***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥*** سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***
صفحه 20 از 26 نخستنخست ... 10161718192021222324 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 191 تا 200 , از مجموع 259
  1. #191
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    يك نكته

    از امام صادق (عليه السلام ) نقل شده است كه چون روز قيامت گردد، ندا شود كجايند افرادى كه دشمن دوستان من بودند؟ سپس عده اى كه بر صورتهاى آنها گوشت نمى باشد بر مى خيزند، گويند اينها افرادى هستند كه مؤ منين را اذيت و آزار مى نمودند، كمر همت بر افسردگى آنها مى بستند، با آنها دشمنى كرده و در دينشان سرزنش مى كردند، سپس فرمان رسد كه آنها را به دوزخ برند(499).
    همچنين از آن حضرت روايت شده است هر كه تخم دشمنى بكارد، حاصل همان را بر دارد(500).
    از جناب مقدس نبوى (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت شده كه : ((در هيچ زمانى جبرئيل نزد من نيامد، مگر آنكه گفت : اى محمد! بپرهيز از كينه افراد و از دشمنى با آنها(501).
    از امام باقر (عليه السلام ) روايت شده كه : ((اگر مى خواهى خود را امتحان كنى و بدانى كه در تو خيرى هست ، به دل خود نگاه كن ، اگر اهل فجور و گناه را دشمن دارد، پس در تو خيرى است و خدا تو را دوست دارد، ولى اگر اهل طاعت را دشمن و اهل معصيت را دوست دارد، در تو خيرى نيست و خداوند دشمن توست ، و آدمى با هر كه دوست او مى باشد، محشور خواهد شد(502).
    همچنين از امام صادق (عليه السلام ) نقل شده است كه : ((هر دو مسلمان كه با هم نزاع و قهر كنند و سه روز بر آن باقى بمانند و اصلاح نكنند، از اسلام خارج شده اند و در ميان آنها دوستى نيست ، پس از آن هر كدام از آنها در دوستى سبقت كند و سخن گويد، در روز قيامت زودتر در بهشت خواهد رفت (503).
    باز از آن حضرت روايت شده است : ((تا زمانى كه دو مسلمان با هم در نزاع باشند، شيطان مسرور و خرسند است ؛ چون با هم ملاقات كرده صلح نمايند، زانوهاى شيطان مى لرزد و به هم مى خورد و پيوندهاى اندامش از هم جدا خواهد شد و فرياد مى كند اى واى ! ببينيد چگونه هلاك شدم (504 ).
    باز از امام صادق (عليه السلام ) روايت شده است : ((دو نفر به واسطه خشم از هم جدا نشوند، مگر آنكه يكى از ايشان مستجب لعنت گردد، و گاه باشد هر دو مستحق لعن شوند)).
    يكى از حضار گفت : خداوند جانم را فدايت كند! يكى از آنها ظالم و سزاوار لعنت است ، اما آن ديگرى كه ذى حق مى باشد چرا؟
    حضرت فرمود: ((براى آنكه او نمى خواند برادر مؤ من خود را به صله خود، و حرف او را فراموش نمى كند. از پدر خود شنيدم كه مى فرمود چون دو نفر با هم نزاع كنند و يكى از آنها ستم كند ديگرى را، بايد مظلوم پيش رفيقش كه بر او ظلم كرده برود و بگويد برادرم ! من به تو ستم كرده ام تا آنكه نزاع از ميانشان بر طرف گردد؛ زيرا خداى تعالى حاكم عادل است ، حق مظلوم را از ظالم خواهد گرفت (505))).
    پس ، از اين روايات استفاده مى شود كه نبايد مسلمانان نسبت به يكديگر ظلم و ستم نموده و كينه يكديگر را در دل بگيرند، بلكه بايد هر چه مى توانند به هم دوست و علاقه مند به يكديگر باشند و بدانند كه شيطان و نفس اماره هميشه در كمين بشر هستند و پيوسته آدمى را به جانب عداوت و دشمنى دعوت مى كنند تا چه كسى آنها را مهار زند و يا با آنا بجنگد، خلاصه شيطان و نفس اماره هر دو از سر سخت ترين دشمنان بشرند.
    خداوند دشمنى شيطان را نسبت به انسان در بسيارى از آيات متذكر شده از جمله فرموده كه : ((عبادت شيطان نكنيد؛ زيرا او براى شما دشمن آشكارى است (506))).
    درباره نفس اماره هم علاوه بر آيات قرآن كريم روايات زيادى وجود دارد از جمله اين روايت كه مى فرمايد: ((دشمن ترين دشمنان تو نفسى است كه در ميان دو پهلوى تو جاى دارد و از او غافل مشو و او را به دستگيره تقوا محكم ببند(507).
    پس بايد انسان از هر دو بپرهيزد و راه دوستى با مؤ منين را بپيمايد.
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  2. #192
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    دوستى در راه خدا

    از پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت شده كه : ((دوست داشتن مؤ من ، مؤ من را در راه خدا، از بزرگترين شاخه هاى درخت ايمان است . آگاه باشيد كسى كه دوستى كند در راه خدا، دشمن دارد در راه خدا، عطا كند در راه خدا، منع كند در راه خدا، پس او از برگزيدگان خداست (508 ))).
    از حضرت روايت شده است كه از اصحاب خود سؤ ال فرمود از دستگيره هاى ايمان كدام محكمتر است ؟ عرضه داشتند: خدا و رسول او داناتر است . بعضى گفتند: نماز، برخى گفتند: حج ، بعضى ديگر گفتند: جهاد.
    آن حضرت فرمود: ((براى هر كدام از آنهايى كه گفتيد، فضيلتى است اما آن نيست بلكه محكمترين دستگيره هاى ايمان دوستى در راه خدا، دشمنى در راه خدا، دوستى دوستان خدا و بيزارى از دشمنان خداست (509))).
    از امام صادق (عليه السلام ) نقل شده است : ((دو مسلمان كه با هم ملاقات و برخورد مى نمايند، همانا افضل آنها كسى است كه دوستى او بيشتر است از رفيقش (510))).
    باز از حضرت نقل شده است : ((افرادى كه در راه خدا دوستى مى نمايند، در روز قيامت بر منبرهايى از نور خواهند بود، به گونه اى كه نور صورتها و جسد و منابر آنها هر آينه هر چيزى را روشن خواهد ساخت تا آنكه به سبب آن شناخته شوند، سپس گفته مى شود كه اينها هستند دوست دارندگان در راه خدا(511))).
    از امام زين العابدين (عليه السلام ) نيز نقل شده است كه : ((چون در روز قيامت پروردگار، خلايق را جمع كند، منادى ندا كند به طورى كه همه بشنوند، كجايند افرادى كه در راه خدا دوستى كرده اند؟ طايفه اى برخيزند، سپس به آنها گفته مى شود كه بدون حساب به سوى بهشت رويد(512))).
    وقتى فرشتگان با اين گروه كه در حال رفتن به بهشت هستند، بر مى خورند سؤ ال مى كنند كجا مى رويد؟ مى گويند بى حساب به بهشت مى رويم . سؤ ال مى كنند شما از كدام طايفه هستيد؟ مى گويند عمل شما چه بود؟ جواب مى دهند در راه خدا دوست مى داشتيم و در راه او دشمن مى داشتيم . پس ‍ فرشتگان گويند: نعم اءجر العاملين (513)(514 ).
    از جناب اقدس نبوى (صلى الله عليه و آله و سلم ) رواست شده است كه : ((عابدترين مردمام كسى است كه باطنش از شومى نفاق نسبت به همه مسلمين صافتر و دلش سالمتر باشد(515))).
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  3. #193
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    رابطه مسلمان با مسلمان

    از امام صادق (عليه السلام ) روايت شده است : ((مسلمان برادر مسلمان است ، مسلمان چشم مسلمان ، آيينه مسلمان و راهنماى مسلمام است ، نه او را خيانت كرد و نه او را مكر كرده و نه ظلم به او نمايد و نه به او دروغ گويد و نه غيبت او را كند(516))).
    از امام باقر (عليه السلام ) نقل شده است كه : ((چند نفر به سفرى رفتند راه را گم كرده تشنگى بر آنها غلبه كرد به طورى كه يقين به مرگ خود كردند، در اين حالت پيرمردى جامه هاى سفيد پوشيده نزد آنها آمد و گفت : برخيزيد اين آب است ، برخاستند و آب آشاميدند. بعد گفتند: اى مرد تو كيستى خدا تو را رحمت كند؟
    گفت : من از جماعت جنم كه با رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بيعت كردند، به درستى كه من از آن حضرت شنيد كه فرمود: ((مؤ من برادر مؤ من و چشم و راهنماى اوست ، بنابراين سزاوار نبود كه بگذارم در حوالى منزل من هلاك شويد(517))).
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  4. #194
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    حقوق مسلمان بر مسلمان

    از معلى بن خنيس روايت شده كه به حضرت صادق (عليه السلام ) گفتم : حق مسلمان بر مسلمان چيست ؟ آن جناب فرمود: ((هفت حق مى باشد كه رعايت آنها واجب است ، اگر يكى از آنها را ضايع كند و رعايت ننمايد، از ولايت و فرمانبردارى خداوند بيرون رفته و براى او در آن نصيبى نيست ، يعنى همه آن از شيطان خواهد بود.
    عرضه داشتم : فدايت شوم ! آنها چه هستند؟
    فرمود: ((معلى من بر تو مهربانم ، مى ترسم بيان كنم و رعايت نكنى و دانا شوى و عمل ننمايى )).
    گفتم : به يارى خدا و توفيق او عمل خواهم كرد.
    فرمود: ((اول : آسانترين حق از آن حقوق ، آن است كه براى برادر مسلمان خود دوست دارى آنچه براى خودت دوست مى دارى و مپسندى براى او آنچه براى خود نمى پسندى .
    دوم : از آنچه باعث آزردگى او شود، دورى نمايى و رضايت او را به دست آورى و فرمان او را اطاعت كنى .
    سوم : با جان و مال و زبان و دست و پايت او را يارى كنى .
    چهارم : چشم و راهنما و آيينه او باشى .
    پنجم سير نباشى در وقتى كه او گرسنه باشد و سيراب نكردى در حالى كه او تشنه باشد و لباس نپوشى در صورتى كه او برهنه باشد.
    ششم : اگر تو را خدمتگزارى است و براى او خادمى نمى باشد، خدمتكار خود را نزد او فرستى تا لباس او را بشويد و غذا درست نمايد و رختخواب او را بيندازد.
    هفتم : سوگند او را نيكو دانى و بپذيرى و دعوت او را اجابت كنى و در وقت بيمارى او را عيادت نمايى و در تشييع جنازه او حاضر شوى و زمانى كه دانستى براى او حاجتى است ، به بر آوردن آن مبادرت و پيش دستى كنى و نگذارى كه از تو در طلبش مجبور گردد، بلكه كانه سبقت كنى ، چون اينها را به جا آوردى ، دوستى خود را به دوستى او، دوستى او را به دوستى خود متصل كرده اى (518))).
    اينها مطالبى بود در فضيلت ثواب دوستى و شدت عقاب دشمنى ، ولى راههاى بسيار آسانى جهت به دست آوردن صفت محبت و دوستى از پيشوايان دينى ما نقل شده كه بسيار پر ارج و بسيار كم هزينه مى باشند.
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  5. #195
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    ملاقات مؤ من با مؤ من

    ديدار مؤ منان با يكديگر موجب محبت و دوستى شده و كينه ها را نابود مى كند و در ضمن جزاى بزرگ جهان جاودانى را در پى خواهد داشت .
    از سزوز عالم ، اشرف بنى آدم (صلى الله عليه و آله و سلم ) رواست شده : ((كسى كه برادر دينى خود را در خانه اش زيارت كند، خداوند عزوجل به او گويد تو مهمان و زاير من هستى ، ضيافت تو بر من لازم است و من به جهت دوستى تو نسبت به برادر دينى هر آينه بهشت را براى تو واجب كردم (519))).
    چو از امام باقر (عليه السلام ) روايت شده كه : ((مؤ من وقتى از منزل خود براى زيارت برادر دينى اش بيرون مى رود، خداى تعالى فرشته اى را ماءمور مى كند تا بالى از بالهاى خود را زير قدم او افكند و بال ديگر را سايبان او كند، چون به منزل برادر خود مى رسد، خداوند فرمايد: اى بنده تعظيم كننده حق من ! و پيروى كننده آثار پيغمبر من ! بر من لازم است تو را گرامى دارم ، از من بخواه تا عطا كنم ، مرا بخوان تا اجابت نمايم . ساكت شو تا بدون خواستن ، حاجت تو را بر آوردم . بعد از آنكه مراجعت مى كند، فرشته مشايعت او مى نمايد و همچنان بال خود را سايبان او كرده تا به منزل خود داخل گردد، سپس خداى تعالى نيز فرمايد: اى بنده اى كه حقم را بزرگ شمردى ، حق اكرام تو بر من لازم است ، هر آينه بهشت را بر تو واجب و تو را اذن شفاعت دادم نسبت به بندگان خود(520))).
    و از امام باقر (عليه السلام ) و فرزند بزرگوارش امام صادق (عليه السلام ) روايت شده : ((هر مؤ منى كه از مومنى كه از منزل خود براى آنكه زيارت برادر مؤ من خود نمايد، بيرون رود و عارف به حق او باشد، خداى تعالى براى او به هرگامى حسنه نويسد، و گناهى از او محو گردد و درجه او بالا رود، چون در خانه او را كوبد، براى او درهاى آسمان گشوده شود، و چون ملاقات نمايد و مصافحه كند و دست به گردن يكديگر اندازند، خداى تعالى متوجه آنها گردد و بر فرشتگان مباهات كرده مى فرمايد: به سوى دو بنده من نظر كنيد كه زيارت هم كردند و با يكديگر در راه من دوستى نمودند، بر من لازم است بعد از اين ، آنها را به آتش عذاب نكنم . چون مراجعت كند، فرشتگان به عدد نفسها و گامها و كلماتش ، او را مشايعت كنند و او را از بلاهاى دنيا و شدايد آخرت محافظت نمايند تا مثل چنين شبى از سال آينده تپس اگر در اثناى آن سال بميرد، از حساب روز قيامت معاف باشد و اگر آن ديگرى كه زيارت شده نيز عارف به حق باشد، براى او آنچه براى زيارت كننده بود از پاداش نيز باشد(521))).


    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  6. #196
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    راه ديگر كه جهت كثرت محبت و به دست آوردن دوستى ذكر شده ((مصافحه )) و ((معانقه )) است .
    از امام باقر (عليه السلام ) نقل شده : ((زمانى كه دو مؤ من يكديگر را ملاقات كردند و با هم مصافحه نمودند، خداوند دست خود را در ميان دست آنها داخل مى كند سپس با آنكه محبت او با رفيقش زيادتر است ، مصافحه مى كند(522))).
    پوشيده نماند كه منظور از چنين روايات فضل و عنايت خدا است ، نه آنكه نعوذ بالله - خداوند هم مانند ما جسمى دارد، داراى دست ، چشم ، زبان و مانند آن است ((سبحان الله عن ذلك )). خلاصه ، ارزش اين عمل به اندازه اى است كه به منزله مصافحه با خداست . از امام صادق (عليه السلام ) نقل شده است كه : ((با هم مصافحه كنيد؛ زيرا مصافحه كينه را از دل مى برد(523))).
    مچنين در روايت وارد شده : ((مصافحه بامؤ من بهتر است از مصافحه با فرشتگان (524))).
    از امام صادق (عليه السلام ) درباره اثر و ارزش ((مصافحه )) چنين روايت شده كه : ((پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) حذيفه ابا كرد، حضرت فرمود: حذيفه من دست خود را به سوى تو دراز كردم تو دست خود را نگه داشتى )).
    عرضه داشت : افتخار من اين است كه دست من به دست شما خورد، ليكن جنب بودم و نخواستم با جنابت با تو مصافحه كنم .
    حضرت فرمودند: ((آيا نمى دانى هر گاه دو نفر مسلمان با هم ملاقات كنند و با يكديگر مصافحه نمايند، گناهانشان مى ريزد جنانكه برگ درختان فرو مى ريزد چنانكه برگ درختان فرو مى ريزد(525))).
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  7. #197
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    يك حكايت

    اسحاق بن عمار مى گويد: خدمت امام صادق (عليه السلام ) رفتم ، آن حضرت رو را ترش كرد و چين برابر و نشاند و به من نظر كرد. عرضه داشتم : چه باعث شده كه خاطر مبارك را از من منحرف ساخته اى ؟
    فرمود: ((آن چيزى كه تو را با برادران تو متغير ساخته ، اى اسحاق ! به من رسيده كه تو بر در خانه ، دربانى نشانده اى كه فقراى شيعه را از تو دور كنند)).
    گفتم : فدايت شوم ! من از شهرت ترسيدم .
    فرمود: ((آيا از بلا نترسيدى كه به سبب منع فقراء بر تو نازل شود، و نمى دانى زمانى كه دو مؤ من با هم ملاقات مى كنند سپس مصافحه مى نمايند، خداوند بر آنها رحمت خود را فرو مى فرستد و 99 جزء از آن براى آن است كه مجبت بيشتر دارد و چون با هم دست در گردن كنند، رحمت آنها را فرو مى گيرد و چون بنشينند و با هم سخن گويند، فرشتگان ضابط اعمال به هم گويند كناره گيريم ، شاى آنها را سرى باشد كه هر آينه خداوند بر ما پوشيده باشد)).
    اسحاق گويد: گفتم مگر خداوند نفرموده كه : ما يلفظ من قول الالديه رقيب عتيد؛(526) ((هيچ سخنى را انسان تلفظ نمى كند، مگر اينكه نزد آن دو فرشته اى مراقب و آماده براى انجام ماءمور يتند)).
    حضرت فرمود: ((اگر حفظه نمى شنوند خداى عالم السر و الخفيات هر آينه مى شنود و مى بيند(527))).
    از اين قبيل روايات در اين باره بسيار وارد شده ، ذكر آنها با اختصار كه ما بر آن هستيم منافات دارد لذا اين بخش را به ذكر داستان زير خاتمه مى دهيم (528).
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  8. #198
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    حكايتى ديگر

    از حضرت على بن موسى الرضا (عليه السلام ) روايت شده كه : ((روزگارى در بنى اسرائيل چهار نفر مؤ من بودند، روزى دو نفر آنها در منزل يكى از آنها جمع گشته و با هم مناظره داشتند، نفر چهارم آمد و در را كوبيد، غلام صاحب خانه بيرون آمد، آن شخص سؤ ال كرد مولاى تو در خانه است ؟ گفت نه ، آن مرد مراجعت كرد، غلام به خانه برگشت ، مولاى او سؤ ال كرد كه بود؟ گفت فلانى بود و شما را سؤ ال كرد، گفتم در خانه نيست . مولا از جواب كردن آن مؤ من ، آزرده خاطر نشد و غلام را سرزنش نكرد. مؤ منين ديگر هم آزرده نشدند. روز بعد اول صبح همان مرد مؤ من آمد، آنها را ديد كه از خانه بيرون آمده اند و اراده دارند به صحرا روند، بر آنها سلام كرد و گفت : من نيز با شما رفيقم ؟ گفتند: آرى ولى از او معذرت نخواستند براى اينكه آن مرد فقير و ضعيف الحال درويشى بود، لذا او را حقير شمردند.
    در بين راه ابرى بر آنها سايه افكند، خيال باران كردند، سرعت نمودند، ابر بر سر آنها راست ايستاد، ناگهان صدايى از ميان آن بلند شد كه اى آتش ! آنها را بگير، من جبرئيل فرستاده خدايم ، سپس آتش از جوف ابر نمايان شد و آن سه نفر را در ربود، نفر چهارم ترسان و حيران و تعجب كنان به شهر برگشت و به حضرت يوشع قضيه را بيان كرد. حضرت فرمود: آيا نمى دانى كه خداوند بر آنها غضب كرده بعد از آنكه از آنها خشنود بود و آن به سبب عملى است كه با تو كردند.
    مرد سؤ ال كرد: مگر با من چه كرده بودند؟ حضرت قضايا را براى او بيان فرمودند، گفت : من آنها را مى بخشم و از تقصيرشان در مى گذرم .
    فرمود: الان به حال آنها فايده ندارد، اگر پيش از بلا بود، نفعى داشت و شايد بعد از اين فايده به حال آنها داشته باشد(529).
    برادران عزيز! اميد است از اين روايات نفعى برده و از عمل به آنها در قلبتان نورى تابيده ، پيوسته رعايت برادران دينى خود را نموده و به احدى از مسلمانان و متدينين ، كوچكترين اهانتى را ننماييد؛ زيرا ممكن است همان طورى كه استفاده مى شود عملهاى ديگر انسان هم باطل و هيچ گردد، چون آنكه امر به نماز و روزه و مانند آن كرده همين دستورات را هم داده ، پس ظلمى نيست اگر به سبب اين سركشى و بى اعتنايى ، بقيه طاعات هم نابود گردد.
    از خداوند خواهانيم كه خودش هادى و نگهدار و معين اعمال ما باشد.
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  9. #199
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    حسد

    بدانكه ((حسد)) رشك بردن به مردم است به سبب نعمتى كه خدا به آنها عنايت كرده ، با ميل زوال نعمت از آنها، و اگر رشك بردن به تنهايى باشد بدون ميل زوال ، ((غبطه )) است و آن از نظر اسلام علاوه بر اينكه منع نشده ، بلكه به آن ترغيب هم شده است ، لذا از امام صادق (عليه السلام ) روايت شده كه : ((مؤ من غبطه مى خورد، ولى حسد نمى ورزد و منافق حسد مى ورزد و غبطه نمى خورد(530))).
    پس غبطه غير حسد و حسد غير غبطه است ، اولى بد است و دومى نيكو. روايات بسيارى در مذمت حسد از بزرگان دين وارد شده است ، از جمله امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد: ((همانا حسد ايمان را مى خورد و نابود مى سازد همچنانكه آتش هيزم را نابود مى كند(531))).
    همچنين از آن حضرت روايت شده است كه : ((اصول و ريشه هاى كفر سه چيز است : حرص ، كبر و حسد(532))).
    در روايت است كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: خداوند به حضرت موسى (عليه السلام ) خطاب كرد اى پسر عمران ! حسد مبر بر آنانكه از فضل خود به آنها داده ام و به سوى آن چشم خود را مكش و پيروى نفس را مكن ؛ زيرا شخص حسود ناراضى به نعمتهاى من و منع كننده قسمت من است از آنچه بين بندگانم تقسيم كرده ام ؛ كسى كه چنين باشد، من از آن نبوده و آن نيز از من نمى باشد(533))).
    از اميرالمومنين (عليه السلام ) كلماتى كوتاه ، ولى پرمعنا و بزرگ درباره مذمت اين صفت هلاك كننده وارد شده كه اگر كسى در آنها تدبر و تفكر و انديشه نمايد، پى خواهد برد به خباثت آن و هيچ وقت گرد آن نخواهد رفت .
    بعضى از كلمات امام (عليه السلام ) چنين است :
    ((ايمان از حسد بيزار است (534))) يعنى مؤ من از حسد بر كنار است .
    - ((حسود بر مقدرات الهى خشمناك است (535))).
    - ((حسود در درياى غم فرو رفته است (536))).
    - ((حسد محبوس كردن روح است (537))). (يعنى همان طورى كه محبوس ‍ ناراحت است و بر او سخت مى گذرد، روح حسود هم در زندان بوده و پيوسته ناراحت است ))).
    - ((حسد، جسد را آب خواهد كرد(538))).
    - ((حسود سودى نخواهد برد (و هميشه در مقام پست خود خواهد ماند(539)))).
    - از پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت شده است : ((لذت حسود از همه مردم كمتر است (540))).
    راستى اگر كسى يك نظر عميقانه در اين جهان از ابتداى آفرينش نمايد تا آخر، صدق گفتار بزرگان دين بر او ثابت خواهد شد.
    نخست شيطان بر آدم صفى الله حسد برد، مطرود درگاه خداوند شد، قابيل به برادر عزيزش ((هابيل )) حسد برد، او را كشت و خود را بسيار ناراحت و غمگين ساخت ، ايمانش را هم از دست داد. برادران حضرت يوسف (عليه السلام ) به آن بزرگوار حسد برده ، آن بزرگوار را اذيت و آزار كرده و پيراهن از تن او در آورده و او را در چاه انداخته دروغ بسيار در مقابل عملشان گفتند، خود را غمگين ، پدر بزرگوارشان ، حضرت يعقوب را آزرده خاطر ساخته و آن بزرگوار را همچنان به رنج فراق يوسف مبتلا كردند. و همچنين طور اگر بخواهيم يك به يك حسودان جهان را بشماريم ، منافات با اختصار دارد و تا مى توانيم بايد مراعات خيرالكلام ماقل و دل را بنماييم .
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  10. #200
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    بشارت به بهشت

    روايت شده كه يكى از حضار مجلس پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) گويد: خدمت حضرت رسالت پناه نشسته بوديم ، حضرت فرمود: ((الان از اين راه مردى از اهل بهشت خواهد آمد)).
    سپس مردى از انصار در آمد در حالى كه آب وضو از محاسن او مى چكيد و نعلين خود را به دست گرفته بود، سلام كرد.
    فرداى آن روز نيز رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) همان فرمايش را كرد و همان مرد آمد. روز سوم نيز به همان نحو فرمود و همان مرد آمد. چون حضرت تشريف بردند، عبدالله بن عمرو بن عاص از دنبال آن مرد انصارى رفت و گفت : ميان من و پدرم گفتگوى درشتى واقع شده و من سوگند خورده ام تا سه شب نزد او نروم ، اگر اجازه مى فرماييد، اين سه شب را خدمت شما باشم . آن مرد گفت : بفرماييد.
    پس سه شب نزد او به سر برد و از او عبادت و بيدارى نديد، فقط در وقت تكان خوردن ، ذكر خدا مى كرد و همچنان خوابيده بود تا براى نماز صبح برخاست ، ليكن از او جز سخن خير نشنيد.
    عبدالله گويد: چون سه شب گذشت ، به او گفتم حقيقت امر اين است كه بين من و پدرم حرفى نشده ، ولى از حضرت پيغمبر در حق تو چنين شنيدم ، خواستم كه بر عمل و عبادت تو مطلع گردم از تو عمل بسيارى نديدم ، پس ‍ چه چيز تو را به اين مرتبه رسانيده و از اهل بهشت گردانيده ؟
    انصارى گفت : غير از آنچه از من ديدى ، بندگى ديگرى نيست جز آنكه بر هيچ يك از مسلمانان در خود غشى نمى يابم و به خير و خوبى كه خداى تعالى به آنان عنايت كرده ، حسدى در خود نمى بينم .
    عبدالله گفت : همين است كه تو را به اين مرتبه رسانيده و آن صفتى است كه ما را طاقت آن نبوده و تحصيل آن از ما نمى آيد(541).
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

صفحه 20 از 26 نخستنخست ... 10161718192021222324 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •