۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩
صفحه 9 از 10 نخستنخست ... 5678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 , از مجموع 95
  1. #81
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩





    بغض‏های ریشه‏دار در بقیع روح انسان خیمه زده است.
    دقایق غم را اشک‏های ما قطره قطره دنبال می‏کند.
    چه فصل متروکی است پاییز اندوه؛ اما تا روزگار دنیا هست، گریزی از مرور سطور این فصل نیست.
    امروز، کتاب دانش، مرثیه‏هایی در دل دارد که هر کدام جگرسوز است و پر خراش. خاک بقیع، بوی آسمانی دانش را می‏پراکند.
    نام بقیع که می‏آید، یادی کبود در آغوش غزل‏های ما می‏ماند.
    نام بقیع که می‏آید، چشمه‏های بی‏اختیار اشک، از صفحات تاریخ جاری می‏شود.
    امروز، گاه سفر به مکتب احادیث «صدق» با چشمان اشکبار فراق است.
    قطعه ‏های غمزده
    امروز، اشک‏های قلم، نماینده قطعه‏های غمزدگی است.
    در وادی پر از اشتیاق دانایی، ضجه و شیون منتشر است.
    موج موج شانه‏ها می‏آیند، روبه روی دریا تباری که نامش «صادق» است تا ترجیع‏بندهای تلاطم را بسرایند. امروز دوبیتی‏های «وا اماما»، زمزمه بقیعستان دل است.
    محمدکاظم بدرالدین



    ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩

  2. تشكرها 2

    خراباتي (12-07-1389), شكوه انتظار (12-07-1389)

  3. #82
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩






    سلام بر امامی که صدق و راستی‏اش، به «صادق» ملقب‏اش کرد!
    سلام بر شکوفایی گل باغ ایمان که قیامی جهل‏شکن، آغاز کرد؛
    قیامی نه با خون و شمشیرآخته، بلکه با لباس تدریس و دانش!
    بیش از چهارهزار شاگرد زبده چون «جابربن حیان» و «جابر جعفی» پرورید که نه فقط شیعه، بلکه همه مسلمانان را از نابودی برهاند.
    سلام بر صبح صادق!
    روزی که زیر آفتاب سوزان حجاز، بیل به دست می‏گرفتی و کشاورزی می‏کردی.
    این زمین تفتیده، تا آن روز، جز گام‏های سنگین توقع، تکبر، کشمکش و تصاحب هر آنچه در روی زمین است، از سوی صاحبان قصرها و مسندهای خلافت و نوایی جز عربده‏های شیطانی خلفای جور و ستم، نشنیده بود.
    سلام بر امام صادق علیه‏السلام و مکتب نشر معارف دینی‏اش!
    سلام بر سینه پر از دانش او که مأخذ عالی‏ترین و ناب‏ترین احادیث و اندیشه‏های دینی و علمی است!

    منسیه علیمرادی




    ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩

  4. تشكرها 2

    خراباتي (12-07-1389), شكوه انتظار (12-07-1389)

  5. #83
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩





    ... باز هم، بغضی پریشان می‏کند اندیشه‏ام را؛
    باز هم، غربت سرای چامه‏های جانگدازم!
    باز هم، آیینه چشمان من ابریِ ابری‏ست!
    باز هم، در غربت تاریخ می‏پویم؛ شکوهِ مصرعی از اشک‏هایم را!
    بخوان سمتِ غمت، حالا که در لذّت اشکی، به عشقِ جاودان خویش می‏بالم! بخوان سمتِ غمت، مولا!
    بخوان! با یاد تو؛ زیباترین پاسخ به احساسم، فقط اندوه است!
    تو را من دوست می‏دارم؛ به قدر آسمان‏هایی که چتر نور خود را بر مزارت؛ باز می‏سازند روز و شب!
    مولاجان!
    مولاجان، امام مهربان! گیتی فروز علم الهی! ای منبع صداقت انوار مُتّقین!
    جاری‏ترین زلال ازل تا ابد، تویی نامیده کردگار جهان، چون که «جعفرت علیه‏السلام »
    ماییم و داغ حسرتِ عُمری سفر، که دل آید کنار تربت پاک و معطّرت
    ماییم و زخم غربت لختی نگاه گرم! تا جان فدا کنیم ز غیرت، برابرت!
    مولاجان، یا اباعبداللّه‏، یا جعفر بن محمد علیهماالسلام !
    ای «ضمیر پاک صداقت» از وجود تو گشسته پیدا!
    ای نهایت ایمان و عشق و علم و عالمِ تقوا!
    ای افتخار کوثر و یاسین و فجر و طاها!
    دین از توانِ علم تو محکم، مذهب. به نام پاک تو زیبا!
    مولاجان، یا صادق آل محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م ! چگونه مویه نکنم؟! در سوگ مولایی که عظمت نامش، آسمان را به تواضع وامی‏دارد! چگونه به این اشک‏های ناقابل بسنده کنم، که وسعت مصیبتت، فراتر از ادراک خاکیِ ما ناسوتیان است!
    مولاجان به روزهایی می‏اندیشم؛ که مردمان در حق تو کوتاهی کردند! تا جایی که نااهلانِ حکومت «عباسی» حریم حرمتت را شکستند!
    مولاجان! شرمنده! کسانی که آن روز، قدر تو را نفهمیدند و شرمنده؛ امروز، کسانی که از حسادت، توان دیدنِ این همه شکوهِ تربتت را ندارند!
    مولاجان! قسم به بقیع! قسم به فجر! قسم به اولین سپیده عدالت، که معجزه مهدوی علیه‏السلام ، به وقوع خواهد پیوست و آستان کبریایی تو برای همیشه؛ در آغوش آرزومندان خواهد بود!
    ما را بگیر دست، که از پا افتاده‏ایم
    آقا! به حق تربت پنهان مادرت علیهاالسلام !

    سید علی‏ اصغر موسوی

    ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩

  6. تشكرها 2

    خراباتي (12-07-1389), شكوه انتظار (12-07-1389)

  7. #84
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩





    چاره ای نیست؛ باید بگویی!


    درجه خوف و خشیت امام صادق علیه السلام

    در کتاب خصال شیخ صدوق است که مالک بن انس می گوید:
    نزد صادق ، جعفر بن محمد علیه السلام می رفتم و ایشان برایم ارزش زیادی قایل بود و می فرمود:
    «ای مالک ! من تو را دوست دارم»

    من نیز از این موضوع خوشحال بودم و خدای را شکر می کردم .
    آن بزرگوار همواره از سه حالت خارج نبود:
    یا روزه بود، یا در حال قیام (به عبادت ) و یا در حال ذکر خداوند.
    او از عظیم ترین عابدان و بزرگترین زاهدان بود، کسانی که در مقابل خداوند عزوجل در حالتی از خشیّت به سر می برند. حدیثش بسیار و همنشینی با او خوب و فوایدش فراوان بود.
    وقتی از پیامبر صلی الله علیه و آله حدیثی نقل می کرد و می فرمود: قال رسول الله ، چهره اش به زردی می گرایید و دگرگون می گشت؛ به طوری که دوست و آشنا نمی توانست او را بشناسد.
    سالی ، همراه ایشان به حج مشرف شدم. چون زمان احرام فرا رسید، هر چه می خواست لبیک بگوید، صدایی از گلویش خارج نمی شد و چیزی نمانده بود که خود را از مرکبش به زمین افکند!
    به ایشان عرض کردم : ای پسر رسول خدا! بگو! چاره ای نیست؛ باید بگویی!
    ایشان فرمود:
    «چگونه جسارت کنم و بگویم : لبیک اللهم لبیک ؟! در حالی که می ترسم خداوند عزوجل جوابم دهد: لا لبیک و لا سعدیک!»



    به نقل از کتاب داستانهای حکیمانه در آثار استاد حسن زاده آملی.
    ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. تشكرها 2

    نرگس منتظر (12-07-1389), خراباتي (12-07-1389)

  9. #85
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩







    چون امام (ع) وفات یافت و به سوی قبرستان بقیع برده شد، ابو هریره عجلی این ابیات را سرود:

    اقول و قدر احوا به یحملونه

    علی کاهل من حاملیه و عاتق (1)

    ا تدرون ماذا تحملون الی الثری!

    ثبیرا ثوی من راس علیاء شاهق( (2

    غداة حثا الحاثون فوق ضریحه

    ترابا و اولی کان فوق المفارق (3)

    شیخ کلینی و دیگران از ابو ایوب جوزی نقل می کنند که گفت: ابو جعفر منصور شبانه به سراغ من فرستاد. پس نزد او رفتم.
    منصور بر صندلی نشسته و روبه رویش شمعی قرار داشت و در دستش نامه ای بود.
    چون به او سلام گفتم نامه را به سویم افکند در حالی که می گریست گفت:
    این نامه محمد بن سلیمان، والی مدینه، است که در آن ما را خبر داده که جعفر بن محمد به درود حیات گفته است.
    آنگاه سه مرتبه گفت: «انا لله و انا الیه راجعون ». دیگر مانند جعفر کجاست؟
    آنگاه به من گفت: بنویس.
    من در جای کتابت نشستم منصور گفت: بنویس اگر جعفر به کسی بعد از خود وصیت کرد او را پیش آر و گردنش را به شمشیر بزن.
    در پاسخ او نوشتند: جعفر بن محمد به پنج نفر وصیت کرده است: ابو جعفر منصور، محمد بن سلیمان، عبد الله و موسی از فرزندانش و حمیدة. منصور با دیدن نام این افراد گفت: هیچ راهی برای کشتن اینها وجود ندارد.
    ابن شهر آشوب در مناقب از داود بن کثیر رقی، نقل کرده است که گفت: یکی از اعراب نزد ابو حمزه ثمالی آمد.
    ابو حمزه از او پرسید: چه خبری دارد؟
    گفت: جعفر صادق (ع) از دنیا رفت. ابو حمزه فریاد بلندی کشید و بی هوش افتاد.
    چون به حال آمد پرسید: آیا به کسی وصیت کرده است؟
    پاسخ داد: آری به عبد الله و موسی، فرزندانش، و به ابو جعفر منصور وصیت کرده است.
    پس ابو حمزه خندید و گفت:
    سپاس خدایی را که ما را به هدایت رهنمون شد و بیان کرد برای ما از کبیر و راهنمایی کرد ما را بر صغیر و امری عظیم را پوشیده داشت.
    چون از منظور وی پرسش کردند گفت:
    مقصود بیان کرد عیوب کبیر (بزرگ) را و بر صغیر (کوچک) دلالت کرد و صغیر (موسی) را به اوصیا اضافه کرد و او را از جمله آنان دانست و امر امامت را با وصیت به منصور نهان داشت برای آنکه اگر منصور از وصی پرسش کند به او گفته می شود وصی امام، تو هستی.
    عبد الله، اگر چه بزرگ ترین فرزند امام صادق (ع) بود، اما عیبی جسمانی داشت او افطح بود حال آنکه امام نباید نقصی و عیبی داشته باشد.
    معذلک وی نسبت به احکام دین هم آگاهی نداشت.

    مسعودی در مروج الذهب نویسد: در سال 148 هجری ده سال از خلافت منصور گذشته بود که ابو عبد الله جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب وفات یافت وی در قبرستان بقیع و در کنار پدر و جدش به خاک سپرده شد.
    به هنگام وفات 65 سال داشت و گفته شده که او را مسموم کرده بودند.
    در این قسمت از بقیع بر قبور آنان سنگ مرمری است که بر روی آن نوشته شده:

    «بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله مبید الامم و محیی الرمم هذا قبر فاطمه بنت رسول الله (ع) و سیدة نساء العالمین و قبر الحسن بن علی بن ابی طالب و علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب و محمد بن علی و جعفر بن محمد علیهم السلام ».

    در تذکرة الخواص حکایت نوشته روی این مرمر از واقدی نقل شده است.

    *****************************
    پی نوشتها:
    1 - می گویم و حال آنکه او را می بردند بر دوشهای کسانی که او را گرفته بودند.
    2 - آیا می دانید چه چیزی را به سوی خاک می برید!
    3 - صبحگاهی خاک پاشندگان بر بالای ضریحش خاک ریزند حالی که و بهتر آن است که خاک بر سر ریزند
    سیره معصومان، ج 5، سید محسن امین


    ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩

  10. تشكرها 2

    خراباتي (12-07-1389), شكوه انتظار (13-07-1389)

  11. #86
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩






    اندوهی جانکاه بر تار و پود مدینه چنگ می‏زند
    و حُزنی غم‏انگیز، افلاک را می‏آشوبد.
    آسمان سیاه‏پوش می‏شود
    و فوج فوج، فرشته‏های عزدار،

    در نقطه‏ای به نام بقیع، فرود می‏آیند!
    و بقیع، با دیده گریان،
    انتظار ورود عزیزی را به سوگ می‏نشیند!


    در کوچه‎کوچه یثرب، بوی غربت و یتیمی می‏وزد!
    از درها، دیوارها، پنجره‏ها، ملال و ماتم می‏بارد!

    سینه‏ها، داغ بزرگی را به دفترش می‏کشند
    و جان‏ها، در آتش مصیبتی عظیم می‏گدازند!
    چشم‏ها به خون می‏نشینند
    و دست‏ها، بی‏تابی‏شان را به سرها می‏کوبند!

    شاید بلایی بزرگ نازل شده؟
    شاید خورشید نقاب بر چهره افکنده؟

    شاید ماه برای همیشه در محاق افتاده؟
    یا عرش ترک برداشته،
    که اینگونه آشوب در ذرّات عالم به پا شده است.

    بقیع! ای گنجینه دردها و اندوه‏ها،
    ای نهان‎خانه اسرار آسمانی!

    لب باز کن! از ناگفتنی‏ها بگو!
    از دردهای نهانت بگو!
    امشب میزبان کدام عزیزی؟

    امشب، کدام بهشت گمشده در تو پدیدار خواهد شد؟
    کدام آفتاب، در خاکت طلوع خواهد کرد؟

    لب باز کن، مهبط فرشتگان! زیارتگاه قدسیان!
    آرام جان افلاکیان!
    با من سخن بگو!
    آن چه را که تو می‏دانی و ما نمی‏دانیم!

    از اندوه‏های بی‏شماری که جگرت را به آتش می‏کشد!
    از زخم‏های فراوانی که بر پیکرت نشسته است!

    بقیع! ای سرزمین اندوه‏های آسمانی!
    امشب، سر به دامان کدام عزیز خواهی گذاشت!
    در ذهن لحظه‏هایت، حضور افلاکی کدام مهربان جاری است!

    امشب، گویا میهمان عزیزی داری!
    چشم به راهی امشب پایان می‏گیرد!
    انتظارت به سر می‏آید!

    امشب او حتما خواهد آمد!
    صدای گریه را نمی‏شنوی؟
    صدا از خانه ششمین خورشید زمین است!
    صدا از خانه فرزند فاطمه است!

    می‏آید … ، با جگری سوخته از زهر کینه!
    ساغر جان امام غریب و بزرگ،
    لبریز از آتش زهر روزگار شده است!

    می‏آید! معدن رسالت، دریای سخاوت،
    کوه حلم، اقیانوس معرفت … می‏آید! …

    دنیا همیشه برای درک وسعت آسمانیان
    حقیر است، اندک است.

    بقیع! آماده باش!
    بزم پذیرایی بیارای! دیده را فرش راهش کن!

    آغوش بگشا! و جسم بی‏جانِ جان عالم را، در برگیر!
    آرام‏تر! که این پیکر مطهر، زخم فراوان دیده است!
    زخم کینه‏توزی دنیا! زخمِ نامردمی‏ها!
    زخم اسلام نمایان بی‏دین!
    زخم نابرابری‏ها! شقاوت‏ها!

    صدای گریه می‏آید! … صدای ضجه فرشتگان!
    بقیع، امشب دوباره، در خاک تو خورشیدی خواهد دمید
    و ستاره‏ای به آسمان خواهد شتافت!

    ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩

  12. تشكرها 3

    نرگس منتظر (12-07-1389), درگاه محبوب (12-07-1389), شكوه انتظار (13-07-1389)

  13. #87
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩







    «مرد بزرگ جنبش عقلانی»

    «... لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعیمِ»
    ... بنای بی‏اساس قیاس مرد کم‏کم فرو می‏ریخت و او در برابر سؤال‏های منطقی امام علیه‏السلام درمانده بود. نوبت به سؤالی متفاوت می‏رسید. امام پرسید: شنیده‏ام که این آیه را که «در روز قیامت به طور حتم درباره نعمت‏ها از شما سؤال می‏شود»، چنین تفسیر می‏کنی که: خداوند مردم را در مورد غذاهای لذیذ و آب‏های خنک که در فصل تابستان می‏خورند مؤاخذه می‏کند!
    ـ درست است من این آیه را این طور معنی کرده‏ام.
    ـ اگر شخصی تو را به خانه‏اش دعوت کند و با غذای لذیذ و آب خنکی از تو پذیرایی کند و بعد به خاطر این پذیرایی به تو منت گذارد، درباره چنین کسی چگونه قضاوت می‏کنی؟
    ـ می‏گویم آدم بخیلی است!
    ـ آیا خداوند بخیل است؟
    ـ پس مقصود از نعمت‏هایی که قرآن می‏گوید انسان درباره آن مؤاخذه می‏شود، چیست؟
    آن‏گاه دریچه‏ای دیگر بر اتاق تاریک ذهن بشر گشوده می‏شود و نور بر ظلمات هجوم می‏برد. امام لب می‏گشاید و هوا معطر به واژگان مطهرش می‏شود:
    - مقصود نعمت دوستی ما خاندان رسالت است.
    دریغا که حاکمان غاصب خاک، بی‏باک از آینده تنگدست خود، یازده بار کفر نعمت کردند و در هر بار با جنایتی سهمگین، قطار زمانه خود را بر روی ریل‏های خطر راندند.
    آن روز شما، ای جعفرابن محمد، ای ابوعبدالله، فرصت ششم زمین بودید؛ مرد بزرگ جنبش عقلانی، دریایی که تمام تشنگی‏ها را پاسخ می‏گفت؛ مگر ابن‏حیان از زلال آموزه‏هایتان ننوشیده بود که تا آخر عمر، تشنه آموختن بود؟! مگر بیش از دویست جلد کتاب‏های گوناگون او، برآمده از همان فیض متعالی نبود؟! شمایید که آسمان‏وار، بر بیش از چهارهزار کویر تشنه باریدید و به جهان، جهانی را از معماهای حل شده هدیه کردید؛ گلستانی که تا امروز، گوشه گوشه زمین، مست از گل‏های جعفری آنند.
    هدیه پایان‏ناپذیر
    آتش به دامان درختان پوسیده اموی افتاده بود و انبوه کرم خورده دوران، در آتش خشم می‏سوخت. در آن گیرودار، چهره نورانی مردی از تبار خورشید که کمتر فرصت تابیدن بر نهال‏های پژمرده را داشت، چشم سیاهی را کور کرد. ریشه‏هایی سمی هر چند دوباره جان می‏گرفتند، ولی این بار به اصرار، جوانه‏هایی دست بر گردن آفتاب انداخته بودند و از روی زمین بلند می‏شدند.
    پس جعفربن محمد، مهره‏های به هم ریخته دانسته‏ها را به شیوه‏ای جدید، کنار هم می‏چید. قلم، در میان انگشتان دقیق او جان می‏گرفت و علم انگار برای اولین بار متولد می‏شد. جاده زمان چه خرسند بود که کسی در آن حجم تاریک، چراغ آورده است.
    ... و امشب
    شب غریبی است؛ شب بی‏کسی‏ها و درماندگی‏ها؛ شبی که مثل ده شب همانند خود در طول سال، زانو به بغل گرفته است و در خاطره مه‏آلود خود، خاطره تیغ و سم، خرما و انگور و انار زهرآلود دارد؛ خاطره زندان‏های تاریک و سلول‏های کوچک برای رهبرانی بزرگ.
    شب غریبی است؛ شبی شرمسار از چهره خاک گرفته مزار جعفرابن محمد علیه‏السلام ؛ دانشمندی بی‏نظیر که زمین، صیقلی‏ترین و زیباترین سنگ‏های خود را به احترام، بر خاک مزار او ندارد!
    خاکی که چونان صدف، مروارید در آغوش گرفته است و فقط خدا می‏داند چه گنج عظیمی در دل این مروارید بود که خود او می‏فرمود: «واللّهِ انّی لَأعْلمْ کِتابَ اللّهِ مِنْ أَوّلِه الی آخِرِهِ کَأَنَّه فِیّ کَفی فِیه خَبَرُ السَّماءِ وَ خَبَرُ الْأرْضِ وَ خَبَرُ ما کانَ وَ خَبَرُ ما هُوَ کائنُ، قال اللّهُ عَزَّوَجَّل لافِیه تبْیانُ کُلِّ شَی‏ءُ؛ به خداوند سوگند که من آگاه به کتاب خداوند از آغاز تا پایانم. گویی که آن در کف دست من است. خبر آسمان در آن است و خبر زمین و خبر آنچه بوده است و آنچه خواهد بود. خداوند عزوجل می‏فرماید: بیان هر چیزی در آن است.»
    حالا مروارید، در بستر غربت خود پنهان است؛ مرواریدی که دریایی بی‏کران در سینه دارد. از زمینیان، روزی درباره اهل‏بیت علیهم‏السلام سؤال خواهد شد.

    محمدعلی کعبی
    ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩

  14. تشكرها 2

    خراباتي (12-07-1389), شكوه انتظار (13-07-1389)

  15. #88
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩






    هنوز کوچه‏های مدینه از خاطره گام‏های آهسته تو سرشار است.

    هنوز سایه‏های آرام شب، از وزش نسیم حضور تو بیدارند.

    هنوز خانه‏های بی‏نور و تهی از عطر مهر مادر و پدر، به لحن دلگشای تو مشتاق مانده است. کسی چه می‏دانست که آن شعر شبانه نان و طعام، از قلب غزل سرای نوازش توست که می‏تراود؟!

    دریغا که تا بودی و هرم حضورت را به گمنامی اما به عشق، به خلق خدا پیشکش می‏کردی، از ادراک تو محروم ماندند!

    حالا پس از رفتن تو، یک شهر به اندازه همه آن چشیدگان جرعه‏های تو، تنهایی خویش را مرثیه می‏خواند و مویه می‏کند.

    آن دلگرمی که در یأس فروتن دل‏ها از جانب تو می‏دمید و شفافیت آب را به روان خشک و خسته آنها می‏بخشید، حالا از دست رفته است و تو پرواز کرده‏ای به آشیانه مرغان بهشت.
    وقتی زبان می‏گشودی، گره فرو بسته صدها هزار پرسش بی‏امان می‏گشود و دفتر پربرگ ندانسته‏های اندیشه انسان، سطر به سطر، از واژه‏های معرفت و بلوغ، هستی می‏گرفت.

    این کاروان بلند علم است که از باغستان روشن دریافت‏های تو آغاز شده و تا مرز تیرگی‏های جهل آدمی، توشه‏های دانایی و حکمت را روانه کرده است.

    آن امیر ایمان‏آوردگان و معرفت‏شناسان بود که سرود و اینک تو که با صلابت و یقین، «سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی» را باز می‏خوانی و می‏خوانی.

    ای امیر فضل و بزرگی و هنر!

    تاریخِ پُرحجم روایت و نقل، به آن ده‏ها هزار جست‏وجوگر و راوی سخن‏های جانانه تو که در خویش دارد، به خود می‏بالد؛ به آن مرواریدهای نهفته کلامت که در حافظه دیرینه خویش، عزیزانه محفوظ داشته است.

    ای صادق آل نبی! اکنون ماییم و میراث فاخر سخن‏های تو که بسان گنجینه رشد و آسمانی شدن، ما را و همه را و همیشه را فرا می‏خواند.

    مصطفی پورنجاتی

    ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩

  16. تشكر

    شكوه انتظار (13-07-1389)

  17. #89
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩





    شاگرد كج فهم



    عمربن مسلم یكی از شاگردان امام صادق (ع) بود، چند روز غایب شد، امام صادق (ع) از شاگردان دیگر جویای حل او شد، و فرمود: عمر بن مسلم كجا است ؟ یكی از حاضران گفت : من از او خبر دارم ، او كسب و كار را كنار گذاشته و از همه چیز چشم پوشیده ، و به جای خلوتی برای عبادت خدا رفته است . امام صادق (ع) فرمود: ویحه ! اما علم ان تارك الطلب لایستجاب له :
    وای بر او آیا نمی داند كه ترك كردن كاسبی و كار و تجارت ، موجب مستجاب نشدن دعایش می شود. سپس فرمود: هنگامی كه این دو آیه نازل شد:
    و من یتق الله یجعل له مخرجا - و یرزقه من حیث لا یحتسب ...: و هر كسی تقوای الهی پیشه كند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می كند، و به او از جایی كه گمان ندارد، روزی می دهد (طلاق - 2 و 3) جمعی از اصحاب پیامبر (ص) درهای خانه هایشان را به روی خود بستند و مشغول عبادت شدند و گفتند: ما به عبادت و تقوا مشغول می شویم ، خداوند (طبق این آیات) معاش ما را از طریقی كه گمان به آن نداریم ، تاءمین می كند. پیامبر (ص) برای آنها پیام فرستاد و آنها را احضار كرد و به آنها فرمود: چه باعث شده كه كار و كسب را رها كرده اید و مشغول عبادت شده اید؟ گفتند: ای رسول خدا (ص) خداوند (طبق آیات مذكور) معاش زندگی ما را به عهده گرفته است ، ما اگر مشغول عبادت شویم ، او معاش ما را از طریقی كه گمان نداریم تاءمین می كند. پیامبر (ص) فرمود: من فعل ذلك لم یستجب له ، علیكم بالطلب : كسی كه چنین روشی پیش گیرد، دعایش به استجابت نمی رسد، بر شما باد كه به كسب و كار بپردازید. به این ترتیب امام صادق (ع) و پیامبر (ص) روشن كردند كه عبادت و تقوا، فقط به نماز و عبادت در گوشه تنهایی نیست ، بلكه در میدان تلاش و كار و تولید نیز اگر كسی قصد او خدا و صداقت باشدت عبادت خدا را بجا می آورد.




    داستان های شنیدنی از چهارده معصوم(علیهم السلام)، محمد محمدی اشتهاردی
    ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  18. تشكر

    نرگس منتظر (13-07-1389)

  19. #90
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩






    «بوی غربت و یتیمی»

    اندوهی جانکاه بر تار و پود مدینه چنگ می‏زند و حُزنی غم‏انگیز، افلاک را می‏آشوبد. آسمان سیاه‏پوش می‏شود و فوج فوج، فرشته‏های عزدار، در نقطه‏ای به نام بقیع، فرود می‏آیند! و بقیع، با دیده گریان، انتظار ورود عزیزی را به سوگ می‏نشیند!
    در کوچه کوچه یثرب، بوی غربت و یتیمی می‏وزد! از درها، دیوارها، پنجره‏ها، ملال و ماتم می‏بارد! سینه‏ها، داغ بزرگی را به دفترش می‏کشند و جان‏ها، در آتش مصیبتی عظیم می‏گدازند! چشم‏ها به خون می‏نشینند و دست‏ها، بی‏تابی‏شان را به سرها می‏کوبند! شاید بلایی بزرگ نازل شده؟ شاید خورشید نقاب بر چهره افکنده؟
    شاید ماه برای همیشه در محاق افتاده؟ یا عرش ترک برداشته، که این گونه آشوب در ذرّات عالم به پا شده است.
    بقیع! ای گنجینه دردها و اندوه‏ها، ای نهان خانه اسرار آسمانی!
    لب باز کن! از ناگفتنی‏ها بگو! از دردهای نهانت بگو! امشب میزبان کدام عزیزی؟
    امشب، کدام بهشت گمشده در تو پدیدار خواهد شد؟ کدام آفتاب، در خاکت طلوع خواهد کرد؟
    لب باز کن، مهبط فرشتگان! زیارتگاه قدسیان! آرام جان افلاکیان!
    با من سخن بگو! آن چه را که تو می‏دانی و ما نمی‏دانیم! از اندوه‏های بی‏شماری که جگرت را به آتش می‏کشد! از زخم‏های فراوانی که بر پیکرت نشسته است! بقیع!
    ای سرزمین اندوه‏های آسمانی! امشب، سر به دامان کدام عزیز خواهی گذاشت!
    در ذهن لحظه‏هایت، حضور افلاکی کدام مهربان جاری است!
    امشب، گویا میهمان عزیزی داری!
    چشم به راهی امشب پایان می‏گیرد! انتظارت به سر می‏آید! امشب او حتما خواهد آمد!
    صدای گریه را نمی‏شنوی؟
    صدا از خانه ششمین خورشید زمین است! صدا از خانه فرزند فاطمه است!
    می‏آید ... ، با جگری سوخته از زهر کینه!
    ساغر جان امام غریب و بزرگ، لبریز از آتش زهر روزگار شده است!
    می‏آید! معدن رسالت، دریای سخاوت، کوه حلم، اقیانوس معرفت... می‏آید!...
    دنیا همیشه برای درک وسعت آسمانیان حقیر است، اندک است.
    بقیع! آماده باش! بزم پذیرایی بیارای! دیده را فرش راهش کن!
    آغوش بگشا! و جسم بی‏جانِ جان عالم را، در برگیر! آرام‏تر! که این پیکر مطهر، زخم فراوان دیده است! زخم کینه‏توزی دنیا! زخمِ نامردمی‏ها! زخم اسلام نمایان بی‏دین!
    زخم نابرابری‏ها! شقاوت‏ها!
    صدای گریه می‏آید!... صدای ضجه فرشتگان!
    بقیع، امشب دوباره، در خاک تو خورشیدی خواهد دمید و ستاره‏ای به آسمان خواهد شتافت!

    خدیجه پنجی

    ۩*۞*۩ غروب غم انگيزصبح صادق*ويژه نامه شهادت صادق آل پيامبر۩*۞*۩


صفحه 9 از 10 نخستنخست ... 5678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •