۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩
صفحه 8 از 10 نخستنخست ... 45678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 95
  1. #71
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,616 در 50,179 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩






    نظريه امام صادق عليه السلام در باره نور


    يكي از بدايع علمي حضرت امام جعفر صادق عليه السلام نظريه او راجع به نور مي باشد . او گفته است كه نور از طرف اشياء بسوي چشم ما مي آيد و از آن نور كه از طرف هر شيء بسوي چشم ما مي آيد فقط قسمتي به چشم ما مي تابد و بهمين جهت ما اشياء دور را بخوبي نمي بينيم و اگر تمام نوري كه از يك شيء دور بسوي چشم مي آيد بديده برسد ما شيء دور را نزديك خواهيم ديد و اگر بتوان چيزي ساخت كه بدان وسيله تمام نوري را كه از يک شيء دور مي آيد به چشم تابانيد ، در صحرا شتري را كه در فاصله سه هزار ذرع مي چرد در فاصله شصت ذرعي خواهيم ديد يعني پنجاه بار آن را نزديكتر مشاهده خواهيم كرد .


    اين تئوري بوسيله شاگردان حضرت امام جعفر صادق عليه السلام باطارف رفت و بعد از اينكه در جنگهاي صليبي تماس بين شرق و اروپا زياد شد به اروپا منتقل گرديد و در دانشگاههاي اروپا تدريس شد و يكي از مدرسين شناخته شده اين تئوري ( راجر - بيكون ) انگليسي استاد دانشگاه ( اوكسفورد ) در انگلستان بود .


    تئوري او راجع به نور همان است كه حضرت امام جعفر صادق عليه السلام گفت و مثل حضرت امام جعفر صادق عليه السلام اظهار کرد اگر چيزي بسازيم كه تمام نور اشياي دوردست را به چشم ما برساند ما آنها را پنچاه برابر نزديكتر خواهيم ديد .

    همين نظريه بود كه سبب گرديد در سال 1608 ميلادي ( ليپرشي ) فلاماندي اولين دوربين را اختراع كرد . و همان دوربين است كه نمونه اي شد براي اينكه ( گاليله ) معروف ، بتواند دوربين فلكي خود را بسازد و او دوربين فلكي خود را در اولين ماه سال 1601 ميلادي بكار انداخت و در شب هفتم ژانويه با آن ستارگان آسمان را از نظر گذرانيد

    بطوري كه مي بينيم بين تاريخ ساختن دوربين از طرف مخترع فلاماندي و گاليله بيش از دو سال فاصله وجود ندارد و چون گاليله دوربين خود را در اولين ماه سال 1610 مورد استفاده قرار داد مي توان گفت كه از دو سال هم كمتر مي باشد . و لذا بعيد نيست كه فكر ساختن دوربين فلكي در يك موقع بخاطر هر دو رسيده باشد .

    ولي نمي توان انكار كرد كه گاليله از دوربين مخترع فلاماندي پند گرفت و نقصي كه در آن دوربين بود در حدود امكان تكنيكي آن زمان رفع كرد و در شب هفتم ژانويه سال 1610 ميلادي باآن دوربين بنظاره آسمان مشغول شد .


    گاليله پرورش يافته دانشگاه مشهور ( پادو ) واقع در كشور( پاتاويوم ) بود كه بعد ، موسوم به ( و ني تي ) شد و امروز كرسي آن را ( ونيز ) مي خوانند و در شرق كشور پاتاويوم يا و ني تي موسوم به ( بندقيه ) بود .



    گاليله پرورش يافته دانشگاه مشهور ( پادو ) واقع در كشور ( پاتاويوم ) بود استاد رياضي شد و شب اول ، دوربين خود را متوجه ماه كرد و با حيرتي زياد ، مشاهده نمود كه ماه مثل زمين داراي سلسله جبال است و ديد كه كوههاي ماه بر دشت هاي قمر ، سايه مي اندازد و متوجه شد كه دنيا منحصر به زمين نيست بكله قمر هم دنيائي است


    اگر تئوري نور از طرف حضرت امام جعفر صادق عليه السلام ابراز نمي شد آيا ( ليپرشي ) فلاماندي و گاليله مي توانستند دوربين فلكي بسازند و گاليله اجرام دنياي خورشيدي را مورد ترصيد قرار بدهد ؟ و با مشاهدات خود نظريه ( كوپرنيك ) و ( كپلر ) را مشعر بر اين كه اجرام دنياي خورشيدي از جمله زمين بدور خورشيد مي گردند تأييد نمايد ؟



    ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكرها 2

    نرگس منتظر (12-07-1389), شكوه انتظار (12-07-1389)

  3. #72
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,616 در 50,179 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩






    اختراع دوربين فلكي از طرف گاليله طوري مردم را بوجد آورد كه سناتورهاي ونيز و حتي ( دوج ) يعني رئيس جمهور ونيز ، شائق شدند كه با آن اجرام دنياي خورشيدي را ببينند و گاليله دوربين خود را از پادو ، شهري كه دانشگاه معروف در آن بود ( و هست ) به ونيز آورد و آن را بر بالاي برج يكي از كليساها جا داد و سناتورهاي سالخورده در حالي كه زير بغلشان را گرفته بودند بر برج كليسا صعود مي كردند تا اين كه بتوانند در شب با آن دوربين ماه و ستارگان را ببينند.


    وقتي از گاليله مي پرسيدند كه چه ميشود كه دوربين او اجرام آسماني را نزديك مي كند و مي توان با آن كوههاي قمر را ديد ، تئوري نور را كه حضرت امام جعفر صادق عليه السلام گفته بود تكرار مي كرد و مي گفت اين دوربين تمام نوري را كه از اجرام سماوي بسوي چشم مي تابد جمع آوري مي نمايد و در نتيجه آنچه در فاصله سه هزار قدمي است طوري نزديك به چشم مي رسد كه پنداري در فاصله شصت قدمي مي باشد .

    ميدانيم كه بعد از اختراع گاليله چون مراحل عطارد و زهره و قمرهاي مشتري به چشم ديده شد ، چه تاثيري براي تأييد نظريه كوپر نيك و كپلر كرد .

    نكته ديگري كه در تئوري حضرت امام جعفر صادق عليه السلام راجع به نور جلب توجه مي نمايد اين است كه وي گفت نور از طرف اشياء بسوي چشم انسان مي آيد در صورتي كه قبل از او مي گفتند كه روشنائي از طرف چشم بسوي اشياء مي رود .

    حضرت امام جعفر صادق عليه السلام در اسلام اولين كسي است كه اين نظريه را رد كرد و گفت : نور از چشم بسوي اشياء نمي رود اين است كه ما در تاريكي چيزي را نمي بينيم در صورتي كه اگر نور از طرف چشم ما بسوي اشياء مي رفت در تاريكي همه چيز را ميديديم .

    حضرت امام جعفر صادق عليه السلام گفت : براي اينكه بتوان چيزي را ديد بايد آن شيء روشن باشد و اگر خود روشن نيست بايد يك شيء نوراني بر آن بتابد و آن را روشن كند تا اينكه بتوان آنرا ديد .







    ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  4. تشكرها 2

    نرگس منتظر (12-07-1389), شكوه انتظار (12-07-1389)

  5. #73
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,616 در 50,179 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩






    کرامات امام صادق (ع)


    در ذیل برخی از کرامات امام صادق علیه السلام بیان می‏گردد.

    باطل کردن سحر ساحران

    محمد بن سنان می‏گوید: منصور دوانیقی هفتاد مرد از شهر کابل را فراخواند و به آن‏ها گفت: وای بر شما که ادعای ساحر بودن دارید و
    بین زن و شوهر او فاصله می‏اندازید ... .

    او با وعده‏های بسیار آن‏ها را تحریک کرد تا با انجام سحرهای خود ابا عبدالله را مبهوت و مقهور خود سازند. ساحران به مجلسی که منصور فراهم کرده بود رفتند و انواع صورت‏ها از جمله صورت‏های شیر را به تصویر کشیدند تا هر بیننده‏ای را سحر کنند. منصور بر تخت‏ خود نشست و تاج خود را بر سرگذاشت و به دربان دستور داد که امام صادق علیه السلام را وارد سازند.

    وقتی امام ششم وارد شد، نگاهی به آن‏ها کرد و دست‏به دعا برداشت و دعایی خواند که برخی از الفاظ آن شنیده می‏شد و قسمتی را هم به طور آهسته خواند، سپس فرمود:

    وای بر شما به خدا قسم سحر شما را باطل خواهم نمود. سپس با صدای بلند فرمود: ای شیرها آن‏ها را ببلعید، پس هر شیری به ساحری که او را درست کرده بود حمله کرد و او را بلعید. منصور بهت‏زده از تخت‏خود بر زمین افتاد و با ترس می‏گفت: ای ابا عبدالله! مرا ببخش دیگر چنین کاری نخواهم کرد، حضرت هم به او مهلت داد.

    بعد منصور دوانیقی از امام علیه السلام درخواست کرد، شیرها ساحرانی را که خورده بودند برگردانند. امام صادق علیه السلام فرمود: اگر عصای موسی آنچه را بلعیده بود برمی‏گرداند، این شیرها نیز چنین می‏کردند.



    ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  6. تشكرها 2

    نرگس منتظر (12-07-1389), شكوه انتظار (12-07-1389)

  7. #74
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,616 در 50,179 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩






    زنده کردن یکی از یاران


    محمد بن راشد از جد خود که یکی از مسلمانان هم عصر امام صادق علیه السلام است نقل می‏کند که روزی به قصد دیدار امام علیه السلام حرکت کردم تا از او سؤالی بپرسم، در میان راه مطلع شدم که آن حضرت به تشییع جنازه سید حمیری رفته است، پس به طرف قبرستان رفتم و بعد از ملاقات با امام علیه السلام سؤال خود را از ایشان پرسیدم و جواب آن را دریافت کردم.

    هنگامی که خواستم برگردم، مرا به نزد خود خواند و فرمود: شما مردم سرچشمه علم و دانش را رها کرده‏اید. عرض کردم: آیا شما امام و پیشوای امت در این زمان هستید؟ امام فرمود:

    آری. عرضه داشتم: دلیل و آیتی می‏خواهم تا یقین پیدا کنم.

    آن حضرت فرمود: هرچه می‏خواهی بپرس، من با اراده الهی جواب تو را خواهم گفت.

    عرض کردم: برادری داشتم که از دنیا رفته و او را در این قبرستان دفن کردیم، از شما می‏خواهم او را زنده کنید.

    امام فرمود: برادرت انسان خوبی بود و به خاطر او خواسته تو را برآورده می‏کنم، گرچه تو سزاوار چنین کاری نیستی، سپس نزدیک قبر او شد و او را صدا زد، در این هنگام قبر شکافته شد و برادرم از آن خارج شد.

    به خدا قسم که چنین شد و به من گفت: ای برادر از او (امام صادق علیه السلام) پیروی کن و او را رها مکن. آن گاه به قبر خویش بازگشت. امام علیه السلام از من عهد گرفت و مرا قسم داد تا کسی را از این موضوع مطلع نسازم.



    ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  8. تشكرها 2

    نرگس منتظر (12-07-1389), شكوه انتظار (12-07-1389)

  9. #75
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,616 در 50,179 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩






    خبر از شهادت برخی یاران


    از ابوبصیر نقل شده است: روزی در محضر امام صادق علیه السلام نشسته بودم که صحبت از «معلی بن خنیس‏» به میان آمد، ایشان فرمودند:

    «ابا محمد! مطلب مهمی را در مورد او به تو می‏گویم، آن را از دیگران مخفی نگه‏دار; او به مقام واقعی خود نمی‏رسد مگر زمانی که از طرف «داود بن علی‏» مورد تعرض قرار خواهد گرفت.»

    پرسیدم: داود با او چه خواهد کرد؟

    فرمودند: «او را دعوت کرده، گردنش را می‏زند و بدن او را به دار می‏آویزد.»

    عرض کردم: این حادثه در چه زمانی واقع خواهد شد؟ امام فرمودند: «در سال آینده‏» .

    ابوبصیر می‏گوید: سال بعد داود والی مدینه شد و معلی را به پیش خود فراخواند و از او خواست که اسامی یاران امام صادق علیه السلام را برایش بنویسد، معلی از این کار امتناع ورزید، داود عصبانی شد و گفت:

    اگر اسامی آن‏ها را کتمان کنی تو را خواهم کشت، معلی بن خنیس گفت: آیا مرا به کشته شدن تهدید می‏کنی!؟ به خدا قسم هرگز چنین کاری نخواهم کرد. داود خشمگین شد و او را به شهادت رساند و جسد مطهرش را به دار آویخت.



    ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  10. تشكرها 2

    نرگس منتظر (12-07-1389), شكوه انتظار (12-07-1389)

  11. #76
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,616 در 50,179 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩






    آگاهی از غیب


    موارد متعددی در تاریخ نقل شده است که بیانگر آگاهی و اشراف کامل امام صادق علیه السلام بر امور غیبی است و کلامی را که ایشان فرموده:

    «نحن ولاة الامر و خزنة علم الله ;


    ما والیان امر و خازنان علم خداوند هستیم.» در عمل نشان داده و به اثبات رسانده است. در این نوشتار به ذکر یک نمونه اکتفا می‏کنیم:

    ابراهیم بن مهزم می‏گوید: از محضر امام صادق علیه السلام جدا شدم و به منزل رفتم، شب هنگام بین من و مادرم مشاجره‏ای رخ داد، بر سر او فریاد زدم و با تندی با او سخن گفتم، صبح شد، نماز را خواندم و بلافاصله نزد امام آمدم، همین که داخل شدم فرمود:

    ای پس مهزم! چرا بر سر مادر خود فریاد زدی؟ آیا نمی‏دانی که او تو را در شکم خود نگهداری کرد و در دامان خود پروراند و با شیر خود تو را تغذیه نمود؟

    عرض کردم: آری. ایشان فرمودند: پس هیچ وقت‏با تندی با او سخن مگو.



    ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  12. تشكر

    نرگس منتظر (12-07-1389)

  13. #77
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,616 در 50,179 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩






    آتش در اطاعت امام

    یکی از اصحاب امام صادق علیه السلام بنام مامون رقی نقل کرده است که: در محضر سرور و مولایم امام صادق علیه السلام بودم، سهل بن حسن از شیعیان خراسان وارد شد و سلام کرد و نشست، عرض کرد:

    ای فرزند رسول خدا کرامت و بزرگی از آن شماست، شما خاندان امامت، چرا بر این حق خود سکوت کرده و قیام نمی‏کنید و حال آن که هزاران نفر از شیعیان شما آماده شمشیر زدن در رکاب شما هستند.


    امام علیه السلام فرمود: ای خراسانی! لحظه‏ ای درنگ کن. پس امر فرمود که تنور را روشن کنند، هنگامی که آتش شعله‏ور شد، به سهل فرمود:

    داخل تنور شو، سهل گفت: ای پسر رسول خدا مرا از این کار معاف بدار، در این هنگام هارون مکی یکی از اصحاب با وفای امام علیه السلام وارد شد در حالی که کفش‏های خود را در دست گرفته بود، سلام کرد و جواب شنید، امام به او فرمود:

    کفش‏های خود را بر زمین بگذار و داخل تنور شو، او بدون هیچ درنگی وارد تنور شد و در میان شعله‏ های آتش نشست.

    امام صادق علیه السلام رو به خراسانی کرد و از حوادث خراسان برای او گفت، انگار امام علیه السلام در آن جا حاضر بوده است، سپس فرمود:

    داخل تنور را نگاه کن. مامون رقی می‏گوید: من هم جلو رفتم و داخل تنور را مشاهده کردم، هارون مکی در میان آتش نشسته بود و برخاست و از تنور خارج شد.

    امام به سهل فرمود: در خراسان چند نفر مانند او می‏شناسی؟

    عرض کرد: به خدا قسم احدی را نمی‏شناسم.

    امام علیه السلام حرف او را تایید نمود و فرمود: در زمانی که ما حتی پنج نفر از این گونه یاران نداریم چگونه قیام کنیم؟




    ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  14. تشكرها 2

    نرگس منتظر (12-07-1389), شكوه انتظار (12-07-1389)

  15. #78
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,616 در 50,179 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩





    شفا یافتن به دعای امام
    عمار سه فرزند به نام‏های «اسحاق‏» ، «اسماعیل‏» و «یونس‏» داشت، آن‏ها نقل کرده‏اند که «یونس‏» به مرض بدی مبتلا شده بود، به محضر امام صادق علیه السلام رفتیم، امام با مشاهده وضع یونس، دو رکعت نماز خواند و خدا را حمد کرد و بر نبی اکرم صلی الله علیه و آله و آل او درود فرستاد و ذکرهایی بر زبان جاری ساخت و از خداوند چنین خواست:

    «واصرف عنه شر الدنیا والاخرة واصرف عنه ما به فقد غاظنی ذلک واحزننی; شر دینا و آخرت را از او دور نما و این مرض را از او بر طرف ساز که عارضه او مرا ناراحت و غمگین کرده است.»

    آن سه نفر نقل می‏کنند که: به خدا قسم از شهر خارج نشده بودیم که بیماری او برطرف شد و شفا یافت. (14)



    پی‏نوشت‏ها:
    1) ارشاد شیخ مفید، انتشارات علمیه اسلامیه، ج 2، باب 12 و اصول کافی، کلینی، دارالاضواء، ج 1، ص 472.
    2) الوافی بالوفیات، صلاح الدین الصفدی، ج 11، ص 127; تهذیب الکمال، جمال الدین مزی، مؤسسة الرسالة، ج 5، ص 79; الکامل فی الضعفاء، جرجانی، دارالفکر، ج 2، ص 132.
    3) ارشاد مفید، همان، ص 173.
    4) رجال طوسی، فصل شاگردان امام جعفر علیه السلام.
    5) آل عمران/ 37.
    6) نمل/ 40.
    7) شرح المقاصد، تفتازانی، شریف رضی، ج 5، ص 76.
    8) مدیند المعاجز، بحرانی، مؤسسه معارف اسلامی، ج 5، ص 246; دلائل الامامة، ابن جریر طبری، مؤسسة البعثة، ص 298; اختصاص، شیخ مفید، جامعه مدرسین، ص 246.
    9) الخرائج و الجرائح، قطب الدین راوندی، مؤسسه امام مهدی، ج 2، ص 742; مدینة المعاجز، همان، ج 6، ص 78; اثبات الهداة، شیخ حر عاملی، ج 3، ص 121; بحارالانوار، همان، ج 47، ص 118.
    10) بحار الانوار، همان، ص 109; الخرائج و الجرائح، همان، ص 647; مدینة المعاجز، همان، ج 5، ص 226; مناقب ابن شهر آشوب، انتشارات علامه، ج 4، ص 225.
    11) اصول کافی، همان، ص 192.
    12) بصائر الدرجات، صفار قمی، منشورات مکتبة آیت الله النجفی، ص 243; مدینة المعاجز، همان، ج 5، ص 314; اثبات الهداة، همان، ج 3، ص 102; الخرائج و الجرائح، همان، ج 2، ص 729.
    13) مناقب ابن شهرآشوب، همان، ص 237; بحارالانوار، همان، ص 123; مدینة المعاجز، همان، ج 6، ص 114.
    14) مناقب ابن شهرآشوب، همان، ص 232 و مدینة المعاجز، همان، ج 6، ص 109 و بحارالانوار، همان، ص 134.



    ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  16. تشكرها 2

    نرگس منتظر (12-07-1389), شكوه انتظار (12-07-1389)

  17. #79
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩





    درسی از امام صادق(علیه السلام) وعمل از استاد موسی کلیم الله صاحب عهد قدیم مسیحیان

    محمّد بن مروان مى‏گويد:

    امام صادق (ع) فرمود:
    هر چيزى حدّ و اندازه‏اى دارد، بجز اشكهايى كه از ترس خدا ريخته مى‏شود، زيرا يك قطره آن درياهايى از آتش دوزخ را خاموش مى‏كند.

    و چون اشك ديدگان را فراگيرد، گرد خوارى و ذلّت بر آن چهره نخواهد نشست، و اگر اشك سرازير شود خداوند آن چهره را بر آتش دوزخ حرام خواهد ساخت. و اگر يك تن از ميان امّتى از خوف خدا بگريد همه آن امّت مورد رحمت خدا قرار خواهند گرفت.[1]
    گريه شعيب از خوف خدا


    در روايت وارد شده كه حضرت شعيب عليه السّلام آنقدر از خوف حق گريست كه بينايى‏اش را از دست داد، سپس خدا او را بينا كرد، دوباره گريه كرد تا نابينا شد و دوباره بينا گشت، تا خدا به او وحى كرد:


    اى شعيب عليه السّلام!


    اگر اين گريه براى بهشت است، من آن را بر تو مباح كردم و اگر از ترس دوزخ است، آن را بر تو حرام نمودم؟
    گفت: خير، بلكه براى شوقى است كه به ديدار تو دارم؟


    خطاب رسيد: به اين جهت موسى پيامبر و كليم را به خدمتكارى تو برگزيدم، كه تا ده سال در خدمت تو باشد، و هر كس به خدا مشتاق باشد، خداوند همه چيز را مشتاق او گرداند.


    در برخى از كتابهاى آسمانى آمده كه خدا مى‏فرمايد: بنده‏ام به حقى كه بر گردن تو دارم، من تو را دوست دارم، پس تو هم دوست من باش.[2]

    شهادت مظلومانه امام معصوم مدفون در بقیع غریب امام صادق(علیه السلام) تسلیت باد

    ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩

  18. تشكر

    شكوه انتظار (12-07-1389)

  19. #80
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee دانش پزشكى امام صادق علیه السلام و طبیب هندی...





    دانش پزشكى امام صادق علیه السلام و طبیب هندی



    بدون تردید، علوم حضرات معصومین علیهم السلام اكتسابى نیست و آنچه از ذهن شفاف و نورانى آن بزرگواران انعكاس مى‏یابد، اشعه‏هایى از انوار الهى است كه از پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله تا معصوم ‏چهاردهم امام زمان(عج) نسلى بعد از نسل، به یادگار مانده و زمینیان را بهره‏مند ساخته است. اگر غیر از این بود، مى‏بایست علوم آنها مقطعى و زودگذر باشد و جز در عصر خویش، كاربردى آن هم در همه ‏زمینه‏ها، بدون كمترین تخلف نداشته باشد و در برخورد با شخصیت‏هاى علمى هم عصر خود و عالمان قرون بعد، منفعل گردد.
    جستجوى مفصل این نكته را به عهده خوانندگان محترم گذاشته و تنها مناظره زیر را كه به علم پزشكى امام صادق علیه السلام اشاره‏ دارد. نقل به مضمون مى‏كنیم.
    روزى امام صادق علیه السلام به مجلس منصور دوانیقى وارد شد. طبیب هندى ‏كنار خلیفه نشسته بود. او كتاب‎هایى كه در موضوع «علم طب‏» نگاشته شده بود را براى خلیفه مى‏خواند تا ضمن سرگرم ساختن او بر معلومات خلیفه بیفزاید.
    امام صادق علیه السلام در گوشه‏ى مجلس نشست. بارانى از هیبت و ابهت از چهره حضرت مى‏بارید. مدتى گذشت. هنگامى كه طبیب از خواندن كتاب‎ها فارغ شد، نگاه‏اش به امام صادق علیه السلام دوخته شد. لحظاتى مشغول‏ تماشاى سیماى حضرت شد. ابهت و صلابت امام تنش را لرزاند. نگاه‏اش‏ را به سوى خلیفه برگرداند و با این سؤال سكوت را شكست:
    - این مرد كیست؟
    - او عالم آل محمد(صلی الله علیه و آله) است.
    - آیا میل دارد از اندوخته‏هاى علمى من بهره‏مند گردد؟
    - نگاه خلیفه روى امام قرار گرفت. قبل از این كه چیزى بگوید،امام لب به سخن گشود:
    - نه!
    - طبیب كه از پاسخ امام شگفتش زده بود، پرسید:
    - چرا؟
    - چون بهتر از آنچه تو دارى، در اختیار دارم.
    - چه چیز در اختیار دارى؟
    - گرمى را با سردى معالجه مى‏كنم و سردى را با گرمى، رطوبت را با خشكى درمان مى‏كنم و خشكى را با رطوبت و آنچه را كه پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) فرموده به كار مى‏بندم و نتیجه كار را به خداوند وامى‏گذارم.
    سپس به سخن جدش رسول الله اشاره كرده، افزود: «معده خانه ‏هر بیمارى و پرهیز، سر هر درمان است.»
    طبیب هندى براى این كه سخنان امام را سبك جلوه دهد، پرسید:
    - مگر طب غیر از این‏ها است كه گفتى؟!
    - امام فرمود:
    - گمان مى‏كنى من مثل تو این‏ها را از كتاب‎هاى طبى آموخته‏ام؟!
    - حتما، غیر از این، راهى براى فراگیرى علم طب وجود ندارد.
    - نه، به خدا سوگند، جز از خداوند، از دیگرى نیاموخته‏ام. اكنون ‏بگو كدام یك از من و تو در علم طب داناتریم؟
    - كار من طبابت است و حتما در طب از شما عالم‏ترم.
    - پس لطفا به سوال‎هایم پاسخ گویید.
    - بپرسید.
    - چرا سر آدمى یك پارچه نیست و از قطعات مختلف به وجود آمده ‏است؟
    - نمى‏دانم.
    - چرا پیشانى مانند سر انسان از مو پوشیده نیست؟
    - نمى‏دانم.
    - چرا بر روى پیشانى خطوط مختلفى نقش بسته است؟
    - نمى‏دانم.
    - چرا ابروها در بالاى دیدگان انسان قرار گرفته است؟
    - نمى‏دانم.
    - چرا چشم‎هاى انسان به شكل لوزى ساخته شده است؟
    - نمى‏دانم.
    - چرا بینى میان دو چشم قرار گرفته است؟
    - نمى‏دانم.
    - چرا سوراخ‎هاى بینى در زیر آن خلق شده است؟
    - نمى‏دانم.
    - چرا لب فوقانى و سبیل در قسمت ‏بالاى دهان آفریده شده است؟
    - نمى‏دانم.
    - چرا دندان‎هاى جلو، تیز و دندان‎هاى آسیاب، پهن و دندان‎هاى ‏انیاب (نیش)، دراز آفریده شده است؟
    - نمى‏دانم.
    - چرا كف دست و پا، مو ندارد؟
    - نمى‏دانم.
    - چرا مرد ریش دارد ولى زن فاقد ریش است؟
    - نمى‏دانم.
    - چرا ناخن و موهاى سر انسان روح ندارند؟
    - نمى‏دانم.
    - چرا قلب، صنوبرى شكل آفریده شده است؟
    - نمى‏دانم.
    - چرا ریه در دو قسمت آفریده شده و در جاى خود متحرك است؟
    - نمى‏دانم.
    - چرا كلیه‏ها مانند لوبیا خلق شده‏اند؟
    - نمى‏دانم.
    - چرا كاسه زانوها رو به جلو قرار دارد؟
    - نمى‏دانم.
    - چرا میان كف پا، گود است و با زمین تماس ندارد؟
    - نمى‏دانم.
    - اى طبیب هندى! ولى من به فضل خداوند، به حكمت و پاسخ این ‏سوال‎ها آگاه‏ام.
    طبیب كه چاره‏اى جز تسلیم شدن نداشت، گفت:
    - پاسخ‎ها را بگویید تا بهره‏مند گردم.
    آن‏گاه امام به ترتیب به یكایك سوال‎هاى مطرح شده، چنین پاسخ‏ گفتند:
    - به این جهت ‏سر از قطعات مختلف تشكیل شده و شكاف‎هایى برایش ‏قرار داده شده است تا صداع (سردرد) آن را نیازارد.
    - خداوند مو را بالاى سر رویانده تا به وسیله آن روغن لازم به ‏مغز برسد و بخار مغز از طریق موها خارج شود. همین طور، پوششى ‏براى سرما و گرما باشد. ولى در پیشانى مو نیافریده تا چشم‏ها مزاحمى نداشته باشند و بتوانند به راحتى نور بگیرند.
    - ابروها را بالاى چشم قرار داد تا به اندازه كافى به چشم‏ها نور برسد و نیز از رسیدن نور زیاد جلوگیرى كند. چون زیادى نور، چشم‏ را آزار داده و زمینه معیوب شدن آن را فراهم مى‏سازد.
    - چشم‏ها به شكل لوزى آفریده شده تا داروهایى كه با سرمه ‏استعمال مى‏شود، به آسانى وارد چشم شده، چرك و مرض به آسانى از آن به وسیله اشك خارج شود.
    - به این جهت ‏بینى را میان دو چشم قرار داده است كه بینى نور را به دو قسمت مساوى تقسیم مى‏كند تا نور به طور اعتدال به ‏چشم‏ها برسد.
    - سوراخ‎هاى بینى را در پایین آن آفریده تا چرك‏هاى انباشته شده‏ در مغز از این سوراخ‎ها بیرون شده و بوهاى معطر كه به وسیله هوا متصاعد مى‏گردد، از آن، بالا رود.
    - لب و سبیل را به این جهت روى دهان قرار داده است تا از ورود كثافات دماغ به داخل دهان جلوگیرى كند. و نیز مانع آلوده شدن ‏خوراكى‏ها گردد.
    - دندان‎هاى جلو را تیزتر آفریده تا غذا را قطعه قطعه سازند.
    - دندان‎هاى آسیاب را پهن خلق كرده تا غذا به‏ وسیله آنها كوبیده و نرم گردند. دندان‎هاى انیاب را درازتر آفریده تا میان دندان‎هاى ‏آسیاب و دندان‎هاى پیشین، چون ستونى استوار باشند.
    - كف دست و پاها مو ندارند تا بتوانیم اشیاء را به ‏وسیله آنها لمس نموده، از قوه لامسه به اندازه كافى استفاده نماییم.
    - براى مرد ریش قرار داده تا به پوشاندن صورت محتاج نباشد و نیز از زن بازشناخته گردد.
    - به مو و ناخن‏هاى تن انسان روح نداده تا چیدن و بریدن آنها دردآور و ناراحت كننده نباشد.
    - قلب، صنوبرى شكل آفریده شده است تا هنگام آویختگى، نوك‏ باریكش وارد ریه شده و از نسیم آن خنك گردد و نیز مغز سر از حرارت آن آسیب نبیند.
    - ریه را در دو قسمت آفریده تا قلب میان فشارهاى آن دو (هنگام ‏باز و بسته شدن) داخل شده و هوا بگیرد.
    - كلیه‏ها مانند لوبیا ساخته شده‏اند، براى این كه «منى‏» از كلیه‏ها قطره قطره به سمت مثانه مى‏چكد. اگر كلیه‏ها كروى و یا به ‏شكل چهارگوش بودند، قطرات منى كه همواره در حال انبساط و انقباضند، به یكدیگر برخورد كرده و در نتیجه هنگام خروج، موجب‏ التذاذ نمى‏شدند.
    - این كه كاسه زانوها به سمت جلو قرار گرفته، به این جهت است‏ كه انسان رو به جلو حركت مى‏كند. سنگینى بدن انسان رو به جلو است. وقتى زانوها به عقب خم شوند، تعادل انسان حفظ شده، راه‏ رفتن و حركات انسان ناموزون و لرزان نمى‏شود.
    - این كه كف پاها را گود و قوسى‏مانند، خلق كرده به این جهت است‏ كه تمام كف ‏پاها با زمین تماس پیدا نكند. زیرا اگر تمام كف پاها به زمین تماس پیدا كند، پا، چشم و اعصاب صدمه مى‏بینند.
    طبیب كه تاكنون سكوت كرده و به سخنان امام گوش مى‏داد، با تعجب ‏پرسید:
    - این‏ها را از كجا مى‏دانى؟!
    - از پدرانم فراگرفته‏ام؛ پدرانم از رسول‏ خدا(صلی الله علیه و آله) آموخته‏اند؛ رسول ‏خدا از جبرئیل و جبرئیل از خداوند متعال فرا گرفته است.
    طبیب هندى كه چنین شخصیت علمى را در عمرش ندیده بود، به فكر فرو رفت. آنگاه در حالى كه محو تماشاى سیماى امام بود، چنین لب ‏به سخن گشود:
    - تصدیق مى‏كنم و شهادت مى‏دهم كه جز خداى یگانه، خدایى نیست و محمد(ص) فرستاده اوست. به خدا سوگند، تاكنون كسى را در طب، عالم‏تر از تو ندیده‏ام.(1)

    پى‏نوشت:
    1- طب الصادق، تحقیق علامه عسكرى، ص 21، به نقل از بحارالانوار، ج 14، ص 478/ مناظرات علمى بین شیعه و سنى، ص 98، به نقل از طب‏الصادق، محمدعلى خلیلى، ص 64.

    منبع:
    ماهنامه كوثر، ش 40 ، میثم سنگچاركى .
    ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 8 از 10 نخستنخست ... 45678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •