خدا كیست؟ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
خدا كیست؟
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6
  1. #1
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض خدا كیست؟




    در این مقاله بر آن هستیم كه به نحو بسیار اجمالی سیمای خدا در اندیشه، اندیشمندان مسلمان را بیان كنیم؛ لذا از این مقاله كوتاه نباید انتظار ورود، در جزئیات این بحث را داشت؛ چرا كه تحقیق این موضوع باعنایت به جزئیات آن، می تواند موضوع كتابی حجیم باشد لذا ما در این مقاله فقط به صورت كلی سیمای خدا را در اندیشه متكلمان، حكما، عرفا و اهل بیت(ع) به نمایش خواهیم گذاشت.

    سیمای خدا در اندیشه متكلمان اسلامی:
    متكلمان اسلامی- اعم از شیعه و سنی- تا چند قرن قبل بر این عقیده بودند كه همه موجودات عالم(ما سوی الله) مادی و حادث زمانی بوده و دارای سابقه عدم زمانی هستند؛ یعنی زمانی بود كه مخلوقات نبودند، و زمانی بود كه خدا بود و مخلوقی نداشت. بر این اساس متكلمین اسلامی، تنها موجود مجرد از ماده را خدا می دانستند و معتقد بودند كه روح و ملائك و عرش و كرسی و ... همگی موجوداتی مادی و جسمانی هستند و تنها تفاوت آنها با موجودات مادی محسوس این است كه آنها موجوداتی نامحسوس و دارای جسم لطیفند؛ لذا با حس اداراك نمی شوند. متكلمین اسلامی با اتكاء به این مبنای فكری براهینی برای اثبات خدا اقامه كرده اند كه معروفترین آنها عبارتند از برهان حدوث و برهان نظم؛ بنابراین با توجه به خدایی كه این دو برهان اثبات می كند می توان سیمای خدا را در اندیشه متكلمین اسلامی، به دست آورد.
    تقریر برهان حدوث به زبان ساده:
    متكلمین گفته اند: موجودات عالم(ما سوی الله) متغیرند و هر متغیری حادث زمانی است. پس موجودات عالم حادث زمانی هستند؛ (زمانی بود كه نبودند) و هر حادثی نیازمند به مُحدِث (پدیدآورنده) است تا آن را به وجود آورد؛ پس عالم محدثی دارد و این محدث همان خداست.
    در بیان تمثیلی این برهان نیز گفته شده است همان طور كه هر بنایی، محتاج بنا و هر مصنوعی محتاج صانع است، بنای این عالم نیز محتاج، به سازنده و پدید آورنده است.
    خدا كیست؟

  2.  

  3. #2
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خدا كیست؟




    تقریر برهان نظم به زبان ساده:
    متكلمین گفته اند: عالم دارای نظم است و هر نظمی محتاج به ناظم است، پس عالم دارای ناظمی است و این ناظم همان خداست. در بیان تمثلی این برهان گفته شده همان طور كه نمی توان باور كرد كه یك وسیله منظم مثل ساعت بدون یك ناظم با شعور و به طور اتفاقی پدید آید، این عالم با این نظم فوق العاده نیز محال است بدون ناظم باشد.
    طبق مفاد این دو برهان می توان گفت كه خدای مورد نظر متكلمین خدایی است محدث(پدید آورنده از عدم)، غیرمادی، منزه از سابقه عدم زمانی(ازلی) و قدیم زمانی، مدبر، نظم دهنده، حكیم و عالم؛ این همان خدایی است كه اكثر موحدین به آن اعتقاد دارند. در روایات صادره از معصومین(ع) نیز این براهین برای اثبات وجود خدا به كار رفته اند لذا كسی كه خدا را در این حد بشناسد، مسلمان است. اما این عقیده متكلمین متقدم حد نهایی خداشناسی نیست؛ متكلمین متأخر شیعه با پذیرش برخی از مبانی فلاسفه اسلامی براهین دیگری نیز بر وجود خدا اقامه نموده اند كه خدا را در سطحی بالاتر از محدث و ناظم اثبات می كند؛ لكن از آن جهت كه این براهین، براهین فلسفی هستند لذا این براهین را به عنوان دیدگاه حكما مطرح می كنیم.
    خدا كیست؟

  4. #3
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خدا كیست؟




    سیمای خدا در اندیشه حكما
    حكمای مشاء(حكمای اسلامی قبل از ملاصدرا به استثنای شیخ اشراق) بر خلاف متكلمین متقدم معتقدند كه مخلوقات بر دو گونه اند: مادی و غیر مادی(مجرد) و موجودات مجرد- مثل ملائك و عرش و كرسی و ...- موجوداتی هستند منزه از ماده و حركت و زمان؛ لذا حدوث زمانی در آنها راه ندارد، بنابراین موجودات مجرد قدیم زمانی و از حیث زمانی ازلی و ابدی هستند یعنی زمانی نبوده كه موجودات مجرد نباشند. بر این اساس فلاسفه معتقد شدند كه محدث عالم ماده و ناظم آن، موجودات مجردند، لكن این موجودات مجرد به اذن خدا محدث و ناظم عالم ماده بوده و واسطه فیض او هستند. -این نظریه را هم آیات و روایات فراوانی تأیید می كنند.-
    طبق این نظریه متكلمین متقدم در واقع بجای اثبات وجود خدا، وجود موجود مجرد –اعم از خدا وملائك- را اثبات كرده اند بر این اساس فلاسفه برهان حدوث و برهان نظم را برای اثبات خدا كافی ندانسته و براهین دیگری برای اثبات وجود خدا اقامه كردند كه مشهورترین این براهین، برهان امكان و وجوب است. فلاسفه گفتند، موجود بنا به فرض عقلی از دو حالت نمی تواند خارج باشد؛ یا وجود صرف است و وجود عین ذات آن است یا وجود دارای ماهیت است و وجود عین ذات آن نیست لذا ذاتا اقتضای وجود ندارد. به عبارت ساده تر می تواند باشد و می تواند نباشد. فلاسفه قسم اول را واجب الوجود و قسم دوم را ممكن الوجود نامیدند و موجودات ممكن- چه مادی و چه مجرد، چه دارای سابقه عدم زمانی و چه ازلی و ابدی و قدیم زمانی- ذاتا اقتضای موجود بودن ندارد بلكه ذاتا امكان وجود دارد و امكان ملاك احتیاج به علت است. لذا هر ممكن الوجودی محتاج به علت است. پس همه موجودات عالم- چه مادی و چه مجرد- محتاج علتند و محال است علتِ ممكن الوجود، خودش باشد. پس علت هر ممكنی یا واجب الوجود است یا ممكن الوجود دیگری و اگر علت آن ممكن الوجودی دیگر باشد آن ممكن نیز خود علتی خواهد داشت.
    علت آن ممكن الوجود دوم نیز یا واجب الوجود است یا ممكن الوجودی سوم این روند ادامه پیدا می كند تا در نهایت به واجب الوجود ختم شود، چون تسلسل علل محال است. بنابراین فراتر از موجودات ممكن باید موجودی باشد كه عین وجود باشد تا وجود را به ماهیات(وجودات امكانی) عطا كند.
    بر این اساس می توان گفت كه خدای فلاسفه مشاء واجب الوجود، فوق مجرد، قدیم ذاتی، علت العلل، فوق ازلی و ازلی آفرین و فوق ابدی و ابدی آفرین، فاقد ماهیت و وجود صرف است. چنین خدایی به نحو اولی محدثِ كل، ناظم كل، مدبركل، عالم كل و حكیم علی الاطلاق نیز خواهد بود.
    خدا كیست؟

  5. #4
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خدا كیست؟




    سیمای خدا در حكمت متعالیه
    صدرالمتأهلین(ملاصدرا) با ارائه نظریه تشكیك وجود و اثبات آن ادعا كرد كه وجود حقیقتی یگانه و دارای مراتب است. در نظریه فلاسفه مشاء وجود ممكنات مباین و جدا از وجود واجب الوجود تصور می شد؛ اما ملاصدرا اثبات كرد كه حقیقت وجود یكی بیش نیست؛ لكن این وجود یگانه در ذات خود دارای مراتب است. بالاترین مرتبه این حقیقت یگانه كه شدت آن بی نهایت است واجب الوجود و پایین ترین مرتبه آن كه در مرز عدم واقع شده، ماده اولی است- ماده اولی، ماده مشترك تمام اجسام است- و بین این دو مرتبه،‌مراتب فراوانی وجود دارد كه شمار آنها را جز خدای علیم و انسان كامل كه مظهر علم خداست، كسی نمی داند؛ لكن می توان این مراتب را به سه مرتبه كلی تقسیم كرد كه عبارتند از:مرتبه عالم طبیعت، مرتبه عالم مثال(برزخ) و مرتبه عالم عقول.
    برای تقریب به ذهن اگر وجود را تشبیه به نور كنیم، تشكیك وجود را به این صورت می توان تصویر نمود. فرض كنیم بالاترین مرتبه نور، نور هزار وات است و پایین تر از آن نور نهصد و نود و نه وات و نهصد و نود و هشت وات و ... و نهصد و نود هفت وات و دو دوات و یك وات است. حال اگر ما نور هزار وات را تصور كنیم و به ذات آن توجه كنیم، می توانیم نورهای مراتب پایین تر را در ذات آن لحاظ كنیم. یعنی نور هزار وات نورهای ضعیف تر را هم در ذات خود دارد.
    لذا اگر از نور مرتبه هزار صرف نظر كنیم. مثلا ولوم را كم كنیم تا نور لامپ، یك وات ضعیف تر شود- در این صورت نور مرتبه نهصد و نود و نه ظاهر خواهد شد و به همین ترتیب یك مرتبه نهصد و نود هشت نیز با صرف نظر از مرتبه نهصد و نود نه ظاهر می شود و ... پس وقتی ما نور هزار وات را در نظر داریم می توانیم بگوییم كه نور هزار وات یك نور دارای هزار مرتبه است؛ در مورد وجود نیز گفته می شود كه وجود یك حقیقت دارای مراتب است. با این بیان معلوم می شود كه هر مرتبه ای از وجود نسبت به مرتبه مافوق خود عین نقص و عین فقر و نیاز است و مرتبه بالا نسبت به مرتبه پایین عین كمال و غنی است و تمام كمالات مرتبه پایین را داراست ولی مرتبه پایین همه كمالات مرتبه بالا را ندارد. بر این اساس بالاترین مرتبه وجود غنیّ محض، كمال محض، نور محض، حقیقت محض و ظهور محض است و تمام مراتب پایین تر نسبت به او ناقص، فقر محض و رابط محض بوده و از شئون و مراتب او هستند. ملاصدرا این مرتبه عالی را وجود مستقل و واجب الوجود و مراتب پایین تر را وجودات رابط و ممكن الوجود می نامد؛ كه بدون مرتبه بالا مراتب پائین نیز نخواهند بود.
    بر این اساس خدای حكمت متعالیه واجب الوجود، غنی محض، وجود مستقل، اشد الوجود، اظهر الوجود، محیط بر همه موجودات، یگانه، حقیقت محض، نامحدود، كمال محض، وجود محض، وجود صرف و اعلی مرتبه وجود است و تمام موجودات شئون و مراتب كمالات وجودی او هستند. البته صدرالمتأهلین خدا را در مرتبه بالاتری نیز اثبات می كند، كه با خدای عرفان نظری مطابقت دارد.
    خدا كیست؟

  6. #5
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خدا كیست؟




    سیمای خدا در عرفان نظری
    صدرالمتألهین به تبع عرفای شامخین- نه عارف نمایان وجهله صوفیه كه غرق در كفرند- فراتر از وحدت تشكیكی وجود، قائل به وحدت شخصی وجود نیز شده است و وحدت شخصی وجود یعنی اینكه حقیقت، وجود ، یگانه بوده ، از داشتن مراتب نیز مبراست؛ و آنچه از كثرات در عالم، مشاهده می شود همگی مظاهر وجودند نه مراتب آن. در این نگاه- برای تقریب به ذهن- اگر وجود را به آب تشبیه كنیم موجودات عالم مثل موج و قطره و دریا و آبشار و فواره و حباب و یخ و برف و ابر و رودخانه و ... هستند. موج و قطره و دریا و حباب و ... آب نیستند بكله قالبهایی هستند كه آب در آن قالبها دیده می شود، موج و قطره و حباب و آبشار و ... غیر هم بوده و عین هم نیستند ولی حقیقت و كنه ذات همه آنها آب است ودر واقع آب است كه به این صورتها ظهور كرده است لذا خود آب را با حس نمی توان مشاهده كرد؛ آنچه با حسّ مشاهده می شود مظاهر آب است. به عقیده عرفا حقیقت وجود نیز در همه موجودات ساری و جاری است ولی آنچه با حس و وهم و خیال و عقل و قلب مشاهده می شود همگی ظهورات و مظاهر وجوداند و نه خود آن. عرفا چنین وجودی را وجود منسبط، نَفَس رحمانی، حقیقت محمدیْه، حق مخلوق، نور ساری، روح وجود و صادر اول می گویند- این حقیقت به اعتبارات مختلف بیش از صد اسم دارد- این حقیقت، اولین تعیّن ذات باری تعالی و اسم اعظم اوست‌لذا آن را ذات متعیّن نیز می گویند. -سخن در باب این حقیقت فراوان و از حد این مقاله خارج است- نهایت درجه فهم انسان از خدا، فهم، این حقیقت واجبی و این ذات متعیّن است و فراتر از آن ذات لامتعین خداست كه از اسم و رسم مبرّاست و پرنده فكر هیچ حكیمی و تیر شهود هیچ عارفی و دست ادراك هیچ پیامبری به آن نمی رسد. لذا كنه ذات نه معروف كسی است و نه معبود كسی؛‌اوج معراج نبوی تا مقام احدیت ذات است و فراتر از آن مقام حیرت محض و اعتراف به عجز مطلق است لذا سطان معرفت حضرت انسان كامل و مظهر تامّ اسماء و متحد با وجود ساری حضرت محمد و احمد و محمود- كه عین سلام است و سلام از اوست بر ما- فرمود: «ما عرفناك حق معرفتك و ما عبدناك حق عبادتك» یعنی آنچنان كه باید تو را نشناختم و آنچنان كه باید تو را بندگی نكردم و اگر حق را رفع دهی چنین ترجمه می شود كه: «آنچه من از تو شناختم نهایت درجه معرفت توست و آن گونه كه من تو را بندگی كردم، نهایت درجه بندگی توست». یعنی بالاتر آنچه ختم المرسلین ادراك كرده محال است ادراك شود.
    بنابراین در نگاه عارف كنه ذات از منطقه ادراك عقلی و قلبی خارج است و آنچه از خدا ادراك می كنیم اولین تعین او و اشرف اسماء اوست كه حضرت وجود و حضرت نور است كه در تمام موجودات ساری و جاری است و موجودات ملك و ملكوت مظاهر و تجلیات اویند. «الله نور السموات و الارض» و نور خود عین ظهور است و اشیاء در پرتو ظاهر می شوند.
    خدا كیست؟

  7. #6
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خدا كیست؟




    سیمای خدا در نگاه اهل بیت(ع)
    قانون كلی حاكم بر سخنان اهل بیت(ع) این است كه: «انا معاشر الانبیاء امرنا ان نكلم الناس علی قدر عقولم»(كافی، ج1، ص23) ما گروه پیامبران مأمور شده ایم كه با مردم به اندازه عقلشان سخن بگوییم بر این اساس اهل بیت(ع) خدا را برای هر كسی به اندازه فهم او معرفی نموده اند. لذا خدا در نگاه اهل بیت(ع) گاه در سطح متقدمین از متكلمین و به عنوان محدث و ناظم معرفی شده است و گاه در حد فهم فلیسوف مشائی به عنوان مسبب الاسباب و واجب الوجود شناسانده شده است و گاه در حد حكمت متعاله، خدا را قویترین مرتبه وجود گفته اند و گاه در افقی بالاتر نگاه عارف را تأیید نموده اند و از همین روست كه همه این موحدین برای اثبات دیدگاه خود به كلمات اهل بیت(ع) تمسك می جویند و چه بسا با استناد به روایات مؤید نظر خودشان گاه خیال می كنند كه گروه های دیگر در اشتباهند و از مرز اسلام بیرون رفته اند و در این میان عرفای شامخین بیشتر از هر گروه دیگر مورد هجمه واقع شده و متهم به كفر شده اند؛ به خصوص كه عقائد آنها با عقائد عارف نمایان و جهله صوفیه اشتباه گرفته می شود. لذا اینجا جای آن است كه به پاره ای از آیات و روایات مؤید توحید عرفانی نیز اشاره كنیم.
    خداوند متعال فرمود: «هو معكم این ما كنتم؛ او با شماست هر كجا كه باشید»(حدید/4) و فرمود: «الله نورالسموات و الارض مثل نوره كمشكاه فیها مصباح ...؛ خداوند نور آسمانها و زمین است مثل نور خداوند همانند چراغدانی است كه در آن چراغی باشد،‌آن چراغ در حبابی قرار گیرد، حبابی شفاف و درخشنده همچون یك ستاره فروزان ... .»(نور/35)
    امیرالموحدین علی(ع) فرمودند: «او در اشیاء است اما نه به گونه ای كه با آنها آمیخته باشد و خارج از آنهاست اما نه به گونه ای كه جدا از آنها باشد؛‌داخل در اشیاء است اما نه مثل داخل بودن چیزی در چیزی و خارج از اشیاء است اما نه مثل خارج بودن چیزی از چیزی»(توحید صدوق، ص306) و فرمود: «تو منزهی از هر نقصی همه چیز را پر كرده ای و از همه چیز جدایی؛ پس چیزی فاقد تو نیست و تو هر چه بخواهی انجام می دهی. بزرگی ای كسی كه هر چه به فهم آید آفریده توست و هر چه محدود است آفریده توست.»(اثبات الوصیه، ص107)
    خدا كیست؟

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 8
    آخرين نوشته: 27-02-1394, 02:50
  2. بهترین بابای دنیا كیست؟
    توسط خادمه صدیقه طاهره(س) در انجمن كودك و نوجوان
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 15-03-1391, 13:18
  3. ♥ ▬✿▬♥ بسیج چیست و بسیجی كیست ♥ ▬✿▬♥
    توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* در انجمن مذهبی
    پاسخ: 12
    آخرين نوشته: 05-09-1390, 13:59
  4. «هك» چیست، «هكر» كیست؟
    توسط شکيبا در انجمن كامپيوتر
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 24-07-1390, 23:01
  5. اصلاً تو می‌‎دانی حاج عباس كیست؟
    توسط نرگس منتظر در انجمن خاطرات رزمندگان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 06-01-1390, 02:55

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •