* طلبة شهيد ابوالقاسم نبي زاده سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
* طلبة شهيد ابوالقاسم نبي زاده
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ssham * طلبة شهيد ابوالقاسم نبي زاده






    از حجره تا سنگر
    مدتهاست به اين فکر مي کنم که چرا از شهدا کم ياد مي کنيم؟ چرا زندگي آنها را شناسايي نمي کنيم تا ببينيم آنان چه ملاک ها و معيارهايي داشتند؟ چه کار کردند که اين گونه افراد برجسته اي شدند و اين چنين زود خودشان را به مرحلة پرواز رساندند؟ چه کار کردند که خداوند متعال قبولشان نمود؟
    شايد يکي از دلايل اين نرفتن ها و دنبال نکردن ها اين است که ما هر چه به واقعيات زندگي آنها پي مي بريم بيشتر کم مي آوريم و نقاط ضعف خودمان بيشتر هويدا ميشود. اگر روزگاري بتوانيم گوشه اي از زيبايي چهرة شهدا را به تصوير بکشيم و سيرة رفتاري آنان را بشکافيم به همان اندازه ضعف هاي خودمان را بر ملا کرديم.
    در اين مسير چه بسا هواي نفس، شياطين، روزمرّگي ها و اکنون زدگي ها دستشان در کار باشد و نگذارند ما بصورت جدي پيگير امر شناسايي شهدا باشيم و از اينجاست که از اين مردان علم و عمل آنسان که مي شايد نمي گوييم و نسبت به ابعاد شخصيتي و درسهاي نهفته در زندگي هاي ايشان دست به تحقيق و پژوهش نمي زنيم. و همين است که روزگار مي رود نسل هاي جديد مي آيند اما صاحبان اصلي اين مرز و بوم ناشناخته تر مي شوند« شهيدان عزيزي که چند صباحي در اين سرزمين قدم زدند و با تمام توان در راه اعتلاي اسلام رزميدند به خلوص.
    بي رو در بايستي بگويم نسبت به شهدا بي معرفتيم و هيچ گونه شناختي نسبت به آنها نداريم و لا اقل کمترين شناخت را نسبت به ايشان داريم.
    صد متأسفانه بعضي از کساني هم که ديده هايي را ديدند اما چون خودشان از حقيقت آن واقعيات دور بودند فقط تماشاگر شدند و اين مردان بي ادعاي ميدان علم و عمل را فقط به چشم اسطوره هايي نگريستند و ديگر هيچ .. و امروز هم هيچ دغدغه اي ندارند که بگويند اين اسطوره ها که بودند؟ چه کار کردند؟ چه شدند؟
    آري، برادر شهدا انسان هاي کوچکي نيستند. اين بچه هاي اروند، فکه و شلمچه که مرگ را با تمام جسارت در قمقمه هاي خويش ريختند و سر کشيدند کساني هستند که هر روز خورشيد به نام آنها بوسه مي زند. اين مردان ماه نشان، ديروز رزم آوران قبيلة ايمان بودند در ميدان نبرد و امروز چراغهاي روشن راه ما هستند چونان ستاره هايي در آسمان شب و فردا، الگوهاي مديريتي اسلام در جامعة مهدوي خواهند بود.

    * طلبة شهيد ابوالقاسم نبي زاده ستاره اي است از اين آسمان
    ابوالقاسم در روستاي جوشان از توابع گلباف کرمان به دنيا آمد پدرش حاج آقا رضا نبي زاده يکي از مردان متدين، داراي حسن شهرت و اهل فضل همان روستاست.
    ابوالقاسم دوران کودکي و دبستان را در فضاي خوش آب هواي روستا سپري کرد و براي ادامة تحصيل در مقطع راهنمايي راهي گلباف شد.
    دبيرستان سعادت، پايگاه شهيد محمد باقر صدر در مسجد دوازده امام، کتابخانة مهدي موعود در شهر گلباف دانش آموز کوشايي را به ياد مي آورند که با اشتياق تمام در کلاس هاي درس نشست فعاليت نمود و از ساحت کتاب و کتابخواني هيچ وقت دور نشد.
    ابوالقاسم بعد از اخذ ديپلم براي گذراندن دورة تربيت مربي به جوپار اعزام و جهت تکميل آن رهسپار پادگان بلال هبشي تهران گرديد و يک دورة سه چهار ماهه را پشت سر گذراند که نقطه عطفي در شکل گيري شخصيت او بود. وي به بسيج کرمان رجعت کرده و به عنوان نيروي ويژه گام در مسير خدمت نهاد و 15 بار در جبهه هاي نبرد نور عليه تاريکي حاضر شد و قاسم وار رزميد.
    اين بسيجي فرزانه بار ديگر دست به انتخاب جهادي ديگر زد و اين بار در مدرسه علمية کرماني ها، به خلعت طلبگي در آمد و از اينجا بود که اين جوان زيبا سيرت بسان يک پرنده خوش پرواز، از حجره تا سنگر را بارها پيمود. عمليات که بود دليرانه مي جنگيد و وقتي نبود، خط مقدم کلاس درس حاضر مي شد او پيرو نبي بود در کلاس درس و سربازي از تبار قاسم بود در جبهه رزم.
    تا اين که دست عشق در الفجر 8 از آستين آبي آسمان بيرون آمد و او را تا اوج با خودش برد.

    * خاطرة آن پرواز
    ـ ساعت 4 کلاس داشت و ساعت 5 اعزام. کتابش را برداشت و رفت کلاس. يک ربع به 5 درآمد. مي گفت: سنگر را نبايد لحظه اي خالي گذاشت.
    ـ عمليات تمام شد و از عمليات بعدي خبري نبود. برگشت چادر، کتابهايش را ريخت داخل ساک و گفت بر مي گردم مدرسه. از منطقه خارج نشده بود که خبر دادند فردا عمليات هست. برگشت ساک را زمين نهاد و اسلحه و کوله پشتي اش را برداشت. مي گويند در والفجر 8 جواني با لباس خاکي و عمامه اي بر سر دليرانه مي رزميد صدايش مي زدند: ابوالقاسم.
    ـ وقتي مي رفت براي دوسانش در حوزه هاي علميه چنين نوشت: شما اي شاگران مکتب امام صادق ـ عليه السلام و سربازان در گه امام زمان ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ با تمام جديت درس بخوانيد و با دو سلاح علم و تقوا با جهل و بي عدالتي بجنگيد. و در همة کارها با ذکر و توکل بر خداوند حرکت کنيد.
    * امروز

    در مدرسة علميه کرماني ها از اتاقي صداي استاد مي آيد طلبه ها حلقه زده اند و از درس استاد يادداشت بر مي دارند بالاي در اتاق نوشته ند: کلاس طلبة شهيد ابوالقاسم نبي زاده.
    يادش بخير
    ـ ستاد کنگره شهدای روحانی سراسر کشور
    ـ تنظيم و بازنويسي از: سجاد سلطاني نژاد ـ مدرسه علميه محموديه کرمان



    * طلبة شهيد ابوالقاسم نبي زاده
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكر

    نرگس منتظر (13-10-1390)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •