سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: با دعای رزمندگان باران می‌گرفت

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,763
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,687
    مورد تشکر
    177,894 در 52,559
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    goll با دعای رزمندگان باران می‌گرفت



    با دعای رزمندگان باران می‌گرفت

    خبرگزاری رسا ـ‌ یکی از جانبازان دوران دفاع مقدس با بیان خاطره‌ای از این دوران به نقش اخلاص رزمندگان اسلام اشاره کرد و گفت: با دعای رزمندگان باران می‌گرفت.

    حجت‌الاسلام حسین نیکویی، از اساتید حوزه علمیه قم و رزمندگان دوران دفاع مقدس، در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاری رسا به بیان خاطره‌ای از آن دوران، گوشه‌ای از اخلاص رزمندگان اسلام در جبهه‌های حق علیه باطل را مورد نظر قرار داد.

    این جانباز دفاع مقدس، افزود: نیمه شب در کمین‌های طلائیه که بیرون آمدن از آن و تردد به راحتی امکان‌پذیر نبود، دو نفر از رزمندگان برای آوردن آذوقه و تسلیحات از کمین چهارم بیرون آمده و به کمین دوم رفتند.

    ما که در کمین سوم قرار داشتیم و شاهد تردد این دو رزمنده بودیم، ناگهان با صدای ناله یکی از رزمنده‌ها به خود آمده و فهمیدیم که زخمی شده‌اند.

    یکی از آنان که چندان زخمی برنداشته بود به سنگر ما آمد و از حال وخیم رزمنده دوم خبر داد که به همراه رزمنده دیگر با حمل برانکارد، به سمت آن رزمنده که هر دو پایش ترکش خورده بود، دویده و وی را به طرف سنگر هدایت کردیم.

    یکی از امدادگران در سنگر حاضر شد و با مداوای سطحی رزمنده زخمی شده، گفت «رزمنده مجروح را باید هرچه سریع‌تر به پشت جبهه منتقل کرده و آنجا مداوا شود».

    بی‌سیم زده و از قایقی برای بردن این رزمنده به پشت سنگرها درخواست کمک کردیم که گفتند نزدیک صبح است و نمی‌توانند به کمین‌ها بیایند، چرا که با کوچک‌ترین حرکتی توسط نیروهای دشمن شناسایی شده و بمباران خواهند شد.

    رزمنده‌ای که هدایت قایق را به عهده داشت، گفته بود «تنها راه حرکت قایق آن است که یا شب باشد و یا هوا بارانی شود و عراقی‌ها از سنگرهای خود بیرون نیایند».

    نزدیک صبح بود و رزمندگان هنوز بر سر سجاده‌های عبادت به قرائت قرآن و ذکر دعا مشغول بودند که با شنیدن این خبر، همگی حالشان منقلب شد و هریک از خداوند متعال خواستار فرجی شدند.

    در این هنگام یکی از رزمندگان که نگهبانی می‌داد، آمد و با صدای بلند گفت که سریع بی‌سیم بزنید، قایق بیاید و زخمی‌ها را به پشت سنگرها هدایت کند.

    بله! اتفاقی که باید، افتاده بود. با دعای بچه‌ها، ابری آمد و باران شدیدی شروع به باریدن کرد. /920/ت302/ع



    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  2. تشكر

    نرگس منتظر (16-10-1390)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی