***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥*** سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***
صفحه 3 از 26 نخستنخست 123456713 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 259
  1. #21
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,179      تشکر : 15,630
    11,459 در 3,504 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    دنيا از ديدگاه آيات و روايات


    همچنانكه حديث نبوى (صلى الله عليه وآله ) مويد همين مقال است : منهومان لا يشبعان طالب علم و طالب دنيا؛(36) دو خورنده هستند كه سير نمى شوند: خواهان علم و خواهان دنيا.
    و ارباب ذوق سليم ثروت دنياى دون و لئيم را به ((آب شور)) تشبيه كرده اند، هر كه بيشتر مى نوشد، تشنه تر مى گردد(37).
    بنابراين دشمن ورع و تقوا؛ يعنى حرص و طمع روز به روز قوت گرفته و نهال تقوا و ورع را دم به دم ضعف و ناتوانى مى گردد، رفته رفته آدمى خود را به ارتكاب مكروهات و شبهات دلير مى سازد و از آنجا به مهالك محرمات و نامشروعات مى اندازد و ديگر نفس سركش را به جلوگيرى از نزديك شدن به منهيات به غايت مشكل است .
    خداوند متعال مى فرمايد: ...ان الانسن ليطغى اءن رءاه استغنى ؛(38) ((به درستى كه آدمى چون خود را مستغنى و بى نياز ديد، هر آينه طغيان ورزد و نافرمانى و گردنكشى (و انكار امر و نهى الهى ) كند)).
    واقعا كار به جايى مى رسد كه آدمى علاوه بر اينكه با بندگان خدا مى جنگد با خداوند هم مى خواهد بجنگد و گردنكشى در برابر خداوند مى كند، لذا ارباب بصيرت و فهم ، ملك و مال اين دار غرور را به آب باران مثال زده اند كه باران تا وقتى كه به حد اعتدال و احتياج مردم مى بارد، باعث آبادى عالم و رفاه و آسايش بنى آدم مى گردد و چون از آن مرتبه تجاوز نمود، موجب خرابى جهان و خسارت انسان مى گردد.
    مال دنيا نيز تا به قدر اعتدال به دست مى آيد، كشور دين و دنيا آباد و باعث انتظام امر معاش و معاد است و همين كه رو به زيادتى نهاد و كار به پر كردن صندوق افتاد، علت صدگونه بلا و خرابى دين و دنيا مى گردد.
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  2. #22
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,179      تشکر : 15,630
    11,459 در 3,504 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    در كتاب كافى از حضرت صادق (عليه السلام ) منقول است كه : ليكن طلبك للمعيشه فوق كسب المضيع و دون طلب الحريص الراضى بدنياه المطمئن اليها؛(39) بايد در جستجوى وجه معاش خود باشى و سعى تو در اين باب بيش از كسى باشد كه در امر معيشت بى باكى و تقصير مى كند و كمتر از حريصى كه از عقبى به دنياى خود راضى گشته و دل بر آن مى نهد.
    لقمان فرزند خويش را وصيت مى كند كه : با بنى ! لا تدخل فى الدنيا دخولا يضر باخرتك و لا تتركها تركا تكون على الناس ؛(40) اى فرزندم ! داخل در دنيا مشو به طورى كه به آخرت تو ضرر زند و دنيا را هم به طور كلى ترك مكن كه سربار جامعه باشى .
    از پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله ) ماثور است كه : من طلب الدنيا حلالا مكاثرا مفاخرا لقى الله وهو عليه غضبان ؛(41) كسى كه طلب دنيا كند از راه حلال و قصدش زيادى اموال و فخر فروشى باشد، ملاقات مى كند خدا را در حالى كه بر او غضبناك است .
    در مذمت اين قسم از طلب دنيا همين بس كه آدمى به شومى اشتغال و جمع ملك و مال از ذكر حضرت ذوالجلال باز مى ماند و مضمون اين آيه كريمه در حق او صدق مى نمايد كه : يايها الذين ءامنوا لا تلهكم امولكم ولا اولدكم عن ذكر الله و من يفعل ذلك فاولئك هم الخسرون ؛(42) ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد! مبادا مال او فرزندانتان شما را از ياد خدا غافل سازند و كسانى كه به امور دنيا از ياد خدا غافل شدند آنها به حقيقت زيانكارند)).
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  3. #23
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,179      تشکر : 15,630
    11,459 در 3,504 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    قسم دوم : حب دنيا

    اما قسم دوم آن است كه ديده ورع از ملاحظه حلال و حرام پوشيده و بر جمع ملك و مال همت ورزد و تمام عمرش را صرف اندوختن درهم و دينار كند و آخرت خود را به زرق و برق دنيا بفروشد و به تلبس جامه هاى حرير و طلا مايل شده خود را از حلل تقوا عارى سازد و خلع ربقه (43) بندگى حق نموده و در ربقه بندگى دنيا خود را داخل نمايد؛ يعنى رشته بندگى خداوند را از گردن خود باز نموده و خودش را آزاد بداند، در اين وقت است كه آيه شريفه زين للذين كفروا الحيوه الدنيا...؛(44) ((حيات و متاع دنيوى در نظر كافران جلوه كرده است كه اهل ايمان را مسخره مى كنند))، در حق او صادق باشد و تهديد ...اليوم ننسئكم كما نسيتم لقاء يومكم هذا و ماوئكم النار و ما لكم من نصرين ذلكم بانكم اتخذتم ءايت الله هزوا و غرتكم الحيوه الدنيا...؛(45) (((به دنيا پرستان و كفار و گناهكاران خطاب شود كه ) امروز شما را از رحمت خود فراموش مى كنيم چنانكه شما در دنيا سرگرم شهوت و غفلت بوديد و ملاقات اين روز سخت را فراموش كرديد، اينك منزل شما آتش دوزخ است و بر نجات خود ياورى نداريد، اين عذاب شما كيفر آن است كه به آيات خدا تمسخر كرديد و مغرور زندگانى دنيا شديد))، به احوال ايشان مطابق خواهد بود.
    آيات قرآن كريم در تهديد و وعيد درباره كسى كه طالب دنياست و دنيا او را مغرور نموده بسيار است و بعضى از آنها در فصول آتيه ذكر شود، اشتباه نشود بر اينكه افرادى كه مال زياد دارند مذمت شده اند، بلكه اشخاصى كه مايلند مال زياد به دست آنها بيايد و حرص مى ورزند بر جمع مال ، و الا چه بسيار از ثروتمندانى كه حرص نورزيده و علاقه به مال دنيا نداشته و داراى ملك و مالهاى زيارى بوده اند؛ مانند حضرت داوود، سليمان بن داوود، ذوالقرنين و امثال ايشان (46).
    مى توان گفت چه بسا افرادى كه داراى ثروت و مال دنيا نيستند، اما طالب و محب دنيا هستند و دين خود را در مقابل يك ريال مى فروشند، و بالعكس ‍ اشخاصى مى باشند كه ثروت وافرى دارند، وليكن هيچ علاقه اى به آنها ندارند كه اگر تمام آنها سوخته شود اعتنا ندارند، نمونه اش داستان حضرت ايوب .
    در وصف زاهدين است آيه مباركه لكيلا تاسوا على ما فاتكم و لا تفرحوا بما ءاتئكم ...؛(47) ((اين بخاطر آن است كه براى از دست داده ايد تاسف نخوريد و به آنچه به شما رسد (مغرور) دلشاد نگرديد)).
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  4. #24
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,179      تشکر : 15,630
    11,459 در 3,504 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    قسم سوم : بى وفايى دنيا

    در ذكر بى وفايى دنياى فانى و مذمت و شرح قبايح آن ، بر آيينه ضمير روشنفكران و صاحبان خرد ظاهر و آشكار است كه كسى دل خوش از اين سراى فانى رخت بر نبسته و براى احدى جاويدان نگشته و چه افراد پاك و شخصيتهاى بزرگ را به خاك مذلت كشانده است .
    ((دنيا)) غداره اى است كه بسى پرده ناموسها دريده و بسيار جگرها و نونهالان در خاك و خون كشيده ، دوستيش دشمنى است ؛ زيرا دوستى ملك و مالش نهالى است كه جز دشمنى ثمرى ندارد و آرزوهاى درازش ‍ پاره ابرى است كه غير از باران فتنه نمى بارد، هر كه به آن دل بست ، ايمانش ‍ را زايل مى سازد و هر كه آن را براى خود دوست انتخاب كرد، او را به بدترين هلاكت ابدى گرفتار مى سازد.
    چه داغهايى را بر دل مادرها گذاشته و گلهاى نورسى را پژمرده و خشك گردانيده ، آتشش خرمنهاى عبادت بندگانى را سوزانده ، جادوگرى است كه به هردم فسون ساز خرمن طاعت هزار عابد بر صيصايى (48) را به باد فنا داده و زينت سرخ و زردش مورث سياه رويى روز جزا، چه بسيار صاحب ثروت و عزت را لباس خجالت در بر آنها نموده با اين همه غدارى و دشمنى ، آدمى به چه دل بندد و خود را اسير بندگى آن نمايد.
    هر روز با ديدگان مشاهده مى كنيم چه پادشاهانى را به خاك مذلت كشيده و چه بسيار عمارتها، قصرها و كاخها ديده ايم كه آنها را ويران ساخته ، و چه بسيار سرلشكرانى را ديده كه كشتى حياتشان درهم شكسته شده ، و صاحب اقتدارهايى كه دست فنا بر تابوتشان دراز شده ، و هرگز پرنده اى ديده نشده ، مگر اينكه بعد از مدتى پرهاى او به شعله آتش دنيا سوخته است .
    ولى بر دلى كه به كرشمه و ناز لذات فانيش از جا به در رود و خاك بر سر عاقلى كه به زرق و برق كودك فريبش فريفته گردد، حيف از متاع عمرى كه در مقابل بى ارزشهاى دنيا فروخته شود، بدبخت آن كسى كه دولت دنيا را سعادت داند، ابله آن كسى كه در زمين پاك دلش تخم بى ارزشى دنيا را افشاند.
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  5. #25
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,179      تشکر : 15,630
    11,459 در 3,504 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    خداى تعالى و طبيب دانا در قرآن مجيدش مثل زده اين دنياى دنى را به بارانى كه به شگفت آورد كفار را نباتات و گياهانش كه به واسطه باران ، خرم گرديده بعد از آن خشك و زرد گردد، سپس درهم شكسته و نابوده شود:
    اعملوا انما الحيوه الدنيا لعب ولهو وزينه و تفاخر بينكم و تكاثر فى الاموال والاولد كمثل غيث اءعجب الكفار نباته ثم يهيج فترئه مصفرا ثم يكون حطما...؛(49) ((بدانيد كه زندگانى دنيا به حقيقت بازيچه اى است كودكانه و لهو و زينت و تفاخر و خودستايى با يكديگر و حرص زياد است در افزودن اموال و فرزندان ، (اين حقيقت كار دنياست و در مثل ) مثل بارانى است كه به موقع ببارد و گياهى در پى آن از زمين برويد كه كفار دنياپرست را به شگفت آورد و سپس بنگرى كه زود خشك شود و به گونه اى كه آن را زرد رنگ مى بينى و سپس مى پوسد و در آخرت (دنياطلبان را) عذاب سخت و جهنم و (مؤ منان را) آمرزش و خشنودى حق نصيب است )).
    كشتزار اين دنياى بى وفا و اين عاريت سرا اگر دو روزى آب و رنگ دارد، اما عاقبت به آفت حوادث دوران و تندباد ((اجل )) طراوتش از بين رفته و خرميش به شكسته رنگى مبدل شود، مضمون مقال را ((صائب )) خوب سروده است :

    يك دم صفاى عالم غدار بيش نيست
    آئينه آب سبزه زنگار بيش ‍ نيست

    در پيش چشم پرده شناسان روزگار
    اقبال پرده رخ او بار بيش نيست

    در عالمى كه ديده دل را گشوده اند
    يك چشم خواب ديده بيدار بيش نيست

    دور نشاط زود به انجام مى رسد
    يك هفته شادمانى گلزار بيش نيست

    و نيز خداوند مى فرمايد: ...و ما الحيوه الدنيا الا متع الغرور؛(50) ((و بدانيد كه دنيا جز متاع فريب و غرور چيزى نيست )).
    و همچنين مى فرمايد: ...ارضيتم بالحيوه الدنيا من الاخره فما متع الحيوه الدنيا فى الاخره الا قليل ؛(51) ((آيا راضى به زندگانى دنيا عوض حيات ابدى آخرت شديد، در صورتى كه متاع دنيا در برابر آخرت ، اندك است )).
    باز مى فرمايد: ...و ما الحيوه الدنيا فى الاخره الا متع ؛(52) ((زندگانى دنيا در قبال آخرت ، متاع ناقابلى است )).
    اجمالا خداوند كريم در آيات قرآنش بندگان را به پستى دنيا هدايت و آگاه فرموده تا آنها به لذات فانيه اش دل از دست ندهند و پاى خود را به دام فريب او نگذارند و يوسف دل را به دراهم معدوده پنج روزه عيش دنيا نفروشند.
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  6. #26
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,179      تشکر : 15,630
    11,459 در 3,504 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله ) بر سر راهى گوسفند مرده گنديده اى را ديدند، فرمود: والذى نفسى بيده الدنيا اهون عندالله عزوجل من هذه على صاحبها ولو كانت الدنيا تزن عندالله جناح بعوضه ما سقى كافرا منها شربه ماء؛(53) قسم به آن كسى كه جانم در يد قدرت اوست ! هر آينه دنيا پست تر است نزد خداى عزوجل از اين گوسفند مرده گنديده بر اهلش ؛ و اگر دنيا به اندازه بال پشه ارزش مى داشت ، خداوند به كافر شربت آبى نمى داد.
    و نيز از آن سرور عالميان ماءثور است كه بر مزبله اى ايستاده ، فرموند: هلموا الى الدنيا؛ بياييد و دنيا را مشاهده كنيد. ركوه اى (كوزه آبخورى ) چند كهنه شده كه در آن مزبله افتاده بود و استخوانى كه پوسيده بود برگرفته فرمودند: هذه الدنيا ظاهر، لباسها و زينتهاى دنيا سرانجام چنين كهنه مى شود و بدنهاى خلايق عاقبت مانند اين استخوانهاى پوسيده مى گردد.(54)
    و الله لدنيا كم هذه اهون فى عينى من عراق خنزير فى يد مجزوم ،(55) قسم به خدا! دنياى شما در نظر من خوارتر است از استخوان خوكى كه در دست جذامى باشد.
    و از حضرت اميرالمومنين على (عليه السلام ) روايت شده است كه : ان دنيا كم عندى لا هون من ورزقه فى فم جراده تقضمها. ما لعلى و نعيم يفنى ولذه لاتبقى ؛(56) هر آينه دنياى شما نزد من پست تر است از برگى كه در دهان ملخى باشد كه آن را مى جود، على را چكار با نعمتى كه فانى مى شود و لذتى كه باقى نمى ماند!.
    سخن يكى از اكابر است كه : اتخذوا الدنيا ظئرا و انخذوا الاخره اما الم تروا الى الصبى اذا تزعزع و عقل رمى بنفسه على امه و ترك ظئره ؛(57) دنيا را دايه خود گيريد و آخرت را مادر، نمى بينى چون كودك به سن شعور رسيد، دايه را رها كرده و خود را به آغوش مادر مى افكند.
    اى دل كودك خصال ! تا كى در دامان اين دايه پيرزال و اين عجوزه خونخوار، عمر عزيز را مى گذرانى و دست رد بر سينه مادر عقبى مى زنى ، فردا مادر مهربان دشمن جانى تو مى شود و تپانچه بر صورت تو زده و تو را در باغستان جاودانيش راه نمى دهد، پس خوب است آن مادر مهربان را گرفته و از دايه مهلكه جدا شوى . در يك دل نمى توان دو محبت را جاى داد؛ دوستى اين دنياى بى وفا بنده را از خدا دور و بيگانه مى سازد و اين دو با هم نمى سازند.
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  7. #27
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,179      تشکر : 15,630
    11,459 در 3,504 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    مثل دنيا و اشعار سنائى

    از نور ديده عالم و فخر بنى آدم (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت شده است كه مثل الدنيا و الاخره كالضرتين بقدر ما ترضى احديهما تسخط الاخرى ؛(58) مثل دنيا و آخرت مثل دو ((هوو)) است كه اگر يكى را راضى كنى ، ديگرى را به خشم آورده اى .
    و قائد كاروان اهل يقين ، اميرالمومنين (عليه السلام ) فرمود است كه : ...هما بمنزله المشرق و المغرب و ماش بينهما كلما قرب من واحد بعد من الاخر و هما بعد ضرتان ؛(59) دنيا و آخرت مانند مشرق و مغرب مى باشد كه رونده بين آنها هر چه به يكى نزديك شود، از ديگرى دور مى گردد (دلبسته به دنيا هر چه به آن دل ببندد همان اندازه از آخرت غافل مى ماند) و آنها پس از اين اختلافشان به دو زن مى مانند كه يك شوهر داشته باشند (كه هرگز با يكديگر سازگار نشوند؛ چون نزديكى و دوستى با هر مستلزم دورى و دشمنى با ديگرى است ).
    و از حضرت عيسى بن مريم - على نبينا و عليه السلام - ماثور است كه : لايستقيم حب الدنيا و الاخره فى قلب مومن كما لايستقيم الماء والنار فى اناء واحد؛(60) دوستى دنيا و آخرت در قلب مؤ من جمع نمى شود همان طورى كه آب و آتش در يك ظرف جمع نمى شود.
    سنائى خوب سروده است :
    دين و دنيا نقيض يكديگرند
    هر كجا دين بود درم نخرند

    هر دو ز آنجا كه علم و فرهنگ است
    در نگنجد از آنكه ره تنگست

    رو به دين آر و بگذر از دينار
    ز آنكه دينار هست فردا نار

    دين ز دنيا هميشه آزرده است
    كاب دنيا جمال دين برده است

    بعضى از عرفا گفته اند كه مريض با آنكه طعام باعث حيات اوست ، ميل نداشته ، دل نيز در وقت ابتلاى به علت هوا و استيلاى مرض حب دنيا، رغبت به ذكر پروردگار با آنكه سبب حيات جاودانى اوست ندارد و چنانكه طعام هر چند لذيذ باشد در مذاق بيمار لذتبخش نيست ، دل نيز چون آلوده به دنيا و مبتلا به مرض حب آن گرديد، از عبادت و بندگى خدا لذت نمى برد(61).
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  8. #28
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,179      تشکر : 15,630
    11,459 در 3,504 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    تجسم دنيا در قيامت به صورت عجوزه

    ((منقول است كه در روز قيامت دنيا را به صورت عجوزه داراى موى سفيد و سياه با چشم كبود و دندانهاى از دهان بر آمده و روى زشت به عرصه محشر در آورند و برخلايق عرضه نمايند اين زن را مى شناسيد، اهل محشر از شناختن آن استعاذه (62) جويند و در معرفتش استنكاف ورزند، گويند اين آن دنيايى است كه بر سر آن يكديگر را به قتل مى رسانديد و به سبب آن رشته خويشى را مى بريديد و به جهت آن سينه ها را با ناخن حسد مى خستيد و براى آن كمر بغض و عداوت بر ضد يكديگر مى بستيد، بعد از آن ، آن زن زشت صورت و آن مكاره كينه جو را در آتش مى اندازند، گويد يارب ! تابعان و مطيعان من كجايند، از حضرت عزت ندارسد كه تابعان و پيروان او را نيز به او ملحق سازيد(63).))
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  9. #29
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,179      تشکر : 15,630
    11,459 در 3,504 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    روايتى درباره حب دنيا

    از گنجينه اسرار خداوندى حضرت رسالت پناه (عليه السلام ) ماءخوذ است كه در روز عرض اكبر، جمعى را به ديوان عرض اكبر حاضر گردانند كه اعمال صالحه ايشان از غايت كثرت و گرانى مانند كوههاى ((تهامه )) باشد و با اين حال فرمان الهى به عذاب ايشان صادر شود. جمعى از حضار استفسار نمودند كه يا رسول الله ! اين جماعت نمازگزاران باشند؟ آن حضرت ، حاصل اين مضمون را فرمودند كه : ((بلى روزه گرفته باشند و نماز را بر پاى داشته باشند و در پاره اى از طاعات شب لواى بندگى افراشته باشند، لكن چون امرى از امور دنيوى پيش مى آمده و ملك و مال روى داده در جلب آن خوددارى ننموده اند(64))).
    حاصل معنا اينكه روى به دنيا آوردن ، حسنات و عبادات را غربال نموده و آنها را از قيمت مى اندازد.
    از امام به حق ناطق ، جعفر بن محمد الصادق (عليه السلام ) منقول است حديثى كه حاصل مضمون آن اين است ، حضرت عيسى بن مريم - على نبينا و عليه السلام - را گذر بر دهى افتاد كه تيشه مرگ هستى ساكنانش را بر خاك هلاك افكنده بود، حضرت عيسى فرمودند: اما انهم لم يموتوا الابسخطه ؛ جز اين نيست كه آتش غضب الهى در كشت زار حيات اين جماعت افتاده و اگر متفرق ، يعنى به موت متعارف هر يك جداگانه مى مردند، بايستى يكديگر را دفن كرده باشند.
    جمعى از خواص آن حضرت كه ايشان را ((حواريون )) مى گفتند، استدعا كردند كه يا روح الله ! از خدا بخواه كه اين قوم را جهت ما زنده فرمايد تا از اعمال و كردار خود، ما را اطلاع دهند تا اينكه ما از آن كارها اجتناب نماييم .
    پس حضرت عيسى (عليه السلام ) دعا نمودند، ندا رسيد اين مردگان را آواز كن ، حضرت روح الله شب بر بلندى ايستاد و فرمود: يا اهل هذه القريه !، يكى از ايشان جواب داد و عرضه داشت : لبيك يا روح الله و كلمته ، فرمود: ((ويحكم ! واى بر شما! اعمال شما چه بوده ؟)).
    عرضه داشت : عبادت طاغوت مى كرديم و دنيا را دوست مى داشتيم ، از عظمت و سخط پروردگار كم مى ترسيديم و آرزوهاى دور و دراز پيش ‍ مى گرفتيم ، و با غفلت در لهو و لعب مى گذرانيديم .
    حضرت عيسى (عليه السلام ) فرمود: ((دوستى شما با دنيا چگونه بود؟)).
    عرضه داشت : مانند دوستى كودك با مادر كه هر وقت به ما روى آور بود، فرحناك مى شديم و هر وقت كه از ما روى بر مى تافت ، گريان و اندوهناك مى گرديديم .
    حضرت عيسى (عليه السلام ) سوال فرمودند: ((عبادت طاغوت چگونه مى كرديد؟)).
    عرضه داشت : اطاعت اهل معاصى مى نموديم .
    فرمود: ((عاقبت كار شما چون شد؟)).
    عرضه داشت : شبى به عافيت اراده خواب نموديم و صبحگاه در هاويه بوديم .
    فرمودند: ((هاويه چيست ؟)).
    عرضه داشت : ((سجين )).
    فرمودند: ((سجين چيست ؟)).
    عرضه داشت : كوههايى از آتش كه تا روز قيامت بر ما افروخته مى شود.
    آن حضرت فرمودند: ((شما چه گفتيد و به شما چه گفتند؟)).
    فرضه داشت : ما گفتيم ما را به دنيا باز گردان تا در او زهد ورزيم ، ولى جواب آمد كه شما دروغ مى گوييد.
    حضرت فرمود: ((ويحك ! چطور شد از ميان قوم غير از تو با من متكلم نشد؟)).
    عرضه داشت : يا روح الله ! لجامهاى آتشين بر دهن اين جماعت زده اند و سر آنها در دست ملائكه ((غلاظ)) و ((شداد)) است و من ميان ايشان بودم و از جمله ايشان نبودم ؛ چون عذاب نازل شد، مرا نيز با ايشان فرو گرفت و من در كنار جهنم به مويى آويخته ام ، نمى دانم به جهنم خواهم افتاد يا از آن نجات خواهم يافت .
    پس حضرت عيسى (عليه السلام ) متوجه حواريين شده ، فرمودند: يا اولياء الله ! اكل الخبر اليابس بالملح الجريش والنوم على المزابل خير كثير مع عافيه الدنيا والاخره ؛(65) اى دوستان خدا! نان خشك با نمك درشت خوردن و در مزبله ها و جاى ريختن خاكروبه ها خوابيدن بسيار حال خوشى است هر گاه عافيت دنيا و آخرت حاصل باشد.
    اى دل غافل ! معانى اين حديث را دقت نما كه حضرت عيسى (عليه السلام ) چه فرموده و حساب اين را نما كه اگر تمام ثروتهاى دنيا از آن تو باشد، و تمام مخلوقات جهان در تحت سيطره و فرمان تو قرار گيرند، و تمام خوشيها براى تو مهيا گردد، آخرالامر كارت به كجا منتهى مى شود.
    آيا غير از اين است كه بايد با چه مشقت و سختى روح تو را از بدنت بيرون كنند و سپس بر چوبى تو را سوار كنند و به جانب زندان تاريك و ظلمانى قبر ببرند، آنجا چه كسى به فرياد تو مى رسد؛ آيا لشكر و قشون يا ملك و مال يا فرزندان و عيال يا عزت و جلال ، ابدا، اينها همه باعث تاريكى آن زندان است ؛ اينها همه دشمنى كردند به شكل مور و عقرب و مار. دادرس و فريادرس آدمى ، تنها عمل صالح است ، روزه و نماز است ، تلاوت قرآن است و امثال اينها، پيش از اينكه تو را بخواهند به آن خانه تاريك ببرند، چراغهايى تهيه نما، اسلحه هاى دفاع تهيه نما و الا جز خسران نتيجه اى نمى برى .
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  10. #30
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,179      تشکر : 15,630
    11,459 در 3,504 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    دو حكايت

    الف - منقول است كه حضرت موسى - على نبينا و عليه السلام - بر مردى گذشت كه مى گريست و چون مراجعت نمود همچنان گريه مى كرد، آن حضرت عرض كرد: اى پروردگار! اين بنده تو از خوف تو مى گريد؟
    خطاب رسيد: يا بن عمران ! لو نزل دماغه مع دموع عينيه و رفع يديه حتى تسقطا لم اغفر له و هو يحب الدنيا؛(66) اگر (چندان بگريد كه ) مغز سرش با اشك چشمانش فرو ريزد و اينقدر دستها را به دعا بر دارد كه ساقط شوند، او را نمى آمرزم ، (زيرا) او در حالى كه دنيا را دوست دارد (گريه مى كند و خدا را مى خواند).
    از اين اخبار استفاده مى شود كه اين دنيا ثمره اى جز زيان ندارد و از او فرزندى جز خسران اخروى متولد نمى گردد و لذاتش با هيچ طبعى سازگار و گوارا نمى شود.
    ب - گويند شخصى از ارباب جاه و دولت و از صاحبان مال و ثروت ، اسباب نشاط و عيش از براى او مهيا و آماده بود، روزى با خواص خود گفت اينكه مى گويند در دنيا هيچ دمى بى غمى و هيچ حالى بى حالى نمى باشد بلكه هر عشرتى ، حسرتى با اوست ، گفتارى است واهى و بى اصل . اگر خواهيد، كذب او را بر شما ثابت سازم .
    فرمان داد جشنى در كمال تكلف ساختند و اهل خدمت به تهيه اسباب عيش و عشرت پرداختند، غلامان خوش لقا صف كشيدند و كنيزان مغنيه طناز با شعله خسرو آواز به آتشكارى دايره آن جمع بر سر زانوى دلبرى نشستند، مطربان با نغمه هاى دلنشين در آنجا جمع شدند و رقاصه ها آن بساط را به نشاط آوردند، صداى دف و نى ، فضا را احاطه كرده و صداى تار و تنبور، هوش از سر برده ، اجمالا تمام اسباب عيش فراهم بود.
    فرمان داد تا درها را بسته و منع كرد كسى وارد آن بزم گردد و از امور ملكى هر قسم كارى اگر چه لازم باشد عرض ننمايند، مبادا از شنيدن مكروهى ، خاطرها آزرده و ملول گردد.
    القصه ، چون مجلس از همه لحاظ كامل و آماده شد، مشغول لهو و لعب گرديد، اتفاقا كنيزى از كنيزان خاص كه نازل منزله روحش بود، انار ميل كرده خواست دانه چند تناول كند، دست اجل گلويش فشرده ، دانه هاى انار در حلقش مانده ، هر چند سعى كرد كه آن دانه ها را پايين يا بالا برد، نتوانست ، فورا افتاد و جان تسليم نمود، امير، جامه خود را چاك زده و خاك مصيبت به سر كرده ، سورى چنان به شورى چنين مبدل گرديد.
    گويند آن كنيز را سه روز دفن نكرده به چشم حسرت در رويش مى نگريست و بر بالين مرده آن ، شمع صفت مى سوخت و مى گريست تا اينكه دانست كه اين سراى فانى نه جاى عيش و كامرانى است .
    صائب خوب سروده است :

    خرمى بى غم نمى باشد در اين باغ خراب
    خنده گل دارد از پى اشك ريزان گلاب

    خلاصه ، دنيا جاى محنت و اندوه است نه سراى راحت ، دنبال هر خنده ، گريه اى و عقب هر سرور و خرمى ، خون گريستنى و بعد از هر سود، زيانى است (67).

    بلا نتيجه بود عيشهاى نوشين را
    نسب بخنده رسد گريه هاى خونين را

    ز غفلت تو جهان گشته جاى آسايش
    نموده خواب گران نرم سنگ بالين را
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

صفحه 3 از 26 نخستنخست 123456713 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •