11 - استقامت در عهد و پيمان
و الموفون بعهدهم اذا عاهدوا و الصابرين فى البأساء و الضراء و حين البأس أولئك الذين صدقوا و أولئك هم المتقون81.

ذات اقدس حق در اين آيه شريفه، چهار مورد از مواردى كه استقامت و پايدارى در آن‏ها نيكو و پسنديده است بر مى‏شمارد و دارندگان اين صفات پسنديده است مى‏ستايد.

وفاى به عهد

نخستين مورد، وفادارى به عهد و پايدارى و استقامت در رفتار مطابق با پيمان است، خواه آن عهد با خداى تعالى بسته شده باشد، خواه با خلق خدا. كسانى كه پاى بند به عهد خود باشند و پيمان شكنى را از خود دور كنند، ستوده حضرت حق هستند.
اگر از اول قرآن تا آخر آن را بنگريم، بسيارى از آيات را مى‏بينيم كه خداوند، پايدارى در عهد را تمجيد فرموده و مؤمنان را بدان ترغيب نموده و مسلمانان را از بى توجهى به پيمان شكستن بر حذر داشته است.
وفاى به عهد، نزد همه خردمندان و عقلا، از صفات پسنديده است و پيمان شكنى مذموم و ناپسند است. هر ملتى از ملل جهان نزد خود افسانه‏ها و داستان هايى دارند كه در آن‏ها پاى بندان به عهد را ستوده و پيمان شكن‏ها را نكوهش نموده است و منظور از گفتن و نوشتن اين داستان‏ها و نقل اين افسانه‏ها آن است كه فرزندان و نوباوگان، خود را بدين صفت نيكو بيارايند. شعرا در اشعار خود بسيار از پيمان شكستن و پيمان شكن، بدگويى نموده‏اند.
شايد پسنديده بودن وفادارى به عهد و قبيح بودن عهد شكنى، از فطرت بشر باشد؛ يعنى فطرت انسانى، قطع نظر از ادراك عقلى به حسن آن و قبح اين حكم مى‏كند، چنان چه اگر پدرى به فرزند خود وعده‏اى بدهد، سپس به وعده خود وفا نكند، آن فرزند هر چند خردسال باشد پدر را شايسته اعتراض و انتقاد دانسته و او را زير سؤال مى‏برد.

64) بقره (2) آيه 246.
65) بقره (2) آيه 61 و ضربت عليهم الذلة و المسكنة.
66) بقره (2) آيه 246: (گفتند: پادشاهى براى ما بگمار تا در راه خدا پيكار كنيم).
67) مسعودى، مروج الذهب، ج 1، ص 43.
68) سلاطين بنى اسراييل، قبل از طالوت همه از اولاد يوسف بودند و پيامبرانشان از اولاد لاوى بن يعقوب. نواده‏هاى لاوى در ميان يهود حكم سادات در ميان مسلمانان را دارند.
69) بحمدالله اين دعا مستجاب شد و ملت بزرگوار ايران با انقلاب اسلامى از اين ذلت رهيدند، خداوند تبارك و تعالى به ديگر ملل اسلامى نيز اين عزت را عنايت فرمايد.(مصحح)

70) توبه (9) آيه 26.
71) توبه (9) آيه 25.
72) توبه (9) آيه 25.
73) 1. توبه (9) آيه 25.
74) توبه (9) آيه 25.
75) مجمع البيان، ج 5، ص 18.
76) توبه (9) آيه 26.
77) توبه (9) آيه 40. (ترجمه آيه در ابتداى كتاب گذشت)
78) توبه (9) آيه 40.
79) احقاف (46) آيه 13. (ترجمه آيه قبلاً گذشت)
80) يونس (10) آيه 62.
81) بقره (2) آيه 177. (ترجمه آيه در ابتداى كتاب آمده است)
استقامت ( مديريت : حور العین )