*****کرامات بانوي ملکوت***** سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*****کرامات بانوي ملکوت*****
صفحه 8 از 9 نخستنخست ... 456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 88
  1. #71
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *****کرامات بانوي ملکوت*****




    بخشى از افتخارات و گروهى از مفاخر قم

    براى قم و مردم قم افتخارات فراوانى است.
    از جمله افتخارات آنان اين است كه اوّل كسانى كه براى امامان معصوم، خمس فرستاده ‏اند و از جمله آن‏ ها اينكه بعضى از آنان مورد اكرام و احترام خاص ائمه عليهم ‏السّلام قرار گرفته، انگشتر يا خلعتى از ناحيه آن بزرگواران به آنها عطا شده است.
    و از جمله اينكه بعضى از امامان عليهم ‏السّلام جماعت بسيارى از آنان را اكرام كرده، هدايا و تحفى به آنها عطا فرموده ‏اند و به بعضى از آنان كفن داده، يا كفن برى آنها فرستاده‏ اند.
    به طور كلّى شهرستان قم سابقه‏ اى بسيار درخشان در ارتباط با على و آل على عليهم ‏السّلام دارد و در اين باب، داستانها نقل شده است كه از جمله آنها قضيّه ‏دعبل خزاعى است. وى اشعار جالبى راجع به اهلبيت سرود كه در حدود صدوبيست بيت است و طبق نقلى، او از حضرت رضا عليه ‏السّلام جامه‏اى خواست كه آقا پوشيده باشند تا آن را جزء كفن خود قرار دهد. حضرت رضا عليه ‏السّلام پيراهنى كه در تن داشتند را درآورده، به او مرحمت فرمودند. مردم قم از اين جريان آگاه شدند و از دعبل درخواست كردند كه آن را به سى‏ هزار درهم به آنان بفروشد و دعبل نپذيرفت. آنان آمدند و راهى را كه او عبور مى‏ كرد، بستند و به زور آن جبّه را از او گرفتند و به او گفتند: اگر مى ‏خواهى اين پول را بگير و اگرنه خودت بهتر مى ‏دانى. (76)
    او گفت: به خدا سوگند كه من از روى رضا و رغبت آن را به شما نخواهم داد و به صورت غصب هم كه نفعى از براى شما ندارد و من شكايت شما را به حضرت رضا عليه‏ السّلام خواهم كرد. بالاخره با او مصالحه كردند كه سى‏ هزار درهم و يك آستين پيراهن از ناحيه آستر به او بدهند و بر اين مطلب توافق كردند و به او دادند و او راضى گرديد و دعبل آن آستين پيراهن حضرت رضا عليه‏ السّلام را در كفن خود قرار داد. (77)
    و اينك به ذكر اسامى چند نفر از مفاخر و رجال بزرگ علمى و مذهبى قم از قدما و متأخرين مى ‏پردازيم و شرح حال مختصرى از آنان را ارائه مى ‏دهيم.
    *****کرامات بانوي ملکوت*****

  2. #72
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *****کرامات بانوي ملکوت*****




    1- زكريا بن‏ آدم قمى

    او از اصحاب حضرت رضا و حضرت جواد عليهم االسّلام است و حضرت رضا عليه ‏السّلام نكاتى راجع به او فرموده‏ اند كه حاكى از اوج مقامات علمى و معنوى اوست.
    على بن مسيّب مى‏ گويد: "به حضرت رضا عليه ‏السّلام عرض كردم: مسافت من بسيار زياد و راه من دور است و برايم فراهم نيست كه هر زمان بخواهم به حضور شما برسم. بنابراين از چه كسى معالم دين خود را فراگيرم؟ فرمود: از زكريّا بن ‏آدم قمى كه مورد اعتماد بر دين و دنياست. علىّ بن مسيّب مى‏ گويد: چون به وطن خود بازگشتم به حضور زكريّا بن ‏آدم رسيده و همه مسايلى كه مورد نيازم بود از او پرسش كردم. (78)
    محمّدبن‏ اسحاق و حسن ‏بن‏ محمد مى ‏گويند: "سه ماه بعد از درگذشت زكريّا بن ‏آدم به سوى حج رفتيم، در اثناى راه نامه حضرت رضا عليه ‏السّلام به دستمان رسيد و در آن نوشته بودند: ياد جريانى كرده بوديد كه از قضاى الهى در مورد آن مردِ از دنيا رفته - زكريا - صورت گرفت. رحمت خدا بر او باد كه در آن روز كه به دنيا آمد و روزى كه از دنيا رفت و روزى كه زنده شده و مبعوث مى‏ گردد! پس به حقيقت كه او ايام زندگى خود را گذرانيد، در حالى كه عارف به حق و قايل به آن و صابر بود و مشكلات را به پاى حقّ حساب مى ‏كرد. به هر چه خدا و رسول واجب گردانيده بود قيام مى ‏نمود. رحمت خدا بر او باد كه درگذشت، در حالى كه نقض احكام نكرد و آن را تبديل ننموده و تغيير نداد. پس خداوند پاداش نيّت او را بدهد و مهمترين آرزوى او را به وى عطا كند." (79)
    زكريّا بن ‏آدم خود مى‏ گويد: "به حضرت رضا عليه ‏السّلام عرض كردم: من تصميم دارد كه از ميان بستگان و خانواده ‏ام بيرون روم. چه آنكه سفها و اهل ‏گناه در آنها زياد شده‏ اند. حضرت فرمودند: نه اين كار را مكن، زيرا بلا به سبب تو از اهلبيت و بستگانت دفع مى ‏شود، آنچنان كه از اهل بغداد به بركت موسى ‏بن‏ جعفر عليه ‏السّلام دفع بلا مى ‏شد." (80)
    و در نقلى آمده است كه حضرت رضا عليه ‏السّلام به زكريّا بن ‏آدم فرمودند:
    "اِنَّ اللَّهَ يَدْفَعُ الْبَلاءَ بِكَ عَنْ اَهْلِ قُمْ كَما يَدْفَعُ الْبَلاءَ عَنْ اَهْلِ بَغْدادَ بِقَبْرِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عليه ‏السّلام"؛ راستى كه خداوند به وسيله تو از اهل قم بلا را دفع مى ‏كند، چنانكه از اهل بغداد با قبر موسى ‏بن ‏جعفر عليه ‏السّلام بلا را دفع مى‏ فرمايد.
    سالى حضرت رضا عليه ‏السّلام از مدينه به حج رفتند كه زكريا بن ‏آدم زميل؛ يعنى هم محمل حضرت بود تا به مكه رسيدند. (81)
    و بالاخره از اين روايات استفاده مى ‏شود كه آن بزرگوار در اعلادرجه وثاقت و اطمينان است.
    قبر شريف او در مقبره مبارك شيخان قم، نزديكى قبر مرحوم ميرزاى قمى است و در زير بقعه‏ اى قرار دارد كه آن بقعه، تجديد بنا شده، نماى خارجى آن را كاشيكارى كرده‏ اند.
    *****کرامات بانوي ملکوت*****

  3. #73
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *****کرامات بانوي ملکوت*****




    2- زكريابن‏ ادريس يا ابوجرير قمى

    گفته شده است كه او از حضرت‏ صادق، حضرت ‏كاظم و حضرت ‏رضا عليهم‏ السّلام روايت كرده و كتابى نيز داشته است. (82)
    و از زكريابن ‏آدم نقل شده كه گفته است:"اول شب وارد بر حضرت رضا عليه ‏السّلام شدم و تازه جريان درگذشت ابى ‏جرير واقع شده بود. آقا راجع به او از من پرسش كردند و آنگاه بر او ترحّم فرموده و طلب رحمت كردند و همچنان با من سخن گفتند و من با ايشان تا صبح شد و حضرت برخاستند و نماز صبح به جاى آوردند." (83)
    قبر شريف او در مقبرة الشيوخ، يعنى شيخان قم و نزديكى قير زكريابن‏ آدم و ميرزاى قمى است و گفته شده است كه سال رحلتش سال 201، پس از رحلت حضرت فاطمه ‏معصومه سلام‏ اللَّه‏ عليها بوده است. (84)
    *****کرامات بانوي ملکوت*****

  4. #74
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *****کرامات بانوي ملکوت*****




    3- احمدبن ‏اسحاق ‏بن‏ عبداللَّه‏ بن ‏سعد اشعرى‏ قمى

    او از محدّثين اهل قم است. از حضرت جواد و حضرت هادى عليهم ‏السّلام روايت كرده است و از خواص حضرت عسكرى عليه ‏السّلام به شمار مى‏ رفته و از ايشان نيز روايت دارد. او علاوه بر اينكه از اصحاب سه امام معصومه بوده، به عنوان شيخ‏ القميين نيز اشتهار كرده است.
    دو جريان راجع به اين مرد بزرگ نقل شده كه هر كدام براى بيان مقام رفيع و شأن والاى او كافى است.
    1- تشرّف او به حضور امام عسكرى عليه‏ السّلام و ديدار امام زمان حجت بن الحسن عجّل ‏اللَّه‏ تعالى‏ فرجه‏ الشريف به وسيله آن بزرگوار:
    شيخ صدوق نقل كرده كه احمد بن ‏اسحاق گفته است: وارد بر امام عسكرى عليه ‏السّلام شدم و تصميم داشتم كه راجع به جانشين پس از وفات آن حضرت از وى پرسش كنم. ابتدا به سخن كرده و فرمودند: اى احمد بن ‏اسحاق! خداى تبارك و تعالى زمين را از آغاز خلقت آدم از حجّت خود بر خلق، خالى نگذاشت و تا قيام قيامت هم خالى نخواهد گذاشت، به بركت آن حجت بلا را از اهل زمين دفع كرده و باران نازل مى‏ نمايد و بركات زمين را به وسيله او بيرون مى‏ آورد.
    عرض كردم: اى زاده‏ پيامبر! پس امام و خليفه بعد از شما كيست؟
    حضرت با سرعت برخاسته، داخل اتاق شدند و چون بيرون آمدند، پسربچّه ‏اى بر دوش گرفته بودند كه صورتش همانند ماه شب چهارده بود و به كودكان سه ساله مى ‏برد. فرمود: اى احمد بن ‏اسحاق! اگر به خاطر آن احترام و بزرگداشتى كه از طرف خدا و حجتهاى او دارى نبود، من اين فرزند خود را به تو نشان نمى ‏دادم. او همنام و هم‏كنيه پيامبر صَلّى‏ اللَّه ‏عَلَيْهِ ‏وَآلِه ‏وِسَلَّم است كه زمين را پر از عدل و داد مى ‏كند، آنچنان كه پر از ظلم و جور شده باشد.
    اى احمد بن ‏اسحاق، مثل او در اين امّت، مثل خضر عليه السّلام و مثل ذوالقرنين است. به خدا سوگند چنان غيبتى داشته باشد كه در آن غيبت كسى از هلاكت نجات پيدا نكند، مگر كسى كه خداوند او را بر عقيده امامت وى ثابت گردانيده او را به دعاى تعجيل فرج موفق بدارد.
    احمد بن اسحاق مى‏ گويد: عرض كردم: از مولاى من آيا نشانه‏ اى هست كه قلب من بدان مطمئن شود؟ ناگهان آن پسربچه به زبان آمد و با زبان عربى فصيح گفت: اَنَا بَقِيَّةُ اللَّهِ فى اَرْضِهِ وَالْمُنْتَقِمُ مِنْ اَعْدائِهِ فَلا تَطْلُبْ اَثَراً بَعْدَ عَيْنٍ يا اَحْمَدَ بْنَ ‏اِسْحاق؛ (85) منم بقيّة اللَّه در زمين و انتقام گيرنده از دشمنان خدا، پس بعد از مشاهده عين، در پى اثر نباشد ای احمد بن ‏اسحاق!
    احمد مى ‏گويد: من با فرح و شادمانى از نزد حضرت عسكرى عليه ‏السّلام بيرون آمدم.
    2- شيخ صدوق قدس ‏سرّه حديث مبسوطى را نقل كرده كه در آخر آن آمده است: احمد بن‏ اسحاق در سرّ من ‏رأى از حضرت امام حسن عسكرى عليه ‏السّلام پارچه‏اى به جهت كفن خود خواست.
    حضرت سيزده درهم به او داده و فرمودند: اين را خرج مكن مگر براى مصارف خودت و آنچه را كه خواستى هم به تو مى‏ رسد.
    سعد بن ‏عبداللَّه راوى خبر مى ‏گويد: "چون از خدمت مولايمان مراجعت كرديم و به سه فرسخى حلوان - سرپل ‏ذهاب - رسيديم، احمد بن ‏اسحاق تب كرد و سخت بيمار شد، به طورى كه از او مأيوس گرديديم و چون وارد حلوان شديم در كاروانسرايى منزل كرديم. احمد فرمود: امشب مرا تنها بگذاريد و از اين‏ رو هر كس به خوابگاه خود رفت.
    نزديك صبح در فكر افتادم، پس چشم باز كردم كه ناگاه كافور، خادم مولايم امام عسكرى عليه‏ السّلام را ديدم كه مى ‏گويد: اَحْسَنَ اللَّهُ بِالْخَيْرِ عَزاكُمْ وَ جَبَرَ بِالْمَحْبُوبِ رَزِيَّتِكُمْ؛ خداوند، سوگ و عزاى شما را به خير و خوبى قرار دهد و مصيبت شما را با آنچه كه محبوب است جبران فرمايد و بعد گفت: غسل و كفن رفيق شما، احمد، فارغ شد. اكنون برخيزيد و او را دفن كنيد، راستى كه او عزيزترين شما در نزد آقايتان - امام عسكرى عليه ‏السّلام - است، آنگاه از چشم ما غايب شد." (86)
    آرى، امام عسكرى عليه‏ السّلام كافور خادم را با كفن از سامرا به آنجا فرستاده بود تا او را غسل دهد و كفن كند.
    *****کرامات بانوي ملکوت*****

  5. #75
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *****کرامات بانوي ملکوت*****





    4- على ‏بن ‏ابراهيم ‏قمى


    او از جمله روات اماميه و معاصر با حضرت امام حسن عسكرى عليه ‏السّلام بوده است. مرحوم شيخ كلينى اعلى اللَّه مقامه در كتاب شريف كافى روايات بسيارى را از او نقل كرده و اين حكايت از كمال وثوق و اعتماد شيخ كلينى بر آن بزرگوار مى ‏كند.

    آثار متعدد علمى و روايتى از آن بزرگوار باقى مانده و نام برده شده است. (87) ليكن شايد معروفترين آنها كتاب تفسير اوست كه در دو جلد، طبع شده و متكى بر روايات شريفه‏اى است كه از طريق پدر بزرگوارش ابراهيم بن هاشم از حضرت باقر و حضرت صادق عليهماالسّلام نقل كرده است و چون وسايط بين ايشان و امام معصوم عليه ‏السّلام كم است، از ارزش بالايى برخوردار خواهد بود. ضمناً پدر او از اصحاب حضرت رضا عليه ‏السّلام بوده است.
    او در قم از دنيا رفت و داراى قبّه شريفى است و نزديك مقبره شيخان قرار دارد و محلّ زيارت اهل ايمان و علاقمندان به اهلبيت است.

    *****کرامات بانوي ملکوت*****

  6. #76
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *****کرامات بانوي ملکوت*****




    5- على بن الحسين بن موسى بن بابويه قمى

    آن بزرگوار معروف به ابن بابويه است و از او به عنوان صدوق اول نامبرده مى‏ شود. رجالى بزرگ و مشهور، نجاشى راجع به او مى ‏گويد: شيخ القمييّن در زمان خودش و متقدم و فقيه و ثقه آنان. او به عراق آمد و با حسين بن روح - وكيل ناحيه مباركه - ملاقات كرد و مسايلى از او پرسش نمود. سپس با او به وسيله على بن جعفر اسود، مكاتبه كرد و از او خواست كه عريضه‏اى را كه به حضرت صاحب عليه‏ السّلام نوشته بود، به آن حضرت برساند و در آن نامه از آقا خواسته بود كه از خدا بخواهند پسرى به او عطا فرمايد و بعد، جواب از ناحيه مقدّسه آمد كه ما دعا كرده و خدا را در مورد حاجت تو خوانديم و به زودى دو پسر نيكوكار به تو عطا خواهد شد. و آنگاه دو پسر، يكى ابو جعفر، صدوق معروف و ديگرى ابوعبداللَّه براى او متولّد شدند. (88)


    و همو حدود بيست كتاب را از آن بزرگوار اسم مى ‏برد. وليكن از كلام فرزند برومندش صدوق معروف - بنابر آنچه كه از فهرست ابن نديم نقل شده - استفاده مى ‏شود كه او دويست كتاب و تأليف داشته است. (89)
    ولى مع الاسف آن آثار ضايع شده و چيزى از آنها در دست نيست.
    مرحوم علّامه اعلى اللَّه‏ مقامه در مختلف فتاواى او را نقل كرده است و يكى از افاضل حوزه علميه قم، حجت الاسلام و المسلمين مرحوم آقاى شيخ عبدالرحيم بروجردى رحمة اللَّه ‏عليه فتاواى او را جمع آورى كرده و به ضميمه فتاواى ابن ابى عقيل به نام "فتاوى‏ العلمين" چاپ و منتشر ساخته است.
    فتاواى اين بزرگوار از اعتبار خاصى برخوردار بوده و هست به طورى كه طبق نقل فقيه طراز اول شيعه، مرحوم شهيد اوّل اعلى اللَّه ‏مقامه، اصحاب به آنچه كه در كتاب شرايع شيخ ابن بابويه رحمة اللَّه‏ عليه بود، به هنگامى كه نصّى را در مسأله‏اى نمى‏ يافتند، تمسّك كرده، فتواى او را مانند روايت وى به حساب مى ‏آوردند و اين به خاطر حسن ظنى بود كه به او داشتند. (90)
    در جلالت قدر آن بزرگوار همين بس كه حضرت امام حسن عسكرى عليه‏ السّلام در توقيع شريفى كه براى او فرستاده در خطاب به او مرقوم فرموده ‏اند: يا شَيْخى وَ مُعْتَمَدى وَ فَقيهى: اى شيخ من و محل اعتماد من و فقيه من!
    گروهى از اهل قم مى ‏گويند: ما در سال وفات ابن بابويه در بغداد بوديم و على بن محمد سمرى - از وكلاى ناحيه مقدسه - پيوسته از ما راجع به ابن بابويه سؤال مى ‏كرد و ما مى ‏گفتيم: نامه رسيده و او سالم است و كارهاى خود را تدبير مى ‏كند. گذشت تا روزى از ما همان پرسش را كرد و ما هم بدانگونه جواب داديم. او گفت: خداوند در مورد على بن الحسين - ابن بابويه - به شما اجر و پاداش دهد، چه آنكه او در همين ساعت قبض روح شد.
    آنان مى‏ گويند: ما آن تاريخ را از نظر ماه و روز و ساعت، ثبت كرديم و بعد از هفده يا هجده روز كه نامه آمد، خبر داده بودند كه آن بزرگوار در همان ساعت از دنيا رفته بوده است. (91)
    بارى آن عالم جليل القدر و متقدم در قم كه زادگاه و پايگاه اصلى وى بوده، از دنيا رفت و داراى بقعه و بارگاهى است و قبر شريفش زيارتگاه اهل دل و حاجتمندان و علاقمندان است.

    *****کرامات بانوي ملکوت*****

  7. #77
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *****کرامات بانوي ملکوت*****




    6- محمدبن ‏على ‏بن ‏الحسين ‏بن ‏بابويه ‏قمى،معروف‏ به صدوق

    او در شهرستان قم، تولد يافت و وجود او به بركت دعاى حضرت صاحب الامر صلوات اللَّه‏ عليه بود، كه به درخواست پدر محترم او از امام عليه ‏السّلام صورت گرفت.

    و در شرح حالات شيخ صدوق اول، جريان دعاى امام زمان را ذكر كرديم و دنبال همان قضيّه دارد كه شخصى به نام حسين بن عبيداللَّه گفته است: "من شنيدم كه ابوجعفر - شيخ صدوق - مى ‏فرمود: من به دعاى صاحب ‏الامرعليه ‏السّلام ولادت‏ يافتم و بدين مطلب افتخار مى ‏كرد." (92)

    آن بزرگوار در قم، رشد يافت و از علما و مشايخ عصر خود در قم استفاده وافر برد و به درخواست اهل رى به آنجا مهاجرت كرد، تاريخ مهاجرتشان به صورت مشخّص ذكر نشده است، اما طبق استظهارى كه محقق جليل مرحوم آيت اللَّه‏ حاج شيخ عبدالرحيم ربانى شيرازى رحمة اللَّه‏ عليه از مواضعى از كتابهاى عيون اخبارالرضا و خصال و امالى - كه هر سه از تأليفات شيخ صدوق است - كرده‏ اند، مهاجرت ايشان به رى بعد از ماه رجب سال 339 ه'ق و قبل از رجب 347 ه'ق بوده است. (93)

    آثار و تأليفات آن مرد بزرگ بسيار زياد است و ظاهراً در ميان علماى اماميّه كسى مانند ايشان در كثرت تأليف نداريم.

    نجاشى در حدود دو ورق اسامى كتاب‏ هاى شيخ صدوق را ذكر كرده است.

    و در حالات او آمده است كه در سال 355 ه'ق وارد بغداد شد. شيوخ طايفه از او استماع حديث و مطالب مى‏ كردند و حال آنكه او خود تازه سال بود. مصنفات او بسيار است و در ميان قميين كسى مانند او در حفظ حديث و روايت و مطالب و كثرت علم ديده نشده است. (94) مباحثات و مناظرات او بسيار ارزنده است و در مقام مناظره بسيار قوى و نيرومند بوده است.

    بر اثر شدت اعتماد علما بر روايات و نقل هايش، اشتهار به صدوق پيدا كرد و او را رييس المحدّثين خوانده ‏اند.

    شيخ عبدالجليل قزوينى رازى در جواب يكى از علماى سنّى كه شيعه را متهم كرده كه ايشان را درسى نباشد، مى ‏گويد: "...و فضل و بزرگى شيخ كبير، ابوجعفر بابويه، رحمة اللَّه‏ عليه، را خرد چگونه انكار توان كرد از تصانيف و وعظ و درس و از رى تا بلاد تركستان و ايلان، اثر علم و فضل و بركات زهد و امانت او پوشيده نيست." (95)

    و در جاى ديگر در جواب سخن ديگرى از آن منحرف مى‏ گويد: " و ابوجعفر بابويه، شيخى بزرگوار است و استاد همه طايفه." (96)

    و نيز مى‏گويد: " ابوجعفر الكبير بابويه، مصنف سيصد مجلّد از اصول و فروع." (95)

    و بالاخره آن بزرگوار در سال 381 هجرى قمرى در حالى كه عمر شريفش به هفتاد و چند سال رسيده بود از دنيا رفت و قبر شريفش در شهر رى نزديك قبر حضرت عبدالعظيم حسنى مى‏ باشد و داراى قبّه و بارگاه و حرم و صحن است و دلدادگان مكتب على و آل على عليهم‏ السّلام به زيارتش مى ‏روند و بدان تبرّك مى ‏جويند.

    *****کرامات بانوي ملکوت*****

  8. #78
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *****کرامات بانوي ملکوت*****




    8- شيخ غلامرضا قمى معروف به حاج آخوند

    آن بزرگوار، فرزند حاج رجب ‏على قمى از اهل قم بوده و اشتهار به حاج آخوند داشته است.
    مرحوم آقاى شيخ آقا بزرگ تهرانى از او به "عالم محقّق و فقيه متبحّر از اعاظم" ياد كرده است.
    او از قم براى تكميل مراتب علمى به نجف مى ‏رود و دو سال درس شيخ مرتضى انصارى را درك كرده است. بعد از آن در درس مرحوم ميرزاى شيرازى شركت نمود و در آخر دو سال هم دورانى كه ميرزاى شيرازى در سامرا تشكيل حوزه داده بود، به سامرّا رفت و آنگاه به قم برگشت و مرجع امور مردم گرديد و مشغول تدريس و وعظ و اقامه جماعت گرديد، تا در شانزدهم ذى الحجّه سال 1332 هجرى قمرى از دنيا رفت (100) و در ايوان آيينه در صحن بزرگ اتابكى، مدفون گرديد.
    البته در عصر ما علامتى براى قبر شريف او نيست.
    آن بزرگوار داراى آثار علمى متعددى است؛ از قبيل: 1- صلاة، 2- صلاةالمسافر، 3- اجتماع امر و نهى، 4- مسأله ضدّ، 5- كتاب قضاء، 6- قلائد الفرائد.
    در ميان اين آثار، كتاب اخير كه حاشيه بر فرايد استادش شيخ مرتضى انصارى است، چاپ شده و چندسال قبل به همت نوادگان محترمش به صورت افست، مجدداً چاپ شد و منتشر گرديد.
    كتاب مزبور، حاشيه‏ اى ارزشمند است كه در بعضى از مواضع، به تبيين كلمات شيخ پرداخته است و از خاطرات اينجانب در ايّام تحصيل و دوران جوانى در مدرسه رضويه، اين است كه نسخه‏ اى از چاپ قديمى اين كتاب در كتابخانه آن مدرسه بود و ما هنگام اشتغال به رسايل، پيوسته بدان مراجعه مى ‏كرديم و قسمتى از مطالب آن را در حاشيه كتاب رسائلم يادداشت كرده ‏ام.
    قابل ذكر است كه نسخه‏ اى از بحث قضاى آن بزرگوار در نزد يكى از فضلا بود و بنا بود توسط نوادگان مرحوم آخوند چاپ شود.
    مع ‏الاسف آنقدر تسويف و تأخير شد تا آن آقا از دنيا رفت و به كلى قضيه منتفى گرديد. آرى و فِى التَّأخيرِ آفات.
    *****کرامات بانوي ملکوت*****

  9. #79
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *****کرامات بانوي ملکوت*****




    9- حاج ميرزا محمد ارباب

    مرحوم آيت اللَّه آقاى حاج ميرزا محمد ارباب، فرزند محمد تقى بيك ارباب در سال 1273 ه'ق در قم و در يك خانواده كشاورز تولد يافت. پس از تعلم مقدمات و سطح، به عتبات عاليات رفت. از محضر مرحوم حاج ميرزا حبيب اللَّه رشتى و مرحوم آقاى آخوند خراسانى استفاده كرد و مدتى از محضر افادات مرحوم ميرزاى بزرگ شيرازى بهره‏ مند گرديد.

    مرحوم علامه تهرانى او را از تلامذه ميرزاى شيرازى مى‏ شمارد و مى گويد: "حاج ميرزا محمد ارباب قمى، با آقا حسن قمى و مولا عبداللَّه قمى به سامرا آمد و سالهاى كمى در آنجا بود، بعد با مولا عبداللَّه به نجف رفت و ساليانى در نجف بود. آنگاه به قم بازگشت و امروز او در قم از مروّجين و محقّقين و مصنّفين است." (101)

    آن بزرگوار داراى تأليف ارزنده ‏اى است به نام اربعين حسينيه يا چهل حديث حسينى و آن كتابى است در مقتل و تحقيقات فراوانى پيرامون فضايل و مناقب و مصايب حضرت سيدالشّهدا عليه ‏السّلام و روايات وارده درباره آن حضرت دارند و تا كنون دو بار چاپ شده است و مرحوم تهرانى مى ‏گويد: "آن را در سال 1328 به نام متولّى ‏باشى، سيد محمد باقر حسينى، كه از اولاد على بن الحسين عليهما السّلام است، نگاشت."

    از خصوصيات و مزاياى آن بزرگوار اين است كه در بزرگداشت مقام ارجمند مرحوم آيت اللَّه ‏العظمى حايرى چيزى نگذاشته است، زيرا او به هنگامى كه آقاى حاج شيخ عبدالكريم به قم آمده و رحل اقامت افكنده‏ اند، خود از علماى برجسته، نافذالكلمه و محترم شهر به شمار مى ‏رفته است، مع ذلك زعامت آن مرد بزرگ را پذيرفته و با او همكارى نموده و بسيار نسبت به وى تواضع مى ‏كرده است.

    او هر وقت مى‏ خواسته به جايى برود سوار مركب متداول آن عصر مى‏ شده است، گاهى كه در مسير خود به آقاى حاج شيخ عبدالكريم برخورد مى‏ كرده، از حيوان سوارى خود پياده مى ‏شده و اداى احترام مى ‏نموده است، دوباره سوار مى ‏شده و به راه خود ادامه مى‏ داده است.

    و نيز مرحوم آقاى ارباب منبر نمى ‏رفته‏اند، جز در مجلس روضه ‏اى كه از سول مرحوم آيت ‏اللَّه ‏العظمى حايرى به مناسبت سوگوارى حضرت زهراى اطهر سلام اللَّه ‏عليها در مسجد بالاسر حضرت معصومه سلام‏ا للَّه ‏عليها منعقد مى ‏شده است كه استثناءً در اين مجلس به احترام آقاى حاج شيخ عبدالكريم، منبر مى ‏رفته‏اند. (102)

    آن بزرگوار طبع لطيفى داشته و اشعار در مدايح و مراثى اهلبيت عليهم ‏السّلام مى‏ گفته است و از جمله اشعارشان قطعه شعر معروفى است در خطاب به حضرت ولى عصر و يادآورى مصايب كربلا كه مطلع آن اين است:

    چه خوش باشد كه بعد از انتظارى به اميدى رسند اميدواران

    و اين شعر در بسيارى از مجالس خوانده مى‏ شود و وعاظ و خطبا و گاهى مداحان، آن را با سوز مخصوص مى‏ خوانند و اثر خاصّى در مستمعين دارد.

    آن روحانى‏بزرگوار و موجّه در ماه جمادى الاولى سال 1341 هجرى، يك سال بعد از مهاجرت مرحوم حايرى به قم، در سن 68 سالگى درگذشت و در قبرستان شيخان قم كه مدفن بسيارى از علماى بلندپايه است دفن گرديد. رحمة اللَّه و رضوانه عليه.

    *****کرامات بانوي ملکوت*****

  10. #80
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *****کرامات بانوي ملکوت*****




    10- مرحوم شيخ ابوالقاسم قمى

    آن بزرگوار فرزند ملا محمد تقى قمى، از اعاظم علماى بلده طيّبه قم بوده ‏اند. او در سال 1281 هجرى قمرى در قم تولد يافت. مقدمات را در نزد علماى قم مانند شيخ محمدجواد و شيخ محمدحسن قمى فرا گرفت. مدتى نيز در تهران از محضر مرحوم حاج ميرزا محمدحسن آشتيانى استفاده كرد و سپس به عتبات عاليات رفت و از درس بزرگانى مانند ميرزا حسن خليلى و حاج آقارضا همدانى و مرحوم سيد محمد كاظم يزدى و مرحوم آقاى آخوند خراسانى، اعلى ‏اللَّه‏ مقامهم جميعاً بهره‏ هاى فراوان گرفت.

    از عبارت علامه تهرانى استفاده مى ‏شود كه او در دوران تحصيل در نجف در كمال فقر و تنگدستى بوده و با اين وضع ادامه تحصيل داده است تا از علماى بزرگ و برجسته گرديده و به مقام والاى اجتهاد نايل شده است. او در سال 1322 ه'ق به زادگاه خود مراجعت كرد و سرگرم تدريس و تربيت نفوس و افتا و امامت جماعت گرديد.

    او علاوه بر مراتب عاليه علمى، صاحب مقامات معنوى بالايى بوده و عمل وى در تربيت نفوس اثر بسزايى داشته است و اين مطلب مسلّم است كه هنگام ورود مرحوم آيت اللَّه ‏العظمى حايرى به قم او رييس مطلق و شخصيت يگانه علمى و دينى قم بوده و حداقل از رؤسا و علماى طراز اول شهر به شمار مى ‏رفته و با اين وصف، با اخلاص عجيبى در برابر آن مرد بزرگ تواضع مى‏ كرده و در حمايت و پيشبرد زعامت او فروگزار نمى ‏كرده است تا بالاخره رياست و زعامت براى آقاى حاج شيخ عبدالكريم حايرى محرز مى‏ گردد و على التحقيق يكى از عوامل مهمّ در پيشروى مرحوم آقاى حايرى فداكارى كم ‏نظير آقاى حاج شيخ ابوالقاسم قمى بوده است.

    شگفتا! او خود مرجع تقليد بوده و چنانكه نقل شده است اكثر مردم قم و نواحى - يا حداقل گروهى از آنان - از او تقليد مى ‏كرده ‏اند و محبوب و مقبول عموم طبقات از مردمان عادى و طبقه فضلا و علما بوده است. به طورى كه نقل شده است گروهى او را بر مرحوم آيت‏اللَّه العظمى حايرى ترجيح مى ‏داده ‏اند، علاوه كه خود قمى الاصل و اهل اين سرزمين بوده است، مع ذلك نه تنها از آمدن آيت اللَّه ‏العظمى حايرى به قم و اقامت او باكى نداشته، بلكه ترويج مى ‏كرده و زمينه استقرار ايشان را فراهم مى ‏آورده است.

    نقل شده كه يكى از شاگردان آن بزرگوار پاى درس ايشان مطلبى را گفت و براى اينكه بتواند مطلب خود را به ايشان برساند، گفت: حضرت آيت اللَّه! ايشان فرمودند: آيت اللَّه آقاى حاج شيخ عبدالكريم است.

    و در نقلى خواندم كه در مجلسى شركت كردند. واعظ با تعبير حضرت آيت اللَّه... از ايشان تجليل كرد. ايشان فرمودند: آيت اللَّه آقاى حاج شيخ عبدالكريم است.

    از يكى از اعاظم و مراجع در گذشته نقل شده كه فرمودند: روزى همچنان كه پاى درس آقاى حاج شيخ عبدالكريم نشسته بوديم. ناگهان ايشان از منبر پائين آمدند. همه متحير شدند كه چه شد. بعد ديديم كه آقاى حاج شيخ ابوالقاسم آمده‏ اند و در درس آقاى حاج شيخ به عنوان احترام از ايشان شركت كرده ‏اند و آقاى حاج شيخ به احترام ايشان درس را قطع كرده و از منبر پائين آمده بودند.

    اجازه و تصديق اجتهادى از آن بزرگوار براى مرحوم آيت اللَّه آقاى ميرزا احمدسلطانى جهرمى صادر شده كه صورت آن نزد اينجانب موجود است و مرحوم آيت اللَّه ‏العظمى آقاى حاج شيخ عبدالكريم در ذيل آن نوشته ‏اند، آنچه مرقوم فرموده‏اند صحيح است، الاحقر عبدالكريم الحايرى.

    بارى، آن بزرگوار در سال 1353 هجرى قمرى مطابق با سال 1313 هجرى شمسى دار فانى را وداع گفت و در مسجد بالاسر، نزديكى موضعى كه بعداً قبر مرحوم آقاى حاج شيخ عبدالكريم واقع شد، مدفون گرديد.


    *****کرامات بانوي ملکوت*****

صفحه 8 از 9 نخستنخست ... 456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •