سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: طلبه شهيد جعفر آهنگري روشناوند

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,694
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,623
    مورد تشکر
    177,735 در 52,478
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    طلبه شهيد جعفر آهنگري روشناوند


    طلبه شهيد جعفر آهنگري روشناوند

    بعد از ظهري آفتابي و دلنشين در سال 1349 در روستاي كوچك و زيباي «روشناوند» از توابع شهرستان گناباد، گريه‌هاي شيرين كودكي سياه چشم، لبخند شادي را به صورت خستة پدر و مادري خدادوست و مؤمن به تصوير كشيد.

    كودكي كه نگاه بلندش، دوردست‌هايي به سرخي افق را بي‌صبرانه به انتظار مي‌كشيد. كودك به يمن ارادت به طائر بهشتي، جعفر طيّار، «جعفر» نام نهاده شد و در پناه خاندان ابوطالب زندگاني را آغاز كرد.

    از همان كودكي از شيطنت‌ها و بدي‌ها به دور و اهل ادب و كمال بود. قبل از رفتن به دبستان فراگيري قرآن را به اتمام رساند و بر زورق علم و معرفت تحصيل را آغاز كرد. از همان سال‌هاي آغازين، علاقة خويش را به فراگيري علوم ديني ابراز نمود و در سال 1342 به مدرسة علميه گناباد عزيمت نمود و پس از چند سال، بر خان كرامت سلطان، علي‌بن موسي‌الرضا - عليه‌السلام - نشست و به ادامة تحصيل پرداخت.

    كبوتر سبك‌بال حرم رضوي، در ساليان تحصيل همواره مي‌ديد كه فرزندان اين مرز و بوم دست از جان و تن شسته و در كوه‌هاي سر به فلك كشيدة غرب و خاك نيلگون جنوب به دفاع از خاك پاك ميهن در برابر تجاوز دد - منشانة رژيم بعث مي‌پردازند. خود همواره در صدد فرصتي بود تا به جرگة آنان بپيوندد و اداي دين كند؛ ولي سن كم، بهانه‌اي بود كه او را از رسيدن به آرزوي ديرينه باز مي‌داشت.

    پانزده ساله بود كه شيريني حضور در عمليات «و الفجر 9» لبريز از مستي‌اش نمود. لباس بسيجي به تن كرد و به مسلخ جان‌هاي افلاكي پا نهاد و در دل سرود كه :
    در مسلخ عشق جز نكو را نكشند
    روبه صفتان زشت خو را نكشند
    گر عاشق صادقي، زمردن مهـراس
    مردار بود، هر آن كه او را نكشند و خداي عاشقي نيز وقتي او را لبريز جنون ديد، در پروازش درنگي نكرد و روح پاكش را به جاودانه‌ترين سرودة پرواز داد.

    كبوتر حرم امام هشتم، اينك زائر كربلاي حسيني گشته بود و خونين‌بال از مريوان به سمت نينوا مي‌رفت. 25 فروردين سال 1365 روز اصابت تركش به سر مبارك او و شهادتش است. اينك مزار او در «روشناوند» در كنار قبور ساير شهداي آن روستا، فخر و مباهات مردم آن ديار است.
    «روحش شاد و راهش پررهرو باد.»




    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  2. تشكرها 2


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی