استقامت ( مديريت : حور العین ) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
استقامت ( مديريت : حور العین )
صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 31
  1. #1
    عضو ماندگار
    حور العین آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1389
    نوشته : 513      تشکر : 394
    802 در 356 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    حور العین آنلاین نیست.

    parandeh استقامت ( مديريت : حور العین )




    با نام و ياد خداي سبحان

    سلام و عرض ادب و اجترام




    در این تاپیک متن کتاب استقامت نوشته مي شود. به این صورت که در هر پست بخشي از کتاب به ترتیب صفحات قرار می گیرد .
    استقامت ( مديريت : حور العین )

  2.  

  3. #2
    عضو ماندگار
    حور العین آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1389
    نوشته : 513      تشکر : 394
    802 در 356 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    حور العین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : استقامت ( مديريت : حور العین )




    استقامت

    نويسنده : آيت الله سيدرضا صدر

    » پيشگفتار
    » مقدمه
    » 1 - استقامت در قرآن
    » 2 - استقامت (1)
    » 3 - استقامت (2)
    » 4 - استقامت (3)
    » 5 - راه‏هاى كسب استقامت
    » 6 - استقامت براى خدا
    » 7 - استقامت در جهاد
    » 8 - استقامت در جهاد
    » 9 - استقامت در جهاد
    » 10 - استقامت در جهاد
    » 11 - استقامت در عهد و پيمان
    » 12 - استقامت در برابر فقر
    » 13 - استقامت در برابر مرض
    » 14 - استقامت در مصايب
    » 15 - استقامت در مصايب
    » 16 - استقامت در طاعت خدا
    » 17 - استقامت در تبليغ و ارشاد
    » 18 - استقامت در تبليغ با رفتار و كردار
    » 19 - استقامت در تهذيب خويش
    » 20 - استقامت در گرفتن حق خود
    » 21 - استقامت در طلب دانش
    » 22 - استقامت زن در عفت و پاك دامنى
    » 23 - استقامت در حفظ ناموس
    » 24 - استقامت در ايمان و عقيده
    » 25 - شمه‏اى از استقامت رسول خدا - صلى الله عليه و آله و سلم -
    » 26 - نكوهش لجاج
    استقامت ( مديريت : حور العین )

  4. #3
    عضو ماندگار
    حور العین آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1389
    نوشته : 513      تشکر : 394
    802 در 356 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    حور العین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : استقامت ( مديريت : حور العین )




    پيشگفتار


    حضرت آيت الله حاج سيد رضا صدر - قدس سره (1300 - 1373) فقيهى عالم مقام، حكيم توانا، بقية السلف دودمانى عريق و مشهور به علم و تقوا و فقاهت، در مشهد مقدس متولد شد. پس از فراگرفتن دروس مقدماتى در حوزه علميه مشهد، همراه پدر بزرگوارش حضرت آية الله العظمى سيد صدرالدين صدر (قدس سره) كه از مراجع آن زمان بود - به قم مهاجرت كرد. دروس سطح و همچنين دروس خارج فقه اصول و فلسفه و عرفان را از محضر اساتيد بزرگ حوزه علميه قم از جمله مرحوم والدشان و مرحوم آية الله العظمى حجت و مرحوم آية الله العظمى امام خمينى (رحمهم الله) بهره برده و در مدتى كوتاه در سايه تلاش و نبوغ خويش، در رديف برجستگان حوزه در آمد و به خاطر جامعيت منحصر به فرد خويش بين اقران مشار بالبنان گرديد.
    آن بزرگوار، در عين دارا بودن مراتب عالى اجتهاد در حد مرجعيت و تدريس علوم حوزى، بيانى شيوا و قلمى محكم و نثرى روان داشت و به علت اين آمادگى علمى و قلمى، توانست آثارى بس گرانبها در علوم مختلف از خود به جا گذارد؛ آثارى كه مى‏تواند الگوى بسيار مناسبى در ارائه علوم اسلامى در سطوح مختلف باشد.


    توأم بدون اتقان مطلب با تقواى صاحب قلم، اگر همراه با ژرف انديشى و امانت‏دارى در ارائه مطلب باشد، مى‏تواند اثرهاى بس گرانقدرى بيافريند و تشنگان حقيقت را از چشمه سار زلال معرفت سيراب گرداند، و ما در آثار باقى مانده علمى مرحوم آية الله صدر، اين چنين مشخصاتى را به وضوح مشاهده مى‏كنيم.
    از خداوند متعال مسألت داريم كه توفيق عنايت فرمايد تا بتوانيم آثار آن مرحوم را به نحو شايسته در اختيار حوزه‏هاى علميه و امت اسلامى قرار دهيم.

    زندگى نامه‏ى مشروح آية الله صدر در اولين شماره از سلسله آثار ايشان يعنى تفسير سوره حجرات آمده است.
    در پايان از مسؤولان محترم مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى قم كه امكان انتشار اين آثار را فراهم مى‏كنند، تشكر مى‏كنم.
    استقامت ( مديريت : حور العین )

  5. #4
    عضو ماندگار
    حور العین آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1389
    نوشته : 513      تشکر : 394
    802 در 356 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    حور العین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : استقامت ( مديريت : حور العین )




    مقدمه



    چند سالى است كه در شب‏هاى پنج شنبه، در محضر گروهى از آقايان فضلاى حوزه علميه قم، سخنانى در موضوعات مختلف اخلاقى و اجتماعى، ايراد مى‏كنم و مطالبى درباره اين دو مكتب ثروتمند اسلام بيان مى‏دارم.
    پس از چندى از تشكيل اين جلسات گذشت، به خاطرم رسيد كه آن چه مى‏گويم يادداشت كرده و به اصطلاح فلاسفه، وجود كتبى را ضميمه وجود لفظى كنم.


    در اين هنگام، موضوع سخن به استقامت رسيد و چند شب و پنج شنبه، در آن سخن رفته بود كه كه چنين تصميمى پيدا شد، ولى متأسفانه سخنرانى‏هاى گذشته را يادداشت نكرده بودم و آن چه در فكر آمده و بيان شده بود، به حافظه نسپرده بودم؛ لذا مطالب آن‏ها از دست رفت و اگر چيزى پس از آن به خاطر آمده باشد، بدون التفات، در ضمن سخنرانى هاى ديگر، ذكر شده است.

    روش من در نوشتن، چنين بود: پس از آن كه سخن به پايان مى‏يافت و آقايان مى‏رفتند و تنها مى‏شدم، آن چه را كه گفته بودم، مى‏نوشتم؛ لذا نوشته‏ها صد در صد مطابق گفته‏ها نيست و به تعبير آقايان فضلا: نسبت ميان نوشته‏ها و گفته‏ها، عموم من وجه خواهد بود.

    در كليات، اغلب با هم شريك بودند، ولى در جزئيات و عبارات، اختلاف داشتند، چه بسا مطالبى در هنگام سخنرانى گفته بودم و يا تعبيراتى بر زبان آمده بود كه هنگام نوشتن فراموش كرده بودم و چه بسا مطالب و تعبيراتى در هنگام تحرير، به خاطر مى‏آمد ولى در سخنرانى ذكر نشده بود.
    پس، من به شما قول نمى‏دهم كه هر آن چه آن جا گفته شده، اين جا نوشته شده است، يا هر چه در اين جا نوشته شده، آن جا گفته شده است.


    حتى از لحاظ تاريخ هم معلوم نيست كه تمامى نوشته‏ها و گفته‏ها تطبيق كند، شايد بعضى را در شب پنج شنبه گذشته گفته باشم و به مناسبتى تاريخش را شب پنج شنبه آينده نوشته‏ام و يا مطالبى را در موقع يادداشت سخنرانى، فراموش كرده‏ام و يا به علتى ننوشته‏ام و هنگامى كه سخنرانى ديگرى را يادداشت مى‏كردم، به خاطر آمده و ذكر كرده‏ام.


    گدشته از اين‏ها، چند سخنرانى را بعداً در نوشته‏ها اضافه كردم كه اصلاً در گفته‏ها، نامى از آن‏ها برده نشده است.


    منظور اصلى تاريخ هايى كه گذارده شده، از لحاظ واقع نيست، بلكه تنها از لحاظ ترتيب است، هر چند بعضى از آن‏ها به واقع هم تطبيق مى‏كند.
    گفتارهايى كه به نظر خواننده عزيز مى‏رسد به طور كلى از مكتب اخلاقى - اجتماعى اسلام بحث مى‏كند و از قرآن و سخنان پيامبر و اوصياى گرامى‏اش - عليهم السلام - ريشه مى‏گيرد. اميدوارم كه خداوند توفيق عنايت كند تا نويسنده و خواننده از تربيت يافتگان اين مكتب بشوند.
    استقامت ( مديريت : حور العین )

  6. #5
    عضو ماندگار
    حور العین آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1389
    نوشته : 513      تشکر : 394
    802 در 356 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    حور العین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : استقامت ( مديريت : حور العین )




    اصول مكتب‏هاى اسلامى

    اصول مكتب‏هاى اسلامى پنج تاست: مكتب فلسفى، مكتب مدنى، مكتب اجتماعى، مكتب اقتصادى و مكتب اخلاقى.

    مكتب فلسفى


    مكتب فلسفى كه همان مكتب اصول عقايد است به اصطلاح دانشمندان اسلام، علم كلام ناميده مى‏شود.
    در اين مكتب، از اعتقادات اسلامى گفت و گو مى‏شود و به وسيله براهين عقلى (در جايى كه احتياج به برهان عقلى دارد) و ادله نقلى (در جايى كه احتياج به دليل نقلى دارد) اصول عقايد اسلام، اثبات مى‏گردد. دانشمندان اين مكتب، با آزادى كامل، دقيق‏تر ايرادها را ذكر كرده و به جواب آن‏ها مى‏پردازند.
    سنگ بناى اين مكتب، به وسيله‏ى قرآن گذارده شده است، اين كتاب مقدس مواد برهانى كه به صورت خطابى ذكر كرده، مسلمانان را با بحث و استدلال آشنا مى‏سازد، و ايشان را وادار مى‏كند كه تقليد را كنار گزارده و عقايدشان رابا استدلال بياموزند.
    اين مكتب، از آغاز اسلام تا قرون اخير، رواج كامل داشته و كتاب‏هاى بسيارى در اين فن نوشته شده است كه بهترين آن‏ها كتاب تجريد الكلام خواجه نصيرالدين طوسى1 و شرح مواقف مسير سيد شريف2 است. پس از آن كه فلسفه از يونان آمد، دانشمندان اسلامى، قسمتى از مطالب آن را كه به نظرشان استوار بود گرفته و رنگ اسلامى به آن داده و اضافاتى بر آن نمودند كه فلسفه اسلامى از آن پديد آمد.
    عده‏اى نيز از پاك دلان اسلام، فلسفه را با تهذيب باطن توأم نموده و پايه آن را معرفةالله قرار دادند و تعاليم اسلام را بر آن افزودند و مكتب عرفان را ايجاد كردند.

    مكتب مدنى‏

    مكتب مدنى اسلام، عالى‏ترين مكتب‏هاى مدنى مى‏باشد كه تا كنون يافت شده است. سيزده قرن است كه دانشمندان اسلامى، در آن سخن مى‏گويند و مطالب آن را با دقيق‏ترين كيفيت، بحث مى‏كنند؛ اين مكتب، به زبان دانشمندان اسلامى فقه ناميده مى‏شود. علماى اماميه به مناسبت آن كه قايل به باز بودن را اجتهاد بوده‏اند، در اين مكتب بسيار پيش رفت كرده و موفقيت‏هاى بزرگ علمى كسب كرده‏اند و چون روش ايشان در تمام جزئيات، بحث و انتقاد بوده است، لذا فقه اماميه، عالى‏ترين سير خود را نموده و هنوز هم به سير تكاملى خود ادامه مى‏دهد. رشته خاصى از اين مكتب بزرگ را عبادات نامند.

    عبادات عبارتند از: وظايفى كه از طرف خداى تعالى براى ارتباط بندگان با ذات اقدسش، تعيين شده است.
    قسمت‏هاى ديگر اين مكتب و رشته‏هاى آن را كه مربوط به ارتباطات مردم با يكديگر است، دانشمندان امامى هر كدام نامى بر آن نهاده يا هر رشته‏اى را كه مربوط به يك سنخ از امور زندگى بشرى است، به نامى ناميده‏اند.
    از بهترين كتاب‏هايى كه در اين فن نوشته شده است تذكرةالفقهاى علامه حلى3 و جواهر الكلام شيخ محمد حسن نجفى4 ست.

    مكتب اقتصادى‏

    با آن كه اين مكتب به وسيله قرآن و تعاليم رسول خدا و اوصياى گرامش - عليهم السلام - پايه گذارى شده، ولى از طرف دانشمندان اسلامى كم‏تر كتابى مستقل در آن نگاشته شده است و علماى اسلام، مباحث اين مكتب را در فقه متعرض مى‏شوند و گاهى به عنوان مستقل، بحث مى‏كنند و گاهى در ضمن مطالب ديگرى ذكر مى‏شود. روى هم رفته كتابى كه به طور كامل از نظر اسلام در اقتصاديات بحث كند سراغ ندارم؛ لذا استادان مكتب اقتصادى دنياى غرب هم از اين مكتب اقتصادى ثروتمند، اطلاعى ندارند.
    متاسفانه اقتصاددانان مسلمان هم به واسطه آن كه در دامان دنياى غرب تربيت يافته‏اند، از اين مكتب خودشان بى‏اطلاعند.

    مكتب اجتماعى‏

    قرآن و پيشوايان بزرگ اسلام، در اين مكتب نيز ذخاير گران‏بهايى دارند، ولى متأسفانه مسائل اين مكتب، به طور جداگانه مورد بحث دانشمندان اسلامى قرار نگرفته است.
    اسلام در مسائل اجتماعى از قبيل: وطن، حقوق، مرد و زن، تفاضل و مساوات در افراد، تحول از كجا بايد شروع شود و نظريات اين‏ها، نظريات بسيارى دارد كه هنوز هيچ كدام از نظريات اجتماعى‏اش، دقيقاً مورد مطالعه قرار نگرفته است.
    دستورات اميرمؤمنان على - عليه السلام - به مالك اشتر و رساله حقوق امام سجاد - عليه السلام -، قسمتى از نظريات اسلام را در بعضى از مسائل اجتماعى بيان مى‏كند5؛ هر چند بيش‏تر مسائل مكتب‏هاى اقتصادى و اجتماعى، در فقه اسلامى مورد بحث قرار گرفته است، ولى بحث در آن‏ها از اين دو نظر نبوده، بلكه از نظر حقوقى و قضايى بوده است.

    مكتب اخلاقى‏

    اسلام بنيان گذار مكتب نوينى در علم تهذيب اخلاق است. دانشمندان اسلام در اين مكتب، كتاب‏هاى بسيارى نگاشته‏اند كه زحمات ايشان در اين موضوع، قابل تقدير و سپاسگذارى است و چون كتاب ما از اين مكتب سرچشمه مى‏گيرد؛ لذا مفصل‏تر در اين باب سخن مى‏گوييم.
    نخستين پايه اين مكتب را قرآن كريم بنا نهاد. تربيت‏هايى كه رسول خدا - صلى الله عليه و آله و سلم - از ياران خود، با كردار و گفتار مقدسش مى‏نمود، اين اساس محكم و نورانى را بالا برد، اميرمؤمنان - عليه السلام - مستقلاً درباره آن رساله‏اى نگاشت.
    على - عليه السلام - نخستين كسى است در اسلام كه در اين موضوع، سخن رانده و مؤسس اين مكتب بزرگ و مقدس گرديده و آن چه را از رسول خدا - صلى الله عليه و آله و سلم - فرا گرفته، توانسته است به جامعه مسلمانان تحويل دهد.
    على - عليه السلام - اول شاگرد مكتب: بعثت الأتمم مكارم الاخلاق است و استاد بزرگ اين مكتب مقدس اسلامى است. على - عليه السلام - با گفتار و رفتار خود، بهترين معلم اين علم به شمار مى‏رود.
    يكى از آثارى كه در اين دانش مقدس، از آن حضرت به يادگار مانده رساله‏اى است كه آن حضرت به عنوان وصيت خطاب به فرزند دلبندش6 نگاشته كه كلينى7 آن را در كتاب الرسائل آورده و ابواحمد حسن بن عبدالله بن سعيد عسكرى8 آن را در كتاب زواجر و مواعظ، ذكر كرده است و او سند خود را به اصبغ بن نباته9 مى‏رساند.
    در قرن دوم اسلامى نخستين كسى كه در اخلاق، تأليف دارد، اسماعيل بن مهران سكونى10 است كه اصحاب حضرت رضا - عليه السلام - مى‏باشد و او نام كتابش را صفت مؤمن و فاجر گذاشته است11
    سپس، دانشمندان اسلامى، در اين فن، كتاب‏ها نگاشته و رساله‏ها پرداخته‏اند كه خداوند متعال به همه آنان اجر جزيل عطا فرمايد.
    بهترين كتابى كه تا قرن پنجم هجرى نوشته شده كتابى است كه حكيم دانشمند، ابن مسكويه12 به نام طهارة النفس نگاشته كه آن را طهارة الاعراق و تهذيب الاخلاق و تطهير الاعراق نيز مى‏گويند. اين كتاب، مشتمل بر شش مقاله است و خواجه نصيرالدين طوسى، قسمتى از مطالب تأليف گران‏بهاى خود اخلاق ناصرى را از آن اقتباس نموده است.
    استقامت ( مديريت : حور العین )

  7. #6
    عضو ماندگار
    حور العین آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1389
    نوشته : 513      تشکر : 394
    802 در 356 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    حور العین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : استقامت ( مديريت : حور العین )




    نكته شايان ذكر



    چيزى كه در كتاب‏هاى اخلاقى دانشمندان اسلامى، مخصوصاً متأخران، جلب توجه مى‏كند و آن‏ها را از منظور اسامى علم و تهذيب اخلاق دور مى‏سازد، روشى است كه در نگاشتن آن‏ها پيش گرفته‏اند.
    نويسندگان اين كتاب‏ها تحت تأثير مباحث فلسفى قرار گرفته و مباحث اخلاقى را از مسير خود منصرف ساخته و آن را لباس فلسفى پوشانيده‏اند، با آن كه علم تهذيب اخلاق، علمى است عملى و حقيقت آن عمل است و بس، ولى مباحث آن كتاب‏ها، شباهتى به بحث اخلاقى ندارد، بلكه كاملاً شبيه به بحث فلسفى است.
    آن مقدار كه در اجناس و فصول و انواع فضايل و رذايل توجه مى‏كنند، به سوق دادن مردم به فضايل و دور كردن آن‏ها از رذايل اعتنايى ندارد، گويا از ياد برده‏اند كه جز اين، نتيجه‏اى براى علم تهذيب اخلاق نمى‏توان يافت.

    روش نوين در مباحث اخلاقى

    گمان مى‏كنم كه در اين كتاب پيموده شده علم تهذيب اخلاق را به مجراى اوليه خود بر مى‏گرداند و آن را از بحث فلسفى خارج كرده، جنبه عملى به آن داده است. در مباحث اخلاقى طورى بايد بحث شود كه سخن گوينده يا نويسنده در مغز شنونده و يا خواننده، اثر كند و او را به فضيلت، نزديك كرده و از رذيلت، دورش سازد؛ نه آن كه نتيجه اطلاع بر مباحث اخلاقى، دانستن يك عده مفاهيمى باشد كه هيچ گاه كوچكترين سودى براى داننده ندارد.
    من در حدود توانايى خود، كوشش كرده‏ام كه روش عملى را در سخنرانى‏ها به كار برم و اگر آن طور كه شايسته بود نتوانسته باشم اين وظيفه را به خوبى انجام دهم، اميدوارم كه ديگران بتوانند با اين روش نوين، جامعه و افراد مسلمان را تهذيب نمايند تا آن‏ها همان طورى كه رسول خدا - صلى الله عليه و آله و سلم - خواسته‏اند، بشوند.

    ميل داشتم كه مقدمه مفصلى بر اين كتاب بنگارم و عموم مكتب‏هاى اخلاقى اديان و فلاسفه شرق و غرب را متعرض شوم، ولى مسافرت خراسان از يك طرف و ناراحتى‏هاى روحى از طرف ديگر مانع شد و نتوانستم مقصود خود را عملى سازم.
    استقامت ( مديريت : حور العین )

  8. #7
    عضو ماندگار
    حور العین آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1389
    نوشته : 513      تشکر : 394
    802 در 356 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    حور العین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : استقامت ( مديريت : حور العین )




    1 - استقامت در قرآن

    ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائكة ألا تخافوا و لا تحزنوا و أبشروا بالجنة التى كنتم توعدون13؛

    در حقيقت كسانى كه گفتند: پروردگار ما خداست؛ سپس ايستادگى كردند، فرشتگان بر آنان فرود مى‏آيند و مى‏گويند: هان، بيم مداريد و غمين مباشيد و به بهشتى كه وعده يافته بوديد، شاد باشيد.

    ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون * أولئك اصحاب الجنة خالدين فيها جزاء بما كانوا يعملون14؛

    محققاً كسانى كه گفتند: پروردگار ما خداست، سپس ايستادگى كردند، بيمى بر آنان نيست و غمگين نخواهند شد. ايشان اهل بهشتند كه به پاداش آن چه انجام مى‏دادند جاودانه در آن مى‏مانند.

    و ان لو استقاموا على الطريقة لأسقيناهم ماء غدقاً15؛
    و اگر مردم در راه درست، پايدارى ورزند، قطعاً آب گوارايى بديشان نوشانيم.

    ان هو الا ذكر للعالمين * لمن شاء منكم أن يستقيم16؛
    قرآن به جز پندى براى عالميان نيست؛ براى هر يك از شما كه خواهد به راه راست رود.

    فاستقم كما أمرت و من تاب معك و لا تطغوا انه بما تعملون بصير17؛
    پس همان گونه كه دستور يافته‏اى ايستادگى كن، و هر كه با تو توبه كرده نيز چنين كند و طغيان مكنيد كه او به آن چه انجام مى‏دهيد بيناست.

    فلذلك فادع و استقم كما أمرت و لا تتبع أهواءهم18؛
    بنابراين، به دعوت پرداز، و همان گونه كه مأمورى ايستادگى كن، و هوس‏هاى آنان را پيروى مكن.

    فاستقيما و لا تتبعان سبيل الذين لا يعلمون19؛
    پس ايستادگى كنيد و راه كسانى را كه نمى‏دانند، پيروى مكنيد.

    كم من فئة قليلة غلب فئة كثيرة باذن الله والله مع الصابرين20؛
    چه بسيار شد كه گروهى اندك بر گروهى بسيار، به اذن خدا پيروز شدند و خداوند با شكيبايان است.

    يا أيها النبى حرض المؤمنين على القتال ان يكن منكم عشرون صابرون يغلبوا مائتين و ان يكن منكم مائة يغلبوا الفاً من الذين كفروا بأنهم قوم لا يفقهون21؛
    اى پيامبر! مؤمنان را به جهاد برانگيز. اگر از ميان شما بيست تن، شكيبا باشند، بر دويست تن چيره مى‏شوند، و اگر شما يكصد تن باشند بر هزار تن از كافران پيروز مى‏گردند، چرا كه آنان قومى‏اند كه نمى‏فهمند.

    و لما برزوا الجالوت و جنوده قالوا ربنا أفرغ علينا صبراً و ثبت اقدامنا و انصرنا على القوم الكافرين22؛
    و هنگامى كه با جالوت و سپاهيانش رو به رو شدند، گفتند:
    پروردگارا! بر دل‏هاى ما شكيبايى فروريز و گام‏هاى ما را استوار دار و ما را بر گروه كافران پيروزه فرما.

    يا أيها الذين امنوا اذا لقيتم فئة فاثبتوا و اذكروا الله كثيراً لعلكم تفلحون23؛
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، چون با گروهى بر خورد مى‏كنيد پايدارى ورزيد و خدا را بسيار ياد كنيد، باشد كه رستگار شويد.

    لقد نصركم الله فى مواطن كثيرة و يوم حنين اذ أعجبتكم كثرتكم فلم تغن عنكم شيئاً و ضاقت عليكم الأرض بما رحبت ثم وليتم مدبرين ثم انزل الله سكينته على رسوله و على المؤمنين و أنزل جنوداً لم تروها و عذب الذين كفروا و ذلك و جزاء الكافرين24؛

    قطعاً خداوند شما را در مواضع بسيارى يارى كرده است و نيز در روز حنين، آن هنگام كه شمار زيادتان شما را به شگفت آورده بود، ولى به هيچ وجه از شما دفع خطر نكرد و زمين با همه فراخى بر شما تنگ گرديد سپس در حالى كه پشت به دشمن كرده بوديد فرار كرديد.
    سپس خداوند وقار و سكينه خود را به رسول خود و بر مؤمنان، نازل فرمود ولشگرهايى از فرشتگان كه شمانمى‏ديديد به مدد شما فرستاد و كافران را به عذاب و ذلت افكند و اين كيفر كافران است.

    الا تنصروه فقد نصره الله اذ أخرجه الذين كفروا ثانى اثنين اذ هما فى الغار اذ يقول لصاحبه لا تحزن ان الله معنا فأنزل الله سكينته عليه و أيده بجنود لم تروها و جعل كلمة الذين كفروا السفلى و كلمة الله هى العليا والله عزيز حكيم25؛

    اگر او پيامبر را يارى نكنيد، قطعاً خدا او را يارى كرد: هنگامى كه كافران او را از مكه بيرون كردند و او نفر دوم از دو تن بود آن گاه كه در غار ثور بودند وقتى پيامبر به همراه خود مى‏گفت اندوه مدار كه خدا با ماست. پس خدا آرامش خود را بر او پيامبر فرو فرستاد و او را با سپاهيانى كه آن‏ها را نمى‏ديديد تأييد كرد و كلمه كسانى را كه كفر ورزيدند، پست‏تر گردانيد و كلمه خداست كه برتر است و خدا مقتدر و حكيم است.

    و الموفن بعهدهم اذا عاهدوا والصابرين فى البأساء و الضراء و حين البأس أولئك الذين صدقوا و أولئك هم المتقون26؛
    و آنان كه چون عهد بندند، به عهد خود وفادارند و در سختى و زيان و به هنگام جنگ شكيبا هستند آنانند كسانى كه راست گفته‏اند و آنان همان پرهيزكارانند.

    و بشر الصابرين * الذين اذا اصابتهم مصيبة مصيبة قالوا انا لله و انا اليه راجعون * أولئك عليهم صلوات من ربهم و رحمة و أولئك هم المهتدون27؛
    و مژده ده شكيبايان را: همان كسانى كه چون مصيبتى به آنان برسد مى‏گويند: ما از خدا هستيم و به سوى او باز مى‏گرديم. بر ايشان درودها و رحمتى از پروردگارشان باد. و راه يافتگان هم خود ايشانند.

    فاصبروا كما صبر أولوا العزم من الرسل28؛
    پس همانگونه كه پيامبران نستوه (أولو العزم) صبر كردند، صبر كن.
    استقامت ( مديريت : حور العین )

  9. #8
    عضو ماندگار
    حور العین آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1389
    نوشته : 513      تشکر : 394
    802 در 356 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    حور العین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : استقامت ( مديريت : حور العین )




    يا أيها الذين امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوا الله لعلكم تفلحون29؛
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! صبر كنيد و ايستادگى ورزيد و مرزها را نگهبانى كنيد و از خدا پروا نماييد، اميد است كه رستگار شويد.


    انما يوفى الصابرون أجرهم بغير حساب30؛
    بى ترديد، شكيبايان پاداش خود را بى حساب و به تمام خواهند گرفت.

    و لو رحمناهم و كشفنا ما بهم من ضر للجوافى طغيانهم يعمهون31؛
    و اگر ايشان را ببخشاييم، و آن چه از صدفه بر آنان وارد آمده است بر طرف كنيم در طغيان خود كوردلانه اصرار مى‏ورزند.

    امن هذا الذى يرزقكم ان أمسك رزقه بل لجوا فى عتو و نفور32.
    يا كيست آن كه به شما روزى دهد اگر خدا روزى خود را از شما باز دارد نه! بلكه در سركشى و نفرت پافشارى كردند33.
    استقامت ( مديريت : حور العین )

  10. #9
    عضو ماندگار
    حور العین آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1389
    نوشته : 513      تشکر : 394
    802 در 356 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    حور العین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : استقامت ( مديريت : حور العین )




    2 - استقامت (1)
    فطرت آرزو

    بشر به موجف فطرت و بر حسب ادراكات عقلى، داراى آرزوست و تمام كوشش خود را در راه رسيدن به آن صرف مى‏نمايد. كسى كه يافت نمى‏شود كه در دل آرزويى نداشته باشد و هدفى براى خود در نظر نگرفته باشد. البته آرزوها و هدف‏هاى اشخاص، مختلف و گوناگون است. يكى هدفش ثروت و سرمايه دار شدن و ديگرى تحصيل نفوذ و قدرت است؛ آرزوى سومى، دانشمند شدن است، چهارمى هدف خود را رسيدن به مقامات معنوى و قرب به خدا قرار مى‏دهد و همچنين افراد ديگر، كه هر يك بر حسب محيط زندگانى و طرز فكر و تربيت، آروزيى مخصوص به خود خواهند داشت.
    هيچ كس نيست كه آرزومند رسيدن به چيزى نباشد آرزو، با سرشت انسانى آميخته است.
    آرزومند اگر پليد باشد، آرزوهاى پليد و اگر پاك سرشت باشد، آرزوهاى پاك دارد. اگر زن باشد، آرزوهاى زنانه و اگر مرد باشد، آرزوهاى مردانه خواهد داشت. بزرگ‏ترها آرزوهاى دور و دراز دارند و كودكان آرزوهاى كودكانه، آرزوهايى كه جوانان دارند، غير از آرزويى است كه پيران دارند.
    بيش‏تر بدبختى‏ها و خوشبختى‏هايى كه نصيب جامعه بشرى شده و مى‏شود و تحولاتى كه در اين جهان روى داده و مى‏دهد، از فطرت آرزو سرچشمه گرفته و مى‏گيرد.
    همچنان كه افراد بشر، در آرزوها با يك‏ديگر اختلاف دارند، در راه رسيدن به آرزوهاى خود نيز اختلاف دارند، حتى كسانى كه يك نوع آرزو دارند، هر كدام براى رسيدن به آرزوى خود، راهى مى‏انديشند و نقشه‏اى طرح مى‏كنند و راهى را كه دگران مى‏پيمايند تخطئه مى‏كنند؛ از همين نظر، بعضى به آرزوى خود مى‏رسند و بعضى ناكام مى‏مانند.
    آن كه نقشه صحيح و قابل اجرا طرح كرده است به آرزوى خود مى‏رسد، آن ديگرى كه نقشه‏اش نادرست بوده است، موفقيت پيدا نمى‏كند، كسانى كه همكاران بسيارى پيدا مى‏كنند براى آن است كه به همكاران خود اثبات كنند، راهى را كه براى رسيدن به هدف مشترك در نظر گرفته‏اند، نزديك‏ترين راه‏ها مى‏باشد.


    بهترين ضامن اجراى نقشه

    نقشه هر چه عالى طرح شده باشد اگر رهنورد، نتواند آن را اجرا كند و يا ضامن اجرايى براى آن نباشد، نتيجه‏اى نخواهد برد. بهترين راهى كه رسيدن به هر هدفى را آسان و هر دورى را نزديك و ضامن اجراى رسيدن به همه مقاصد است و رهنورد را براى اجراى نقشه آماده و توانا مى‏كند، استقامت و پايدارى است. كسى كه به سوى مقصودى روان است و سنگلاخ‏هاى پى در پى و موانع خطرناك در راه او يافت شود و يا خصم ايجاد كرده باشد، چنان چه استقامت در برابر موانع نداشته باشد، در نيمه راه از كار باز مانده و به مقصود خود نخواهد رسيد، ولى اگر همان راه را با استقامت طى كند، با موانع مبارزه كند، بر تحمل پيش آمدهاى ناگوار، توانا باشد، بى‏گمان به مقصود خود مى‏رسد.
    اگر كسى در تحصيل دانش استقامت نداشته باشد، دانشمند نخواهد شد، ولى اگر استقامت داشته باشد، هر چند كودن باشد و وسايل تحصيل هم براى او فراهم نباشد، بالأخره موفق مى‏شود و دانشمندى بنام مى‏گردد؛ بسيارى از دانشمندان معروف، در آغاز تحصيل، كودن يا فقير و بى چيز بودند، ولى در اثر استقامت در تحصيل، به عالى‏ترين مراتب علمى رسيدند.

    استقامت ( مديريت : حور العین )

  11. #10
    عضو ماندگار
    حور العین آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1389
    نوشته : 513      تشکر : 394
    802 در 356 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    حور العین آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : استقامت ( مديريت : حور العین )




    آرزوى قدرت
    كسى كه هواى قدرت و نفوذ بر سر دارد، اگر در برابر موانعى كه مخالفان ايجاد مى‏كنند، تاب‏نياورده و استقامت نكند، نابود خواهد شد، ولى اگر در برابر آن موانع استقامت ورزد و پايدارى كند، بر دشمنان خود چيره شده و به مقصد خواهد رسيد.


    آرزوى ثروت

    بازرگانى كه آرزومند سرمايه‏دار شدن است، اگر در چند زيانى كه نصيبش مى‏شود، نتواند پايدارى كند، به طور قطع سرمايه‏دار نخواهد شد، ولى اگر زيان‏ها روحيه او را متزلزل نكند و خم به ابرو نياورد و استقامت كرده و علل آن را جستجو كند و آن را دريابد، اگر لغزش يا اشتباهى كرده، در آينده تكرار نكند، اگر اوضاع تو پيش آمدهاى غير منتظره بوده، متوجه باشد كه آن‏ها گاهى به سود او نيز خواهند بود و بايد خود را طورى مجهز كند كه از هر پيش آمدى به سود خود استفاده برد و در حوادث غير مترقبه غافلگير نشود، در اين صورت صد در صد به مقصود خواهد رسيد.


    آرزوى اصلاح

    كسى كه آرزوى اصلاحات به سر دارد، نبايد از فحش و دشنام افسرده شود، نبايد از سنگ‏هايى كه مغرضان جلو پاى او مى‏گذارند، در اراده‏اش خلل و ترديدى روى دهد، نبايد از موانع داخلى و خارجى بهراسد، نبايد از نبودن وسايل، تزلزلى در اركان عزمش رخ دهد، بايد در برابر تمامى اين‏ها، استقامت كند و مبارزه نمايد و همچون كوه آهن، از جاى خود نجنبد و به پايدارى خود در برابر خسان و ناكسان ادامه دهد تا عروس مقصود را در آغوش بگيرد.


    آرزوى تندرستى

    بيمار اگر تلخى دارو را تحمل نكند يا ز جر عمل جراحى بر خود هموار ننمايد، در آن مرض ماند تا بميرد، ولى اگر استقامت كند و تلخى دارو و زجر جراحى را بر خود هموار سازد، شفا مى‏يابد و تندرستى خود را از سر مى‏گيرد.


    آرزوى پيروزى

    سربازى كه به جنگ مى‏رود، اگر مشقت جنگ را بر خود هموار نكند، از زخم گلوله بهراسد، از تشنگى و گرسنگى بگريزد، در بى خوابى طاقت نياورد، مرگ و كشته شدن عزيزانش، عزم او را سست كند، به يقين شكست خواهد خورد؛ چنين كسى نبايد به سوى جنگ برود. ولى اگر استقامت داشته باشد از باران گلوله نهراسد، تشنگى و گرسنگى و بى خوابى و ناراحتى، در اراده او تأثيرى نكند، از مرگ عزيزان، چين به پيشانى نيفكند، هر گونه خطرى كه پيش مى‏آيد اراده او را قوى‏تر كند، به يقين پرچم پيروزى را بر باره خصم خواهد كوفت.


    راه خدا

    كسى كه در راه خدا قدم بر مى‏دارد و مى‏خواهد خود را از پليدى‏ها و زشتى‏هاى روحى، پاكيزه بگرداند، اگر در برابر فشارهاى سلوك، تاب نياورد و استقامت نكند، مهذب نخواهد شد و از آن نردبانى كه بالا رفته، سرنگون خواهد شد و بدتر از گذشته مى‏شود، ولى اگر تمام آن فشارها را تحمل كند، بر شهوات خود پاى بنهد، از جاه پرستى، مال پرستى، زن پرستى، دست بكشد، به طور قطع موفق مى‏شود و مى‏تواند سلوك نفسانى خود را به پايان برساند.


    حفظ ايمان

    مسلمان اگر بخواهد ايمان خود را حفظ كند، بايد در برابر استهزاى بى‏دينان يا فشار آن‏ها، پافشارى كند. طمع به مال يا جاه، سبب از دست رفتن ايمانش نشود، رخ زيبا و چشمان آهويى، شهوت او را بر نينگيزد كه بر خلافت اراده خود قدم بردارد، با گرسنگى بسازد و خيال دزدى را به سر نپروراند، آن وقت است كه نزد خدا سرافراز خواهد بود و تاج افتخار را بر سر خواهد نهاد، ولى اگر در برابر شهوات تحمل نكرد و مسخره‏اى او را از نماز خواندن و روزه گرفتن بازداشت، يا دلبرى رعنا، به باده گساريش خواند و او دعوتش را پذيرفت، يا جاه‏طلبى وارداش كرد كه حق ديگران را پامال كند، به اسفل السافلين خواهد رفت و روسياهى دو جهان، از آن او خواهد بود.
    پس، كسى كه خواهان دست يافتن به چيزى است، يا دوست دار رسيدن به آرزويى است، تا استقامت نداشته باشد، به مقصود خود نخواهد رسيد؛ زيرا راه وصول به هر هدفى، استقامت است و بس.
    استقامت ( مديريت : حور العین )

صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •