^<<<علامه طبرسی>>>^ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
^<<<علامه طبرسی>>>^
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11
  1. #1
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض ^<<<علامه طبرسی>>>^












    امین الاسلام ابوعلی فضل بن حسن طبرِسی یا شیخ طَبرِسی (۵۳۲-۴۵۴ خورشیدی/۵۴۸-۴۶۸ قمری) با لقب «امین الاسلام» از فقیهان و مفسران اسلامی بود. مزار او در شهر مشهد امروزی است.


    طبرسی عربی‌شده واژهٔ تفرشی است. بیهقی در تاریخ بیهق وقتی سخن از امین الاسلام طبرسی به میان می‌آورد او را منسوب به تفرش از نواحی قم می‌داند.



    طبرسی دانشمند و فقیه شیعه ایرانی است که کتابهایی دربارهٔ علوم دینی عصر خود تألیف کرده است.

    فضل بن حسن طبرسی از خاندانی روحانی و علم‌دوست که اصلاً از تفرش بوده‌اند، زاده شده است و طبرِس در حقیقت همان تفرش است. وی به خراسان هجرت کرد و در مشهد ساکن شد و در اواخر عمرش راهی سبزوار شد و در همانجا درگذشت. پیکر او را در مشهد دفن کردند و در محلی دفن کردند که خیابان آنجا به نام او، طبرسی نامگذاری شده است.


    طبرسی در علوم دینی زمان خود، مانند تفسیر، فقه، کلام، سیره و تاریخ ائمه مشهور بوده است و در همهٔ این موضوعات کتابهایی نوشته است. به گفته همعصر او، بیهقی (در کتاب تاریخ بیهق)؛ کار عمدهٔ طبرسی تلخیص و تحریر کتابهای دیگران بوده است.



    کتاب مجمع البیان اثر طبرسی - بنا به تصریح خود او در مقدمهٔ کتاب - تحریری نو از تفسیر تبیان شیخ توسی (۴۴۷-۳۷۴ خ./۴۶۰-۳۸۵ ق.) است


    یا کتاب دیگر او، المؤتلف من المختلف بین ائمة السلف که دربارهٔ فقه تطبیقی یا مسائل الخلاف است نیز تحریر از کتاب مسائل الخلاف شیخ توسی است.



    یکی از خصوصیات طبرسی دور بودن او از تعصب است و برای مثال از علامه زمخشری - دانشمند نامدار سنی - تجلیل کرده است. فضل بن حسن طبرِسی در ادبیات و زبان عربی استاد بوده است عبارات عربی را به نیکویی و شیوایی و اختصار بیان می‌کرده است و به لطائف ادبی هم علاقهٔ ویژه‌ای داشته است.


    همین نکته‌سنجی و لطیفه‌جویی، او را به نوشتن کتاب الکافی الشافی که لطائف ادبی کتاب کشاف علامه زمخشری (متوفی ۵۲۲ خ./۵۳۸ق.) را دربردارد، واداشته است.


    مهمترین کتاب وی همان مجمع البیان است و پس از آن کتاب تفسیر جوامع الجامع به زبان عربی مهم است.



    گروهی از شرح حال نویسان، طبرسی را اهل طبرستان (مازندران امروز) دانسته‌اند لیکن وجود دلایلی روشن بر یکی بودن طبرس و تفرش آن ادعاها را مخدوش می‌سازد.

    از دیدگاه لغوی و زبان‌شناسی نیز تغییر طبرستانی به طَبرسی (با سکون ب و کسرهٔ ر) امکان‌پذیر نیست.







    ^&lt;&lt;&lt;علامه طبرسی&gt;&gt;&gt;^

  2.  

  3. #2
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ^<<<علامه طبرسی>>>^




    ولادت




    او به سال 468 (یا 469 ق.) [1] دیده به جهان گشود و حسن بن فضل طبرسی پدر آن عزیز، او را «فضل» نامید. [2]


    اصل و منشأ «فضل بن حسن» طبرسی «تفرش» بوده و به همین سبب به «طَبرسی» معروف و مشهور گشته است؛[3]


    هر چند دلیلی بر ولادت یا اقامت او در آن دیار علم خیز در دست نیست.


    در مقابل، گروهی از شرح حال نویسان، طبرسی را اهل طبرستان (مازندران امروز) دانسته‌اند،[4] لیكن وجود دلایلی روشن بر یكی بودن طبرس و تفرش آن ادعاها را مخدوش می‌سازد؛[5]


    كه می‌توان به برخی از آنها اشاره كرد:




    بیهقی (معروف به ابن فندق) كه از معاصران طبرسی است[6] در بیان شرح حال او می‌گوید «طبرس منزلی است میان قاشان (كاشان) و اصفهان. اصل ایشان از آن بقعت بوده است». [7]


    همچنین یعقوبی[8] و علامه مجلسی،[9]طبرسی را معرّب تفرشی و منسوب به تفرش از توابع قم می‌دانسته‌اند.




    این ناحیه نخست از توابع قم بوده و امروزه از شهرهای استان مركزی به شمار می‌رود. این شهر به دلیل نزدیكی‌اش به قم، در آغاز ورود اسلام، مذهب تشیع را پذیرفت. [10]










    [1] . طبرسی و مجمع البیان، حسین كریمان، ج 1، ص 207.
    [2] . مجالس المؤمنین، قاضی نور الله شوشتری، ص 202؛ امل الامل، حر عاملی، ج 2، ص 216.
    [3] . تاریخ بیهق، ابوالحسن علی بن زید بیهقی، ص 242.
    [4] . ریاض العلماء، میرزا عبدالله افندی، ج 4، ص 357؛ اعیان الشیعه، محسن امین عاملی، ج 8، ص 398.
    [5] . رك: تاریخ بیهقی، تعلیقات آقای احمد بهمنیار، ص 353؛ طبرسی و مجمع البیان، ج 1، ص 172.
    [6] . تاریخ بیهقی در سال 565 ق. تألیف شده است.
    [7] . تاریخ بیهق، ص 242. (شایان ذكر آنكه در سال 565 ه‍ . ق تألیف شده است).
    [8] . البلدان، احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، ص 38.
    [9] . روضات الجنات، میرزا محمد باقر خوانساری، ج 1، ص 64، به نقل از میرزا عبدالله افندی، شاگرد مرحوم مجلسی.
    [10] . نزهه القلوب، حمدالله مستوفی، ص 68.
    ^&lt;&lt;&lt;علامه طبرسی&gt;&gt;&gt;^

  4. #3
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ^<<<علامه طبرسی>>>^




    تحصیل





    فضل بن حسن دوران كودكی و تحصیل خود را در جوار بارگاه ملكوتی امام هشتم ـ علیه السّلام ـ گذراند و پس از چند سال حضور در مكتب، و فراگیری خواندن و نوشتن و یادگیری قرائت قرآن، خود را به منظور تحصیل علوم اسلامی و شركت در جلسه درس بزرگان دین آماده ساخت.

    او در فراگیری علومی چون ادبیات عرب، قرائت، تفسیر، حدیث، فقه، اصول و كلام فوق‌العاده تلاش كرد، بدان حد كه در هر یك از آن رشته‌ها صاحبنظر گردید. با وجودی كه در مدارس آن عصر، علومی چون حساب، جبر و مقابله رایج نبود و كسی برای فراگیری آن رغبت نمی‌ورزید، او به سوی آن علوم شتافت و از صاحبنظران آن فن به شمار می‌آمد. [11]




    اساتیدِ امین الدین
    [12] طبرسی كه نقش مهمی در بارور كردن شخصیت علمی و معنوی او داشتند از این قرارند:

    ابوعلی طوسی (فرزند شیخ طوسی)، جعفر بن محمد دوریستی، عبدالجبار مقری نیشابوری، امام موفق الدین حسین واعظ بكرآبادی جرجانی، سید محمد قصبی جرجانی، عبدالله قشیری، ابوالحسن عبیدالله محمد بیهقی، سید مهدی حسینی قاینی، شمس الاسلام حسن بن بابویه قمی رازی، موفق عارف نوقانی و تاج القراء كرمانی. [13]










    [11] . تاریخ بیهق، ص 242.
    [12] . امین الدین و امین الاسلام از القاب فضل بن حسن طبرسی است.
    [13] . ریاض العلماء، ج 4، ص 357؛ مستدرك الوسائل، میرزا حسین نوری، ج 3، ص 487؛ طبرسی و مجمع البیان، ج 1، ص 300، مفاخر الاسلام، علی دوانی، ج 3، ص 412.

    ^&lt;&lt;&lt;علامه طبرسی&gt;&gt;&gt;^

  5. #4
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ^<<<علامه طبرسی>>>^




    هجرتی پربار





    امین الاسلام طبرسی حدود 54 سال در مشهد مقدس سكونت داشت و سپس بنابر دعوت بزرگان سبزوار، و با توجه به امكانات بسیاری كه در آن شهر موجود بود و زمینه تدریس، تألیف و ترویج دین را برای او فراهم می‌ساخت، در سال 523 ق. راهی آن دیار گردید.

    سادات آل زباره ـ كه طبرسی با آنان نسبت فامیلی داشت ـ میزبان او بودند و از كمك و همكاری با آن عالم وارسته دریغ ننمودند. [14]





    نخستین اقدام شیخ، پذیرش مسؤولیت «مدرسه دروازه عراق» بود
    [15] كه با سرپرستی و راهنمایی او، مدرسه به حوزه علمیه وسیع و با اهمیتی مبدّل گشت غنای فرهنگی و علمی این مكان، سبب جذب محصلان بسیاری از دور افتاده‌ترین نقاط ایران گردید و طلبه‌های جوان به عشق رسیدن به كمال و خدمت به مكتب در آن مدرسه مشغول تحصیل شدند و علوم مختلفی چون فقه و تفسیر را از محضر طبرسی فرا گرفتند.


    شاگردان دانشمند و بلند آوازه ذیل ثمره تلاش علمی شیخ است:


    رضی الدین حسن طبرسی (فرزند طبرسی)، قطب الدین راوندی، محمد بن علی بن شهر آشوب، ضیاء الدین فضل الله حسنی راوندی، شیخ منتجب الدین قمی، شاذان بن جبرئیل قمی، عبدالله بن جعفر دوریستی، سید شرف شاه حسینی افطسی نیشابوری و برهان الدین قزوینی همدانی. [16]









    [14] . تاریخ بیهق، ص 242.
    [15] . همان.
    [16] . ریاض العلماء، ج 4، ص 341 و 342، مقابس الانوار، شیخ اسدالله تستری، ص 14؛ روضات الجنات، ج 5، ص 357؛ طبرسی و مجمع البیان، ج 1، ص 313.
    ^&lt;&lt;&lt;علامه طبرسی&gt;&gt;&gt;^

  6. #5
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ^<<<علامه طبرسی>>>^




    آثار سبز




    مصنفات و آثار متعددی از امین الاسلام طبرسی به یادگار مانده است كه جملگی از فضل و دانش آن عالم كوشا و اندیشمند توانا حكایت می‌كند.

    گنجینه آثار او بدین شرح است:



    الآداب الدینیه للخزانه المعینیه،
    اسرار الامامه،
    اعلام الوری باعلام الهدی،
    تاج الموالید،
    جوامع الجامع،
    الجواهر (جواهر الجمل)،
    حقائق الامور،
    عده السفر و عمده الحضر،
    العمده فی اصول الدین و الفرائض النوافل،
    غنیه العابد و منیه الزاهد،
    الفائق،
    الكافی الشافی،
    كنوز النجاح،
    مجمع البیان،
    مشكوه الانوار فی الاخبار،
    معارج السؤال،
    المؤتلف من المختلف بین ائمه السلف،
    نثراللآلی،
    النور المبین و روایت صحیفه الرضا ـ علیه السّلام ـ.
    [17]









    [17] . معالم العلماء، ابن شهر آشوب، ص 315، امل الامل، ج 2، ص 216؛ بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 1، ص 30؛ كشف الظنون، حاجی خلیفه، ج 2، ص 1602؛ ایضاح المكنون، اسماعی باشابغدادی، ج 2، ص 433، الذریعه، آقا بزرگ تهرانی، ج 2، ص 41؛ منتهی المقال، ابوعلی حائری، ص 241؛ معجم المؤلفین، عمر رضا كحاله، ج 8، ص 66؛ طبقات اعلام الشیعه (قرن سادس)، آقا بزرگ تهرانی، ص 217؛ روضات الجنات، ج 5، ص 361.
    ^&lt;&lt;&lt;علامه طبرسی&gt;&gt;&gt;^

  7. #6
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ^<<<علامه طبرسی>>>^





    پیشوای مفسران





    اندیشه خدمت به قرآن از اوان جوانی در ذهن علاّمه جای داشت.

    زندگی‌اش آمیخته با آن كتاب الهی بود احیای معارف آن معجزه بی‌بدیل و یگانه و نوشتن تفسیر از آرزوهای اصلی او به شمار می‌رفت.


    خالق هستی، آن بر آورنده آرزوها، توفیق عرضه آثار جاودان و میراث ماندگار را به او ارزانی داشت و در حالی كه سن علاّمه از شصت تجاوز كرده و موهای سرش به سپیدی گراییده بود سه كتاب تفسیر قرآن را به سبك‌های مختلف به رشته تحریر درآورد.


    او چنان ابتكاری را در تفسیر قرآن به كار بست كه تا قر حاضر، مفسّران دیگر بر آستان تفسیر او اعتكاف كرده، از خرمن بی‌‌پایانش ـ كه الهام گرفته از مكتب اهل بیت عصمت و طهارت ـ علیهم السّلام ـ بود ـ استفاده كردند.




    مناسب است به اختصار به سبك و محتویات هر یك از تفاسیر آن دانشمند فرزانه اشاره نماییم:







    ^&lt;&lt;&lt;علامه طبرسی&gt;&gt;&gt;^

  8. #7
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ^<<<علامه طبرسی>>>^




    الف. «مجمع البیان» سرآمد تفاسیر



    «آستین همت بالا زدم و نهایت جدّ و جهد را به كار بستم و دیدار بیدار داشتم و اندیشه به زحمت افكندم و بسیار تفكر كردم و تفاسیر گوناگون را در پیش رو نهادم و از خداوند سبحان توفیق و تیسیر طلبیدم و نگارش كتابی را آغاز كردم كه در نهایت فشردگی و پیراستگی و حسن نظم و ترتیب است و حاوی انواع و اقسام دانش تفسیر است و درّ و گوهرهایی اعم از علم قرائت، اعراب و لغت، پیچیدگی و مشكلات، معانی و جوانب، نزول و اخبار، قصص و آثار، حدود و احكام و حلال و حرام در بردارد

    و از خدشه‌هایی كه مبطلان آن مطرح كرده‌اند سخن گفته و سخنی را آورده‌ام كه تنها اصحاب ما ـ رضی الله عنهم ـ متعرض آن شده‌اند و استدلالات بسیاری را در صحت اعتقادات خود اعم از اصول و فروع و معقول و منقول به گونه‌ای معتدل و مختصر و بالاتر از ایجاز و پایین‌تر از تفصیل در بردارد؛ زیرا اندیشه‌های عصر حاضر تاب تحمل سنگینی فراوان ندارد و از تلاش در میادین مسابقات بزرگ ناتوان است زیرا از علما تنها نامی مانده و از علوم تنها رمقی».
    [18]





    گرایش روحی بر نوشتن تفسیر با ابتكار و سبكی منحصر به فرد كه از روزگار جوانی در او جولان داشت و همچنین تشویق یار و دوست نزدیكش، محمد بن یحیی (از سادات آل زباره و از شخصیتهای برجسته سبزوار) دو عامل و انگیزه‌ای است كه مؤلف محترم خود در مقدمه بدان اشاره كرده است.




    برخی از مورخان با بیان داستانی از طبرسی، انگیزه دیگری را در باب علت نوشتن تفسیر دخیل می‌دانند. آن حكایت از این قرار است:




    زمانی سكته‌ای بر علامه عارض می‌شود و خاندانش به این گمان كه او به رحمت ایزدی پیوسته است وی را به خاك می‌سپارند. او پس از مدتی به هوش آمده، خود را درون قبر می‌بیند و هیچ راهی را برای خارج شدن و رهایی از آن نمی‌یابد.
    در آن حال نذر می‌كند كه اگر خداوند او را از درون قبر نجات دهد كتابی را در تفسیر قرآن بنویسد.

    در همان شب قبرش به دست فردی كفن دزد نبش می‌شود و آن گوركن پس از شكافتن قبر شروع به باز كردن كفنهای او می‌كند.

    در آن هنگام علامه دست او را می‌گیرد! كفن دزد از ترس، تمام بدنش به لرزه می‌افتد، علامه با او سخن می‌گوید، لیكن ترس و وحشت آن مرد بیشتر می‌شود.

    علاوه طبرسی به منظور آرام ساختن او، ماجرای خود را شرح می‌دهد و پس از آن می‌ایستد.

    كفن دزد نیز آرام شده، با درخواست علامه كه قادر به حركت نبود، او را بر پشت خود می‌نهد و به منزلش می‌رساند. طبرسی نیز به پاس زحمات آن گوركن، كفنهای خود را به همراه مقدار بسیاری پول به او هدیه می‌كند.

    آن مرد نیز با مشاهده این صحنه‌ها و با یاری و كمك علامه توبه كرده، از كردار گذشته‌اش از درگاه خداوند طلب آمرزش می‌كند. طبرسی نیز پس از آن به نذر خود وفا كرده، كتاب مجمع البیان را می‌نویسد.
    [19]




    شیخ طبرسی تفسیرخود را در مدت
    هفت سال و با اقتباس از تفسیر«التبیان» اثر شیخ طوسی، تدوین كرد و هر یك از فنون مختلف قرآنی را به صورت جدا از هم و در قالبی منظم و مرتب بیان نمود. این نظم خاص سبب گردید كه دانشمندان شیعه و سنّی، آن تفسیر را بر بسیاری از تفاسیر دیگر برتری داده، آن را مورد ستایش قرار دهند. [20]




    مجمع البیان در ده جلد تدوین و در پنج مجلد چاپ شده است. این كتاب با مقدمه‌ای مفید آغاز شده و موضوعاتی در هفت فن به قرار ذیل در آن مطرح شده است:

    تعداد آیات قرآن و ثمره آشنایی با آن، ذكر اسامی قرّاء مشهور قرآن و نظرات آنان، تعریف تفسیر، تأویل و معنی، نامهای قرآن و معانی آن، یادی از علوم قرآن و مسائل مربوط به آن و كتابهایی كه در مورد آن تألیف شده است، احادیث مشهور پیرامون فضیلت قرآن و اهل آن و بیان آنچه كه برای قاری قرآن نیكوست (چون زیبا خواندن الفاظ قرآن).



    او در پایه‌ای از موارد به دنبال معنی آیات و به منظور توضیح بیشتر، به مطلبی اشاره و آن موضوع را با عنوان «فصل» مشخص می‌كند. عناوینی چون تقوا، خصوصیت هدایت و هدی، توبه و شرایط آن، اخلاص، نام محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ و بالاخره چكیده‌ای از پندها و حكمتهای لقمان حكیم نمونه‌هایی از این فصلها می‌باشد. همچنین احادیث و روایات بسیاری در این تفسیر وجود دارد كه تعداد آن بیش از هزار و سیصد حدیث است.











    [18] . مجمع البیان، امین الاسلام طبرسی، ج 1، ص 10.
    [19] . ریاض العلماء، ج 2، ص 358؛ روضات الجنات، ج 5، ص 362؛ مستدرك الوسائل، ج 3، ص 487، در ضمن نمونه همین ماجرا به مولا فتح الله كاشانی نویسنده تفسیر منهج الصادقین (متوفی 988 ق.) نیز نسبت داده شده است. ر. ك: روضات الجنات، همان.
    [20] . طبرسی و مجمع البیان، ج 2، ص 42، نویسنده در این كتاب صفحاتی را به مقایسه این دو تفسیر اختصاص داده است.
    ^&lt;&lt;&lt;علامه طبرسی&gt;&gt;&gt;^

  9. #8
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ^<<<علامه طبرسی>>>^




    ب. «الكافی الشافی» گزیده‌ای از الكشّاف





    علامه طبرسی پس از تألیف مجمع البیان ـ كه به تفسیر كبیر شهرت یافت ـ به تفسیر كشّاف، اثر جار الله زمخشری برخورد و به دلیل جذابیت و هنرنمایی موجود در آن، به تلخیص آن كتاب اهتمام ورزید.

    او معانی نو و بدیع و الفاظ نیكویی را كه در نوع خود بی‌همتا بود از این تفسیر گلچین كرد و آن را در یك جلد تألیف نمود و نام این تفسیر گزیده و مختصر را «الكافی الشافی» نهاد.
    [21]


    این كتاب در آثار برخی از شرح حال نویسان به «الوجیز» تعبیر شده است. [22]

    چون نسبت به مجمع البیان و تفسیر دیگر علامه، موسوم به جوامع الجامع دارای حجم كوچكی بوده است.












    [21] . جوامع الجامع (به تصحیح ابوالقاسم گرجی)؛ امین الاسلام طبرسی، ج 1، ص 2.
    [22]
    .منتهی المقال، ص 24؛ امل الامل، ج 2، ص 216؛ نقد الرجال، سید مصطفی تفرشی، ص 266.
    ^&lt;&lt;&lt;علامه طبرسی&gt;&gt;&gt;^

  10. #9
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ^<<<علامه طبرسی>>>^




    ج. جوامع الجامع، تفسیر وسیط


    این كتاب پس از مجمع البیان از معروف‌ترین آثار علامه طبرسی است كه در مدّت یك سال (از ماه صفر 542 تا محرم 543 ق.) و پس از اتمام دو تفسیر گذشته تألیف شده است. [23]

    در این تفسیر گزیده گویی شیوه مفسر است و او كوشیده تا مطالب مهم و برجسته و لطایف آن دو كتاب را گردآوری كرده، از برخی مطالب آن دو تفسیر كبیر و الوجیز صرف نظر نماید.


    همچنین حسن ابتكار و لطف تعبیری كه در بیان دقایق آیات و كیفیت توجیه آن به كار رفته و استفاده‌ای كه از كشّاف زمخشری شده، باعث شد كه این تفسیر از مجمع البیان ممتاز گردد. [24]


    علامه، جوامع الجامع را به دلیل كمی حجم و فزونی فوایدش، وسیط نیز نامیده است.[25]



    بیشتر مطالب تفسیر جوامع الجامع از كشّاف زمخشری اقتباس شده است. در پاره‌ای از موارد نیز مطالبی از تفسیر مجمع البیان خود را نقل كرده است.


    این تفسیر در مقایسه با كشاف امتیازاتی دارد؛ همچون اختصار و حذف زواید و مطالب غیر ضروری، نقل روایاتی از طرق شیعه كه گاهی با تفسیر صاحب كشاف موافق و در بسیاری از مواضع با آن مخالف است و بیان آراء كلامی شیعه امامیه در مواردی كه با دیدگاه معتزله موافق نیست یا نظر شخصی طبرسی در تفسیر آیه با نظر زمخشری مخالف است كه در این صورت طبرسی از نظر صاحب كشاف عدول نموده و آنچه را خود حق می‌دانسته ذكر كرده است. [26]













    [23] . الذریعه، ج 5، ص 248؛ المستدرك علی معجم المؤلفین، عمر رضا كحاله، ص 545.
    [24] . طبرسی و مجمع البیان، ج 1، ص 280.
    [25] . جوامع الجامع (به تصحیح ابوالقاسم گرجی) ، ج 1، ص 3؛ برخی به جای جوامع الجامع، از الوسیط یاد كرده‌اند. ر. ك: بحارالانوار، ج 102، ص26؛ نقد الرجال، ص266.
    [26] . جوامع الجامع ( به تصحیح ابوالقاسم گرجی)، مقدمه مصحح، ص 19.
    ^&lt;&lt;&lt;علامه طبرسی&gt;&gt;&gt;^

  11. #10
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ^<<<علامه طبرسی>>>^




    بر قله فقاهت



    علم فقه كه فن استخراج و استنباط احكام از مدارك آن چون كتاب، سنت، اجماع و عقل می‌باشد از جمله دانشهای دقیقی است كه شیخ در آن صاحبنظر بود.

    علمای بزرگ و شرح حال نگاران، از وی به عنوان مجتهد و فقیهی بزرگوار یاد كرده‌اند. [27]

    طبرسی با عنایت به وجود بیش از پانصد آیه قرآن كه بر احكام عبادات و معاملات اشارت دارد به طرح موضوعات فقهی در دو تفسیر كبیر و وسیط خود پرداخته است.


    او نخست اقوالِ فِرَق مختلف اسلامی رابیان كرده، پس از شرح دیدگاه شیعه، نظر خود را به گونه فتوا اظهار می‌كند. بسیاری از فقهای بزرگ شیعه نظرات او را مورد اشاره قرار داده‌اند كه می‌توان به برخی از عناوین دیدگاههای فقهی او اشاره كرد:



    كبیره بودن تمام گناهان،
    [28] معنای شرعی تیمم،[29]

    مستحب بودن استعاذه در نماز و غیرآن،[30]

    اركان و واجبات حج و عمره،[31]

    حكم صورتی كه بین دو بینه در موردی تعارض واقع می‌شود،[32]

    خمس،[33] قبض در رهن،[34] دین مفلس،[35]

    حكم دیون در صورت فوت بدهكار،[36] شفعه،[37]

    حكم ربا،[38] جزیه نگرفتن از صابئین،[39]

    حكم وقف بر كافر،[40] جواز وصیت بر شخص ذمی،[41]

    صید و ذباحه،[42] رضاع،[43]

    خلع و مبارات،[44] مراد از خوف شقاق[45].











    [27] . روضات الجنات، ج 5، ص 357؛ مجالس المؤمنین، ج 1، ص 490.
    [28] . مسالك الافهام، شهید ثانی، ج 2، ص 321؛ الحدائق الناظره، شیخ یوسف بحرانی، ج 10، ص 51.
    [29] . الحدائق الناظره، ج 4، ص 244.
    [30] . همان، ج 8، ص 161.
    [31] . همان، ج 16، ص 157؛ ج 17، ص 8، 59، 277، 292 و 304.
    [32] . جواهر الكلام، محمد حسن نجفی، ج 40، ص 422.
    [33] . كتاب الخمس، شیخ مرتضی انصاری، ص 74 و 297.
    [34] . الحدائق الناظره، ج 20، ص 224.
    [35] . جواهر الكلام، ج 25، ص 321 و 322.
    [36] . الحدائق الناظره، ج 20، ص 164.
    [37] . مسالك الافهام، ج 2، ص 226.
    [38] . جواهر الكلام، ج 23، ص 298.
    [39] . الحدائق الناظره، ج 24، ص 23.
    [40] . همان، ج 22، ص 193 و 195.
    [41] . همان، ص 523.
    [42] .جواهر الكلام، ج 36، ص 142.
    [43] . ضوابط الرضاع، محقق داماد، ص 30؛ شرح لمعه: شهید ثانی، ج 5، ص 165 : كتاب النكاح، شیخ انصاری، ص 321 و 339.
    [44] . الحدائق الناظره، ج 26، ص579 و 605.
    [45] . همان، ج 24، ص 625.

    ^&lt;&lt;&lt;علامه طبرسی&gt;&gt;&gt;^

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •