♥ *★* ♥  حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
♥ *★* ♥  حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥
صفحه 9 از 11 نخستنخست ... 567891011 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 , از مجموع 102
  1. #81
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ♥ *★* ♥ حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥




    10ـ‌ از روايات متعدد استفاده مي شود كه:

    "و قُمْ، مَجْمَعُ اَنْصارِ الْقائِمِ؛ قم محل اجتماع ياران قائم است."

    به طوري كه يكي از القاب قم، همين مي باشد، و همچنين:

    "قم مَأوَي الْفاطميين؛ قم پناهگاه شيعيان و فرزندان فاطمه(ع) است."(270)

    اين روايات حاكي از آن است كه قم همچون سابقه درخشان خود، در آستانه ظهور حضرت مهدي(عج) پايگاه استوار طرفداران و منتظران آن حضرت است(271)كه زمينه سازان نيرومند براي استقبال از امام قائم(عج) خواهند شد و پس از ظهور آن حضرت، قم همان شهر قيام و خون خواهد بود، و اين سرزمين را به عنوان يكي از مراكز مهم پس از مكه و كوفه، براي حكومت جهاني حضرت مهدي(عج) قرار خواهند داد.

    ماجراي مسجد جمكران، كه شرح آن خواهد آمد و همچنين ماجراي مسجد امام حسن(ع) در كنار جاده قديم قم به تهران، جنب مدينه العلم كه خاطرنشان مي شود اين مطلب را تأييد خواهند كرد.

    شهر قم، هم اكنون به عنوان پايگاه اصلي انقلاب اسلامي ايران، به رهبري حضرت امام خميني(ره) است، و يادآور ايمان، صلابت، پايمردي و پيشگامي مردان و زنان قم در پانزده خرداد سال 1342 ش، و ديماه سال 1375 است كه شعله اي برافروخت و به جاهاي ديگر سرايت كرد، و با رهبري امام خميني(ره) پيكره منفور رژيم طاغوتي شاهنشاهي را برانداخت، و به جاي آن، جمهوري اسلامي را پايه گذاري نمود.

    ماجراي مسجد جمكران

    آغاز فرمان تأسيس مسجد جمكران، در شب سه شنبه 17 رمضان سال 293 هـ .ق(1129 سال قبل)(272)بود.

    شيخ فاضل، حسن بن محمد بن حسن قمي صاحب كتاب تاريخ قم(كه اين كتاب در سال 378 هـ .ق تأليف شده) معاصر شيخ صدوق(273)از كتاب مونس الحزين في معرفه الحق و اليقين از تأليفات شيخ صدوق، بناي مسجد جمكران را به دستور حضرت مهدي صاحب الزمان(عج) چنين نقل مي كند:

    شيخ عفيف و صالح حسن بن مْثله جمكراني مي گويد: شب سه شنبه هفدهم ماه رمضان سال 293 هـ .ق در سراي خود خوابيده بودم، نيمه شب بود، ناگاه عده اي به خانه ام آمدند و مرا از خواب بيدار كردند و گفتند: برخيز و امر حضرت مهدي صاحب الزمان(عج) را اجابت كن كه تو را مي طلبد.
    حسن بن مْثْلَه مي گويد: برخاستم و آماده شدم و حركت كردم و چونم به در خانه ام رسيدم جماعتي از بزرگان را ديدم، سلام كرد، جواب سلام را دادند، و خوش آمد گفتند و مرا به آن جايگاه كه اكنون مسجد جمكران در آنجا واقع شده، بردند، نگاه كردم ديدم تختي در آنجا نهاده شده، و فرشي نيكو بر روي آن تخت،‌گسترده اند و بالش هاي نيكو بر آن نهاده اند، و جواني حدود سي ساله بر روي تخت بر بالش ها تكيه كرده و پيرمردي در پيش روي او نشسته و كتابي در دست گرفته و براي آن جوان مي خواند، ديدم بيش از شصت مرد كه بعضي جامه هاي سفيد و بعضي جامه هاي سبز بر داشته اند، در گرداگرد آن جوان، بر روي زمين نماز مي خواندند.
    آن پيرمردكه حضرت خضر(ع) بود مرا روي تخت نشانيد، و حضرت امام مهدي(عج)(آن جوان) مرا به نام خود خواند و فرمود: برو به حسن بن مسلم بگو تو چند سال است اين زمين را آباد مي كني و ما خراب مي كنيم، پنج سال زراعت كردي، بار ديگر امسال شروع به زراعت كردي، بايد هر چه از اين زمين سود برده اي برگرداني، تا در همين محل،(از همان سود زراعت) مسجد بنا كنند، به حسن بن مسلم بگو اينجا زمين شريفي است، خداوند متعال اين زمين را از زمين هاي ديگر برگزيده و ارجمند نموده است، تو آن را گرفته و به زمين خود ملحق نموده اي خداوند دو پسر جوان از تو گرفت و هنوز متنبه نشده اي، اگر از اين كار دوري نكني، بلاي خداوند از ناحيه اي كه گمان نمي بري بر تو فرو مي ريزد.


    ♥ *★* ♥  حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥

  2. #82
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ♥ *★* ♥ حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥




    مرا بدون علامت و نشانه نمي پذيرند.

    امام مهدي(عج) فرمود: نزد سيد ابوالحسن برو و به او بگو برخيزد و بيايد و آن مرد(حسن بن مسلم) را بياورد، و منفعت چند ساله را از او بگيرد، و به ديگران بدهد تا صرف در بناي ساختمان مسجد شود، باقي وجوه را از رُهُق واقع در ناحيه اردهال كه ملك ما است نيز بياورد و ساختمان مسجد را تمام كند و نصف رهق را وقف اين مسجد كرديم، كه هر ساله وجوه درآمد آن را بياورند و در ساختمان اين مسجد به مصرف برسانند.
    به مردم بگو! به اين محل اشتياق داشته باشند و آن را عزيز بدارند، و در آن چهار ركعت نماز بخوانند، دو ركعت نماز تحيت مسجد، در هر ركعتي يك بار اَلْحمد و هفت بار قُلْ هْوُاللهُ اَحُد‏‏‎ٌ، و در ركوع و سجود هفت بار ذكر ركوع و سجود را بخوانند، سپس دو ركعت نماز صاحب الزمان بگذارند، به اين ترتيب كه در ركعت اول هنگامي كه در سوره حمد به آيه"اِياك نَعبد وُ اِياك نَستَعِينْ" رسيدند، آن را صدبار بگويند، ركعت دوم را نيز به همين طريق انجام دهند، و تسبيح ركوع و سجود را در هر دو ركعت، هفت بار بخوانند، و بعد از نماز،‌يك بار تهليل(لا اِله اِلا الله) بگويند، سپس تسبيح فاطمه زهرا(ع) را بگويند، آنگاه سر بر سجده نهاده و صدبار بر پيامبر و آلش، صلوات بفرستند.

    "فَمَنْ صَلاهُما فَكَاَنَما صَلي فِي الْبَيْتِ الْعَتِيق؛

    هر كس اين دو ركعت(يا اين دو نماز) را بخواند، گويي آن را در خانه كعبه خوانده است."

    حسن بن مثله مي گويد:"در دل خود گفتم: تو اينجا را زمين عادي خيال مي كني، اينجا مسجد صاحب الزمان(ع) مي باشد.
    آنگاه آن حضرت به من اشاره كرد كه برو، چون مقداري راه پيمودم بار ديگر مرا صدا كرد و فرمود: درگله جعفر كاشاني(چوپان) يك بز هست كه بايد آن را بخري، اگر مردم پولش را دادند كه از پول آنها خريداري مي كني، و گرنه پولش را خودت بپرداز، فردا شب(يعني شب چهارشنبه) آن بز را بياور و در اين محل(كنار مسجد) ذبح كن آنگاه روز چهارشنبه هيجدهم ماه رمضان، گوشت آن بز را بين بيماران و كساني كه بيماري سخت دارند تقسيم كن كه خداوند متعال همه را شفا دهد(274)آن بز ابلق است، موهاي بسيار دارد، هفت نشان سفيد و سياه، هر كدام به اندازه، يك درهم در يك طرف، و چهار نشانه در طرف ديگر آن است.
    حسن بن مثله مي گويد حركت كردم، بار ديگر حضرت مهدي(عج) مرا صدا زد و فرمود: هفتاد(يا هفت روز) در اينجا اقامت كن...
    حسن بن مثله مي گويد: به خانه ام بازگشتم و همه شب را در فكر بودم تا صبح شد، پس از نماز، نزد علي بن منذر رفتم و ماجراي شب را براي او تعريف كردم، سپس همراه او به همان محل مسجد رفتم، او گفت: سوگند به خدا، نشانه اي كه امام فرموه بود در اينجا نهاده است، نگاه كرديم ديدم حدود مسجد را ميخ ها و زنجيرها، مشخص شده است.
    آنگاه با علي بن منذر نزد سيد ابوالحسن رفتيم، وقتي كه به خانه اش رسيديم، غلامان و خدمتكارانش گفتند: شما از جمكران مي آييد، گفتيم: آري، گفتند: آقاي سيدابوالحسن از آغاز بامداد تا حال در انتظار آمدن شما به سر مي برد.
    حسن بن مثله مي گويد: وارد خانه سيدابوالحسن شدم و سلام كردم، جواب نيكو داد و بسيار به من احترم كرد و مرا در جاي نيكو نشانيد قبل از آنكه سخني بگويم، او آغاز به سخن كرد و چنين گفت:
    اي حسن بن مثله! من خوبيده بود، شخصي در عالم خواب به من گفت، صبح شخصي به نام حسن بن مثله از جمكران نزد تو مي آيد، آنچه گفت به او اطمينان نما و گفتار او را تصديق كن كه سخنش از سخن ما است، هرگز سخنش را رد نكن. از خواب بيدار شدم و تا اين ساعت در انتظار تو بودم.


    ♥ *★* ♥  حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥

  3. #83
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ♥ *★* ♥ حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥




    حسن بن مثله، ماجرا را به طور مشروح براي سيدابوالحسن نقل كرد، سيدابوالحسن رضايي(كه مردي متمكن بود)(275)دستور داد؛ بر اسب ها زين نهادند و سوار شدند و به سوي جمكران رهسپار گشتند، در نزديك جمكران، جعفر چوپان را ديدند كه گله اش در چراگاه كنار راه است، حسن بن مثله به ميان گله رفت و آن بز(كه امام نشان هاي آن را فرموده بود) را ديد كه از پشت سرگله به سويش دويد.
    حسن آن بز را گرفت و خواست پولش را بپردازد، جعفر چوپان گفت: سوگند به خدا تا كنون من اين بز را جز امروز نديده بودم، هر كار كردم پولش را نگرفت، آنگاه آن بز را به محل تعيين شده آوردند، و در آنجا ذبح كردند.
    سيد ابوالحسن آن ميخ ها و چوب ها را كه در محدوده مسجد نشانده بودند، به قم آورد، و در خانه اش نگهداري كرد، هر بيماري كه مبتلا به بيماري سخت بود، مي آمد و خود را به آن زنجيرها مي ماليد، شفا مي يافت.
    سيد ابوالحسن كه در محله موسويان قم(خيابان آذر فعلي) سكونت داشت وفات كرد، پس از مدتي يكي از فرزندانش بيمار گرديد، داخل اطاق شده، سر صندوق ها را برداشت، تا خود را به آن ميخ ها و زنجيرها بمالد و شفا يابند، آنها را نيافت.(276)

    خبر غيب حضرت علي(ع) از مسجد جمكران

    جالب اينكه اميرالمؤمنان(ع) درعصرخود، قبل از آن كه سخني از قم در حجاز و كوفه به ميان آيد، حدود 253 سال قبل از آغاز تأسيس مسجد جمكران، از آن خبر داده است.
    مرحوم كاتوزيان صاحب كتاب انوارالمشعشين(ج1، مشعشع سوم) از كتاب خلاصه البلدان، و او كتاب مونس الحزين شيخ صدوق(ره) نقل مي كند كه روزي حضرت علي(ع) به حذيقه بن يمان، يكي از اصحاب نيك پيامبر(ص)) فرمود:
    "اي پسر يماني! در اول ظهور، قائم آل محمد(ص) از شهري كه آن را قم گويند، خروج كند(277)و مردم را به سوي حق دعوت نمايد، همه خلايق از شرق و غرب، به آن روي آورند و اسلام تازه شود... اي پسر يماني! اين سرزمين، مقدس است و از همه آلودگي ها پاك مي باشد...
    رايت(پرچم) وي(حضرت مهدي) را بر فراز كوه سفيد، نزديك مسجد... كه آن را جمكران نامند، ‌نصب كنند، او از زير مناره آن مسجد، بيرون آيد..."(278)
    اين پيشگويي غيبي نيز در جاي خود، بسيار عجيب است و از معجزات زندگي حضرت علي(ع) مي باشد، در اين گفتار، تصريح شده كه قم يكي از پايگاه هاي مركزي حضرت مهدي(عج) هنگام قيام جهاني آن حضرت است.
    نظريه آيه الله مرعشي نجفي درباره مسجد جمكران

    مرجع تقليد شيعيان، مرحوم آيه الله العظمي سيد شهاب الدين مرعشي نجفي(وفات يافته هفتم صفر 1311 هـ .ق) درباره پيدايش و فضيلت مسجد جمكران چنين فرمود:


    ♥ *★* ♥  حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥

  4. #84
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ♥ *★* ♥ حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥




    "اين مسجد شريف اوائل غيبت حضرت بقيه الله(عج) تأسيس(279)و بنيانگذاري شده است، و در نوشته هاي قديم، به نام هاي: مسجد صاحب الزمان، مسجد جمكران و مسجد حسن بن مثله، معرفي شده كه هر يك از اين نام ها به مناسبت خاص مي باشد...(280)حضرت صاحب الزمان(عج) رد اين مسجد به طور مكرر ديده شده است، شيخ بزرگوار و محدث عالي مقدار، شيخ صدوق در كتابي به نام مونس الحزين ماجراي تأسيس و فضيلت آن را به تفصيل ذكر كرده است، اين مسجد را بعدها شيخ صدوق(ره) تعمير كرد و پس از او در زمان صفويه، چندين بار تعمير شده است، و در زمان رياست آيه الله العظمي شيخ عبدالكريم حائري نيز بار ديگر تعمير گرديد.

    حقير خودم مكرر كراماتي از آنجا مشاهده كرده ام، چهل شب چهارشنبه مكرر، موفق شدم كه در آن مسجد بيتوته كنم، و حاجات خود را بگيرم، جاي ترديد نيست كه اين مسجد از مكان هايي است كه مورد توجه و نزول بركات الهي است، و پس از مسجد سهله در كوفه(كه به وجود مبارك حضرت ولي عصر(عج) منسوب است) بهترين جايي است كه به امام زمان(عج) نسبت دارد."(281)

    ديدار با امام زمان(عج) در مسجد جمكران

    در مسجد جمكران، مطابق نقل هاي بسياري، از علما و صلحا، بارها افرادي سعادت ديدار امام زمان حضرت مهدي(عج) را پيدا كرده اند، و بعضي از آنها در كتاب ها نگاشته شده است، ما در اينجا از ميان ده ها مورد، به سه مورد كه اولي از مرجع بزرگ مرحوم آيه الله العظمي سيدمحمدرضا گلپايگاني(ره) و دومي آيت الله العظمي مرعشي نجفي و سومي از حضرت آيه الله صافي گلپايگاني نقل شده، اكتفا مي كنيم:

    ملاقات آقاي بافقي با امام(ره)

    1ـ يكي از علماي برجسته و مبارز و رباي كه رضاخان او را به جرم مبارزه او با كشف حجاب و منكرات، از قم به شهر ري تبعيد كرد، سپس او در سال 1322 شمسي در 72 سالگي در شهر ري رحلت نمود، و جنازه اش را به قم آوردند، و در مسجد بالا سر مرقد مطهر حضرت معصومه(ع) به خاك سپردند، مرحوم آيه الله شيخ محمدتقي بافقي(ره) است. يكي از علماي قم نقل كرد، كه آيه الله العظمي محمدرضا گلپايگاني فرمود: در عصر مرجعيت و رياست آيه الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري(ره) چهارصد نفر طلبه در حوزه علميه قم، جمع شده بودند، آنها متحداً از مرحوم آيه الله شيخ محمدتقي بافقي(ره) كه سرپرستي تقسيم شهريه آيه الله شيخ عبدالكريم حائري را داشت، عباي زمستاني خواستند،‌آقاي بافقي ماجرا را به مرحوم آقاي حائري گفتند، آقاي حائري فرمود: چهارصد عبا از كجا بياوريم؟

    آقاي بافقي عرض كرد: از حضرت ولي عصر(اَرواحنا فَداه) مي گيريم.

    آقاي حائري فرمود: من راهي ندارم كه از آن حضرت بگيرم.

    آقاي بافقي عرض كرد: من ان شاء الله از آن حضرت مي گيرم.

    شب جمعه آقاي بافقي(ره) به مسجد جمكران رفت و به خدمت حضرت رسيد و روز جمعه به آقاي حاج شيخ عبدالكريم حائري گفت: حضرت صاحب الزمان(عج) وعده فرمودند كه فردا روز شنبه چهارصد عبا مرحمت فرمايند.

    روز شنبه ديدم يكي از تجار چهارصد عبا آورد و بين طلبه ها تقسيم كرد.

    مژده اي دل شام مشتاقان به سر خواهد رسيد
    وز پس اين تيره شب، تابان سحر خواهد رسيد

    اي زبان! كم شكوه كن از تلخي ايام هجر
    دوره اي شيرين تر از شهد و شكر خواهد رسد

    ديگر اي يعقوب سيل اشك در دامن مريز
    يوسف گم گشته خندان از سفر خواهد رسيد

    ديدار عالم نجفي، و راهنمايي حضرت مهدي(عج)

    2ـ افراد مورد اطمينان از مرحوم آيت الله العظمي سيد شهاب الدين حسيني مرعشي نجفي(ره) نقل كردند: يكي از علماي نجف اشرف كه مدتي به قم آمده بوده براي من نقل كرد؛ مشكلي داشتم، به مسجد جمكران رفتم، درد دلم را در عالم معني به حضرت امام عصر(عج) عرض كردم و از او خواستم كه وساطت كرده از درگاه خدا شفاعت كند تا مشكل من حل گردد، براي اين منظور به طور مكرر به مسجد جمكران رفتم، ولي نتيجه اي نگرفتم، تا اينكه روزي در آن مسجد در هنگام نماز دلم شكست و خطاب به امام زمان"عج" عرض كردم: مولاجان! آيا جايز است كه در محضر شما باشم و در منزل شما باشم و به ديگري متوسل شوم؟ شما امام من مي باشيد، آيا زشت نيست با وجود امام، حتي به علمدار كربلا قمر بني هاشم(ع) متوسل شوم و او را شفيع قرار دهم؟

    ♥ *★* ♥  حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥

  5. #85
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ♥ *★* ♥ حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥




    از شدت ناراحتي، بين خواب و بيداري قرار گرفته بودم، ناگهان با چهره نوراني قلب عالم امكان حضرت حجت"عج" روبرو شدم، بي درنگ سلام كردم، جواب سلامم را داد و فرمود: نه تنها زشت نيست و ناراحت نمي شوم كه به علمدار كربلا متوسل گردي بلكه به شما راهنمايي نيز مي كنم كه هنگام توسل به علمدار كربلا چه بگويي؟ هنگامي كه براي رواي حاجت به آن حضرت متوسل شدي بگو:"يااَباَالْغَوًثِ اَدًرِكْني؛ اي پدر پناه دهندگان به فريادم برس و به من پناه ده."

    او به دستور امام عصر(عج) عمل كرد و نتيجه گرفت.

    ديداري ديگر، و ماجراي مسجد امام حسن مجتبي(ع) در قم

    3ـ حضرت آيه الله العظمي شيخ لطف الله صافي(مدظله) كه از مراجع تقليد است، و داماد مرحوم آيه الله العظمي گلپايگاني(ره) مي باشند چنين فرمود: از ماجراهاي عجيب و راست كه در زمان ما واقع شده، اين است:

    چنان كه اكثر مسافريني كه از قم به تهران و از تهران به قم مي آيند، و اهالي قم اطلاع دارند اخيراً در محلي كه سابقاً بيابان و خارج از شهر قم بود در كنار راه قم ـ تهران، سمت راست كسي كه از قم به تهران مي رود، جناب حاج يدالله رجبيان از اخيار قم مسجد مجلل و باشكوهي به نام مسجد امام حسن مجتبي(ع) بنا كرده است كه هم اكنون دائر شده و نماز جماعت در آن منعقد مي گردد.(282)

    در شب چهارشنبه بيست و دوم ماه مبارك رجب سال 1398 هجري قمري مطابق هفتم تيرماه 1357 شمسي، حكايت ذيل را راجع به اين مسجد شخصاً از صاحب حكايت جناب آقاي حاج احمد عسگري كرمانشاهي كه از اخيار، و سال ها است در تهران سكونت دارد، در منزل جناب آقاي رجبيان با حضور ايشان و بعضي ديگر از محترمين شنيدم.

    آقاي عسكري نقل كردند: حدود هفتده سال پيش روز پنجشنبه اي بود، مشغول تعقيب نماز صبح بودم، در زدند رفتم بيرون ديدم سه نفر جوان كه هر سه ميكانيك بودند با ماشين آمده اند گفتند: تقاضا داريم امروز روز پنجشنبه است با ما همراهي نماييد تا به مسجد جمكران مشرف شويم دعا كنيم حاجتي شرعي داريم.

    اينجانب جلسه اي داشتم كه جوان ها را در آن جمع مي كردم و نماز و قرآن به آنها مي آموختم، اين سه جوان از همان جوان ها بودند، من از اين پيشنهاد خجالت كشيدم و سرم را پايين انداختم و گفتم من چكاره ام بيايم دعا كنم، ‌سرانجام اصرار كردند من هم صحيح نبود آنها را رد كنم موافقت كردم سوار شدم و به سوي قم حركت كرديم.

    در جاده قديم تهران(نزديك قم) ساختمان هاي فعلي نبود، فقط دست چپ يك كاروان سراي خرابه به نام قهوه خانه علي سياه بود، چند قدم بالاتر از همين جا كه فعلاً(حاج آقا رجبيان) مسجدي به نام مسجد امام حسن مجتبي(ع) بنا كرده است ماشين خاموش شد.

    رفقا كه هر سه مكانيك بودند پياده شدند، سه نفري كاپوت ماشين را بالا زدند و به آن مشغول شدند، من از يك نفر آنها به نام علي آقا يك ليوان آب گرفتم براي قضاي حاجت و تطهير، رفتم بروم توي زمين هاي مسجد فعلي ديدم سيدي بسيار زيبا و سفيد، ابروهايش كشيده، دان هايش سفيد، و خالي بر صورت مباركش بود با لباس سفيد و عباي نازك و نعلين زرد و عمامه سبز مثل عمامه خراساني ها، ايستاده و با نيزه اي كه به قدر هشت نه متر بلند بود زمين را خط كشي مي نمايد. با خود گفتم اول صبح آمده است اينجا جلو جاده دوست و دشمن مي آيند رد مي شوند نيزه دستش گرفته است!!

    (آقاي عسكري در حالي كه از اين سخنان خود پشيمان و عذرخواهي مي كرد گفت) گفتم: عمو! زمان تانك و توپ و اتم است، نيزه را آورده اي چه كني؟ برو درست را بخوان، رفتم براي قضاي حاجت نشستم، صدا زد آقاي عسكري آنجا ننشين اينجا را من خط كشيده ام مسجد است.

    من متوجه نشدم كه از كجا مرا مي شناسد مانند بچه اي كه از بزرگتر اطاعت كند گفتم چشم، پاشدم، فرمود: برو پشت آن بلندي، رفتم آنجا پيش خود گفتم سر سؤال با او را باز كنم بگويم: آقا جان سيد فرزند پيغمبر برو درست را بخوان، سه سؤال پيش خود طرح كردم:

    1ـ‌ اين مسجد را براي جن مي سازي يا ملائكه كه دو فرسخ از قم آمده اي بيرون زير آفتاب نقشه مي كشي درس نخوانده معمار شده اي؟

    2ـ‌ هنوز مسجد نشده چرا در آن قضاي حاجت نكنم؟

    3ـ در اين مسجد را كه مي سازي جن در آن نماز مي خواند يا ملائكه؟


    ♥ *★* ♥  حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥

  6. #86
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ♥ *★* ♥ حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥




    اين پرسش ها را پيش خود طرح كردم آمدم جلو سلام كردم بار اول او ابتدا به سلام كرد، نيزه را بر زمين فرو برد و مرا به سينه گرفت دستهايش سفيد و نرم بود، چون اين فكر را هم كرده بودم كه با او مزاح كنم، چنان كه در تهران هر وقت سيد شلوغ مي كرد. مي گفتم روز چهارشنبه است؟

    عرض كردم روز چهارشنبه نيست پنج شنبه است آمده اي ميان آفتاب بدون اينكه... عرض كنم.

    لبخند نمود و فرمود پنج شنبه است، چهارشنبه نيست و فرمود: سه سؤالي را كه داري بگو، من متوجه نشدم كه قبل از اينكه سؤال كنم از دل من اطلاع داد، گفتم: سيد فرزند پيغمبر! درس را ول كرده اي، اول صبح آمده اي كنار جاده نمي گويي اين زمان تانك و توپ، نيزه به درد نمي خورد و دوست و دشمن مي آيند رد مي شوند برو درست را بخوان؟

    خنديد چشمش را انداخت به زمين، فرمود: دارم نقشه مسجد مي كشم.

    گفتم براي جن يا ملائكه؟‌ فرمود: براي آدميزاد، اينجا آبادي مي شود.چ

    گفتم بفرماييد ببينم اينجا كه مي خواستم قضاء حاجت كنم هنوز مسجد نشده است؟ فرمود:"يكي از ذريه فاطمه زهرا(ع) در اينجا بر زمين افتاده و شهيد شده است، من مربع مستطيل خط كشيده ام اينجا مي شود محراب، اينجا كه مي بيني جاي قطرات خون آن شهيد است كه مؤمنان به نماز مي ايستند، اينجا كه مي بيني مستراح مي شود، و اينجا دشمنان خدا و رسول(ص) به خاك افتاده اند." همين طور كه ايستاده بود، برگشتم و مراهم برگردانيد، فرمود: اينجا مي شود حسينيه و با ذكر نام حسين(ع)، اشك از چشمانش جاري شد، من هم بي اختيار گريه كردم.

    فرمود: پشت اينجا مي شود كتابخانه، تو كتاب هايش را مي دهي؟

    گفتم: اي پسر پيغمبر! به سه شرط كتاب مي دهم:

    1ـ‌ اينكه: من زنده باشم، فرمود: ان شاء الله.

    2ـ‌ اينكه اينجا مسجد شود، فرمود بارُك الله.

    3ـ‌ اينكه به قدر استطاعت گرچه يك كتاب شده براي اجراي امر تو پسر پيغمبر، بياورم ولي خواهش مي كنم برو درست را بخوان، آقاجان اين هوا را از سرت دور كن.


    خنديد، بار ديگر مرا به سينه خود گرفته گفتم: آخر نفر موديد اينجا را كه مي سازد؟ فرمود: يدالله فوق ايديهم(فتح - 10)

    گفتم: آقاجان من اين قدر درس خوانده ام، يعني دست خدا بالاي همه دست ها است، فرمود: آخر كار مي بيني كه ساخته شده به سازنده اش از قول من سلام برسان، بار ديگر هم مرا به سينه گرفت، فرمود: خدا خير دهد.

    من آمدم رسيدم سر جاده ديدم ماشين راه افتاده گفتم: چطور شد؟

    گفتند:‌يك چوب كبريت گذاشتيم زير اين سيم وقتي آمدي درست شد گفتند: باكي زير آفتاب حرف مي زدي؟ گفتم: مگر سيد به اين بزرگي را با نيزه ده متري كه دستش بود نديديد. من با او حرف مي زدم؟ كدام سيد؟‌خودم برگشتم ديدم سيد نيست؟ زمين كف دست است و پستي و بلندي وجود ندارد و هيچ كس نيست.

    من يك تكاني خوردم، آمدم توي ماشين نشستم، ديگر با آنها حرف نزدم، به حرم مشرف شدم، نمي دانم چطوري نماز ظهر و عصر را خواندم، سرانجام آمديم جمكران، ناهار خورديم، نماز خواندم گيج بودم، رفقا با من حرف مي زدند من نمي توانستم جوابشان را بدهم.
    ♥ *★* ♥  حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥

  7. #87
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ♥ *★* ♥ حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥




    در مسجد جمكران پيرمردي در يك طرف من نشسته بود و جواني طرف ديگر، من هم وسط آنها ناله و گريه مي كردم، نماز مسجد جمكران را خواندم، مي خواستم بعد از نماز به سجده بروم، تا صلوات را بخوانم، ديدم آقايي سيد كه بوي خوش عطر مي داد به من فرمود: آقاي عسكري سلام عليكم، سپس پهلوي من نشست.
    تن صدايش همان تُن صداي سيد صبحي بود، به من نصيحتي فرمود، رفتم به سجده ذكر صلوات را گفتم، دلم پيش آن آقا بود، سرم بر سجده، گفتم سربلند كنم از او بپرسم شما اهل كجا هستيد و مرا از كجا مي شناسيد وقتي سر بلند كردم ديدم آقا نيست.
    به پيرمرد گفتم: اين آقا كه با من حرف مي زد كجا رفت، آقا او را نديدي؟ گفت: نه جوان پرسيدم، او هم گفت نديدم يك دفعه مثل اين كه زلزله شد تكان خوردم، فهميدم كه حضرت مهدي(ع) بوده است، حالم به هم خورد، رفقا مرا بردند آب به سر و رويم ريختند گفتند چه شده، خلاصه نماز را خوانديم، و به سرعت به سوي تهران برگشتيم.
    مرحوم آيه الله حاج شيخ جواد خراساني را هنگام ورود به تهران، ملاقات كردم و ماجرا را براي ايشان تعريف كردم و خصوصيات را از من پرسيد، گفت: خود حضرت مهدي(عج) بوده اند، حالا صبر كن اگر آنجا مسجد شد، درست است.
    مدتي قبل روزي پدر يكي از دوستان فوت كرده بود به اتفاق رفقاي مسجدي جنازه او را آورديم، به همان محل كه رسيديم ديدم دو پايه خيلي بلند، بالا رفته است، از آن پرسيدم، گفتند: اين مسجدي است به نام امام حسن مجتبي(ع) پسرهاي حاج حسين آقا سوهاني مي سازند و اشتباه گفتند.
    وارد قم شديم، جنازه را برديم باغ بهشت دفن كرديم، من ناراحت بودم، سر از پا نمي شناختم به رفقا گفتم تا شما مي رويد ناهار مي خوريد، من به زودي مي آيم، تاكسي سوار شدم رفتم سوهان فروشي پسرهاي حاج حسين آقا پياده شدم، به پسر حاج حسين آقا گفتم: در اينجا شما مسجد مي سازيد؟ گفت نه، گفتم اين مسجد را كي مي سازد؟
    گفت: حاج يدالله رجبيان، تا گفت يدالله قلبم به زدن افتاد گفت: آقا چه شد؟ صندلي گذاشت نشستم خيس عرق شدم، با خود گفتم يدالله فوق ايديهم فهميدم حاج يدالله است، ايشان را هم تا آن موقع نديده و نمي شناختم، به تهران برگشتم ماجرا را به مرحوم حاج شيخ جواد گفتم.
    فرمود: برو سراغش درست است، من بعد از آنكه چهارصد جلد كتاب خريداري كردم، رفتم قم آدرس محل كار(پشمبافي) حاج يدالله را معلوم كردم، رفتم كارخانه از نگهبان پرسيدم گفت: حاجي رفت منزل، گفتم: استدعا مي كنم تلفن كنيد بگوييد يك نفر از تهران آمده با شما كار دارد، تلفن كرد حاجي گوشي را برداشت من سلام عرض كردم گفتم: از تهران آمده ام، چهارصد جلد كتاب وقف اين مسجد كرده ام كجا بياورم.
    فرمود:‌شما از كجا اين كار كرديد، و چه آشنايي با ما داريد؟
    گفتم: حاج آقا چهارصد جلد كتاب وقف كرده ام، گفت بايد بگوييد مال چيست؟
    گفتم: پشت تلفن نمي شود،‌گفت شب جمعه آينده منتظر هستم كتاب ها را به اين آدرس بياوريد منزل چهارراه شاه كوچه سرگرد شكراللهي، دست چپ، درِ سوم.
    رفتم تهران،‌كتاب ها را بسته بندي كردم، روز پنج شنبه با ماشين يكي از دوستان آوردم قم منزل حاج آقا ايشان گفت من اين طور قبول نمي كنم، ماجرا را بگو، بالاخره جريان را گفتم، و كتا ب ها را تقديم كردم، رفتم در مسجد هم دو ركعت نماز حضرت خواندم و گريه كردم.
    مسجد و حسينيه را طبق نقشه اي كه حضرت كشيده بودند حاج يدالله به من نشان داده و گفت: خدا خيرت بدهد تو به عهدت وفا كردي. اين بود حكايت مسجد امام حسن مجتبي(ع) كه تقريباً به طور اختصار و خلاصه گيري نقل شد، علاوه بر اين حكايت جالبي نيز آقاي رجبيان نقل كرده كه آن را نيز مختصراً نقل مي نماييم:

    ♥ *★* ♥  حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥

  8. #88
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ♥ *★* ♥ حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥




    حكايت جالب آقاي رجبيان

    آقاي رجبيان گفتند: شب هاي جمعه حسب المعمول حساب و مزد كارگرهاي مسجد را مرتب كرده، و وجوهي كه بايد پرداخت شود پرداخت مي شد، شب جمعه اي استاداكبر، بناي مسجد براي حساب و گرفتن مزد كارگرها، آمده بود، گفت: امروز يك نفر آقا(سيد) تشريف آوردند، در ساختمان مسجد، و اين پنجاه تومان را براي مسجد دادند.

    من عرض كردم: باني مسجد از كسي پول نمي گيرد، با تندي به من فرمود: مي گويم بگير، اين را مي گيرد، من پنجاه تومان را گرفتم روي آن نوشته بود براي مسجد امام حسن مجتبي(ع).

    دو سه روز بعد صبح زود زني مراجه كرد، و وضع تهي دستي و حاجت خود و دو طفل يتيمش را شرح داد، من دست كردم در جيب هايم پول موجود نداشتم، غفلت كردم كه از اهل منزل بگيرم آن پنجاه تومان مسجد را به او دادم، و گفتم: بعد خودم خرج مي كنم، و به آن زن آدرس دادم كه بيايد تا به او كمك كنم. زن پول را گرفت و رفت، و ديگر هم با اينكه به او آدرس داده بودم مراجعه نكرد، ولي من متوجه شدم كه نبايد آن پول را داده باشم و پشيمان شدم.

    تا جمعه ديگر استاداكبر براي حساب آمد گفت: اين هفته من از شما تقاضايي دارم اگر قول مي دهيد كه قبول كنيد تقاضا كنم، گفت: بگوييد گفت: در صورتي كه قول بدهيد قبول مي كنيد مي گويم گفتم آقاي استاد اكبر اگر بتوانيم از عهده اش برآيم، گفت مي تواني، گفتم بگو گفت تا قول ندهي نمي گويم، از من اصرار كه بگو، از او اصرار كه قول بده تا من بگويم.

    آخر گفتم بگو قول مي دهم قول گرفت گفت آن پنجاه تومان كه آقا دادند براي مسجد بده به خودم، گفتم آقاي استاد اكبر! داغ مرا تازه كردي چون بعد از دادن پنجاه تومان، به آن زن پشيمان شده بودم، و تا دو سال بعد هم هر اسكناس پنجاه توماني به دست مي رسيد نگاه مي كردم شايد آن اسكناس باشد.

    گفتم: آن شب مختصر گفتي، حالا خوب تعريف كن بدانم گفت:

    آري حدود سه و نيم بعد از ظهر هوا خيل گرم بود، در آن بحران گرما مشغول كار بود، دو سه كارگر هم داشتم، ناگاه ديدم يك آقايي از يكي از درهاي مسجد وارد شد، با قيافه نوراني جذاب با صلابت، كه آثار بزرگي و بزرگواري از او نمايان بود، وارد شدند دست و دل من ديگر دنبال كار نمي رفت مي خواستم آقا را تماشا كنم.

    آقا آمدند، اطراف شبستان قدم زدند، تشريف آوردند جلو تخته اي كه من بالايش كار مي كردم دست كردند زير عبا پولي درآوردند فرمودند: استاد!"اين را بگير، بده به باني مسجد."

    من عرض كردم آقا! باني مسجد پول از كسي نمي گيرد شايد اين پول را از شما بگيرم، و او نگيرد و ناراحت شود اما تقريباً تغيير كردند، فرمود: به تو مي گويم بگير، اين را مي گيرد من فوري با دست هاي گچ آلود، پول را از آقا گرفتم، آقا تشريف بردند بيرون.

    من گفتم: اين آقا كجا بود در اين هواي گرم يكي از كارگرها به نام مشهدي علي را صدا زدم گفتم: برود دنبال اين آقا ببين كجا مي روند؟ باكي و با چه وسيله اي آمده بودند؟ مشهدي علي رفت، چهار دقيقه شد، پنج دقيقه شد، ده دقيقه شد مشهدي علي نيامد، خيلي حواسم پرت شده بود، مشهدي علي را صدا زدم پشت ديوار ستون مسجد بود، گفتم چرا نمي آيي؟

    گفت: ايستاده ام آقا را تماشا مي كنم، گفتم بيا وقتي آمد گفت آقا سرشان را زير انداختند و رفتند، گفتم با چه وسيله اي؟ ماشين بود؟ گفت نه كه هيچ وسيله اي نداشتند سر به زير انداختند و تشريف بردند گفتم تو چرا ايستاده بودي گفت ايستاده بودم، آقا را تماشا مي كردم.

    آقاي رجبيان گفت: اين جريانِ پنجاه تومان بود، ولي باور كنيد كه اين پنجاه تومان يك اثري روي كار مسجد گذارد، خود من اميد به اينكه: اين مسجد اين گونه بنا شود و خودم به تنهايي به اينجا برسانم نداشتم، از موقعي كه اين پنجاه تومان به دست رسيد، روي كار مسجد و روي كار خود من اثر گذاشت.(پايان حكايت)

    ♥ *★* ♥  حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥

  9. #89
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ♥ *★* ♥ حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥




    نگارنده(283)گويد: اگر چه متن اين حكايت ها بر معرفي آن حضرت غير از اطمينان صاحب حكايت، به اينكه سيد معظمي كه نقشه مسجد را مي كشيد، و در مسجد جمكران با او سخن فرمود، شخص آن حضرت بوده است، دلالت ظاهر ديگر ندارد، اما چنان كه محدث نوري درباب نهم كتاب شريف نجم الثاقب شرح داده است، وقوع اين گونه مكاشفات و ديدارها براي شيعيان آن حضرت، حداقل از شواهد صحت مذهب، و عنايات به واسطه يا بلاواسطه آن حضرت به شيعه، و خصوصاً كه مؤيد است به حكايات ديگر كه متن آنها دلالت بر معرف آن حضرت دارد، بعضي از آن حكايت ها را همين عصر خود ما واقع شده است، و به ياري خداوند متعال دركتاب جديدي كه مخصوص تشرف هاي معاصرين است، در اختيار شيعيان و ارادتمندان آن غوث زمان و قطب جهان ارواحنا فداه قرار خواهد گرفت ان شاءالله تعالي و ما توفيقي اِلا بِالله.(284)

    دور نمايي از تحولات مسجد جمكران در حال حاضر

    چنان كه قبلاً از آيه الله العظمي مرعشي نجفي(ره) نقل شد،"مسجد جمكران، در آغاز به دستور امام زمان(عج)(توسط حسن بن مثله و سيد ابوالحسن، در سال 293 هـ .ق به صورت ساده با سقف چوبي) ساخته شد، و بعدها توسط شيخ صدوق(وفات يافته سال 381 هـ .ق) تعمير گرديد، و پس از مدتي در عصر شاهان صفوي، چندين بار تعمير و بازسازي شد و در عصر رياست آيه الله شيخ عبدالكريم حائري نيز چند بار تعمير گرديد.

    و در كتاب گنجينه آثار قم آمده:

    در سال 1167 هـ .ق توسط ميرزاعلي اكبر قمي، تعميرات كلي، داراي صحن و شبستان و يك مناره و كاشي كاري هاي مختلف، به عمل آمد و بعدها پس از اين تعميرات كلي، تزيينات و تعميرات ديگري بر آن افزوده شد.

    روستاي جمكران در حدود پنج كيلومتري جنوب شرقي شهر قم، از قديمي ترين روستاهاي قم است، مسجد صاحب الزمان(عج) در فاصله حدود پانصد متري آن در طول جنوب شرقي آن قرار گرفته است.

    تا آنجا كه نگارنده از نزديك ديده ام؛ اين مسجد از سال 1350 شمسي، روز به روز از جهات ظاهر و باطن، رونق چشمگيري يافته، و هم اكنون به صورت يك مجموعه بزرگ عبادي اجتماعي در سطح وسيع داراي چند مسجد و حسينيه خوابگاه و صحن و سراي بزرگ و كتاب فروشي هاي بزرگ مي باشد.

    ازدحام جمعيت كه از نقاط مختلف كشور، و خارج از كشور در شب هاي چهارشنبه به جمكران مي آيند، به قدري چشمگير است كه انسان را به ياد صحراي عرفات و مني در ايام حج مي اندازد، ده ها هزار نفر عاشق و شيفته وجود مبارك امام قائم(عج) به اين درگاه باعظمت مي آيند و به مناجات و راز و نياز مي پردازند.

    توسعه شهر قم موجب شده كه نزديك است، به مسجد جمكران برسد، و اكنون خيابان وسيعي به عنوان"حرم به حرم"(از حرم حضرت معصومه(ع) تا مسجد جمكران در دست احداث است. اين ها همه نشانگر آن است كه به راستي مسجد جمكران روزي پايگاه و مركز عظيم امام زمان(عج) پس از مكه و مسجد سهله و كوفه خواهد شد، و آن بزرگوار در همين پايگاه عظيم، مرحله تازه اي از انقلاب جهاني خود را همراه ياراني استوار و بسيار، به جهانيان صادر مي كند، و از اين پايگاه صداي ملكوتيش، به جهان مي رسد، چنان كه انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني(ره) يار راستين امام زمان(عج) از قم آغاز گرديد، و بارها مقام معظم رهبري حضرت آيه الله خامنه اي(مدظله العالي) را در اين مسجد ديده اند.

    بنابراين بايد با ديد عميق به اين مسجد نگريست، و از اين كانون ملكوتي درس هاي شجاعت، صلابت، تهذيب نفس آموخت و از منتظرين راستين امام مهدي(عج) شد.

    ♥ *★* ♥  حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥

  10. #90
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ♥ *★* ♥ حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥




    مسجد جمكران

    اعمال مسجد جمكران، عبارت از چهار ركعت نماز است، دو ركعت به نيت نماز تحيت، و دو ركعت نماز امام زمان(عج)، شيوه آن دو ركعت نماز تحيت چنين است: در هر ركعت بعد از حمد، هفت بار سوره توحيد خوانده شود، ذكر ركوع و ذكر دو سجده در هر ركعت نيز هفت بار خوانده شود.

    سپس دو ركعت نماز امام زمان(ع) به اين طريق بخوانند: در ركعت اول و دوم وقتي كه در سوره حمد، به آيه اياک نعبد و اياک نستعين رسيدند آن را صدبار بگويند، تسبيح ركوع و سجود را در هر ركعت، هفت بار بخوانند، و بعد از نماز يك بار لا اله الا الله بگويند.(285)سپس تسبيح حضرت زهرا(ع) را بگويند، و بعد سر بر سجده بگذارند و صدبار صلوات بر پيامبر(ص) و آلش بفرستند.(286)

    علما و مراجع بزرگ همچون آيات عظام آقايان، بروجردي، سيد محمدتقي خوانساري، سيدمحمدرضا گلپايگاني، آيه الله بحجت، آيه الله صدر، آيه الله مرعشي نجفي و... اهميت بسيار به مسجد جمكران و اعمال آن مي دادند، و در اين راستا، به بزرگ ترين حوايج خود نائل مي شدند.

    آيه الله سيد محمدتقي خوانساري(ره) غالباً پياده به جمكران مي رفت، و اعمال آنجا را به جا مي آورد.

    قابل توجه اينكه: يكي از علماي موثق آيه الله العظمي آقاي بروجردي نقل كرد كه فرمود:"ماجراي جمكران و ديدار امام زمان(عج) در بيداري بوده است، و دو نماز مسجد جمكران را به قصد ورود بخوانيد."

    و در مورد نماز در اضافات آن محوطه اصلي مسجد جمكران، كه به صورت مسجد وسيع درآمده، مطابق فرموده بعضي از علماء، بايد نماز به قصد رجاء(اميد ثواب) باشد. پس چه بهتر كه تا ممكن است، نمازها در مسجد اصلي خوانده شود.

    امام زادگان معروف قم

    هنگامي كه حضرت رضا(ع) به دعوت مأمون در سال 200 هـ .ق ناگزير از مدينه به خراسان آمد و مأمون ولايتعهدي حكومت را به آن حضرت واگذارد، امام زادگان بسيار و سادات عالي مقام به شوق ديدار حضرت رضا(ع)، از حجاز به ايران آمدند، ولي با دشمنان اهلبيت(ع) روبرو شدند، بعضي به شهادت رسيدند و بعضي متواري گشتند، بسياري از آنها به خاطر آنكه قم در آن عصر، مركز شيعيان و طرفداران خاندان نبوت بود، به قم آمدند و در قم رحلت كردند.

    مطابق قول مشهور 444 امام زاده(فرزند بلاواسطه و با واسطه امامان) وارد قم شدند، و در قم اقامت نمودند.

    احمد رازي، يكي از نويسندگان معروف عصر شاه عباس كبير(شاه معروف صفويان) كه شرح مبسوطي درباره قم نوشته، خاطر نشان ساخته است كه سرزمين قم بيش از 444 تن از اولاد و نوادگان امامان معصوم(ع) در برگرفته است.

    شيخ زكي باغبان نيز در آن اشعار عميق خود مي گويد:

    هستند چهارصد و چهل و چار از شرف
    مدفون به امر حق همه چون دْر در اين صدف

    اولاد مرتضي علي آن شاه لو كُشف
    فرقي مدان ميان قم و كعبه و نجف

    جان مي دهند اهل خرد بر نثار قم(287)

    ما در اينجا به شرح امامزادگان معروفي كه بي واسطه و يا با چند واسطه به امام مي رسند با كمال اختصار مي پردازيم، و اشاره اي هم به برخي از موضوعات ديگر در اين باره، خواهيم نمود.

    بسيار شايسته است كه زائران حضرت معصومه(ع)، امامزادگان قم را فراموش نكنند، و به زيارت قبور آنها هم بروند، چه آنكه زيارت آنها و اظهار ادب به پيشگاه آنها، زيارت و اظهار ادب به پيشگاه خود امامان(ع) است.

    ♥ *★* ♥  حضرت معصومه (س) فاطمه (س) دوم ♥ *★* ♥

صفحه 9 از 11 نخستنخست ... 567891011 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •