***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥*** سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***
صفحه 24 از 26 نخستنخست ... 1420212223242526 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 231 تا 240 , از مجموع 259
  1. #231
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    فضيلت انفاق

    بايد دانست كه هر چه بنده خداوند بذل و بخشش كند، خداوند بيشتر به او خواهد رساند و كف پربخشش او را بيشتر پر خواهد نمود.
    بخشش ز تو و مايه بخشش ز خداوند
    گر ابر شوى دست تو در كيسه دريا است

    خداوند درباره انفاق فرموده : ((آنچه از مالتان در راه خدا صرف نموديد، خداى تعالى عوض آن را خواهد داد و او بهترين روزى دهندگان است (623))).
    همچنين فرموده كه : ((شيطان در بذل مال شما را به مغفرت و فضل وعده مى دهد و خدا وسعت دهنده و داناست (624))).
    در روايت وارد شده كه : ((هر روز در وقت طلوع آفتاب ، فرشته اى ندا مى كند: پروردگارا! براى هر كه انفاق نموده عوض آن را و براى هر كه امساك و بخل نموده تلف (مال ) آن را تعجيل فرما(625))).
    از اميرالمومنين (عليه السلام ) روايت شده : ((كسى كه دست خود را به احسان مى گشايد وقتى مقدور باشد، خداوند در دنيا عوض آنچه انفاق كرده مى دهد و در قيامت براى او دو چندان خواهد نمود(626))).
    و نيز از امام باقر يا امام صادق عليهما الاسلام منقول است كه : ((خداوند دخل را به اندازه خرج از آسمان مى فرستد، كسى كه يقين دارد هر چه بذل كند جاى او خواهد آمد، نفسش در انفاق سخى و دلش در آن قوى مى گردد(627))).
    شخصى خدمت على بن موسى الرضا (عليه السلام ) مشرف شد، آن جناب از او سؤ ال فرمود كه : ((امروز چيزى انفاق كرده اى ؟)). عرضه داشت : نه ، والله حضرت فرمود: ((پس خدا چطور عوض به ما مى دهد، انفاق كن اگرچه به درهمى باشد(628))).
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  2. #232
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    انفاق امام صادق (عليه السلام )

    از امام صادق (عليه السلام ) روايت شده كه به فرزند خود محمد فرمود: ((محمد! از آن خرجى كه در نزد توست ، چه اندازه مانده ؟ گفت : چهل دينار. فرمود: آن را بيرون آر و صدقه بده . گفت : غير آن باقى نمانده . فرمود: باشد، آن را صدقه بده ؛ زيرا خداوند - عزوجل - عوض آن را خوهدداد، آيا نمى دانى هر چيزى را كليدى است و كليد رزق ، صدقه است )).
    محمد، چهل دينار را صدقه داد، بيش از ده روز بر آن نگذشت كه از جايى و محلى چهار هزار دينار جهت حضرت آمد. امام صادق (عليه السلام ) به فرزند خود فرمود: ((پسر جانم ! ما چهل دينار در راه خدا داديم ، خداى تعالى چهار هزار دينار به ما عطا فرمود(629))).
    از پسر ابى نصر بزنطى منقول است كه حضرت رضا (عليه السلام ) در نامه اى خطاب به فرزندش امام جواد (عليه السلام ) نوشته بود:
    ((ابا جعفر! به من اين طور رسيده كه وقتى سوار مى شوى ، غلامان تو را از در كوچك بيرون مى برند، اين به خاطر بخلى است كه دارند تا مبادا از تو به كسى خيرى برسد. سؤ ال مى كنم از تو به حقى كه من بر تو دارم كه دخول و خروجت نبايد غير از اين باشد كه از در بزرگ در آيى و خارج شوى ، و زمانى كه سوار مى شوى بايد طلا و نقره با تو باشد، سپس كسى از تو سؤ ال نكند مگر اينكه به او عطا كنى و هر كس از اعمام تو سؤ ال كردند، نبايد كمتر از - پنجاه - يا بيشتر به او عطا كنى و هر كه از عمه هاى تو سؤ ال كردند، كمتر از ((25 دينار)) به او مده و بيشتر اختيار با توست ، همانا مراد من به اين ، جز اين نيست كه خداى تعالى تو را به آن رفيع و بلند مرتبه گرداند، پس انفاق كن و از اين مترس كه صاحب عرش تو را تنگدست و فقير سازد(630))).
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  3. #233
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    دو حكايت

    الف - منقول است كه در زمان حضرت داوود - على نبينا و عليه الاسلام - زنى از خانه خود بيرون آمده بود و سه گرده نان و سه رطل جو نيز همراه خود داشت ، فقيرى از او سؤ ال نمود، آن زن آن سه گرده نان را به او داد و با خود گفت : جو را آسيا و براى خود نان تهيه مى كنم ، ناگاه تندبادى آمد و جو را با ظرفش از بالاى سر او ربود.
    زن تنگدل شد، خدمت حضرت داوود - على نبينا و عليه السلام - رفت و قضيه را گفت . آن جناب فرمود: ((پيش فرزندم رو و جريان را براى او عرضه دار)).
    زن خدمت حضرت سليمان - على نبينا و عليه السلام - رفت و ماجرا را گفت . حضرت هزار درهم به او عطا فرمود.
    زن پيش حضرت (عليه السلام ) آمد و آن جناب را خبر داد، حضرت فرمود: برو و درهمها را پس ده و بگو چيزى نمى خواهم جز اينكه از باد سؤ ال كنى چرا جو مرا برد.
    زن دوباره پيش حضرت سليمان (عليه السلام ) آمد، آن حضرت هزار درهم ديگر بر آن افزود، خدمت حضرت داوود (عليه السلام ) آمد، حضرت فرمود: برو درهمها را پس بده و بگو من چيزى نمى خواهم ، فقط از خداى تعالى استحضار فرشته موكل باد را مى خواهم .
    حضرت سليمان (عليه السلام ) از درگاه خدا استحضار آن فرشته را تقاضا كرد، چون حاضر شد، حضرت جويا شد، فرشته گفت : تاجرى حيوانات بسيارى داشت ، توشه او تمام شده بود، نذر كرد از توشه هر كه بخورد، يك سوم بار آن حيوانات از او باشد، ما جو آن زن را جهت او برديم ، او به حيوانات خود داد، اكنون بر او وفاى نذر واجب است .
    حضرت سليمان (عليه السلام ) تاجر را حاضر ساخت و از او سؤ ال نمود. تاجر اقرار كرد و از حضرت خواست صاحب جو را حاضر سازد. چون حاضر شد، تاجر گفت : ثلث بار حيوانات من به تو تعلق دارد و آن 360 هزار دينار است .
    حضرت داوود (عليه السلام ) متوجه حضرت سليمان (عليه السلام ) شد و فرمود: ((فرزندم ! هر كه مى خواهد معامله كند و از آن سود برد، بايد با خداى كريم معامله كند(631))).
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  4. #234
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    ب - مى گويند يكى از اعاظم و امراى نامدار به نام ((ابودلف )) كه در جودو كرم مشهور روزگار بود، روزى نخلى را كه در آن ((3060)) عدد خرما بود در راه خدا صدقه داد، خداوند كريم نيز عوض هر دانه خرما يك روستا، يعنى 3060 روستا به وى مرحمت كرد(632).
    راستى جاى توجه است كه خداوند عالم چگونه و به چه كيفيت عوض ‍ مى دهد؛ زن از معامله اى كه با خدا كرد و با چند گرده نان دل درويش ‍ مستمندى را خرسند كرد و در مقابل 360 هزار دينار از خزانه كرم الهى گرفت ؛ ابودلف همچنانكه ديديم از معامله خود با خدا سود هنگفت به دست آورد و خداوند در مقابل هر عدد خرما يك روستا به وى عنايت كرد.
    آرى انفاق مال ، مال را كم نمى كند و كسى كه چنين خيال مى كند حضرت كريم على الاطلاق را نشناخته است امساك و ذخيره كردن مال ، آن را به باد فنا مى دهد.
    بخل بيرون مى برد از دست منعم مال را
    آب در دست كسى هرگز نماند با فشار

    از حسين بن ايمن نقل شده كه امام باقر (عليه السلام ) فرمودند: ((يا حسين ! انفاق نما و به عوض آن از جناب خدا يقين داشته باش ؛ زيرا هيچ بنده اى از زن و مرد بخل نكرد در آنچه رضايت الهى در آن است مگر آنكه چند برابر آن را در آنچه سخط الهى در آن است صرف كند(633))).
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  5. #235
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    شأن نزول آيه (و اما من بخل )

    خداوند در قرآن فرموده : ((و اما كسى كه بخل ورزد و طلب غنا نمايد و تكذيب كند توحيد و يا بهشت را، زود باشد كه آماد سازيم او را براى سختى و زمانى كه در آتش افتد، مالش ، او را نفع نبخشد(634))).
    شاءن نزول آيات فوق را چنين نقل كرده اند: در خانه مردى از انصار درخت خرمايى بود كه شاخه هاى آن به خانه مرد فقير و عيالمندى آويزان شده بود، هر وقت مرد انصارى براى چيدن خرما از درخت بالا مى رفت ، دانه هايى از خرما به زمين مى افتاد و بچه هاى مرد فقير برداشته به دهان مى گذاشتند، انصارى فورا از بالاى درخت پايين مى آمد و دانه هاى خرما را از دست بچه ها مى گرفت و حتى آنچه در دهان گذاشته بودند، از دهانشان بيرون مى آورد.
    مرد فقير بينوا شكايت او را پيش پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) برد، حضرت صاحب درخت را طلبيد به او فرمود: فلان درخت خرما را به من مى دهى تا در مقابل ، درخت خرماى بهشتى بگيرى ؟ گفت : نه ، زيرا درخت خرمايم بسيار و هيچ كدام از آنها مانند اين نيستند.
    اين را گفت و رفت .
    يكى از حضار به نام ((ابو دحداح )) گفت : يا رسول الله ! اگر من اين درخت خرما را از او بخرم ، آن درخت بهشتى را به من خواهى داد؟ فرمود: آرى .
    سپس ابودحداح پيش آن مرد رفت و گفت : اين درخت را به من بفروش . در جواب گفت : تو واقفى كه من به پيغمبر نفروختم با اينكه در مقابل نخله اى از بهشت داد، ولى به تو مى دهم در صورتى كه هرچه گفتم در مقابل بدهى . گفت : بگو.
    انصارى گفت : آن را كمتر از چهل نخله نفروشم ، ابودحداح هر چند اصرار كرد، نداد، آخرالاءمر ابوحداح نخلستانى كه در مدينه داشت چهل نخله آن را داد و درخت مرد انصارى را خريد و عده اى را شاهد گرفت ، آنگاه خدمت حضرت آمد و عرضه داشت : نخله را خريدم .
    آن جناب هم نخله را خريد و در مقابل نخله اى از بهشت به او داد، سپس ‍ منزل مرد فقير آمد و فرمود: اين نخله را به شما بخشيدم ، سپس خداوند اين سوره را فرو فرستاد و در آن اختلاف سعى آدمى را بيان فرمود كه بعضى براى دنيا و بعضى براى آخرت تلاش مى كنند(635).
    نگارنده گويد: آيات و روايات بيش از انيهاست كه ذكر شد، ولى ذكر همه آنها موجب تطويل مى شود و با نطر ما منافات دارد. البته براى فرد بصير همين اندازه كافى مى باشد و نظر كردن و توجه به اين روايات و حكايات بهترين راه است براى ترك صفت پست ((بخل )) ولى در عين حال لازم است بخيل علاوه بر مطالعه آيات و رواياتى كه در مذمت بخل وارد شده رواياتى كه فضيلت جود و سخا را بيان مى كند دقيق تر بنگرد، اميد است - ان شاء الله - به جود پروردگار جواد گردد.
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  6. #236
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    سخاوت از ديدگاه روايات

    روايات و حكايات هم دوباره ((جود)) و ((سخاوت )) بسيار وارد شده ، ما به بعضى از آنها اكتفا مى كنيم .
    اميرالمؤ منين (عليه السلام ) فرمود: ((نردبانى كه بشر مى تواند به وسيله آن از حضيض بى قدرى بر اوج بزرگوارى برود، فروتنى و سخاوتمندى است (636))).
    و نيز آن جناب فرمود: ((همانا آقاى اهل دنيا، بخشنده هايند(637))).
    همچنين آن حضرت فرمود: ((در شگفتم از كسى كه با مال خود بنده هايى را مى خرد و آزاد مى كند چگونه با احسان خود آزادها را نمى خرد تا بنده كند(638))).
    در روايت است كه مردى خدمت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) آمد عرضه داشت : به حسب ايمان از مردم كدامشان افضل و برترند؟
    حضرت فرمود: ((آنكه دست او بيشتر انفاق كند(639))).
    از حضرت ابوالحسن (عليه السلام ) روايت شده كه : ((سخاوتمند به خدا و به بهشت و به مردمان نزديك مى باشد(640))).
    و از حضرت ابوالحسن موسى بن جعفر (عليه السلام ) نقل شده : ((سخاوتمندى كه خلق او نيكو باشد، در پناه خداست و دست عنايت از او برنمى دارد تا او را داخل بهشت گرداند، و هيچ پيغمبر و وصى پيغمبرى به غير سخاوت مبعوث نشده و از صالحان نبوده مگر سخى ، و پيوسته پدرم مرا به سخاوت سفارش مى كرد تا وقتى كه از دنيا رحلت نمود(641))).
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  7. #237
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    خدا سخى را دوست دارد

    از امام صادق (عليه السلام ) روايت شده كه جمعى از مردم يمن خدمت حضرت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) مشرف شدند، و در ميان آنها مردى بود كه در گفتگو و دليل آوردن و مباحثه كردن ، بيشتر از همه آن حضرت را اذيت كرد به حدى كه پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) خشمناك شد رگ غضب در ميان دو چشم آن بزرگوار تحريك شد و چهره مباركش متغير، چشم به زمين انداخت ، جبرئيل (عليه السلام ) فرود آمد و گفت : ((خدا تو را سلام مى رساند و مى فرمايد: اين مردى سخى است ، اطعام مى كند)).
    فورا خشم آن حضرت فرو نشست و سر مباركش را بالا كرد و فرمود: ((اگر جبرئيل از جانب خداوند بزرگ به من خبر نمى داد كه تو سخى و نان ده مى باشى ، هر آينه تو را مى كشتم )). آن مرد گفت : خداى تو سخى را دوست مى دارد؟ فرمود: ((آرى )).
    فورا كلمه شهادتين را بر زبان جارى كرد و گفت : سوگند به آنكه تو را به حق برانگيخته كه من احدى را از مال خود رد نكرده و محروم ننموده ام (642).
    همچنين منقول است كه : ((خداوند به حضرت موسى (عليه السلام ) وحى كرد: سامرى را مكش ؛ زيرا او سخى است (643))).
    روايات در اين باب بيش از اينهاست كه به تحرير آمد و براى ما همين اندازه كفايت مى كند ولى به جهت زيادى بصيرت ، فى الجمله اشاره اى به احوالات بزرگان دين مى شود تا شايد به يارى و توفيق حضرت بارى ، روزنه اى از جود و سخاوت آنها هم به دل ما باز گردد.
    بايد متوجه بود كه انبياى بزرگ و پيغمبر ما چگونه زندگى نمودند، با دنيا چگونه معامله كردند، امر معاش آنها چطور بوده ، با زيردستان و بيچارگان چگونه رفتار مى كردند.
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  8. #238
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    يك روايت

    روايت است كه پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) سه روز پى در پى سير غذا نمى خورد و بسيار كم غذا ميل مى فرمود و پيوسته روزها را روزه مى گرفت و به قناعت به سر مى برد. در بعضى روايات دارد كه آن حضرت هرگز نان گندم نخورد و از نان جو هم سير نخورد در صورتى كه بر همه چيز از مال دنيا قادر بود(644).
    روزى جبرئيل (عليه السلام ) بر آن جناب فرود آمد و عرضه داشت : ((پروردگار تو را سلام مى رساند و مى فرمايد اگر مى خواهى كوهها را طلا و نقره كنم ، هر جا كه باشى با تو باشد)). آن حضرت انديشه ى مختصرى نمود و فرمود: ((اى جبرئيل ! اين دنيا خانه كسى است كه خانه ندارد و مال دنيا، مال كسى است كه مال ندارد و كسى جمع دنيا كند كه عقل ندارد)).
    جبرئيل (عليه السلام ) گفت : ((خداوند تو را بر اين گفتار ثابت بدارد(645))).
    و نيز روايت شده كه خداوند على اعلا جبرئيل را فرستاد تا خزينه هاى دنيا را بر آن حضرت عرضه بدارد، آمد و گفت : اى محمد! اين خزائن دنياست ، اگر تصرف نمايى ، از نصيب تو كه در نزد خداوند است كم نخواهد شد.
    حضرت فرمود: ((دوست عزيزم جبرئيل ! مرا به خزائن احتياجى نيست ، وقتى گرسنه شوم ، از خدايى كه پروردگار من است مسئلت مى كنم و چون سير گشتم ، به شكر او قيام مى نمايم (646))).
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  9. #239
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    شأن نزول سوره (هل اتى )

    بعد از پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) بخشنده روزگار اميرالمومنين (عليه السلام ) و اولاد گرامى آن جناب ، گوى سبقت اين صفات را ربوده اند، لذا در فضايل و مناقب و جود و بخشش آنها، آيات بسيار و سوره هايى فرود آمده از جمله سوره مباركه ((هل اتى )).
    كيفيت نزول سوره ((هل اتى )) بنابر آنچه روايت شده ، چنين است : روزى دو نور ديده عالم ، حضرت امام حسن و امام حسين (عليهما السلام ) مريض ‍ شدند، حضرت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) با جمعى از اصحاب به عيادت آن دو بزرگوار رفتند، سپس به اميرالمومنين (عليه السلام ) فرمود: ((على جان ! براى اين دو فرزند خود نذرى كن )).
    آن حضرت نذر كرد ((اگر خداوند ايشان را شفا كرامت فرمايد، سه روز متوالى به شكرانه آن ، روزه بدارم .
    حضرت خيرالنساء فاطمه زهرا عليها السلام با دو فرزند عزيز خود و فضه خادمه نيز به پيروى از آن بزرگوار همان نذر را كردند.
    چون خداوند مهربان كرم فرمود و آن دو آقازاده را شفا داد، تصميم گرفتند به نذر خود وفا كنند، اتفاقا در حجره آن طاهره كونين چيزى كه به آن افطار كنند وجود نداشت ، اميرالمومنين (عليه السلام ) چنانكه در بعضى از روايات وارد شده نزد شمعون يهودى كه پيغمبر براى تو آن را بريسد و سه صاع جو اجرت دهى ؟ گفت : آرى . پشم و سه صاع جو را تسليم حضرت كرد. آن جناب آن را به حجره آن مخدره آن مخدره آورد.
    بعضى چنين نوشته اند كه خود حضرت اجير شد كه شبى نخلستانى را تا صبح در برابر آن مقدار جو آب دهد، به هر تقدير اهل بيت و فضه خادمه به نذر خويش وفا كردند و روزه گرفتند، روز اول ، آن انسيه حوراء، ثلث جو را آرد كرد و پنج قرص نان مهيا نمود، همينكه شب شد، نماز مغرب را گزاردند و مى خواستند افطار كنند كه صدايى شنيدند: سلام بر شما اى اهل بيت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) من مسكينى از مسكينان هستم مرا اطعام كنيد تا خداوند شما را از ((مائده ))هاى بهشت اطعام كند. سرور اسخيا قرص نان خود را داد، باقى اهل بيت نيز تاءسى به آن جناب نمودند و آن شب همه با آب خالص افطار كردند.
    روز دوم نيز حضرت فاطمه - سلام الله عليها - مانند روز گذشته پنج قرص ‍ ديگر ترتيب داد، چون شب شد بعد از نماز خواستند افطار كنند باز آوازى به گوش آنها رسيد: سلام بر شما اى اهل بيت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) يتيمى بر در سراى شماست بى كس و در مانده و فقير و گرسنه ، ممكن است او را اطعام كنيد تا خداى تعالى شما را از طعام بهشت اطعام كند.
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  10. #240
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    بعضى چنين نوشته اند(647) كه يتيمى از مهاجرين آمد و گفت : پدر من در روز عقبه شهيد شده . حضرت على (عليه السلام ) قرص نان خود را به او صدقه داد و خود با آب افطار كرد، اهل بيت و فضه نيز پيروى نمودند و همه با آب افطار كردند.
    روز سوم به همان نحو آن سيده دو سرا پنج قرص نان را تهيه ديد، چون شب شد باز در وقت افطار ندايى آمد: من اسيرى از اسيران محمدم در اينجا، غريب و مضطر و گرسنه ام ، مرا طعامى دهيد تا خداى تعالى شما را از خوان بهشت طعام دهد. شاه و لايت پناه نان خود را داد، باقى نيز به آن حضرت اقتدا كردند، آن شب نيز به آب خالص افطار نمودند.
    چون روز چهارم شد، آن سرور اوليا دو فرزند خود را خدمت حضرت رسالت پناه آورد در حالى كه آن دو تازه نهال باغ كرم و فتوت از شدت گرسنگى مى لرزيدند همينكه آن جناب چشم مباركش بر ايشان افتاد، فرمود: يا اباالحسن ! چرا چنين ضعيف و ناتوانند.
    اميرالمومنين (عليه السلام ) حقيقت احوال را به عرض رسانيد. پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) به سوى خانه حضرت فاطمه - سلام الله عليها - روان شد، وقتى وارد حجره فاطمه - سلام الله عليها - شد، ديد آن طاهره به نماز مشغول است و از شدت گرسنگى شكمش به پشت چسبيده ، به روايتى چشمهاى آن بانو فرو نشسته بود. رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) وقتى قره العين خود را به آن حالت ديد، فرياد كشيد: ((بارالها! اهل بيت محمد از گرسنگى مى ميرند(648))).
    و به روايتى آن حضرت اهل بيت خود را جمع كرد و خود را بر آنها افكند و مى گريست و مى گفت : ((شما سه شبانه روز است گرسنه ايد و من از شما غافل بودم (649))).
    سپس جبرئيل (عليه السلام ) فرود آمد و سروه مباركه ((هل اتى )) را در شاءن اميرالمومنين و اهل بيت آن بزرگوار (عليه السلام ) آورد(650).
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

صفحه 24 از 26 نخستنخست ... 1420212223242526 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •