***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥*** سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***
صفحه 22 از 26 نخستنخست ... 12181920212223242526 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 211 تا 220 , از مجموع 259
  1. #211
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    ب -نقل شده كه از ((اشعث طماع )) پرسيدند: طمع تو تا چه اندازه و مرتبه رسيده ؟
    گفت : به اين اندازه كه هر گاه از خانه كسى دودى بر آيد، من ظروف خود را مهيا مى كنم كه شايد از آن مطبوخ مقدارى هم جهت من فرستند.
    و يا مى گويد: اگر در عزاى كسى مشورتى مى كنند، جزم پيدا مى كنم كه ميت براى من وصيت كرده است . هميشه دامن خود را بالا مى زنم تا اگر كسى از بالا چيزى اندازد يا مرغى در هوا زخمى خورد يا تخمى كند، به دامن من افتد، چون از بازار مسگران گذرم افتد، دستور دهم كه چكش به قوت كوبند تا ظروف بزرگتر شوند به اميد آنكه اگز روزى در آن غذا كنند و جهت من آورند بيشتر گيرد.
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  2. #212
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    ج -بعضى از اكابر درباره ((طمع )) تمثيلى آورده اند و آن اينكه روزى صيادى مرغى به نام ((چكاوك )) را صيد كرد، مرغ از صياد پرسيد كه مرا چه خواهى كرد؟ گفت : ذبح مى كنم و گوشت تو را خواهم خورد.
    مرغ گفت : گوشت من آن اندازه نيست كه تو را سير كند، ليكن من تو را سه خصلت ياد دهم كه فايده آن بيش از گوشت من تو را به كار آيد، يكى از آنها را اكنون كه در دست تواءم ياد مى دهم ، دوم را وقتى كه مرا رها كردى و بر شاخ درخت نشينم ، سوم را چون بر قله كوه قرار گرفتم .
    صياد گفت : خصلت اول را بگو. گفت : بر آنچه از دست تو مى رود، دريغ و غصه مخور؛ ((لا تلهفن على مافات )).
    صياد آن را آزاد نمود، چون بر شاخه درخت نشست ، گفت : چيزى كه وقوعش محال است آن را باور مكن . چون بر قله كوه قرار گرفت ، گفت : اى نادان ! اگر مرا ذبح مى كردى ، هر آينه از چينه دان من دو دانه گوهر بيرون مى آوردى كه هر يك به وزن بيست مثقال باشد.
    صياد بعد از شنيدن اين سخن بسيار افسوس خورد و لب حسرت به دندان گرفت و گفت : خصلت سوم را بگو. مرغك گفت : اكنون دو سخن ، تو را آموختم فراموش كردى ، چه بگويم مگر به تو نگفتم بر آنچه از تو فوت شد، افسوس مخور و آنچه وقوعش محال است باور نكن . تو نمى گويى كه جثه من همه بيست مثقال نيست ، چگونه در چينه دان من دو دانه گوهر هر يك بيست مثقال وجود دارد، چكاوك اين را گفت و پريد و رفت .(564)
    داز ((حسين بن علوان )) روايت شده وقتى براى طلب علم در يكى از مجالس درس بوديم و خرجى من در يكى از سفرها تمام شده بود، يكى از ياران گفت : در اين عسرت و پريشانى به كه اميدوارى ؟ گفتم : فلانى .
    گفت : چون چنين است ، به خدا سوگند حاجت تو را بر نياورد و از او به مطلوب نخواهى رسيد.
    گفتم : خدا تو را رحمت كند، تو چه مى دانى .
    گفت : همانا امام صادق (عليه السلام ) براى من فرمود كه : من در بعضى از كتب آسمانى خوانده ام خداى تعالى فرموده سوگند به عزت و جلال و بزرگى ارتفاع من بر عرشم كه قطع خواهم نمود آرزوى هر كه به غير من آرزومند است به نا اميدى ، و او را در نزد مردم جامه مذلت و خوارى بپوشانم و از قرب خود او را برانم ، از كمال نزديكى خود دورش گردانم . آيا در سختيها به غير من اميدوار است ، در صورتى كه سختيها در دست من است و در غير مرا مى كوبد و حال اينكه كليد درهاى بسته در دست من است و در كرم من براى آنانكه مرا خوانند باز است ......
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  3. #213
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    ....
    كيست آنكه براى رفع نوايب و سختيهاى خود اميد به من داشته باشد، من آن را بر طرف نكرده و نا اميدش كرده باشم ؟ كيست آنكه براى امر مهمى به من اميدوار شده و من اميد او را از خود قطع كرده ام ؟ من اميدهاى بندگان خود را نزد خود حبس و ضبط كردم ، پس آنها راضى به آن نشدند و آسمانهاى خود را پر كردم از كسانى كه از تسبيح من ملول و خسته نشده و آنها را فرمان دادم كه درهاى بين من و بندگانم را نبندند، اعتماد به گفتار من ننمودند.
    آيا كسى كه او را مصيبتى از معصيت هاى من پيش مى آيد، نمى داند كه هيچ كس جز من مالك كشف و رفع آن نمى باشد؟ مگر بعد از اجازه من ، چرا مرا گذاشته به غير من اميد دارد، آنچه از من سؤ ال نكرده بود، به او عطا كردم و سپس از او باز گرفتم از من سؤ ال ننمود كه دوباره به او باز گردانم و از غير من سؤ ال كرد، آيا مرا چنين مى پندارد پيش از آنكه سؤ ال كند عطا كنم ، ولى بعد از سؤ ال اجابت نكنم ؟ آيا من بخيلم كه بنده من مرا بخيل مى داند؟
    آيا جود و كرم از من نيست و آيا عفو و رحمت در دست من نمى باشد؟ آيا من مركز آرزوها نيستم ؟ پس آنكه قطع اميد كند غير من است . آيا آنهايى كه به غير من آرزومندند نمى ترسند؟ اگر جميع اهل آسمانها و اهل زمين آرزوها كنند و به آنها هر كدام به اندازه آنچه به همه داده ام عطا نمايم به اندازه يك عضو مورچه از پادشاهى و ملكم كم نخواهد شد. چگونه كم خواهد شد ملكى كه من نگهدار آنم ، بدا به حال آنكه از رحمت من نا اميد است و واى به حال افرادى كه مرا معصيت كردند و از من انديشه ننمودند.(565)
    نگارنده گويد: اگر كسى خواهد پى به عظمت آفريدگار و طريقه روزى رساندن او ببرد بايد در موجودات بنگرد و نظر عميقانه در اين دنياى عريض ‍ و طويل بيفكند كه پروردگار روزى رسان و خداوند منان چگونه روزى مخلوقات خود را مقرر فرموده كه هر كدام صبح كه مى شود از خواب سر بر مى دارند روزى آنها معين و حاضر گرديده ، از نهنگ كوه پيكر گرفته تا مورچه و حيوانات ريز ذره بينى ، آيا چه فردى اين چنين توانايى را دارد به غير از خداوند توانا!؟
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  4. #214
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    ه - نقل شده كه روزى فرمانفرماى جن و بشر، حضرت سليمان پيغمبر (عليه السلام ) در كنار دريايى نشسته بود مورچه اى را ديد دانه گندمى برگرفته جانب دريا مى رود تا به كنار آب رسيد، ناگاه قورباقه اى سر از آب در آورد و دهان خود را گشود و مورچه به دهان آن رفت ، سر در آب فرو برد.
    بعد از مدتى قورباقه از آب بر آمد و دهان گشود، آن مورچه بيرون آمد و دانه گندم با او نبود. حضرت سليمان (عليه السلام ) از اين امر غريب در شگفت شد، مورچه را صدا زد، قضيه را سؤ ال نمود. مورچه گفت : اى پيغمبر خدا! در قعر اين دريا سنگى است سوراخ ، در جوف آن كرمى است نابينا و خداى تعالى آن كرم را همانجا آفريده ، توانايى ندارد از آنجا بيرون آيد و طلب معاش كند، مرا متكفل روزى آن ساخته كه دانه برگرفته به سوى او بروم و ره قورباغه هم فرمان داده مرا در كام خود جاى دهد و بدور از گزند آب به آن سنگ برساند و دهان به سوراخ سنگ بگذارد من از دهان او بيرون مى آيم و به جوف آن سنگ مى روم ، چون روزى آن كرم نابينا را رسانيدم ، دوباره به دهان قورباغه مى روم و آن مرا به كنار دريا مى رساند.
    حضرت سليمان سؤ ال كرد: آيا از آن كرم تسبيحى شنيده اى ؟ گفت : آرى ، مى گويد: اى كسى كه مرا در جوف اين سنگ در قعر اين دريا فراموش ‍ نمى كنى و به من روزى مى رسانى ، به رحمت خود را فراموش مكن ، اى رحيم ترين رحم كنندگان !(566)(567)
    رزق را آرام جز در كام روزى خوار نيست
    رو به سوراخ دهن مورى بود هر دانه اى
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  5. #215
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    و - از جناب اقدس نبوى (صل الله عليه و اله و سلم ) نقل شده كه وقتى به محلى از كوهسار مدينه رفتند، راوى گويد: من نيز در خدمت آن جناب بودم ، آن حضرت داخل وادى شد سپس با دست مبارك به جانب من اشاره فرمودند، رفتم مرغى را ديدم بر درخت نشسته و منقار بر هم مى زند.
    حضرت فرمودند: مى دانى اين مرغ چه مى گويد، گفتم : نه . فرمود: مى گويد خدايا! تو عادلى هستى كه ستم نمى كنى ، چشم مرا از من گرفتى الان من گرسنه ام ، پس سيرم كن .(568)
    در اين هنگام ملخى متوجه آن مرغ شد و به دهان آن رفت ، مرغ بار ديگر منقار به هم زد، حضرت فرمود: مى دانى چه مى گويد؟ عرضه داشتم نه . فرمود: مى گويد كسى كه بر خدا توكل كند خداوند، او را كفايت خواهد كرد و كسى كه به ياد خدا باشد، خداوند او را فراموش نخواهد كرد.(569 )
    سپس حضرت فرمود:
    ((كيست آنكه بعدا براى روزى دلگير شود و روزى جويد صاحب خود را زياده بر آنكه وى روزى خود را مى جويد)).(570 )
    بى مگس هرگز نماند عنكبوت
    رزق را روزى رسان پر مى دهد(571)
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  6. #216
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    ز - از جمله غرايب و آثار رزاقيت آفرينش ((مرغ سقا)) است ، اين مرغ بزرگ جثه و با قوت است و چنانكه نقل و مشاهده شده در زير حلقوم آن پرده اى مانند مشك آويخته شده و به وسيله آن به حيواناتى كه در بيابانهاى بى آب وجود دارند، آب مى رساند و كيفيت آن را چنين نقل كره اند كه :
    مرغان سقا به الهام حضرت آفريدگار حكيم توانا آن پرده هاى شبيه به مشك را كه در زير حلقوم آنهاست ، از آب پر كرده به بيابانهاى بى آب مى برند، حيوانات ضعيف و تشنه آنها را مى شناسند، چون از دور مى بينند، جمع مى شوند، آنها هم وقتى اين حيوانات را مى بينند فرود مى آيند، حلقوم خود را به زمين مى گذارند و منقارشان را باز مى كنند آن مرغان و حيوانات تشنه آمده از منقار او مانند لوله تلمبه آب بر مى دارند و پيوسته كار آنها و آن مرغان چنين است (572).
    حكيم سنائى گويد:
    جان بى نان به كس نداده خداى
    زآنكه از نان بماند پابرجاى

    با تو ز آنجا كه لطف يزدانست
    گرد نان به دست تو جانست

    اين گرد سخت دار نان مى خور
    چون گرو رفت قوت جان مى خور

    روزى تو اگر به چين باشد
    اسب كسب تو زير زين باشد

    تا تو را نزد او برد به شتاب
    ورنه او را به تو و تو در خواب

    كار روزى چو روز دان به درت
    كه ره آورد روز روزى تست

    خلاصه ، نبايد از ياد برد كه فقط خداوند روزى رسان است چنانكه خود مى فرمايد: ((در زمين هيچ جنبنده و صاحب حياتى نيست ، مگر اينكه بر خداست روزى آن (573))).
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  7. #217
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    رزق از ديدگاه روايات

    چنانكه منقول است خداوند عالم خطاب به بنده اش مى فرمايد: ((اى فرزند آدم ! تو را از خاك آفريدم و سپس از نطفه ، در آن عاجز نگشتم ، آيا گرده نانى مرا عاجز خواهد كرد كه آن را به سوى تو رانده در وقتش به تو رسانم ؟(574))).
    از پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت شده كه به ابى ذر فرمود: ((اگر بشر از روزى خود فرار كند آن طور كه از مرگ فرار مى كند، هر آينه روزى او را خواهد گرفت چنانكه مرگ او را مى گيرد(575))).
    دائم رسيد روزيت از مطبخ كرم
    روزى چو مى خورى غم روزى چه مى خورى

    نقل شده حضرت موسى (عليه السلام ) زمانى عرضه داشت : ((پروردگارا! آيا فرعون را روزى مى دهى در صورتى كه او ادعاى خدايى مى كند؟ وحى آمد كه اى موسى ! اگر فرعون ترك عبوديت كرد، ما ترك ربوبيت نمى كنيم (576))).
    پس ، از تمام اين روايات و حكايات استفاده مى شود كه روزى به طور جزم و قطع به انسان خواهد رسيد و نبايد انسان غصه روزى را بخورد، و راستى كسى كه جهت روزى انديشه كند و غم و اندوه خورد، ايمانش كامل نيست ، انسان مؤ من مسلمان بايد سعى و كوشش كند ايمانش را كامل نمايد و كمال ايمان به اين است - در آيات و روايات و حكاياتى كه گويا و بيانگر رزاقيت خداوند است ، نظر عميقانه بيفكند تا روزنه اى از معرفت خدايى در دلش ‍ باز شود و قلبش به بركت آنها روشن شود. خوانندگان را به كتاب ((سيربشر)) (اثر مؤ لف ) ارجاع مى دهيم .
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  8. #218
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    تجارت

    پوشيده نماند كه چون ((روزى )) مانند مرگ سراغ ما خواهد آمد، پس آيا رفتن به دنبال آن بى ثمر است ؟ نه چنين است ، بلكه بايد دنبال آن هم رفت ؛ زيرا روزى دو قسم است : يك قسم آن خودش خواهد آمد؛ قسم ديگر آن را انسان بايد طلب كند و به دنبال آن برود. در روايت وارد شده كه دعاى سه طايفه مستجاب نمى گردد:
    اول آنكه : خداوند به او مالى داده ، ولى آن را بيجا مصرف نمايد و سپس از خداوند طلب روزى كند، در جواب او گفته مى شود به تو مال دادم چرا بيجا صرف كردى .
    دوم : مردى كه از زن خود راضى نباشد دعا كند مرا خلاص كن ، به او گفته مى شود آيا اختيار طلاق آن را به تو نداده ام .
    سوم : مردى كه در خانه خود نشيند و گويد خدايا! روزى مرا برسان ، به او گفته مى شود كه راه طلب روزى را براى تو قرار نداده ام (577)؟
    از على بن عبدالعزيز نقل شده كه امام صادق (عليه السلام ) احوال عمر بن مسلم را از من پرسيد، گفتم : جانم به فدايت ! رو به عبادت آورده و ترك تجارت كرده است .
    حضرت فرمود: ((واى بر او! آيا نمى داند كه دعاى ترك كننده روزى مستجاب نخواهد شد، به درستى كه قومى از اصحاب رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) وقتى كه آيه كريمه و من يتق الله يجعل له مخرجا ويرزقه من حيث لا يحتسب ...(578) فرود آمد، در خانه ها و دكانهاى خود را بستند و رو به عبادت نمودند و گفتند: خداوند روزى ما را متعهد شده است . اين خبر به رسول خدا رسيد، سراغ آنها فرستاد كه چه شما را بر اين داشته ؟ گفتند: روزى ما تكفل شده . حضرت فرمود: كسى كه چنين كند، دعاى او مستجاب نخواهد شد، برويد دنبال كسب خود(579).
    همچنين از ابساط بن سالم نقل شده كه خدمت امام صادق (عليه السلام ) رفتم ، آن جناب احوال عمر بن مسلم را پرسيدند، گفتم مشغول عبادت است ، ولى ترك تجارت كرده است .
    حضرت سه مرتبه فرمودند: ((ترك تجارت از كار شيطان است آيا او نمى داند كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) متاع قافله اى را كه از راه شام آمده بودند، خريد و در آن سودى برد و قرض خود را داد و در ميان فاميل خود تقسيم كرد)).
    خداى تعالى مى فرمايد: ((مردانى هستند كه آنها را تجارت و خريد و فروش ‍ از ذكر خدا باز نمى دارد(580))).
    حضرت مى فرمايد: ((هرزه گويان خيال مى كنند كه آن عده كه خداوند تعريفشان كرده تجارت نمى كردند. خير، آنها در موقع نماز، تجارت خود را بر زمين مى نهادند و آنان بهتر و بالاترند از كسانى كه نماز بخوانند و تجارت نكنند(581))).
    در روايت وارد شده است كه : ((خداوند مؤ من صاحب حرفه و صنعت را دوست مى دارد(582))). چناچه از اميرالمؤ منين (عليه السلام ) نقل شده كه خداى تعالى به حضرت داوود (عليه السلام ) وحى كرد كه : ((تو نيكو بنده اى مى باشى ، اگر اين دو صفت در تو نباشد: يكى آنكه از بيت المال مى خورى و ديگر اينكه با دست خود كارى را انجام نمى دهى )).
    آن جناب تا چهل روز گريه كرد، خداوند به آهن وحى كرد براى بنده من داوود نرم شو. آهن به امر حضرت آفريدگار نرم گرديد، آن حضرت هر روز يك زره مى ساخت و به هزار درهم مى فروخت ، سپس 360 زره ساخت و از بيت المال مستغنى گرديد(583).
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  9. #219
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    چند حكايت

    الف - در روايت آمده كه يك نفر از انصار را فقر و بيچارگى روى داد، نزد پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) رفت و حال خود را گفت . حضرت فرمودند: ((آنچه در خانه دارى از اثاث بياور و چيزى از آن را حقير مشمار)).
    انصارى رفت و نمد و ظرفى را آورد. آن جناب فرمود: ((اينها را چه كسى مى خرد؟)) مردى گفت : من به يك درهم مى خرم . فرمود: زيادتر كه مى خرد؟ مرد ديگر گفت : من به دو درهم مى خرم . فرمود: ((بردار و قيمت آن را بده )).
    حضرت قيمت آن را گرفت و به مرد انصارى داد و فرمود: ((يك درهم آن را خرج كن و با درهم ديگر تبرى خريده نزد من آور)).
    آن مرد رفت تبرى خريد و نزد آن سرور آورد. آن جناب فرمود: ((چه كسى دسته به اين تبر مى زند. مردى گفت : من . حضرت دسته تبر را گرفت و با دست مبارك به آن زد و فرمود: ((برو با اين هيزم بكن و هر چه را ديدى بكن و كوچك مشمار)).
    آن مرد رفت بعد از پانزده روز بار ديگر خدمت آن جناب رسيد، حضرت ديد كه حالش خوب شده است و از فقر نجات پيدا كرده ، فرمود: ((اين چنين كسب معاش كردن بهتر از آن است كه در قيامت بيايى و در روى تو اثر ذلت صدقه مردمان باشد(584))).
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  10. #220
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    ب - روايت شده هر كه از دسترنج خود خورد، از صراط مانند برق سريع بگذرد(585))).
    همچنين منقول است كه حضرت داوود (عليه السلام ) به كفش دوزى گذشت و فرمود: ((آقاى كفشدوز! كار كن و بخور؛ زيرا خداى تعالى دوست دارد كسى را كه كار مى كند و مى خورد و دوست ندارد كسى را كه مى خورد و كار نمى كند(586))).
    ج - مشهور است حضرت سليمان (عليه السلام ) با آن مقام از برگ خرما، زنبيل و امثال آن مى بافت و امرار معاش مى نمود(587).
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

صفحه 22 از 26 نخستنخست ... 12181920212223242526 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •