سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 8 از 10 نخستنخست ... 45678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 94

موضوع: *^★^*عنايات معصوميه*^★^*

  1. Top | #71

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    رسوايي مخالفين يک خادم

    يکي از خادمين به نام آقاي سعيدي از مسؤولين دفتر نذورات و هدايا نقل مي کردند : در زمان طاغوت ، بدخواهاني داشتم که با من مخالفت مي کردند . اين افراد با کسي که سلامت نفس داشت و درست کار مي کرد ، موافق نبودند . آنان که هويتشان هم معلوم نبود ، نامه اي عليه من نوشتند و به مرحوم توليت دادند . وقتي از دوستان پرسيدم : چه کسي اين نامه را نوشته و عليه من شکايت کرده است ؟ اظهار بي اطلاعي کردند . به کنار ضريح مطهر حضرت معصومه رفتم و گفتم : مي خواهم برايم روشن شود که اين نامه را چه کسي نوشته است ؟ شب خوابيدم و در عالم خواب ، نوي را ديدم . روز بعد وقتي که پاي ضريح در حال زيارت بودم ، همان شخص را مشاهده کردم . بدون هيچ گونه واهمه و دلهره اي به اوسنده نامه گفتم : شما نامه را نوشته ايد ؟ وقتي در پاي ضريح قسمش دادم ، گفت : آري ! کار من است ! و فلاني مرا وادار به اين کار کرد . توطئه فاش شد و من به واسطه بي بي سربلند شدم .
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. Top | #72

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    قبول نکردن پول تقلبي

    آقاي ميرزا حبيب ا... خادم نقل کرده است : روزي يکي از زوار يک عدد دو ريالي به داخل ضريح انداخت. آن دو ريالي دو نيم شده و پاي ضريح افتاد . چون تحقيق به عمل آمد ، معلوم شد که جنس آن سکه از سرب بود . و اين نظير ماجراي درهمي سربي بود که به محضر حضرت موسي بن جعفر (ع) آورده بودند . حضرت آن را دو نيم کرد و امر فرمود که به چاه فاضلاب بيندازد .

    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. Top | #73

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    توسل خادم و عنايت بي بي

    آقاي يوسف اسرافيلي ، که يکي از خادمين حرم مطهر است ، مي گويد : جلوي درب ورودي ايوان طلا در صحن عتيق روي صندلي نشسته بودم که ديدم يک روحاني آمد و سلام کرد و گفت : چند سالي است براي زيارت حضرت معصومه (ع) از تهران به قم مي آيم و مشکلي دارم . شما بايد بين من و بي بي واسطه شو ي و مشکل ما را به خانم معصومه (س) بگويي . عرض کردم : من خادم حضرت هستم و شما روحاني . بنابر اين بهتر مي توانيد از بي بي درخواست کنيد . گفت : چند ساعت است در حرم هستم و دنبال خادمي مي گردم که بتوانم با او درد دل کنم . من دست ايشان را گرفتم و کنار ضريح آوردم ، عرض کردم : بي بي جان ! ايشان مشکلي دارند و به من مراجعه کرده اند . من رو سياه که قابل نيستم اما از شما تقاضا دارم که مشکل ايشان را حل کنيد . دو هفته بعد از اين ماجرا ، روحاني مزبور ، به حرم آمد و از چند تن از خادمين سراغ مرا گرفتند . وقتي که او را ديدم ، در آغوشم گرفت و گفت : مشکلي که داشتم و به خاطر آن در نوبت قبل به شما مراجعه کردم ، بحمدا... برطرف شد . پرسيدم : قضيه چه بود ؟ گفت : دختري روي دست ما مانده بود که از کمر فلج بود . تمام دکترها او را جواب کرده بودند . تا اينکه به لطف بي بي شفا يافت و به همراه هيئتي به قم آمده است . خادمين حضرت معصومه (س) از آنها استقبال کردند و آن دختر در کمال صحت و سلامت همراه آنها بود .

    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. Top | #74

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    توجه و عنايت بي بي به امامزاده ها

    آقاي يوسف اسرافيلي مي گويد : خواب ديدم در اطراف قم و در دامنه کوهي ، امامزاده اي قرار دارد و در کنار آن جوبي با آب زلال جاري است و در کنار آن درختاني زيبا وجود دارد . مردم در حال زيارت بودند . من هم زيارت مي کردم و دعا و نماز خواندم . در همين حال به پشت سرم نگاه کردم و ديدم خانمي با نقاب ايستاده ، به کساني که زيارت مي کنند ، نگاه مي کند . در اين حال به من فرمود : آخرين فرزندان ما را تنها نگذاريد و مرتب آنها را زيارت کنيد .

    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. Top | #75

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    دادن پول توسط بي بي

    حاج آقا تقي کمالي ، پهلوان نامي و خادم گرامي حضرت معصومه (س) مي گويد : آذر ماه 1302 شمسي ، که در آستانه مقدسه بي بي متحصن و پناهنده بودم . در يکي از حجرات فوقاني صحن نو منزل داشتم . روزگار به تلخي و سختي مي گذشت و من کاملاً تحت فشار بودم و هزيه زندگي خود را با قرض از کسبه اطراف صحن تامين مي کردم . يک روز پس از اداي فريضه صبح ، به محضر بي بي مشرف شدم و وضع ناهنجار خود را به عرض رسانيدم . در همين حال کيسه پولي روي دامانم قرار گرفت . مدتي در همانجا توقف نمودم و در کار خود دچار حيرت شدم . احتمال مي دادم که پول مزبور ، متعلق به يکي از زوار باشد . مدتي گذشت و خبري نشد . دانستم که مرحمتي از حضرت معصومه (س) است . با آن پول قرضهاي خود را پرداخت کردم و از نگراني خارج شدم . چهارماه از آن پول استفاده کردم ، بدون آنکه تمام شود .

    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. Top | #76

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    انتخاب همسري مهربان

    يکي از خادمين حرم مطهر ، به نام آقاي احمدي مي گفتند : در سال 1372 شمسي همسرم در اثر زايمان طبيعي ، به علت خونريزي شديد فوت کردند . پنج فرزند پسر ، از او بجا ماند . هر روز غصه مي خوردم و از فراق همسرم سخت رنجور شده بودم . با توجه به شيفت کاري ام در حرم ، نگهداري پسر بچه ها برايم خيلي مشکل بود . به خانم فاطمه معصومه (س) عرض کردم : اي فاطمه معصومه (س) !من با پنج بچه چکار کنم ؟ خودت راهي را برايم نشان بده و مشکل مرا حل کن ! طولي نکشيد که خواهر زاده همسر متوفايم که هنوز ازدواج نکرده بود ، پيشنهاد داد که حاضر است به عقد من در آيد و نگهداري از بچه ها را تقبل کند . اکنون شش سال از آن ماجرا مي گذرد و همسر جديد من ، زحمات زيادي براي بچه ها کشيده است . من اين لطف را که شامل حالم شده است ، عنايت کريمه اهلبيت حضرت معصومه (س) مي دانم .
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. Top | #77

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    معافيت از سربازي

    آقاي علي اکبر اجاقي يکي از خدام آستانه مي گويد : حدود سي سال پيش ، موعد سربازي من فرا رسيد . شنيده بودم که سربازها را مي زنند و فحش مي دهند . خيلي ناراحت بودم . به قم مشرف شدم و ده تومان در ضريح انداختم و از بي بي خواستم که مرا از رفتن به سربازي نجات دهد . چند روز بعد به ساوه برگشتم . معلوم شد که قرعه کشي کرده اند و من معاف شده ام . صد و پنجاه تومان دادم و برگه معافي خود را گرفتم . دوباره به قم آمدم که خبر معافي ام را به برادرم بدهم و براي سپاسگزاري به حرم مطهر مشرف شوم . يکي از خويشاوندانم خادم حرم بود . وقتي مرا ديد ، بعد از احوالپرسي پيشنهاد کرد که در حرم حضرت معصومه (س) استخدام شوم . دست مرا گرفت و به اتاق خدام در مسجد بالاسر برد و مرا به معاون توليت معرفي کرد او اسم مرا نوشت و به من يک ماه مرخصي داد که به روستا بروم و کارهايم را رو به راه کنم . در آن يک ماه پيشنهاد ازدواج شد و مقدماتش فراهم گرديد . همسرم پيشنهاد کرد که در دهات بمانيم و به کار کشاورزي بپردازيم . من به قم آمدم که از بي بي عذر خواهي کنم و بگويم که از کار در حرم ، منصرف شده ام . ولي از آنجا که عنايت بي بي شامل حالم بود ، خجالت کشيدم و به جاي اعلام انصراف گفتم : من آمده ام که مشغول خدمت شوم ! همانجا لباس خدمت دادند و به نگهباني فرستادند . اينک بيست و نه سال است که افتخار خدمتگزاري بي بي را دارم .

    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. Top | #78

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    اهدايي لباس به خدام

    يکي از خادمين افتخاري به نام آقاي احمد پويان مهر ، نقل مي کردند : شبي در عالم رؤيا ديدم که از يکي از مسئولين کفشداري خواستم که به من لباس خادمي بدهد . اما به گوش خودم شنيدم که حضرت معصومه (س) فرمودند : لباس خادمي توسط يکي از خادمين به شما داده مي شود . از خواب بيدار شدم . اذان صبح را شنيدم . بعد از اينکه نوبت شيفتم فرا رسيد ، آقاي بلوروند ، سر شيفت خادمين کفشدار لباسي به من داد و گفت : اين لباس خادمي حضرت معصومه (س) را بگير و به کفشداري برو و انجام وظيفه کن .
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. Top | #79

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    نجات ازحبس نفس

    آقاي سعيدي خدمتگزار آستانه مبارکه حضرت معصومه (س) و مسؤول صندوق نذورات مي گويد : يک شب دخترم دچار خفگي شديد شد ، طوري که تمام اهل خانه از زنده ماندنش قطع اميد کردند . سراسيمه خودم را به حرم رساندم و عرض کردم : بي بي جان !اين وقت شب کسي را ندارم . خودت عنايتي کن و بچه ام را به من برگردان . وقتي به منزل بازگشتم ، ديدم دخترم صحيح و سالم نشسته ، و حال طبيعي اش را بازيافته است . چندين سال بعد از اين ماجرا همين فرزند دخترم ، از ماشين سقوط کرد و حدود ده متر روي زمين کشيده شد . زخم و جراحت به حدي بود که اميدي به زنده بودنش نبود . از حضرت معصومه (س) خواستم که بچه ام سالم بماند و طوري نشود . به برکت بي بي ، زخمها هر چه سريع تر خوب شد . دخترم در حال حاضر ، صاحب زندگي خوبي است . آقاي سعيدي در ادامه مي گويد : من تمام زندگاني خود را مديون حضرت مي دانم . در يکي از شبها خودم مبتلاي تنگي نفس بودم . لحظه اي در خواب جان به گلويم رسيد و احساس کردم که خواهم مرد . در همان حال عرض کردم : اي فاطمه معصومه (س) ! اگر در اين سي سال ، بدرستي براي شما خدمت کرده ام و از من راضي هستيد ، جانم را نجات دهيد . طولي نکشيد که نفسم آزاد شد و از مرگ نجات يافتم .
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. Top | #80

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : *^★^*عنايات معصوميه*^★^*



    عنايت آيت ا... مرعشي به خادمين

    آقاي سعيدي ، از خادمين حرم مطهر مي گفتند : به پول زيادي نياز داشتم . صبح براي اقامه نماز درب حرم را باز کردم . حضرت آيت ا... العظمي مرعشي نجفي (ره) وارد حرم مطهر شدند . وقتي سجاده ايشان را پهن مي کردم آقا مبلغي را دست من گذاشتند . وقتي نگاه کردم ، ديدم همان مبلغ مورد نياز من است . به آقا عرض کردم : از کجا مي دانستيد من به پول احتياج دارم ؟ فرمودند : پنجاه سال است که در اين خانه هستم . حضرت معصومه (ع) غريب است . تا مي تواني خوب خدمت کن .



    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 8 از 10 نخستنخست ... 45678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی