۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩
صفحه 2 از 10 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 95
  1. #11
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,749      تشکر : 57,546
    171,605 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩






    ويژگى هاى عصر آن حضرت

    عصر امام صادق(عليه السلام) همزمان با دو حكومت مروانى و عباسى بود كه انواع تضييق ها و فشارها بر آن حضرت وارد مى شد بارها او را بدون آن كه جرمى مرتكب شود, به تبعيد مى بردند .

    ازجمله يكبار به همراه پدرش به شام و بار ديگر در عصر عباسى به عراق رفت.

    يكبار در زمان سفاح به حيره و چند بار در زمان منصور به حيره, كوفه و بغداد رفت.

    با اين بيان, اين تحليل كه حكومت گران به دليل نزاع هاى خود, فرصت آزار امام را نداشتند و حضرت در يك فضاى آرام به تاسيس نهضت علمى پرداخت, به صورت مطلق پذيرفتنى نيست , بلكه امام با وجود آزارهاى موسمى اموى و عباسى از هر نوع فرصتى استفاده مى كرد تا نهضت علمى خود را به راه اندازد و دليل عمده رويكرد حضرت, بسته بودن راه هاى ديگر بود.

    چنان كه امام از ناچارى عمدا روبه تقيه مىآورد. زيرا خلفا درصدد بودند با كوچكترين بهانه اى حضرت رااز سرراه خود بردارند.

    لذا منصورمى گفت: جعفربن محمد مثل استخوانى در گلو است كه نه مى توان فرو برد ونه مى توان بيرون افكند. برهمين اساس خلفا درصدد بودند ولو به صورت توطئه, حضرت را گرفتار و در نهايت شهيد كنند.

    همانگونه كه درتاريخ نيز ثبت مي باشد ، منصورتا بدانجا پيش مي رود كه جاسوساني در لباس دوست براي فريب امام (عليه السلام) روانه مي گرداند تا شايد بتواند با نيرنگ روابط سياسي امام و شيعيانشان درخراسان را آشكار ساخته وامام رادركام توطئه اندازد، اماعلم لدني وعنايت پروردگار درايت و فراست امام رابرانگيخته وموجبات رسوائي هرچه بيشتر منصور را فراهم مي سازد .

    آرى اين همه نشان از اختناق و فشارى دارد كه مانع از هر نوع اقدام عليه حكومت وقت مى شد, لذا امام به سوى تنها راه ممكن كه همان ادامه مسير پدر بزرگوارش امام باقر(عليه السلام) بود, روى آورد و از در دانش و علم وارد شد.



    ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكرها 10

    لحظه هاي سبز (10-07-1389), مدير اجرايي (20-06-1391), نرگس منتظر (10-07-1389), ترنم باران (10-07-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (10-07-1389), شكوه انتظار (10-07-1389), شميم يار (10-07-1389), ظهور (11-07-1389), علم الهدى (10-07-1389), عاشورا (10-07-1389)

  3. #12
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,749      تشکر : 57,546
    171,605 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee شيوه‏ها و اهداف نهضت علمى و فرهنگى





    شيوه‏ها و اهداف نهضت علمى و فرهنگى

    تربيت راويان

    از گذر ممنوعيت نقل احاديث در مدت زمان طولانى توسط حكام اموى , احساس نياز شديد به نقل روايات و سخن پيامبر(صلّي الله عليه وآله) , امير مومنان(عليه السلام)، امام(عليه السلام) را وامى داشت به تربيت راويان در ابعاد مختلف آن روى آورد .
    لذا اينك از آن امام در هر زمينه اى روايت وجود دارد و اين است راز ناميده شدن مذهب به (جعفرى).
    آرى, راويان با فراگرفتن هزاران حديث درعلومى چون تفسير , فقه, تاريخ , مواعظ , اخلاق , كلام , طب , شيمى و... سدى در برابر انحرافات ايجاد كردند.
    امام صادق(عليه السلام) مى فرمود: ابان بن تغلب سى هزار حديث از من روايت كرده است. پس آن ها را از من روايت كنيد.
    محمدبن مسلم هم شانزده هزار حديث از حضرت فرا گرفت.
    و حسن بن على و شامى گفت : من در مسجد كوفه نهصد شيخ را ديدم كه همه مى گفتند: جعفر بن محمد (عليه السلام) برايم چنين گفت.

    اين حجم گسترده از راويان در واقع, كمبود روايت از منبع بى پايان امامت را در طى دوره هاى مختلف توانست جبران كند و از اين حيث امام(عليه السلام) به موفقيت لازم دست يافت.

    آرى, روايت از اين امام منحصر به شيعه نشد و اهل سنت نيز روايات فراوانى در كتب خود آوردند.

    ابن عقده و شيخ طوسى در كتاب رجال و محقق حلى در المعتبر و ديگران آمارى داده اند كه مجموعا راويان از امام به چهار هزار نفر مى رسند و اكثر اصول اربعمإئه از امام صادق (عليه السلام) است و همچنين اصول چهار صدگانه اساسى كتب اربعه شيعه ( كافى , من لا يحضره الفقيه, التهذيب, الاستبصار) را تشكيل دادند



    ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  4. تشكرها 10

    لحظه هاي سبز (10-07-1389), مدير اجرايي (20-06-1391), نرگس منتظر (10-07-1389), ترنم باران (10-07-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (10-07-1389), شكوه انتظار (10-07-1389), شميم يار (10-07-1389), ظهور (11-07-1389), علم الهدى (10-07-1389), عاشورا (10-07-1389)

  5. #13
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    kabotar. پاسخ : ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩





    باز تکه‏های ابر سیاه در دل آسمان، می‏خواهند حکایت تلخی را بسرایند، نوری بر دستان مدینه تشییع می‏شود.
    اینک امام علم و دیانت و سراینده سرود زیبای خداپرستی، به سوی معبود می‏شتابد. اکنون فرزند دیگری از خاندان آل عبا و عالم دین خدا زهر تلخ دسیسه‏های پلیدان را می‏نوشد، او امام همه خوبی‏ها و خانه همه دانش‏ها، امام جعفر صادق(علیه‏السلام) است.
    اندیشه تشیع در پله ششم، تاریخ را به ماتم می‏خواند، ماتمِ چشمه جوشان کلام شیعه ماتم خزانه‏دار علم علی، فاتح قله‏های بلند دانش خداوندی، وارث بزرگ پدر، هنوز آخرین حرف‏های امام، در گوش‏های زمان پژواک می‏کند:

    «اِنَّ شَفاعَتَنا لا یَنالُ مُسْتَخِفّا بالصَّلوةِ»؛ همانا شفاعت ما به کسی که نماز را کوچک بشمارد، نخواهد رسید. بقیع همیشه گریان، امروز خورشید را در خود جای می‏دهد. درود بر تو ای ششمین پیام خدا بر زمین!

    امروز اشک‏های تمام عاشقان خاندان علی از ابرهای غمگین آسمان بقیع می‏بارد و هر بار به یاد آن لحظه که زهر خصم را نوشیدی، جگرهامان به خون می‏نشیند و با چشمانی نمناک فریاد می‏زنیم:

    «اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ اِلَی الله‏ ـ یا وَجیها عِنْدَالله‏، اشفع لنا عندالله»‏



    ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  6. تشكرها 9

    لحظه هاي سبز (10-07-1389), مدير اجرايي (20-06-1391), نرگس منتظر (10-07-1389), ترنم باران (10-07-1389), شكوه انتظار (10-07-1389), شميم يار (10-07-1389), ظهور (11-07-1389), علم الهدى (10-07-1389), عاشورا (10-07-1389)

  7. #14
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩












    شـهــر مـديـنـه گـشـته سـيـه پوش

    شــمـع ولايــت گـرديــده خـامـوش

    کـشـتـه شـد صـادق آل مـحـمّـد(ص)

    شـشـمـيـن اخـتـر سـپـهــر سـرمـد



    ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩

  8. تشكرها 10

    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (11-07-1389), لحظه هاي سبز (10-07-1389), مدير اجرايي (20-06-1391), ترنم باران (10-07-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (10-07-1389), شكوه انتظار (10-07-1389), شميم يار (10-07-1389), ظهور (11-07-1389), علم الهدى (10-07-1389), عاشورا (10-07-1389)

  9. #15
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩






    به یاد بحر حقایق، حضرت صادق علیه السلام





    زبان رساى اسلام بود و مبین شریعت مصطفى(صلّی الله علیه و آله)با سخنانى حكیمانه، منطقى استوار، علمى سرشار، برگزیده روزگار به شمار می‌آمد و ... بنده شایسته پروردگار.در سال‌هاى سیاهى كه ابرهاى سلطه امویان، آسمان جهان اسلام را تاریك كرده بود و در سال‌هایى تیره‌تر، كه حكومت عباسیان، مسلمانان را به تیرگى نشانده بود. او خورشید مدینه‌ی دین و دانش بود.در میان این دو فصل سیاه و سرد و ابرآلود، چند صباحى كه خورشید وجودش از افق مكتب و مذهب تابید، اسلام و قرآن را جان بخشید.او آبیارى نهال حق كرد تا این بذر ایمان پا گرفت و در افق اندیشه‌ها تابان شد.دین، به نام او زنده گشت. درخت علم، در بوستان كلامش رویید و به برگ و بار نشست. گلشن فضل، از چشمه دانش او سیراب شد. كتاب فقه، با (الفباى صادقى) نگاشته گشت.وقتى چشمه فضل و فقه و علم و كمال او مى‌جوشید، حسودان و عنودان، زبان به طعن مى‌گشودند و تیغ دشمنى بر مى‌كشیدند و پاى خصومت پیش مى‌گذاشتند. ولى... كدام دانشور را مى‌توان شناخت و نام برد كه از گنج دانش حضرت صادق علیه السلام بهره نبرده باشد؟
    و كدام معلم را مى‌توان یافت كه به اندازه او، تربیت یافته در مكتب عترت داشته باشد؟حوزه‌هاى علمیه، نقش شاگردى او را به سردرهاى خویش نوشته‌اند.فقیهان دین مدار، خوشه چین حدیث و حكمت صادقى‌اند.آن چهار هزار گوش حكمت نیوش، كه از زبان این حجت خدا حدیث مى‌شنیدند و آن چهار هزار زبان و قلم كه به گفتن و نوشتن و ثبت و نشر حقایق دین از زبان او مى‌پرداختند، هر كدام منشورى بودند كه آن نورهاى تابان را در رواق اندیشه‌هاى بشرى مى‌تاباندند و آن معارف ناب و والا را از عرش بلند (علم لدنى) حضرتش، بر فرش كتاب‌ها و دفترها فرود می‌آوردند.خوشا به حال آن چهار هزار حكمت آموز محضرش!آنان، همچون نسیمى خوشبوى، از كوى معارف او گذشته، در پهنه قلمرو اسلام، جوهره دین را پخش مى‌كردند و "قال الصادق" گویان، كام تشنگان معرفت را عطر آگین مى‌ساختند.عصرى بود كه بدعت گذاران و دین ستیزان، در قالب‌هاى مختلف به تحریف چهره آیین محمدى(صلّی الله علیه و آله) مى‌پرداختند.امام صادق (صلّی الله علیه و آله) بود كه خورشیدگون مى‌تابید و آن اوهام و خرافات و تحریفات را مى‌زدود.
    درود بر سلسله نورانى راویان احادیث، آنان كه حلقه‌اى از (تعبد) و (اطاعت) بر گردن داشتند و بر گرد (آل الله)، پروانه‌وار مى‌چرخیدند و خوشه چین محضر آن انوار تابناك مى‌شدند، تا جهان در ظلمت نماند و بشریت از این كوثر ناب و زلال، محروم نباشد.
    ابان بن تغلب‌ها، هشام‌ها، مومن طاق‌ها، جمیل بن دراج‌ها، ابوبصیرها، زراره‌ها، سماعه‌ها، عمار ساباطى‌ها، جابربن حیان‌ها، مفضل‌ها، صفوان‌ها و ... صدها ستاره فروزان، هر یك در فروغ گسترى مكتب امام صادق علیه السلام، نقشى عظیم داشتند و حاملان و وارثان و راویان و ناشران آن علوم بودند.سیراب شدگانى بودند از این زمزم جوشان!باده نوشانى بودند از این ساغر كوثرگون!آنان، كام دل را با حلاوت (مكتب عترت) آشنا ساخته بودند و از پیشوایان دین، به ویژه از صادق آل محمد، نه تنها علم، كه عمل هم می‌آموختند و نه تنها دانش، كه عصاره دین را از زبان او مى‌گرفتند. امروز، بام و در كشور ما، "صادقیه" است.
    اینك، در كشور امام صادق (علیه السلام)، فرهنگ اهل‌بیت علیهم السلام، سارى و جارى است.
    امروز، هر جا كه شیعه‌اى است، جعفرى است. و هر جا كه حوزه‌اى است، صادقى است! ...


    "جواد محدثى"

    ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. تشكرها 9

    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (11-07-1389), لحظه هاي سبز (10-07-1389), مدير اجرايي (20-06-1391), ترنم باران (10-07-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (10-07-1389), شميم يار (10-07-1389), ظهور (11-07-1389), علم الهدى (10-07-1389), عاشورا (10-07-1389)

  11. #16
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩






    داستان جالب شیعه شدن یک سنی

    اقرار دشمن باعث شد كه ما به تشیع روى آوریم

    محمد بن اشعث از دشمنان اهل بیت علیهم السلام بود اما روزی مردم مطلع شدند که او و خانواده‌اش شیعه و محب امام صادق علیه السلام شده است. جعفر، پسر محمد بن اشعث ماجرای شیعه شدن پدر و خانواده‌اش را برای صفوان بن یحیى تعریف کرده و می‌گوید: آیا مى دانى با این كه در میان خاندان ما هیچ نام و اثرى از شیعه نبود من چگونه شیعه شدم؟... و بعد ادامه می‌دهد که: منصور دوانیقى روزى به پدرم محمد بن اشعث گفت: اى محمد! فردی باهوش براى من پیدا كن كه مأموریت خطیرى به او بتوانم واگذار كنم. پدرم نیز دایی من، ابن مهاجر را معرفى كرد.
    منصور به او گفت: این پول را بگیر و به مدینه نزد عبدالله بن حسن و جماعتى از خاندان او از جمله جعفر بن محمد علیه السلام برو و به هر یك مقدارى پول بده و بگو: من مردى غریب از اهل خراسان هستم كه گروهى از شیعیان شما در خراسان این پول را داده‌اند تا به شما بدهم مشروط بر این كه قیام علیه حكومت كنید و ما از شما پشتیبانى مى‌كنیم.
    وقتى پول را گرفتند، بگو: چون من واسطه هستم، با دست خط خود، رسیدی بنویسید و به من بدهید.
    ابن مهاجر برای انجام ماموریت به مدینه آمد و بعد از مدتى نزد منصور برگشت. آن موقع پدرم هم نزد منصور بود. منصور به ابن مهاجر گفت: تعریف كن! چه خبر؟
    ابن مهاجر گفت: پول ها را به مدینه بردم و به هر یك از خاندان مبلغى دادم و قبض رسید از دست خط خودشان گرفتم غیر از جعفر بن محمد علیه السلام.
    وقتی سراغ ایشان را گرفتم، در مسجد مشغول نماز بود. پشت سرش نشستم، او تند نمازش را به پایان برد و بى آن كه من سخنى بگویم به من گفت: اى مرد! از خدا بترس و خاندان رسالت را فریب نده كه آنها سابقه نزدیكى با دولت بنى مروان دارند وهمه ( براثر ظلم) نیازمندند.
    من پرسیدم: منظورتان چیست؟ آن حضرت سرش را نزدیك گوشم آورد و آن چه بین من و تو بود، باز گفت.
    مثل این كه او سومین نفر ما بود.
    منصور گفت: اى پسر مهاجر، بدان كه هیچ خاندان نبوتى نیست مگر این كه در میان آنها محدثى (فرشته‌اى از طرف خدا كه با او تماس دارد و اخبار را به او خبر مى‌دهد) هست و محدث خاندان ما جعفربن محمد علیهماالسلام است.
    داستان که به اینجا رسید، پدرم منقلب شد و به فکر فرو رفت و درباره خاندان پیامبر تجدید نظر کرد و همین (اقرار دشمن) باعث شد كه ما به تشیع روى آوریم.1
    1- اصول كافى، ج 1، ص 475.


    ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  12. تشكرها 7

    لحظه هاي سبز (10-07-1389), مدير اجرايي (20-06-1391), ترنم باران (10-07-1389), شكوه انتظار (10-07-1389), ظهور (11-07-1389), علم الهدى (10-07-1389), عاشورا (10-07-1389)

  13. #17
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩






    اندرزهاى دهگانه

    مردى از امام صادق علیه السلام نصیحتی خواست! آن حضرت به او فرمودند:

    1- اگر خداى تعالى روزى را به عهده گرفته است غصه خوردنت براى چیست؟!
    2- اگر روزى تقسیم شده است، حرص و آز براى چیست؟!
    3- و اگر سنجش (در قیامت) حق است، پس ثروت اندوزى براى چیست؟!
    4- و اگر عوض دادن خداى تعالى حق است، پس بخل ورزیدن براى چیست؟!
    5- و اگر كیفر الهى آتش دوزخ است، پس گناه براى چیست؟!
    6- و اگر مرگ حق است، پس شادمانى براى چیست؟!
    7- و اگر (كارنامه) اعمال بر خدا عرضه مى‏شود، پس فریب براى چیست؟!
    8- و اگر گذر كردن بر صراط حق است، پس خودپسندى براى چیست؟!
    9- و اگر تمام چیزها به قضا و قدر است، پس اندوه براى چیست؟!
    10- و اگر دنیا ناپایدار است، پس اعتماد و آرامش به آن براى چیست؟!





    خصال صدوق، ج 2، ص 450. سخنان حكمت‏آمیز، ترجمه و تحقیق ولی فاطمی
    ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  14. تشكرها 5

    مدير اجرايي (20-06-1391), خادمه صدیقه طاهره(س) (11-07-1389), ظهور (11-07-1389), علم الهدى (10-07-1389), عاشورا (10-07-1389)

  15. #18
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩





    نقشه‌ی 25 گنج بزرگ دنیا



    امام صادق كسی است كه خود به این گنجها دست یافته است. پس آدرسهایش همه درست است.
    با دقت، پایت را جای پای امام بگذار و برو تا تو هم برسی.
    بسم الله:
    امام صادق علیه‌السلام فرمودند:
    1- طلبتُ الجنة، فوجدتها فی السخأ:بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در بخشندگی و جوانمردی یافتم.
    2- و طلبتُ العافیة، فوجدتها فی العزلة:و تندرستی و رستگاری را جستجو نمودم، پس آن را در گوشه‏گیری (مثبت و سازنده) یافتم.
    3- و طلبت ثقل المیزان، فوجدته فی شهادة «ان لا اله الا الله و محمد رسول الله»: و سنگینی ترازوی اعمال را جستجو نمودم، پس آن را در گواهی به یگانگی خدا تعالی و رسالت حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) یافتم.
    4- و طلبت السرعة فی الدخول الی الجنة، فوجدتها فی العمل لله تعالی: سرعت در ورد به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در كار خالصانه برای خدای تعالی یافتم.
    5- و طلبتُ حب الموت، فوجدته فی تقدیم المال لوجه الله: و دوست داشتن مرگ را جستجو نمودم، پس آن را در پیش فرستادن ثروت (انفاق) برای خشنودی خدای تعالی یافتم.

    برگ عیشی به گور خویش فرست كس نیارد ز پس، تو پیش فرست

    6- و طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها فی ترك المعصیة: و شیرینی عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترك گناه یافتم.
    7- و طلبت رقة القلب، فوجدتها فی الجوع و العطش: و رقت (نرمی) قلب را جستجو نمودم، پس آن را در گرسنگی و تشنگی (روزه) یافتم.
    8- و طلبت نور القلب، فوجدته فی التفكر و البكأ: و روشنی قلب را جستجو نمودم، پس آن را در اندیشیدن و گریستن یافتم.
    9- و طلبت الجواز علی الصراط، فوجدته فی الصدقة: و (آسانی) عبور بر صراط را جستجو نمودم، پس آن را در صدقه یافتم.
    10- و طلبت نور الوجه، فوجدته فی صلاة اللیل:و روشنی رخسار را جستجو نمودم، پس آن را در نماز شب یافتم.
    11- و طلبت فضل الجهاد، فوجدته فی الكسب للعیال: و فضیلت جهاد را جستجو نمودم، پس آن را در به دست آوردن هزینه زندگی زن و فرزند یافتم.
    12- و طلبت حب الله عزوجل، فوجدته فی بغض اهل المعاصی:و دوستی خدای تعالی را جستجو كردم، پس آن را در دشمنی با گنهكاران یافتم.
    13- و طلبت الرئاسة، فوجدتها فی النصیحة لعبادالله: و سروری و بزرگی را جستجو نمودم، پس آن را در خیرخواهی برای بندگان خدا یافتم.
    14- و طلبت فراغ القلب، فوجدته فی قلة المال: و آسایش قلب را جستجو نمودم، پس آن را در كمی ثروت یافتم.
    15- و طلبت عزائم الامور، فوجدتها فی الصبر:و كارهای پر ارزش را جستجو نمودم، پس آن را در شكیبایی یافتم.
    16- و طلبت الشرف، فوجدته فی العلم: و بلندی قدر و حسب را جستجو نمودم، پس آن را در دانش یافتم.
    17- و طلبت العبادة فوجدتها فی الورع: و عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در پرهیزكار یافتم .
    18- و طلبت الراحة، فوجدتها فی الزهد:و آسایش را جستجو نمودم، پس آن را در پارسایی یافتم.
    19- و طلبت الرفعة، فوجدتها فی التواضع: برتری و بزرگواری را جستجو نمودم، پس آن را در فروتنی یافتم.
    20- و طلبت العز، فوجدته فی الصدق: و عزت (ارجمندی) را جستجو نمودم، پس آن را در راستی و درستی یافتم.
    21- و طلبت الذلة، فوجدتها فی الصوم: و نرمی و فروتنی را جستجو نمودم، پس آن را در روزه یافتم.
    22- و طلبت الغنی، فوجدته فی القناعة: و توانگری را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت یافتم.

    قناعت توانگر كند مرد را خبر كن حریص جهانگرد را

    23- و طلبت الانس، فوجدته فی قرائة القرآن: و آرامش و همدمی را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن یافتم.
    24- و طلبت صحبة الناس، فوجدتها فی حسن الخلق: و همراهی و گفتگوی با مردم را جستجو نمودم، پس آن را در خوشخویی یافتم.
    25- و طلبت رضی الله، فوجدته فی برّ الوالدین: و خوشنودی خدا تعالی را جستجو نمودم، پس آن را در نیكی به پدر و مادر یافتم.




    مستدرك الوسائل، ج 12، ص 173 - 174، ح 13810.
    ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  16. تشكرها 4


  17. #19
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee امام صادق گفت به همه‌ی شما بگویم كه:...* زید شحام *





    امام صادق گفت به همه‌ی شما بگویم كه:...


    امام صادق به من1 فرمود: به همه كسانی كه به نظر تو، مطیع ما هستند و از ما حرف می‏شنوند، سلام برسان. و بگو من همه شما را به تقوای الهی و ورع دینی فرا می‏خوانم، و اینكه برای خدا كوشش كنید، راستگو باشید، ادای امانت كنید و سجده‏های طولانی داشته باشید و برای همسایگان خوبی باشید كه محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)، با این تعالیم و آموزشها آمده است. امانت و ودیعه اشخاصی را كه شما را امین شناخته‏اند و چیزی را به شما سپرده‏اند، چه نیكوكار باشند یا بدكار، به ایشان سالم پس دهید؛ زیرا رسول الله صوات الله علیه دستور دادند كه حتی نخ و سوزن هم تحویل شود. و به خویشاوندان و اقوام خود صله و احسان كنید و بر جنازه آنان و در تشییع‌شان شركت نمائید و بیمارانشان را عیادت كنید و حقوق ایشان را ادا نمائید؛ چون اگر یكی از شما (چنین رفتار كند و) در دین خویش ورع داشته باشد، راست بگوید، ادای امانت كند و با مردم خوش اخلاق و خوشرفتار باشد، گفته می‏شود: این جعفری است و من خوشحال میشوم و از این وضع دلشاد می‏گردم و گفته می‏شود: اینگونه است ادب و تربیت جعفر، اما اگر جز این باشید، گرفتاری و ننگ و عار شما بر من است و گفته می‏شود: اینگونه است تعلیم و تربیت جعفر؟

    به خدا سوگند، حدیث كرد
    مرا پدرم كه مردی در میان قبیله‏ای
    از شیعیان علی (علیه‌السلام) شمرده می‏شود كه وارسته‏ترین،
    امانت‏دارترین، راستگوترین، و درزمینه قضاوت، عادلترین آنان باشد و وقتی از افراد قبیله راجع به او سؤال شود كه او چگونه مردی است، پاسخ دهند: چه كسی همانند اوست؟ راستی كه او امین‏ترین و صادق‏ترین ماست.


    1- زید شحام
    صفحاتی از زندگانی امام جعفر صادق علیه‌السلام
    ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  18. تشكرها 2


  19. #20
    مدیر افتخاری
    ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 450      تشکر : 949
    1,338 در 429 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩




    بسم الله الرحمن الرحیم
    اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم

    در بیان شهادت حضرت صادق(علیه السلام) :

    شهادت حضرت صادق عليه السلام در ماه شوال سنه يك صد و چهل و هشت به سبب انگور زهرآلود كه منصور به آن حضرت خورانيده بود. و در وقت شهادت از سن مباركش شصت و پنج سال گذشته بود و در كتب معتبره معين نكرده اند كه كدام روز از شوال بوده ، بلى صاحب ( جَنّات الخُلُود ) كه متتبع ماهرى است بيست و پنجم آن ماه گفته (101) ، و به قولى دوشنبه نيمه رجب بوده و نقل شده از ( مشكاة الا نوار ) كه داخل شد بر آن حضرت بعض اصحابش در مرض وفاتش ديد آن حضرت را چندان لاغر و باريك شده كه گويا هيچ از آن بزرگوار نمانده جز سر نازنينش پس آن مرد به گريه درآمد. حضرت فرمود: براى چه گريه مى كنى ؟ گفت : گريه نكنم با آنكه شما را به اين حال مى بينم ؟ فرمود: چنين مكن ، همانا مؤ من چنان است كه هرچه عارض او شود خير او است و اگر بريده شود اعضاى او براى او خير است و اگر مالك شود مشرق و مغرب را براى او خير است .(102)
    و روايت كرده شيخ طوسى از ( سالمه ) كنيز حضرت صادق عليه السلام كه گفت : بودم نزد حضرت صادق عليه السلام در وقت احتضار كه حال اغماء پيدا كرد، چون به حال خود آمد فرمود: بدهيد به حسن بن على بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب كه ( افطس ) باشد هفتاد اشرفى (103) و بدهيد به فلان و فلان ، فلان مقدار، من گفتم : عطا مى كنى به مردى كه حمله كرد بر تو با كارد و مى خواست تو را بكشد؟ فرمود: مى خواهى من از آن كسان نباشم كه خدا مدح كرده ايشان را به صله كردن رحم و در وصف ايشان فرموده :
    ( وَالذّينَ يَصِلُونَ ما اَمَرَاللّهُ بِهِ اَنْ يوصَلَ وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخافُونْ سُوءَ الْحِسابِ ) .(104)
    سپس فرمود: اى سالمه ! به درستى كه حق تعالى خلق كرد بهشت را و خوشبو گرانيد آن را و بوى آن تا دو هزار سال مى رسد و نمى شنود بوى آن را عاق والدّين و قطع كننده رحم .(105)
    شيخ كلينى از امام موسى عليه السلام روايت كرده است كه گفت : پدر بزرگوار خود را كفن كردم در دو جامه سفيد مصرى كه در آنها احرام مى بست و در پيراهنى كه مى پوشيد و در عمامه اى كه از امام زين العابدين عليه السلام به او رسيده بود و در برد يممنى كه به چهل دينار طلا خريده بود و اگر امروز مى بود به چهارصد دينار مى ارزيد. (106) ايضا روايت كرده است كه بعد از وفات حضرت صادق عليه السلام حضرت امام موسى عليه السلام مى فرمود كه هر شب چراغ برافروزد در حجره اى كه آن حضرت در آن حجره وفات يافته بود.(107)
    و روايت كرده است شيخ صدوق از ابوبصير گفت : مشرف شدم خدمت امّ حميده امّ ولد حضرت امام جعفر صادق عليه السلام براى تعزيت حضرت صادق عليه السلام پس آن مخدره گريست و من نيز به جهت گريه او گريستم ، پس از آن فرمود: اى ابومحمّد! اگر مى ديدى حضرت صادق عليه السلام را در وقت موت همانا امر عجيبى مشاهده مى كردى ، چشمهاى خود را گشود و گفت : جمع كنيد به نزد من هر كسى كه مابين من و او قرابت و خويشى است پس ما نگذاشتيم احدى را از خويشان او مگر آنكه به نزد او آوديم ؛ پس آن جناب نظرى افكند به سوى ايشان و فرمود: ( اِنَّ شَفاعَتَناَ لاتَنالُ مُسْتَخِفّا بِالصَّلوة ) ؛ همانا شفاعت ما نخواهد رسيد به كسى كه استخفاف كند به نماز(108) ، يعنى نماز را خوار و سبك شمرد و اعتنا و اهتمام به آن نداشته باشد.
    و روايت شده از عيسى بن داب كه چون جنازه نازنين حضرت صادق عليه السلام را روى سريرى نهادند و حمل كردند به سوى بقيع براى دفن ، ابوهريره عجلى كه از شعراى مجاهرين اهل بيت شمرده مى گشت اين اشعار بگفت :
    اَقوُلُ وَ قَدْ راحُوا بِهِ يَحْمِلُونَهُ
    عَلى كاهِلٍ مِنْ حامِلَيْهِ وَ عاتِقٍ
    اَتَدْرُونَ ماذا تَحْمِلُونَ اِلَى الثَّرى
    ثَبيرا ثَوى مِنْ رَاءْسِ عَلياء شاهِقٍ
    غَداةَ حَثَى الحاثُونَ فَوْقَ ضَريحِهِ
    تُرابا وَ اَوْلى كانَ فَوْقَ الْمَفارِقِ(109)

    مسعودى گفته كه دفن كردند آن حضرت را در بقيع نزد پدر و جدش و سن آن حضرت شصت و پنج سال بود.(110) و گفته شده كه آن حضرت را زهر دادند و در قبور ايشان در آن موضع از بقيع سنگ مرمرى است كه بر آن نوشته اند:
    ( بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ: اَلْحَمْدُللّهِ مُبيدَ الاُمَمِ وَ مُحْيِىِ الرِّمَمِ هذا قَبْرُ فاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ اللّهِ صَلِى اللّه عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم سَيِّدَةِ نِساءِ الْعالَمينَ وَ قَبْرُ الْحَسَنِ بْنِ عَلىِّ بْنِ اَبى طالِبٍ وَ عَلىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلىِّ بْنِ اَبِى طالِبٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عِلي وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ رَضِىَ اللّهُ عَنْهُمْ، انتهى وَ اَقُولُ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيْهِمْ اَجمعينَ ) و روايت شده كه شخصى ابوجعفر نام وافد اهل خراسان بود و جماعتى از اهل خراسان نزد او جمع شدند و از او درخواست كردند كه اموالى و متاعى بود كه بايد به حضرت صادق عليه السلام برسد آنها را با خود حمل كند و براى آن حضرت ببرد با مسائلى كه بعضى استفتاء بود و پاره اى در مشاوره . ابوجعفر آن اموال و سؤ الات را با خود حمل كرده و حركت كرد چون وارد كوفه گشت منزل كرد و به زيارت قبر اميرالمؤ منين عليه السلام رفت ، ديد در ناحيه قبر، شيخى نشسته و جماعتى دور او حلقه زده اند. همين كه از زيارت خود فارغ شد به قصد ايشان رفت ديد كه ايشان فقهاء شيعه مى باشند و از آن شيخ استماع فقه مى كنند از آن جماعت پرسيد كه اين شيخ كيست ؟ گفتند: ابوحمزء ثمالى است . گفت من نزد آنها نشستم .
    مؤ لف گويد: كه قبر اميرالمؤ منين عليه السلام از زمان وفاتش تا زمان حضرت صادق عليه السلام پنهان و مخفى بود و كسى مطلع بر آن نبود جز اولاد و اهل بيت آن حضرت و حضرت امام زين العابدين و امام محمدباقر عليهم السلام مكرر به زيارتش مى رفتند و بسيار بود كه با آنها صاحب روحى نبود مگر شتر ايشان و لكن در زمان حضرت صادق عليه السلام شيعيان قبر آن حضرت را شناختند و به زيارتش ‍ مشرف مى گشتند و سببش آن بود كه حضرت صادق عليه السلام در ايامى كه در حيره بود مكرر به زيارت آن قبر شريف مى رفت و غالبا بعضى از مخصوصان اصحاب خود را همراه مى برد و مدفن اميرالمؤ منين عليه السلام را به ايشان مى نمود و اين بود تا ايام هارون رشيد كه يك باره قبر مبارك ظاهر شد و مزار قاصى و دانى گشت . و اما ابوحمزه ثمالى ، پس او در خدمت امام زين العابدين عليه السلام به زيارت آن قبر شريف مشرف گشته بود چنانچه در فصل هشتم بيايد ذكرش .
    بالجمله ؛ آن مرد خراسانى مى گويد در اين بين كه ما نشسته بوديم مردى اعرابى وارد شد و گفت : ( جِئْتُ مِنَ الْمَديْنَةِ وَ قَدْ ماتَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ عليه السلام ) ؛ يعنى من از مدينه مى آيم و جعفر بن محمّد عليه السلام وفات كرد! ابوحمزه از شنيدن اين خبر وحشت اثر نعره زد و دو دست خود را بر زمين زد، آن وقت سؤ ال كرد از آن اعرابى كه آيا شنيدى كه كى را وصى خويش كرد؟ گفت : وصى خود را قرار داد، پسرش عبداللّه و پسر ديگرش موسى عليه السلام ، و منصور خليفه را، ابوحمزه گفت : حمد خدا را كه ما را هدايت كرد و نگذاشت كه گمراه شويم ! ( دَلَّ عَلَى الصَّغيرِ وَ بَيَّنَ عَلَى الْكَبيرِ وَ سَتَرَ الاَمْرَ الْعَظيمَ ) ، پس ابوحمزه رفت نزد قبر اميرالمؤ منين عليه السلام و مشغول نماز شد ما نيز مشغول به نماز شديم ، پس من رفتم نزد او و گفتم : تفسير كن براى من اين چند كلمه كه گفتى . پس ‍ ابوحمزه تفسير كرد كلام خود را به چيزى كه حاصلش اين است كه وصيت منصور ظاهر است كه براى تقيه است كه وصى او را به قتل نرساند و فرزند كوچك كه امام موسى است با فرزند بزرگتر كه عبداللّه است ذكر كرد تا مردم بدانند كه عبداللّه قابل امامت نيست ؛ زيرا كه اگر فرزند بزرگ علتى در بدن و دين نداشته باشد مى بايد كه او امام باشد. و عبداللّه در بدن فيل پا بود و دينش ناقص بود و جاهل بود به احكام شريعت ، اگر او علتى نمى داشت به او اكتفا مى كرد، پس از آنجا دانستم كه امام موسى عليه السلام است و ذكر آنها براى مصلحت است .(111)
    شيخ كلينى و شيخ طوسى و ابن شهرآشوب روايت كرده اند از ابوايوب جوزى كه گفت : شبى ابوجعفر دوانيقى در ميان شب فرستاد و مرا طلبيد، چون رفتم ديدم كه بر كرسى نشسته و شمعى در پيش او نهاده اند و نامه در دست دارد و مى خواند، چون سلام كردم نامه را پيش من انداخت و گريست و گفت : اين نامه محمّد بن سليمان است و خبر وفات امام جعفر صادق عليه السلام را نوشته است ؛ سپس سه نوبت گفت ( اِنّا للّهِ وَ اِنّا اِلَيْهِ راجِعُونَ ) و گفت مثل جعفر كجا به هم مى رسد، پس گفت : بنويس كه اگر يك كس را بخصوص وصيت كرده است او را بطلب و گردن بزن . بعد از چند روز جواب نامه رسيد كه پنج نفر را وصى كرده است خليفه و محمّد بن سليمان والى مدينه و دو پسر خود عبداللّه و موسى و حميده مادر موسى را. چون نامه را منصور خواند گفت : اينها را نمى توان كشت !(112)
    علامه مجلسى رحمه اللّه فرموده كه حضرت به علم امامت مى دانست كه منصور چنين اراده خواهد كرد آن جماعت را حسب ظاهر در وصيت شريك كرده بود، اول نامه او را نوشته بود و در باطن امام موسى عليه السلام مخصوص بود به وصيت ، و از اين وصيت نيز اهل علم مى دانستند كه وصايت و امامت مخصوص آن حضرت است چنانچه از روايت ابوحمزه كه گذشت معلوم گشت .(113)

    ____________________

    101- ( جنات الخلود ) ص 28، جدول 13.
    102- ( مشكاة الانوار ) ص 75، حديث 145.
    103- در روايت ( هفتاد دينار ) آمده و آنكه به جاى ( دينار ) ، ( اشرفى ) ذكر شده است ظاهرا درست نيست ،
    براى اينكه كلمه ( اشرفى ) منسوب به اشرف خان يا يك فرمانرواى اشرف نام ديگر است و در زمان عباسيان ( اشرفى ) وجود نداشته است (ويراستار). ضمنا در بعضى روايات دينار و در بعضى درهم آمده كه هر دو به ( اشرفى ) ترجمه شده كه درست نيست چون دينار، طلا است و درهم ، نقره . (ويراستار)
    104- سوره رعد (13)، آيه 21.
    105- ( الغيبة ) شيخ طوسى ص 197.
    106- ( الكافى ) 1/476.
    107- ( الكافى ) 3/251.
    108- ( ثواب الا عمال و عقاب الا عمال ) شيخ صدوق ، ص 493.
    109- ( بحارالانوار ) 47/333.
    110- ( اثبات الوصية ) مسعودى ص 189، شايان ذكر است كه در اين نسخه كه چاپ انتشارات انصاريان قم است به جاى ( 65 سال ) ، ( 66 سال ) ذكر شده است .
    111- ( بحارالانوار ) 47/251.
    112- ( مناقب ) ابن شهر آشوب 4/345.
    113- ( جلاءالعيون ) علامه مجلسى ص 885.
    ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩



    اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم و العن اعدائهم و انصر شیعتهم

  20. تشكرها 2


صفحه 2 از 10 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •