سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: طلبه شهید محمد علی آقا لار

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,816
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,719
    مورد تشکر
    177,953 در 52,592
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    طلبه شهید محمد علی آقا لار




    روحاني شهيد عبدالله آقابرارپور


    شهيد عبدالله آقابرارپور ، فرزند ميرزا ، در سال 1350 در حومة «كياسر» از توابع شهرستان قائم شهر ديده به جهان گشود. دوران كودكي خويش را با مشكلات و مشقت‏هاي فراوان و بارنج و زحمت پدر و مادر پشت سر گذاشت.

    در سه سالگي دچار بيماري سختي شد ، تا آنجا كه همگي از درمانش نااميد شده و فقط دست توكل به سوي خداوند دراز كردند. پدر و مادرش دستان نياز را به درگاه معبود و ائمه اطهار (عليهم السلام) دراز مي‌كردند كه دعاها مستجاب شد و عمر دوباره‏اي به اين فرزند زيبا داده شد.

    اين كودك خردسال در شش سالگي وارد مدرسة محلة خود شد و دوران ابتدايي را در آنجا گذراند. از سن ده سالگي نماز مي‏خواند و حتي به مسجد محلّه مي‏رفت و نمازش را به جماعت مي‏خواند. از همان نوجواني، هميشه به پدر و مادر اصرار مي‏كرد كه او را به حوزة بفرستند تا بتواند درس‏هاي حوزه را بخواند.

    بعد از اتمام كلاس اول راهنمايي، وارد حوزة علمية كوتنا مي‏شود و به مدت سه سال از محضر اساتيد آنجا، بخصوص آقاي سليماني بهره‌مند‏ گرديد. آن هنگام كه عاشقان كوي يار به نداي رهبر خويش لبيك گفتند و به ميادين عشق و ايثار شتافتند، اين شهيد عزيز يكي از روزها به منزل آمد و پس از تعريف خوابي كه ديده بود، از خانواده ‏اش خواست كه با رفتن وي به جبهه مخالفت نكنند.

    پدرش را راضي كرد و شادمان به طرف منزل برادر خود به راه افتاد تا براي ثبت نام در بسيج آماده شوند. با شور فراوان براي تعليم دورة آموزشي به پادگان آموزشي سپاه واقع در «بندپي» بابل رفت و بعد از اتمام آموزشي، به جبهه اعزام شد.

    با رفتن او به جبهه، صفا و روشنايي هم از خانه رخت بست و همگي نااميد و مأيوس، چشم به در دوخته بودند تا ببينند پرندة سبكبالشان چه وقتي از سفر بر مي‏گردد.

    همه مي‏دانستند ايشان حتماً به شهادت مي‏رسد، امّا باز هم خدا را شكر مي‏كردند كه چنين سعادتي نصيب وي مي‏شود. درختان ، زرد و خشك شده بود، آب چشمه‏ها كد: 1511 خشكيد و كبوتران در آشيان سمت آسمان مي‏ناليدند.

    از رفتن ايشان به جبهه چيزي نگذشته بود كه جسد پر از بوي عطر و گلاب را براي پدر و مادر به ارمغان آوردند. مرغ جانش در 12/4/1367 شلمچه به پرواز در آمد و تا بي نهايت سير كرد. پيكر پاكش پس از تشييع بر فراز دستان مردم قدرشناس ، در گلزار شهداي «موحدين» به خاك سپرده شد. «روحش شاد و قرين الطاف حضرت حق باد.»


    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 04-07-1389 در ساعت 02:30
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  2. تشكرها 2

    parsa (04-07-1389), نرگس منتظر (12-10-1390)

  3.  

  4. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,816
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,719
    مورد تشکر
    177,953 در 52,592
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    طلبه شهید محمد علی آقا لار



    طلبه شهید محمد علی آقا لار

    شهادت شهداء! شما نگین های درخشان آمان هستید. شما بهشتیان روی زمین و آسمانید. خوشا به حالتان ای زندگان تا همیشه تاریخ! هرگز نمرده اید، آنان که تن به ستم ستمگر می دهند، مرده اند. چگونه می توان شما را « رفته» خواند که «مالنده اید» و سر مست از شراب لقای الهی هستید. آری! سخن از شقایقی است که گلبرگهای خونین آن هر یک پیام آور عزب و سعادت برای جامعه اسلامی ما شدند و پرچم خونین شهادت را بر راز این مرز و بوم افراشتند تا نشانه ای باشد از مردانگی و مردی.

    در یکی از روزهای سال 1343 در شهرستان«میانه» مولودی رعنا از نسل شقایق و نسترن در یک خانواده مذهبی چشم به جهان گشود. کودکی با چشمانی آسمانی که ستاره بخت خویش را در سرزمین های دور جستجو می کرد. عشق این خانواده به خاتم انبیاء محمد(صلی الله علیه و آله) و امی مؤمنان علی(علیه السلام) باعث شد تا نام مبارک(محمد علی) را برای او انتخاب کنند.

    چهر ماهه بود که به همراه خانواده اش به شهرستان گنبد کاوووس منتقل شدند. (محمد علی) تحصیلا خود را در این شهرستان تا پایان دورة راهنمایی با موفقیت گذراند او از آن لحظه ای که در نوجوانی گوهر جان خویش را شناخت، تمام هم و غمش قدم در جهت ردش و رسیدن به کمالات انسانی شد. زندگی بدون عشق به ذات حق تعالی و لقاء او برایشمعنایی نداشت.

    او بهترین راه عشق بازی با معبود را. از راه مودتو محبت به امام زمان(عحل الله تعالی فرجه) میدانست بنا بر این راه اردوگاه سربازان حضرت مهدی (سلام الله علیه) را در پیش رفت و راهی حوزه علمیه شد و به تحصیل مقدمات علوم اسلامی پرداخت شهید محمد علی آقا لار در دوران مبازات بر ضد رژیم ستم شاهی در تظاهرات و راهپیمایی ها نقش بسیار فعالی داشت.

    با شروع جنگ تحمیلی، او که در یافته بود تنها حضور در وادی عشق و جنون و پیوستن به اصحاب امام عشق می توانس روح بی قرارش را آرام کند، عازم جبهه شد و به نبرد با دشمنان اسلام پرداخت او پنج بار در مناطق مختلف عملیاتی شجاعانه و عاشقانه حضور پیدا کرد سر انجام در 22/12/1363 در منطقه جزیره محنون (عملیات بدر) گمشده خویش را یافت، چشم از دنیا فرو پوشید و سبکبال و آسوده خاطر به باغهای شهادت پرواز کرد و به یاران رفته ملحق شد. (خاطره اش جاوید و روحش خشنود باد


    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  5. تشكر

    نرگس منتظر (12-10-1390)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی