شهید حجت الاسلام مصطفی ردانی‌پور سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
شهید حجت الاسلام مصطفی ردانی‌پور
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,785      تشکر : 57,597
    171,633 در 50,188 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ssham شهید حجت الاسلام مصطفی ردانی‌پور







    شهید حجت الاسلام مصطفی ردانی‌پور


    تولد: اول فروردین ۱۳۳۷ اصفهان شهادت: ۱۵ مرداد ۱۳۶۲ عملیات والفجر ۲ حاج عمران
    مسؤلیت: فرمانده قرارگاه فتح، قبل از شهادت تك تیرانداز


    طلبه بود، مبلغ، نوحه خوان، فرمانده، بسیجی، چند روزی هم همسر.
    همه اینها را که کنار هم می‌گذاری می‌بینی ردانی پور با آنهایی که اسمشان را در جنگ زیاد شنیده ای فرق هایی دارد. شاید همین تفاوت‌ها او را از پشت نیمکت مدرسه به شاگردی کفاش محل، از هنرستان کشاورزی اصفهان به حوزه علمیه ی قم و از تبلیغ در کردستان به جبهه‌های جنوب کشاند.


    مصطفی ردانی پور فرماندهی است که کمتر نام او را شنیده‌ای. شاید چون کمتر فرماندهی کرد. روز ۱۵ مرداد ۶۲ در عملیات والفجر ۲ درست بعد از اینکه فرماندهی را کنار گذاشت روی ارتفاعات
    حاج عمران... تنها جنگید... تنها شهید شد و تنها ماند، همان طور که خودش خواسته بود.

    او بعداز۲۴ سال هنوز بر نگشته است.اوایل انقلاب بود. رفته بود کردستان برای تبلیغ مبارزه با کشت خشخاش. آن جا با بچه‌های اصفهان یک گروه ضربت راه انداخته بود. چند تا روستا را پاک سازی کرده بودند. مزرعه‌های خشخاش را شخم زده بودند. خیلی‌ها چشم دیدنش را نداشتند. "همان جایی که هستید بایستید» مصطفی نگاهی به راننده انداخت و گفت:"بشین سرجات و هر طوری شد تکون نخور.» فوری پیاده شد. عمامه‌اش را از سرش برداشت؛ بالا گرفت و داد زد:"عمامه من، کفن
    منه، اول باید از رو جنازه من رد شید."



    شهید حجت الاسلام مصطفی ردانی‌پور
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكر

    نرگس منتظر (04-07-1389)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •