*^★^*عنايات معصوميه*^★^* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*^★^*عنايات معصوميه*^★^*
صفحه 3 از 10 نخستنخست 1234567 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 94
  1. #21
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^★^*عنايات معصوميه*^★^*






    برکت هزار تومان

    آقاي علي جلالي ، از خادمين حرم مطهر نقل مي کند : شب بيست و يکم ماه مبارک رمضان بود در کفشداري شماره دو خدمت زوار بودم . از فکر بدهکاري لحظه اي آرامش نداشتم . مبلغ بدهکاريم 950 هزار تومان بود . خيلي به بي بي التماس کردم . تا اينکه يک شب حدود ساعت ده ، سيدي نوراني وارد کفشداري شد و کفشهايش را تحويل داد . در اين حال به نحوي که کسي متوجه نشود . مبلغ هزار تومان به من دادند . عرض کردم : جناب حاج آقا اگر نذري داريد لطفاً داخل صندوقهاي نذورات بيندازيد . ولي ايشان ابراز کردند اين پول را به تو داده ام . آن سيد رفت . از آن تاريخ به بعد اين مبلغ را براي تبرک نزد خودم نگه داشتم و از برکت آن تا الان ، تمام قرض خود را داده و بيش از پنج ميليون تصميم شده است. وقتي اين جريان را براي يکي از همسايگان خود تعريف کردم ،ايشان مايل بودند که هزار تومان مرا به ده هزار تومان از من بخرند . اما ايشان از يک راز بي خبر بودند . آن اينکه ،آن پول عنايت بي بي به نوکران و خادمين خويش است و براي من صرفاً جنبه مادي ندارد .
    *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #22
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^★^*عنايات معصوميه*^★^*






    خادمين بهشتي

    آقاي سيد حسين فروغي از خادمين کريمه اهلبيت (ع) نقل مي کرد : در خواب ديدم که به من اعلام کردند حضرت معصومه (ع) خادمين خويش را دعوت کرده است . گفتم : از طرف توليت يا از طرف بي بي ؟ گفتند : از طرف خود بي بي ! مجلس مزبور در مسجد بالاسر و در يک باغ انگور و سر سبز و با صفا و خرم برگزار بود و تمام خادمين حاضر بودن ولي من هر چه نگاه کردم ، کسي را نشناختم سؤال کردم : مگر اينها خادم حضرت نيستند ؟ پاسخ دادند . آري ، همه شرکت کنندگان ، خادم هستند و شما بهترين آنها هستيد .
    *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #23
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^★^*عنايات معصوميه*^★^*






    هديه از طرف بي بي

    آقاي حسين سالاري از خادمين زحمتکش حرم کريمه اهلبيت (ع) نقل مي کرد : با چند تن از خادمين از جمله آقاي شريفي ( مسؤول دفتر کفشداري ) رو بروي درب عتيق نشسته بوديم من گفتم : بي بي جان ! هر روز حداقل 200 تومان به من هديه مي رسيد : ولي امروز براي من حواله نکردي . به محض تمام شدن حرفم ، خانم زائري مراصدا زد . بلند شدم و پيش او رفتم . گفت : اين 200 تومان هديه به شماست و قابل شما را ندارد . پيش دوستان برگشتم و گفتم : دويست توماني که گفتم و از حضرت خواستم ، الحمدلله امروز هم رسيد .
    *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #24
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^★^*عنايات معصوميه*^★^*






    شفاي دست خادم

    آقاي اصغر خادم نقل مي کردند : از ناحيه دست ، درد شديدي مرا رنج مي داد : به طوري که در کفشداري قادر به گرفتن کفش هاي زائران نبودم . يکي از روزها به يکي از همکاران خادم گفتم دستم خيلي درد مي کند . گفت : خجالت نمي کشي در حضور بي بي مي گويي دستم درد مي کند ؟ در جواب گفتم : شايد ايشان نمي خواهد مرا شفا دهد ! دوست خادمم گفت : اينها مثل من و شما نيستند . خيلي ناراحت شدم . مستقيماً به خدمت خانم ، حضرت معصومه (ع) رفتم و عرض کردم : بي بي جان ! ديديد همکارم به من چه گفت ؟ خيلي دلم شکسته است . ساعت 11 شب بود که ديدم يکي ديگر از دوستان همکارم در حال خوردن قرص است . گفتم : چه قرصي مي خوري ؟ گفت : قرص اعصاب . گفتم : دست من هم خيلي درد مي کند . يک قرص اعصاب به من داد و گفت : بخور ! ان شاالله خوب مي شوي . من هم قرص را از ايشان گرفتم و خوردم . از آن شب تا کنون ، دستم هيچگونه ناراحتي ندارد و شفاي کامل حاصل شده است .

    *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #25
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^★^*عنايات معصوميه*^★^*






    خادم حرم

    آقاي بافراني کفشدار بي بي دوعالم (ع) نقل مي کند : زماني که از شهر نايين به قم آمدم ، شغلي نداشتم . نزد يکي از دوستان رنگ کار رفتم و به اتفاق او به گازران رفتيم . چون دست دوستم ، شکسته بود و قادر به کار نبود ، خودم به تنهايي تا غروب رنگ کاري کردم . در حالي که سخت خسته بودم ، وجودم را غم گرفته بود . حدود يک کيلومتر از سر کار تا ايستگاه ماشيني که قرار بود مرا به قم براساند ، پياده آمدم . در همان حال از خانم معصومه (ع) خواستم کاري دائمي براي من فراهم کند : تا با آن مخارج زندگي خود را تامين نمايم . هر روز نماز مغرب و عشا را پشت سر حضرت آيت ا... مرعشي نجفي (ره ) مي خواندم . تا اينکه يک روز يکي از دوستانم را ديدم که به من گفت : فلاني ! مايلي در حرم کار کني ؟ گفتم : بله ! چه کاري بهتر از خدمت به حضرت معصومه (ع) ؟ خلاصه رفتيم به کارگزيني . گفتند : نيرو احتياج نداريم . مايوس نشدم و به همراه دوستم ، نزد مديريت حرم رفتيم . قول داد براي من در حرم کار جور کند و قرار شد با کارگزيني هماهنگ کند . شرايط کار در حرم فراهم شد و از آن سال ، به کار دائمي خدمت به زوار حضرت معصومه (ع) مشغول هستم .
    *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #26
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^★^*عنايات معصوميه*^★^*






    نتيجه اخراج خادم حضرت معصومه (ع)

    آقاي اصغر خادم ، که از کفشداران با سابقه و در حال حاضر از نيروهاي انتظامات حرم مطهر هستند ، نقل مي کند : تعدادي از کارکنان حرم از جمله بنده را اخراج کردند . من به مسئول ذي ربط گفتم : اگر ممکن است ، از بين کارگراني که اخراج کرده ايد ، آقاي رضا جانلو را مجدداً به کار دعوت کنيد : چون نيروي فعال و زحمتکشي است و عيالوار است . مسئول ما گفت : متأسفانه امکانش وجود ندارد . اين صحبتها در ايوان اتابکي ( زير ساعت ) مطرح شد . در اين حال ، من رو به حضرت کرده ، عرض کردم ( من به خاطر اينکه يکي از خادمين مظلوم و مؤمن شما به ناحق اخراج شده است ، از حرم شما مي روم : مگر اينکه ايشان هم به سر کار برگردند . بعد رو به مسئول مربوطه کرده ، گفتم : اگر ما مقصر هستيم ، حواله ما به خدا و اين بي بي : و اگر شما مقصريد ، حواله شما به خدا و اين بي بي ! طولي نکشيد من و آقاي رضا جانلو به سر کار برگشتيم ، و آن مسئول را به واسطه مسائلي اخراج کردند .
    *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #27
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^★^*عنايات معصوميه*^★^*





    کمک مادي حضرت

    آقاي اصغر خادم نقل مي کردند : در جلوي درب ساحلي مسجد اعظم ( در مسجد آيت ا... بروجردي ) نشسته بودم . نگاهم به گنبد طلايي خانم حضرت معصومه (ع) بود . گفتم : خانم ! عنايتي کن ! خودت مي داني که دستم خيلي خالي است . در همين لحظات که غرق افکار خودم بودم ، سيدي نوراني دستم را گرفت . من برخاستم و عرض ادب کردم . سيد ، صورت مرا بوسيد و مبلغ قابل توجهي در دست من قرار داد و رفت . وقتي به خود آمدم گفتم : هنوز حرفم بي بي تمام نشده بود . که اين سيد را براي من حواله کردند . به دنبال سيد راه افتادم . در راهرو نبودند . دو طرف خيابان ساحلي را نگاه کردم و به حرم بازگشتم : ولي اثري از ايشان نبود .
    *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #28
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^★^*عنايات معصوميه*^★^*





    زيارت خانه خدا

    آقاي محمد جواد ابوالقاسمي از ذاکرين اهلبيت (ع) نقل مي کردند : طي عمري که از خداوند گرفتم ، حدود هفت بار به حج واجب مشرف شدم . سال 1372 شمسي ، در فاطميه اول يا دوم ( دقيقاً يادم نيست ) براي حج عمره ثبت نام مي کردند . خيلي دوست داشتم من هم به حج ، مشرف شوم : به خصوص که در هيچيک از دفعات پيشين ، همسرم همراهم نبود و قصد داشتم اين بار او را هم با خودم همراه کنم . يکي از شبها در سال 76 ، از مجلس روضه در منزل دوستي به نام حاج آقا خلج ، باز مي گشتم . هنگامي که روي پل صفاييه رسيدم و حرم مطهر حضرت معصومه (ع) را ديدم ، از همانجا خطاب به حضرت ، عرض کردم : بي بي جان ! وسيله سفر حج را براي من و همسرم فراهم کن . قول مي دهم يک زيارت مختص شما در مدينه انجام دهم . بعد به حرم مطهر رفتم و زيارتنامه حضرت معصومه (ع) و زيارت حضرت زهرا (ع) را خواندم و کنار ضريح ، مجدداً خواسته ام را با حضرت در ميان نهادم . وقتي به منزل بازگشتم ، همسرم گفت : " برادرت با تو کار دارد . با منزلشان تماس بگير. " وقتي به برادم تلفن کردم ، معلوم شد شرايط ثبت نام من و همسرم و نيز ديگر برادارن و خواهران و دامادهايمان از طرف پدرم فراهم شده است. پس از ثبت نام ، در همان سال به اتفاق همسرم ، به مدينه منوره و مکه مکرمه رهسپار شديم . اين سفر ، بيشتر از تمام سفرها به من چسبيد . وقتي به مدينه منوره رسيديم همانجا از بي بي تشکر کردم .



    *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #29
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^★^*عنايات معصوميه*^★^*





    شفاي کامل

    ذاکر اهلبيت (ع) آقاي قسمت شريفي نيا ، که پيرمردي افتاده حال و زحمتکش است نقل مي کردند : يک بار در اثر حادثه اي در حرم مطهر ، پايم لغزيد و به شدت ضرب ديد : طوري که وقتي مي نشستم ، قادر به بلند شدن نبودم و موقع راه رفتن ، دست به ديوار مي گرفتم . حدود چهل شبانه روز خواب و خوراک من گريه و زاري بود : تا اينکه روزي به حرم مطهر حضرت معصومه (ع) مشرف شدم و در بالاي سر حضرت ، گريه زيادي کردم و به خانم گفتم : يا بايد مرا شفا بدهي ، يا مرگ مرا از خدا بخواهي . چون من در خانه تو زمين خوردم و خودت هم بايد عنايتي کني. همين که از حرم بيرون آمدم ، هيچگونه ناراحتي در پايم احساس نکردم .


    *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #30
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^★^*عنايات معصوميه*^★^*





    دريافت هدايا هنگام تنگدستي

    آقاي رضا خادم کفشدار آستانه حضرت معصومه (ع) نقل مي کردند : در گذشته ، درب کفشداريها را من باز مي کردم . يک روز در خلال اين کار ، به خانم حضرت معصومه (ع) عرض کردم : من با آنکه خادم و خدمتگزار شما هستم ، در بين اعضاي فاميل مانند متکديان هستم و در جيبم فقط چهل تومان پول دارم . در همين احوال ، يک خانم بحريني را ديدم که کنار صندوق هدايا ايستاد و بيست تومان به صندوق انداخت و چهل تومان هم به من هديه داد که به اصرار ايشان گرفتم . در آن لحظه فکر اين بودم که مبادا کسي مرا ديده باشد و برايم مشکلات درست کند . چون به دستور مديريت حرم ، هيچ خادمي حق گرفتن پول از زوار را حتي به عنوان هديه نداشت . در آن روز افراد متعددي به من هديه دادند که بدون نگاه کردن به آن ، در جيبم مي گذاشتم و از خانم بابت کراماتش تشکر مي کردم . تا پايان روز مبلغ نهصد تومان به من هديه داده بودند ، در حاليکه حقوق ماهيانه من در آن زمان ، دو هزار و يکصد تومان بود .

    *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 3 از 10 نخستنخست 1234567 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •