^*^*^تفسیر سوره مبارکه حجرات^*^*^ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
^*^*^تفسیر سوره مبارکه حجرات^*^*^
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 17 , از مجموع 17
  1. #11
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    kabotar پاسخ : ^*^*^تفسیر سوره مبارکه حجرات^*^*^




    آیه 12
    يَآ أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اجْتَنِبُواْ كَثِيراً مِّنَ الظَّنِ‏ّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِ‏ّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُواْ وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضاً أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُواْ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِيمٌ‏

    ترجمه
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از بسيارى گمان‏ها دورى كنيد، زيرا بعضى گمان‏ها گناه است. و (در كار ديگران) تجسّس نكنيد و بعضى از شما ديگرى را غيبت نكند، آيا هيچ يك از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ (هرگز) بلكه آن را ناپسند مى‏دانيد و از خدا پروا كنيد، همانا خداوند بسيار توبه‏پذير مهربان است.

    نکته ها

    در ادامه آيه قبل، اين آيه نيز به عواملى چون سوءظن، تجسّس و غيبت، كه صلح و صفا و اخوّت ميان مؤمنان را به هم مى‏زند اشاره مى‏كند.
    در قرآن، به حسن ظن سفارش شده و از گمان بد نسبت به ديگران نهى گرديده است. در سوره‏ى نور مى‏خوانيم: «لولا اِذ سَمِعتُموه ظَنّ المؤمنونَ و المؤمنات باَنفسِهم خَيراً»(110) چرا در باره‏ى شنيده‏هاى خود نسبت به مردان و زنان با ايمان، حسن ظن نداريد؟
    همان‏گونه كه آيه‏ى نهم اين سوره، براى امنيّت و حفظ جان مردم، همه‏ى مسلمانان را مسئول مبارزه با ياغى و تجاوزگر دانست، اين آيه نيز براى حفظ آبروى مردم؛ سوءظن، تجسّس و غيبت را حرام كرده است.
    امروزه حقوق‏دانان جهان، از حقوق بشر حرف مى‏زنند، ولى اسلام به مسائلى از قبيل تمسخر، تحقير، تجسّس و غيبت توجّه دارد كه حقوق‏دانان از آن غافلند.
    هيچ گناهى مثل غيبت به درّندگى بى‏رحمانه تشبيه نشده است. آرى، حتّى حيوانات درنده هم نسبت به هم جنس خود تعرّض نمى‏كند.
    اقسام سوء ظن و بدگمانى‏
    سوء ظن اقسامى دارد كه بعضى پسنديده و برخى ناپسند است:
    1. سوءظن به خدا، چنانكه در حديث مى‏خوانيم: كسى كه از ترس خرج ومخارج زندگى ازدواج نمى‏كند، در حقيقت به خدا سوء ظن دارد؛ گويا خيال مى‏كند اگر تنها باشد خدا قادر است رزق او را بدهد، ولى اگر همسر داشته باشد، خدا قدرت ندارد. اين سوءظن، مورد نهى است.
    2. سوء ظن به مردم، كه در اين آيه از آن نهى شده است.
    3. سوء ظن به خود، كه مورد ستايش است. زيرا انسان نبايد به خود حسن ظن داشته باشد و همه كارهاى خود را بى‏عيب بپندارد. حضرت على‏عليه السلام در برشمردن صفات متّقين در خطبه همام مى‏فرمايد: يكى از كمالات افراد باتقوا آن است كه نسبت به خودشان سوء ظن دارند.
    آرى، افرادى كه خود را بى‏عيب مى‏دانند، در حقيقت نور علم و ايمانشان كم است و با نور كم، انسان چيزى نمى‏بيند. اگر شما با يك چراغ قوّه وارد سالنى بزرگ شويد، جز اشياى بزرگ چيزى را نمى‏بينيد، ولى اگر با نور قوى مانند پرژكتور وارد سالن شديد، حتّى اگر چوب كبريت يا سنجاقى در سالن باشد مى‏توانيد آن را ببينيد.
    افرادى كه نور ايمانشان كم است، جز گناهان بزرگ چيزى به نظرشان نمى‏آيد و لذا گاهى مى‏گويند: ما كه كسى را نكشته‏ايم! از ديوار خانه‏اى كه بالا نرفته‏ايم! و گناه را تنها اين قبيل كارها مى‏پندارند، امّا اگر نور ايمان زياد باشد، تمام لغزش‏هاى ريز خود را نيز مى‏بينند و به درگاه خدا ناله و استغفار مى‏كنند.
    اگر كسى نسبت به خود خوش‏بين شد، هرگز ترقّى نمى‏كند. او مثل كسى است كه دائماً به پشت سر خود و به راههاى طى شده نگاه مى‏كند و به آن مغرور مى‏شود، ولى اگر به جلو نگاه كند و راههاى نرفته را ببيند، خواهد دانست كه نرفته‏ها چند برابر راههاى رفته است!
    توجّه به اين نكته لازم است كه معناى حسن‏ظن؛ سادگى، زودباورى، سطحى‏نگرى و غفلت از توطئه‏ها و شيطنت‏ها نيست. اُمّت اسلامى هرگز نبايد به خاطر حسن ظن‏هاى نابجا، دچار غفلت شده ودر دام صيادان قرار گيرد.
    غيبت و پيامدهاى آن‏
    غيبت آن است كه انسان در غياب شخصى چيزى بگويد كه مردم از آن خبر نداشته باشند و اگر آن شخص بشنود، ناراحت شود.(111)
    رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: دست از سر مرده‏ها برداريد و بدى‏هاى آنان را بازگو نكنيد، كسى كه مُرد، خوبى‏هايش را بيان كند.(112)
    امام صادق‏عليه السلام فرمود: غيبت كننده اگر توبه كند، آخرين كسى است كه وارد بهشت مى‏شود و اگر توبه نكند، اوّلين كسى است كه به دوزخ برده مى‏شود.(113)
    امام رضا عليه السلام از امام سجاد عليه السلام نقل مى‏كند كه هر كس از ريختن آبروى مسلمانان خود را حفظ كند، خداوند در قيامت لغزشهاى او را ناديده مى‏گيرد.(114)
    پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله فرمودند: هر كس زن يا مردى را غيبت كند، تا چهل روز نماز و روزه‏اش پذيرفته نمى‏شود.(115)
    پيامبرصلى الله عليه وآله فرمودند: در قيامت هنگامى كه نامه‏ى اعمال انسان به دست او داده مى‏شود، عدّه‏اى مى‏گويند: چرا كارهاى خوب ما در آن ثبت نشده است؟ به آنها گفته مى‏شود: خداوند، نه چيزى را كم و نه چيزى را فراموش مى‏كند، بلكه كارهاى خوب شما به خاطر غيبتى كه كرده‏ايد از بين رفته است. در مقابل افراد ديگرى، كارهاى نيك فراوانى در نامه‏ى عمل خود مى‏بينند و گمان مى‏كنند كه اين پرونده از آنان نيست، به آنها مى‏گويند: به‏واسطه‏ى غيبت‏شدن، نيكى‏هاى كسى كه شما را غيبت كرده، براى شما ثبت شده است.(116)
    سؤال: چرا در روايات كيفر يك لحظه غيبت كردن، محور نابودى عبادات چند ساله‏ى انسان بيان شده است؟ آيا اين نوع كيفر عادلانه است؟
    پاسخ: همان گونه كه غيبت كننده در يك لحظه، آبرويى را كه مؤمن سال‏ها به دست آمده مى‏ريزد، خداوند هم عباداتى را كه او سال‏ها بدست آورده از بين مى‏برد. بنابراين محو عبادات چندساله، يك كيفر عادلانه است.
    رسول خداصلى الله عليه وآله در آخرين سفر خود به مكّه فرمودند: خون و مال و آبروى مسلمان، محترم است، همان گونه كه اين ماه ذى‏الحجة و اين ايام حج محترم است.(117)
    در روايات، نام غيبت كننده در كنار كسى آمده كه دائماً شراب مى‏خورد. «تحرم الجَنّة على المغتاب و مُدمِن الخمر»(118) كسى كه غيبت مى‏كند و شراب مى‏نوشد، از بهشت محروم است.
    بر اساس روايات، كسى كه عيوب برادر دينى خود را پى‏گيرى (و براى ديگران نقل) كند، خداوند زشتى‏هاى او را آشكار مى‏كند.(119)
    پيامبرصلى الله عليه وآله فرمودند: يك درهم ربا، از سى و شش زنا بدتر است و بزرگ‏ترين ربا، معامله با آبروى مسلمان است.(120)
    در حديث مى‏خوانيم: نشستن در مسجد به انتظار نمازِ جماعت، عبادت است البتّه مادامى كه منجر به غيبت نشود.(121)
    پيامبرصلى الله عليه وآله در آخرين خطبه خود در مدينه فرمودند: اگر كسى غيبت كند، روزه‏ى او باطل است.(122) يعنى از بركات وآثار معنويى كه يك روزه‏دار برخوردار است، محروم مى‏شود.
    اگر از بدن انسان زنده قطعه‏اى جدا شود، امكان پر شدن جاى آن هست، ولى اگر از مرده چيزى كنده شود، جاى آن همچنان خالى مى‏ماند. غيبت، بردن آبروى مردم است و آبرو كه رفت ديگر جبران نمى‏شود. «لحم اخيه ميتاً»
    جبران غيبت‏
    براى جبران غيبت‏هايى كه در گذشته مرتكب شده‏ايم، در صورتى كه غيبت‏شونده زنده و در قيد حيات است؛ اگر به او بگوييم كه ما غيبت تو را كرده‏ايم ناراحت مى‏شود، به گفته بعضى مراجع تقليد(123)، نبايد به او گفت، بلكه بايد بين خود و خداوند توبه كرد و اگر امكان دسترسى به شنوندگان غيبت است، به گونه‏اى با ذكر خير و تكريم آن فرد، تحقير گذشته را جبران كنيم و اگر غيبت‏شونده ناراحت نمى‏شود، از خود او حلاليّت بخواهيم؛ اما اگر غيبت شونده از دنيا رفته است، بايد توبه كرده و از درگاه خداوند عذرخواهى كنيم كه البتّه خداوند توبه‏پذير و بخشنده است.
    شيخ طوسى در شرح تجريد، بر اساس حديثى از پيامبرصلى الله عليه وآله مى‏فرمايد: اگر غيبت شونده، غيبت را شنيده است، جبران آن به اين است كه نزد او برويم و عذرخواهى كرده و حلاليّت بخواهيم، امّا اگر نشنيده است، بايد هرگاه يادى از غيبت شونده كرديم، براى او استغفار نماييم. «انّ كفّارة الغيبة أن تستغفر لمَن اغتبتَه كلّما ذكرتَه»(124)
    موارد جواز غيبت‏
    در مواردى، غيبت كردن جايز است كه به بعضى از آنها اشاره مى‏كنيم:
    1. در مقام مشورت در كارهاى مهم؛ يعنى اگر شخصى درباره‏ى ديگرى در مورد ازدواج و گزينش و مسئوليت دادن و... مشورت خواست، ما مى‏توانيم عيب‏هاى آن فرد را به مشورت كننده بگوييم.
    2. براى ردّ سخن و عقيده‏ى باطلِ اشخاصى كه داراى چنين اعتقاداتى هستند، نقل سخن و عيب سخن آنها جايز است، تا مبادا مردم دنباله‏رو آنها شوند.
    3. براى گواهى دادن نزد قاضى، بايد حقيقت را گفت گرچه غيبت باشد.
    4. براى اظهار مظلوميّت، بيان كردن ظلم ظالم مانعى ندارد.
    5. كسى‏كه بدون حيا و آشكارا گناه مى‏كند، غيبت او مانعى ندارد ندارد.
    6. براى ردّ ادعاهاى پوچ، غيبت مانعى ندارد. كسى كه مى‏گويد: من مجتهدم، دكترم، سيّدم، و ما مى‏دانيم كه او اهل اين صفات نيست، جايز است به مردم آگاهى دهيم تا فريب نخورند.
    شنيدن غيبت‏
    وظيفه شنونده، گوش ندادن به غيبت ودفاع از مؤمن است. در حديث مى‏خوانيم: «السّاكتُ شَريكُ القائل»(125) كسى كه غيبت را بشنود و سكوت كند، شريكِ جرم گوينده است.
    پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: هر كس غيبتى را بشنود و آن را ردّ كند، خداوند هزار باب شرّ را در دنيا و آخرت بر او مى‏بندد، ولى اگر ساكت بود و گوش داد، گناه گوينده نيز براى او ثبت مى‏شود. و اگر بتواند غيبت‏شونده را يارى كند، ولى يارى نكند، در دو دنيا خوار و ذليل مى‏شود.(126)
    در روايتى، غيبت كردن؛ كفر و شنيدن و راضى بودن به آن، شرك دانسته شده است.(127)
    در آيه‏ى 36 سوره اسراء مى‏خوانيم: «انّ السّمع و البصر والفؤاد كلّ اولئك كان عنه مسئولا» هر يك از گوش و چشم و دل انسان، در قيامت مورد بازخواست قرار مى‏گيرند. بنابراين ما حق شنيدن هر حرفى را نداريم.110) نور، 12.
    111) وسائل، ج‏8، ص‏600 و 604.
    112) نهج‏الفصاحه، حديث‏264.
    113) مستدرك، ج‏9، ص‏117.
    114) بحار، ج‏72، ص‏256.
    115) بحار، ج‏72، ص‏258.
    116) بحار، ج‏72، ص‏259.
    117) شرح نهج‏البلاغه، ابن‏ابى‏الحديد، ج‏9، ص‏62.
    118) بحار، ج‏72، ص‏260.
    119) محجّة البيضاء، ج‏5، ص‏252 از سنن ابى‏داود ج‏2، ص‏568.
    120) بحار، ج‏72، ص‏222.
    121) كافى، ج‏2، ص‏357.
    122) محجّةالبيضاء، ج‏5،ص‏254.
    123) از حضرت آيةاللَّه گلپايگانى‏قدس سره پرسيدم: آيا لازم است به ديگران بگوييم كه ما غيبت شما را كرده‏ايم تا ما را حلال كنند؟ فرمود: نه، زيرا او ناراحت مى‏شود و ناراحت كردن مسلمان، خود گناه ديگرى است. پس جبران غيبت، استغفار است و حلاليّت خواستن در همه جا لازم نيست.
    124) وسائل، ج‏8 ، ص‏605.
    125) غررالحكم.
    126) وسائل، ج‏8، ص‏606.
    127) بحار، ج‏72، ص‏226.

    پیام ها
    1- ايمان، تعهّدآور است و بايد از يك‏سرى افكار و اعمال دورى نمايد. «يا ايّها الّذين آمنوا اجتنبوا...» (ايمان، با سوءظن و تجسّس و غيبت سازگار نيست.)
    2- براى دورى از گناهان حتمى، بايد از گناهان احتمالى اجتناب كنيم. (بنابراين از آنجايى كه برخى گمان‏ها گناه است، بايد از بسيارى گمان‏ها، دورى كنيم.) «اجتنبوا كثيراً... انّ بعض الظن اثم»
    3- در جامعه‏ى ايمانى، اصل بر اعتماد، كرامت و برائت انسان‏ها است. «انّ بعض الظن اثم»
    4- براى جلوگيرى از غيبت بايد زمينه‏هاى غيبت را مسدود كرد. (راه ورود به غيبت، اوّل سوء ظن و سپس پيگيرى و تجسّس است، لذا قرآن به همان ترتيب نهى كرده است.) «اجتنبوا كثيراً من الظن... لاتجسسوا ولا يغتب»
    5 - گناه، گرچه در ظاهر شيرين و دلنشين است، ولى در ديد باطنى و ملكوتى، خباثت و تنفّرآور است. «يأكل لحم اخيه ميتاً» (باطن غيبت، خوردن گوشت مرده است و درباره هيچ گناهى اين نوع تعبير بكار نرفته است.)
    6- از شيوه‏هاى تبليغ و تربيت، استفاده از مثال و تمثيل است. «أيحبّ احدكم...»
    7- در شيوه نهى از منكر، از تعبيرات عاطفى استفاده كنيم. «لايغتب... أيحبّ احدكم ان يأكل لحم اخيه»
    8 - غيبت و بدگويى از ديگران حرام است، از هر سنّ و نژاد و مقامى كه باشد.«لايغتب...» («احدكم» شامل كوچك و بزرگ، مشهور و گمنام، عالم و جاهل، زن و مرد و... مى‏شود.)
    9- مردم باايمان، برادر و هم‏خون يكديگرند. «لحم اخيه»
    10- همان گونه كه مرده قدرت دفاع از خود را ندارد، شخصى كه مورد غيبت قرار گرفته است، چون حاضر نيست، قدرت دفاع ندارد. «ميتاً»
    11- غيبت كردن، نوعى درّندگى است. «يأكل لحم اخيه ميتاً»
    12- غيبت، با تقوا سازگارى ندارد. «لايغتب... واتّقوا اللَّه»
    13- تقوا، انسان را به سوى توبه سوق مى‏دهد. «واتّقوا اللَّه ان اللّه توّاب»
    14- در اسلام بن‏بست وجود ندارد، با توبه مى‏توان گناه گذشته را جبران كرد. «لايغتب... ان اللَّه توّاب رحيم»
    15- عذرپذيرى خداوند، همراه با رحمت است. «توّاب رحيم»
    16- توبه پذيرى خداوند، جلوه‏اى از رحمت اوست. «توّاب رحيم»

    ^*^*^تفسیر سوره مبارکه حجرات^*^*^





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  2. #12
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ^*^*^تفسیر سوره مبارکه حجرات^*^*^




    آیه 13
    يَآ أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى‏ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَ قَبَآئِلَ لِتَعَارَفُواْ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ

    ترجمه
    اى مردم! ما شما را از مرد و زن آفريديم و شما را تيره‏ها و قبيله‏ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد، همانا گرامى‏ترين شما نزد خدا، با تقواترين شماست، همانا خدا داناى خبير است.

    نکته ها

    بعضى مفسّران اين آيه را مرتبط با آيات قبل دانسته و گفته‏اند: چون مسخره و غيبت كردن، برخاسته از روحيّه‏ى خودبرتربينى و تحقير ديگران است، اين آيه مى‏فرمايد: ملاك برترى و كرامت، تقواست، نه جنس و نژاد.
    دراين آيه به سه اصل مهم اشاره شده است: اصل مساوات در آفرينش زن و مرد، اصل تفاوت در ويژگى‏هاى بشرى و اصل اين‏كه تقوا ملاك برترى است. البتّه در آيات ديگر قرآن، ملاك‏هايى از قبيل علم، سابقه، امانت، توانايى و هجرت نيز به چشم مى‏خورد.

    پیام ها

    1- مرد يا زن بودن، يا از فلان قبيله وقوم بودن، ملاك افتخار نيست كه اينها كار خداوند است. «خلقنا، جعلنا»
    2- تفاوت‏هايى كه در شكل و قيافه و نژاد انسان‏ها ديده مى‏شود، حكيمانه و براى شناسائى يكديگر است، نه براى تفاخر. «لتعارفوا»
    3- كرامت در نزد مردم زودگذر است، كسب كرامت در نزد خداوند مهم است. «اكرمكم عنداللّه»
    4- قرآن، تمام تبعيض‏هاى نژادى، حزبى، قومى، قبيله‏اى، اقليمى، اقتصادى، فكرى، فرهنگى، اجتماعى و نظامى را مردود مى‏شمارد و ملاك فضيلت را تقوا مى‏داند. «ان اكرمكم عنداللّه أتقاكم»
    5 - برترى‏جويى، در فطرت انسان است و اسلام مسير اين خواسته‏ى فطرى را تقوا قرار داده است. «انّ اكرمكم عنداللّه أتقاكم»
    6- ادّعاى تقوا و تظاهر به آن نكنيم كه خدا همه را خوب مى‏شناسد. «عليم خبير»

    ^*^*^تفسیر سوره مبارکه حجرات^*^*^





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  3. #13
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ^*^*^تفسیر سوره مبارکه حجرات^*^*^




    آیه 14
    قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُواْ وَلَكِن قُولُواْ أَسْلَمْنَا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِى قُلُوبِكُمْ وَإِن تُطِيعُواْ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَا يَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ‏

    ترجمه
    آن اعراب باديه‏نشين گفتند: ما ايمان آورده‏ايم، به آنان بگو: شما هنوز ايمان نياورده‏ايد، بلكه بگوئيد: اسلام آورده‏ايم و هنوز ايمان در دلهاى شما وارد نشده است و اگر خدا و رسولش را اطاعت كنيد، خداوند ذرّه‏اى از اعمال شما كم نمى‏كند. همانا خداوند آمرزنده مهربان است.

    نکته ها
    مراد از اعراب، باديه‏نشينانند كه بعضى آنان مؤمن بودند، چنانكه در سوره‏ى توبه از آنان تجليل شده است: «و مِن الاَعراب مَن يُؤمن بِاللَّهِ و اليومِ الآخر»(128)، ولى بعضى از آنان خود را بالاتر از آنچه بودند مى‏پنداشتند و ادّعاى ايمان مى‏كردند، در حالى كه يك تازه مسلمانى بيش نبودند.
    تفاوت اسلام با ايمان‏
    1. تفاوت در عمق.
    اسلام، رنگ ظاهرى است، ولى ايمان تمسّك قلبى است. امام صادق‏صلى الله عليه وآله به مناسبت آيه‏ى «و مَن اَحسَنُ من اللَّه صِبغَة»(129) فرمود: رنگ الهى اسلام است، و در تفسير آيه‏ى «فقد استَمسَك بِالعُروَة الوثقى‏»(130) فرمود: تمسّك به ريسمان محكم الهى، همان ايمان است.(131)
    2. تفاوت در انگيزه.
    گاهى انگيزه‏ى اسلام آوردن، حفظ يا رسيدن به منافع مادّى است، ولى انگيزه‏ى ايمان حتماً معنوى است. امام صادق‏عليه السلام فرمودند: با اسلام آوردن، خون انسان حفظ مى‏شود و ازدواج با مسلمانان حلال مى‏شود، ولى پاداش اخروى بر اساس ايمان قلبى است.(132)
    3. تفاوت در عمل.
    اظهار اسلام، بدون عمل ممكن است، ولى ايمان بايد همراه عمل باشد، چنانكه در حديث مى‏خوانيم: «الايمانُ اِقرارٌ وعَمَل و الاسلام اِقرارٌ بلاعَمَل»(133) بنابراين در ايمان، اسلام نهفته است، ولى در اسلام ايمان نهفته نيست.
    در حديث ديگرى، اسلام، به مسجد الحرام وايمان به كعبه تشبيه شده كه در وسط مسجدالحرام قرار گرفته است.(134)
    امام باقرعليه السلام فرمود: ايمان، چيزى است كه در قلب مستقر مى‏شود و انسان به وسيله آن به خدا مى‏رسد و عمل، آن باور قلبى را تصديق مى‏كند. ولى اسلام چيزى است كه در گفتار و رفتار ظاهر مى‏گردد، گرچه در قلب جاى نگرفته باشد.(135)
    4. تفاوت در رتبه.
    در حديث مى‏خوانيم: ايمان، بالاتر از اسلام و تقوا، بالاتر از ايمان و يقين، بالاتر از تقوا است و در ميان مردم چيزى كمياب‏تر از يقين نيست.(136)128) توبه، 99.
    129) بقره، 138.
    130) بقره، 256.
    131) كافى، ج‏2، ص 14.
    132) كافى، ج‏2، ص 24.
    133) كافى، ج‏2، ص‏24.
    134) كافى، ج‏2، ص‏52.
    135) كافى، ج‏2، ص‏26.
    136) كافى، ج‏2، ص‏51.

    پیام ها
    1- به هر ادّعا و شعارى گوش ندهيم. «و قالتِ الاَعراب آمنّا»
    2- ادّعاهاى نابجا را مهار كنيم. «قل لم تؤمنوا»
    3- هر كس حريم خود را حفظ كند و بيش از آنچه هست خود را مطرح نكند. «قولوا اَسلَمنا»
    4- اسلام، امرى ظاهرى است، ولى ايمان، به دل مربوط است. «فى قلوبكم»
    5 - با مدّعيان كمال بايد به گونه‏اى سخن گفت كه از رسيدن به كمال نااميد نشوند. «و لمّا يَدخُل الايمان فى قلوبكم»
    6- راه رسيدن به ايمان، اطاعتِ عملى است، نه ادّعاى زبانى. «لما يدخل الايمان... و ان تُطيعوا اللَّه و رسوله...»
    7- اطاعت از پيامبرصلى الله عليه وآله در كنار اطاعت از خدا آمده است و اين نشانه‏ى عصمت پيامبر است كه بايد او را بدون چون وچرا اطاعت كرد. «ان تُطيعوا اللَّه ورسوله»
    8 - خداوند، عادل است وذرّه‏اى از پاداش عمل انسان را كم نمى‏كند. (مديريّت صحيح آن است كه ذرّه‏اى از حقوق ديگران كم‏گذاشته نشود.) «لا يَلِتكم من اعمالكم شيئاً»
    9- اطاعت از خدا و رسول، زمينه دريافت بخشش و رحمت الهى است. «تطيعوا... انّ اللّه غفور رحيم»

    ^*^*^تفسیر سوره مبارکه حجرات^*^*^





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  4. #14
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    kabotar پاسخ : ^*^*^تفسیر سوره مبارکه حجرات^*^*^




    آیه15
    إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُواْ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ‏يَرْتَابُواْ وَ جَاهَدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِى سَبِيلِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ‏

    ترجمه
    مؤمنان، تنها كسانى هستند كه به خدا ورسولش ايمان آورده و دچار ترديد نشدند و با اموال و جانهاى خود در راه خدا جهاد كردند. اينانند كه (در ادّعاى ايمان) راستگويانند.

    نکته ها
    سيماى مؤمن واقعى‏
    چهار آيه‏ى قرآن با جمله «انّما المؤمنون» شروع شده كه ترسيم سيماى مؤمن واقعى است:
    1. «انّما المؤمنون الّذين اذا ذُكر اللَّه وَجِلتْ قلوبهم و اذا تُليت عليهم آياته زادتهم ايماناً و على ربّهم يَتوكّلون»(137) مؤمنان واقعى كسانى هستند كه هرگاه نام خداوند برده شود، دلهايشان مى‏لرزد و همين كه آيات الهى بر آنان تلاوت شود، ظرفيت آنان به ايمان افزوده مى‏گردد وتنها بر خدا تكيه مى‏كنند.
    2. «انّما المؤمنون الّذين آمنوا باللّه و رسوله و اذا كانوا معه على امرٍ جامع لم يَذهَبوا حتّى يَستأذِنوه...»(138) مؤمنان واقعى كسانى هستند كه به خدا و رسولش ايمان دارند و هرگاه در يك كار دسته جمعى با پيامبر هستند، بدون اجازه‏ى حضرت از صحنه خارج نمى‏شوند.
    3 و 4. در همين سوره مطرح شده است؛ يك بار در آيه دهم، «انّما المؤمنون اخوة...» و بار ديگر در همين آيه.
    اگر اين چهار آيه را در كنار هم بگذاريم، سيماى مؤمنان صادق و واقعى را كشف مى‏كنيم. همانان كه قرآن درباره‏شان فرموده است: «اولئك هم المؤمنون حقّا»(139) و«اولئك هم الصادقون» بنابراين مؤمنان واقعى كسانى هستند كه:
    1. دلهاى آنان به ياد خدا بتپد، نه با مال و مقام و... . «اذا ذكر اللَّه وَجِلَت قلوبهم»
    2. دائماً در حال حركت و تكامل هستند و توقّفى در كارشان نيست و در برابر هر پيام الهى؛ متعهّد، عاشق و عامل هستند. «و اذا تُليت عليهم آياته زادتهم ايمانا»
    3. تنها تكيه‏گاه آنان ايمان به خداست، نه قراردادها و وابستگى‏هاى به شرق و غرب و... . «على ربّهم يَتوكّلون»
    4. در نظام اجتماعى، پيرو رهبر الهى هستند و بدون دستور او حركتى نمى‏كنند و نسبت به او وفادارند. «اذا كانوا معه على امرٍ جامع لم يَذهَبوا حتّى يَستأذنوه»
    5. خود را برتر از ديگران ندانند و با همه به چشم برادرى نگاه كنند. «انّما المؤمنون اخوة»
    6. ايمان آنان پايدار است. ايمانشان بر اساس علم، عقل و فطرت است و به خاطر عمل به آنچه مى‏دانند، به درجه‏ى يقين رسيده‏اند و تبليغات و حوادث تلخ و شيرين آنان را دلسرد و دچار ترديد نمى‏كند. «ثمّ لم يَرتابوا»
    7. هر كجا لازم باشد، با مال وجان از مكتب دفاع مى‏كنند. «و جاهدوا باَموالهم و انفسهم»137) انفال، 2.
    138) نور، 62.
    139) انفال، 4 و 74

    پیام ها
    1- قرآن، هم ملاك و معيار كمال را بيان مى‏كند، «انّ اكرَمَكم عنداللّه اتقاكم» و هم الگوهاى كامل را نشان مى‏دهد. «انّما المؤمنون الّذين...»
    2- ايمان به پيامبر، در كنار ايمان به خداوند لازم است. «آمنوا باللّه و رسوله»
    3- نشانه‏ى ايمان واقعى، پايدارى و عدم ترديد در آن است. «ثمّ لم يَرتابوا»
    4- ايمان، امرى باطنى است كه از راه عمل شناخته مى‏شود. «انّما المؤمنون الّذين... جاهدوا...»
    5 - ايمان بدون جهاد، شعارى بيش نيست. «جاهدوا باموالهم و انفسهم...» (كمال ايمان به گذشت از جان و مال است.)
    6- در فرهنگ اسلام، جهاد مالى و جانى، بايد در راه خدا باشد. «جاهدوا... فى سبيل اللّه»

    ^*^*^تفسیر سوره مبارکه حجرات^*^*^





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  5. #15
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    joheh1 پاسخ : ^*^*^تفسیر سوره مبارکه حجرات^*^*^




    آیه 16
    قُلْ أَتُعَلِّمُونَ اللَّهَ بِدِينِكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِى السَّمَوَاتِ وَمَا فِى الْأَرْضِ وَاللَّهُ بِكُلِ‏ّ شَىْ‏ءٍ عَلِيمٌ‏

    ترجمه
    بگو: آيا شما، خدا را از دين و ايمان خود آگاه مى‏كنيد، در حالى كه خداوند آنچه را در آسمان‏ها و آنچه را در زمين است مى‏داند و خداوند به هر چيزى دانا است!؟

    نکته ها
    گروهى با سوگند به پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله گفتند كه ايمان ما صادقانه است. اين آيه نازل شد كه نياز به سوگند نيست، خداوند به همه چيز آگاه است.
    عرضه‏ى عقائد خود به اولياى خدا، اگر براى ارزيابى واصلاح ويا كسب اطمينان باشد، بسيار پسنديده است، چنانكه حضرت عبدالعظيم حسنى عقائد خود را به امام هادى‏عليه السلام عرضه كرد. امّا اگر عرضه‏ى عقائد رياكارانه باشد، جاى سرزنش وتوبيخ است.

    پیام ها
    1- تظاهر نزد پيامبرصلى الله عليه وآله در حقيقت تظاهر نزد خداست. با اين‏كه اين گروه نزد رسول خدا صلى الله عليه وآله تظاهر كردند، ولى قرآن مى‏فرمايد: «أتُعلّمون اللّه...»
    2- در برابر خداوندى كه همه چيز را مى‏داند، ادّعا و تظاهر نداشته باشيم. «أتعلّمون... واللّه يعلم...»
    3- خداوند، هم به وجود اشيا آگاه است وهم خصوصيّات هر چيزى را مى‏داند. «يعلم... وهوبكل شى عليم»



    ^*^*^تفسیر سوره مبارکه حجرات^*^*^





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  6. #16
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    shapark پاسخ : ^*^*^تفسیر سوره مبارکه حجرات^*^*^




    آیه 17
    يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُواْ قُل لَّا تَمُنُّواْ عَلَىَّ إِسْلاَمَكُم بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَدَاكُمْ لِلْإِيمَانِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ‏

    ترجمه

    آنان بر تو منّت مى‏گذارند كه اسلام آورده اند. بگو: اسلام آوردنتان را بر من منّت ننهيد، بلكه اين خداوند است كه بر شما منّت دارد كه شما را به سوى ايمان هدايت كرد، اگر راست مى‏گوييد.

    نکته ها
    بعضى از مسلمانان مثل طائفه‏ى بنى‏اسد، اسلام آوردن خود را منّتى بر پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله مى‏دانستند و مى‏گفتند: ما با آغوش باز به اسلام روى آورديم و تو بايد قدرشناس ما باشى. اين آيه آنان را از اين عمل نهى فرمود.
    خداوند در اين آيه، نعمت ايمان و در آيه‏ى 164 سوره آل‏عمران، فرستادن انبيا و در آيه‏ى 5 سوره قصص، وارث كردن مستضعفان را منّت خود بر مردم شمرده است و اين نشان مى‏دهد كه مهم‏ترين نعمت‏ها، نعمت هدايت الهى، رهبرى معصوم و حكومت حقّ مى‏باشد.

    پیام ها
    1- هدايت شدن به اسلام و پذيرش اسلام، نعمت بزرگ الهى و منّتى از جانب خداست. «بل اللَّه يمنّ»
    2- خداوند به اسلام و ايمان و عبادت ما احتياج و نيازى ندارد. «لاتمنّوا علىّ»
    3- نشانه‏ى ايمان صادقانه، خود را منّت‏دار خداوند دانستن است، نه منّت گذاشتن بر او. «لاتمنّوا... بل اللَّه يمنّ... ان كنتم صادقين» (مسلمان واقعى خود را طلبكار خدا نمى‏داند.)
    4- منّت نهادن بر پيامبر، در حقيقت منّت گذاردن بر خداست. (خداوند پاسخ منّت بر پيامبرش را آنگونه مى‏دهد كه گويا منّت بر او گذاشته‏اند.) «يمنّون عليك... بل اللَّه يمنّ...»
    5 - شما اسلام آوردن خود را منّت مى‏گذاريد، «يمنّون عليك ان اسلموا» در حالى كه خداوند شما را به مرحله‏ى ايمان هدايت فرموده است. «هداكم للايمان»
    6- مقصد نهايىِ تكامل انسان، ايمان است، «هداكم للايمان» نه تظاهر به اسلام، زيرا منافقان نيز در ظاهر چنين مى‏باشند.

    ^*^*^تفسیر سوره مبارکه حجرات^*^*^





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  7. #17
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ^*^*^تفسیر سوره مبارکه حجرات^*^*^




    آیه 18
    إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ‏

    ترجمه

    همانا خداوند نهان آسمان‏ها و زمين را مى‏داند و خداوند به آنچه عمل مى‏كنيد بيناست.

    پیام ها

    1- در آسمان‏ها و زمين، اسرار نهفته و نامكشوف بسيارى است. «انّ اللّه يعلم غيب السموات و الارض»
    2- انگيزه‏هاى پنهان بشر، گاهى به مراتب پيچيده‏تر از غيب آسمان‏ها و زمين است. (در مورد آسمان‏ها، واژه «يعلم» به كار رفته و در مورد عمل انسان‏ها، واژه «بصير» آمده است.)
    3- در مدار توحيد، ارزشها بر اساس تظاهر، منّت وشعار نيست، بلكه بر اساس اخلاص قلبى است كه آگاهى بر آن مخصوص خداست. «انّ اللَّه يعلم غيب السموات و الارض» (خداوندى كه غيب و پنهان هستى را مى‏داند، چگونه ايمان درونى ما را نمى‏داند؟)
    4- اگر انسان به علم وبصيرت خداوند ايمان داشته باشد، در رفتار و گفتار خود دقّت مى‏كند. «واللّه بصير بما تعملون» (اگر بدانيم از روزنه‏اى فيلم ما را مى‏گيرند و يا صداى ما را ضبط مى‏كنند، در كلمات وحركات خود دقّت بيشترى مى‏كنيم.)
    5 - علم خداوند همراه با بصيرت او است. علم او، اجمالى، سطحى، يك جانبه، قابل ترديد و موقّت نيست. «ان اللَّه يعلم... واللَّه بصير...»

    ^*^*^تفسیر سوره مبارکه حجرات^*^*^





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •