*^★^*عنايات معصوميه*^★^* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*^★^*عنايات معصوميه*^★^*
صفحه 2 از 10 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 94
  1. #11
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. زيارت خانه خدا






    زيارت خانه خدا

    آقاي ناصر اصغر زاده موحد ، خادم رسمي و از کفشداران حرم ، نقل مي کردند : علاقه زيادي به زيارت خانه خدا داشتم و از حضرت معصومه (س) خواستم که شرايط حج مرا فراهم کند . مدتي گذشت . از فروش خانه پدري که به ارث بردم ، در حج ثبت نام کردم و در همان سال نيز به حج مشرف شدم . اين در حالي بود که خيلي ها به مدت 10 سال در نوبت بودند .
    *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #12
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. عنايت حضرت به خادمين کفشدار






    عنايت حضرت به خادمين کفشدار

    آقاي حسين فراهاني از خادمين بزرگوار نقل مي کردند : در کفشداري شماره دو - درب ورودي صحن عتيق - مشغول کار بودم ، که به لحاظ خستگي خوابم برد . در عالم رؤيا ديدم سه سيد عَلَم به دست ، وارد کفشداري شدند . جلوي پاي آنها بلند شدم و صورت يکي از آنها را بوسيدم . ناگهان از خواب بيدار شدم ، با خود گفتم : اين سه سيد که به حرم مشرف شدند و اين حقير را مورد لطف قرر دادند ، توجه و عنايت بي بي به خادمين خويش را نشان مي دهد .

    *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #13
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. نجات يافتن از زندان






    نجات يافتن از زندان

    آقاي شريفي مسئول کفشداري خدمين افتخاري نقل مي کردند . يکي از خادمين و محبين اهلبيت (ع) نقل مي کرد . در سال 1371 در حال بازگشت از مأموريت ، موجب بروز تصافي شدم که به مرگ پيرزني انجاميد . چون ماه محرم الحرام بود ، دادسرا مرا به پرداخت 350 هزار تومان ديه محکوم کرد و دو سال به من فرصت دادند تا وجه ديه را تهيه کنم . اين مبلغ ، بعد از دو سال به 950 هزار تومان افزايش يافت . چون نتوانستم اين مبلغ را تهيه کنم ،به يک ميليون و دويست هزار تومان افزايش يافت ! هيچ چاره اي نداشتم و به هر کس مشکلم را مطرح کردم ، نتيجه نگرفتم . خلاصه ، چون بستگان فرد متوفي افراد سختگيري بودند ، تنها مطالبه ديه مي کردند و رضايت نمي دادند . مقرر شد اگر اين مبلغ را پرداخت نکنم به زندان بروم . در يکي از شب ها مسؤلين حرم مطهر اعلام کردند : امشب ، موعد غبارروبي حرم است . بنده هم توفيق شرکت در اين مراسم ملکوتي را يافتم و در داخل ضريح مطهر ، سرم را روي قبر گذاشتم و گريه زيادي کردم . با حضرت با زبان عاميانه صحبت کردم و درد دلم را گفتم که اگر نتوانم اين مبلغ را تهيه کنم بايد به زندان بروم و ديگر جاي من اينجا نيست و به درد شما نخواهم خورد . پس از اتمام کار به منز نرفتم . در عالم رؤيا ديدم ، در حرم مطهر هستم و از طرف خانم به من برگ سبزي داده شد . گفتند : غم مخور و اندوهگين مباش ! چند روز بعد از اين ماجرا ، مقداري اثاثيه منزل را که حدود 200 هزار تومان ارزش داشت فروختم . تا اينکه يکي از دوستان را ديدم که به من گفت : در منزل نشسته بوديم که ناگهان ياد شما پيش آمد . مشکل شما حل شد يا خير ؟ گفتم : اگر نتوانم يک ميليون تومان را تهيه کنم ، بايد به زندان بروم . دوستم فرد خيري را معرفي کرد و گفت : خوب است شرح حال خود را بنويسي تا براي آن فرد ببرم . من هم اين کار را انجام دادم . مدتي گذشت تا اينکه به موعد دادگاه نزديک شديم . دقيقاً دو روز مانده به دادگاه ، پستچي درب منزلمان را زد و گفت : يک فقره چک به اسم شما از تهران آمده است . از فرط خوشحالي در پوست خود نمي گنجيدم . وقتي چک را گرفتم ، ديدم به مبلغ هشتصد هزار تومان است . بسيار متعجب شدم . دقيقاً مبلغي را که کم داشتم حواله کرده بودند . به هر حال مشکل من که هيچ کس قادر به حل آن نبود ، با دست هاي با کفايت شفيعه کريمه اهلبيت (ع) حضرت فاطمه معصومه (ع) حل شد .
    *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #14
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. شفا يافتن پاي خادم






    شفا يافتن پاي خادم

    آقاي شريفي يکي از خدمتگزاران و مسؤول دفتر کفشداري آستانه مقدسه نقل مي کند : يکي از خادمين حرم حضرت ، مي گفت : به خاطر درد زانو ، دچار مشکل بودم و درد زيادي مي کشيدم . به چند دکتر مراجعه و داروهاي زيادي مصرف کردم ولي اثر نکرد . يکي از روزها که به محل کارم در کفشداري شماره سيزده ( بين مسجد اعظم و مسجد بالاسر ) رفتم ، در فرصت فراغتي که پيش آمد ، شروع کردم با خانم صحبت کردن . به خانم گفتم : اي بي بي ! دوست ندارم که در محضر شما نتوانم خم و راست شوم . دوست دارم در کفشداري خدمت کنم حتي اگر نيم ساعت باشد . بعد از اين گفتگو ، از کفشداري خارج شدم و پس ا زتجديد وضو دو رکعت نماز خواندم و بعد به نزديک ضريح مطهر رفتم ، سرم را گذاشتم به ضريح و اشک ريختم . حال خاصي داشتم . دوباره به کفشداري باز گشتم و پس از پايان کار ، در ساعت 11 شب به منزل رفتم . وقتي به خواب رفتم ، در عالم رؤيا ديدم که در حرم مطهر هستم و خدمت حضرت امام رضا (ع) رسيده ام.خيلي خوشحال بودم . به اتفاق رفتيم و در جايي نشستيم . ايشان دست بر پاي من گذاشتند و کمي با من صحبت کردند . حس کردم که ديگر پايم درد نمي کند ، صبح که براي نماز برخاستم ،اثري از درد پا نديدم . حالتهاي مختلف را امتحان کردم و ديدم اصلاً پايم درد ندارد . گريه ام گرفت . ناخودآگاه با خودم اين بيت را زمزمه کردم :
    از کعبه ، صفاي اين حرم بيشتر است هر کس که شکسته دل بود ، پيشتر است


    *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #15
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. محفوظ ماندن مصالح ساختماني






    محفوظ ماندن مصالح ساختماني

    يکي از خادمين و محبين اهلبيت (ع) به نام آقاي سبحاني که کفشدار افتخاري حضرت معصومه (ع) هم هست ، نقل مي کرد : باران شديدي مي باريد و من در کفشداري در حال انجام وظيفه بودم . در آن ايام ساختمان نيمه کاره اي در اختيارم بود که هنوز سقفش را آسفالت نکرده بودم و مقادير زيادي گچ که براي سفيد کاري ، به طبقه دوم برده بودم ، در معرض اصابت باران بود . باخود گفتم : اگر اين باران شديد ده دقيقه ادامه پيدا کند ، تمام سرمايه زندگيم که از طريق قرض فراهم شده ، يک ساعته خراب مي شود . در همان حا ل، يکي از دوستان هم که از بنايي ساختمان من اطلاع داشت ، گفت : به خانه برو و مصالح خودت را از زير باران بردار ! من به حرفهاي او اعتنايي نکردم و گفتم : حضرت معصومه (ع) خودش محافظ و نگهبان نوکران و خادمان خويش هست . بعد از پايان کار به منزل رفتم . از پسرم پرسيدم : روي گچ و سيمان را پلاستيک کشيديد تا باران خيسشان نکند ؟ گفت : اينجا اصلاً باران نيامد ، فقط نم مختصري روي گچ ها نشست . اينجا بود که فهميدم حضرت هرگز لحظه اي ا زخادمين و نوکران خود غافل نيست .
    *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #16
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. حيات دوباره






    حيات دوباره

    آقاي ناصر اصغر زاده موحد ، از خدام حرم مطهر مي گويد : دريکي از روزها در کفشداري حرم مطهر حضرت معصومه در شيفت کاري خود مشغول کار بودم . بعد از اتمام كار که به منزل رفتم ، ديدم درب منزلمان خيلي شلوغ است . پرسيدم : چه اتفاقي افتاده ؟ گفتند : پسر شما از بالاي پشت بام همسايه - که يک ساختمان سه طبقه بود - به پايين افتاده است ! شوکه شدم و گفتم : بچه مرده است . در کمال نا اميدي ، به سرعت خودم را به بيمارستان رساندم و سراغ پزشک معالج پسرم رفتم و به او گفتم : من خادم حضرت معصومه (س) هستم . در حق بچه ام کوتاهي نکن ! به خاطر بي بي بچه ام را نجات بده . دکتر گفت : هر کاري از دستم مي آمد برايش انجام دادم . او مثل يک مرده افتاده است و از دست من کاري ساخته نيست . در همان حال ، رو به حرم مطهر حضرت معصومه (ع) کردم و از خانم خواستم که پسرم را نجات دهد . ناگهان ! بچه چشمهايش را باز کرد و دوباره بست . او به زندگي بازگشته بود . پسرم مدتي بعد از بيمارستان مرخص شد . امروز که حدود 16 سال از آن ماجرا مي گذرد پسرم صحيح و سالم است . من حيات دوباره او را از اربابم حضرت فاطمه معصومه (س) دارم .

    *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #17
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. کريمه اهلبيت (ع) مشکل گشاست





    کريمه اهلبيت (ع) مشکل گشاست

    يکي از خادمين حضرت معصومه (ع) نقل مي کند : روزي شخصي که اهل اصفهان بود ، مقداري روغن و برنج براي آشپزخانه حرم مطهر حضرت معصو مه (ع) آورد . پرسيديم : آيا تاکنون کرامتي از حضرت ، ديده ايد ؟ گفت : آري ! من مرتب در حال مسافرت در مسير اصفهان و تهران هستم . يک بار در مسير رفتن به اصفهان در قم توقف کرديم . راننده اتوبوس گفت : هر کس که مي خواهد به حرم مشرف شود ، فرصت هست . همه مسافران رفتند به غير از من ! به خودم گفتم اين طور که مشکلات مرا احاطه کرده حرم رفتنم بي فايده است . بعد به خودم نهيب زدم که از هر دري نو ميد شدن رواست ، ولي از اين خاندان ، هرگز نبايد نااميد
    شد . سراسيمه برخاستم و به سو ي حرم شتافتم و به برکت بي بي ، مشکلاتم حل شد . لذ ا براي تشکر و قدرداني امروز به آستان مقدسش شرفياب شدم .

    *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #18
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. موعد ديدار





    موعد ديدار

    محمد علي زيني وند - گرد آورنده اين مجموعه - نقل مي کند : هز ماه يکي دو بار در حرم مطهر ، اقدام به غبار روبي ضريح و جمع آوري پولهاي داخل آن توسط معاونت مالي توليت حرم مطهر مي كنند . مدتي بود دوستان کفشدار و خادمين افتخاري شرکت مي کردند ، ولي اين توفيق نصيب من نمي شد . دوستان همکار بعد از جمع آوري پولها در داخل ضريح ، نماز و دعا و نيايش مي کردند و حتي از ضريح مطهر عکس مي گرفتند . خودم را از اينکه مورد قبول بي بي نيستم ، سرزنش مي کردم . يک روز که در کفشداري مشغول کار بودم ، اطلاع دادند که امشب (( فوق ضريح )) است . از من هم دعوت کردند تا در اين مراسم شرکت کنم . برايم آن لحظه ، لحظه تولد بود . خيلي خوشحال شدم . دقيقه شماري مي کردم تا وقت قرار فرا برسد . ساعت يازده شب انتظار به سر آمد . بعد از بيرون رفتن زوار ، به همراه ديگر برادران مشغول جمع آوري پولهاي داخل ضريح شديم . در داخل مرقد مطهر سر به روي قبرش گذاشتم و با چشمان گنهکار خود اشک ريختم و نماز خواندم ، در حالي که دلم آرام گرفته بود ، گفتم : بي بي جان از اينکه مرا قابل دانستيد ، سپاسگزارم .
    *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #19
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. زايمان طبيعي و آسان





    زايمان طبيعي و آسان

    آقاي ناصر اصغرزاده موحد ، خادم کريمه اهلبيت (س) نقل مي کرد : براي من جاي سؤ ال بود که هر وقت متوسل به حضرت معصومه (ع) مي شدم ، امد اد غيبي او ، من و خانواده ام را ياري مي کرد . در يکي از زايمانهاي همسرم ، پرستارها و ماماها از هيچ تلاشي فروگذار نمي کردند گويي سفارش شده از سوي کسي بودند . خلاصه با بدني ضعيف و لاغر به صورت طبيعي زايمان کرد . به نظر مي رسد حضرت معصومه (ع) عنايت خاصي به نوکرانش دارند .
    *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #20
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. حواله بي کم و زياد





    حواله بي کم و زياد

    آقاي حسين سالاري ، خادم رسمي آستانه مقدسه حضرت معصومه (ع) است . ايشان نقل مي کردند : از بابت بدهکاري ، سخت در مضيقه بودم و بدهکاران هر روز به سراغم مي آمدند . تا اينکه يکي از آنها که آدم سختگيري بود يک روز مهلت داد تا پولش را حاضر کنم . و گفت : فردا غروب براي گرفتن پولم به منزلت مي آيم : بايد به هر نحوي شده آنرا تهيه کني . صبح روز بعد به حرم رفتم و در مراسم خطبه شرکت کردم بعد به پاي ضريح حضرت رفتم و عرض کردم بي بي جان ! از هر کجا برايم حواله مي کني ، من امروز 20 هزار تومان پول نياز دارم ، بايد برايم فراهم کني . بعد از اينکه حرفهايم را با حضرت زدم ، به سر کارم باز گشتم . تقريباً نزديک اذان ظهر بود که آقاي عدالت ، مسئو ل دفتر کفشداري ، مرا صدا زد و گفت تلفن با شما کار دارد. وقتي گوشي را برداشتم ، شنيدم که همسرم گفت : آقايي به نام حامدي ، مبلغ 20 هزارتومان پول آورده و به من دادند . و گفتند : نذر کرده بودم که اگر بتوانم به مکه مکرمه مشرف شوم ، مبلغ 20 هزارتومان به عنوان هديه به يکي از خادمين حضرت معصومه (ع) بدهم . خوشبختانه امروز نذرم ادا شد . چون شما را مي شناختم ، پول را به شما تقديم مي کنم . در حالي که خيلي خوشحال بودم ، سريع به بالاي سر حضرت و کنار ضريح مطهر رفتم و از خانم تشکر کردم که اين مبلغ را بدون ريالي کم و زياد حواله کردند .

    *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 2 از 10 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •