شبهات وهابیت سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
شبهات وهابیت
صفحه 7 از 10 نخستنخست ... 345678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 98
  1. #61
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شبهات وهابیت




    5 - تحديد عبادت

    مساله مهم در اينجا كه اين فصل، براى تبيين آن گشوده شده، تحديد منطقى عبادت است كلمه عبادت، بسان بسيارى از كلمات مانند زمين، آسمان، ستاره و غيره است كه همگى مفهوم بسيط آن را به روشنى درك ميكنيم، اما چه بسا قادر بر تحديد دقيق و منطقى آن نيستيم. آنچه مهم است اين است كه بدانيم لفظ عبادت مرادف با خضوع، خشوع، تكريم، احترام، تعظيم، اظهار ذلت‏يا هر كلمه ديگرى كه معادل آنها باشد، نيست. حتى مفهوم عبادت، با نهايت‏خضوع مساوى نيست. اينك ما براى روشن شدن مطلب، در دو مورد، سخن مى‏گوييم.
    الف - عبادت به معناى خضوع و تذلل نيست

    در كتابهاى لغت عبادت به خضوع و تذلل تفسير مى‏شود، ولى اين يك تفسير به معنى اعم و تفسير به لازم است. زيرا همگى مى‏دانيم كه خضوع فرزندان، در برابر والدين، فروتنى دانشجو در برابر استاد، هر چند به بالاترين حد خود برسد، عبادت پدر و مادر يا استاد نيست، قرآن به مسلمانان دستور مى‏دهد كه در برابر والدين، آخرين حد خضوع و كوچكى را ابراز دارند، چنانكه مى‏فرمايد:
    (و اخفض لهما جناح الذل من الرحمة و قل رب ارحمهما كما ربياني صغيرا) (اسراء/24)
    «از روى مهربانى، پر و بال فروتنى براى آن دو (پدر و مادر) بگشاى و بگو: پروردگارا آن دو را مشمول رحمتت قرار بده چنانكه مرا در كودكى پرورش دادند. »بنابراين هر نوع تذلل و فروتنى و كوچكى به تنهايى نمى‏تواند نام عبادت به خود بگيرد.
    نا گفته پيداست چه بسا عاشقان در برابر معشوقه‏ها، بيش از حد اظهار خضوع مى‏كنند، و بر دست و پاى او بوسه مى‏زنند ولى هرگز نميتوان كار آنها را عبادت خواند. گروهى كه عبادت را به ذلت و تواضع تفسير ميكنند، وقتى با چنين اشكالى روبرو مى‏شوند براى ترميم تحديد يادآور مى‏شوند كه عبادت، خضوع مطلق نيست، بلكه آخرين مرحله خضوع در برابر كسى است كه عظمت و كمال او مورد اذعان است (6) .
    ولى اين تعريف، بسان تعريف پيشين، خالى از اشكال نيست، زيرا سجده فرشتگان بر آدم، آخرين مرحله خضوع يك موجود امكانى است، آن هم با درك عظمت و مقام شامخ مسجود. مع الوصف چنين كارى، عبادت آدم نبود، بلكه تكريم آدم بود (7) . چنانكه مى‏فرمايد:
    (و اذ قلنا للملائكة اسجدوا لادم فسجدوا الا ابليس. . . ) (بقره/34)
    «بياد آر آنگاه كه به فرشتگان گفتيم براى آدم سجده كنيد. همگان سجده كردند، جز ابليس. »
    سجده فرشتگان از نظر ظاهر، با سجده آنان براى خدا يكسان بود، به گواه اينكه در هر دو مورد لفظ (لام) به كار مى‏رود. اگر در اين مورد مى‏فرمايد: (اسجدوا لآدم) در جاى ديگر فرموده است (و لله يسجد من في السموات و الارض. . . ) (رعد/15) و تعبير در هر دو مورد يكسان است در حالى كه سجده فرشتگان بر آدم كه به صورت هايت‏خضوع انجام گرفت، عبادت نبود، ولى دومى عبادت خداست - عين همين مطلب درباره سجود پدر و مادر و برادران يوسف در برابر او حاكم است، چنانكه مى‏فرمايد:
    (و خروا له سجدا و قال يا ابت هذا تاويل رؤياى من قبل قد جعلها ربي حقا) (يوسف/100)
    «همگان براى يوسف سجده كردند و يوسف گفت:پدر جان!اين سجده، حقيقت‏خوابى است كه من قبلا ديده بودم‏»
    يوسف در خواب ديده بود كه يازده ستاره به ضميمه ماه و خورشيد براى او سجده مى‏كنند.
    از اين بيان روشن مى‏شود كه هرگز نمى‏توان‏«عبادت‏»را در چار چوب‏«تذلل‏»، «تعظيم‏»«تكريم‏»، «نهايت‏خضوع‏»خلاصه كرد بلكه بايد براى تحديد عبادت و جدا سازى آن، از اين مفاهيم، تلاش ديگرى كرد و از خود آيات قرآنى كمك گرفت.
    شبهات وهابیت

  2. #62
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شبهات وهابیت




    پاسخ شگفت آور

    اخيرا گويندگان و نويسندگان وهابى كه عبادت را يك نوع تعظيم و تكريم تلقى مى‏كنند، در برابر اين آيات انگشت‏حيرت به دندان گرفته و سرانجام خواسته‏اند، ست‏به توجيه بزنند بگويند كه:سجده فرشتگان بر آدم، در صورتى عبادت و پرستش او تلقى مى‏شد كه خدا به آن فرمان نداده بود ولى از آنجا كه سجده آنان به فرمان خدا انجام گرفت، قطعا كار آنان عبادت خدا بود، نه پرستش آدم.
    اين پاسخ كه امام مسجد نبوى شيخ عبد العزيز آن را مطرح مى‏كرد، كاملا شگفت‏آور است، زيرا اگر ماهيت‏يك كار (سجده فرشتگان بر آدم) ماهيت عبادت بود، هرگز فرمان خدا واقعيت آن را دگرگون نمى‏ساخت و نتيجه اين مى‏شد كه فرشتگان به فرمان خدا آدم را پرستش كردند، و اين سخنى است كه خرد هيچ انسانى آن را نمى‏پذيرد كه بگويد خدا فرمان داد:مخلوقى مخلوق ديگر را بپرستد، در حالى كه شرك و پرستش بشر يك نوع ظلم و فحشاست و خدا هرگز به كار زشت فرمان نمى‏دهد. چنانكه مى‏فرمايد:
    (قل ان الله لا يامر بالفحشاء ا تقولون على الله ما لا تعلمون) (اعراف/28)
    «بگو خدا به كار زشت فرمان نمى‏دهد آيا چيزى را كه نمى‏دانيد مى‏گوئيد؟»گاهى گفته مى‏شود:فرشتگان براى خدا سجده كردند و آدم قبله آنان بود، ولى اين پاسخ با ظاهر آن سازگار نيست، زيرا در آيات قرآن، سجده بر آدم، با كلمه لام وارد شده است، يعنى همان لامى كه در مورد سجده براى خدا به كار مى‏رود مانند (اسجدوا لآدم. . . ) ، (اسجدوا لله. . . ) .
    گذشته از اين، هدف از سجده كردن فرشتگان براى آدم، يك نوع خضوع در برابر او بود يعنى خضوع افراد ناآگاه در برابر فرد آگاه، و قبله بودن آدم براى او شرف و كرامتى نيست.
    وانگهى اين پاسخ با سجده يعقوب و فرزندانش سازگار نيست. در آنجا واقعا پدر و مادر يوسف، همراه فرزندان براى يوسف سجده كردند، و خواب يوسف را كه قرآن نقل كرده است، تجسم بخشيدند. خواب يوسف از نظر قرآن، سجده خورشيد و ماه و ستارگان براى يوسف بود. چنانكه مى‏فرمايد:
    (انى رايت احد عشر كوكبا و الشمس و القمر رايتهم لي ساجدين) (يوسف/4)
    «من يازده ستاره و ماه و خورشيد را ديدم كه براى من سجده ميكردند. »
    اين نوع دست و پا زدنها، حاكى از آن است كه وهابيان، هنوز نتوانسته‏اند به يك تعريف منطقى درباره‏«عبادت‏»برسند. و اكنون ما با مطرح كردن تعريف درستى از عبادت، به اين نزاع خاتمه مى‏دهيم.
    شبهات وهابیت

  3. #63
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شبهات وهابیت




    ب - اعتقاد به الوهيت و ربوبيت، عنصر مقوم عبادت است

    شكى نيست كه عبادت يك نوع اظهار خضوع گفتارى و كردارى در برابر ديگرى است، اما خضوع، بخشى از واقعيت عبادت را تشكيل مى‏دهد، ولى در كنار اين، عنصر ديگرى نيز لازم است كه از مقوله عقيده است و قلب و روان انسان تجليگاه آن مى‏باشد، و آن اينكه فرد خاضع درباره آن شخص اعتقاد خاصى داشته باشد، و خضوع وى از چنين اعتقادى سرچشمه بگيرد و تا اين عنصر بر قلب و دل حاكم نباشد، بالاترين خضوعها و فروتنيها و تواضعها و ستايشها، رنگ عبادت به خود نمى‏گيرد. اكنون بايد ديد اين عنصر چيست و آن مقومى كه حتما در صدق عبادت لازم است، چگونه است.
    راه دستيابى بر اين مقوم و عنصر لازم، بررسى عقيده موحدان و مشركان به هنگام خضوع در برابر خدا و بتهاست، چيزى كه هست، يكى عبادت حق است و ديگرى عبادت باطل.
    در بررسى وضع اعتقادى موحدان، همگى بر اين نكته اذعان داريم كه يك موحد، پيش از قيام به عبادت، طرف را خدا مى‏داند، و او را رب العالمين مى‏انديشد، و سرنوشت‏خود را در دست وى مى‏داند. او با توجه به اين امور، و توصيف طرف به الوهيت و ربوبيت، و اينكه سرنوشت من در دست اوست، به خضوع در برابر او و ستايش وى مى‏پردازد.
    از اين تحليل به دست مى‏آيد كه در كنار خضوع، مقوم ديگرى وجود دارد و آن اينكه خاضع و ستايشگر، طرف را«اله‏»«خدا»، «رب‏»و مدير و مدبر جهان و سر رشته‏دار زندگى خويش مى‏داند و از اين جهت، در برابر او خضوع مى‏كند و به ستايش لسانى او مى‏پردازد، و در حد يكسان شدن با خاك، در پيشگاه او فروتنى مى‏كند. اگر چنين اعتقادى را از موحد بگيريم، كارهاى زبانى و عملى او رنگ پرستش به خود نمى‏گيرد.
    شبهات وهابیت

  4. #64
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شبهات وهابیت




    درباره مشركان عين همين نظر حاكم است. آنان در برابر بتها خضوع مى‏كردند، ولى بتها را موجودى ساده نمى‏پنداشتند، بلكه معتقد بودند كه آنها بهره‏اى از خدائى دارند، و به اصطلاح آنها را خداى كوچك مى‏ناميدند و سرانجام همگى آنها را رب و كارگردان بخشى از امور جهان مى‏انگاشتند و لااقل مى‏گفتند كه خشكسالى و فراوانى باران در دست آنهاست، و به گونه‏اى سر نوشت‏خود را و لو در يك محدوده كوچك از نظر مغفرت و شفاعت و سعادت اخروى در دست آنها مى‏انگاشتند، و به ديگر سخن در پرتو عقيده به الوهيت و ربوبيت پندارى و اينكه سعادت و شقاوت زندگى آنها در دست آنهاست، به خضوع و فروتنى در برابر آنها مى‏پرداختند.
    البته الوهيتى كه درباره بتان قائل بودند و يا ربوبيتى كه به آنان نسبت مى‏دادند با الوهيت واجب الوجود و ربوبيتى كه براى او قائل بودند فرق روشنى داشت. خداوند واجب الوجود در نظر آنها رب الارباب و اله الالهه بود و به اصطلاح خداى بزرگ و رب كل بود، در حالى كه اصنام و بتان، خدايان كوچك و ارباب نازلى بودند كه خداوند بزرگ، بخشى از كارهاى خود را به آنان واگذار كرده و از نظر آنان همگى متصرف در جهان يا بخشى از آن بودند، و اگر هم در ميان برخى از طوايف از ربوبيت و تصرف اصنام و بتها سخنى در ميان نبود، لااقل بت پرستان، سرنوشت‏خود را در دست آنان مى‏ديدند و مى‏گفتند:آنان بخشايشگر گناهان و شفيعان تام الاختيار هستند. بدون آنكه در كار خود به اذن و اجازه خدا نيازى داشته باشد.
    قرآن، عقيده آنان را درباره بتها، در آيات متعددى حكايت ميكند كه صريحترين آنها را يادآور مى‏شويم:
    (و من الناس من يتخذ من دون الله اندادا يحبونهم كحب الله) (بقره/165)
    «برخى از مردم هستند كه براى خدا مثل و مانندى قائل مى‏شوند، آنگاه آنها را مانند خدا دوست مى‏دارند. »
    شبهات وهابیت

  5. #65
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شبهات وهابیت




    و در آيه‏اى ديگر مى‏فرمايد:
    (تا الله ان كنا لفي ضلال مبين اذ نسويكم برب العالمين) (شعراء/97 و 98)
    «به خدا سوگند ما در گمراهى آشكارى بوديم كه شما خدايان دروغين را با خدا يكسان قرار ميداديم‏»
    اين تسويه و برابر شمردن كه در روز قيامت‏بدان اعتراف ميكنند و از آن نادم مى‏گردند، چيست؟
    جز اين نيست كه خدا يكتا و بى نظير و بى مثيل است و آنان براى خدا نظير و مثيلى انگاشته و وحدانيت او را خدشه‏دار كرده بودند. درست است كه آنان از نظر پرستش و عبادت نيز آنها را با خدا يكسان مى‏شمردند، ولى يكسان شمردن در پرستش، معلول عقيده آنان بود كه اين بتان، به نوعى مانند خدا هستند و در حقيقت اله و رب مى‏باشند، و در بخشى از امور با او شريكند، و همين اعتقاد به يكسانى بود كه آنها را به عبادت و پرستش بت مى‏كشانيد و اگر يك نوع مماثلت و همسانى ميان آلهه و اله واقعى نمى‏انديشيدند، هرگز پيشانى در برابر آنها به خاك نمى‏سائيدند.
    البته لازم نيست كه همسانى از هر نظر حكم فرما باشد. مسلما قاطبه عرب و يا اكثريت آنان، معبودهاى خود را آفريدگار جهان نمى‏انديشيدند و آفريدگارى را از آن خداى واقعى مى‏دانستند، ولى از نظر تدبير و كارگردانى گروه كثيرى مشرك بودند و تفويض تدبير جهان و يا گوشه‏اى از آن، در ميان آنان رائج‏بود، و در گذشته ياد آور شديم كه شرك براى نخستين بار، به صورت شرك در ربوبيت وارد مكه شد، و«هبل‏»را از آن نظر وارد مكه كردند كه به نظر آنها مى‏توانست‏خشكسالى را بر طرف كند و باران رحمت‏بفرستد، و اگر هم مساله شرك در ربوبيت و كارگردانى جهان مطرح نبود، مسلما بتها را موجوداتى سرنوشت‏ساز كه قسمتى از كارهاى خدا را انجام مى‏دهد، مى‏پنداشتند، و مى‏گفتند:مغفرت و شفاعت و سعادت و شقاء از نظر آنان در دست آنها است.
    شبهات وهابیت

  6. #66
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شبهات وهابیت




    و به ديگر سخن، مشركان صدر رسالت، براى آنان در انجام امورى مانند:مغفرت، و شفاعت، نوعى استقلال قائل بودند كه مى‏توانند پرستندگان خود را به گونه‏اى كمك كنند و يا ذلت‏بخشند، و لذا قرآن در نقد اين انديشه مى‏فرمايد:
    (اين ما كنتم تعبدون من دون الله هل ينصرونكم او ينتصرون) (شعراء/92 - 93) .
    «كجا هستند آنها كه به جاى خدا مى‏پرستيديد. آيا شما را كمك مى‏كنند يا خود بر دشمنانشان پيروز مى‏شوند. »
    و باز ميفرمايد: (ام لهم آلهة تمنعهم من دوننا لا يستطيعون نصر انفسهم و لا هم منا يصحبون) (انبياء/42) .
    «آيا براى آنان خدايانى هست كه آنان را بدون اذن ما از عذاب باز دارند، آنها نمى‏توانند خود را كمك كنند و نه از عذاب ما در امانند. »
    مجموع اين آيات و آنچه كه يادآور نشديم، بالاخص آياتى كه درباره سود و زيان رساندن بتها و عجز و ناتوانى آنها در كمك كردن به افراد و فريادرسى نازل شده است، همگى حاكى از آن است كه مشركان درباره معبودها و ارباب و آلهه خود اعتقاد خاصى داشتند يعنى همان عقيده‏اى كه درباره خدا و رب العالمين داشتند درباره بتها نيز اظهار مى‏كردند چيزى كه فكر مى‏كردند اين بود كه دايره فيض رسانى و قدرت خداى واقعى وسيع، و دايره آن در آلهه پندارى و ارباب دروغين تنگتر است ولى همه معتقدند كه سرنوشت آنها در دست‏بتهاست.
    از اين بيان نتيجه مى‏گيريم كه تعريف منطقى عبادت اين است كه بگوئيم‏«هر نوع خضوع و اظهار فروتنى به وسيله گفتار و كردار، در برابر شخصى كه از اعتقاد به الوهيت و يا ربوبيت و يا در دست داشتن سر رشته زندگى انسان، سرچشمه بگيرد، عبادت است. »
    چنين خضوعى و لو به صورت كم رنگ و كم سو، عبادت مى‏باشد، ولى خضوع و فروتنى هر چند به عاليترين حد برسد اگر از چنين عقيده‏اى سرچشمه نگيرد، و تعظيم و تكريم است، نه عبادت و پرستش. و اگر بخواهيم اين بيان را در يك قالب عربى تعريف كنيم، ناچاريم چنين بگوييم:
    «العبادة خضوع امام من نعتبره الها او ربا او مصدرا للاعمال الالهية‏»
    عبادت فروتنى در برابر كسى است كه او را خدا (اعم از واقعى و پندارى) يا پروردگار و كارگردان جهان (همه و يا بخشى از آن) و يا عهده‏دار كارهاى خدايى بدانيم. »
    در اينجا بايد كارهاى الهى به صورت صحيح روشن شود، و آن اينست كه‏«فعل الهى، كارى است كه از او سرچشمه مى‏گيرد»، واو در انجام كار از هيچ مقامى استمداد نمى‏كند، و اگر هم براى انجام كارى اسبابى بر مى‏انگيزد، در آن استقلال دارد، مساله استقلال، به معنى پيراستگى از برانگيختن اسباب و وسائل نيست. استقلال اين است كه فاعل در كار خود (به هر شكلى صورت بگيرد) ، نيازى به هيچ موجودى ندارد، خواه كار را بدون اسباب در جهان ايجاد كند، مثلا عصا را ناگهان به اژدها تبديل كند و يا كارها را با برانگيختن اسباب طبيعى صورت بخشد. براى روشن شدن مطلب مثالى را مى‏آوريم:
    قرآن، احيا و اماته را فعل خدا مى‏داند و مى‏فرمايد:(و هو الذي يحيي و يميت) (مؤمنون/80)
    «اوست كه زندگى مى‏بخشد و مى‏ميراند».
    ولى در قرآن، «احيا»را به حضرت مسيح و«اماته‏»را به فرشتگان نيز نسبت داده است، چنانكه درباره مسيح مى‏فرمايد:
    (و احيي الموتى باذن الله) (آل عمران/49)
    «مردگان را به اذن خدا زنده ميكنم‏»
    و درباره فرشتگان مى‏فرمايد:
    (حتى اذا جاء احدكم الموت توفته رسلنا و. . . ) (انعام/61)
    «تا اينكه چون مرگ آنان رسد، فرستادگان ما آنان را مى‏ميرانند».
    شبهات وهابیت

  7. #67
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شبهات وهابیت




    افراد نا وارد، در ميان اين دو دسته از آيات، به گونه‏اى تناقض مى‏بينند، وى سرچشمه اين پندار آن است كه تصور مى‏كنند كه احياء و اماته، بدون قيد و شرط، فعل خداست، در حالى كه اين دو و غير اين دو، در صورتى فعل خدا به شمار مى‏روند كه فاعل، بدون شرط و بدون استمداد و كمك خواهى، به فعل خود جامه عمل بپوشانند، ولى فاعلانى كه همين دو فعل و يا غير اين دو را به اذن و مشيت الهى انجام مى‏دهند، كار خدا را صورت نمى‏دهند، بلكه به كار ويژه خود، جامه عمل مى‏پوشانند و هر چند به نوعى ميتوان آن را نيز كار تسبيبى خدا شمرد.
    روى اين اساس، بايد ديد كه عقيده مشركان درباره برخى از كارهاى الهى چه بود؟ آنان در مساله باران رسانى و كارگردانى بخشى از جهان آفرينش، و يا لااقل در مسائل مربوط به مغفرت، و گناه بخشى و شفاعت و سعادت آفرينى، درباره بتها، نوعى استقلال قائل بودند و انديشه تفويض بر آنها حاكم بود از اين جهت، در اكثر آيات قرآن كه پيرامون شفاعت وارد شده، مساله اذن الهى مطرح گرديده و با تاكيد مى‏فرمايد:
    (من ذا الذي يشفع عنده الا باذنه. . . ) (بقره/255)
    «كيست كه نزد او بدون اذن وى شفاعت كند. »
    و در آيات گذشته، لفظ (من دوننا) يا (من دون الله) را به كار مى‏برد و يادآور مى‏شود:كيست كه بدون استمداد از خدا، كسى را كمك كند.
    نتيجه اينكه عنصر مقوم و لازم در عبادت، وجود چنين اعتقادى در پرستشگر است و وجود اين عنصر به عمل، رنگ عبادت مى‏بخشد و منهاى آن، نام عبادت نخواهد داشت.
    آرى گاهى افراد از باب مبالغه به افرادى كه نسبت‏به كارى و يا به شخصى و يا مقامى علاقه اكيدى دارند، كلمه پرستش به كار مى‏برند و مى‏گويند:مقام پرست، پول پرست، شهوت پرست، دنيا پرست، و اين اصطلاح نوعى استعاره است كه مجوز آن اين است كه فكر مى‏كنند:اين موضوعات براى آنان سعادت بخش بوده و سرنوشت زندگى و سعادت آنها در گروه اينهاست.
    شما با توجه به اين تعريف و اصل ميتوانيد بر بسيارى از مسائل مورد اختلاف ميان وهابيان و مسلمانان خاتمه بخشيد و داورى كنيد كه آيا قسمتى از اعمال و كارهاى موحدان كه از نظر وهابيان‏«شرك‏»و پرستش مرده است، واقعا عبادت است‏يا نام ديگرى دارد، و براى اينكه از اين بحث گسترده، نتايج درخشان و روشنى بگيريم، اين ضابطه را بر موارد اختلاف تطبيق و ميان آنها داورى مى‏كنيم.
    شبهات وهابیت

  8. #68
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شبهات وهابیت




    در پرتو ضابطه قرآنى در موارد اختلاف داورى كنيم
    بررسى عقيده موحدان به هنگام پرستش خداى واقعى و عقيده مشركان به هنگام پرستش خدايان پندارى، اين مطلب را - روشن كرد كه، گروه مشرك بسان موحد به هنگام عبادت، درباره معبودهاى خود، اعتقاد خاصى داشتند و آنها را خداى جهان و يا كارگردان عالم آفرينش و يا لااقل، سر رشته‏دار سرنوشت انسانها مى‏دانستند و با چنين اعتقادى در برابر آنها خضوع مى‏كردند و به ستايش زبانى و عملى مى‏پرداختند. و اين ثابت ميكند كه در تحقق مفهوم عبادت وجود چنين عنصرى در پرستشگر لازم است، و در غير اين صورت، لفظ عبادت بر آن، صدق نخواهد كرد - اكنون وقت آن رسيده كه با در دست داشتن چنين ضابطه كلى به داورى در موارد مشكوك و مبهم بپردازيم، مواردى كه وهابيان آنها را از جزئيات عبادت، و ديگر طوائف اسلامى همه را از مقوله ديگر مى‏دانند، ولى پيش از آنكه به تبيين اين بخش برسيم، در تاييد ضابطه مزبور، ياد آور مى‏شويم:
    1 - نه تنها بررسى حالات موحدان و مشركان، بر لزوم وجود چنين عنصرى گواهى مى‏دهد، بلكه از آيات قرآن نيز مى‏توان بر وجود آن استدلال كرد. قرآن به هنگام فرمان پرستش خدا و نفى پرستش غير او، روى اين تكيه مى‏كند كه جز او«اله‏» (خدا) يى نيست، چنانكه مى‏فرمايد:
    (يا قوم اعبدوا الله ما لكم من اله غيره) (اعراف/59) .
    «اى قبيله من!خدا را عبادت كنيد، براى شما جز او خدايى نيست‏» (8) .
    دقت در معنى اين آيه حاكى است كه آن كس مستحق و شايسته عبادت است كه‏«اله‏»باشد، و به اصطلاح بتوان او را خدا ناميد و اين بتها و معبودهاى آنان، سهمى از آن ندارند، و به ديگر سخن، اين آيه مى‏رساند كه عبادت از شؤون‏«اله‏»است و آن كس كه داراى الوهيت است‏شايسته چنين مقامى هست و چون چنين مقامى در خور شان غير خداى آفريدگار نيست، غير او شايسته پرستش نمى‏باشد.
    2 - همچنين برخى از آيات ديگر گواهى مى‏دهند كه عبادت و پرستش، از شؤون ربوبيت است و تا فردى داراى چنين شان و مقامى نباشد، شايسته عبادت نيست، چنانكه مى‏فرمايد:
    (يا ايها الناس اعبدوا ربكم الذي خلقكم و الذين من قبلكم. . . ) (بقره/21)
    «اى مردم، پروردگار خود را كه شما و پيشينيان شما را آفريده، بپرستيد. »
    و اگر بخواهيم شيوه استدلال با اين دو آيه را (كه يكى، عبادت را از ويژگيهاى‏«الوهيت‏»و ديگرى از ويژگيهاى ربوبيت مى‏داند) در قالب اصطلاح علمى بريزيم، بايد بگوييم كه اين دو آيه از مصاديق قاعده معروف است كه مى‏گويد اگر عنوانى موضوع حكم قرار گرفت، اين گواه بر عليت و دخالت آن عنوان در ثبوت حكم است (9) يعنى اين الوهيت و ربوبيت است كه انسانها را به پرستش دعوت مى‏كند و چون بتها فاقد اين عنوانند، طبعا فاقد چنين شايستگى مى‏باشند و كسانى كه به نوعى درباره آنان به الوهيت و ربوبيت و لو به صورت محدود، معتقدند، سخت در اشتباهند، زيرا الهى و ربى جز او نيست.
    شبهات وهابیت

  9. #69
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شبهات وهابیت




    اين حقيقت كه عبادت از شؤون ربوبيت است، در آيات زيادى آمده است كه برخى را يادآور مى‏شويم:
    (و قال المسح يا بنى اسرائيل اعبدو الله ربي و ربكم) (مائده/72)
    «مسيح گفت:اى بنى اسرائيل خدا را كه پروردگار من و پروردگار شماست، بپرستيد. »(ان هذه امتكم امة واحدة و انا ربكم فاعبدون) (انبياء/92)
    «اين، امت‏شماست كه امت‏يكپارچه‏اى است و ما پروردگار شما هستيم، پس مرا بپرستيد».
    (ان الله ربي و ربكم فاعبدوه هذا صراط مستقيم) (آل عمران/51)
    «الله، پروردگار من و پروردگار شماست و اين راه مستقيم است. »
    اگر يك فرد مفسر، با دقتى بيشتر در اين نوع از آيات بنگرد;ضابطه‏اى را كه يادآور شويم به روشنى استخراج مى‏كند و آن اينكه در ميان تمام ملل، عبادت، از اعتقاد انسانها به الوهيت و ربوبيت افراد سرچشمه مى‏گرفت. چيزى كه هست، بت پرستان از روى جهل و نادانى، معبودهاى خود را الهه و ارباب مى‏خواندند.
    3 - در قسمتى از آيات، اصرار بر اين است كه شفاعت و مغفرت از آن خداست و هيچ كس بدون اذن او بهره‏اى از آن ندارد. چنانكه مى‏فرمايد:
    (قل لله الشفاعة جميعا) (زمر/44)
    «بگو شفاعت، همگى از آن خداست. »
    و نيز مى‏فرمايد:
    (و من يغفر الذنوب الا الله) (آل عمران/135)
    «كيست جز خدا كه گناهان را ببخشد؟»
    يكى از اهداف اين اصرار آنست كه مشركان فكر مى‏كردند كه شفاعت و بخشايشگرى كه از افعال خداست دربست در اختيار معبودهاى آنهاست. و از اين جهت آنها را سررشته دار سرنوشت‏خود مى‏دانستند و چنين عقيده‏اى آنها را به خضوع و تعظيم وا مى‏داشت.
    شبهات وهابیت

  10. #70
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شبهات وهابیت




    با توجه به اين سه فراز از سخن، مى‏توان به اصالت آن ضابطه، كه از بررسى حالات موحدان و مشركان به دست آمد، از نظر قرآن نيز به آن پى ببريم، از اين بيان نتيجه مى‏گيريم كه خضوع و تواضع و فروتنى به صورت لفظى و عملى بر دو قسم است:
    1 - تعظيمى كه از اعتقاد ستايشگر به الوهيت و ربوبيت و سرنوشت‏ساز بودن او صورت مى‏گيرد.
    2 - تواضع و فروتنى كه براى خود، مبادى و محركهاى ديگرى دارد كه مربوط به اين عناوين سه گانه نيست. مانند مهر پدرى و مادرى و معلمى و يا داشتن موقعيت اجتماعى و عناوين ديگر.
    قسم نخست را عبادت و پرستش و قسم ديگر را تكريم و احترام و تواضع و فروتنى مى‏نامند (10) .
    تحديد منطقى، و داورى در موارد مبهم

    با توجه به اين ضابطه، اكنون وقت آن رسيده است كه در پرتو آن، موارد اختلاف را از نظر شرك در عبادت يا تكريم و احترام، روشن سازيم، اينك مواردى را يادآور مى‏شويم:
    1 - توسل به پيامبران و صالحان

    توسل به پيامبران و صالحان، به صورتهاى مختلف انجام مى‏گيرد. گاهى انسان از آنها درخواست دعا مى‏نمايد همچنانكه در حال حيات، در خواست دعا ميكرد، و گاهى از آنها در خواست انجام عملى مى‏كند و مى‏گويد بچه مرا شفا ده و گمشده مرا باز گردان. هر دو قسم ميتواند به دو صورت انجام بگيرد:
    هر گاه متوسل به آنان، معتقد به الوهيت و ربوبيت و يا لااقل سررشته‏دار بودن آنان باشد (و گمان نمى‏كنم در ميان مسلمانان چنين فردى پيدا شود) طبعا عمل آنها عبادت پيامبران بوده و جزء مشركان خواهند بود، ولى آنچه كه در ميان همه متوسلان، مشهود و چشمگير است اينست كه همگى، آنان را بندگان بر گزيده و انسانهاى وارسته‏اى مى‏دانند كه دعاى آنها رد نمى‏شود و با اين اعتقاد به آنها متوسل مى‏شوند. در اين صورت نمى‏توان، عمل آنان را جز توسل به اسباب چيزى ناميد.
    در اينجا ممكن است گفته شود كه شفا دادن بيمار و باز گرداندن گمشده، فعل خداست و در خواست فعل خدا از غير از شرك است. در پاسخ آن به گفتارى كه در تعريف عبادت يادآور شديم، بايد توجه كرد، زيرا جداسازى فعل خدا از فعل بشر اين نيست كه كارهايى كه سبب عادى دارند فعل بشر و كارهائى كه علل غيبى دارند فعل خدا باشد، بلكه مقياس، اين است كه فاعل در انجام فعل، مستقل باشد يا وابسته، و اگر كسى بگويد:اى پيامبر گرامى با قدرت وابسته خود، اين دو كار را انجام ده;گام در دايره شرك ننهاده، بلكه متوسل به اسباب شده است - حالا آيا پيامبر در جهان برزخ، داراى چنين قدرت وابسته‏اى هست‏يا نه؟اين مساله ديگرى است و ارتباط به شرك و توحيد ندارد.
    اگر او در اين حالت، داراى چنين قدرتى باشد، قطعا درخواست ما صحيح بوده و در غير اين صورت، درخواست نادرستى خواهد بود (و نه شرك) .
    در تبيين حدود«فعل خدا»و«فعل بشر»بايد بيش از اين دقت كرد. در غالب اذهان افراد عادى اين است كه احياء و اماته فعل خداست (ما هم مى‏گوييم فعل خداست) اما كدام قسم؟كدام صورت؟آن قسم و آن صورتى كه فاعل در انجام كار وابسته نباشد و الا غير خدا اگر وابسته به او باشد و با كمك او، كار احياء و اماته را انجام مى‏دهد، همچنانكه درباره مسيح و فرشتگان مامور قبض ارواح، در گذشته يادآور شديم، اين كار بشرى است نه الهى، هر چند از نظر ديگر كه همه افعال به خدا منتهى مى‏شود فعل تسبيبى خدا نيز به شمار ميرود.
    شبهات وهابیت

صفحه 7 از 10 نخستنخست ... 345678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •