سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: روحانی شهید علی اصغر آقانژاد

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,694
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,623
    مورد تشکر
    177,753 در 52,485
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض روحانی شهید علی اصغر آقانژاد




    روحانی شهید علی اصغر آقانژاد

    تنم بپوسد وخاکم بباد ریزه شود جفا مکن که بزرگان به خرده ای زرهی هنوز مهر تو باشد در استخوان چنین سبک ننشینند و سرگران ای دوست خوشا آنان که ره صد ساله را یک شبه پیمودند و به همه معادلات خندیدند. خوشا روزهای وصل یاران و بدا به شب های تار ماندن ما. خورشید با سرشاخه های شرمساری ما که سر به زیر دارد گویا سرآشتی ندارد. آخر با سرشاخ های عزت و غیرت غیرتمندان سلام واحوال پرسی کرده، شاید دیده بوسی هم کرده باشد.

    «علی اصغر آقانژاد» در سرزميني سرسبز از نور ایمان و ولایت اهل بیت -علیهم السلام- در سال 1350 شکوفه کرد. استان مازندران، معطر از عطر وجود چنين فردي است؛ شخصي که با خون قرمز، بهار سبز را به ارمغان آورد. کودکی هایش را در کوچه باغ های امیر کلا پشت سر نهاد تا آن قدر بزرگ شد که راهی مدرسه و کلاس درسش کنند. درس و مدرسه ادامه کودکی هایش شد. کلاس اول، دوم،... تا سال دوم راهنمایی ادامه داد. انتخاب متفاوت او در ورود به حوزه علمیه -آن جا که درس دین را فرا می گیرند- سرآغاز نگاه متفاوت او شد؛ نگاهی از جنس معنا، از جنس حق خواهی و حق جویی، دین خواهی و دین داری. حوزه علمیه فریدون کنار، اولین و آخرین میعادگاهش شد. در وادی علوم نظری، مقدماتی را فرا گرفت که اصل و متن تمام مقدمات را در برداشت. اگر نبود، شش مرتبه عازم جبهه اش نمی کرد تا در میدان رزم بجنگد. در طول بیست و یک ماه حضور، خاک میدان رزم آن قدر او را خاکی کرده بود که دیگر با تکبر، ریا و عجب، خودپسندی، دنیا خواهی ودنیا دوستی، جاه خواهی و مقام پرستی، بیگانه اش سازد. آب حیات من است خاک سر کوی دوست گر دو جهان خرمی است ما و غم روی دوست همین خاک خوردن ها درمیدان رزم، خلوت کردن ها و تفکر وتدبرهایش، کار دستش داد. عشق یار را در دل او چنان جای داد که فقط مهران و خونی که از پیکر مطهرش به فدیه می داد، می توانست چاره این عشق کند. دهم تیر ماه 1365، درد عشقش؛ عشقی که وجودش را آتشکده عرفان و عروج ساخته بود، تسکین يافت. اصابت تیر کین دشمن به گردن و شکم، او را فارغ از غم هجران کرد و دروازه های وصل را به رویش گشود. مرا رضای تو باید نه زندگانی خویش اگر مراد تو قتل است وارهان ای دوست

    «روحش شاد و راهش پررهرو باد



    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 05-07-1389 در ساعت 02:34
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  2. تشكر

    نرگس منتظر (12-10-1390)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی