نامه های خط خطی به خدا سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
نامه های خط خطی به خدا
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5
  1. #1
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض نامه های خط خطی به خدا




    همه ی ما راحت حرف می زنیم،ولی نوشتن برای بیشتر ما سخت است.اما تو بنویس تا یادت بماند که نوشته ها ،رد پای عبور است. فردا که برگردی و نوشته هایت را بخوانی،به یاد می آوری که از کجا رد شده و چطور قد کشیده ای.این نوشته ها هم فقط یک جور بهانه است،بهانه ی رد شدن و قد کشیدن. این متن ها و نامه ها،نامه های خط خطی است،نه قاعده ای دارد و نه نظمی.تنها قاعده اش نوشتن برای اوست.
    این روزها،آدمها سرشان شلوغ است.بعضی ها حوصله ی خدا را ندارند. حال او را نمی پرسند،برایش نامه نمی نویسند،اما تو این کار را بکن. تو حالش را بپرس . تو چیزی برایش بنویس. ساعتهایت را با او قسمت کن،ثانیه هایت را هم.


    خدایا! چه اتفاقی افتاده که ما آدمها فکر می کنیم خیلی مهم هستیم ؟ خودمان را می گیریم و خیال میکنیم یک سر و گردن از همه بالا تریم.فکر می کنیم تافته ی جدا بافته ایم و حسابمان از حساب همه جداست. فکر می کنیم با عالم و آدم فرق داریم.می دانم تو از آدمهای خودخواه خوشت نمی آید.می دانم که بار ها و بارها گفته ای که آدمهای متکبر و مغرور را دوست نداری.باز یاد شیطان می افتم و حرفهایش.خدا گفت: وقتی تو را به سجده فرمان دادم،چه چیز تو را از آن باز داشت؟گفت: من از او بهترم. مرا از آتش آفریده ای و او را از گِل.گفت: از این مقام فرود آی که تو حق نداری در آن گردن کشی کنی.بیرون رو که تو از خوارشدگانی.فکرش را می کنم می بینم،ما آدمها خیلی وقت ها پا جای شیطان می گذاریم.ما هم می گوییم:"من از او بهترم"چرا فکر می کنیم ما از درخت ها و پرنده ها بهتریم.یا از زمین و آسمان،یا از هر چه که تو آفریده ای. چرا به خودمان اجازه می دهیم که هر کاری که دلمان خواست با جهان تو بکنیم؟ ما نابود می کنیم ،خراب می کنیم و از بین می بریم. همیشه هم خیال می کنیم،فقط ماییم که حق داریم چرا سهم دیگران را نمی دهیم؟ خدایا! چرا ما همه چیز را برای خودمان می خواهیم؟ خدایا! ما چقدر خود خواهیم،چقدر خودخواه!!!!
    نامه های خط خطی به خدا
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  2. تشكر

    nasimevahy (12-07-1388)

  3.  

  4. #2
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : نامه های خط خطی به خدا




    خدایا! من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم؛همانی که وقتی دلش می گیرد و بغضش می ترکد، می آید سراغت. من همانی ام که همیشه دعاهای عجیب و غریب می کند و چشمهایش را می بندد و می گوید: " من این حرفها سرم نمی شود،باید دعایم را مستجاب کنی."
    همانی که گاهی لج می کند و گاهی خودش را برایت لوس می کند؛همانی که نماز هایش یک در میان قضا می شود و کلی روزه ی نگرفته دارد؛همانی که بعضی وقتها پشت سر مردم حرف می زند و گاهی بد جنس می شود. البته گاهی هم خودخواه،گاهی هم دروغگو.حالا یادت آمد من کی هستم؟
    امیدوارم بین این همه آدمی که داری،بتوانی من یکی را تشخیص بدهی. البته می دانم که مرا خیلی خوب می شناسی.تو اسم مرا می دانی. می دانی کجا زندگی می کنم و به کدام مدرسه می روم.تو حتی اسم تک تک معلمهای مرا هم می دانی.تو می دانی من چند تا لباس دارم و هر کدامشان چه رنگی است؛ اما.......
    خدایا! اما من هیچ چی از تو نمی دانم.هیچ چی که دروغ است؛چرا،یک کمی می دانم.اما این یک کمی خیلی کم است.آخر می دانی ،من مدتهاست که می خواهم چیزهایی براین بنویسم. البته من همیشه با تو حرف زده ام. باز هم حرف می زنم.اما راستش چند وقتی است که چند تا تصمیم جدید گرفته ام. دوست دارم عوض بشوم،دوست دارم بزرگ بشوم،دوست دارم بهتر باشم. من یک عالم سوال دارم،سوالهایی که هیچ کس جوابش را بلد نیست. دوست دارم تو جوابم را بدهی.نمی دانم،شاید هم من اصلا هیچ سوالی ندارم و می خواهم تو به من سوالهای تازه یاد بدهی.اما باید قول بدهی کمکم کنی!قول می دهی؟
    نامه های خط خطی به خدا
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  5. تشكر

    nasimevahy (12-07-1388)

  6. #3
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : نامه های خط خطی به خدا




    مادرم می گوید : زندگی یک سفر است. من هم فکر می کنم همین طور است . سفری از تو به تو.یک سفر طولانی. سفری که برای طی کردنش حتما باید آمد،حتما باید زندگی کرد و خیلی چیزها را تجربه کرد و پشت سر گذاشت.شاید زندگی یک جور فرصت است فرصتی برای به دست آوردن خیلی چیزها . ما بر میگردیم و چیزهایی را که به دست آورده ایم ،تقدیمت می کنیم.شاید زندگی یک مدرسه است،مدرسه ای که باید درسهای زیادی در آن یاد بگیریم و وقتی می میریم،وقتی است که زنگ آخرین روز مدرسه می خورد.خوش به حال آنها که همیشه حواسشان جمع بوده است،خوش به حال آنها که تکالیفشان را انجام داده اند،آنها که غیبت نکرده اند وعقب نیفتاده اند و آنچه را که باید یاد بگیرند،یاد گرفته اند.
    وقتی فکرش را می کنم و می بینم یک روز زنگ این مدرسه می خورد و تعطیل می شویم،خوشحال می شوم. نه به خاطر اینکه امتحان و درس و این جور چیزها تمام می شود.نه،به خاطر اینکه.....
    مردن زیاد هم چیز بدی نیست،چون ما را به تو میرساند. بالاخره برای رسیدن به تو باید از ایستگاه مردن بگذریم.
    پس اگر مرگ نبود،زندگی حتما یک چیزی کم داشت!!!
    نامه های خط خطی به خدا
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  7. تشكر

    nasimevahy (12-07-1388)

  8. #4
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : نامه های خط خطی به خدا




    خدایا!من کلی دعای مستجاب نشده دارم. چرا همه ی دعاهایم را مستجاب نمی کنی. شاید تقصیر من است که زیاد دعا نمی کنم و آن قدر که لازم است صدایت نمی زنم.راستش،گاهی شیطان می آید و سط دعاهایم و توی دلم را خالی می کند.آن وقت من ناامید می شوم و می گویم اصلا این دعا کردن چه فایده ای دارد؟خدا که جواب مرا نمی دهد.
    اما وقتی به دعاهای قبلی ام فکر می کنم،می بینم چقدر خوب شدب که خیلیهایش را مستجاب نکردی.اصلا چقدر خوب است که تو همی دعاها را مستجاب نمی کنی.راستی اگر قرار بود تو همه ی دعاهای آدمهای روی زمین را مستجاب کنی،حتما دنیا زیرو رو می شد.
    خدایا،دلم می خواهد شرطی بین خودمان بگذاریم.شرطمان این باشد که من دعا کنم و تو از بین آنها انتخاب کنی.هر کدامشان را که به دردم می خورد مستجاب کنی و هر کدامشان را که فکر می کنی برایم خوب نیست،بگذاری کنار.
    نامه های خط خطی به خدا
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  9. تشكر

    nasimevahy (12-07-1388)

  10. #5
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : نامه های خط خطی به خدا




    خدایا!سه هفته از دوستی مان می گذرد. اما من هنوز گیجم،گیج این دوستی . راستش من یک مشکل دارم.آخر چه جوری بگویم. دو تا دوست باید خوب همدیگر را بشناسند،وگرنه هیچ وقت نمی توانند دوستان خوبی برای هم باشند. مگر نه؟
    تو مرا خوب می شناسی،چون خودت مرا درست کرده ای. اما من حتی نمی دانم به چه اسمی صدایت کنم.یا به چه اسمی صدایت بزنم بهتر است.راستی خودمانیم،تو چقدر اسم داری،دلم می خواست هر روز با یکی از اسمهای قشنگت صدایت کنم. کاش می دانستم کدام اسمت را بیشتر دوست داری.شاید اصلا یکی از راههای شناختنت همین اسمهایت باشد. اسمهای تو با اسمهای ما خیلی فرق دارد. اسمهای ما عین ما نیستند.خیلی از مردم اسمهایی دارند هیچ ربطی به خودشان ندارد،اما اسمهای تو خودِ خودِ تو هستند.اگر به تو می گویند رحیم،برای این است که واقعا مهربانی.یا اگر سمیع و بصیر صدایت می کنند،برای این است که تو واقعا می شنوی،واقعا می بینی.
    خدایا!پس کمکم کن تا هرروز بگردم و اسمهایت را پیدا کنم.از این به بعد اسمهایت را کنار هم می گذارم تا بتوانم بهتر بشناسمت
    نامه های خط خطی به خدا
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  11. تشكر

    nasimevahy (12-07-1388)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •