شبهات وهابیت سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
شبهات وهابیت
صفحه 8 از 10 نخستنخست ... 45678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 98
  1. #71
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شبهات وهابیت




    2 - استمداد از پيامبران و صالحان و استغاثه به آنان

    استمداد از پيامبران و صالحان و در خواست كمك و نجات در حال حيات آنها و چه پس از رحلت ايشان از اين جهان، بسان توسل به آنان به دو صورت ميتواند انجام گيرد، كسانى كه مى‏گويند«يا رسول الله اغثنا»«يا رسول الله اشفع لنا عند الله‏»از آنجا كه او را بنده برگزيده و وارسته مى‏دانند، نداها و دعوتها، رنگ عبادت به خود نمى‏گيرد، زيرا عنصر عبادت اعتقاد به ربوبيت و الوهيت و لو به صورت پندارى و در دائره محدود و يا اختيار دار بودن سرنوشت استمداد كنندگان است، حالا آنها در حيات برزخى نيز مى‏توانند مدد برسانند و انسان را نجات دهند يا نه؟ يك بحث صغروى است كه ارتباطى به مساله شرك و توحيد ندارد.
    اگر آياتى مى‏گويد:
    (فلا تدعوا مع الله احدا) (11) يا اينكه مى‏فرمايد:(له دعوة الحق و الذين يدعون من دونه لا يستجيبون لهم بشي‏ء) (12) اين آيات و نظائر آنها، مربوط به دعوت و خواندن مشركان است كه در مقام معبودهاى خود، عناصر ياد شده را به همراه داشتند. از اين جهت، خدا، در خواست آنان را ممنوع شمرده است، نه هر در خواستى را به گواه اينكه در حال حيات، درخواست‏حاجت، كوچكترين ايرادى ندارد.
    گواهى بر اينكه آنها معبودهاى خود را مالكان سرنوشت‏خود مى‏دانستند، انتقادى است كه قرآن از عقيده آنها مى‏كند و مى‏فرمايد:
    (و الذين تدعون من دونه ما يملكون من قطمير) (فاطر/13)
    «كسانى كه به جز او مى‏خوانيد به اندازه رشته باريك ميان هسته خرما نيز در قدرت ندارند»
    به ديگر سخن، دعوتهاى ممنوع در اين آيات و آيات مشابه، كنايه از عبادت غير خداست.
    بنابراين، نمى‏توان هر دعوتى را ممنوع و شرك دانست.
    گواه روشن بر اينكه بت پرستان، خدايان خود را مالكان شؤون الهى مى‏دانستند، همان شعارى بود كه به هنگام طواف سر مى‏دادند و مى‏گفتند:لبيك لا شريك لك، لبيك، الا شريك لك، تملكه و ما ملك (13) .
    شبهات وهابیت

  2. تشكر

    طباطبايي (30-08-1388)

  3. #72
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شبهات وهابیت




    در اينجا يادآور مى‏شويم از مجموع نوشته‏هاى وهابيان استفاده مى‏شود كه مرز شرك و توحيد امور ياد شده است:
    1 - حيات و ممات.
    2 - قدرت و عجز.
    3 - درخواست امورى كه سبب عادى دارند و درخواست امور خارق عادت.
    يادآور مى‏شويم:تعيين چنين مقياسهايى، چيزى جز نوعى پيش داورى چيزى نيست.
    چگونه مى‏شود در خواست دعا از پيامبر كه به نص قرآن، امر مطلوب و محبوبى است (14) ، در حال حيات، عين توحيد و در حال ممات شرك باشد؟!
    اگر در حال حيات پيامبر بگوييم:«استغفر لنا»اين عين توحيد است ولى اگر در حال حيات برزخى بگوييم:«استغفر لنا»اين رنگ شرك به خود مى‏گيرد. يك چنين داورى و مرزبندى كاملا بر خلاف عقل و كتاب الهى است.
    موت و حيات مى‏تواند مرز عقلائى و غير عقلائى بودن كار باشد، و همچنين قدرت و عجز مى‏تواند به كار، رنگ عقلايي يا رنگ خلاف آن بدهد، نه رنگ شرك.
    درباره مقياس سوم يادآور مى‏شويم كه اگر درخواست كارهاى خارج از قلمرو قوانين عادى، رنگ شرك به خود بگيرد بايد - نعوذ بالله - سليمان نبى را در شمار غير موحدان به شمار آورد، زيرا او از اطرافيان خود خواست كه تخت‏بلقيس را از يمن به فلسطين بياورند. گفت:
    (يا ايها الملا ايكم ياتينى بعرشها قبل ان ياتوني مسلمين) (نمل/38)
    «گفت اى گروه حاضر كداميك مى‏توانيد تخت‏بلقيس را پيش از آنكه از در تسليم پيش من آيند، براى من بياوريد؟)
    و عجيب اينكه دو نفر اعلام آمادگى كردند، يكى گفت:قبل از آنكه مجلس تو به پايان برسد من حاضر مى‏كنم. ديگرى گفت در يك چشم به هم زدن، و دومى برنده شد و انجام داد (15) .
    با توجه به چنين آياتى كه نظائر آن در قرآن فراوان است، مى‏توان گفت كه هيچيك از اين ضوابط كه وهابيان روى آن تكيه مى‏كنند، مقياس شرك و توحيد در عبادت نيست. اگر اينها را مقياس بدانيم، اينها مقياس مفيد و غير مفيد بودن، عقلائى و غير عقلائى بودن و نظائر اينهاست، نه مقياس شرك و توحيد، و متوسلان به پيامبران و صالحان، آنها را حى و زنده و به فرمان خدا قادر و توانا بسان حيات دنيوى مى‏دانند. از اين جهت‏به آنها متوسل مى‏شوند و اگر در اين عقيده، خطا كار باشند، توسل آنان سودى نخواهد داشت، نه اينكه مشرك باشند.
    شما با توجه به اين ضابطه، مى‏توانيد در بسيارى از موارد كه وهابيان تاخت و تاز مى‏كنند و اصيل‏ترين موحدان را در پرتو جمود و كم عمقى به شرك متهم مى‏سازند، به صورت روشن داورى كنيد و از خدا بخواهيد كه خدا به اين گروه، بينايى و روشنى، درك و آگاهى، پيراستگى از تعصب و تقليد، آزادگى در فكر و انديشه و وارستگى از علاقه به مناصب و مقامات عطا فرمايد.
    شبهات وهابیت

  4. تشكر

    طباطبايي (30-08-1388)

  5. #73
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شبهات وهابیت




    پى‏نوشت‏ها:
    (1) اهل حديث مانند احمد بن حنبل و پيرو راه او ابو الحسن اشعرى اتحاد صفات را با ذات به صورت ياد شده تفسير نموده و نتيجه گرفتند كه اين گروه منكر صفات خدا هستند و چون نمى‏توانند آشكارا بگويند خدا فاقد علم و قدرت و حيات است، ناچارند در لفافه سخن بگويند، و آن اينكه صفات او عين ذات اوست.
    يك چنين داورى درباره قائلان به توحيد در صفات، از بى اطلاعى عميق سرچشمه مى‏گيرد، تفصيل اين مطالب در جلد دوم اين كتاب‏«فرهنگ عقائد و مذاهب اسلامى‏»، گذشت.
    (2) فتح المجيد تاليف عبد الرحمان بن حسن بن محمد بن عبد الوهاب م/1285 ص 12 و 20.
    (3) سيره ابن هشام:ج 1، ص 79.
    (4) در صلح حديبيه آنگاه كه تشنگى و بى آبى بر ياران پيامبر چيره شد، سرانجام در پرتو دعاى رسول گرامى باران منطقه را فرا گرفت و پيامبر دستور داد كه نمازها را در محملها بخوانند و سپس فرمود:هر كسى بگويد در سايه رحمت و كرم خدا باران ما را فرا گرفت، او به خدا مؤمن، و هر كس بگويد در سايه ستاره، و يا غروب و طلوع ستاره‏اى باران فرود آمد، او به ستاره مؤمن و به من كفر ورزيده است و در همان واقعه منافقان گفتند در سايه ستاره‏«مشترى‏»باران آمده و از عبارات و سخنان رايج آنان اين بود كه‏«مطرنا بنوء كذا»:به سيره حلبى 3:25 مراجعه شود.
    (5) و به همين مضمون است آيات 25 لقمان و 38 زمر.
    (6) «العبادة نهاية الخضوع بين يدى من تدرك عظمته و كماله‏»
    (7) براى آگاهى از مجموع تعريفهاى نارسا به المنار، ج 1 ص 57 و تفسير القرآن الكريم، نوشته شيخ شلتوت، ص 137 و العبودية، ص 38 نگارش ابن تيميه مراجعه شود.
    (8) مضمون اين آيه در موارد زيادى، در قرآن وارد شده است (اعراف/65 - 73، 85، هود/50، 61، 84 - و انبياء/25 و مؤمنون/23، 32 و طه/12) .
    (9) در اصطلاح علمى مى‏گويند:«تعليق الحكم بالوصف، مشعر بالعلية‏».
    (10) از نظر علمى نبايد گفت كه اعتقاد به الوهيت‏يا ربوبيت‏يا سررشته دار بودن معبود، جزء معنى عبادت است‏به گونه‏اى دلالت لفظ عبادت، بر اين قيود، از قبيل دلالت تضمنى باشد، بلكه مقصود اين است كه تعظيم در چنين شرايطى نام عبادت به خود مى‏گيرد، و اين نوع تعريفها از قبيل‏«زيادة الحد على المحدود»است و براى آن در لغت عرب نظائر فراوانى وجود دارد مثلا مى‏گويند«صهيل‏»صداى اسب است و«زقزقة‏»صوت گنجشك است. مسلما اسب و گنجشك بودن جزء معنى دو لفظ ياد شده نيست، اما براى تبيين خصوصيت صوت، ناچاريم از چنين الفاظى كمك بگيريم. عين همين مطلب در عبادت نيز حاكم است. درباره تبيين اين قسم از تواضع ناچاريم وجود يكى از عناوين سه گانه را مطرح كنيم تا اين قسم از تواضع را از قسم ديگر جدا سازيم مثلا در تعريف‏«قوس‏»مى‏گويند:«نص ف الدائرة‏»و همگى مى‏دانيم كه در قوس نصف دايره بودن، شرط نيست، ممكن است قوسى بدون دايره محقق شود ولى براى تبيين معناى قوس چاره‏اى جز آوردن‏«لفظ دايره‏»نيست.
    (11) پس با خدا كسى را مخوانيد. (سوره جن/18) .
    (12) دعوت حق از آن اوست و كسانى كه جز او را مى‏خوانند، به آنها پاسخى نمى‏دهند. سوره رعد/14.
    (13) تكملة السيف الصقيل، ص 28.
    (14) سوره نساء/64.
    (15) سوره نمل، /39 و 40
    شبهات وهابیت

  6. تشكر

    طباطبايي (30-08-1388)

  7. #74
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شبهات وهابیت




    شرك و بوسیدن ضریح پیامبر (ص)؟!

    مناظره عالم شیعی با دانشمند وهابی
    یكی از علمای محترم نقل می‌كند: درمدینه بودم، در مسجد النبی ـ صلّی الله علیه و آله ـ كنار قبر منوّر رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ ایستاده بودم، در این اثناء یكی از شیعیان ایرانی آمدو ضریح و دیوار مرقد شریف رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ را بوسید. ناگهان امام جماعت مسجد كه یك دانشمند وهّابی بود، او را دید، بر سرش فریاد زد كه: چرا سنگ و پنجره را كه فهم و شعور ندارد می‌بوسی و مرتكب شرك می‌شوی!! این دیوار از سنگ است و‌آن پنجره از آهن است. چرا سنگ و پنجره را كه فهم و شعور ندارند می‌بوسی؟!
    در برابر فریادهای تند امام جماعت، دلم به حال آن شیعه ایرانی سوخت. لذا جلو رفتم و به آن امام جماعت گفتم: بوسیدن این در و پنجره، نشانه پیوند وعلاقه ما به رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ است، چنان كه پدر به نشانه محبتی كه به فرزند خردسالش دارد، او را می‌بوسد، و هیچ گونه شركی در این كار نیست.
    او گفت: نه، این كار شرك است.
    گفتم: آیا آیه قرآن را خوانده‌ای:
    «فَلَمَّا اَنْ جاءَ الْبَشِیرُ أَلْقاهُ عَلی وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِیراً»؛[1] هنگامی كه بشارت دهنده (زنده بودن یوسف ـ علیه السلام ـ نزد پدرش یعقوب) آمد، آن (پیراهن) را به صورت یعقوب ـ علیه السلام ـ افكند، یعقوب بینا شد.
    سؤال من این است كه این پیراهن كه چیزی جز چند متر پارچه نبود، چگونه چشم یعقوب را بینا كرد؟ آیا غیر از این است كه این پارچه بر اثر مجاورت با یوسف ـ علیه السلام ـ دارای چنین خصوصیتی شده بود؟
    امام جماعت وهّابی، در برابر من، درمانده شد و نتوانست جواب بدهد.
    و نیز در‌ آیه دیگر آمده است: هنگامی كه كاروان از سرزمین مصر جدا شد (و به طرف كنعان رهسپار شد) یعقوب (در كنعان كه فاصله آن با مصر، حدود هشتاد فرسخ است) گفت:
    «إِنِّی لاَجِدُ رِیحَ یُوسُفَ»؛ من بوی یوسف را احساس می‌كنم.[2]
    بنابراین اولیاء خدا، دارای آثار درخشان معنوی هستند و بهره‌گیری از آثار نامرئی و معنوی آنها، نه تنها شرك نیست، بلكه عین توحید خالص است، زیرا چنین آثاری، از عقیده پاك و ناب توحیدی آنها، نشأت گرفته است.
    توضیح بیشتر:
    ما، در كنار قبور اولیاء خدا، پیوند عاطفی و عمیق قلبی پیدا می‌كنیم و آنها را نزد خداوند واسطه فیض قرار می‌دهیم، و زبان حال ما این است كه ما لیاقت ارتباط مستقیم با خدا را نداریم و لذا شما را واسطه قرار می‌دهیم. درست مثل فرزند خطاكاری خود را با شخص بزرگواری همراه می‌سازد و برای معذرت خواهی نزد پدر می‌رود.
    اتفاقا این معنی در قرآن كریم نیز آمده است، مثلا در سوره یوسف زبانحال برادران گناهكار یوسف (كه او را در چاه انداخته و از پدر دور ساختند) این است:
    «قَالُوا یا اَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنآ إِنَّا كُنَّا خاطِئِینَ»؛[3] فرزندان یعقوب به پدر گفتند: ای پدر! از درگاه خدا، آمرزش گناهان ما را بخواه كه ما خطاكار بودیم.
    از آیه فوق به روشنی بر می‌آید كه توسل به اولیای الهی جایز است و آنها توسل را مخالف با اصل توحید می‌دانند، از متون قرآن ناآگاه هستندو یا تعصب‌های غلط، جلوی دید آنها را گرفته است.

    شبهات وهابیت

  8. #75
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شبهات وهابیت




    در آیه دیگری می‌خوانیم:
    «یا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَهَ»؛[4] ای كسانی كه ایمان آورده‌اید، پرهیزكار باشید و به سوی خدا وسیله‌ای تحصیل كنید.
    «وسیله» در این آیه منحصر به انجام واجبات و ترك محرمات نیست، بلكه مستحبّات كه از جمله آنها توسل به انبیای الهی و اولیاء است را نیز شامل آن است.
    در روایات آمده: منصور دوانیقی (دومین خلیفه عباسی) از مفتی اعظم «مالك بن انس» (رئیس مذهب مالكی) پرسید: در كنار حرم پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ آیا رو به قبله كنم و دعا نمایم و یا رو به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ؟
    مالك پاسخ گفت: «لِمَ تَصْرِف‍ وَجْهَكَ عَنْهُ وَ وَسیلهُ اَبیكَ آدمُ ـ علیه السلام ـ الی اللهِ یَومَ القِیامَهِ، بل اِسْتَقْبِلْهُ وَ استَشْفِعْ بِهِ فَیُشَفِّعُكَ اللهُ، قالَ الله تعالی: «وَ لَو اَنَّهُم إذ ظَّلَمُوا اَنْفُسَهُم...»؛[5] چرا روی خود را از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ بر می‌گردانی، او وسیله تو و وسیله پدر تو آدم ـ علیه السلام ـ در روز قیامت است، رو به او كن! او را شفیع خود قرار بده، چرا كه خداوند شفاعت او را می‌پذیرد، خداوند می‌فرماید:
    «وَ لَوْ اَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا اَنْفُسَهُمْ جاءُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً»؛[6] و اگر گناهكاران كه در واقع به خود ستم كرده‌اند، نزد تو آمده و (با واسطه قرار دادن تو) از خدا طلب آمرزش كنند و پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ هم برای آنها طلب بخشش كند، خداوند را قطعاً توبه پذیر و مهربان خواهند یافت.
    در روایات شیعه و سنی نقل شده كه حضرت آدم ـ علیه السلام ـ هنگام توبه، پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ را به در خانه خدا واسطه قرار داد و گفت:
    «اللهم اَسْئَلُكَ بِحَقّ مُحَمَّدٍ اِلّا غَفَرْتَ لی»؛[7] خدایا تو را به حق محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ سوگند می‌دهم كه بخاطر ایشان مرا ببخشی.
    شبهات وهابیت

  9. #76
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شبهات وهابیت




    و اما برای اثبات این كه بوسیدن قبر اولیاء خدا و توسل، شرك نیست به سه روایت زیر كه از كتب اهل تسنن نقل شده توجه كنید:
    1. مردی به محضر پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ آمد و پرسید: «ای رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ! من سوگند خورده‌ام كه آستانه درِ بهشت و پیشانی حور العین را ببوسم، اكنون چه كنم؟
    پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: پای مادر و پیشانی پدر را ببوس.
    یعنی اگر چنین كنی، به آرزوی خود در مورد بوسیدن در بهشت و پیشانی حور العین می‌رسی.
    او پرسید: اگر پدر و مادرم، مرده باشند چه كنم؟
    پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: قبر آنها را ببوس.[8]
    2. هنگامی كه حضرت ابراهیم خلیل ـ علیه السّلام ـ برای دیدار پسرش اسماعیل ـ علیه السلام ـ از شام به مكه آمد، پسرش در خانه نبود. ابراهیم ـ علیه السلام ـ به سوی شام بازگشت، وقتی كه اسماعیل ـ علیه السلام ـ به منزل مراجعت كرد، همسرش آمدن ابراهیم ـ علیه السلام ـ را به اسماعیل ـ علیه السلام ـ خبر داد، او جای پای پدرش ابراهیم ـ علیه السلام ـ را پیدا كرد و به عنوان احترام پدر، جای پای او را بوسید.
    3. سفیان ثوری (یكی از صوفی مسلكان اهل تسنن) نزد امام صادق ـ علیه السلام ـ آمد و عرض كرد: چرا مردم دامن پرده‌های كعبه را می‌گیرند، با این كه آن پرده‌ها پارچه‌های كهنه‌ای است كه به كسی سودی نمی‌بخشد؟
    امام صادق ـ علیه السلام ـ در پاسخ او فرمود: این كار مثل آن است كه مردی در مورد مرد دیگر، مرتكب گناهی شود، (مثلا حق او را ضایع كرده) پس دامن او می‌چسبد و به گرد او می‌گردد، به امید این كه آن مرد، گناه او را ببخشد.[9]
    --------------------------------------------------------------------------------
    [1] . یوسف، 96.
    [2] . یوسف، 94.
    [3] . یوسف، 97.
    [4] . مائده، 35.
    [5] . وفاء الوفاء، ج 2، ص 1376؛ الدّرّ السّنیه، ذینی دحلان، ص 10.
    [6] . نساء، 64.
    [7] . الدّر المنثور، ج 1، ص 59؛ مستدرك حاكم، ج 2، ص 615؛ مجمع البیان، ج 1، ص 89.
    [8] . الاَعلام، قطب الدین حنفی، ص 24.
    [9] . صد و یك مناظره جالب و خواندنی، محمدی؟؟؟، ص 175.
    اندیشه قم
    شبهات وهابیت

  10. #77
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شبهات وهابیت




    نظر علمای شیعه بر عدم تحریف قرآن


    یکی از شبهاتی که اهل سنت و وهابیه بر شیعه وارد می کنند ، اعتقاد شیعه به تحریف قرآن است . ببینیم که نظر علما و اساتید شیعه در این مورد چیست .

    1- شیخ صدوق رضوان الله علیه متوفای سال 381 هـ ق میگوید : " اعتقاد ما آنست که قرآنی را که خداوند بر پیامبرش نازل فرموده است ، همین قرآن موجود در بین دو جلد است که امروزه در دست مسلمانان قرار دارد و سورهای آن نیز 114 سوره است" .
    ( رساله اعتقادات صدوق چاپ شده با باب حادی عشر صفحه 93 )
    2- شیخ مفید رضوان الله علیه متوفای سال 413 هـ ق میگوید : "جماعتی از امامیه میگویند : از قرآن کریم چیزی کم نشده است بلکه حذف شده از تأویل آن و تفسیر معانی قرآن بر حقیقت تنزیل آن که در مصحف امیر المؤمنین علیه السلام بوده است و آن قرآن نیست و این قول را می پزیریم" .
    ( اوائل المقالات فی المذاهب المختارات صفحه 55 و 56 )
    3- سید مرتضی علم الهدی رضوان الله علیه متوفای سال 436 هـ ق میگوید : " علم به صحت نقل قرآن مثل علم به شهرها و حوادث بزرگ و وقایع عظیم و کتابهای مشهور و اشعار مسطور عرب است ، زیرا توجه و عنایت خاصی و دواعی مختلفی وجود دارد برای نقل و حراست از این امور تا از بین نروند و چون قرآن کریم معجزه نبوت و مأخذ احکام شریعت و علوم دینیه است و علمای مسلمین ، منتهی درجه عنایت را برای حفظ وحراست از آن بکار بسته اند ، پس چگونه ممکن است که تغییر کند یا نقصی بر آن وارد شود (تا آنجا که میگوید:) قرآن کریم در زمان خود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم همین طور که الان است ، جمع شده و مرتب بود" .
    (مجمع البیان جلد 1 صفحه 16)
    ناگفته نماند که این گفتار سید مرتضی آنچنان از او مشهور است که حتی بزرگان اهل سنت نیز نقل کرده اند ، ابن حجر از ابن حزم اندلسی نقل میکند که :"سید مرتضی امامی بود و معتقد بود کسی که معتقد شود از قرآن چیزی کم شده یا به آن افزوده شده یا چیزی از آن تبدیل شده است ، کافر است " .
    (لسان المیزان جلد 9 صفحه 224)
    4- شیخ الطائفه طوسی رضوان الله علیه متوفای سال460 هـ ق میگوید : "زیاده و نقصان در کلام خداوند راه ندارد زیرا اجماع قائم است که به قرآن چیزی اضافه نشده است و مسلمانان معتقدند که از آن چیزی کم نشده است ، و مذهب ما همین است ( بعد میگوید ( روایاتی در کتب شیعه و سنی آمده است که دلالت بر نقصان بسیاری از آیات و نقل بعضی از آن از جایی بجای دیگر میکند ، اما چون روایات همه خبر واحد هستند و موجب علم نمی شوند ، عمل به آنها ممکن نیست و بهتر است که از آنها اعراض شود و اگر امکان تأویل نبودطرد شوند ، و اگر آن روایات صحیح السند هم باشند باز موجب طعن در قرآن نخواهند شد ، زیرا که صحت آن مورد اتفاق همه مسلمانان است .
    (التبیان جلد 1 صفحه 3 )
    5- امین الاسلام طبرسی رضوان الله علیه متوفای سال 548 هـ ق نویسنده تفسیر مجمع البیان میگوید : " در قرآن کریم چیزی اضافه یا از آن کم نشده است ، اما چیزی اضافه نشده است چون اجماع مسلمین است و از نظر مذهب ما از قرآن چیزی کم هم نشده است" .
    ( مجمع البیان جلد 1 صفحه 15 )
    شبهات وهابیت

  11. #78
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شبهات وهابیت




    6- سید بن طاووس رضوان الله علیه متوفای سال 664 هـ ق میگوید : " قرآن کریم مصئون از زیاده و نقصان است " .
    ( سعد السعود صفحه 192 )
    7- علامه حلی رضوان الله علیه متوفای سال 726 هـ ق میگوید : " حق آنست که در قرآن کریم تبدیل و تقدیم و تأخیری واقع نشده است و پناه میبرم به خداوند از کسی که معتقد باشد بر وقوع تحریف ، زیرا که موجب شک میشود در معجز? رسول علیه و آله السلام که نقل آن متواتر است " .
    ( اجوبة المسائل المهناویة صفحه 121 )
    8- شیخ زین الدین بیاضی عاملی رضوان الله علیه متوفای سال 877 هـ ق میگوید : " تواتر قرآن جملةً و تفصیلاً معلوم است و اگر چیزی به آن اضافه یا از آن کم میشد هر عاقلی متوجه می گردید حتی اگر حافظ قرآن هم نمی بود ، به جهت مخالفت با اسلوب و فصاحت قرآن " .
    ( الصراط المستقیم جلد 1 صفحه 45 )
    9- شیخ فتح الله کاشانی رضوان الله علیه متوفای سال 988 هـ ق در رابطه با روایاتی که دال بر نقص قرآن است میگوید : اگر حدیثی بر خلاف دلیل یا سنت متواتر یا اجماع بود و تأویلش ممکن نبود و امکان حمل بر وجوه دیگر را نداشت ، واجب است طرح و اعراض از آن" .
    ( 'تفسیر منهج الصادقین ، مقدمه کتاب و در ذیل آیه إنا له لحافظون )
    10- سید نور الله شوشتری رضوان الله علیه معروف به قاضی شهید یا شهید ثالث که در سال 1019 هـ ق به شهادت رسیده است در کتاب مصائب النواصب ،بحث امامت و کلام بالصراحه عقیده تحریف را از مذهب اهل بیت نفی میکند .

    11- فیض کاشانی رضوان الله علیه متوفای سال 1019 هـ ق در ذیل آیه مبارکه (انا له لحافظون) میگوید : " یعنی از تحریف و تغییر و زیاده و نقصان " .
    (الاصفی فی تفسیر القرآن صفحه 348 )
    12- شیخ بهاء الدین عاملی رضوان الله علیه معروف به شیخ بهائی متوفای سال1030هـ ق میگوید :" صحیح اینست که قرآن کریم از زیاده و نقصان محفوظ است چنانکه آیه مبارکه (انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون) دلالت میکند و آنچه که گفته میشود از ساقط شدن اسم علی علیه السلام در بعض از مواضع مثل (یاایها الرسول بلغ ما انزل الیک - فی علی-) و غیر آن ،نزد علما معتبر نیست" .
    ( آلا الرحمن صفحه 26 )

    1۳- فاضل تونی رضوان الله علیه متوفای سال 1071 هـ ق میگوید : "مشهور آنست که قرآن کریم محفوظ و مضبوط است همانطوریکه نازل شده است و خداوند حکیم حافظ آنست چنانکه فرمود : (انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون) " .
    ( الوافیة فی الاصول صفحه 148 )
    ۱۴- حر عاملی رضوان الله علیه متوفای سال 1104 هـ ق میگوید :"هرکسی که در اخبار و آثار تتبع و تحقیق کند ،علم قطعی پیدا میکند که قرآن کریم اعلی درجه از درجات تواتر را دارا است و هزاران نفر از صحابه آنرا حفظ و قرائت کرده اند و در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جمع شده و به صورت کتاب بود " .
    ( الفصول المهمة فی تألیف الامة صفحه 166 )

    ۱۵- علامه مجلسی رضوان الله علیه متوفای سال 1111 هـ ق در ردّ اخبار دلالت کننده بر نقصان میگوید : " این اخبار ، اخبار آحاد هستند و قطع به صحت آنها پیدا نمی شود " .
    (بحار الانوار جلد 89 صفحه 75 )
    ۱۶- شیخ جعفر کبیر رضوان الله علیه معروف به کاشف الغطاء متوفای سال 1228هـ ق میگوید :" شکی نیست که قرآن کریم محفوظ از نقصان بحفظ خداوند دیان است همانطوریکه صریح قرآن و اجماع علما بر این نکته دلالت دارد " .
    ( کشف الغطاء کتاب القرآن صفحه 299 )
    ۱۷- سید محمد طباطبائی رضوان الله علیه مشهور به مجاهد متوفای سال 1242 هـ ق می گوید : " شکی نیست که قرآن در اصل،اجزاء ،محل ،وضع و ترتیب متواتر است و این مطلب را محققان از اهل سنت نیز قبول دارند زیرا قرآن معجزه بزرگ ، اصل دین و صراط مستقیم است و دواعی مختلف بر حفظ آن وجود دارد" .
    ( مفاتیح الاصول مبحث حجیت ظواهر کتاب )

    ۱۸- شیخ ابراهیم کلباسی رضوان الله علیه متوفای سال 1262 هـ ق میگوید :" نقصان در قرآن کریم بهیچ عنوان راه ندارد " .
    (اشارات الاصول مبحث حجیت ظواهر کتاب )
    شبهات وهابیت

  12. #79
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شبهات وهابیت




    ۱۹- سید محمد شهشهانی رضوان الله علیه متوفای سال 1289 هـ ق در کتاب العروة الوثقی میگوید : " در قرآن کریم تحریف واقع نشده است " و این مطلب را به جمهور مجتهدین نسبت میدهد .
    ( البیان صفحه 200 )
    ۲۰- سید حسین کوه کمری رضوان الله علیه متوفای سال 1299 ضمن تصریح به عدم تحریف برای حفظ قران از تحریف به امور ذیل استدلال میکند :
    الف : اصل عدم تحریف زیرا که تحریف مشکوک است وحادث پس با اجرای اصل عدم نفی میشود .
    ب : اجماع بر عدم تحریف .
    ج : منافاة تحریف با معجزه بودن قرآن .
    د : آیه مبارکه (لایأتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه) .
    هـ : اخبار ثقلین (که دلالت میکند بر اینکه قرآن بصورت کتاب در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جمع آوری شده بود ) .
    و : روایاتیکه ما را به تمسک به قرآن و پیروی آن امر میکند (و اگر تحریف در آن راه داشت امر به اخذ و تمسک لغو بود) .
    ( بشری الوصول الی اسرار علم الاصول مبحث حجیت ظواهر کتاب )
    2۱- شیخ محمد جواد بلاغی رضوان الله علیه متوفای سال 1352 هـ ق میگوید : " اگر شنیدی که بعضی از روایات شاذ و نادر دلالت میکند بر تحریف قرآن و از بین رفتن بعضی از آیات آن ،پس به این روایات اعتنا نکن زیرا روات آن ضعیف و متن آن مضطرب و سست است" .

    ( آلا الرحمن فی تفسیر القران صفحه 18 )

    2۲- شیخ محمد حسین آل کاشف الغطاء رضوان الله علیه متوفای سال 1373 هـ ق که دکتر ادعای شاگردی ایشان را دارد میگوید : "کتاب موجود در دست مسلمانان همان کتابیست که خداوند متعال آنرا برای تحدی و اعجاز و تعلیم احکام و تمییز حلال از حرام نازل فرمود ، در این کتاب نه چیزی اضافه و نه از آن کم شده است و نه تحریف در آن راه دارد و بر این مطلب اجماع مسلمین است .
    اگر کسی ادعا کند که قرآن تحریف شده یا از آن چیزی کم شده است ، خطا کرده است و این آیه مبارکه (انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون) او را رد میکند و احادیثی که از طریق شیعه و سنی نقل شده در نقص یا تحریف قرآن ، احادیث شاذ و ضعیف و اخبار آحاد هستند که موجب علم و عمل نخواهد شد ، پس باید تأویل یا به دیوار زده شود" .
    ( صل الشیعة و اصولها صفحه 101 و 102 )
    2۳- سید عبدالحسین شرف الدین موسوی رضوان الله علیه متوفای سال 1377 هـ ق میگوید : "قرآن عظیم و ذکر حکیم از طرف ما متواتر است به جمیع آیات و کلمات و سائر حروف وحرکات و سکنات به تواتر قطعی از امامان اهل بیت علیهم السلام و هیچ کس در آن شک ندارد و ائمه اهلبیت نیز از جدشان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و آنبزرگوار از خداوند متعال نقل کرده است و در این هم جای شکی نیست ، ظواهر و نصوص قرآن همه حجتهای خداوند و دلیل اهل حق است بحکم ضرورت اولیه از مذهب امامیه ، روایات صحیحه نیز در این زمینه بنحو متواتر از طریق عترت طاهره سلام الله علیهم زیاد نقل شده است ، و لذا شیعیان هر روایت مخالف قرآن را حتی اگر صحیح هم باشد ، بدیوار میزنند و به آن اعتباری قائل نمی شوند ، و قرآن کریم در زمان خود رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جمع شد همانطوریکه الان هست بدون کوچک ترین تغییر و زیاده و نقصان " .
    ( اجوبة مسائل جارالله صفحه 28 و 37 )
    2۴- امام خمینی رضوان الله علیه متوفای سال 1409 هـ ق میگوید : " کسیکه مطلع باشد بر توجه مسلمانان به جمع ، حفظ ، ضبط ، کتابت و قرائت قرآن متوجه خواهد شد که روایات دلالت کننده بر تحریف باطل است زیرا آن روایات یا ضعیف است و استدلال به آنها صحیح نیست و یا جعلی و ساختگی است که علامات جعل و ساختگی بودن در آنها کاملا مشخص است ، یا غریب است که موجب تعجب میشود ، و اگر صحیح بود باید تأویل شود " .
    ( تهذیب الاصول جلد 2 صفحه 165 )
    2۵- آیة الله العظمی خوئی رضوان الله علیه متوفای سال 1413 هـ ق میگوید : " معروف بین مسلمانان عدم وقوع تحریف در قرآن است و اینکه قرآن موجود در نزد ما همان قرآن منزل بر نبی اعظم صلی الله علیه و آله و سلم است و بر این مطلب بسیاری از اعلام از جمله رئیس المحدثین مرحوم صدوق بن بابویه تصریح نموده اند و قول به عدم تحریف را از معتقدات امامیه حساب کرده اند " .
    ( البیان صفحه 200 )
    باز میگوید : " قصه تحریف قرآن جزء خرافات و خیالات است و به تحریف قائل نمیشود مگر کسی که عقلش ناقص باشد یا درست تأمل و تفکر نکرده باشد یا اینکه بخاطر علاقه اش به قول به تحریف معتقد به آن شده باشد زیرا که علاقه به چیزی انسان را کور و کر میکند اما آدم عاقل منصف متدبر شکی در باطل بودن یا خرافاتی بودن تحریف ندارد
    شبهات وهابیت

  13. #80
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : شبهات وهابیت




    توسل
    عدم دلیل بر توسل به میت

    هشتمین دلیل سلفیها اینست که توسل به پیامبر (صلی الله علیه و آله) را در زمان حیات بنابر دلایلی می‏پذیریم اما بعد از مرگ بعلت فقدان دلیل نمی‏پذیریم [47] .



    نقد و بررسی

    از نظر دکتر رمضان بوطی عالم و استاد دانشگاه دمشق توسل به پیامبر (ص) و به آثار وی جایز است، و هیچ فرقی نمی‏کند در زمان حیات آن حضرت باشد یا بعد از وفات؛ زیرا که آثار پیامبر مطلقا متصف به حیات نیست خواه تبرک و توسل به آثار آن حضرت در حیاتش باشد یا بعد از رحلتش، همچنان که در صحیح بخاری در باب موی پیامبر خدا (ص) ثابت شده است.

    آیا مگر پیامبر زنده داری تأثیر ذاتی در اشیاء است تا بحث کنیم که این تأثیر همچنان بعد از وفات ادامه دارد یا نه؟ مسلما هیچ مسلمانی نمی‏تواند، تأثیر ذاتی در اشیاء را به غیرخدای یکتا نسبت دهد و کسی که خلاف آن را اعتقاد داشته باشد به اجماع مسلمانان کافر است. بنابراین مناط تبرک و توسل به پیامبر و آثارش نسبت به تأثیر به ذات وی نیست بلکه بدان جهت است که او برترین خلایق در نزد خدا، و رحمتی است از سوی خدا به بندگان، پس توسل به او وسیله‏ایست برای تقرب به خدا و رحمت بزرگ خدا نسبت به خلق، و اصحاب با این معنی به آثار پیامبر توسل می‏جستند، و مستحب است طلب شفاعت توسل اهل تقوی و اهل بیت نبوت.

    برای طلب باران و غیره و این چیزی است که جمهور ائمه فقها مانند شوکانی و ابن‏قدامة حنبلی و صنعانی و غیره بر آن اجماع دارند. و فرق گذاشن بعد از این میان حیات و مرگ پیامبر خلطی است عجیب و غریب» [48] . زیرا همان طور که استاد حسن بن علی السقاف می‏نویسد، شرک، شرک است خواه در دنیا باشد یا در آخرت خواه کسی که بوسیله‏ی وی به خدا توسل می جویند زنده باشد یا مرده، و عمومات جواز توسل به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) کافی است که هم قبل از وفات و هم بعد از وفات و هم آخرت را شامل شود [49] .



    توسل به مرده خطاب به معدوم است‏

    محمد ابن عبدالوهاب می‏گوید: توسل به فرد زنده اشکال ندارد؛ اما توسل به مرده، خطاب به معدوم است و کاری لغو و زشت و مذموم.



    نقد و بررسی

    1 - این سخن مخالف با صریح قرآن است که می‏فرماید: و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون [50] .

    کشته شدگان راه حق را مرده نپندارید که اینان زنده‏اند و نزد پروردگارشان روزی می‏خورند.

    2 - مخالف سخن پیامبر اکرم است که بنا به روایت صحیح بخاری و صحیح مسلم و سایر صحاح «در کنار چاه بدر ایستادند و با آیه‏ی 46 سوره‏ی اعراف کشته شدگان را مخاطب قرار دادند و با مردگان سخن گفتند، بعضی‏ها ایراد گرفتند که پیغمبر با مردگان سخن می‏گوید، حضرت فرمودند: شما شنواتر از آنان نیستید» [51] .

    3 - و مقایر با گفته دانشمندان اسلامی مانند غزالی شافعی است که در کتاب احیاء می‏نویسد: «برخی از مردم مرگ را نیستی و عدم می‏پندارند و کسانی بر این عقیده‏اند که بی‏دین و منکر خدا و آخرت هستند» [52] .

    حافظ نووی در المجموع «شرح المهذب» می‏نویسد به هنگام وقوف در کنار قبر انبیاء بخصوص پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) مستحب است که از آنان بخواهد که دعا کنند پیش خدا که حاجاتشان را برآورده کند. زیرا آنان احیاء عند ربهم.

    شیخ خلیل احمد سهارنپوری فتوای خود و 75 نفر از علمای کشورهای اسلامی را در این باره چنین در کتابش آورده است. از نظر ما آن حضرت (ص) در مرقد مطهرش زنده و حیاتش مشابه حیات دنیوی است. بدون آن که مکلف باشد، چنان که علامه سیوطی در کتابش، «انباء الاذکیاء به حیوة الانبیاء»، تصریح فرموده که شیخ تقی الدین سبکی گفته است دلیل بر حیات انبیا و شهدا در قبرهایشان نماز خواندن حضرت موسی (علیه السلام) در قبرش می‏باشد (چنان که در حدیث وارد شده است).

    در این باره شیخ شمس الاسلام محمد قاسم کتابچه‏ای مستقل نگاشته به نام، آب حیات [53] .
    شبهات وهابیت

صفحه 8 از 10 نخستنخست ... 45678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •