♥ *★* ♥  حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
♥ *★* ♥  حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥
صفحه 7 از 11 نخستنخست ... 34567891011 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 102
  1. #61
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ♥ *★* ♥ حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥




    چند كرامات از درگاه حضرت معصومه(ع)

    توضيحي درباره كرامات و ولايت تكويني

    يكي از اقسام ولايت ها كه در سطح بالايي قرار دارد،"ولايت تكويني" است. ولايت تكويني آن است كه كسي توانايي تصرف در جهان آفرينش داشته باشد، مثلاً حضرت عيسي(ع) داراي مقام ولايت تكويني بود، يعني مي توانست در جهان خلقت تصرف كند و به تعبير قرآن، به اذن خدا، با دميدن به مجسمه گلي پرنده، آن را زنده كرده و به پرواز درآورد، و يا كور مادرزاد را بينا نمايد، و يا بيماري بي درمان بُرص را درمان بخشد، و از همه بالاتر مرده را زنده كند.(221)

    اين قدرت ملكوتي عيسي(ع) به خاطر آن بود كه او عبد كامل خدا و از اولياء و پيامبران بود، و انسان مي تواند در پرتو بندگي خالص و كامل به چنان مقاماتي برسد كه خداگونه شود و مظهر صفات كمال و جلال خدا گردد، چنان كه امام صادق(ع) در سخني فرمود:

    "اَلْعُبُودِيَهُ جَوْهَرَهُ كَنْهُهَا الرُبُوبيَهُ؛ عبوديت و بندگي گوهري است كه ربوبيت در آن نهفته است."(222)

    يعني عبوديت انسان را به قدري به خدا نزديك مي كندكه مظهر صفات خدا مي شود، و به اذن پروردگار مي تواند در جهان تكوين، تصرف كند و كارهاي خدايي نمايد.

    توضيح اينكه: وصول به ربوبيت در پرتو پيمودن مراحل عبوديت گرچه در ظاهر تعبير زننده اي است، زيرا معني اين جمله"از بندگي تا خداوندگاري است" مگر مي شود انسان از مرز بندگي خارج شود، يا در مرز خدايي گام بگذارد؟

    "اَنَ التُرابُ وَرَبُ الْاَرْبابِ؛ خاك كجا و پروردگار پروردگارها كجا؟"

    ولي به گفته استاد علامه شهيد مرتضي مطهري(ره)"بايد توجه داشت كه خدايي غير از خداوندگاري است، مقصود از حديث فوق اين است كه انسان در پرتو بندگي به خداوندگاري مي رسد."(223)

    يعني انسان در پرتو پيمودن مراحل عالي بندگي، داراي روح ولايت تكويني مي شودم و مي تواند كارهاي معجزه آسا كند و كرامت هاي عجيب از او سرزند. در اينجا به عنوان نمونه به ذكر يك شاهد عيني از نمونه كرامت هاي حضرت رضا(ع) كه نگارنده يقين به آن دارد مي پردازم:

    خواهري دارم به نام ايران خانم، كه در سال 1320 ش در اشتهارد متولد شد، پس از چندي مادرش از دنيا رفت، او به سن دو سالگي رسيد ولي نمي توانست بايستد، حتي دست هايش را به ديوار تكيه مي دادند، باز به زمين مي افتاد، پدرم با مادر بزرگم همراه بعضي از مؤمنان، او را در سال 1323 ش براي توسل به حضرت رضا(ع) به مشهد مقدس بردند. فصل زمستان بود و حرم آن حضرت خلوقت بود. پدر و مادربزرگم اين كودك را در كنار خود در نزديك ضريح مقدس نشاندند و ملتمسانه از آقا خواستند كه به او لطف خاصلي كند، سپس مشغول نماز شدند، ناگاه در نماز ديدند اين دختر برخاست و به سوي ضريح رفت و ضريح را به بغل گرفت. از آن پس دختر به طور كلي شفا يافت و بدون تكيه بر چيزي، به راه افتاد. او را به اشتهارد آوردند، همه بستگان كه او را مي شناختند و مي دانستند كه او قادر به ايستادن و راه رفتن نبود، تعجب كردند، و به ياد لطف سرشار حضرت رضا(ع) اشك شوق ريختند. اين خواهرم هنوز زنده است و در كمال سلامت به سر مي برد.

    اينك مي گوييم: حضرت معصومه(ع) نيز بر اثر كمال عبوديت و عرفان، و دستيابي به مقامات عالي معنوي به مرحله اي رسيد كه داراي چنين امتيازي شده و مي تواند از مقام ولايت خود استفاده كرده و كارهاي معجزه آسا و كرامت هاي شگفت كند.
    در اينجا در ميان صدها نمونه نظر شما را به چند نمونه جلب مي كنيم:

    1ـ نجات گروه سرگردان با راهنمايي حضرت معصومه(ع)

    سال ها قبل از انقلاب، گروهي از مردم يكي از شهرهاي دور، در فصل زمستان براي زيارت حضرت معصومه(ع) عازم قم شده بودند. شب فرا رسيد، برف سنگيني در زمين نشسته بود، اين گروه در چند فرسخي قم راه را گم كردند، و در بيابان بدون وسيله، سرگردان شده و در مخاطره شديد قرار گرفتند، همانجا دست به توسل به دامن حضرت معصومه(ع) زدند تا با نشان دادن راه، آن ها را از خطر برهاند.

    طبق سند موثق، يكي از خدام آستانه مقدسه حضرت معصومه(ع)، مرحوم سيد محمد رضوي مي گويد: در آن شب( بدون اطلاع از زائران در به در و سرگردان) در حرم بودم، اندكي خوابيدم، در عالم خواب ديدم حضرت معصومه(ع) نزد من آمد و فرمود:"برخيز، چراغ گلدسته ها را روشن كن."(224)
    ♥ *★* ♥  حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥

  2. #62
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ♥ *★* ♥ حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥




    به ساعت نگاه كردم، ديدم اندكي از نيمه شب گذشته و هنوز چهار ساعت به اذان صبح باقي است(و ماطبق معمول اندكي قبل از اذان، چراغ هاي گلدسته ها را روشن مي كرديم).

    خوابيدم، دوباره حضرت معصومه(ع) را در خواب ديدم، اين بار با تندي به من فرمود:"برخيز، مگر نگفتم چراغ هاي گلدسته ها را روشن كن."

    برخاستم و چراغ هاي گلدسته ها را روشن كردم، ديدم برف سنگيني آمده و همه جا را سفيد پوش نموده است، ولي شگفت زده شده بودم كه چرا امشب به دستور حضرت معصومه(ع) چراغ ها را زودتر روشن نموده ام؟ آن شب به سرآمد، صبح روز بعد كه هوا آفتابي بود، از حرم عبور مي كردم، شنيدم چند نفر از زائران به همديگر مي گويند:" حضرت معصومه(ع) به داد ما رسيد، چقدر بايد از محضر مقدسش تشكر و سپاس گزاري نماييم! اگر چراغ هاي گلدسته ها روشن نمي شد، ما در دل شب تاريك در بيابان پر از برف و هواي سرد، كه راه را گم كرده بوديم، جان سالمي به در نمي برديم، اگر چراغ گلدسته ها روشن نمي شد ما جهت شهر قم را در آن تاريكي ظلماني هرگز پيدا نمي كرديم."

    راز خواب را دريافتم كه چرا حضرت معصومه(ع) به من مي فرمود: برخيز و چراغ گلدسته ها را روشن كن!(225)

    2ـ امام زمان(عج) در كنار حرم

    از مطالب گفتني اينكه: نقل مي كنند، شخصي به نام سيد عبدالرحيم كه مورد وثوق بود، گفت: در عالم خواب ديدم، در قبرستان بزرگ قم، جمعيت بسياري هستند، در اين هنگام شخص بزرگواري را كه سوار بر اسبي بود و از بازارچه مي آمد، مشاهده نمودم، ديدم در پشت سر آن سوار، شخصي گفت:"اين سوار حضرت حجت(عج) مي باشد" تا اين خبر را شنيدم، سراسيمه به دنبال آن حضرت شتافتم، ديدم آن حضرت به صحن مطهر آمد و در آنجا پياده شد.

    صحن خلوت بود، كسي را جز آن حضرت و شخصي كه همراهش بود در آنجا نديدم، مشاهده كردم كه آنها عبور كرده تا به در صحن عتيق رسيدند، افسار اسب را به دست من دادند تا آن را نگهدارم، با خود گفتم نگهداشتن اسب خوب است يا همراه حضرت بودن؟ سرانجام همراهي حضرت را برگزيدم و افسار اسب را به دست همان شخصي كه همراه امام بود دادم و خودم به دنال حضرت روانه شودم، ديدم حضرت وارد حرم شد و در بالاسر مرقد حضرت معصومه(ع) توقف كرد، هيچ كس از خُدام نبودند، پيش خود فكر مي كردم آيا به حضور حضرت بروم يا نروم؟ در كنار رواق ايستادم، صداي آن حضرت را مي شنيدم، اما چيزي نمي فهميدم، پس از مدتي آن حضرت از حرم بيرون آمد و من نيز از حرم بيرون آمدم و پشت سر او به راه افتادم، ولي ناگهان ناپديد شد و هرچه جستجو كردم دستم به دامنش نرسيد و از فيض حضور آن بزرگوار محروم گشتم.(226)

    3ـ شفاي بيماري بي درمان

    از داستان هاي واقعي كه نقل آن به تواتر رسيده اين كه: پاي مردي به نام ميرزا اسدالله كه از خدام آستانه مقدسه حضرت معصومه(ع) بود بيماري شقاقلوس(يعني يك نوع بي حسي و فلجي) گرفت، به حدي كه انگشت هاي پايش سياه شده و پزشك هاي آن زمان از درمان او عاجز شده بودند و به اتفاق رأي گفته بودند كه بايد پاي او قطع شود.

    يك روز قبل از آنكه موعد قطع پا فرا رسد، بيمار نامبرده با خود گفت حال كه بنا است فردا پاي مرا قطع كنند، خوب است امشب در حرم مطهر حضرت معصومه(ع) بمانم و متوسل شوم.
    ♥ *★* ♥  حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥

  3. #63
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ♥ *★* ♥ حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥




    شخصي به نام"مبارك" او را حمل كرد و به حرم برد، اواخر شب كه خدام، درهاي حرم را بستند، او خود را به پاي ضريح انداخت و در مورد درد و بيماري خودناله كرد و ملتمسانه از حضرت معصومه(ع) خواست كه از خدا بخواهد، پاي او خوب شود، او تا صبح به توسل و سوز و گداز پرداخت، هنوز هوا تاريك بود، خدام شنيدند كه ميرزا اسدالله، پشت در آمده فرياد مي زند در را باز كنيد، حضرت به من لطف كرد و توسط حضرت معصومه(ع) شفا يافتم، در را باز كردند ديدند ميرزا اسدالله خوشحال است و بيماريش رفع شده، و او جريان شفايش را چنين شرح داد؛ بانوي بزرگواري نزدم آمد و فرمود تو را چه شده است؟ عرض كردم: بيماري پا مرا از كار انداخته، از خدا، يا شفا مي خواهم يا مرگ! آن بانو گوشه مقنعه خود را چند بار بر روي پاي من ماليد و فرمود: خداوند تو را شفا داد احساس كردم كه خوب شدم و اصلاً درد پا ندارم.

    از آن بانو پرسيدم، شما كيستيد:

    فرمود:"آيا مرا نمي شناسي و حال آنكه تو خادم حرم من مي باشي، من فاطمه دختر موسي بن جعفر(ع) مي باشم."(227)

    4ـ رفع خطر شديد سيل

    كساني كه به وضع جغرافيايي شهر قم آگاهي دارند مي دانند كه در وسط شهر قم رودخانه بزرگي قرار گرفته و مسير آب باران ده ها فرسخ از زمين هاي قبل از رودخانه از پايين گلپايگان و دليجان گرفته تا قم در همين رودخانه به درياچه قم مي ريزد.

    در اين صورت ناگفته پيداست كه هنگام بارش هاي شديد پي در پي، سيل هاي خطرناكي در اين رودخانه به جريان مي افتد، و چنان كه تاريخ قم نشان مي دهد قرن ها پيش تا كنون چندين بار سيل رودخانه، طغيان كرده و موجب خسارت هاي بسيار شده است.

    در يكي از اين موارد نوشته اند: زماني سيل بسيار عظيمي آمد كه اهل قم را فوق العاده ترسانده، هر لحظه انتظار مي رفت كه خطر سيل ساختمان ها را ويران كند… .

    در اين بحران شديد مشاهده شد كه دستي نمايان گرديد و به سيل اشاره كرد، و آن سيل به سوي ديگر رفته و رفع خطر نمود، از اين رو شيخ زكي باغبان در آن شرفنامه معروف خود مي گويد:

    روزي كه سيل سيمره از رود"ناربار"
    آمد به شهر قم زقضاياي كردگار

    داني كه كرد دفع بلا را از اين ديار؟
    معصومه بود دختر موسي سرفراز

    ذريه رسول خدا، غمگسار قم(228)

    5ـ نقاره خانه به صدا درآمد

    نقل مي كنند در زمان مرجعيت مرحوم آيه الله حاج شيخ عبدالكريم حائري"در حدود هفتاد سال قبل" شخصي بود كه بسياري از مردم قم او را ديده بودند، قسمت پايين بدنش كم حس و فلج بود به طوري كه توانايي حركت نداشت، و هنگام راه رفتن پاي خود را روي زمين مي كشيد، و از اهالي قفقاز شوروي بود براي شفاي پاي خود به مشهد رفته بود ولي نتيجه اي نگرفته بود، به قم به درگاه حضرت معصومه(ع) رو آورده بود تا شفا بگيرد.

    در يكي از شب هاي ماه رمضان بودكه صداي نقاره خانه(229) بلند شد،علت پرسيدند،گفتند حضرت معصومه(ع) شخصي راكه در پا عاجز شفا داد،بعد معلوم شد، كه او همان شخص قفقازي است، وقتي اورا ديدندمثل اينكه اصلا درد پا در ا و نبوده است وخودش مي گفت:" ديگر دردي در بدن وپاي خود احساس نمي كنم."(230)
    ♥ *★* ♥  حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥

  4. #64
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ♥ *★* ♥ حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥




    6ـ توسل ملاصدرا به حضرت معصومه(ع)

    صدرالدين محمد بن ابراهيم شيرازي، معروف به ملاصدرا، و صدرالمتألهين از علما و حكما و فلاسفه بزرگ دوره صفويان است، او پس از مرگ پدر، از شيراز به اصفهان آمد و در آنجا ازمحضر درس شيخ بهايي و ميرداماد، به ادامه تحصيل پرداخت، و خود اعجوبه زمان و افتخار حكماي دوران گرديد، او مدتي از عمر خود را در روستاي كَهُك(كه در چند فرسخي قم واقع شده) به سر برد و به تفكرات عميق پرداخت، او مكرر به مكه براي انجام مراسم حج و عمره رفت و سرانجام در سفر هفتم هنگام مراجعت، در سال 1050 هـ .ق(در بصره) درگذشت، تأليف هاي او به زبان عربي از اين قرار است: اسفار اربعه، شرح اصول كافي، كتاب الهدايه و شرح حكمه الاشراق.

    دو نفر از شاگردان برجسته او به نام هاي ملامحسن فيض كاشاني و مولي عبدالرزاق لاهيجي ملقب به فياض صاحب كتاب شوارق، مشارق و گوهر مراد، داماد او شدند، و خود از دانشمندان و اساتيد بزرگ عصر خود بودند، نوشته اند روزي دختر ملاصدرا، همسر فيض كاشاني، به پدر گفت: خواهر من همسر فياض كه صيغه مبالغه است(يعني بسيار فيض بخش) مي باشد، و لي من همسر فيض هستم، ملاصدرا به او جواب داد: لقب شوهر تو بهتر است، زيرا او عين فيض است.(231)

    ملاصدرا(حكيم مذكور) هرگاه در مطالب علمي به مشكلات پيچيده برخورد مي كرد، از روستاي كهك به زيارت حضرت معصومه(ع) مي آمد، و با توسل به آن بي بي دو عالم، مشكلات علميش حل مي شد، و از منبع فيض وجود مبارك حضرت معصومه(ع) مستفيض مي گرديد.(232)

    مرحوم آيه الله العظمي شهاب الدين مرعشي نجفي(ره) مكرر مي فرمود: هر وقت براي ملاصدرا مشكل علمي يا مطلب مبهمي پيش مي آمد، در حرم مطهر حضرت معصومه(ع) به بي بي مكرر متوسل شده، و با استمداد از آن بانوي دو عالم، مشكلش، حل و آسان مي شد.(233)

    7ـ هلاكت مزدور گستاخ

    در عصر رضاخان وكشف حجاب، روزي رييس شهرباني قم كه مردي گستاخ و بدزبان بود، به حرم حضرت معصومه(ع) وارد شد و در همانجا به زنان با حجاب حمله كرد، تا چادر از سرشان بگيرد، آه و ناله زنان بلند شد، در همين وقت غيرت آيه الله مرعشي نجفي(ره) كه در آنجا حضور داشت، به جوش آمد، و به آن قسمت رفته و براي جلوگيري از آن رييس، پس از بگو مگو، سيلي محكمي به صورت رييس شهرباني زد، او كه از اين سيلي، سخت يكه خورده بود، آيه الله مرعشي را تهديد به قتل نموده ولي روز بعد همين رييس گستاخ وارد بازار قم گرديد، از قضا قسمتي از سقف ساختمان بازار بر سر او خراب شده، و او در همان دم به هلاكت رسيد و از دنيا رفت.(234)

    و اين حادثه هم از كرامت هاي حضرت معصومه(ع) است كه در حرمش، ستمگر گستاخ، به زنان با حجاب حمله كرد، و يا عالم بزرگ آيه الله العظمي مرعشي نجفي را تهديد به قتل نمود، و هم از كرامت آيه الله مرعشي به حساب مي آيد.
    ♥ *★* ♥  حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥

  5. #65
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ♥ *★* ♥ حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥




    8ـ حل مشكل آيه الله نجفي به دست حضرت معصومه(ع)

    آيه الله العظمي سيد شهاب الدين نجفي مرعشي(وفات يافته شهريور 1369 شمسي) مي فرمود: روزگاري كه جوان تر بودم، روزي بر اثر مشكلات فراواني كه داشتم، از جمله مي خواستم دخترم را شوهر دهم، ولي مال و ثروتي نداشتم تا براي دخترم جهيزيه تهيه كنم، با ناراحتي به حرم حضرت معصومه(ع) رفتم، و با عتاب و خطاب در حالي كه اشك هايم سرازير بود گفتم:"اي سيده و مولاي من، چرا نسبت به امر زندگي من اهميت نمي دهي؟ من چگونه با اين دست خالي دخترم را شوهر دهم؟" سپس با دلي شكسته به خانه برگشتم، حالت غشوه(كشف) مرا فرا گرفت در همان حال شنيدم در مي زنند، رفتم و در را باز كردم، شخصي را ديدم كه در پشت در ايستاده، وقتي مرا ديد گفت:"سيده تو را مي طلبد" با شتاب به حرم رفتم، وقتي كه وارد صحن شريف آن حضرت شدم، چند كنيز را ديدم كه به تميز كردن ايوان طلا اشتغال داشتند، از سبب آن پرسيدم، گفتند: اكنون سيده مي آيد، پس از اندكي حرم حضرت فاطمه معصومه(ع) آمد، در حالي كه در شكل و شمايل، مانند مادرم فاطمه زهرا(ع) بود(چون جده ام زهرا(ع) را سه بار قبل از آن، در خواب ديده بودم) نزد عمه ام حضرت معصومه(ع) رفتم و دستش را بوسيدم، به من فرمود:"اي شهاب! كي ما در فكر تو نبوده ايم، كه ما را مورد عتاب قرار داده و از دست ما شاكي هستي، تو از زماني كه به قم آمدي زير نظر ما و مورد عنايت ما بوده اي."

    وقتي كه از خواب بيدار شدم، فهميدم كه نسبت به حرم حضرت معصومه(ع) اسائه ادب كرده ام، همان دم براي عذرخواهي به حرم شريفش رفتم، از آن پس حاجتم برآورده شد و در كارم گشايشي صورت گرفت، و مشكل زندگيم حل وآسان گرديد.(235)

    كرامت هاي تازه

    سابقاً كرامت هايي كه در حرم مطهر حضرت معصومه(ع) بروز مي كرد، با كمال تأسف ثبت و ضبط نمي شد، ولي اخيراً با توليت محترم جديد، كه تحولي شايان توجه در حرم، از جهات گوناگون به وجود آمده، به اين امور توجه مي شود، در اين راستا ضمن تشكر از مقام سرپرستي حرم مطهر، نظر شما را به موارد زير از كرامت هاي تازه كه در دفتر تبليغات آستانه به ثبت رسيده و توسط حضرت حجه الاسلام آقاي محمد نظري، در اختيارم قرار گرفته جلب مي كنم:

    9ـ شفا يافتن دختر فلج

    بار ديگر شبانگاهان هنگامي كه ديدگان غفلت زده محو تماشاي ظلمت خود گرديده بود دست فياض الهي از آستين كريمه اهل بيت(ع) به درآمد و چراغي به روشني خورشيد ولايت فرا روي عاشقان دل سوخته بر افروخت. سخن از گذشته هاي دور نمي باشد بلكه حقيقتي است محقق در جمعه شب 23/2/1373 شمسي.

    آن زمان كه ديگر درهاي عالم مادي بسته مي شود و تنها و تنها چشم اميد به قدرت بي انتها است چاره ساز مي گردد. سخن از لطف و كرامت و مهرباني و محبت است.

    آري بار ديگر جمعه شب شاهد گشوده شدن خزائن غيب گشتم و نزول رحمت الهي، شامل حال مسافري گرديد، اومسافري بود از راه دور، مسافري كه بْعد مسافت را طي كرده بود و درعين دوري، بسيار نزديك بود. آري، او دختري بود چهارده ساله، از اهالي روستاي شوط ماكو، از شهرهاي آذربايجان، در گفتگويي مختصر شرحي از بي نهايت هستي را بر ايمان بازگو كرد و او اين چنين آغاز نمود:

    رـ ا... هستم، از اهالي شوط ماكو. چهار ماه پيش بر اثر يك نوع سرماخورديگ از هر دو پا فلج شدم، خانواده ام مرا به بيمارستان هاي مختلف در شهرهاي ماكو، خوي و تبريز بردند، ولي همه پزشكان پس از عكس برداري و انجام آزمايش ها از درمانم عاجز شدند و من ديگر نمي توانستم پاهايم را حركت دهم، تا ا ين كه چهارشنبه 21/2/73 در عالم رؤيا ديدم كه خانمي سفيد پوش سوار بر اسبي سفيد به طرف من آمدند و فرمودند:"چرا از همان ابتداي بيماري به قم پيش من نيامدي تا شفاعت دهم؟" با اضطراب از خواب پريدم و جريان خواب را با عمو و عمه ام در ميان گذاشتم و آنها نيز بلافاصله مقدمات سفر به قم را فراهم آورند. لذا روز جمعه 23/2/73 ساعت 30/7 دقيقه بعد از ظهر به حرم مطهر مشرف شديم.
    پس از نماز مشغول خواندن زيارتنامه شدم كه ناگهان صداي همان خانمي كه در خواب ديده بودم به گوشم رسيد كه: بلند شو راه برو كه شفايت دادم. من ابتدا توجهي نكردم و باز مجدداً همان صدا با همان الفاظ تكرار شد. اين بار به خود حركتي دادم و مشاهده كردم كه قادر به حركت مي باشم و مورد لطف آن بي بي دو عالم قرار گرفته ام.
    ♥ *★* ♥  حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥

  6. #66
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ♥ *★* ♥ حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥




    اين بود مشتي از خروار الطاف بي شمار اين دْر بي نظير كه به واسطه وجود پاكش سرزمين قم تقدس يافته و مسكن و مأواي عاشقان و سالكان طريق هدايت و قبله آمال عارفان حقيقت گشته است. به اميد آن كه اين شرح بي نهايت شربتي باشد به كام خشكيده عاشقان دل سوخته و چراغ راهي گردد براي بيدار شدگان از خواب غفلت و بدان اميد كه حضرتش همه را از ره لطف بنوازد و بر سبيل هدايت رهنمون گردد.(236)

    10ـ‌ نسيم رحمت بر اعصاب مبتلا به تشنج

    بار ديگر دست رحمت حق از بارگاه مقدس حضرت فاطمه معصومه(ع) ظاهر گشت خسته دلي از فرزانگان عاشق را امداد نمود. دل شكسته اي كه بهار زندگي او قرين خزان شده بود به ميهماني نور آمد تا خواهر امام هشتم(ع) را به شفاعت درگاه الهي برد.

    اين كرامت در روز پنجشنبه 2/4/73 ايامي واقع مي شود كه واپسگرايان منافق، حريم مقدس رضوي را آماج انفجار بمب قرار داده و عده اي از پروانه هاي سوگوار در عزاي حسيني را در جوار ضريح مقدس ثامن الحجج(ع) آن هم در مقدس ترين روز مقدس ترين ساعت دراين كشور امام زمان(عج) به شهادت رساندند و يا مجروح ساختند.

    خواهر پ ـ م اهل باختران در سال سوم دبيرستان مبتلا به تشنج اعصاب گشته و پس از مدت ها مداوا و معالجه ناميد از همه جا به همراه خانواده قصد زيارت بارگاه رضوي را مي نمايند تا شفاي درد را از باب الحوائج بستانند.

    اكنون به فرموده مادر ايشان به حكايت اين كرامت توجه كنيد:

    هنگامي كه به شهر مقدس قم رسيديم با خود گفتم خوب است اول به زيارت خواهر امام رضا(ع) بروم، اگر جواب ندادند، به مشهد مي رويم، ساعت 2 بعد از نيمه شب به قم رسيديم و اطاقي كرايه كرديم و ساعت 9 صبح به حرم مشرف شديم، و دخترم را كه به سختي مي خوابيد و گاهي اگر اعصاب او متشنج مي شد باعث مشكلاتي مي گشت با توجه و توسل به حضرت، او را نزديك ضريح بردم و به راحتي خوابيد، پس از مدتي كه از نماز ظهر و عصر گذشت بوي عطر عجيبي حرم را گر فت و ديدم دست راست دخترم سه مرتبه به صورتش كشيده شد و رنگ او برافروخته گرديد و گوشه چادر او را كه به ضريح گره كرده بودم باز شد، و دستبند پارچه اي سبز هم باز شد، و دخترم به راحتي از خواب بيدار شد و گفت: مادر كجاييم؟

    گفتم: در حرم مطهر حضرت معصومه(ع) گفت مادر گرسنه ام!! من كه حسرت شنيدن اين كلمه را چندين ماه داشتم بلافاصله گفتم برويم بيرون از حرم مطهر، او هم قبول كرد، همين كه مي آمديم از او پرسيدم مادر احساس ناراحتي نمي كني، آن چنان كه سابق بودي؟ گفت: نه اَلْحُمًدْلله خوب هستم، كنار حوض صحن آمديم و آبي به صورتش زدم و احساس كردم كه حالت او طبيعي شده و از اين بابت از حضرت معصومه(ع) تشكر و قدرداني مي نمايم، اميدوارم خداوند همه بيماران اسلام را شفا دهد.

    اي خواهران و برادران مسلمان! با دل پاك و قلب سليم و دوري از گناه،‌و اعتقاد به قدرت الهي و با متوسل شدن به عنايات ائمه معصومين(ع) و اولياي الهي است كه مي توان موفق به دريافت فيض الهي گشت.(237)

    11ـ شفاي دخترك مبتلا به فلج

    در آستانه سال 1375 هجري شمسي كه مقارن با اول ذيقعده 1416 هجري قمري برابر با سالروز ولادت حضرت فاطمه معصومه(ع) بود، كريمه اهلبيت نور اميد در دل زائرين با صفاي خود تابانيد، و براي زائر دل خسته و دل شكسته خود كه دخترك 11 ساله از اهالي مازندران بود از خداي متعال طلب شفا نمود.

    زائري در نهايت پاك دلي و خلوص كه مدت ها در حال گلو در و حالت تهوع به سر مي برد و سرانجام مبتلا به فلج در ناحيه پاي راست گرديده بود پس از معالجات مكرر نزد اطباي متعدد، مأيوس گرديد و در حالي كه در هاله اي از غم فرو رفته و به آينده تاريك خود فكر مي كند به زيارت اين بانوي مكرمه دعوت مي شود.

    در شب جمعه 3/12/1374 به همراه خانواده خود به حرم مطهر مشرف مي شوند و در حالي كه مادر مهربان و دل سوخته او از سر شب تا به صبح در كنار فرزند دردمند خود بيدار مي ماند و با خداي بزرگ راز و نياز مي نمايد و حضرت فاطمه معصومه(ع) دخت گرامي امام هفتم موسي بن جعفر(ع)را به شفاعت مي خواند، نزديك اذان صبح مشاهده مي كند بيمار او كه مدت ها توان ايستادن و حركت نداشت از خواب برخاسته و روي پا مي ايستد! مادر با تعجب از حال او مي پرسد و او را راه مي برد و متوجه مي شود كه سلامت فرزندش بازگشته و مورد لطف و كرامت كريمه‌ اهلبيت(ع) قرار گرفته است. پس از دو روز از اين واقعه كه سلامتي اين طفل تحقيق و تثبيت شد در دفتر كرامات حضرت فاطمه معصومه(ع) ثبت گرديد.

    آري اينجاست كه جايگاه بلند لطف و مهرباني خداوند است. اينجا است كه چنان چه با اخلاص و دلي سوخته قدم بنهي بنابر مصلحت الهي حاجت روا مي گردي و اين نمونه اي از هزاران عنايتي است كه از جانب خدا و از آستين محدثه آل طه، مريم آل رسول، كريمه اهلبيت(ع) فاطمه معصومه(ع) صادر گرديده، اميد كه اين عنايات خاصه شامل حال همه زائرين مخلص و با صفاي اين بارگاه نوراني قرار گيرد.(238)
    ♥ *★* ♥  حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥

  7. #67
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ♥ *★* ♥ حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥




    12ـ جام شفا

    اينجا حريم كبريايي و دريچه دلگشايي به جهان غيب است. در اينجاست كه گاه در ميان آن همه راز و نياز، نوري مي درخشد و حادثه اي مبارك رخ مي دهد و توجهي خاص و عنايتي از ناحيه مقدسه كريمه اهلبيت(ع) حضرت فاطمه(ع)، دردمندي و گرفتاري را دستگير مي شود و او را از انبوه غم و شدت گرفتاري رهايي مي بخشد.

    و اين بار هم دل شكسته اي كه چندين سال به فلج پا مبتلا شده بود و اين مشكل، او و خانواده او را در كويري از نااميدي ها رها ساخته بود، به اين بارگاه ملكوتي روي مي آورد و به ميمنت نيمه شعبان عيدي مي گيرد و سرانجام با دو پاي سالم به خانه برمي گردد.

    چه بهتر كه شرح واقعه را از آن گرامي بشنويم:

    "اينجانب الف ـ م، مازندراني، كارمند بازنشسته و ساكن مشهد مي باشم كه به مدت سه سال مبتلا به دردكمر و فلج هر دو پا شده بودم و با اينکه مخارج زيادي در معالجات كردم تأثيري نكرد. لذا از همه جا مأيوس شدم و مكرر در مجالس دعا و توسلات در حرم مطهر حضرت ثامن الحجج(ع) به قصد شفا شركت مي كردم، لكن عنايت آن حضرت شامل حالم نشد.

    سرانجام در اوايل ماه شعبان بود كه مي ديدم همه مردم در ايام ولايت و امامت شادمان هستند، ولي خانواده من بر اثر مشكلاتي كه براي ايشان داشتم در غم و حزن به سر مي برند.

    اين بود كه به حرم حضرت رضا(ع) مشرف شدم و با سوز دل حرف آخر را زدم و عرض كردم:"آقا! شما غير مسلمانان را محروم نمي كنيد، پس چرا به من كه شيعه و متوسل به فيض و كرم شما هستم توجه نداريد؟! آقا! يا جوابم را بدهيد يا به پابوس خواهرتان مي روم و شكايت مي كنم و آن حضرت را واسطه مي سازم!"

    همان شب خواب ديدم خانم حضرت معصومه(ع) را با حجابي كامل و نقابي نوراني كه به من فرمود: به قم بيا تا درد تو را شفا دهم!! از خواب بيدار شدم و خوابم را براي خانواده نقل كردم وگفتم گويا شفاي من به حضرت معصومه(ع) حواله شده باشد. ولي براثر وضع خاص و مشكلات نمي توانستم تصميم جدي بگيرم.

    چند روز گذشت. مجدداً حضرت را در خواب ديدم كه فرمود: چرا به قم نمي آيي؟! عرض كردم خانم! شما كه از حال و وضع من خبر داريد. چطور بيايم؟! اگر مي شود همين جا شفايم بدهيد.

    فرمودند: بايد به قم بيايي. از خواب بيدار شدم و تصميم قطعي برآمدن گرفتم و در روز دوشنبه 14 شعبان مطابق با 26/10/73 شمسي ساعت 8 صبح به حرم حضرت معصومه(ع) مشرف شدم، پس از زيارت والتجاء به واسطه خستگي راه خوابم برد، مجدداً حضرت را به خواب ديدم، با چادري مشكي و نقاب سبز فرمود: پسرم! خوش آمدي، اكنون به وعده وفا كردم و تو شفا يافتي برخيز!! عرض كردم: نمي توانم؟! فرمود: اين استكان چاي را بخور بلند شو! چنين كردم. از خواب بيدار شدم، احساس كردم مي توانم روي پايم بايستم، لذا با پاي خودم به ضريح مطهر نزديك شدم و فرياد زدم:"بابا! حضرت شفايم داد!!"

    اينجا بود كه زائرين محترم مرا به دفتر آستانه مقدسه آوردند. و اكنون از حضرت تشكر مي كنم و از خداوند شفاي همه مريضان اسلام را مي خواهم."والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته"(239)

    13ـ‌ شفاي چشم طلبه نخجواني

    آيه الله العظمي ناصر مكارم شيرازي(دام ظله) نقل فرمود: پس از فروپاشي شوروي سابق، و آزاد شدن جمهوري هاي اسلامي از جمله جمهوري نخجوان، شيعيان نخجوان تقاضا كردند كه عده اي از جوانان خود را براي تحصيل علوم حوزوي، به حوزه علمه قم بفرستند، تا در آينده براي تبليغ در آن منطقه، آماده گردند، استقبال عجيبي از اين امر شد، از بين سيصد نفر داوطلب، پنجاه نفر كه معدل بالايي داشتند انتخال شدند، ولي در اين ميان جواني با داشتن معدل بالا به خاطر اشكالي كه در چشمانش بود، انتخاب نشد، با اصرار پدر ايشان، مسؤول مربوط به ناچار او را نيز پذيرفت، هنگام فيلم برداري از مراسم بدرقه اين كاروان علمي، مسؤول فيلم برداري، دوربين را روي چشم معيوب اين جوان، متمركز كرد، و تصوير برجسته آن را به نمايش گذاشت، جوان با ديدن اين منظره، بسيار ناراحت و دل شكسته شد، كاروان به قم رسيد، و در مدرسه مربوط ساكن شد، اين جوان در حرم حضرت معصومه(ع) مشرف گرديد، با اخلاص تمام به حضرت معصومه(ع) متوسل شد، و در همان حال خوابش برد، در عالم خواب، عوالمي را مشاهده كرد، پس از بيداري، چشمانش را سالم يافت، به حجره اش بازگشت، دوستان و آشنايان، چشم او را سالم يافتند، و با مشاهده چنين كرامتي از حضرت معصومه(ع) تحت تأثير شديد قرار گرفتند و دسته جمعي به حرم براي دعا و مناجات آمدند، و ساعت ها در حرم حضرت معصومه(ع) به دعا و توسل پرداختند.

    هنگامي که اين خبر به نخجوان رسيد، شيعيان آنجا با اصرار تقاضا كردند كه اين جوان شفا يافته به آنجا باز گردد، تا ديدار او موجب بيداري و هدايت ديگران، و استحكام عقيده مسلمانان شود.(240)
    ♥ *★* ♥  حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥

  8. #68
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ♥ *★* ♥ حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥





    کرامات معصوميه از قول حضرت آيه الله العظمي شيخ محمدعلي اراكي(ره)

    از طرف استانه مقدسه حضرت معصومه(ع) چند ماه قبل از ارتحال جان سوز آن فقيه فرزاونه بودكه به خدمت ايشان رسيديم(241)و درخواست نقل كرامات حضرت فاطمه معصومه(ع) را از ايشان نموديم. ابتدا از آنچه در مورد خود ايشان اتفاق افتاده بود پرسيديم و آن والا مقام فرمود:

    14ـ شفاي بيماري دستم

    1ـ دستم باد مي كرد و قاش مي شد. و لذا هميشه بايد خاك تيمم همراهم باشد و تيمم كنم، چون وضو نمي توانستم بگيرم و معالجات هم تأثير نمي كرد. تا اينكه به حضرت معصومه(ع) متوسل شدم، و ملهم شدم كه دستكش دستم كنم و چنين كردم، خوب شد.

    15ـ شفاي سيد فلج

    از آن حضرت راجع به كراماتي كه در مورد ديگران اتفاق افتاده است پرسيديم و ايشان فرمودند:

    2ـ سيد بود در زمان مرحوم آيت الله حاج شيخ عبدالكريم حائري(ره) به نام حاج آقا جمال هژبر كه فلج شده بود و او را به دوش مي گرفتند و در مجلس روضه اي كه از طرف مرحوم حاج شيخ عبدالكريم حائري(ره): در دهه عاشورا در مدرسه فيضيه منعقد مي شد شركت مي كرد. او را به دوش مي كشيدند و از اينجا به آنجا مي بردند. آقاي"سيد علي سيف" خادم مرحوم حاج شيخ(ره) كه مردي خدوم و صريح اللهجه اي بود روزي در مجلس روضه به آن سيد(آقا جمال) گفت:"اي سيد اگر راست مي گويي و توسيد هستي چرا مردم را اذيت مي كني؟ از حضرت معصومه(ع) بخواه تو را شفا بدهد." اين حرف به سيد اثر كرد و غيظش گرفت و به حرم حضرت معصومه(ع) مشرف گرديد. و شال(عمامه) خود را از سرش باز كرد و به ضريح مقدس بست و عرض كرد:"پا نمي شوم تا شفا بگيرم."

    خوابش برد در خواب او را شفا دادند، و كاغذي كف دستش گذاردندو به او گفتند:

    "اين كاغذ را به حاج سيد حسين آقا علوي بده." وقتي كه از خواب بيدار شد، كاغذ را در دستش ديد، جرأت نمي كرد كاغذ را از مشتش بردارد. گفته بود به حاج شيخ عبدالكريم(ره) هم نمي دهم، به هيچ كس نمي دهم. و جرأت هم نمي كرده باز كند و نگاه كند، كاغذ در مشتش بود و مي گفت: تا به حاج سيد حسين آقا ندهم به كس ديگري نمي دهم(حتي به حاج شيخ عبدالكريم نشان نداد) معلوم نيست در آن كاغذ چه نوشته شده بود.

    16ـ سفارش حضرت رضا(ع) به حضرت معصومه(ع)

    3ـ آقاي حاج شيخ علي تهراني(ره)(از علماي بزرگ كه اواخر عمر در مشهد مقدس ساكن شد در همان جا فوت نمود و در بالا سر حرم حضرت رضا(ع) دفن شد و قريب 50 سال در نجف اشرف به تحصيل علوم اسلامي اشتغال داشته و از شاگردان فاضل ميرزاي بزرگ محسوب مي شد) ايشان برادري داشت به نام حاج علي شال فروش كه از تجار بازار بوده و در تمام مدتي كه برادرش در نجف مشغول تحصيل بود هر ماه 50 تومان(كه در آن موقع مبلغ قابل توجهي بوده) به او شهريه مي داده و تخلف نمي كرده تا اينكه آن برادر تاجر فوت مي كند و جنازه او را به قم حمل مي كنند؛ و در يكي از مقبره هاي طرف قبله صحن بزرگ دفن مي شود، كه مقبره اختصاصي ايشان بوده و آقاي حاج شيخ علي تهراني كه در آن موقع در مشهد سكونت داشته طي تلگرافي از فوت برادر تاجرش مطلع مي شود پيش خود مي گويد الآن وقت جبران خدمات برادر است لذا به حرم امام رضا(ع) مشرف مي شود مي رود پاي ضريح حضرت امام رضا(ع) قضيه را عرض مي كند.
    و به حضرت عرض مي كند كه برادرم در اين همه مدت كه به من خدمت كرده يك مرتبه هم نتوانستم جبران كنم. جز همين كه بيايم اينجا و به شما عرض كنم و از شما خواهش كنم اكنون كه برادرم فوت شده شما به خواهرتان حضرت معصومه(ع) سفارش برادر مرا بفرماييد تا به برادرم كمكي كند.

    همان شب يكي از تجار كه از قضيه اطلاع نداشته، در خواب مي بيند كه به حرم حضرت معصومه(ع) مشرف شده و آنجا مي گويند كه حضرت امام رضا(ع) هم تشريف فرما شده اند به قم، يكي از جهت زيارت خواهرشان. و يكي جهت سفارش برادر حاج شيخ علي تهراني به حضرت معصومه(ع). شخص خواب بيننده معاني خواب را نمي فهمد.

    و براي حاج شيخ علي خواب را نقل مي كند. و مرحوم حاج شيخ علي(ره) مي گويد در همان شب كه تو خواب ديدي من متوسل شدم به امام رضا(ع) و به اين صورت به خواب شما آمده و از رؤياهاي صادقانه است.

    مرحوم آيه الله العظمي آقا سيد محمد تقي خوانساري(ره) پس از شنيدن اين خواب فرمود: از اين خواب استفاده مي شودكه قم درحريم حضرت معصومه(ع) است. بايد حضرت امام رضا(ع) به قم تشريف بياورند و سفارش برادر حاج شيخ علي تهراني را به حضرت معصومه(ع) بفرمايند، تا حضرتش بعد از سفارش حضرت امام رضا(ع) در كار برادر حاج شيخ علي توجه كند. والا خود حضرت امام رضا(ع) مستقيماً مداخل دركار مي كرد، ولي چون اين در محدوده حضرت معصومه(ع) است، آن حضرت مداخله در اين محيط ننمود.(242)
    ♥ *★* ♥  حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥

  9. #69
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ♥ *★* ♥ حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥




    17ـ لطف حضرت معصومه(ع) به مداحش

    4ـ آقا حسن احتشام(فرزند مرحوم سيد جعفر احتشام) از منبري هاي قم بودند"پدر و پسر") از قول آقا شيخ ابراهيم صاحب الزماني تبريزي(كه مرد روضه خوان با اخلاصي بود و قبل از درس مرحوم حاج شيخ عبدالكريم حائري(ره) چند دقيقه خطبه اي از نهج البلاغه و ذكر مصيبت مختصري مي خواند) نقل كردند كه او گفت:

    "ما اهل منبر با هم در مواقع تعطيلي دوره اي داشتيم، و دور هم جمع مي شديم و خودمان براي خودمان روضه مي خوانديم. شبي من(يعني آقا شيخ ابراهيم صاحب الزماني) در خواب ديدم كه خواستم به حرم حضرت معصومه(ع) مشرف شوم، گفتند: ورود به حرم ممنوع است، براي اينكه حضرت معصومه(ع) با حضرت زهرا(ع) در بالاي ضريح خلوت كرده اند و كسي را راه نمي دهند."

    من گفتم مادرم سيده بوده است و من محرم هستم، به من اجازه دادند رفتم ديدم كه بله اين دو با هم نشسته اند و در بالاي ضريح با همديگر صحبت مي كنند از جمله صحبت ها اين بود. كه حضرت معصومه(ع) به حضرت زهرا(ع) عرض مي كند: حاج سيد جعفر احتشام(روضه خوان، روضه خوان را خودم مي گويم) براي من مدحي گفته است و ظاهراً آن جدح را براي حضرت زهرا(ع) مي خواند.

    آقا شيخ ابراهيم اين خواب را در آن جلسه دوره اي كه اهل منبر در آن جمع بودند و حاج احتشام هم حضور داشت نقل مي كند، حاج احتشام مي گويد از آن شعرها چيزي يادت هست گفت: بله در آخر شعر داشت"دخت موسي بن جعفر" تا اين را گفت حاج احتشام زد زير گريه و گفت: بله توي اشعار من اين كلمه هست.

    اين احتشام از منبري هاي قم بود و خيلي با حال بود، هيچ منبري را نديدم كه خودش گريه كند و ايشان خودش روضه مي خواند و خودش گريه مي كرد بكاء بود و گريه زياد مي كرد.

    آقا حسن احتشام فرزند حاج احتشام گفت به ايشان گفتيم شعرا در آخر شعرشان تخلص دارند. شما هم براي خود تخلص تعيين كن، هر چه گفتم قبول نكرد تا با اصرار اين شعر را گفت.

    اين فاطمه به جان عزيز برادرت بر احتشام لطف نما قصر اخضري

    ايشان گفت قصر اخضر هم لطف كردند. گفتم چطور؟ گفت: همانجا كه آقاي مرعشي(ره) سجاده مي انداختند، آنجا را به رنگ سبز گچ كاري كردند با سنگ مرمر و قبر حاج احتشام در همان قسمت از مسجد بالا سر واقع شد.(243)

    اين چهار نمونه، از قول شيخ الفقهاء، حضرت آيه‌ الله العظمي شيخ محمدعلي اراكي(ره) نقل شد، كه سلمان عصر بود و ترديدي در راست گويي او نيست.

    18ـ شفا در حرم حضرت معصومه(ع)
    ♥ *★* ♥  حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥

  10. #70
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ♥ *★* ♥ حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥




    با عنايت حضرت عباس(ع)

    بانويي مدت ها بر اثر بيماري طولاني و شديد يكي از نزديكانش(فرزند يا برادر و...) رنج مي برد، از معالجات و درمان ها نتيجه نگرفته بود، دستش از هما جا بريده و به حرم حضرت معصومه(ع) پناهنده شد، و به آن بانوي ارجمند توسل جست، همچنان به توسل خود ادامه داد، تا اين كه شبي در عالم خواب ديد حضرت معصومه(ع) به بالين او آمد و فرمود:"بيمارت را به حرم من بياور و در اين مكان خاص(كه در عالم خواب نشان داد) بگذار، بنا عمويم حضرت عباس(ع) به زيارت من بيايد، شفاي بيمار تو را از عمومي مي طلبم."

    اين بانو مي گويد: پس از بيدار شدن از خواب، خوشنود شدم، و به دستور حضرت معصومه(ع) عمل كردم، شخص بيمارم را به آن مكام خاص از حرم حضرت معصومه(ع) بردم، او به محض اين كه در آن مكان نشست، احساس سلامتي كرد، و با خوشحالي گفت:"خوب شدم وشفا گرفتم."(244)

    19ـ‌ يك كرامت تازه

    آيت الله مسعودي خميني توليت محترم آستانه حضرت معصومه(ع) در حدود ساعت 5/9 صبح روز جمعه 21 دي سال 1380 در جلسه اي كه در سيماي تلويزيون قم كانال يك، پخش مي شد چنين فرمود:

    پانزده روز قبل چند نفر ترك زبان، به دفتر من آمدند، چون فارسي نمي دانستند، يك نفر مترجم خواستيم، او آمد و سخنان آنها را برايم ترجمه مي كرد، ماجرا از ا ين قرار بود:

    دختر پانزده ساله اي كنار مادرش، در روبروي من ايستادند، مادر گفت: اي دختر من، يك سال است كه بيمار رواني بود، و حال غير عادي داشت.

    گفتم: مدارك داريد؟ او مدارك متعدد نشان داد، همراه عكس ها و فيلم ها و نسخه ها و نظريه پزشك ها و... مدارك مورد بررسي قرار گرفت، و همه آنها صحيح بود، و بر بيماري رواني آن دختر دلالت داشت.
    ♥ *★* ♥  حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥

صفحه 7 از 11 نخستنخست ... 34567891011 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •