خواب دیدم یک نفر در مشک دریا می فروخت...(**(اشعار در وصف باب الحوائج)**) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
خواب دیدم یک نفر در مشک دریا می فروخت...(**(اشعار در وصف باب الحوائج)**)
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5
  1. #1
    مدیر افتخاری
    نوای عشق آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 394      تشکر : 1,991
    750 در 283 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نوای عشق آنلاین نیست.

    پیش فرض خواب دیدم یک نفر در مشک دریا می فروخت...(**(اشعار در وصف باب الحوائج)**)








    خواب دیدم یک نفر در مشک دریا می فروخت.....


    خواب دیدم یک نفر در مشک دریا می فروخت


    بالها را می خرید و دستها را می فروخت

    خواب دیدم آب بی تاب نگاهش مانده بود

    او نگاهش را به یک فردای زیبا می فروخت

    مثل باران در صدایش مهربانی غرق بود

    اشکهایش را به یک لبخند صحرا می فروخت

    او علم بر دوش با خورشید پیمان بسته بود

    ماه زیبا را به تاریکی شبها می فروخت

    گریه می کردند آنشب نخلهای نینوا

    در کنار کودکی تنها که خرما می فروخت

    خواب دیدم مشک را بر شانه اش آتش زدند

    دستهایش در میان رود دریا می فروخت




    نغمه مستشار نظامی
    خواب دیدم یک نفر در مشک دریا می فروخت...(**(اشعار در وصف باب الحوائج)**)
    ویرایش توسط مدير اجرايي : 29-03-1391 در ساعت 19:54

    دلی کزمعرفت نور وصفا دید
    / به هرچه که دید اول خدا دید


  2. تشكرها 9


  3.  

  4. #2
    مدیر افتخاری
    ملکوت آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 3,144      تشکر : 3,634
    5,383 در 2,187 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ملکوت آنلاین نیست.

    kabotar. چهار امامی که تو را دیده اند ...((شعری قدیمی در وصف حضرت عباس))





    السلام علیک یا ابوالفضل العباس بن علی (ع)
    چهار امامی که تو را دیده اند ......**...*. دست علمگیر تو بوسیده اند
    طفل بدی مادر نیکو گهر ........**.*...برد تو را سا حت قدس پدر
    چشم پدر تا که دو دست تو دید...***....بوسه زد و اشک زچشمش چکید
    با لب آغشته به زهر جفا ..... ***...*.بوسه زده دست تو را مجتبی

    دید چو در کرببلا شاه دین .....**...*. دست تو افتاده به روی زمین
    خم شد و بگذاشت روی دیده اش .*....بوسه بزد با لب خشکیده اش
    حضرت سجاد و همان دست پاک .***..بوسه زد و کرد نهان زیر خاک



    ملکوت فدایی تشنگی و ایثار ابالفضل
    خواب دیدم یک نفر در مشک دریا می فروخت...(**(اشعار در وصف باب الحوائج)**)
    ویرایش توسط ملکوت : 21-08-1389 در ساعت 01:16

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  5. تشكرها 7


  6. #3
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,179      تشکر : 15,630
    11,459 در 3,504 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خواب دیدم یک نفر در مشک دریا می فروخت...(**(اشعار در وصف باب الحوائج)**)




    حضرت عباس

    تا تو بودي خيمه ها آرام بود
    دشمنم در كربلا نا كام بود
    تا تو بودي من پناهي داشتم
    با وجود تو سپاهي داشتم
    تا تو بودي خيمه ها پاينده بود
    اصغر شش ماهه من زنده بود
    تا توبودي خيمه ها غارت نشد
    بعد تو كس حافظ يارت نشد
    تا تو بودي چهره ها نيلي نبود
    دستها آماده سيلي نبود
    تا تو بودي دست زينب باز بود
    بودنت بهر حرم اعجاز بود
    تا كه مشكت پاره و بي آب شد
    دشمن پر كينه ات شاداب شد


    خواب دیدم یک نفر در مشک دریا می فروخت...(**(اشعار در وصف باب الحوائج)**)

  7. تشكرها 5

    mostasharnezami (25-03-1393), parsa (08-11-1389), مدير اجرايي (03-04-1391), نرگس منتظر (06-11-1389), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (25-03-1393)

  8. #4
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,179      تشکر : 15,630
    11,459 در 3,504 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خواب دیدم یک نفر در مشک دریا می فروخت...(**(اشعار در وصف باب الحوائج)**)





    آبی برای رفع عطش در گلو نریخت
    جان داد تشنه کام و به خاک آبرو نریخت
    دستش ز دست رفت و به دندان گرفت مشک
    کاخ بلند همت خود را فرو نریخت
    چون مهر خفت در دل خون شفق ولیک
    اشکی به پیش دشمن خفاش خو نریخت
    غیرت نگر که آب به کف کرد و همتش
    اما به جام کام می از این سبو نریخت
    چون رشته امید بریدش ز آب گفت
    خاکی چومن کسی به سر آرزو نریخت
    از عطش نگاه تو ديده آب گريه كرد
    چشم غمين كربلا در تب و تاب گريه كرد
    بر دل صفحه زمان دست تو عشق مي نگاشت
    واژه تمام گشت و هم چشم كتاب گريه كرد
    واي از اين دوباره غم پشت حسين گشته خم
    سينه و دل خراب شد باز خراب گريه كرد
    العطش از صداي هر ناله به گوش مي‌رسد
    رود فرات مانده در فكر جواب گريه كن
    لحظه به لحظه دست تو شاخه صد اميد بود
    شاخه زبن شكسته شد خون به شتاب گريه كرد
    فرش زمين زخون تو نقش عزا به بر گرفت
    ذره ذره به خاك هم غرق گلاب گريه كرد
    ضياء اشك لاله شد خون زديده رفته‌ات
    ديده شب به ناله در سوي شهاب گريه كرد
    لب به سكوت باز شد در غم (ساقي وفا)
    چشم پر از نگاه هم پشت حجاب گريه كرد


    خواب دیدم یک نفر در مشک دریا می فروخت...(**(اشعار در وصف باب الحوائج)**)

  9. تشكرها 3

    parsa (08-11-1389), نرگس منتظر (06-11-1389), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (25-03-1393)

  10. #5
    عضو آشنا
    mostasharnezami آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1393
    نوشته : 29      تشکر : 178
    128 در 30 پست تشکر شده
    وبلاگ : 6
    دریافت : 0      آپلود : 0
    mostasharnezami آنلاین نیست.

    shamee






    (قطعه ای نذر پیکر های قطعه قطعه عشق)




    "انا ابن الرسول " پاسخ داد:

    "انا ابن علی ولی الله"

    "انا ابن البتول" ... پاسخ نیست!


    در گلوی تو آه حلقه زده



    انا ابن الرسول ابن بتول


    انا ابن الخدیجه الغَرّاء

    انا ابن علی ولی الله

    اشک در چشم شاه حلقه زده


    "السلام علیک یا مولا

    کاش می شد که آب شد اینجا"

    تیر در چشم و مشک بر دندان

    ابر بر روی ماه حلقه زده


    شب به بازو نشانه می گیرد

    مشک را مه به شانه می گیرد

    آب و آتش زبانه می گیرد

    دور شط ذوالجناح حلقه زده


    در شریعه شریعت است ادب

    تابع امر حجت است ادب

    پاسدار امامت است ادب

    دل برین خانقاه حلقه زده


    پیکرم را به خیمه ها نبرید

    شرم دارم ز خواهران شهید

    با همین چشم خون فشان قلبم

    بر درخیمه گاه حلقه زده


    بچه ها بچه ها خدا حافظ

    غنچه های دعا خدا حافظ



    شاه آمد به سمت بازویت

    سمت زخم کمان ابرویت

    تا شب بی قرار گیسویت

    دور چشم سیاه حلقه زده


    دستهایت کجاست ماه حسین؟

    چشمهایت چه شد سپاه حسین؟

    کو علمدار و تکیه گاه حسین؟

    غم در این قتلگاه حلقه زده


    کمر شاه را شکسته غمت

    رونق ماه را شکسته غمت

    انت ابن البتول یا عباس

    اشک در چشم شاه حلقه زده...


    نغمه مستشارنظامی-1391
    خواب دیدم یک نفر در مشک دریا می فروخت...(**(اشعار در وصف باب الحوائج)**)
    ای پاسخ گرامی امن یجیب ها
    تعجیل کن به خاطر ما ناشکیب ها


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •