قرآن در آيينه نهج البلاغه سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
قرآن در آيينه نهج البلاغه
صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 59
  1. #21
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : قرآن در آيينه نهج البلاغه




    تنبه و بيدار باش
    زندگى و حيات هر موجودى از جمله انسان ، امرى محدود است . اين زندگى از نقطه زمانى خاصى شروع مى شود و در نقطه زمانى خاصى با مرگ پايان مى پذيرد. انسان در اين زمان محدود، پيوسته در حال شدن است و شخصيت او در حال شكل گيرى است . شخصيت انسان كه برخاسته از اعتقادات و باورهاى اوست منشا اعمال و رفتار وى مى گردد. اعمال و رفتار انسان نيز در روز قيامت تجسم پيدا مى كند و هر كس با آثار و نتايج خود دست به گريبان خواهد بود.
    نكته اى كه در اين جا بدان توجه داده مى شود اين است كه تا انسان از دنيا نرفته است هر لحظه مى تواند با محاسبه و بازنگرى در افكار و عقايد و اعمال و رفتار خويش ، گذشته خود را جبران كند و سرنوشت خود را در جهت سعادت و رستگارى دنيوى و اخروى تغيير دهد. چه بسيارند انسان هايى كه در لحظه اى به خود آمدند و با يك تصميم و توبه حقيقى ، گذشته تاريك خود را به آينده اى درخشان و سعادتمند مبدل كردند و ره صد ساله را يك شبه پيمودند؛ لكن بايد توجه داشت كه فرصت و امكان بازنگرى و تدارك گذشته ، تنها در اين جهان ممكن است و بعد از مرگ و ارتحال از اين عالم فانى امكان تدارك منتفى است .
    اگر انسان در عالم دنيا اعمال و رفتار خود را بر اساس قرآن و دستورات و معارف الهى سامان داد و به بيان حضرت على عليه السلام از حرثه قرآن بود، در عالم آخرت از آثار و محصول آنها بهره مند و خوشحال خواهد بود. فرصت عمل و تداركات ، تنها در دنيا وجود دارد و عالم آخرت جاى تدارك نيست : اليوم عمل و لا حساب و غدا حساب و لا عمل ؛(26) امروز روز كشت و عمل است و محاسبه اى در كار نيست و فردا روز برداشت و محاسبه است و امكان عمل و تدارك وجود ندارد. على عليه السلام كه داناى به حقيقت دنيا و آخرت و رابطه ميان آنها، و خيرخواه مسلمانان و دلسوز آنان است مى فرمايد: فكونوا من حرثه القرآن ؛ اگر طالب سعادتيد، كشت و كار خود را در كشتزار با بركت قرآن قرار دهيد. از كسانى باشيد كه با عمل به دستورات حيات بخش اين كتاب آسمانى ، دنيا و آخرت خود را آباد مى سازند. قرآن را الگوى خود قرار دهيد تا هرگز زيان نبينيد.
    قرآن در آيينه نهج البلاغه
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  2. #22
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : قرآن در آيينه نهج البلاغه




    رمز موفقيت و نقش قرآن
    به نظر مى رسد براى موفقيت در هر برنامه و سياستى ، به خصوص در زمينه مسايل تربيتى و فرهنگى و اجتماعى ، سه شرط اساسى وجود دارد.
    1- درستى و صحت برنامه در جهت رسيدن به هدف مورد نظر؛
    2- ايمان و باور نسبت به برنامه و دستورالعمل هاى آن ؛
    3- عمل بر مبناى احكام و دستورالعمل هاى مطرح شده در برنامه .
    بديهى است كه كدام از شروط سه گانه منتفى باشد كارآيى برنامه مذكور آن طور كه بايد به ظهور نمى رسد و هدف مورد نظر محقق نمى شود.
    همه ما مى گوييم قرآن كلام خدا و برنامه زندگى ما مسلمانان است . اما گفتن تنها و اقرار به اين مطلب كافى نيست . اقرار و اظهار در صورتى ايمان به قرآن و دستورات حيات بخش آن محسوب مى شود كه از اعتقاد و باور قلبى حكايت كند و انسان از عمق جان به قرآن و دستورات اميد بخش آن ايمان داشته باشد و در مقابل سخنان و پيام هاى الهى تسليم محض باشد. با چنين ايمان و اعتقاد و باورى است كه شرط كارآيى قرآن در هدايت جامعه ، يعنى عمل بر مبناى دستورات حيات بخش قرآن ، تحقق پيدا مى كند.
    قرآن كريم مى فرمايد: ذلك الكتاب لا ريب فيه هدى للمتقين . الذين يومنون بالغيب و يقيمون الصلوه و مما رزقناهم ينفقون . و الذين يومنون بما انزل اليك و ما انزل من قبلك و بالاخره هم يوقنون . اولئك على هدى من ربهم و اولئك هم المفلحون ؛(27) آن كتاب الهى كه هيچ جاى ترديد در آن نيست هدايت گر پرهيزكارانى است كه ايمان به غيب دارند و نماز را به پا مى دارند و از آنچه ما به آنها روزى داديم انفاق مى كنند؛ كسانى كه به احكام و دستوراتى كه به صورت قرآن بر تو نازل شده ايمان مى آورند و كتب آسمانى پيش از تو را باور و به قيامت يقين دارند. چنين انسان هايى از هدايت پروردگارشان بهره مندند و به رستگارى مى رسند.
    البته توجه داريم كه ايمان داراى درجاتى است و جامعه اسلامى در صورتى مى تواند با غلبه بر مشكلات و پيروزى بر دشمنان خود به عزت و عظمت و به تعبير قرآن كريم فلاح و رستگارى دنيوى و اخروى اميدوار باشد كه دست اندركاران فرهنگى جامعه به حكومت دينى و دستورات و احكام قرآن ايمان و از صميم قلب باور داشته باشند، نه آن كه تنها با استفاده ابزارى از دين و فرهنگ دينى مردم ، براى كسب وجاهت ، خود را معتقد به قرآن معرفى كنند.
    در قرآن كريم از انسان هايى كه به احكام و دستورات الهى ايمان ندارند و تنها براى فريب مسلمانان و رسيدن به مقاصد دنيوى خود اظهار ايمان مى كنند به نام منافقين ياد مى شود. خصوصيات ظاهرى و باطنى و رفتارى اين گروه در آيات متعددى از قرآن كريم بيان شده است .
    به هر حال نكته اى كه در اين جا بر آن تاكيد مى نماييم اين است كه اگر بخواهيم بر اساس دستورات قرآن زندگى كنيم و اين كتاب آسمانى مردم ما را سعادتمند كند، مى بايد همه مردم و به خصوص دست اندركاران امور فرهنگى جامعه به قرآن ايمان و اعتقاد داشته باشند و در مقابل اين كتاب الهى تسليم باشند؛ تسليمى ابراهيم گونه كه بر اساس آن ، دستورات حيات بخش قرآن را بدون چون و چرا پذيرا باشند.
    قرآن در آيينه نهج البلاغه
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  3. #23
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : قرآن در آيينه نهج البلاغه




    ابراهيم ؛ الگوى تسليم و بندگى در قرآن كريم
    قرآن كريم داستان تسليم بودن حضرت ابراهيم عليه السلام در مقابل اوامر و دستورات الهى را الگوى تسليم و رضا بيان مى كند و رمز موفقيت وى در مواجهه با مشكلات و پيروزى او بر مشركين را در ايمان و صبر و استقامت و توكل بر خداى متعال معرفى مى كند و از ما مى خواهد تا در مقابل امر خدا و قرآن كريم داراى چنين ايمان و اعتقادى باشيم و در عمل ، ابراهيم گونه در اجراى احكام الهى پابرجا و ثابت قدم باشيم .
    ما در اين جا داستان حضرت ابراهيم عليه السلام را در اجراى فرمان خداى متعال ، در ماجراى ذبح فرزندش ، حضرت اسماعيل عليه السلام را به اختصار يادآور مى شويم . تا در ضمن آن ، روحيه خدا محورى را در فرهنگ توحيدى توضيح داده ، نقاط ضعف خود را در مواجهه با قرآن و دستورات نجات بخش آن روشن كنيم و در پرتو آن خوانندگان عزيز را با دردهاى اصلى جامعه آشنا نماييم .
    از قرآن كريم استفاده مى شود كه در تقدير الهى چنين گذشته بود كه حضرت ابراهيم بعد از صد سال بى فرزندى و بعد از انتظارى بس طولانى در دمادم نوميدى صاحب فرزندى شود و اين آرزوى فرزندى صالح دارد و وجود فرزند صالح را ادامه وجود و بقاى خويش مى داند. پس از تولد اسماعيل ، حضرت ابراهيم عليه السلام از طرف خداى متعال مامور شد تا فرزند خود را همراه با مادر بزرگوارش به سرزمين مكه ببرد تا در سخت ترين شرايط در وادئى كه آثارى از آب و حيات در آن به چشم نمى خورد تنها بگذارد و به دنبال انجام ماموريت الهى سرزمين مكه را ترك گويد. بعد از چندى ، هنگام مراجعت و آن گاه كه فرزندش رشد كرده و جوانى مودب و خوش سيما شده است كه ديدن جمال زيبايش چشم هر انسانى را خيره مى كند و رخسار گلگونش غم ها و غصه ها را از ياد پدر مى برد و رنج هجران و مشكلات را بر او آسان مى كند ناگاه در اوج دلبستگى به داشتن چنين فرزندى كه شايستگى پيامبرى در او نمايان است ، در خواب به او وحى مى شود كه بايد فرزندت را در راه خدا قربانى كنى . راستى شايسته است ايمان و اعتقاد خود را به خدا و قرآن و دستورات الهى و مراتب تسليم خود را در مقابل خدا با ايمان و مرتبه تسليم حضرت ابراهيم محك بزنيم تا فاصله بين خود و آنچه را قرآن و خداى متعال از ما خواسته است بهتر درك كنيم و در صدد تقويت ايمان و عمل بر مبناى اعتقاد دينى بيش به دست خويش آن هم در بيدارى نه در خواب مى داد ما تاب شنيدنش را نداشتيم چه رسد به اين كه فرمان و دستور الهى را در قربانى كردن فرزند خود اجرا كنيم ؛ لكن حضرت ابراهيم عليه السلام بى درنگ در صدد اجراى فرمان الهى بر مى آيد و بدون اين كه هيچ گونه ترديدى در صحت آنچه بر او وحى شده است به خود راه دهد، كه آيا چه مصلحتى در كشتن فرزند بى گناه است ، مطلب را با فرزند خويش در ميان مى گذارد: فلما بلغ معه السعى قال يا بنى انى ارى فى المنام انى اذبحك فانظر ماذا ترى قال يا ابت افعل ما تومر ستجدنى ان شاء الله من الصابرين ؛(28) آن گاه كه فرزندش رشد يافته بود و در هنگام سعى بين صفا و مروه با پدر همراه بود به وى گفت اى فرزندم در عالم رويا چنين ديدم كه مى بايد تو را در راه خدا قربانى كنم نظر تو چيست ؟ ايمان و تسليم حضرت ابراهيم بدين مرتبه است . اينك مرتبه تسليم و ايمان فرزند را به تماشا بنشين و اطاعت فرزند در مقابل امر خدا و پدر خويش را نظاره كن و هم چنان از اخلاص و ايمان انسان هايى كه قلم و بيان از وصف آنها عاجز است در حيرت بمان و در نهادن نام مسلمان بر خويش احتياط از دست مده .
    حضرت اسماعيل اين فرزندى كه درس تسليم در مقابل خدا را از پدر خويش فراگرفته ، با جوابى فراتر از يك اظهار موافقت ، پدر خويش را در اجراى فرمان الهى تشويق مى كند كه مبادا امر خدا بر زمين بماند. حضرت اسماعيل نيز بدون آن كه از فلسفه كشته شدن خويش سوال كند و بى آن كه پدر را در اجراى ماموريتش به درنگ و تامل وادار كند به پدر مى گويد: يا ابت افعل ما تومر ستجدنى ان شاء الله من الصابرين ؛(29) اى پدر ماموريت خويش را انجام بده ، ان شاء الله مرا در اجراى اين ماموريت صابر و ثابت قدم خواهى يافت . البته انسان هاى بزرگ در انجام همه كارها و به خصوص ماموريت هاى بزرگ با استمداد از خداى متعال و توكل بر او تصميم مى گيرند و اقدام مى كنند، در تمام كارها از او كمك و يارى مى خواهند و با كمال ادب چنين اظهار مى كنند كه اگر خدا بخواهد و اگر او كمك كند من فلان ماموريت را انجام مى دهم . در اين جا نيز حضرت اسماعيل به قدرت خويش تكيه نمى كند؛ بلكه به پدر خود چنين اظهار مى كند كه : ستجدنى ان شاء الله من الصابرين ؛ ان شاء الله خدا به من كمك كند و من صبر مى كنم تا تو در انجام وظيفه الهى خويش موفق شوى .
    خداى متعال سيماى حضرت ابراهيم عليه السلام و حالت تسليم حضرت ابراهيم را در مقابل پروردگار از زبان ابراهيم چنين بيان و ترسيم مى كند: انى وجهت وجهى للذى فطر السموات و الارض حنيفا و ما انا من المشركين ؛(30) من با ايمانى خالص ، روى به خدايى آورده ام كه آفريننده آسمان ها و زمين است و من هرگز با عقيده جاهلانه مشركان موافق نخواهم بود.
    ما بايد در مقابل خدا و قرآن ، اعتقادى همانند اعتقاد و ايمان ابراهيم عليه السلام داشته باشيم ، در آن صورت است كه دومين شرط اساسى بهره مندى از قرآن كريم ، يعنى هدايت جامعه بر مبناى راهنمايى هاى قرآن تحقق پيدا مى كند.
    بنابراين وجود قرآن ، بدون ايمان راسخ و اعتقاد قلبى هرگز انسان و جامعه را سعادتمند نمى كند البته روشن است كه علاوه بر ايمان و اعتقاد، آنچه به برنامه هدايت قرآن عينيت مى بخشد تحقق شرط سوم يعنى عمل طبق دستورات قرآن و عينيت بخشيدن به دستورات حيات بخش آن در متن زندگى فردى و اجتماعى است .
    قرآن در آيينه نهج البلاغه
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  4. #24
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : قرآن در آيينه نهج البلاغه




    فصل دوم : فهم و تفسير قرآن
    مشكل اصلى
    نتيجه فصل گذشته اين شد كه قرآن كتاب هدايت الهى است و همه ما موظفيم بدان ايمان بياوريم و با به كار بستن دستورات و احكام آن در زندگى فردى و اجتماعى و الگو قرار دادن آن ، زندگى و جامعه خود را بر اساس رهنمودهاى قرآن اداره كنيم تا در دنيا و آخرت سعادتمند شويم . اكنون مى خواهيم اين پرسش را مطرح كنيم كه چرا با اين كه قرآن ، اين نسخه شفابخش دردهاى فردى و اجتماعى ، در جوامع مسلمين و از جمله در جامعه انقلابى و اسلامى ما وجود دارد در عين حال ما همچنان از بعضى مشكلات به خصوص مشكلات فرهنگى رنج مى بريم ؟
    احتمالا با استفاده از مطالب گذشته در پاسخ خواهيد گفت چون آن طور كه مى بايد به قرآن و دستورات نجات بخش ‍ آن عمل نمى شود. اين پاسخ هر چند صحيح تلقى مى شود ولى به نظر مى رسد سوال اساسى ترى مطرح مى شود چرا آن طور كه مى بايد به قرآن عمل نمى شود؟ در واقع چه عواملى باعث مى شود حضور قرآن در جامعه كم رنگ و به تدريج مردم از قرآن و فرهنگ دينى و ارزش هاى الهى جدا شوند؟
    چون موضوع بحث ، قرآن از ديدگاه نهج البلاغه است ، سوال مذكور را مى توانيم به اين شكل مطرح كنيم كه حضرت على عليه السلام مشكل اصلى جامعه ما را در چه مى داند و براى حل آن چه راهى فراروى ما مى گشايد ؟ براى پاسخ اين سوال و توضيح فرمايش حضرت على عليه السلام در اين زمينه ، ابتدا مقدمه اى طرح مى كنيم و آن گاه به بحث اصلى مى پردازيم .
    چنان كه در فصل پيش بيان شد ايمان به خدا و دستورات الهى و تسليم در مقابل اوامر خدا از اصلى ترين شروط هدايت و بهره مندى از راهنمايى هاى قرآن كريم است . ايمان و تسليم ابراهيم گونه و بارورى با جان عجين مى بايد تا بتوان از دام هاى شيطان در امان ماند. در مشعر معرفت ، سنگ ريزه هايى مى بايد جمع آورى نمود تا در هنگام مراجعه به قرآن كريم ، شيطان نفس اماره را با آن سنگ ريزه ها رمى كرد. بايد در مقابل هواهاى نفسانى ايستاد و سخن خدا را بر تمايلات نفسانى مقدم داشت و نفس را از پيش داورى در فهم قرآن كريم منع نمود تا در هنگام مراجعه به آيات الهى و فهم قرآن كريم دچار اشتباه نشد؛ زيرا چنين نيست كه هر كس با هر نيتى و با هر روشى سراغ قرآن آمد بتواند درست از آن استفاده كند. در يك جمله ، اگر ما بندگى خدا را پذيرفته ايم بايد خودمان را كاملا تسليم او كنيم و دل را در گرو اراده و خواست خدا قرار دهيم و با تمام وجود باور داشته باشيم كه خدا بهتر از بندگانش مصالح آنها را مى داند و جز به صلاح و نفع بندگانش امر و نهى نمى كند. تنها با چنين اعتقاد و ايمانى است كه امكان فهم درست از اين كتاب الهى و بهره مندى از راهنمايى هاى حيات بخش آن براى انسان ها ميسر مى شود.
    بنابراين اولين و اساسى ترين شرط بهره مندى از هدايت الهى ، داشتن روحيه تسليم و پرهيز از هر گونه پيش داورى و خود محورى است . پزشك حاذق ، در نسخه اى كه براى بيمار خود، مى نويسد، مصرف داروهايى را الزام و خوردن غذاهايى را تجويز مى كند و از خوردن دارو و غذاهايى كه درمان و معالجه را به تاخير مى اندازد يا امكان آن را منتفى مى كند منع مى كند. اما آيا همه دستورهاى پزشك با خواسته ها و تمايلات بيمار مطابقت دارد؟ ممكن است بيمار، برخى از داروهاى تجويز شده را با كمال ميل مصرف كند و از بعضى غذاهاى منع شده از روى رغبت پرهيز كند؛ لكن اغلب تمايلات مريض با دستورات پزشك هم خوانى ندارد. گاه مريض تمايل شديد به خوردن ترشى دارد ولى پزشك مصرف ترشى را براى مريض سم كشنده مى داند. در اين موارد ممكن است مريض در اثر اشتياق شديد به آن چيز، در تشخيص پزشك شك كند و براى خوردن آن توجيهاتى از پيش خود دست و پا كند. البته انسان در مورد امراض ‍ جسمى به لحاظ علاقه شديد به سلامتى خود كمتر حاضر است از دستورهاى پزشك تخلف نمايد و غالبا سعى مى كند آنها را بر تمايلات شخصى خود ترجيح دهد و به دستورات پزشك معالج به طور كامل عمل كند؛ لكن در مورد امراض روحى كم نيستند انسان هايى كه تمايلات نفسانى خود را ملاك قضاوت قرار مى دهند و بر اساس پيش ‍ داورى هاى باطل و ذهنيت هاى نادرست و هوس هاى نابجا در مقام تفسير دين و احكام الهى بر مى آيند.
    بديهى است كه با چنين روحيه اى امكان فهم صحيح از قرآن و دين منتفى است . حتى اگر فرض بر اين باشد كه فرد واقعا در صدد فهم درست از دين و قرآن باشد و قصد هرگونه فريب و اغواى ديگران درباره او ممتنع باشد، چون با پيش داورى و ذهنيت نادرست خواسته است قرآن و دين را فهم كند، نمى توان تاثير پيش داورى ها و ذهنيت هاى مشوب و خواسته هاى نفسانى را در بر داشت و فهم او از آيات و روايات كاملا منتفى دانست . البته داستان افرادى كه دانسته و با علم و آگاهى براى فريب مردم و تخريب فرهنگ دينى جامعه و به نام قرائت هاى مختلف دست به تحريف احكام و دستورات دينى مى زنند داستان جداگانه اى است كه در جاى خود بدان خواهيم پرداخت و علل و انگيزه اين تفكر ضد دينى را از ديدگاه نهج البلاغه به اختصار و بررسى خواهيم كرد. اكنون ببينيم راه صحيح مراجعه به قرآن و فهم احكام و دستورات آن از ديدگاه حضرت على عليه السلام چيست ؟
    قرآن در آيينه نهج البلاغه
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  5. #25
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : قرآن در آيينه نهج البلاغه




    توصيه حضرت على عليه السلام در مواجهه با قرآن
    امام عليه السلام ، پس از آن بيان نورانى مبنى بر خبر دادن از عالم قيامت و روز واپسين و رضايت پيروان قرآن از اعمال و گذشته خويش و گرفتار بودن متخلفين از قرآن در آن روز، به مردم چنين توصيه مى كنند: فكونوا من حرثه القرآن و اتباعه ؛(31) از پيروان قرآن باشيد، واستدلوه على ربكم ؛ قرآن را دليل و گواه بر پروردگار خويش قرار دهيد. خدا را از كلام خودش بشناسيد، اوصاف پروردگار را به وسيله قرآن بشناسيد. قرآن راهنمايى است كه شما را به سوى خدا راهنمايى مى كند. از اين راهنماى الهى براى شناخت فرستنده آن استفاده كنيد و به خدايى كه قرآن معرفى مى كند ايمان بياوريد. واستنصحوه على انفسكم ؛ شما انسان ها به كسى كه خيرخواه و دلسوز شما باشد نياز داريد تا در مواقع لازم شما را نصيحت كند. قرآن را ناصح خود قرار دهيد و به نصيحت هاى خير خواهانه اش عمل كنيد؛ زيرا قرآن نصيحت گر دلسوزى است كه هرگز به شما خيانت نمى كند و شما را به نيكوترين وجه به صراط مستقيم هدايت مى كند.
    بنابراين حضرت على عليه السلام به مسلمانان و مشتاقان سعادت دنيا و آخرت توصيه مى كند كه قرآن را راهنماى خود قرار دهيد و به نصيحت هاى دلسوزانه آن گوش فرا دهيد؛ زيرا ان هذا القرآن يهدى للتى هى اقوم و يبشر المومنين الذين يعملون الصالحات ان لهم اجرا كبيرا؛(32) قطعا اين قرآن به ((آيينى )) كه خود پايدارتر است راه مى نمايد، و به آن مومنانى كه كارهاى شايسته مى كنند، مژده مى دهد كه پاداشى بزرگ بر ايشان خواهد بود.
    نكته اى كه در اين قسمت از بحث مورد تاكيد است لزوم اعتقاد و باورى با روح و جان عجين ، نسبت به مضمون اين آيه شريفه است ؛ زيرا تا چنين اعتقاد و باورى درباره قرآن ، بر روحيه انسان حاكم نباشد و تا انسان خود را به طور كامل در اختيار خدا قرار ندهد و خود را از پيش داورى ها و هوس هاى نفسانى تخليه نكند هر لحظه ممكن است در دام وسوسه هاى شيطان افتد و گمراه شود. آن گاه كه به قرآن كريم مراجعه كند ناخواسته در قرآن نيز به دنبال مطالب و آياتى مى گردد كه با خواسته هاى نفسانى او موافق به نظر آيد.
    بديهى است كه همه دستورات و احكام قرآن با خواسته هاى نفسانى و اميال حيوانى انسان موافق نيست . انسان به حسب طبيعتش هوس ها و خواسته هاى دارد و دوست دارد كه قرآن نيز به ميل او سخن بگويد. بنابراين طبيعى است آن جا كه قرآن بر خلاف اميال حيوانى و نفسانى انسان سخن بگويد. انسان چندان روى خوش به آن نشان ندهد و آن جا كه آيات موافق با اميال نفسانى او باشد با گشاده رويى استقبال كند. البته همه اين فعل و انفعالات ، پنهانى و در درون انجام مى گيرد ولى آثارش در اعمال و رفتار انسان ظاهر مى گردد؛ لذا عقل ايجاب مى كند كه قبل از مراجعه به قرآن ، انسان ذهن خود را از هر گونه پيش داورى تخليه كند و از همه هوس ها و خواسته هاى نفسانى خود صرف نظر كند تا با روحيه خدا محورى به مكتب قرآن پا گذارد. در اين صورت است كه انسان زانوى ادب مى زند و با كمال ميل پذيراى معارف الهى مى شود.
    تفسير به راى
    بديهى است دست بر داشتن از هوس ها و خواسته هاى نفسانى و تسليم شدن محض در برابر دستورات و احكام الهى و معارف قرآن ، نه تنها كار چندان آسانى نمى باشد؛ بلكه براى كسانى كه از روحيه بندگى و عبوديت چندان قويى برخوردار نيستند چشم پوشى از اميال و خواهش هاى نفسانى كارى بسيار مشكل است ؛ به همين خاطر نيز آن را جهاد اكبر نام نهاده اند.
    قرآن در آيينه نهج البلاغه
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  6. #26
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : قرآن در آيينه نهج البلاغه




    به نظر مى رسد زمينه روحى و روانى تفسير به راى از اين جا ناشى مى شود كه از يك طرف انسان به خاطر ضعف روحيه بندگى نمى تواند از هوس ها و خواسته هاى نفسانى خود بگذرد و از طرف ديگر شيطان از اين زمينه مناسب استفاده مى كند و با القائات شيطانى سعى مى كند فكر و ذهن چنين انسانى را در برداشت انحرافى و غلط از قرآن و دين جهت دهد و او را گمراه كند. به خصوص اگر اين شخص از نظر موقعيت هاى اجتماعى داراى موقعيت فرهنگى باشد، فعاليت و وسوسه شيطان و طمع اين دشمن قسم خورده در منحرف كردن چنين انسانى جمعى و گروهى را كه ممكن است از اين انسان حرف شنوى داشته باشند از دين منحرف كند. كم نبودند كسانى كه بدون تهذيب نفس ، با پيش ‍ داورى و قبل از رجوع به قرآن فتوا صادر مى كنند و بدون اين كه كمترين شايستگى و صلاحيت علمى و تخصصى لازم را داشته باشند اظهار نظر مى كنند و مى گويند قرآن نيز همان نظر ما را دارد. طبيعى است كه چنين انسان هايى براى آن كه به نظرات و خواسته هاى نفسانى خود رنگ دينى و قرآنى بزنند به آياتى مجمل و به حسب ظاهر مبهم تمسك مى جويند. بديهى است با چنين زمينه روحى و پيش داورى قبلى نه تنها ضمانتى براى فهم درست و صحيح از قرآن وجود ندارد، بلكه به طور طبيعى سوء برداشت و انحراف از حق را در پى خواهد داشت .
    اين نوع برداشت و تفسير از قرآن در فرهنگ دينى به تفسير به راى تعبير مى شود و بدترين نوع مواجهه با دين و قرآن محسوب مى گردد. قرآن اين نوع برخورد با دين و آيات الهى را استهزا مى خواند و صريحا آن را نهى مى كند: و لا تتخذوا آيات الله هزوا واذكروا نعمت الله عليكم و ما انزل عليكم من الكتاب و الحكمه يعظكم به و اتقوا الله و اعلموا ان الله بكل شى ء عليم ؛(33) آيات و احكام الهى را به استهزا نگيريد و نعمت خداى را بر خود ياد كنيد، و آنچه از كتاب و حكمت ؛ يعنى احكام و حكمت ها بر شما نازل شده است ، يادآور باشيد. از معصيت خدا بپرهيزيد و بدانيد خدا به هر چيز آگاه است .
    چنان كه قبلا اشاره شد كسانى از هدايت قرآن بهره مند مى شوند كه بدان باور و ايمان داشته باشند، و كسانى كه با سوابق ذهنى و پيش داورى در صدد برمى آيند كه براى خواسته ها و هواهاى نفسانى خود توجيه دينى و قرآنى دست و پا كنند و به راى خويش كلام خدا را تفسير و توجيه نمايند، از ايمان به خدا بى بهره اند. در اين جا مناسب است به چند روايت در اين زمينه توجه كنيم : قال رسول الله قال الله جل جلاله ما آمن بى من فسر برايه كلامى ؛(34) پيامبر از قول خداى متعال نقل مى كند كه خدا مى فرمايد هرگز به من ايمان نياورده است كسى كه با راى خويش كلام من را تفسير كند.
    در بيان ديگرى از پيامبر نقل شده است كه حضرتش فرمودند: من فسر القرآن برايه فقد افترى على الله الكذب ؛(35) كسى كه قرآن را به راى و نظر خويش تفسير كند هر آيينه نابجا به خداوند دروغ نسبت داده است . اين تعبير پيامبر صلى الله عليه و آله از آن روست كه كسى كه با پيش داورى در صدد بر مى آيد تا آيات را به نفع خود به نحوى توجيه كند و آن را تفسير قرآن و كلام الهى بنماياند، در واقع نظر خود را ملاك قرار داده ، آن را به خداى متعال نسبت مى دهد. اين نوع مراجعه به قرآن و برداشت از كلام الهى به قدرى مذموم و خطرناك است و آن چنان موجب ضلالت گمراهى مى شود كه مرتكبان چنين گناهى در قيامت به سخت ترين عذاب ها مبتلا مى شوند. پيامبر صلى الله عليه و آله در اين زمينه نيز مى فرمايد: من فسر القرآن برايه فليتبوا مقعده من النار؛(36) كسى كه قرآن را به راى خويش تفسير كند جايگاهش در قيامت پر از آتش است .
    بنابراين براى در امان ماندن از بدترين عذاب ها و پرهيز از افترا به خداى متعال و دورى جستن از سقوط در سراشيبى ضلال بايد هواهاى نفسانى را كنار گذاشت و به ذات اقدسش كه خير براى انسان نمى خواهد ايمان داشت و از خود محورى پرهيز نمود و خدا محورى را در عمق وجود خود حاكم گردانيد و خود را تسليم او نمود.
    قرآن در آيينه نهج البلاغه
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  7. #27
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : قرآن در آيينه نهج البلاغه




    رهنمود حضرت على عليه السلام براى پرهيز از تفسير به راى
    چنان كه قبلا اشاره شد انسان خواسته ها و ذهنيت هايى دارد كه گاه با نظر قرآن موافق نيست و به حسب طبيعت انسانى خود دوست مى دارد قرآن نيز با نظر و خواسته او موافق باشد و گاه حتى به طور ناخودآگاه ممكن است آن ذهنيت ها و پيش داورى ها در برداشت و فهم او از قرآن تاثير بگذارد. چون چنين خطرى ، هر انسانى را در مقام تفسير قرآن تهديد مى كند و شيطان نيز هر لحظه در پى فرصت است تا با فريب دادن چهره هاى فرهنگى ، كه داعيه فهم دين را نيز دارد، جمعى را از راه حق منحرف كند بسيار بجا و شايسته است به اين قسمت از فرمايش حضرت على عليه السلام توجهى ويژه داشته باشيم .
    حضرت على عليه السلام براى در امان ماندن از كج فهمى و پرهيز از انحراف احتمالى مى فرمايد: واتهموا عليه آرائكم ؛(37) آنگاه كه در مقام فهم و تفسير قرآن برمى آييد، پيش داورى ها و سوابق ذهنى و اميال و آراى خود را در مقابل قرآن تخطئه كنيد و آراى شخصى و هواهاى نفسانى خود را كنار بگذاريد و به تعبير حضرت على عليه السلام ، خود را در مقابل قرآن متهم و تخطئه كنيد.
    گفتنى است تعبير مذكور لزوم نهايت احتياط و رعايت امانت و تقوا را در فهم و برداشت از قرآن كريم مى رساند؛ زيرا حضرت على مى فرمايد آراى خود را در مقابل قرآن نادرست تلقى كنيد و با اين ذهنيت ، كه من هيچ نمى دانم و آنچه قرآن مى گويد حق است ، با قرآن روبه رو شويد و در صدد فهم و تفسير قرآن برآييد: واستغشوا فيه اهوائكم ؛ هوس هاى خود را نابجا و نادرست بدانيد تا بتوانيد از قرآن درست استفاده كنيد، وگرنه همواره در معرض خطا و انحراف هستيد.
    بنابراين ، جوهره دين كه همان تسليم بودن در مقابل خداست ، اقتضا مى كند انسان مطيع محض خداى متعال باشد و در مقابل احكام خدا و دستورات قرآن كريم ، راى و نظر و پيش داورى خود را محكوم به بطلان بداند. وقتى چنين روحيه اى بر انسان حاكم باشد بديهى است قرآن و احكام و دستورات و معارف الهى را بهتر درك مى كند و آن گاه كه بنا بر تسليم داشته باشد آنها را با جان و دل پذيرا مى باشد.
    قرآن در آيينه نهج البلاغه
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  8. #28
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : قرآن در آيينه نهج البلاغه




    دو نوع نگرش نسبت به قرآن و معارف دينى
    در برخورد با معارف دينى و قرآن كريم دو نوع تفكر متفاوت وجود دارد:
    1- نگرش و تفكرى كه مبتنى بر روحيه تسليم و بندگى و خدا محورى است ؛
    2- نگرش و روحيه اى كه اصل را بر خواسته هاى نفسانى انسان قرار مى دهد و سعى مى كند متون دينى و معارف قرآن را بر طبق خواسته هاى نفسانى خود تفسير و توجيه كند؛ همان تفكرى كه به اصطلاح رايج امروز ((اومانيسم ))، يعنى انسان محورى را در مقابل خدا محورى مطرح مى كند.
    به نظر مى رسد تقسيم بندى مذكور فراتر از مباحث و مطالب گذشته است ؛ زيرا تا كنون فرض بر اين بود كه دو نوع برداشت از قرآن ممكن است صورت بگيرد كه يكى مبتنى بر روحيه تسليم و بندگى است و ديگرى برداشتى كه ممكن است متاثر از خواسته هاى نفسانى باشد. بر اين اساس ، براى آن كه در برداشت و فهم قرآن از تفسير به راى پرهيز شود و قرآن همان گونه كه هست فهم گردد توصيه حضرت على عليه السلام در اين زمينه مبنى بر لزوم پرهيز از پيش داورى و تخليه ذهن از هواهاى نفسانى را توضيح داديم . در اين نگرش ، هر دو گروه مخاطبان كلام حضرت را مسلمان مى دانستيم و براى پرهيز از انحراف در دين و سقوط در ورطه تفسير به راى ، به رعايت تقوا و دورى از هواهاى نفس و پيش داورى توصيه مى كنيم . اكنون كه مساله را عميق تر بررسى مى كنيم به نكات دقيق ترى مى رسيم و به اعجاز كلام على عليه السلام در تقسيم انسان ها در باب بندگى به دو گروه عمده پى مى بريم و به روانشناسى حضرتش نسبت به روحيات انسان ها در مقابل دين و دستورات الهى بيش از پيش آگاه مى شويم .
    حضرت على عليه السلام با بيان دو شاخص عمده انسان ها را بر اساس آنها به دو گروه اصلى تقسيم مى كنند و با بيان ويژگى هايى براى هر گروه ، آن دو را معرفى مى كنند كه ذيلا به آنها اشاره مى كنيم : گروهى كه با تمام وجود بندگى خدا را پذيرفته اند و در صدد تا با هواهاى نفسانى خويش مبارزه كنند و خواست و اراده خدا را بر خواست و تمايلات نفسانى خود مقدم مى دارند. طبيعى است كه چنين انسان هايى قرآن ، اين كتاب آسمانى را از صميم قلب مى پذيرند و دستورات و معارف آن را به جان و دل خريدارند و در مقام عمل آن را الگو قرار داده ، در راه برپايى شعاير آن كوشا هستند.
    حضرت على عليه السلام در وصف اين گروه مى فرمايند: ان من احب عباد الله عبد اعانه الله على نفسه ؛(38) محبوب ترين بندگان خدا در پيشگاه خدا بنده اى است كه خدا او را در مبارزه با خواسته هاى نفسانى اش يارى كند. آن گاه بعد از بيان اوصاف گروه مذكور به بيان جايگاه قرآن در بين چنين انسان هايى پرداخته ، مى فرمايند: قد امكن الكتاب من زمامه فهو قائده و امامه ، يحل حيث حل ثقله و ينزل حيث كان منزله ؛ اين گروه ، كه همان گروه مومنان هستند، كسانى اند كه زمام خود را به دست قرآن كريم سپرده اند، پس قرآن جلودار و امام و رهبر آنهاست ، هر جا قرآن بار مى اندازد و فرمان ايست مى دهد، آنها نيز توقف مى كنند و مى ايستند. توقف و حركت آنها تابع قرآن است . اين گروه ، قرآن و حقايق دين را به عنوان يك سلسله واقعيت هاى عينى پذيرفته اند و به آنها باور دارند. اينان احكام و دستورات دين و قرآن كريم را حاكى از واقعيت هايى عينى ، كه رعايت آنها با سعادت انسان رابطه مستقيم دارد، مى دانند و عدم رعايت آنها را موجب بازماندن از سعادت دنيا و آخرت مى شمارند.
    از آن جا كه چنين انسان هايى از پيش خود راى و نظرى ندارند و براى دين و كتب آسمانى و آموزه ها و دستورات الهى واقعيت عينى قايلند و معتقد به وجود رابطه على و معلولى بين آنها و مصالح انسان هستند، تمام سعى خود را در فهم درست از قرآن به كار مى گيرند تا همان كه قرآن دستور مى دهد بفهمند و بدان عمل كنند.
    2- درست در نقطه مقابل ديدگاه گروه اول ، كسانى چنين مى پندارند كه قرآن يا هر متن دينى و كتاب آسمانى ديگر، تابع ذهنيت هاى خود افراد است نه اين كه خود گوياى مطالب قطعى و مشخصى باشد؛ يعنى قرآن يا هر متن دينى ديگر بدون معنا و محتواست و هيچ هدفى در باب آن منظور نيست ؛ لكن از آن جا كه هر انسانى داراى ذهنيت هاى خاصى است كه اين ذهنيت ها برآمده از زمينه هاى تربيتى ، خانوادگى ، اجتماعى و غيره مى باشد آن گاه كه با قرآن مواجه مى شود بر اساس ذهنيت هاى خود مطالبى را از قرآن برداشت مى كند، نه اين كه قرآن آن مطالب را بگويد؛ بلكه اين فهم اوست كه در قالب قرآن مطرح مى شود. بديهى است با چنين نگرش و اعتقاد، دين و قرآن و آيات و احكام آن الفاظ و قالب هايى تلقى مى شوند كه از هر گونه محتوايى تهى اند و اين ذهنيت هاى انسان است كه به اين الفاظ معنا و مفهوم مى بخشد. بر اساس پندار مذكور چنين اظهار مى شود كه قرآن و يا هر متن دينى ديگر، سخنى براى گفتن ندارد؛ بلكه هر كسى كه بر اساس ذهنيت خودش از قرآن و متون دينى مطالبى را برداشت مى كند. بديهى است كه اين نوع نگرش هر چند به ظاهر از دين و قرآن و آموزه ها و معارف دينى سخن به ميان مى آورد؛ ولى در واقع در صدد به بازى گرفتن و تمسخر دين و متدينان است .
    قرآن در آيينه نهج البلاغه
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  9. #29
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : قرآن در آيينه نهج البلاغه




    پلوراليسم دينى يا انكار دين در قالب قرائت هاى مختلف
    به نظر مى رسد آنچه امروزه در جامعه ما قرائت هاى مختلف از دين معرفى مى شود از ديدگاه گروه دوم سرچشمه مى گيرد. گرچه عنوان مذكور از سوى روشنفكران به ظاهر مسلمان ، القا مى گردد؛ لكن جوهره تفكر قرائت هاى مختلف از دين را بايد در انسان محورى و ((اومانيسم )) جستجو كرد. چنان كه اشاره شد تفكر مذكور، گزاره هاى دينى و احكام و دستورات كتب آسمانى را بى معنا تلقى مى كند و معتقد است قرآن و هر متن دينى ديگر ساكت است و حامل معنا و مفهومى نيست ؛ بلكه ما انسان هستيم كه با سوابق ذهنى خود برداشت و قرائت خود را به دين و قرآن نسبت مى دهيم وگرنه خود قرآن حامل پيامى نيست و بيانگر هيچ حقيقتى نمى باشد.
    براى روشن شدن ماهيت تفكر مذكور و دانستن معناى سخن طرفداران آن مبنى بر ساكت بودن دين و امكان برداشت هاى متفاوت از آن ، ذكر مثالى مى تواند مفيد باشد.
    به نظر مى رسد همگان كمابيش با ديوان حافظ و غزل ها و سروده هاى اين شاعر بزرگ و عارف والا مقام آشنا هستند. قرائت هاى مختلف از ديوان حافظ و سروده هاى اين شاعر بزرگ بدين معناست كه سراينده اين اشعار هيچ معنا و مقصودى در الفاظ و كلمات به كار گرفته در سروده هاى خود، منظور نداشته و تنها الفاظ و كلماتى را بى آن كه حاكى از معنايى باشند به صورتى موزون در كنار هم قرار داده و آنها را به عنوان قالب هاى تهى ، البته با وزنى بسيار جالب و دل انگيز تنظيم نموده است ؛ يعنى بدون اين كه هيچ گونه معنا و هدف و منظورى در ذهن سراينده خطور باشد آنها را سروده است .
    بر طبق ديدگاه ((قرائت هاى مختلف )) گفته مى شود سروده ها و غزل هاى حافظ فاقد معناست و هر كس با فال زدن و با قصد و ذهنيت خاصى كتاب حافظ را مى گشايد و از اولين شعر يا مجموع يك غزل مطلبى را بر اساس ذهنيت خود برداشت مى كند؛ مثلا كسى مريض دارد و در آرزوى شفاى اوست ؛ فال مى زند و از يك غزل ، شفاى مريض را مى فهمد، ديگرى قرض دارد و از همان غزل اداى دينش را برداشت مى كند، سومى اميد آمدن مسافرى را دارد و از آن مژده آمدن مسافرش را دريافت مى كند. به طور كلى هر كس طبق ذهنيت خود برداشتى از اين الفاظ دارد و در واقع ، افراد هستند كه كتاب حافظ را به سخن درمى آورند و هر كس ذهنيت خود را به دهان مى گذارد و همه تفسير و توجيه و برداشت ها درست تلقى مى شود؛ زيرا برداشت هاى مذكور از خود افراد است و الفاظ و كلمات و اشعار و غزل ها، طبق فرض ، بى معنى است .
    تفكرى كه امروزه در جامعه بنام ((قرائت هاى مختلف از دين )) مطرح مى شود اين چنين تفكرى است . تفكرى كه قرآن و هر متن دينى ديگرى را بى معنى و تهى از هر گونه پيام رسانى مى داند. طرفداران اين تفكر چنين مى پندارند كه قرآن هرگز نمى گويد چه بايد كرد، يا از انجام چه كارى پرهيز نمود، چه چيز حق و صحيح و چه چيز باطل و غلط است ؛ بلكه اين افراد هستند كه بر اساس ذهنيت هاى خاص خود معناى خاصى از قبيل حق و باطل و صحيح و غلط از قرآن برداشت مى كنند. از آن جا كه اين امور برآمده از ذهنيت هاى افراد است ، بنابر اين مى توان همه آنها را درست دانست ؛ بلكه به طور كلى قضاوت درباره صحت و سقم آنها معنا ندارد؛ چون به عنوان مثال همه برداشت هاى متفاوت از يك آيه ، گرچه متناقض باشد، درست تلقى مى شود. چنان كه از يك غزل حافظ يك شخص چنين برداشت مى كرد كه مريضش شفا مى يابد، ديگرى از آن مژده آمدن مسافرش را مى فهميد و سومى از آن نااميد مى گشت و در انتظار از دست دادن بيمارش مى نشست .
    صاحبان پندار ((قرائت هاى مختلف از دين )) مى گويند قرآن و هر متن دينى ديگر نيز چنين است ، آنها معتقدند افراد نمى بايد يكديگر را در فهم قرآن متهم به بدفهمى كنند؛ چون فهم قرآن نياز به هيچ گونه تخصصى ندارد زيرا قرآن و هر متن دينى ديگر خود پيامى ندارد تا فهم آن مطرح باشد. آنچه مطرح است برداشت خود انسان است . به نظر ما طرح اين تفكر در واقع براى رسيدن به اهداف سياسى است ، ولى در ظاهر به عنوان يك نظريه معرفت شناختى دينى و با نام قرائت جديد از دين و صراطهاى مستقيم و نظاير آن مطرح و تبليغ مى شود. تفكر پلوراليسم دينى كه در قالب قرائت هاى مختلف از دين مطرح مى شود به قدرى از منطق و عقل بدور است كه هر عاقلى وقتى به ريشه هاى اين تفكر و نتايج آن توجه كند بى درنگ پوچى و بطلان آن را تصديق خواهد كرد. از طرف ديگر با توجه به پيامدهاى ويرانگر تفكر پلوراليستى در جامعه دينى نمى توان به سادگى از كنار آن گذشت .
    به نظر مى رسد يكى از بزرگ ترين دام هايى كه شيطان ، اين قسم خورده انسان ، از خلقت آدم عليه السلام تا كنون براى فريب خدا پرستان و موحدان عالم با مدد تجربه چندين هزار ساله اش گسترده است القاى تفكر قرائت هاى مختلف از دين است . كسانى نيز بنام روشن فكر با الهام گرفتن از اين فكر شيطانى به كمك شيطان شتافته ، با تمام وجود برآنند تا او را در اين زمينه يارى دهند. اينان عقل و ذهن و توانايى هاى بيانى ، گفتارى و نوشتارى خود را در اختيار شيطان قرار داده ، خود را در اختيار شيطان قرار داده ، خود را وسيله گمراه كردن انسان ها قرار داده اند.
    بنابراين اگر بخواهيم جوهره تفكر پلوراليسم در معرفت دينى را كه تحت عناوينى از قبيل قرائت هاى مختلف از دين و صراطهاى مستقيم و دين اقلى و اكثرى و... مطرح مى شود در عبارتى كوتاه و گويا بيان كنيم بايد بگوييم تفكر مذكور عبارت است از تفكرى كه دين و قرآن و هر متن دينى ديگر را فاقد حقايق ثابت مى پندارد و حق و باطل و صحيح و غلط را در باب آن منتفى مى داند. دين در نزد صاحبان اين تفكر مجموعه اى از آراى متفاوت و گاه متناقض است كه انسان ها در هنگام مراجعه به متون دينى از آنها تفكر چنين مى پندارند كه - نعوذ بالله - قرآن كتاب رمانى است كه تخيلات گوناگونى را در انسان برمى انگيزد و هر كسى بر اساس سابقه ذهنى خود مطلبى را تخيل مى كند و آن را برداشت و قرائت خود از دين و قرآن معرفى مى نمايد و به خدا نسبت مى دهد.
    در اين جا تاكيد مى كنيم كه ما بايد هر چه بيشتر درباره حقيقت معناى قرائت هاى مختلف از دين و واقعيت صراطهاى مستقيم بينديشيم و در باب پيامدها و نتايج ويرانگر اين تفكر الحادى تامل نماييم تا بتوانيم به اهداف صاحبان و طراحان اين دام شيطانى پى برده و عمق حركت آنان را دريابيم .
    به هر حال وقتى گرايش مذكور را با گرايش گروه اول مقايسه مى كنيم روح گرايش اول ، روح خدا محورى و روح بندگى و تسليم در مقابل خداى متعال است و روح گرايش دوم ، روح انسان محورى و روح فرار از خدا و دستورات اوست . به طور كلى در گرايش اول تلاش بر اين است تا انسان ، بندگى خداى متعال را بپذيرد. در حالى كه در گرايش دوم تلاش بر اين است تا انسان از بندگى خدا جدا شود و در شهوات و تمايلات حيوانى رها سازد؛ اين گرايش تمايلات و خواسته هاى انسان را اصل قرار مى دهد و سعى مى كند تا دين و قرآن را در جهت آنها تفسير و توجيه نمايد.
    شايد يكى از حكمت هايى كه در قرآن تعابيرى نظير: تلك آيات الكتاب و قرآن مبين ،(39) بلسان عربى مبين ،(40) تلك آيات القرآن و كتاب مبين ،(41) قد جائكم من الله نور و كتاب مبين ،(42) كه در آنها بر روشن و واضح و رسا بودن قرآن تاكيد گرديده ، همين باشد كه جلوى افكار انحرافى نظير قرائت هاى مختلف گرفته شود و از نظر ابهام و نامفهوم بودن معنا و مقصود قرآن ، بهانه اى در دست كسى نباشد.
    بنابر اين قرآن كتاب هدايت است و خداى متعال تمام حقايقى را كه براى سعادت دنيا و آخرت انسان لازم است در آن بيان نموده و مسلمانان موظفند با تدبر در قرآن به وظايف فردى و اجتماعى خود آشنا شوند و با پيروى از آن رستگارى خود را تضمين كنند. اما اين كه فهم قرآن و معارف دينى در صلاحيت چه كسى است مطلبى است كه در ادامه به توضيح آن مى پردازيم .
    قرآن در آيينه نهج البلاغه
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  10. #30
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : قرآن در آيينه نهج البلاغه




    لزوم كسب صلاحيت در فهم و تفسير قرآن
    بديهى است فهم قرآن و تفسير آن در صلاحيت هر كسى نيست . چنان كه فهم مطالب دقيق علمى در هر رشته و زمينه اى در صلاحيت هر كسى نيست . فهم معادلات پيچيده رياضى يا دقايق ساير علوم ، تنها در صلاحيت متخصصان آن علوم است و غير متخصصان نه تنها از اظهار نظر درباره آنها عاجزند و اظهار نظر آنها فاقد هر گونه ارزش است .
    در مورد فهم و تفسير قرآن نيز اظهار نظر كسانى كه با علوم و معارف دينى آشنا نيستند فاقد هر گونه ارزش و اعتبارى است . هر چند قرآن به لسان بليغ و آشكار نازل شده است تا مردم بفهمند و بدان عمل كنند؛ لكن چنان نيست كه عمق معارف آن براى همگان در يك سطح قابل فهم باشد. آنچه از قرآن براى عموم مردم قابل فهم است همان سطحى از معناست كه خود قرآن مى فرمايد ما با بيانى روشن قرآن را نازل كرديم ؛ يعنى قرآن به نحوى نازل شده است كه هر كس ‍ با زبان و اصول و قواعد دستور زبان عربى آشنا باشد و روح بندگى بر او حاكم باشد مى تواند از قرآن استفاده كند و در حد فكر و معرفت خود از آن بهره مند شود. اما رسيدن به عمق معانى و معارف قرآن نياز به مقدمات و تعقل و تدبر دارد. در اين زمينه قرآن مى فرمايد: انا انزلناه قرآنا عربيا لعلكم تعقلون ،(43) يا انا جعلناه قرآنا عربيا لعلكم تعقلون .(44) به طور كلى آياتى كه انسان را به تدبر و تعقل درباره قرآن و معارف آن فرا مى خواند به ما مى گويد به ظواهر قرآن اكتفا نكنيد؛ بلكه با تدبر و تعقل و با استفاده از معارف اهل بيت عليهم السلام به عمق و دقايق معارف قرآن پى ببريد و از اين گنجينه علم الهى بيش از پيش استفاده كنيد. بنابراين فهم قرآن و تفسير معارف بلند آن ، تنها در صلاحيت متخصصان و آشنايان به علوم اهل بيت است . چنان نيست كه هر كس از گرد راه برسد حق اظهار نظر داشته باشد و بدون كمترين اطلاعى از معارف دينى و اصول و قواعد تبيين و تفسير، بتواند به عنوان قرائت جديد درباره دين و احكام و معارف آن سخن بگويد.
    قرآن در آيينه نهج البلاغه
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آيينه ي اسكندر . . .
    توسط آسیه سادات در انجمن مناطق ديدني و اماکن سياحتي ...
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 11-12-1389, 20:28
  2. @# دستيار عزراييل #@
    توسط خادمه صدیقه طاهره(س) در انجمن مقالات قرآني
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 16-04-1389, 10:09
  3. تصاویری زیبا از ييلاق شكردشت تالش
    توسط نرگس منتظر در انجمن طبيعت زيباي ايران زمين (تصاوير)
    پاسخ: 18
    آخرين نوشته: 21-03-1389, 14:04
  4. مباني تعيين اجرت المثل از ديدگاه قانوني و فني
    توسط درگاه محبوب در انجمن مباحث حقوقي
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 20-02-1389, 22:36
  5. تعيين سبب مسئول و نحوه تقسيم مسئوليت در اجتماع اسباب
    توسط درگاه محبوب در انجمن پايان نامه ها
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 26-12-1388, 20:56

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •