***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥*** سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***
صفحه 16 از 26 نخستنخست ... 6121314151617181920 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 151 تا 160 , از مجموع 259
  1. #151
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    و - از حضرت فخرالساجدين ، امام زين العابدين (عليه السلام ) نقل شده است كه فرمود: انما خلقت النار لمن عصى الله و لوكان سيدا قرشيا والجنه لمن اطاع الله و لو كان عبدا حبشيا؛(389) همانا آتش دوزخ آفريده شده براى كسى كه معصيت پروردگار را نمايد اگر چه سيد قريشى باشد، و بهشت آفريده شده براى كسى كه بندگى نمايد پروردگار را اگر چه غلام سياه باشد.
    مويد فرمايش حضرت سيدالساجدين (عليه السلام ) آن است كه پسر حضرت نوح (عليه السلام ) نافرمانى پروردگار را نمود، اهل دوزخ گرديد و جعفر كذاب كه فرزند بى واسطه حضرت امام على النقى (عليه السلام ) بود، نيز سركشى نمود از فرمايش خداوند و از درگاه پروردگار رانده شد. پس اگر نسب به كار مى آمد و فايده مى رساند، اين دو را نجات مى داد.
    اصمعى گويد: شبى طواف خانه كعبه مى كردم ، جوانى را ديدم جامعه كعبه را گرفته و مى گويد: ((اى آن كسى كه اجابت مى كنى دعاى كسى را كه در ظلمات غفلت و گناه فرو مانده ! و اى آن كسى كه اجابت مى كنى دعاى بيچاره درمانده را كه در تاريكيهاى شب تو را مى خواند! اى برطرف كننده ناخوشى حال و بلا و رنج (390).
    ((به تحقيق كه خفته اند كسانى كه به حضور تو آمده اند در گرد خانه كعبه بيدار شده اند و تو اى زنده و پاينده نخفتى (391).
    ((مى خوانم تو را اى پروردگار من اندهگين و شوريده وار و مضطرب حال ، پس رحم كن بر گريستن من به حق خانه و حرم كعبه (392).
    ((اگر سفيه سبك مغزى به خود تو اميد نداشته باشد پس چه كسى جود مى كند بر گناهكاران به كرم و بزرگوارى (393).
    ((اى آن كسى كه بندگان در هر حاجتى رو به درگاه تو مى آورند، شكايت آوردم به سوى تو از ناخوشى احوال خود پس رحم كن به شكايت من (394).
    ((اى اميد من ، تو از بين مى برى اندوه بسيار مرا پس ببخش بر من همه گناهان مرا و حاجت مرا رواكن (395).
    ((آورده ام به درگاه تو عملهاى زشت و تباه را و نيست در ميان خلق بنده اى به گنهكارى من (396).
    ((آيا مى سوزانى مرا در ميان آتش اى نهايت آرزوهاى بندگان ! پس كجاست اميدوارى من به رحمت تو و كجاست ترسيدن من از غضب تو(397).
    و بعد از آن بيهوش گرديد، نزديك او رفتم ديدم امام زين العابدين (عليه السلام ) است ، سر آن بزرگوار را در برگرفتم و گريان شدم ، قطره اى از اشك چشم من به رخسار آن حضرت ريخت ، چشم باز نمود و فرمود: (( من هذا الذى يهجم علينا؛ كيست كه بر سر ما آمده ؟.))
    گفتم : بنده كوچك تو، اصمعى است . اى سيد و آقاى من ! اين گريه و بى تابى چيست و حال آنكه تو از اهل بيت نبوت و معدن رسالتى ، مگر خداى تعالى شما را از گناه پاك نكرده آنجا كه مى فرمايد: انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت ويطهر كم تطهيرا...؛(398) ((خداوند مى خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد)).
    اما زين العابدين (عليه السلام ) به اصمعى (كه گويا مى خواست بفهماند كه هر كس از اهل بيت پيغمبر است اهل عذاب نيست ) فرمود: هيهات اى اصمعى ! همانا آفريده است خداى تعالى بهشت را براى آنكه بندگى نمايد او را اگر چه بنده حبشى باشد، و آتش را آفريد براى كسى كه نافرمانى كند او را اگر چه شريف قريشى باشد؛ زيرا خداى تعالى فرموده : فاذا نفخ فى الصور فلا انساب بينهم يومذ ولا يتساءلون فمن ثقلت موزينه فاولئك هم المفلحون و من خفت موازينه فاولئك الذين خسروا انفسهم فى جهنم خلدون ؛(399) ((زمانى كه در صور دميده شود، پس نسبى در ميان مردم در آن روز فايده نمى رساند و در آن روز از نسب سوال نمى كنند، كسانى كه مازين (اعمال ) آنان سنگين است آنها رستگارند و كسانى كه موازين آنان سبك باشد، آنها افرادى هستند كه بر جانهاى خودشان زيان مى رسانند (و) در دوزخ مخلدند)).
    نگارنده گويد: آنچه از اخبار و آثار استفاده مى شود اين است كه در قيامت نسبى نيست ، يعنى نبايد صاحبان نسب مانند سادات بر نسب خود ببالند هر چند بين سادات گرامى و غير سادات تفاوت وجود دارد، و سادات لازم است بيش از ساير مردم در بندگى كوشش كنند و بايد بيشتر متواضع باشند از طرفى هم بر جميع مردم لازم است كه آنان را اكرام نمايند و آنها را جانشين ائمه دانند و آنان را خدمت كنند، زيرا اشان يادگار ائمه هستند.
    چونكه گل رفت و گلستان شد خراب
    بوى گل را از كه جوئى از گلاب

    براى پى بردن به عظمت و بزرگوارى سادات و ذريه ائمه اطهار (عليه السلام ) طالبين به كتاب فضائل السادات و امثال آن مراجعه كنند. البته خود سادات هم بايد قدر عظمت خود را بدانند و نمونه اى از آبا و اجداد خود باشند.
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  2. #152
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    ز - گويند عمر بن عبدالعزيز، مردى علوى را ديد كه از روى تكبر راه مى رفت ، گفت : پيغمبر اكرم و على مرتضى (عليه السلام ) كه تو خود را به آن دو بزرگوار نسبت مى دهى و ادعاى خويشى با آنها را دارى ، چنين رفتارى را داشتند يا اينكه چنين عملى را دشمن مى داشتند؟
    ح - ميان سلمان فارسى و شخصى مباحثه اى رخ داد، آن شخص به سلمان گفت : تو كيستى ؟ (يعنى تو حسب و نسبى ندارى ) سلمان در جواب ، اين مطالب را بيان كرد: اول من و تو آب نجس گنديده و آخر من و تو نيز جيفه گنديده خواهد بود. چون قيامت شود و ترازوهاى اعمال نصب گردد، هر كه ترازوى حسنات او سنگين باشد، كريم بوده و هر كه سبك باشد، لئيم خواهد بود(400).
    ط - زمان حضرت موسى (عليه السلام ) دو مرد با هم در اصل و نسب ، نزاع و مفاخرت نمودند، يكى گفت : من پسر فلان فلانم ، ديگرى هم همان طور، اما با اين تفاوت كه اولى آنها پدرانش كافر و تا نه نفر از آنها را شمرد، و ديگرى پدرانش مسلمان بودند و گفت اگر پدرم مسلمان نبود، نام او را نمى بردم . به حضرت موسى (عليه السلام ) وحى شد كه بر خدا لازم است آنكه نه نفر پدران او كافرند او را در آتش و او را دهمى آنها قرار دهد و آنكه نسبش به پدر مسلمان منتهى شد، او را با پدر مسلمانش به بهشت برد.
    نيز از سلمان (صلى الله عليه و آله و سلم ) نقل شده است كه فرموده :
    ابى الاسلام لا اب لى سواه
    اذا افتخروا بقيس او تميم ((چون فرزندان قيس و تميم به پدرهاى خود افتخار كنند، من افتخارم اين است كه پدرى جز دين اسلام ندارم )).
    در زمان
    ((صاحب بن عباد)) مردى با يكى از سادات مبادله مالى داشت و سيد به او ظلم مى كرد، آن مرد پيش صاحب بن عباد شكايت كرد، صاحب اين دو شعر را نوشته و براى سيد فرستاد:
    لعمرك ما الانسان الا بدينه
    فلا تترك التقوى اتكالا على النسب فقد رفع الاسلام سلمان فارس
    وقد وضع الشرك الشريف ابالهب (401) ((سوگند به جان تو كه نيست انسانيت مگر به سبب دين ، پس پرهيزكارى را به پشتيبانى نسب از دست مده ؛ زيرا اسلام ، سلمان فارسى را بالا برد و شرك و بت پرستى ، ابى لهب با آن مقام را پست گردانيد)).
    روايت شده است كه زمان حضرت عيسى (عليه السلام ) شخصى از آن حضرت سوال نمود كه كدام فرد برتر و بالاتر است ؟ حضرت دو قبضه خاك برداشته و فرمود كه : كدام يك از اين دو قبضه خاك بر يكديگر رجحان ندارند و كسى برتر و بالاتر است كه پرهيزكارتر باشد(402).
    آرى ، همه مساوى هستند، آنكه مى خواهد برتر باشد، فروتن باشد و تقوا را پيشه خود سازد و بايد دانست سر سلسله متكبرين شيطان است كه به خدا گفت : من بهتر از آدم هستم ؛ زيرا مرا از آتش آفريدى و آدم را از خاك ، من اصل و نسبم نورانى و او تيره و تار است (403).
    صائب گويد:

    ترك عجب و كبر كن تا قبله عالم شوى
    سيرت ابليس را بگذار تا آدم شوى

    سعدى گويد:

    ز خاك آفريدت خداوند پاك
    پس اى بنده افتادگى كن چو خاك

    حريص جهانسوز و سركش مباش
    ز خاك آفريدت چو آتش مباش ‍
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  3. #153
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    افتخار به جاه و مقام

    اما طبقه سوم افرادى هستند كه به جاه و منصب و پادشاهى و كمالات ظاهرى ديگر مفتخرند و كبر مى ورزند در صورتى كه همان پادشاهى چند روزى بيش نيست ، به علاوه كمالى محسوب نمى شود.
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  4. #154
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    نكته ها

    1 - نقل شده است كه يكى از پادشاهان بر ((سقراط)) گذركرد و او را در خواب ديد مختصر لگدى به سقراط زد و گفت : برخيز! سقراط برخاست و از آن كبكبه و دبدبه پادشاهى پروا نكرد و اعتنايى به پادشاه ننمود. پادشاه گفت : مرا مى شناسى ؟
    گفت : نه ، ولى در تو طبع چهار پايان مى بينم ؛ زيرا لگد زدن كار ايشان است .
    پادشاه گفت : خوب ! با من چنين گستاخانه سخن مى گويى و پروا ندارى ، تو بنده و رعيت منى .
    سقراط گفت : نه چنين است ، بلكه تو بنده بنده منى .
    پادشاه گفت : چطور؟
    گفت : براى آنكه شهوتها و آرزوها، تو را فرمانبردار خود ساخته و من شهوتها را بنده و محكوم خود گردانيده ام .
    پادشاه گفت : من پادشاه زمانم و پدران من همه پادشاهان فرمانفرما بوده اند واز ممالك عالم فلان كشور و فلان ديار در تحت اقتدار من است .
    سقراط گفت : آنچه گفتى و به آن افتخار و مباهات نمودى ، همه عاريت و از امور اعتبارى است و سبب كمال نيست . اگر خواهى بر حقيقت آن مطلع شوى ، هر دو لباسهاى خود را از تن در آورده و در اين آب فرو رويم و با هم گفتگو كنيم تا علم و جهل و كمال و نقصان هر يك ظاهر گردد.
    پادشاه ديگر چيزى نگفت و گذشت (404).
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  5. #155
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    2- واعظى در مجلس هارون الرشيد وارد شد، هارون به وى رو كرد و گفت : مرا پندى ده .
    واعظ گفت : اگر بر تو تشنگى غلبه كند و تحصيل آب براى رفع آن ميسر نشود، چه خواهى داد به كسى كه علاج تشنگى تو را بنمايد؟
    گفت : بعد از آنكه آب را خوردى اگر به مرض حبس البول مبتلا شدى و نتوانستى آن را هم دفع كنى ، چه مى دهى به كسى كه علاج آن بنمايد؟
    گفت : نصف ديگر پادشاهيم را.
    واعظ گفت : پس به چنين پادشاهى كه ارزش آن به آشاميدن آبى بيش ‍ نيست ، معرور مباش (405).
    و املا كمالات ديگر مانند دانش سخنورى ، زور بازو و حسن جمال وقتى ارزش دارند كه توام با ((ايمان )) و صفت فروتنى باشند، اما اگر با ((عجب )) و غرور توام گرديدند، رشته كمال گسيخته شده و سرمايه سعادت تبديل به ضرر و زيان خواهد گرديد.
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  6. #156
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    3 - خداوند جهان درباره دانشمندان بى عمل و علماى سوء فرموده : مثل الذين حملوا التوره ثم لم يحملوها كمثل الحمار يحمل اسفارا...؛(406) ((مثل آنانكه دستورات دينى را ياد مى گيرند و عمل نمى كنند مانند الاغى است كه كتابهاى آسمانى را حمل كند)).
    علم كز تو، تو را نستاند
    جهل از آن علم به بود صدبار

    آب حيوان چه شد گره در حلق
    زهر گشت ار چه بود نوشگوار

    نه بر آن لعنت است بر ابليس
    كه نداند همين يمين ز يسار

    زان برو لعنت است بر ابليس
    علم دارد به علم نكند كار

    از پيغمبر خاتم (صلى الله عليه و آله و سلم ) نقل شده است كه : اشد الناس ‍ عذابا فى القيمه عالم لم يعمل بعلمه و لم ينفعه علمه ؛(407) سخت ترين مردم در روز قيامت از نظر عذاب ، دانشمندى است كه به علم خود عمل نكند و دانش او، او را سودى نزساند.
    و نيز فرمود: شر الناس العلماء السوء؛(408) بدترين مردم ، دانشمندان زشت سيرت مى باشند.
    از امام صادق (عليه السلام ) به اين مضمون روايت شده است كه : بعضى از دانشمندان دوست مى دارند كه دانش خود را مخزون دارند و ديگران از او اخذ نكنند، يعنى در آموختن آن بخل مى ورزند و مى خواهند كه به آن دانش ‍ اختصاص داشته و از ديگران امتياز داشته باشند، چنين دانشمندانى در نخستين طبقه از جهنم خواهند بود.
    و برخى از آنها كسانى هستند كه چون آنها را پندى گويند، عارشان آيد و چون آنان ديگران را پندگويند، درشتى نمايند، چنين دانشمندانى در دومين طبقه جهنم مى باشند.
    و بعضى ديگر كسانى هستند كه مى خواهند اظهار علم نزد صاحبان مال و ثروت كنند، نه نزد فقرا و مساكين ، اين عالمان در طبقه سوم آتش خواهند بود.
    و بعضى از آنها كسانى هستند كه در دانش خود راه سلاطين را مى پيمايند، اگر چيزى از سخن آنان رد شود يا فرمانشان اجرا نشود، بر آشفته مى گردند و چنين دانشمندانى در طبقه چهارم خواهند بود.
    و عده اى تتبع احايث و سخنان يهود و نصارا مى كنند تا عرض دانش خود را بدان افزايند، يعنى بفهمانند كه ما چنين كسانى هستيم كه بر مذهب آنها هم مطلع هستيم ، جاى اين دانشمندان در طبقه پنجم جهنم خواهد بود.
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  7. #157
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    و بعضى از علما خود را بر مسند فتوا نشانده مى گويند احكام دين را از من سؤ ال كنيد و شايد حرفى را درست نگويند، و خداى تعالى كسى را كه صفتى بر خود بسته باشد و از آن بى بهره باشد، دوست نمى دارد و جايگاه اين گروه از علما طبقه ششم آتش است .
    و برخى ديگر علم را وسيله رد بعضى از امور و رسيدن به مقاصد دنيوى مى سازند، جاى اينان در طبقه هفتم از آتش است .
    در نهايت عده اى هم علم را مى آموزند تا اينكه مردم آنان را از اهل مروت و عقل بدانند. اين گروه نيز در طبقه هشتم جهنم هستند(409).
    و در كافى از امام باقر (عليه السلام ) ذكر شده است كه هر كس طلب علم نمايد تا آنكه به سبب آن بر دانشمندان فخر و مباهات كند يا به وسيله آن با سفها بحث و جدل كند، يا به واسطه آن مردم را دور خود جمع نمايد، بايد فرود آيد در منزلى كه از آتش براى او آماده شده ، يعنى جاى او در جهنم است (410).
    و نيز در همان كتاب است از امام صادق (عليه السلام ) كه :
    اطلبوا العلم و تزينوا معه بالحلم والوقار وتواضعو لمن تعلمونه العلم و تواضعوا لمن طلبتم منه العلم و لا تكونوا علماء جبارين فيذهب باطلكم بحقكم ؛(411) دانش را فرا گيريد و آن را با حلم و وقار بياراييد و فروتن باشيد در برابر كسانى كه از شما دانش را فرا مى گيرد و در برابر كسانى كه از آنان دانش را مى جوييد فروتنى نماييد؛ از دانشمندان متكبر و جبار نباشيد كه فضيلت و حقانيت و فوايد شما را باطل مى گرداند.
    همچنين در همان كتاب روايتى ذكر شده بدين مضمون كه حضرت عيسى (عليه السلام ) به اصحاب خود فرمود: مرا به شما حاجتى است ، آن را رواكنيد.
    عرضه داشتند: روا باد حاجت تو يا روح الله !
    سپس حضرت برخاست و پاهاى ايشان را شست . اصحاب گفتند: ما بدين كار سزاوارتر بوديم .
    فرمود: همانا دانشمند، سزاوارترين مردم به خدمت است ، من فروتنى كردم كه بعد از من براى مردم فروتنى نماييد مانند فروتنى من براى شما. سپس ‍ فرمودند:
    بالتوا تعمر الحكمه لا بالتكبر و كذلك فى السهل ينبت الزرع لا فى الجبل ؛(412) به سبب تواضع ، حكت آباد مى گردد، نه به تكبر و همچنين كشت در زمين نرم مى رويد، نه در كوه ؛ يعنى همچنانكه تخم در كوه به عمل نمى آيد، حكمت و دانش نيز در قلبى كه تكبر است چون كوه به عمل نخواهد آمد بلكه رويش بذر حكمت و دانش به دل فروتن و نرم نياز دارد.

    چو علمت هست خدمت كن چو دانايان ، كه زشت آيد
    گرفته چينيان احرام و مكى خفته در بطحا

    چو علم آموختى از حرص ، آنگه ترس كاندر شب
    چو دزدى با چراغ آيد، گزيده تر برد كالا (413)

    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  8. #158
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    4 - اما زور بازو و نيرومندى و تنومندى ، فصاحت گفتار، مال و اولاد، صورت نيكو و مانند آن نيز باعث كمال انسانى نخواهد شد، زيرا با كوچكترين باد حوادث از بين خواهد رفت و انسان به سبب آنها عاقبت به خير نخواهد شد.
    از خلاصه موجودات ، سرور كائنات (صلى الله عليه و آله و سلم ) نقل شده كه افتخار مردمان در دنيا بر شش نوع است :
    اول : روى نيكو
    دوم : فصاحت
    سوم : اصل و نسب
    چهارم : مال و فرزند
    پنجم : قوت و زور
    ششم : پادشاهى
    و خداى تعالى فرموده اى محمد ! به آنكه به روى نيكوى خود مى نازد، بگو:
    تلفح وجو ههم النار...؛(414)((افرادى كه ترازوى عمل آنها سبك است ، صورتهاى آنها را آتش مى سوزاند)).
    و به آنكه به فصاحت مى نازد، بگو:
    اليوم نختم على افواههم ...؛(415)((در روز قيامت بر دهانهاى آنها مهر خواهيم زد)).
    و به آنكه به اصل و نسب افتخار مى كند، بگو:
    فاذا نفخ فى الصور فلا انساب بينهم يومئذ و لا يتساءلون ؛(416)((زمانى كه صور دميده مى شود اصل و نسبى در ميان آنها نيست )).
    و به آنكه به مال و فرزند مى بالد، بگو:
    ...عليها ملئكه غلاظ شداد...؛(417)((بر آتش جهنم موكلند فرشتگان درشت كلام و نيرومند سخت كار)).
    و به آنكه به پادشاهى مباهات مى كند، بگو:
    ... لمن الملك اليوم لله الوحد القهار؛(418)((در روز قيامت ندا شود ملك مال كيست ، سلطنت فرمانروايى چه كسى را خواهد بود؟ (همه مردم به يك زبان گويند:) مختص خداوند يگانه و بى مثل و نظير است ؛ آنكه بر همه غالب و قاهر است )).

    شاخى است از درخت حماقت رگ غرور
    خود را كسى ز يافتگى كم نمى كند
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  9. #159
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    ممدوح بودن تواضع

    از پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت شده كه : ان التواضع لايزيد العبد الا رفعه ، فتواضعوا رحمكم الله ؛(419) فروتنى بنده را غير از بلندى مرتبه نمى افزايد، پس فروتنى كنيد، خداوند شما را رحمت كند.
    بعضى خيال مى كنند كه تكبر آنها را به درجات مى رساند و فروتنى از شوكت آنها مى كاهد، در صورتى كه اين اشتباه بزرگى است ، بلكه صفت ((فروتنى )) مانند نمك مائده و تاج سربلندى است ، انسان را در پيش خالق و مخلوق عزيز مى نمايد و تخم محبتى است كه در دلها كشت مى شود.
    به حجاج بن ارطات گفتند: چرا به نماز جماعت حاضر نمى شوى ؟ گفت : براى من دشوار است كه هم صحبت بقال و قصاب شوم .
    در صورتى كه روش پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) بر خلاف اوست ؛ زيرا روايت شده كه غذا ميل مى فرمودند، شخصى سياه چهره آبله دار كه اعضايش پوست افكنده بود كنار هر كس نشست ، از نزد او برخاستند، حضرت وقتى چنين ديدند او را در پهلوى خود جاى داد(420).
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  10. #160
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    چند حكايت

    الف - از لاله بوستان شهادت ، حسين بن على (صلى الله عليه و آله و سلم ) نيز وارد شده كه آن حضرت بر جمعى از درويشان كه نشسته بودند و نان پاره ها كه از درها گرفته بودند مى خوردند، گذشتند، به حضرت تعارف نمودند كه : اى فرزند رسول خدا! در خوردن چاشت با ما رفاقت كن .
    آن حضرت فورا از اسب پياده گشت و فرمود: خداى تعالى متكبران را دوست نمى دارى ؛ سپس با آنها غذا خوردند و فرمودند: شما نيز مرا اجابت كنيد؛ آنها نيز دعوت حضرت را قبول و با ايشان به منزل رفتند و طعام خوردند(421).
    و در مجموعه ورام است كه حضرت سليمان (عليه السلام ) چون صبح مى كرد، نظرى به اغنيا مى نمود، اشراف را به نظر مى آورد تا به فقرا مى رسيد پس با آنها مى نشست و مى فرمود: ((مسكين مع المساكين ؛(422) درويشى هستم همنشين درويشان )).
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

صفحه 16 از 26 نخستنخست ... 6121314151617181920 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •