حوادث شب ولادت حضرت مصطفی محمد ابن عبدالله (صل الله علیه و اله) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
حوادث شب ولادت حضرت مصطفی محمد ابن عبدالله (صل الله علیه و اله)
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
  1. #1
    مدیر افتخاری
    ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 450      تشکر : 949
    1,338 در 429 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض حوادث شب ولادت حضرت مصطفی محمد ابن عبدالله (صل الله علیه و اله)







    بسم الله الرحمن الرحیم
    اللهم صل علی محمد و ال محمد وعجل فرجهم


    در روایات ما آمده است که در شب ولادت آنحضرت‏ حوادث مهم و اتفاقات زیادى در اطراف جهان بوقوع پیوست که ‏پیش از آن سابقه نداشت و یا اتفاق نیفتاده بود که از جمله‏«ارهاصات‏» بوده بدانگونه که در داستان اصحاب فیل ذکر شد،و در قصیده معروف برده نیز آمده که چند بیت آن چنین است:

    یوم تفرس منه الفرس انهم قد انذروا بحلول البؤس و الفئم و بات ایوان کسرى و هو منصدع کشمل اصحاب کسرى غیر ملتئم النار خامدة الانفاس من اسف علیه و النهر ساهى العین من سدم و ساء ساوه ان غاضت‏ بحیرتها و رد واردها بالغیظ حین ظم کان بالنار ما بالماء من بلل حزنا و بالماء ما بالنار من ضرم

    و شاید جامعترین حدیث در اینباره حدیثى است که مرحوم صدوق‏«ره‏»در کتاب امالى بسند خود از امام صادق علیه السلام‏ روایت کرده و ترجمه‏ اش چنین است که آنحضرت فرمود:

    ابلیس به آسمانها بالا مى‏رفت و چون حضرت عیسى‏«ع‏»بدنیا آمد از سه آسمان ممنوع شد و تا چهار آسمان بالا مى‏رفت،و هنگامیکه رسولخدا«ص‏»بدنیا آمد از همه آسمانهاى هفتگانه‏ممنوع شد،و شیاطین بوسیله پرتاب شدن ستارگان ممنوع‏گردیدند،و قریش که چنان دیدند گفتند:
    قیامتى که اهل کتاب مى‏ گفتند بر پا شده!

    عمرو بن امیه که از همه مردم آنزمان به علم کهانت وستاره شناسى داناتر بود بدانها گفت:بنگرید اگر آن ستارگانى ‏است که مردم بوسیله آنها راهنمائى مى‏شوند و تابستان و زمستان ‏از روى آن معلوم گردد پس بدانید که قیامت‏ بر پا شده و مقدمه ‏نابودى هر چیز است و اگر غیر از آنها است امر تازه‏ اى اتفاق ‏افتاده.

    و همه بتها در صبح آن شب به رو در افتاد و هیچ بتى درآنروز بر سر پا نبود،و ایوان کسرى در آن شب شکست‏ خورد وچهارده کنگره آن فرو ریخت.و دریاچه ساوه خشک شد.ووادى سماوه پر از آب شد.

    آتشکده ‏هاى فارس که هزار سال بود خاموش نشده بود در آن شب خاموش گردید.
    و مؤبدان فارس در خواب دیدند شترانى سخت اسبان عربى ‏را یدک مى ‏کشند و از دجله عبور کرده و در بلاد آنها پراکنده‏ شدند،و طاق کسرى از وسط شکست ‏خورد و رود دجله در آن‏ وارد شد.

    و در آن شب نورى از سمت‏ حجاز بر آمد و همچنان بسمت‏ مشرق رفت تا بدانجا رسید،فرداى آن شب تخت هر پادشاهى ‏سرنگون گردید و خود آنها گنگ گشتند که در آنروز سخن‏ نمى‏ گفتند.
    دانش کاهنان ربوده شد و سحر جادوگران باطل گردید،وهر کاهنى که بود از تماس با همزاد شیطانى خود ممنوع گردید ومیان آنها جدائى افتاد.

    آمنه گفت:بخدا فرزندم که بر زمین قرار گرفت دستهاى‏خود را بر زمین گذارد و سر بسوى آسمان بلند کرد و بدان‏ نگریست،و نورى از من تابش کرد و در آن نور شنیدم گوینده‏اى‏مى‏گفت:تو آقاى مردم را زادى او را محمد نام بگذار.

    آنگاه او را بنزد عبد المطلب بردند و آنچه را مادرش آمنه گفته ‏بود به عبد المطلب گزارش دادند،عبد المطلب او را در دامن‏ گذارده گفت:

    الحمد لله الذى اعطانى هذا الغلام الطیب الاردان قد ساد فى المهد على الغلما
    ستایش خدائى را که بمن عطا فرمود این فرزند پاک و خوشبورا که در گهواره بر همه پسران آقا است.

    آنگاه او را به ارکان کعبه تعویذ کرد. (1) و در باره او اشعارى‏سرود.
    و ابلیس در آن شب یاران خود را فریاد زد(و آنها را بیارى‏طلبید)و چون اطرافش جمع شدند بدو گفتند:اى سرور چه چیزتو را به هراس و وحشت افکنده؟گفت:واى بر شما از سر شب تابحال اوضاع آسمان و زمین را دگرگون مى ‏بینم و بطور قطع درروى زمین اتفاق تازه و بزرگى رخ داده که از زمان ولادت عیسى ‏بن مریم تاکنون سابقه نداشته،اینک بگردید و به بینید این اتفاق‏ چیست؟

    آنها پراکنده شدند و برگشتند و اظهار داشتند:ما که تازه ‏اى‏ندیدیم.
    ابلیس گفت:این کار شخص من است آنگاه در دنیابجستجو پرداخت تا به حرم-مکه-رسید،و مشاهده کرد فرشتگان اطراف آنرا گرفته‏ اند،خواست وارد حرم شود که فرشتگان بر اوبانگ زده مانع ورود او شدند،بسمت غار حرى رفت و چون‏ گنجشکى گردید و خواست در آید که جبرئیل بر او نهیب زد:

    -برو اى دور شده از رحمت‏ حق!ابلیس گفت:اى جبرئیل ‏از تو سؤالى دارم؟
    گفت:بگو،پرسید:از دیشب تاکنون چه تازه ‏اى در زمین رخ‏داده؟
    پاسخداد:محمد-صلى الله علیه و آله-بدنیا آمده.
    شیطان پرسید:مرا در او بهره‏ اى هست؟گفت:نه.
    پرسید:در امت او چطور؟
    گفت:آرى.ابلیس که این سخن را شنید گفت:خوشنود وراضیم.

    و در حدیث دیگرى که در کتاب کمال الدین نقل کرده ‏چنین است که در شهر مکه شخصى یهودى سکونت داشت ونامش یوسف بود،وى هنگامى که ستارگان را در حرکت وجنبش مشاهده کرد با خود گفت:

    این تحولات آسمانى بخاطرولادت همان پیغمبرى است که در کتابهاى ما ذکر شده که ‏چون بدنیا آید شیاطین رانده شوند و از رفتن به آسمانها ممنوع ‏گردند. و چون صبح شد بمجلسى که چند تن از قریش در آن بودندآمد و بدانها گفت:آیا دوش در میان شما مولودى بدنیا آمده؟

    گفتند:نه.
    گفت:سوگند به تورات که وى بدنیا آمده و آخرین پیمبران‏ است و اگر اینجا متولد نشده حتما در فلسطین متولد گشته است.

    این گفتگو گذشت و چون قریشیان متفرق شدند و بخانه‏هاى‏خود رفتند داستان گفتگوى با آن یهودى را با زنان و خاندان خودبازگو کردند و آنها گفتند:آرى دیشب در خانه عبد الله بن‏ عبد المطلب پسرى متولد شده.

    این خبر را بگوش یوسف یهودى رساندند،وى پرسید:آیا این‏ مولود پیش از آنکه من از شما پرسش کردم بدنیا آمده یا بعد ازآن؟ گفتند:پیش از آن!گفت:آن مولود را بمن نشان دهید.

    قریشیان او را به درب خانه آمنه آوردند و بدو گفتند:فرزندخود را بیاور تا این یهودى او را به‏بیند،و چون مولود را آوردند ویوسف یهودى او را دیدار کرد جامه از شانه مولود کنار زد وچشمش به خال سیاه و درشتى که روى شانه وى بود بیفتاد دراین وقت قرشیان مشاهده کردند که حالت غش بر آن مرد یهودى ‏عارض شد و بزمین افتاد قرشیان تعجب کرده و خندیدند.

    یهودى برخاست و گفت:آیا مى‏ خندید؟باید بدانید که این پیغمبر پیغمبر شمشیر است که شمشیر در میان شما مى ‏نهد...
    قرشیان متفرق شده و گفتار یهودى را براى یکدیگر تعریف‏ مى ‏کردند.



    درسهایى از تاریخ تحلیلى اسلام جلد اول صفحه 160
    رسولى محلاتى

    حوادث شب ولادت حضرت مصطفی محمد ابن عبدالله (صل الله علیه و اله)
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 18-10-1392 در ساعت 10:03



    اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم و العن اعدائهم و انصر شیعتهم

  2. تشكرها 5

    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (12-07-1388), محب الحسین (28-11-1389), خراباتي (13-07-1388), صافات (09-06-1391), عهد آسمانى (29-11-1389)

  3.  

  4. #2
    مدیر افتخاری
    ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 450      تشکر : 949
    1,338 در 429 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حوادث شب ولادت حضرت مصطفی محمد ابن عبدالله (صل الله علیه و اله)







    بخش دوم حوادث شب ولادت :


    و در حدیثى که مرحوم کلینى شبیه به روایت ‏بالا از مردى ازاهل کتاب نقل کرده آنمرد کتابى به قرشیان که ولید بن مغیرة وعتبة بن ربیعه و دیگران در میانشان بود رو کرده و گفت:نبوت ‏از خاندان بنى اسرائیل خارج شد و بخدا این مولود همان کسى ‏است که آنها را پراکنده و نابود سازد!

    قریش که این سخن را شنیدند خوشحال شدند،مرد کتابى ‏که دید آنها خوشنود شدند بدیشان گفت:خورسند شدید! بخداسوگند این مولود چنان سطوت و تسلطى بر شما پیدا کند که ‏زبانزد مردم شرق و غرب گردد.

    ابو سفیان از روى تمسخر گفت:او بمردم شهر خود تسلط مى ‏یابد!
    و نظیر آنچه در روایات ما آمده برخى از این حوادث درروایات اهل سنت نیز ذکر شده اما در بسیارى از آنها این حوادث‏ قبل از بعثت رسولخدا«ص‏»ذکر شده نه مقارن ولادت.

    مانند روایاتى که در سیره ابن هشام و تاریخ‏ طبرى و جاهاى دیگر است و در صحیح بخارى نیز از ابن عباس روایت‏شده (2) و فخر رازى نیز در تفسیر آیه شریفه «فمن یستمع ‏الآن یجد له شهابا رصدا» (3) در مورد منع شیاطین از نفوذ در آسمانها وتیرهاى شهاب همین گفتار را داشته و اقوالى در اینباره نقل‏ کرده (4) و از ابى بن کعب نیز حدیثى در اینمورد نقل کرده ‏اند که‏ گفته است:

    «لم یرم بنجم منذ رفع عیسى علیه السلام حتى بعث رسول‏الله-صلى الله علیه و آله-» (5)

    و در اشعار بعضى از شاعران‏ عرب نیز قسمتى از این حوادث در مورد مبعث آمده مانند اشعارزیر که از شاعرى بنام قیروانى نقل شده که مى ‏گوید:

    و صرح کسرى تداعى من قواعده و انفاض منکسر الاوداج ذامیل‏و نار فارس لم توقد و ما خمدت مذالف عام و نهر القوم لم یسل‏خرت لمبعثه الاوثان و انبعثت ثواقب الشهب ترمى الجن بالشعل

    یک سئوال

    اکنون جاى یک سئوال هست که اگر کسى بگوید:آیانظیر آنچه در این روایات آمده در کتابهاى تاریخى و روایات غیراسلامى هم ذکرى از آنها شده یا نه؟

    که ما در پاسخ این سئوال مى‏گوئیم:اولا اگر حدیث وروایتى از نظر سند و صدور از امام معصوم علیه السلام براى اثابت‏شد دیگر کدام روایت و تاریخى براى ما معتبرتر از آن حدیث ‏و روایت مى ‏تواند باشد،و همه بحثها در همان قسمت اول واعتبار سند و به اصطلاح‏ «صغراى قضیه‏»است،ولى پس ازاثبات دیگر استبعاد و زیر سئوال بردن حدیث،جز ضعف ایمان وتاریخ زدگى محمل دیگرى نمى ‏تواند داشته باشد،وگرنه کدام ‏تاریخ و روایتى معتبرتر از آن تاریخ و روایتى است که از منبع ‏وحى الهى سرچشمه گرفته باشد و کدام داستان و حدیثى‏محکمتر از داستان و حدیثى است که از زبان پیمبران و ائمه‏ معصوم علیهم السلام صادر گردیده باشد!
    مگر نه این است که سرچشمه پر فیض و زلال همه علوم‏ آنهایند؟و معیار صحت و سقم همه دانشهاى بشرى گفتار آنهااست؟

    و ثانیا- مى‏ گوئیم:مگر تاریخ صحیح و دست نخورده ‏اى از گذشتگان و زمانهاى قدیم در دست داریم که ما بتوانیم این ‏روایات را با آنها منطبق ساخته و یا تاییدى از آنها بگیریم؟

    جائى که مقدس‏ترین کتابها مانند تورات و انجیل با آن همه‏ نسخه‏ هاى متعددى که معمولا از آنها در دست مردم آن زمانهابوده و جمله جمله و کلمه بکلمه آنها مورد احترام و متن دستورات ‏دینى آنها بوده از دستبرد و تحریف و تصحیف و اسقاط در امان‏ نبوده،و طاغوتهاى زمان و جیره خوارانشان احکام و فرامین آنها رابنفع ایشان تغییر داده و یا اسقاط کرده ‏اند،دیگر چگونه کتابهاى‏تاریخى معدودى که در زوایاى کتابخانه ‏ها با نسخه ‏هاى خطى‏ منحصر به فرد یا ا نگشت ‏شمارى وجود داشته مى ‏تواند مورد اعتمادباشد؟

    و ثالثا-بر فرض که چنین تاریخى وجود داشته باشد که ‏اوضاع و احوال آن زمانها را نوشته و ثبت کرده باشد آیا همه ‏وقایعى که در آن زمانها اتفاق افتاده در تاریخها ثبت و نگارش ‏شده؟و آیا وسائل ارتباطى آنچنان بوده که تاریخ نگاران بتواننداز هر اتفاقى که در گوشه و کنار جهان آنروز اتفاق مى ‏افتاده‏م طلع گردند و آنرا در تاریخ ثبت کنند؟

    مگر امروزه با تمام این ‏وسائل ارتباطى و مخابراتى و رادیوها و تلویزیونها و ماهواره‏ها و...چنین کارى انجام شده و چنین ادعائى مى‏ توان کرد؟...

    مگر وسائل ارتباطى جهان آزادند و مستقلانه و بدور از سیاستها واختناقها و خارج از کانالهاى مخصوص و صافیهاى انحصارى‏مى ‏توانند کوچکترین خبرى را منتشر کنند؟آن هم خبرى که‏ بصورت معجزه آسمانى براى شکست‏یک قدرت طاغوتى و یک‏دربار سلطنتى بوقوع پیوسته باشد...؟

    مگر معجزاتى امثال‏«شق ‏القمر»که وقوع آن مورد اتفاق همه مسلمانان مى ‏باشد و بگفته‏ دکتر سعید بوطى-نویسنده مصرى-در کتاب فقه السیرة از امورمتفق علیه در نزد علماء و دانشمندان اسلامى است در تاریخهاى ‏گذشته نقل شده...؟

    و بلکه معجزات انبیاء گذشته مانند سردشدن آتش بر ابراهیم خلیل علیه السلام و شکافته شدن دریابوسیله عصاى موسى و اژدها شدن و بلعیدن آن تمام مارهاى‏جادوئى ساحران و زنده شدن مردگان بدعاى حضرت مسیح وامثال آن جز در کتابهاى مقدس و مذهبى در تاریخها و روایات‏دیگر آمده و ذکرى از آنها دیده مى‏ شود؟!...

    و حقیقت آن است که تاریخ نویسان و وقایع نگاران گذشته‏در انحصار طاغوتهاى زمان بوده-چنانچه امروزه نیز عموما اینگونه‏است و بشر هنوز نتوانسته خود را از قید و بند ایشان آزاد سازد-وانبیاء الهى نیز پیوسته بر ضد همان طاغوتها قیام مى‏کرده ومبارزه داشتند،و آنها همواره در صدد از بین بردن انبیاء و محو نام و آثار ایشان بوده و بهر وسیله مى‏خواسته‏ اند آنها را افرادى ‏ماجراجو و بى شخصیت و افسادگر معرفى کنند،و هرگز اجازه ‏نمى ‏دادند آنها را بعنوان مردانى الهى که قدرت انجام معجزه رادارند معرفى کنند،و بهمین دلیل معجزاتى را که بوسیله ایشان ‏انجام مى ‏شده انکار کرده و یا توجیه مى‏ نمودند،و اگر کتابهاى ‏آسمانى و روایات مذهبى نبود اثرى از این معجزات بجاى نمانده‏و بدست ما نرسیده بود...

    چنانچه اکنون نیز ما در انقلاب اسلامى خود که یک انگیزه‏مذهبى داشته و ادامه آنرا نیز بیارى خدا همان انگیزه مذهبى وعشق شهادت طلبى در راه خدا و دین،تضمین کرده و بر ضدطاغوتهاى شرق و غرب قیام کرده همین شیوه تبلیغى را مى ‏بینیم‏ که هر حرکتى بنفع این انقلاب در داخل و یا خارج بشود مانند راهپیمایى میلیونى و غیر میلیونى که در داخل و یا خارج انجام ‏مى‏گیرد اصلا منعکس نمى ‏شود و در رادیوها و وسائل ارتباط جمعى ذکرى از آن نمى ‏شود،اما کوچکترین حرکت ضدانقلاب-مانند اجتماعات اندکى که جمعا به صد نفر نمى‏رسد با آب و تاب در همه رسانه‏ هاى گروهى بعنوان یک حرکت ضد رژیم نه یکبار بلکه چند بار پخش مى ‏گردد.

    و بهمین دلیل ما مى‏گوئیم انگیزه و نیازى براى تحقیق در تاریخهاى گذشته نداریم و اگر هم تتبع کنیم معلوم نیست‏ بجائى برسیم،مگر اینکه بخواهیم بهر وسیله و هر ترتیبى که شده ‏تاییدى از تاریخ براى این روایات پیدا کنیم اگر چه مجبور شویم‏ براى تطبیق این روایات با تاریخ دست ‏به توجیه و تاویلهاى‏نامربوط بزنیم،چنانچه نظیر آنرا در داستان اصحاب فیل ذکرکرده و شنیدید و خواندید،که ما آنعمل را محکوم کرده و دلیل برضعف ایمان و غرب‏زدگى و تاریخ زدگى و غیره دانستیم...


    حوادث شب ولادت حضرت مصطفی محمد ابن عبدالله (صل الله علیه و اله)
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 18-10-1392 در ساعت 10:05



    اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم و العن اعدائهم و انصر شیعتهم

  5. تشكرها 4

    محب الحسین (28-11-1389), خراباتي (13-07-1388), صافات (18-07-1391), عهد آسمانى (29-11-1389)

  6. #3
    مدیر افتخاری
    ظهور آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 450      تشکر : 949
    1,338 در 429 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ظهور آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : حوادث شب ولادت حضرت مصطفی محمد ابن عبدالله (صل الله علیه و اله)







    پى‏ نوشتهای بحث ولادت :

    1-یعنى او را بکنار خانه کعبه آورد و براى سلامتى و پناه او از شر شیاطین و دشمنان،بدنش را بچهار گوشه کعبه مالید.
    2-صحیح البخارى ج 6 ص 73.
    3-سوره جن آیه 9.
    4-مفاتیح الغیب ج 8 ص 241.
    5-بحار الانوار ج 15 ص 331.


    حوادث شب ولادت حضرت مصطفی محمد ابن عبدالله (صل الله علیه و اله)
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 18-10-1392 در ساعت 10:06



    اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم و العن اعدائهم و انصر شیعتهم

  7. تشكرها 5

    محب الحسین (28-11-1389), خراباتي (13-07-1388), رفیق حاج همت (28-11-1394), صافات (18-07-1391), عهد آسمانى (29-11-1389)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •