طلبه شهید محمد علی آقا لار سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
طلبه شهید محمد علی آقا لار
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. #1
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ssham طلبه شهید محمد علی آقا لار







    روحاني شهيد عبدالله آقابرارپور


    شهيد عبدالله آقابرارپور ، فرزند ميرزا ، در سال 1350 در حومة «كياسر» از توابع شهرستان قائم شهر ديده به جهان گشود. دوران كودكي خويش را با مشكلات و مشقت‏هاي فراوان و بارنج و زحمت پدر و مادر پشت سر گذاشت.

    در سه سالگي دچار بيماري سختي شد ، تا آنجا كه همگي از درمانش نااميد شده و فقط دست توكل به سوي خداوند دراز كردند. پدر و مادرش دستان نياز را به درگاه معبود و ائمه اطهار (عليهم السلام) دراز مي‌كردند كه دعاها مستجاب شد و عمر دوباره‏اي به اين فرزند زيبا داده شد.

    اين كودك خردسال در شش سالگي وارد مدرسة محلة خود شد و دوران ابتدايي را در آنجا گذراند. از سن ده سالگي نماز مي‏خواند و حتي به مسجد محلّه مي‏رفت و نمازش را به جماعت مي‏خواند. از همان نوجواني، هميشه به پدر و مادر اصرار مي‏كرد كه او را به حوزة بفرستند تا بتواند درس‏هاي حوزه را بخواند.

    بعد از اتمام كلاس اول راهنمايي، وارد حوزة علمية كوتنا مي‏شود و به مدت سه سال از محضر اساتيد آنجا، بخصوص آقاي سليماني بهره‌مند‏ گرديد. آن هنگام كه عاشقان كوي يار به نداي رهبر خويش لبيك گفتند و به ميادين عشق و ايثار شتافتند، اين شهيد عزيز يكي از روزها به منزل آمد و پس از تعريف خوابي كه ديده بود، از خانواده ‏اش خواست كه با رفتن وي به جبهه مخالفت نكنند.

    پدرش را راضي كرد و شادمان به طرف منزل برادر خود به راه افتاد تا براي ثبت نام در بسيج آماده شوند. با شور فراوان براي تعليم دورة آموزشي به پادگان آموزشي سپاه واقع در «بندپي» بابل رفت و بعد از اتمام آموزشي، به جبهه اعزام شد.

    با رفتن او به جبهه، صفا و روشنايي هم از خانه رخت بست و همگي نااميد و مأيوس، چشم به در دوخته بودند تا ببينند پرندة سبكبالشان چه وقتي از سفر بر مي‏گردد.

    همه مي‏دانستند ايشان حتماً به شهادت مي‏رسد، امّا باز هم خدا را شكر مي‏كردند كه چنين سعادتي نصيب وي مي‏شود. درختان ، زرد و خشك شده بود، آب چشمه‏ها كد: 1511 خشكيد و كبوتران در آشيان سمت آسمان مي‏ناليدند.

    از رفتن ايشان به جبهه چيزي نگذشته بود كه جسد پر از بوي عطر و گلاب را براي پدر و مادر به ارمغان آوردند. مرغ جانش در 12/4/1367 شلمچه به پرواز در آمد و تا بي نهايت سير كرد. پيكر پاكش پس از تشييع بر فراز دستان مردم قدرشناس ، در گلزار شهداي «موحدين» به خاك سپرده شد. «روحش شاد و قرين الطاف حضرت حق باد.»


    طلبه شهید محمد علی آقا لار
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 04-07-1389 در ساعت 03:30
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكرها 2

    parsa (04-07-1389), نرگس منتظر (13-10-1390)

  3.  

  4. #2
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    ssham طلبه شهید محمد علی آقا لار






    طلبه شهید محمد علی آقا لار

    شهادت شهداء! شما نگین های درخشان آمان هستید. شما بهشتیان روی زمین و آسمانید. خوشا به حالتان ای زندگان تا همیشه تاریخ! هرگز نمرده اید، آنان که تن به ستم ستمگر می دهند، مرده اند. چگونه می توان شما را « رفته» خواند که «مالنده اید» و سر مست از شراب لقای الهی هستید. آری! سخن از شقایقی است که گلبرگهای خونین آن هر یک پیام آور عزب و سعادت برای جامعه اسلامی ما شدند و پرچم خونین شهادت را بر راز این مرز و بوم افراشتند تا نشانه ای باشد از مردانگی و مردی.

    در یکی از روزهای سال 1343 در شهرستان«میانه» مولودی رعنا از نسل شقایق و نسترن در یک خانواده مذهبی چشم به جهان گشود. کودکی با چشمانی آسمانی که ستاره بخت خویش را در سرزمین های دور جستجو می کرد. عشق این خانواده به خاتم انبیاء محمد(صلی الله علیه و آله) و امی مؤمنان علی(علیه السلام) باعث شد تا نام مبارک(محمد علی) را برای او انتخاب کنند.

    چهر ماهه بود که به همراه خانواده اش به شهرستان گنبد کاوووس منتقل شدند. (محمد علی) تحصیلا خود را در این شهرستان تا پایان دورة راهنمایی با موفقیت گذراند او از آن لحظه ای که در نوجوانی گوهر جان خویش را شناخت، تمام هم و غمش قدم در جهت ردش و رسیدن به کمالات انسانی شد. زندگی بدون عشق به ذات حق تعالی و لقاء او برایشمعنایی نداشت.

    او بهترین راه عشق بازی با معبود را. از راه مودتو محبت به امام زمان(عحل الله تعالی فرجه) میدانست بنا بر این راه اردوگاه سربازان حضرت مهدی (سلام الله علیه) را در پیش رفت و راهی حوزه علمیه شد و به تحصیل مقدمات علوم اسلامی پرداخت شهید محمد علی آقا لار در دوران مبازات بر ضد رژیم ستم شاهی در تظاهرات و راهپیمایی ها نقش بسیار فعالی داشت.

    با شروع جنگ تحمیلی، او که در یافته بود تنها حضور در وادی عشق و جنون و پیوستن به اصحاب امام عشق می توانس روح بی قرارش را آرام کند، عازم جبهه شد و به نبرد با دشمنان اسلام پرداخت او پنج بار در مناطق مختلف عملیاتی شجاعانه و عاشقانه حضور پیدا کرد سر انجام در 22/12/1363 در منطقه جزیره محنون (عملیات بدر) گمشده خویش را یافت، چشم از دنیا فرو پوشید و سبکبال و آسوده خاطر به باغهای شهادت پرواز کرد و به یاران رفته ملحق شد. (خاطره اش جاوید و روحش خشنود باد


    طلبه شهید محمد علی آقا لار
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  5. تشكر

    نرگس منتظر (13-10-1390)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •