تاريخ ساز
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  7. #27
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خواص و لحظه هاى تاريخ ساز




    خواص كوتاهى كردند
    اگر خواص ، مسلم را تنها نمى گذاشتند؛ مثلا صد نفر مى شدند؛ اين صد نفر اطراف مسلم را مى گرفتند؛ به خانه ى يكى از آنها مى آمدند و مى ايستادند؛ دفاع مى كردند مسلم تنها هم كه بود؛ مسلم به تنهايى همه ى سربازان ابن زياد را - همان عده اى كه آمده بودند - پس زد، اگر صد نفر مرد با او بودند، مگر مى توانستند او را بگيرند؟! مردم باز هم اطرافشان جمع مى شدند.
    پس خواص ، اين جا كوتاهى كردند كه نرفتند اطراف مسلم را بگيرند.
    ببينيد هر طرف حركت مى كنيد به خواص مى رسيد، تصميم گيرى خواص ‍ در وقت لازم تشخيص خواص در وقت لازم گذشت . خواص از دنيا در لجظه اى لازم اقدام خواص براى خدا در لحظه اى لازم ؛ اينهاست كه تاريخ را نجات مى دهد ارزشها را نجات مى دهد، ارزشها را حفظ مى كند، بايد در لحظه ى لازم ، حركت لازم را انجام داد، اگر وقت گذشت ؛ ديگر فايده ندارد.
    در الجزاير بعد از انتخاباتى كه جبهه ى نجات اسلامى در آن برنده شدند، با تحريك امريكا و ديگران ، حكومت نظامى سركار آمد؛ آن روز اولى كه حكومت اسلامى سركار آمد، هيچ قدرتى نداشت ، اگر آن روز مسوولين جبهه ى اسلامى در الجزاير، همان ساعتهاى اول - كه هنوز حكومت نظامى عرضه يى نداشت و كارى نمى توانست بكند - مردم را به خيابانها كشانده بودند، حكومت نظامى از بين مى رفت . حكومت تشكيل مى دادند و امروز در الجزاير، حكومت اسلامى سركار بود، نكردند! در وقت خودش بايد تصميم مى گرفتند، نگرفتند، يك عده ترسيدند، يك عده ضعف پيدا كردند، يك عده اختلاف كردند، يك عده گفتند، ما رئيس ، او رئيس ، اين رئيس !
    خواص و لحظه هاى تاريخ ساز
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  8. #28
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خواص و لحظه هاى تاريخ ساز




    تصميم به موقع امام راحل (ره )
    عصر روز بيست و يكم بهمن ماه سال 57 كه در تهران اعلام حكومت نظامى شد، امام به مردم فرمود: مردم به خيابانها بروند! اگر امام آن لحظه اين تصميم را نمى گرفت ، امروز هنوز محمدرضا در اين مملكت بر سركار بود! با حكومت نظامى مى آمدند؛ مردم در خانه هاشان مى ماندند؛ اول امام بعد، مدرسه ى رفاه ، بعد بقيه ى جاها را قتل عام مى كردند، نابود مى كردند! يك پانصد هزار نفر را در تهران مى كشتند، قضيه تمام مى شد! مثل اين كه در اندونزى يك ميليون نفر را كشتند، تمام شد. امروز هم آن آقا سركار است و خيلى شخصيت آبرومند و محترمى هم هستند؛ آب هم از آب تكان نخورد!
    امام در لحظه ى لازم تصميم لازم را گرفت .
    اگر خواص ، در هنگام خودش ، كارى را كه لازم است ، تشخيص دادند و عمل كردند، تاريخ نجات پيدا مى كند و حسين بن على ها به كربلاها كشانده نمى شوند، اگر خواص ، بد فهميدند، دير فهميدند، يا فهميدند و با هم اختلاف كردند - مثل آقايان افغانها - اگر در راس كار، افراد حسابى بودند اما طبقه ى خواص منتشر در جامعه ، جواب ندادند. يكى گفت ما امروز كار داريم ، يكى گفت جنگ تمام شد، بگذاريد سراغ كارمان برويم ، برويم كاسبى كنيم ، چند سال همه آلاف و الوف جمع كردند، ما در جبهه ها گشتيم ، از اين جبهه به آن جبهه ، گاهى غرب ، گاهى جنوب ، بس است ديگر، اگر اين گونه عمل كردند، معلوم است كه در تاريخ ، كربلاها تكرار خواهد شد!
    خواص و لحظه هاى تاريخ ساز
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  9. #29
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خواص و لحظه هاى تاريخ ساز




    نصرت خدا
    خداى متعال وعده داده است كه اگر كسى خدا را نصرت كند، خدا او را نصرت خواهد كرد اگر كسى براى خدا حركت و تلاش بكند؛ پيروزى نصيب خواهد شد؛ نه اين كه به هر يك نفرى پيروزى مى دهند، بلكه وقتى مجموعه يى حركت مى كنند؛ البته شهادتها هست ، سختى ها هست ، رنجها هست ؛ اما پيروزى هم هست . ولينصرن الله من يصر نمى فرمايد كه نصرت مى دهيم ، خون هم از دماغ كسى نمى آيد. نخير، فيقتلون و يقتلون مى كشند و كشته مى شوند؛ اما پيروزى به دست مى آورند. اين سنت الهى است .
    وقتى كه از خون ترسيديم ، از آبرو ترسيديم ؛ به خاطر خانواده ترسيديم ؛ به خاطر دوستان ترسيديم ؛ به خاطر راحتى و عيش خودمان ترسيديم ؛ به خاطر پيداكردن كاسبى ، براى پيداكردن يك خانه ى داراى يك اتاق بيشتر از خانه ى قبلى ؛ وقتى به خاطر اين چيزها حركت نكرديم ؛ بله ، معلوم است ده نفر مثل امام حسين هم كه بيايند و سر راه قرار بگيرند؛ همه شهيد خواهند شد. همه از بين خواهند رفت ؛ كما اين كه اميرالمومنين عليه السلام شهيد شد؛ كما اين كه امام حسين عليه السلام شهيد شد، خواص ، خواص ، طبقه ى خواص !
    عزيزان من ، ببينيد شما كجاييد، اگر جزو خواصيد - كه البته هستيد - پس ‍ حواستان باشد. عرض ما فقط اين است البته اين حرفى كه ما زديم ؛ اين مطلبى كه مى گوييم ؛ خلاصه ى مطلب است ، در دو بخش بايد روى اين مطلب كار بشود؛ يكى بخش تاريخى قضيه است كه اگر من وقت داشتم ، خودم كار مى كردم - متاسفانه من ديگر وقت ندارم - بايد بگردند؛ نمونه هايى را كه در تاريخ فراوان است پيدا كنند و ذكر كنند كه خواص ‍ كجاها بايد عمل مى كردند و عمل نكردند. اسم اين خواص چيست ؟ چه كسانى هستند؟ اگر الان مجال بود و خودم و شما خسته نمى شديد، ممكن بود يك ساعتى در زمينه ى همين موضوعات و اشخاصش براى شما صحبت بكنم ؛ در ذهنم هست .
    خواص و لحظه هاى تاريخ ساز
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  10. #30
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خواص و لحظه هاى تاريخ ساز




    تطبيق وقايع تاريخى با هر زمان
    بخش ديگرى كه بايد كار بشود تطبيق با وضع هر زمان است نه فقط ما، در هر زمان ، طبقه ى خواص ، چگونه بايد عمل بكنند كه به وظيفه شان عمل كرده باشند؟ اين كه گفتم اسير دنيا نشوند؛ يك كلمه است . چگونه اسير دنيا نشوند؟ مثالها و مصداقهايش چيست ؟ عزيزان من ، حركت در راه خدا هميشه مخالف دارد، اگر يك نفر از همين خواصى كه گفتيم ، بخواهد كار خوب انجام بدهد؛ كارى را كه بايد انجام بدهد - اگر بخواهد انجام دهد - ممكن است چهار نفر ديگر از همين خواص پيدا بشوند، بگويند آقا مگر تو بى كارى ! مگر ديوانه يى ؟ مگر زن و بچه ندارى ؟ چرا دنبال اين طور كارها مى روى ؟ كما اين كه در دوره ى مبارزه مى گفتند، خواص بايد بايستند؛ يكى از لوازم مجاهدت خواص ، همين است كه در مقابل حرفها و ملامتها بايستند، بديهى است مخالفين تخطئه مى كنند، بد مى گويند، تهمت مى زنند.
    خواص و لحظه هاى تاريخ ساز
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

صفحه 3 از 9 نخستنخست 1234567 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •