شبهات وهابیت سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
شبهات وهابیت
صفحه 6 از 10 نخستنخست ... 2345678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 98
  1. #51
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شبهات وهابیت




    1 - اقسام توحيد

    همانطور كه يادآور شديم توحيد براى خود و قهرا شرك نيز در برابر آن اقسامى دارد كه فقط عناوين آنها را با يك تفسير اجمالى مى‏آوريم.
    الف - توحيد ذاتى - خداى واجب الوجود، يگانه است و براى او نظير و مانندى نيست، و نيز او بسيط است و ذات او از تركيب پيراسته است.
    ب - توحيد صفاتى - صفات ثبوتى خدا همگى عين ذات او هستند. البته نه به اين معنا كه خدا فقط ذاتى دارد و از صفاتى مانند علم و قدرت در وجود او خبرى نيست (1) بلكه ذات از نظر كمال به پايه‏اى رسيده است كه علم، جدا از ذات و قدرت جدا از واقعيت او نيست، و واقعيت وجود او اين كمالات را تشكيل مى‏دهد. البته اين نوع از توحيد از آن عدليه است كه معتزله و اماميه در پوشش آن قرار گرفته‏اند ولى اهل حديث، با اين اصل مخالفت نموده و صفات او را زائد بر ذات او مى‏انگارند و اشاعره، نيز در اين مساله پيرو احمد بن حنبل هستند.
    ج - توحيد در خالقيت - در جهان آفرينش، خالق واقعى و حقيقى و مستقلى جز خدا نيست و تاثير ديگر موجودات، از فرشته و انسان و علل طبيعى، همه و همه، جنبه ظلى و تبعى دارند و به اذن و مشيت او كار، انجام مى‏دهند. اين همان معناى صحيح‏«توحيد در خالقيت‏»است كه بحثهاى دقيق علمى و قرآنى، ما را به آن رهبرى نموده است، در حالى كه اشاعره و اهل حديث توحيد در خالقيت را به گونه ناروايى تفسير كرده‏اند كه امروز دستاويز ملحدان و منكران مذهب، واقع شده است، و آن اينكه در جهان، يك مؤثر (اعم از اصلى و تبعى) بيش نيست، و خداى جهان مستقيما بدون تاثير گذارى علل و اسباب، پديد آرنده اشياء و آثار است، و در حقيقت، خدا در حال تقارن علل و اسباب طبيعى و امكانى، مستقيما اثر بخش است، و موقعيت علل، جز موقعيت مقارنت و نمايش چيزى نيست.
    اين نوع تفسير نارسا از توحيد در خالقيت، سبب شده است كه ماركسيستها، خدا شناسان را متهم به نفى قانون عليت و معلوليت نموده و بگويند آنان معتقدند خداى جهان، جانشين تمام علل و اسباب است، و اين خداست كه مستقيما تب مالاريا را در وجود انسان پديد مى‏آورد و ميكرب، نقشى در آن بيمارى ندارد آنگاه به صورت صحيح و نا صحيح بر مذاهب بتازند و آنانرا ضد علم و دانش معرفى كنند، در حالى كه نمى‏دانند، گفتار مورد نظر آنان، مربوط گروه خاصى است.
    فلاسفه و محققان اسلامى از اين نظريه كاملا بيزارند و گروه عدليه و پيروان اهل بيت، در تفسير توحيد در خالقيت، تفسير دوم را ناروا دانسته، و همگى به تفسير نخست معتقدند، و آيه(هل من خالق غير الله) (فاطر/3)را به شكل ياد شده در بالا تفسير مى‏كنند.
    شبهات وهابیت

  2. #52
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شبهات وهابیت




    د - توحيد در ربوبيت - ربوبيت، مشتق از«رب‏»به معناى صاحب است، عرب هر موقع بگويد: رب البيت، رب الدابة، رب الضيعة، مقصود صاحبان خانه و اسب و مزرعه است. ولى از آنجا كه تدبير و كارگردانى هر چيزى بر عهده صاحب آن است، طبعا مقصود از توحيد در ربوبيت، همان توحيد در تدبير و كارگردانى است‏يعنى خدا جهان را آفريد (توحيد در خالقيت) و تدبير و كارگردانى آن نيز بر عهده اوست آنچان نيست كه اصل خلقت از آن خدا باشد و كارگردانى آن را بر عهده فرشتگان، پريان و انبياء و اولياء بگذارد. بلكه او هم خالق است و هم مدبر و جهان يك خالق و يك مدبر اصيل بيش ندارد البته اعتراف بوجود يك مدبر اصيل و مستقل، مانع از آن نيست كه جهان آفرينش توده‏اى از علل و اسباب باشد كه روى يكديگر اثر نهاده و جهان آفرينش به صورت زنجيره‏اى از علل و معلومات پيش برود.
    همان طور كه در توحيد در خالقيت‏ياد آور شديم، اعتقاد به چنين توحيدى به معنى نفى ديگر علل چه از نظر آفرينندگى و چه از نظر تاثير در يكديگر، نيست، بلكه مقصود اين است كه خالق اصيل و مدبر مستقل خداست، و خالقيت و آفرينندگى موجودات امكانى، همه و همه به اذن و مشيت و سرپرستى اوست، همچنين توحيد در تدبير، مانع از اعتراف به مدبران ظلى و تبعى نيست كه تحت فرمان او، انجام وظيفه مى‏كنند، چنانكه مى‏فرمايد: (فالمدبرات امرا) (سوره نازعات/آيه 5) (سوگند به كارگردانان امر آفرينش) .
    ه - توحيد در حاكميت و ولايت - مقصود از چنين توحيد اين است كه بر بندگان خدا فقط خدا حق حكومت دارد، و هيچ انسانى بر هيچ انسانى حق حكومت ندارد چنانكه مى‏فرمايد: (ان الحكم الا الله) (يوسف/40) در همين جا نيز سخن ياد شده در توحيد در خالقيت و ربوبيت، تكرار مى‏شود. و آن اينكه حصر حق حاكميت‏به خدا مانع از آن نيست كه گروهى به فرمان او حكومت كنند و تحت‏برنامه دقيق الهى به اداره اجتماع انسانى بپردازند.
    و - توحيد در اطاعت و فرمانبردارى - حق اطاعت از شؤون حكومت است و چون حاكميت اصيل از آن خداست طبعا حق اطاعت از آن اوست و هيچ فردى نسبت‏به فردى واجد چنين حقى نيست، ولى انحصار چنين حقى به خدا، مانع از آن نيست كه گروهى به صورت نمايندگى از جانب خدا لازم الطاعة باشند و طاعت آنان در حقيقت اطاعت‏خدا باشد چنانكه مى‏فرمايد: (من يطع الرسول فقد اطاع الله) (نساء/80) «هر كس از پيامبر فرمان برد، در حقيقت از خدا فرمان برده است. »
    شبهات وهابیت

  3. #53
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شبهات وهابیت




    ز - توحيد در تشريع و قانونگذارى - مقصود از آن، اين است كه قانونگذارى، حق خاص خداست و هيچ فردى نمى‏تواند براى كسى جعل قانون كند و خداست كه با فرستادن پيامبران و كتابهاى آسمانى، بشر را به قوانين سعادت بخش، آشنا مى‏سازد، البته قانونگذارى از آن خداست، ولى برنامه ريزى مربوط به خود جامعه است كه در پرتو آن قوانين كلى، براى اداره كشور برنامه ريزى مى‏كند و اما كار مجتهدان، همان شناسايى قوانين الهى و معرفى آنهاست كه كارشناسان اين قسمت‏به شمار مى‏روند.
    ح - توحيد در عبادت - يعنى عبادت مخصوص خداست و جز او نبايد كسى را به هيچ عنوانى پرستيد. اگر برخى از مراتب توحيد (مانند توحيد صفات) مورد اختلاف است، در اين مساله كه‏«عبادت از آن خداست و جز او نبايد كسى را عبادت كرد»اختلافى وجود ندارد اصولا نميتوان فردى را موحد يا مسلمان خواند مگر آنكه اصل (اياك نعبد و اياك نستعين) را بپذيرد يعنى (تنها تو را مى‏پرستيم و تنها از تو يارى مى‏جوييم) .
    هدف اساسى از اعزام پيامبران، گسترش اين اصل است، زيرا مردم به مرور زمان از توحيد فطرى منحرف شده و به جاى خداى واقعى، خدا نماها را پرستش ميكردند خدا پيامبران را فرستاد تا مردم را به همان توحيد فطرى باز گردانند چنانكه مى‏فرمايد:
    (كان الناس امة واحدة فبعث الله النبيين مبشرين و منذرين و انزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس فيما اختلفوا فيه. . . ) (بقره/213)
    (مردم همه يك امت‏بودند، تا اينكه خدا پيامبران نويد بخش و بيم دهنده را بر انگيخت و به همراه آنها كتاب را به حق فرو فرستاد تا درباره آنچه مردم بر سر آن اختلاف كرده بودند داورى كنند) .
    آيات قرآن صريح در اين است كه توحيد در پرستش، اصل مشترك در ميان تمام پيامبران مى‏باشد، چنانكه مى‏فرمايد:
    (و لقد بعثنا في كل امة رسولا ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت. . . ) (نحل/36)
    «در ميان هر امتى پيامبرى فرستاديم كه:خدا را بپرستيد و از پرستش بتها بپرهيزيد. »
    بنابراين، اصل كلى مورد اختلاف نيست و همه ميگويند كه عبادت از آن خداست و هر نوع شرك و دو گانه پرستى و انحراف از خط توحيد محكوم است و بايد از آن دورى جست، و اگر اختلافى در كار است فقط و فقط در تشخيص جزئيات است كه آيا مثلا توسل به انسان پاكدامن، مصداق پرستش اوست، يا از جزئيات توسل به اسباب است. اينجاست كه لازم است عبادت به صورت منطقى تحديد شود، تا با در دست داشتن مقياس و ضابطه صحيح، درباره موضوعات مورد نزاع به داورى بپردازيم.
    شبهات وهابیت

  4. #54
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شبهات وهابیت




    2 - فرق توحيد ربوبى و الوهى:
    در كتابهاى وهابيان به پيروى از بنيانگذار اين مكتب، از دو نوع توحيد نام مى‏برند و مى‏گويند:«توحيد ربوبى‏»و«توحيد الوهى‏».
    توحيد نخست را به توحيد در خالقيت و توحيد دوم را به توحيد در عبادت و پرستش تفسير ميكنند، و ياد آور مى‏شوند كه همه فرق اسلامى، توحيد در خالقيت را پذيرفته‏اند و خالقى جز خدا قائل نيستند ولى آنان در الوهيت گرفتار شرك شده‏اند، زيرا كارهاى آنان مانند توسل به پيامبران و صالحان، و يا استغاثه و استمداد از آنان و يا طلب شفاعت از پيامبران، همه و همه پرستش انبياء و پيامبران است و از اين هت‏با مشركان عصر رسالت، يكسان و همگام هستند، و اگر توحيد، در ربوبيت، براى نجات از عذاب كافى بود، همه مشركان عصر رسالت، اهل نجات بودند (2) .
    در اينجا دو نكته را يادآور مى‏شويم:
    1 - تفسير ربوبيت‏به خالقيت، و الوهيت‏به پرستش از اشتباهات رائج وهابيان است كه هرگز در آن تجديد نظر نكرده‏اند و خلف از سلف اين اصطلاح را گرفته و پيوسته مى‏تازند، زيرا همانطور كه يادآور شديم، ربوبيت از كلمه‏«رب‏»به معناى صاحب گرفته شده است، و صاحب و مالك بودن يك جاندار و يا يك مزرعه تناسب با خالقيت و آفرينندگى ندارد، بلكه مناسب با مقام كارگردانى و تدبير آنهاست. صاحب يك اسب، به خاطر بهره‏گيرى از آن، سرپرستى زندگى او را بر عهده مى‏گيرد و با دادن آب و علوفه، وسيله ادامه حيات او را فراهم مى‏سازد، چنانكه صاحب يك مزرعه براى پرورش گياهان و درختان برنامه‏ريزى كرده و كارگردانى آنجا را بعهده ميگيرد. بنابراين لازم و شايسته است كه به جاى توحيد در ربوبيت همان اصطلاح معروف‏«توحيد در خالقيت‏»را بياورند. و از اصطلاح خود قرآن پيروى كنند.
    نظير چنين اشتباهى در كلمه الوهيت رخ داده است، ولى تحقيق اين است كه‏«اله‏»به معنى‏«معبود»نيست و اگر هم احيانا در آن به كار رود، اصطلاح جديدى است كه هرگز قرآن بر آن اصطلاح سخن نمى‏گويد. بلكه لفظ الله و اله يك معنا بيش ندارد. چيزى كه هست، اولى‏«علم‏»و اسم خاص است و دومى كلى و اسم عام. در حقيقت هر دو به معناى‏«خدا»هستند ولى در زبان عربى بر خلاف زبان فارسى، خدا دو نوع اسم دارد. خاص و عام، خاص، تنها بر خداى واجب الوجود اطلاق مى‏شود و بس، در حالى كه عام، هم او را شامل است و هم ديگر خدايان پندارى را كه بت‏پرستان آنها را خدا مى‏انگارند، هر چند از خدايى جز اسم، نصيب ديگرى ندارند و به تعبير قرآن:
    (ما تعبدون من دونه الا اسماء سميتموها انتم و آباؤكم ما انزل الله بها من سلطان. . . ) (يوسف/40) .
    «شما جز خدا، تنها بتهايى را مى‏پرستيد كه خودتان و پدرانتان، نام خدا بر آن نهاده‏ايد هرگز خدا بر خدايى آنان، دليل و برهانى نفرستاده است‏».
    در زبان انگليسى عين همين اختلاف هست. مثلا در زبان انگليسى كه به و اسم عام را به صورت [ god ] مى‏نويسند و از اين طريق اسم خاص را از عام جدا مى‏كنند.
    شبهات وهابیت

  5. #55
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شبهات وهابیت




    از دقت در آيات قرآنى ميتوان اين معنى را استفاده كرد كه‏«اله‏»در قرآن به معنى خداست، البته به صورت معناى عام، نه به معنى معبود، زيرا در غير اين صورت، تفسير قسمتى از آيات دچار اشكال مى‏شود، اينك در آيات ياد شده در زير دقت‏بفرمائيد:
    1 - (لو كان فيهما الهة الا الله لفسدتا) (انبياء/22)
    «هر گاه در آسمانها و زمين خدايان ديگرى جز الله وجود داشتند، نظام آفرينش دچار فساد و تباهى مى‏شد.
    مضمون آيه و برهانى كه آيه ياد آور مى‏شود در صورتى صحيح است كه‏«اله‏»را به معنى خدا بگيريم نه به معنى معبود و در غير اين صورت، استدلال ناتمام خواهد بود، و مقصود اين است اگر در جهان خدايانى، همانند، واجب الوجود بود، دستگاه آفرينش دچار فساد و تباهى مى‏شد، زيرا خدايان ديگر، بسان خداى واقعى داراى علم و قدرت، خلقت و آفرينش (و لا اقل) تصرف و تدبير در آسمانها و زمين هستند، و تعدد مدبر، جز تباهى كار نتيجه‏اى ندارد، ولى اگر بگوئيم:مقصود اين است كه اگر معبودهايى جز خدا بودند، جهان دچار تباهى مى‏شد، طبعا استدلال نارسا خواهد بود زيرا:در جهان، معبودانى به حق و يا باطل جز خدا هستند ولى نظام بر پاست.
    و لذا وقتى گروهى كه اله را به معنى معبود مى‏گيرند، با چنين اشكالى روبرو مى‏شوند، ناچار مى‏شوند كلمه‏«بحق‏»در خود آيه مقدر كنند و بگويند قل لو كان فيهما آلهة (بحق) يعنى اگر معبودان بحقى جز خدا بودند، دستگاه آفرينش دچار تباهى مى‏شد، طبعا معبودان به حق بايد مانند«الله‏»داراى خلقت و تصرف باشند در اين صورت، تالى فاسدى را كه آيه متذكر شده به دنبال خواهد داشت.
    ناگفته پيداست، چنين تصرفى در كلام فصيح و بليغ بسيار نارواست و تا دليلى در كار نباشد، تقدير، باطل خواهد بود، عين همين گفتار در آيه ديگر نيز حاكم است. يعنى استدلال در صورتى صحيح است كه اله در آن به معنى خدا (به صورت عام) باشد نه به معنى معبود، و گرنه استدلال ناتمام بوده و براى تكميل آن ناچاريم كلمه بر حق را تقدير بگيريم.
    شبهات وهابیت

  6. #56
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شبهات وهابیت




    2 - (و ما كان معه من اله اذا لذهب كل اله بما خلق و لعلا بعضهم على بعض سبحان الله عما يصفون) (مؤمنون/91)
    «بگو اگر با او خداى ديگرى بود (نه معبود ديگر) در اين صورت، هر خدايى به سوى تدبير مخلوق خود مى‏رفت، و برخى بر برخى برترى مى‏جستند. »
    آنچه مى‏تواند اين برهان را روشن سازد اين است كه در كنار خدا، خداى ديگرى باشد كه به گونه‏اى در جهان متصرف باشد، نه معبود ديگر، و گرنه اعتقاد به معبودهاى ناتوان و بيچاره كه از تصرف و تدبير دور باشند چنين تالى فاسدى را به دنبال ندارد.
    3 - (قل لو كان معه آلهة كما يقولون اذا لابتغوا الى ذى العرش سبيلا) (اسراء/42)
    «اگر با او خدايانى بود، هر يك از آنان سعى مى‏كردند كه به سوى خداى صاحب عرش راهى پيدا كند. »
    مضمون آيه اين است كه تعدد«اله‏»مايه اينست كه آن اله پندارى، به خداى واقعى راه پيدا كند و اين در صورتى است كه مقصود از اله همان خدا باشد كه خلقت و تصرف در آفرينش از شؤون اوست، و گرنه تعدد معبود منهاى اين دو صفت، ملازم با هم رتبه بودن با خدا نيست، تا به سوى او راه پيدا كند.
    شبهات وهابیت

  7. #57
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شبهات وهابیت




    4 - (انكم و ما تعبدون من دون الله حصب جهنم انتم لها واردون لو كان هؤلاء آلهة ما وردوها. . . ) (انبياء/98 - 99)
    «شما و آنچه را كه جز او مى‏پرستيد هيزم جهنم خواهيد بود و همگى بر آن وارد مى‏شويد. اگر آنچه مى‏پرستيد، خدا بودند، قطعا وارد دوزخ نمى‏شدند)
    برهانى كه اين آيه اقامه مى‏كند در صورتى نتيجه مى‏بخشد كه آلهه به معنى خدايان باشد، زيرا خدايى خداست كه مانع از ورود او به دوزخ مى‏شود نه معبود بودن او.
    خلاصه در اين آيات چهارگانه كه قرآن براهين عقلى دقيق بر يكتايى خدا، اقامه مى‏كند، ناچاريم كه اله و آلهه را به همان معناى خدا به معناى عام بگيريم نه به معنى معبود و در غير اين صورت براهين مورد نظر، بى نتيجه خواهند بود، زيرا تعدد خداست كه مايه فساد دستگاه آفرينش مى‏شود نه تعدد معبود (مضمون دو آيه اول و دوم) و دوگانگى خداست كه سبب مى‏شود هر خدايى به خداى واقعى راه پيدا كند نه دو گانگى معبود (مضمون آيه سوم) خدا بودن است كه مانع از آن مى‏شود كه هيزم دوزخ گردد نه مجرد معبود بودن ولى اگر لفظ اله در اين آيات به معنى معبود گرفته شود، ناچاريم براى تصحيح معنى آيات، كلمه(بحق)را مقدر بگيريم.
    شبهات وهابیت

  8. #58
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شبهات وهابیت




    3 - لفظ جلاله به معنى عام

    گاهى لفظ جلاله معنى علميت و جزئيت را از دست مى‏دهد و حالت كلى به خود مى‏گيرد يعنى از لفظ جلاله (الله) ، اله اراده مى‏گردد، و در دو آيه ياد شده در زير جريان از اين قبيل است.
    (هو الله الذي لا اله الا هو الملك القدوس السلام المؤمن المهيمن العزيز الجبار المتكبر سبحان الله عما يشركون) (حشر/23)
    (هو الله الخالق البارى‏ء المصور له الاسماء الحسنى يسبح له ما في السموات و الارض و هو العزيز الحكيم) (حشر/24)
    «در اين دو آيه، لفظ جلاله حالت علمى و جزئى بودن را از دست داده و به جاى اله به كار رفته است، تو گويى در آيه نخست چنين مى‏گويد:او خدايى است كه چنين اوصافى را دارد:پادشاه است، منزه از نقايص است و. . . »
    و در آيه دوم چنين مى‏گويد:«او آن خدايى است آفريننده و صورتگر، براى او نامهاى زيباست اين تنها دو آيه ياد شده نيست كه لفظ جلاله در آنها معنى كلى پيدا كرده و با اوصاف بعدى از كليت آن كاسته شده است، بلكه در بعضى آيات ديگر نيز جريان چنين است چنانكه مى‏فرمايد:
    (و هو الله فى السموات و فى الارض يعلم سركم و جهركم و يعلم ما تكسبون) (انعام/3)
    «اوست‏خدا در آسمانها و زمين، پنهان و آشكار شما را مى‏داند و از كردار شما آگاه است. »
    اين آيه بسان آيه ياد شده در زير است كه در آن به جاى لفظ جلاله، لفظ اله به كار رفته است.
    (و هو الذي في السماء اله و في الارض اله و هو الحكيم العليم) (زخرف/84)
    «اوست‏خدا در آسمانها و اوست‏خدا در زمين و او حكيم و داناست‏»
    شبهات وهابیت

  9. #59
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شبهات وهابیت




    سرانجام اين بحث را با ذكر آيه‏اى ديگر به پايان مى‏رسانيم:
    (و لا تقولوا ثلاثة انتهوا خيرا لكم انما الله اله واحد سبحانه ان يكون له ولد) (النساء/171) .
    «نگوييد خدا سه تاست. از اين گفتار باز ايستيد كه براى شما نيك است، جز اين نيست كه خدا، خداى يگانه است، پيراسته است از اين كه فرزندى داشته باشد. »
    اين آيه به روشنى مى‏رساند كه الله و اله مفهوم واحدى دارند، جز اينكه يكى از سعه و گستردگى برخوردار است، و لذا يكى بر ديگرى حمل مى‏شود.
    دقت در مفاد اين آيه، و آيات پيشين ما را به يك اصل كلى رهبرى مى‏كند، و آن اينكه اله و الوهيت، به معنى خدايى و خداوندگارى است نه معنى معبوديت و عبادت، و اين اصطلاح معروف در كتابهاى وهابيان، كه از توحيد در عبادت به توحيد در الوهيت تعبير مى‏آورند، كاملا بى پايه است، و از اينكه ما در اينجا به صورت گسترده سخن گفتيم، پوزش مى‏طلبيم.
    شبهات وهابیت

  10. #60
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شبهات وهابیت




    4 - شرك عرب جاهلى، شرك ربوبى نيز بود

    در بسيارى از كتابهاى وهابيان و احيانا ديگران، ديده مى‏شود كه شرك عرب جاهلى را منحصر به شرك در عبادت نموده و اينكه آنان، بتها را شفيعان درگاه الهى مى‏دانستند و مى‏پرستيدند و پيوسته مى‏گفتند:
    (ما نعبدهم الا ليقربونا الى الله زلفى) (زمر/3)
    «آنان را نمى‏پرستيم مگر براى اينكه ما را به خدا نزديك سازند».
    و (و يعبدون من دون الله ما لا يضرهم و لا ينفعهم و يقولون هؤلاء شفعاؤنا عند الله) (يونس/18) .
    «جز خدا چيزهايى را مى‏پرستند كه نه به آنها ضرر مى‏رساند نه سود و مى‏گويند اينها نزد خدا شفيعان ما هستند»
    با اين دو آيه ياد آور مى‏شوند كه شرك عرب جاهلى تنها شرك در عبادت بود، در حالى كه اين دو آيه، ناظر به گروهى از اعراب جاهلى است، در حالى كه گروههاى ديگر از بت‏پرستان، در مساله تدبير و كارگردانى جهان، نيز مشرك بودند، و در ميان آنها گروهى فرشتگان و پريان و يا آفتاب و ستارگان را مى‏پرستيدند، قرآن درباره مردم يمن (قوم سبا) يادآور مى‏شود كه هدهد سفير سليمان به او گزارش كرد كه:
    (. . . وجدتها و قومها يسجدون للشمس من دون الله. . . ) (نمل/24)
    «ملكه و قوم او را ديدم كه آفتاب را مى‏پرستيدند»
    اصولا ورود بت پرستى به مكه از طريق شرك در ربوبيت‏بود، يعنى خدايانى را كردگار جهان شمرده و اوضاع جوى را از نظر نزول باران و غيره مربوط به آنان مى‏دانستند. تاريخ نگاران يادآورى مى‏شوند:عمرو بن‏«لحى‏»امير مكه در سفر خود به بلقاء شام گروهى را ديد كه بتهايى را مى‏پرستيدند، از آنان پرسيد:چرا اينها را مى‏پرستيد؟ در پاسخ گفتند:ما اينها را مى‏پرستيم و از آنها باران مى‏طلبيم. آنها باران مى‏فرستند، كمك مى‏جوييم ما را كمك مى‏كنند. امير مكه، تحت تاثير تبليغات آنان قرار گرفت. بتى به نام هبل را همراه خود آورد و بر سطح كعبه نهاد و مردم را به پرستش آن دعوت كرد (3) .
    حتى در صلح حديبيه انديشه چنين شركى در مغز برخى از صحابه وجود داشت، و پيامبر، آن را عقيده‏اى شرك آميز دانست و گفت:«هرگز نگوييد باران، به وسيله طلوع و غروب ستارگان به ما مى‏رسد»البته نه به اين معنا كه طلوع و غروب ستاره‏اى را در شرق و غرب نشانه نزول باران يا حكومت‏خشكى ميانديشيدند، بلكه آنها را مؤثر مستقل در ريزش باران يا قبض آن مى‏دانستند (4) البته، در اينكه قاطبه عرب جاهلى در مساله خالقيت، موحد بودند، جاى ترديد نيست و آياتى بر اين مساله گواهى مى‏دهد، مانند:
    (و لئن سالتهم من خلق السماوات و الارض ليقولن خلقهن العزيز العليم) (زخرف/9) (5) .
    «اگر از آنان بپرسيد كه:آسمانها و زمين را چه كسى آفريده است؟مى‏گويند خدا».
    البته شرك جهان مسيحيت و يا شرك يونانيان و روميان براى خود سرگذشت ديگرى دارد كه فعلا وارد آن نمى‏شويم و در شرك آنان مساله توحيد در خالقيت دچار آسيب شده بود.
    شبهات وهابیت

صفحه 6 از 10 نخستنخست ... 2345678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •