سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 5 از 10 نخستنخست 123456789 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 94

موضوع: *^★^*عنايات معصوميه*^★^*

  1. Top | #41

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    خدمت در حرم کريمه اهلبيت (ع)

    آقاي حسين کريمي از خادمين حضرت معصومه (ع) نقل مي کردند : يکي دو سال که از خدمتم گذشته بود ، در خواب ديدم که در ساحل دريايي که ماهي هاي زيادي در آن شناور بودند ، نشسته ام و به آب دست مي زنم . يک مرتبه صدايي را شنيدم که مي گفت : شما هم جزو اين ماهي ها هستيد . نگران نباش ! اينجا که آمدي ، خوب خدمت کن ! در ادامه گفت : برو داخل و شنا کن ! گفتم : نمي توانم ، بدنم کثيف است و عرق دارم . مجدداً ندا آمد : برو با اين ماهي ها شنا کن ! بدنت پاک مي شود . از خواب بيدار شدم و پي بردم که دريا همان حرم کريمه اهلبيت (ع) حضرت معصومه (ع) است که بايد در آن خوب خدمت کنم .

    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. Top | #42

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : *^★^*عنايات معصوميه*^★^*


    شفاي دست دختر خادم

    آقاي اصغر نقوي خادم افتخاري کفشداري حضرت معصومه (ع) نقل مي کردند : دست بچه ام به علت دررفتگي درد شديدي داشت . به دکتر مراجعه کردم ، احتمال شکستگي دادند و گفتند : آن را مي بنديم و دو هفته ديگر بياور تا بازش کنيم . اگر خوب شده بود که مشکلي نيست و اگر هنوز جا نيافته بود ، بايد عمل شود . بعد از سپري شدن دو هفته ، بچه را به مطب دکتر آوردم ،وقتي بچه را مورد معاينه قرار داد گفت : سريعاً بايد بستري شود تا عملش کنيم . نزديک اذان صبح بود که به من زنگ زده شد که براي بچه لباس ببرم . دکتر گفت : ممکن است يک بار ديگر احتياج به عمل باشد . من که از بيمه درماني برخوردار نبودم ، به حرم رفتم و متوسل به حضرت معصومه (ع) شدم عرض کردم : من خادم شما هستم و غير از شما کسي را ندارم . از خدا بخواه که بچه ام خوب شود چون نام مادرت بتول را به عنوان اسم دخترم انتخاب کرده ام و خودت هم بايد از مادرت بخواهي تا شفاي کامل او را بدهد . آقاي يوسفي يکي از مسؤولين انتظامات حرم مطهر ، تکه اي پارچه سبز و مقداري نبات به من داد و گفت : اين پارچه را به دست بچه ات ببند ، اين نبات را هم در آب حل کن و به بچه بخوران ! اين کار را انجام داديم . روز بعد که دکتر بچه را ويزيت کرد ، گفت : ديگر نيازي به عمل جراحي ندارد . دخترم بتول با عنايت حضرت معصومه (ع) و مادرش حضرت زهرا (ع) کاملاً شفا يافته بود .
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. Top | #43

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    ارزش يک خادم

    آقاي عليرضا خادم يکي از خادمين حضرت معصومه (ع) نقل مي کرد : در اوايل کارم ، دو سيد روحاني وارد کفشداري شدند و گفتند : آفرين بر شما که در جواني به اينجا آمديد و خدمت مي کنيد ، گفتم : جناب حاج آقا ! من از اين بي بي خواستم مرا سگ دربارش حساب کند و يک استخواني را هم جلوي ما بيندازد تا صدا نکنيم . بعد از چند روز ، که روز جمعه فرا رسيد ، سيدي نوراني و روحاني نزد من آمد و گفت : آقاي خادم ! شما چه کرده ايد که اينقدر مقام والايي پيدا کرده ايد ؟ گفتم : من کاري نکرده ام . هر کاري که کرده ام از روي اخلاص نيت و پاکي بوده است . ايشان گفتند : در عالم رؤيا خواب ديدم حضرت فاطمه معصومه (ع) را که به من فرمودند : آقا سيد محمد ! برو به آقاي خادم بگو که جلوي مردم نگويد : سگ درگاه ، بلکه بگويد : خادم درگاه حضرت معصومه (ع) هستم . آقاي خادم در ادامه اضافه مي کند : وقتي اين مطالب را از آن سيد شنيدم ، در دل از خانم معصومه (ع) تشکر کردم که مرا به عنوان خادم خود قبول کرده است .
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. Top | #44

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    بي حرمتي به زوّار

    آقاي ناصر اصغر زاده موحد از کفشداران با سابقه و ذاکرين اهلبيت (ع) نقل مي کردند : زائري وارد کفشداري شد و يک جفت کفش لاستيکي بسيار بدبو و کثيف را به من تحويل داد . به محض ديدن کفش به او گفتم : حيفت آمد کمي آب به پاهايت بزني ؟ آخر مردم روي اين فرشها نماز مي خوانند . خدا را خوش نمي آيد و بي بي هم راضي نيست که شما با اين پاها به حرم بيايي . اين زائر هيچ عکس العملي نشان نداد و داخل حرم شد ، فهميدم که ناراحت شد ولي به خود نياورد . شب هنگام که به منزل رفتم ، همسرم سفره غذا را پهن کرد تا شام بخوريم . اولين لقمه غذا در گلوي همسرم گير کرد و نزديک بود در اين حادثه خفه شود با خودم گفتم : امروز احتمالاً کاري از من سرزده که اين مشکل برايم پيش آمده است . اينجا بود که برخورد تند و بي احترامي ام را نسبت به زائر حضرت معصومه (ع) به ياد آوردم و به خود گفتم : شايد بي بي از دستم ناراحت شده است . در همان حال ، از حضرت معذرت خواهي کردم و گفتم : بي بي ! مرا ببخشيد ! اشتباه کردم ! ناگهان ، لقمه غذ ا خود به خود از گلوي همسرم پايين رفت و نفس راحتي کشيد . از آن لحظه تصميم گرفتم که هرگز به زائران و مهمانان حضرت بي احترامي نکنم .
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. Top | #45

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    نتيجه بي اعتنايي به حضرت معصومه (ع)

    آقاي سيد ابوالفضل رضوي زاده خادم حضرت معصومه (ع) نقل مي کرد : چهل سال پيش فردي به نام حاج محمد علي که بنا و آينه کار بود ، در حرم مطهر کار مي کرد . اين فرد يک بار تعريف مي کرد : با چشمان خود ديدم که خانمي در حال زيارت ، دو دستش به ضريح چسبيده بود ، مثل اينکه برق 220 ولت او را خشک کرده بود . با آنکه بسيار جيغ مي کشيد ، دستهايش از پنجره هاي ضريح مطهر جدا نمي شد . از طرف آستانه به منزل آيت ا... العظمي مرعشي نجفي (ره) رفتند و جريان را به ايشان اطلاع دادند . مرحوم آقاي نجفي (ره) به حرم مشرف شدند و دو رکعت نماز خواندند و دستهاي خود را به سوي آسمان بلند کردند و با التماس گفتند : اي خانم ! شما را به خدا و به خاطر جدم عنايتي کن ، دستهاي اين زائر رها شود . طولي نکشيد که دستهاي آن زن از ضريح جدا شد . آيت ا... العظمي مرعشي نجفي (ره) به زن گفتند : چه بي اعتنايي نسبت به فاطمه معصومه (ع) مرتکب شده اي ؟ هر چه زودتر استغفار کن تا بي بي از شما راضي شود .
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. Top | #46

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    شفا يافتن زن مفلوجه

    آقاي ميرزا موسي فراهاني سرکشيک حرم مطهر حضرت معصومه (ع) نقل مي کند : يکي از شبها که نوبت کشيک من بود ، زن مفلوجه اي را از کاشان به قم آورده و براي شفا به ضريح بسته بودند . درهاي حرم در ساعت مقرر بسته شد و اين زن در حرم باقي ماند . من در بيرون حرم کشيک مي دادم . بعد از نيمه شب صداي زن را شنيدم که مي گفت : مرا شفا دادند ! درب حرم را گشودم و ديدم اين بانوي سعادتمند شفا يافته است . کيفيت شفا يافتنش را پرسيدم . گفت : عطش بر من غلبه کرد . خجالت کشيدم که در را بکوبم و از شما آب مطالبه کنم ، لذا به حال عطش خوابيدم . در عالم رؤيا کاسه آبي به من دادند و گفتند : اين آب را بخور که شفا مي يابي . آبي را خوردم و از خواب بيدار شدم . نه از عطش خبري بود و نه از فلج ، اثري !
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. Top | #47

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    افزايش حقو ق

    آقاي احمد رجبي از خادمين حضرت معصومه (ع) و کارمندان شهرداري منطقه چهار نقل مي کند : با آنکه پنجاه و دو سال داشتم ، حقوق ماهيانه ام سي و پنج هزار تومان بود . طبق حکم استخدامي ، جزو کارمندان سازمان استخدامي کشور محسوب مي شدم . در حالي که اگر با سمت کارمندي باز نشسته مي شدم ، همين حقوق به من تعلق مي گرفت . تقاضاي بازنشستگي کردم و گفتم : چون حقوقم کم است ، مي خواهم در جاي ديگري مشغول کار شوم . پرونده ام براي بازنشستگي به تهران رفت . در اين حال ، متوسل به حضرت معصومه (ع) شدم و عرض کردم : خانم !با اين شرايط سني ديگر قادر به کار نيستم و سي و پنج هزار تومان ، حتي براي هزينه دو هفته دو خانواده ام کافي نيست . و با داشتن دختر و پسر دانشگاهي زندگي برايم بسيار مشکل است . خلاصه ، با بي بي با زبان ساده درد دل کردم . مدتي بعد ، پرونده ام از تهران آمد و معلوم شد در کميسيون تهران تصميم گرفته شده که سمت من از کارمندي به کارگري تغيير يابد . اين نقطه اميدي در من ايجاد کرد و باعث شد به عنايت بي بي اميدوارتر باشم . در قم با اين پرونده مخالفت کردند ، ولي در پايان توافق صورت گرفت که حقوق من از سي و پنج هزار تومان به هشتاد و پنج هزار تومان افزايش پيدا کند . براي تشکر و قدرداني از عنايت و کرامات بي بي تصميم گرفتم تا زنده هستم به عنوان خادم افتخاري ايشان و به عنوان غلام دربارشان خدمت کنم .


    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. Top | #48

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    شفاي بيمار

    آقاي رمضان ترابي ، از خدام حرم مطهر مي گويد : در يکي از شبهاي جمعه ، حدود ساعت هفت مردي را ديدم دختري را بر دوش گرفته به سمت ايوان آيينه مي آمد . چون حرم شلوغ بود به او نزديک شدم و گفتم : پدر جان ، دخترت را بر زمين بگذار تا خودش داخل حرم شود . مرد با حالت گريه گفت : دخترم همه بدنش فلج است . در عالم رؤيا به من گفتند : او را به قم بياور ، حضرت معصومه (ع) شفايش مي دهد . مرا راهنمايي کنيد که اين دختر را در جايي بگذارم و مشغول زيارت شوم . او را کمک کردم . دختر را در پايين پاي حضرت که در آن موقع جاي باريکي بود ، بر زمين نهاد . پاي او را به ضريح بستم و پدرش مشغول زيارت شد . ساعت يک و نيم بعد از نيمه شب بود که با عده اي از خدام در رواق نشسته بودم . ناگهان صداي شيوني به گوشمان رسيد . با عجله به کنار ضريح آمديم و ديديم که دخترک شفا يافته و از شدت خوشحالي گريه مي کند و نمي داند که چه کار کند . مردم دورش را گرفته بودند و بر دست و پايش بوسه مي زدند . عده اي مي خواستند لباسهايش را براي تبرک پاره کنند ، ولي ما جلوي آنها را گرفتيم . از دخترک پرسيدم : چگونه شفا يافتي ؟ گفت : خواب بودم . ديدم دو خانم آمدند . يکي بلند قد بود و ديگري با قد نه چندان بلند ، خانمي که قد کوتاهتري داشت به من گفت : خدا شفايت داده ، بلند شو ! تو خوب شده اي گفتم : نمي توانم ، قدرت ندارم . اصرار کرد و من گفتم : نمي توانم . با اصرار آن خانم ، از جاي برخاستم ، ديدم خوب شده ام . آن دو خانم از درب مقابل بيرون رفتند و از برابر ديدگانم ناپديد شدند .

    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. Top | #49

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    مداواي زخم معده



    مداواي زخم معده

    آقاي حاج عباس خوش قامت از خادمين آستانه مقدسه حضرت معصومه (س) نقل مي کردند : مادرم ، زخم معده داشت . او را پيش دکتر فاطمي در بيمارستان کامکار قم بردم . دکتر گفت : عمل سختي در پيش دارد ، فقط دعا کنيد . همان روز به حرم مطهر حضرت معصومه (س) آمدم . در کنار ضريح ، در گوشه اي نشسته به شدت گريه مي کردم ، طوريکه از خود بي خود شدم . عرض کردم : بي بي جان ! مادرم را از شما مي خواهم . فرداي آن روز ، عمل انجام شد . مادرم تا ساعت پنج بعد از ظهر بيهوش بود . بعد از چند روز که تحت مراقبت بود ، در حاليكه بهبودي اش را باز يافته بود ، از بيمارستان مرخص شد . من مستقيماً به حرم رفتم و از عنايت بي بي در حق مادرم تشکر کردم .
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. Top | #50

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    جايگاه خدام در حرم اهلبيت (ع)


    جايگاه خدام در حرم اهلبيت (ع)

    آقاي سيد ابوالفضل رضوي زاده نقل مي کردند : حضرت آيت ا... العظمي مرعشي نجفي (ره) به خادمين آستانه مقدسه سفارش مي کردند : قدر خودتان را بدانيد ! نکند زائري از دست شما ناراحت و دلخور شود . سعي کنيد در کفشداري يا در هر قسمتي از حرم که کار مي کنيد ، خدمت کنيد . زحمات و فعاليتهاي خود را صرف زائرين کنيد که روز قيامت حضرت معصومه (س) از شما شفاعت مي کند . جمعي از دوستان و خادمين نقل مي کردند که حضرت آيت ا... العظمي مرعشي نجفي (ره ) زمستانها مو قعي که برف مي آمد ، در برف روبي به خادمين کمک مي کردند .

    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 5 از 10 نخستنخست 123456789 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی