***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥*** سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***
صفحه 4 از 26 نخستنخست 1234567814 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 259
  1. #31
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    مثال آدم غافل

    ((شيخ صدوق )) از بعضى حكما تمثيلى نقل نموده كه حاصلش اين است : حال آدم غافل كه ياد مرگ را از خاطر محو كرده و روى دل به تحصيل شهوات نفس آورده ، چه شبيه است به حال شخصى كه طناب بر كمروى بسته در چاهى آويخته و در قعر آن چاه اژده هايى دهان به قصد فرو بردن آن گشوده و در كنار آن چاه دو موش سفيد و سياه پيوسته به بريدن آن طناب مشغول و قدرى عسل بر ديوار آن چاه ريخته و به خاك و گل آن آميخته باشد و زنبور بسيارى بر آن جمع شد باشد، آن شخص چون به زير نگاه كند، اژدهايى چنان بيند كه دهان براى بلعيدن او باز نموده و چون به بالا نگاه نمايد، آن دو موش را بيند كه لحظه اى از بريدن آن طناب باز نمى ايستند و با وجود اين ، جميع حواسش متوجه آن عسل خاك آلوده گشته به دفع آن زنبوران پردازد تا مگر كامى از آن شيرين سازد. چاه عبارت از دنيا و آن طناب ، عمر است و اژدهاى دهن گشوده مرگ است و آن دو موش سياه و سفيد، شب و روزند كه پيوسته در قطع رشته عمرند و آن عسل خاك آلوده ، لذات دنيوى است كه آلوده انواع كدورت و آلام است و آن زنبوران ابناى زمان و افراد آنند كه دايم بر سر آن لذت ازدحام نموده و درهم مى جوشند و صداى زنبور آسا مى كنند و مى نالند و مى خروشند و تاكسى انگشتى از آن شهد بر لب برساند و به سر انگشت نيش گزندگى هزار گونه زهر الم به كام دلش مى چشانند(68).

    بسكه بى مهرى ايام گزيده است مرا
    شش جهت خانه زنبور بود در نظرم

    اى جاهل مغرور! و اى كودك مزاج ! به شيرينى اين عالم پر شر و شور و زندگانى دو روزه مغرور مشو و با ريسمان پوسيده عمرت به چاه ((امل )) دور و دراز مرو كه عنقريب اين ريسمان ، بريده و آن اژدهاى آدم خوار تو را مى بلعد همچنانكه به چشم خود مى بينى بالاتر و پايين تر از تو (غنى و فقير) همه دچار اين اژدهاى مرگ شده اند، اگر آدمى به چشم نمى ديد و احتمال مى داد كه شايد درست باشد، باز لازم بود كه دلسرد شود از اين دنياى دلفريب و علايق او را سست بگيرد چه رسد به اينكه هر روز ببيند كه برادران و خواهران يكى بعد از ديگرى چشم از اين جهان بسته و رو به آخرت و مملكت جاودانى مى گذارند، ابلهى است اگر انسان عبرت نگيرد از اين عبرت سرا و از خواب غفلت بيدار نگردد:


    اى كه غافل نشوى يك نفس از ياد جهان
    عن قريب است كه كرده است فراموش تو را

    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  2. #32
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    چند نكته

    اول : يكى از حكما، دنيا را به عالم خواب تشبيه نموده كه آدمى در آن حال هر چه از خوشى و ناخوشى مى بيند و خيال مى كند كه آنها حقيقت دارند همين كه بيدار شد اثرى از آنها نمى بيند. اين دنيا نيز همين طور است ؛ همچنانكه روايت شده : الناس نيام فاذا ماتوا انتبهوا؛(69) همه مردم در خوابند، وقتى مردند، مى دانند و هوشيار مى گردند (كه تخت و تاج و ملك مال همه بى اثر و از آنها سودى نمى برند).
    اين قدر طول امل ره مى دهى در دل چرا
    مصحف خود را به اين خط مى كنى باطل چرا عيش دنيا احتلام خواب غفلت بيش نيست
    از خيالى اين قدر آلودگى اى دل چرا دوم : منقول است پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) بر روى حصيرى خوابيده بود و پهلوى مباركش نقش حصير گرفته بود، عمر گفت : يا نبى الله ! چه شود اگر بر فرش از اين نرمتر خوابى ؟)): سرور كاينات فرمودند:
    مالى و للدنيا ما مثلى و مثل الدنيا الا كراكب سار فى يوم صائف فاستظل تحت شجره ساعه من نهار ثم راح و تركها؛(70) مرا با دنيا چه كار! مثل دنيا نيست مگر مانند سوارى كه در روز گرمى به راه رود و ساعتى در سايه درختى توقف كند، و بعد از آن به راه خود رود و آن درخت را واگذارد.
    حاصل اينكه آدمى مسافرى است كه از ديار نيستى به اين دنيا مى آيد و به شهرستان عالم جاودانى مى رود و اين دنيا به مثابه درختى است كه بر سر راه واقع شده ، در آن مقدار كوتاهى توقف مى كند و روانه مقصد مى شود، و همچنانكه آدمى نبايد در بين راه منزب كند و آنجا را براى خود محل و ماءوى قرار دهد، همچنين نبايد انسان اين قدر علاقه جاودانه بگستراند؛ زيرا عاقل و دانا فكر مى كند جايى كه مردم هر دو احتمال كوچ كردن در آن مى دهند رحل اقامت انداختن و متوجه مقصد نشدن و مملكت باقى را فراموش كردن از طريقه عقل و دانش بيرون است .
    بعضى دنيا را به ((سايه )) تمثيل كرده اند كه در واقع متحرك و روان است و در نظر ساكن مى نمايد:
    احلام نوم او كظل زائل
    ان اللبيب بمثلها لا يخدع (71) و نيز دارد:
    يا اهل لذات الدنيا لا بقاء لها
    ان اغترارا بظل زائل حمق (72) ((اى كسانى كه اهل لذات دنياييد! بقايى براى لذتهاى آن نيست ، همانا گول خوردن سايه اى كه (به حسب ظاهر ساكن ، اما در واقع متحرك است و حركتش با چشم ظاهرى ديده نمى شود و با چشم باطن ديده مى شود و دنيا هم مانند سايه است و بقايى براى آن نيست به حسب ظاهر بقا دارد، اما كسى واقع بين است مى داند كه بقايى ندارد و دل بستن به دنيايى كه بقا ندارد و از بين رفتنى باشد از حماقت خواهد بود از بين رفتنى باشد از حماقت خواهد بود) از بين رفتنى است ، حماقت است )).
    خوشا! به حال افرادى كه درر اخبار و آثار را گوشواره گوش نموده و از مال و منال و لذت دنيا به قدر ضرورت و احتياج اكتفا نموده و از اندوختن مال دنيا و زيادتى ها هر چند حلال باشد، بگريزد.
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  3. #33
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    سوم : روايت شده است كه شخصى از حضرت امير المومنين (عليه السلام ) استدعاى توصيف دنيا را كرد. آن حضرت فرمودند: ما اصف لك من دار من صح فيها اءمن و من سقم فيها ندم و من افتقر فيها خزن و من استغنى فيها فتن ، فى حلالها الحساب فى حرامها العقاب ؛(73) چگونه وصف كنم خانه اى را كه هر كه در او تندرست است ، ايمن (غافل ) است و كسى كه در او بيمار شد، پشيمان شد (كه چرا ايام صحت را غنيمت ندانستم ) و كسى كه در او محتاج گرديد، غمناك و دلتنگ شد و كسى كه در او مالدار گشت ، به فتنه و بلا افتاد، در حلالش حساب است و در حرامش عذاب .
    در جاى ديگر خطاب به دنيا خطاب به دنيا فرمودند: يا دنيا! اليك عنى اءبى تعرضت ام الى تشوقت لا حان حينك هيهات غرى غيرى لا حاجه لى فيك قد طلقتك ثلاثا لا رجعه فيها فعيشك قصير و خطرك يسير و املك حقير. آه ! من قله الزاد و طول الطريق و بعد السفر و عظيم المورد؛(74) اى دنيا! اى دنيا! از من دور شو، آيا متعرض احوال من شده اى كه مرا فريب دهى يا مشتاق من گرديده اى كه مرا به دام خواهش خود افكنى ؟ وقت تو نزديك نشده كه اين كار كنى ، از من دور شو و ديگرى را فريب ده كه مرا در تو حاجتى نيست ، البته سه طلاقت داده ام كه ديگر مجال رجوع نباشد؛ زيرا مدت عيش تو كوتاه است و قدر و قيمت تو اندك و آرزوى تو حقير. آه ! از كمى توشه و درازى راه و دورى سفر و سختى ورود.
    اى دل غافل ! و اى فرو رفته در شهوات و لذات دنيا، پرده از جلو بردار و ببين على بن ابى طالب (عليه السلام ) چه مى گويد، تدبر كن در كلمات عميق و پر معناى آن ، در اشارت اين عبارت تاءملى فرما و ببين اگر دنيا قدر ذره اى ارزش و وفا داشت ، عقل كل ، چرا از آن روى تافته و آن را از خود دور مى نمايد.
    مثل دنيا و اهل آن ، مثل آن زن زشت رويى است كه به حباله نكاح نابينايى در آمده بود و به شيوه هاى دلبرانه و نازهاى معشوقانه اظهار حسن و جمال خود مى نمود، خود را تشبيه به گوهر رخشان مى نمود و رخساره خود را چون گل جلوه مى داد و مى گفت : اى شوهر عزيز! اگر ديدگانت سالم بود، طاقت ديدن مرا نداشتى و مرغ روحت از بدن پرواز مى نمود. شوهر نابينا گفت : اى زن ! اگر اينها درست مى بود، هر آيينه بينايان دست خواهش از تو را براى اين عاجز نابينا نمى گذاشتند.
    واقعا اگر دنيا هم اين ارزش و حسن و جمال را دارا بود، اهل بصيرت چشم رغبت از آن نمى پوشيدند، و آن را واگذار به دست جمعى بلهوس ‍ نمى كردند كه در محبتش دل از دست داده و چشم بصيرتشان از بخار خيالات فاسده ، آب سياه غفلت آورده و كور شده اند.
    چهارم : روايت شده از حضرت عيسى بن مريم - على نبينا و عليه السلام - دنيا را به صورت عجوزه اى ديدند كه دندانهايش ريخته و به زينتى آراسته ، از وى سوال فرمود كه : چند شوهر كرده اى ؟
    گفت : به شمار نتوانم آورد.
    فرمود: همه شوهران تو مردند يا تو را طلاق دادند؟
    گفت : همه را كشتم .
    حضرت عيسى (عليه السلام ) فرمودند: بوسا لازواجك الباقين كيف لا يعتبرون باءزواجك الماضين كيف تهلكينهم واحدا واحدا ولا يكونون منك على حذر؛(75) بدا به حال شوهران باقى تو! چگونه عبرت نمى گيرند از شوهران گذشته تو كه چگونه يك يك ايشان را هلاك ساختى و از تو حذر نمى كنند.

    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  4. #34
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    پنجم : در بعضى از كتب معتبره مذكور است روايتى كه حاصل مضمونش ‍ اين است كه وقتى حضرت داوود پيغمبر - على نبينا و عيه السلام - را گذر بر كوهى افتاد كه مسكن حضرت ((حزقيل )) بود چون با يكديگر ملاقت نمودند، حضرت داوود (عليه السلام ) پرسيد كه : يا حزقيل ! هرگز قصد گناهى كرده اى ؟
    جواب داد: نكرده ام .
    سوال نمود از عبادتى كه مى نمايى هرگز عجب و غرورى به خاطرت راه يافته ؟
    گفت : نه .
    باز سوال نمود: هرگز به دنيا ميل كرده اى ؟
    حزقيل گفت : آرى ، گاه واقع شده است .
    حضرت داوود (عليه السلام ) فرمود: فماذا تصنع اذاكان ذلك ؛ چه كار مى كنى زمانى كه ميل به دنيا دارى ؟.
    گفت : به اين شعب (دره ) مى روم و از آنچه در آنجاست ، عبرت مى گيرم .
    داوود (عليه السلام ) به آن موضع آمد، تختى ديد از آهن نهاده و كاسه سرى و استخوان پوسيده چند بر آن افتاده و لوحى از آهن تعبيه گشته و خطى بر آن نوشته كه من فلانم ، هزار سال پادشاهى كردم و هزار شهر بنا نهادم و هزار دختر را ازاله بكارت نمودم ، عاقبت خاك جامه خوابم شد و سنگ بالينم گرديد و با كرم ها و مارها همسايه و قرين گشتم ، پس هر كه مرا بيند بايد كه دل به دنيا نبندد و پا در دام غورش نگذارد(76).
    پس اى مغرور دنياى فانى ! گاهى بر قبر عزيزان رفته و گذرى كن و بر لوح مزارشان اعتبارى افكن ، و از هر قبر و بدن پوسيده سرنوشت خود را ديده و مطالعه نما اين دفتر گورستان را، و ببين چه كلماتى در آن خوابيده ، بزرگ و كوچك ، زن و مرد، فقير و غنى ، عرب و عجم ، تمام آرزوهاى دور و دراز به گور برده و در زير خاك پژمرده و زبان حال همگى اين است كه : ...رب ارجعون لعلى اءعمل صلحا فيما تركت ...؛(77) ((بارالها! مرا به دنيا برگردان تا شايد به تدارك گذشته ، عمل صالح انجام دهم )).
    خود را به جاى آنها فرض نما كه دوباره به دنيا رجعت كرده اى و مى خواهى عمل صالح به جاى آورى ، آيا اين طور كه مى روى ، مى خواهى به مقصد برسى ؟ ...فاعتبروا ياءولى الاءبصر؛(78) ((اى هوشياران عالم ! عبرت بگيريد)).
    شاعر، خوب سروده است :
    دلا يك دم از خواب بيدار شو
    ز سرمستى كبر هوشيار شو

    به عبرت نگه كن سوى رفتگان
    كه فردا شوى عبرت ديگران

    بزرگى كه سودى به گردون سرش
    نگه كن كه چون خاك شد پيكرش ‍

    ز آغوش هم خوابه شوخ و شنگ
    كشيده است گورش در آغوش تنگ

    گرفتم خبر از جم و جام او
    كه شد تلخ آخر از آن كام او

    سكندر كه صد سال عالم گرفت
    چسان مرگش آخر به يك دم گرفت

    كجا رفت بهرام و كورش كجاست
    به صحرا نظر كن كه گورش ‍ كجاست

    كجا رفت پروين آئين او
    كجا رفت اين عيش شيرين او

    چه شد شوكت و شاءن افراسياب
    نشان زو ندارد جهان خراب

    چه شد زال زر آن يل شيرگير
    چسان كرد زال سپهرش اسير

    تهمتن كه كردى از او شير دم
    پلنگ اجل چون دريدش زهم

    گر آمد برون سخن از چاه و بند
    اجل باز در چاه گورش فكند

    ز دور زمان نگذرد اندكى
    كه خواهى تو هم بود از ايشان يكى

    شاعر ديگر چنين سروده :

    دنيا چه كرى كند مشوش بودن
    از بهر دو روز عمر ناخوش بودن

    ما هيچ و جهان هيچ و غم و شادى هيچ
    خوش نيست براى هيچ ناخوش بودن

    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  5. #35
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    قسم چهارم : اقسام حب دنيا

    در ذكر و بيان هر يك از طرق و شعب حب دنيا و بيان اصول و فروغ آن به طور تفصيل :
    دانسته باش اى خوش نشين خرابه اين جهان ! كه محبت دنيا مانند درخت محكم و نخل بزرگى است كه جلوگيرى از رشد نهالهاى مثمره مى نمايد؛ علاوه بر اينكه خود ميوه نمى دهد و سودى به باغبان نمى رساند، وجودش ‍ مضر است و اگر او را قطع نكند، بيچاره مى گردد؛ زيرا كندن آن درخت عظيم و بى ثمر باعث مى شود كه ساير درختان نيز به ثمر نشسته و باغبان بتواند استفاده كند.
    آدمى نيز مانند باغبانى است كه داراى نهالهايى چون صدق ، صفا، مروت ، عفت ، جود، كرم ، شجاعت ، بندگى و ساير صفات كمال مى باشد، اما اگر هر آينه درخت عظيم و بى ثمر ((حب دنيا)) رشد نمود و بزرگ گرديد، آدمى را بيچاره كرده و او را تهيدست از صفات حسنه مى نمايد و اگر آن را تا آخر عمر بگذارد و ريشه كن ننمايد، او را هلاك نموده و به عقوبت اخروى دچار مى كند.
    و از جمله ((شهوات )) و آرزوهاى نفسانى كه به منزله ريشه آن درختند و در اكثر طبايع جا گرفته اند هفت گونه اند: اول : شهوت جاه و جلال . دوم : ملك و مال . سوم : عمارت و زرنگارى بنا. چهارم : مباشرت زنان . پنجم : شهوت اطعمه و اشربه ششم : البسته و زينتهاى فاخره . هفتم : مجالست با نابخردان .
    و از جمله صفات ذميمه كه به منزله شاخه هاى آن درختند، هفت صفت است كه از ريشه هاى شهوات مذكوره آب چمن و باغ ((دل )) گرديده ؛ اول : صفت تكبر. دوم : ريا و سمعه . سوم : حقد و حسد. چهارم : حرص و طمع . پنجم : بخل . ششم : ظلم . هفتم : خشم و تندخويى .
    و بر آدم عاقل لازم است اگر در سرزمين دل او يك چنين درختى ، ريشه دوانده و بزرگ گرديده آن را از بيخ كنده و خويشتن را از ضرر آن نجات داده كه از هلاكت ابدى مصون گردد.
    و اما قطع آن چهارده اصل و فرع ؛ يعنى هفت ((شهوت )) و هفت ((صفت ))، محتاج به بيان چهارده نوع سخن است كه هر يك در بريدن ريشه و شاخه به منزله ((تيشه )) مى باشد، بنابراين ، مباحث اين كتاب را به چهارده موعظه كه به منزله ((تيشه )) است ، تقسيم نموده و اميدواريم كه موثر گردد ((بتوفيق الله تعالى )).
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  6. #36
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    موعظه دوم : مذمت حب جاه و رياست
    بر هر انسانى كه اندكى تاءمل و تدبر نمايد، اين جهت معلوم مى گردد كه ((حب جاه )) و ((رياست )) اثر مورث بسى مفاسد عظيمه و منتج بسيارى از خسارتهاى دنيويه و اخرويه است ، از زمان حضرت آدم (عليه السلام ) تا حال كه پادشاهان و حكام و فرمانروايان هر ديار با انبيا و رسولان و اوصيان مخالفت و عداوتهايى داشته اند، علتى جز ((حب جاه )) و سلطنت و باعثى جز خوف از بين رفتن ((رياست )) از آنها نبوده است .
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  7. #37
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    ((نمرود)) ملعون براى حفظ همين مقام ، كمر عداوت بست كه ابراهيم خليل - على نبينا و (عليه السلام ) - را به آتش خود بسوزاند و ((فرعون )) لعين سال ها در كمين حضرت موسى (عليه السلام ) بود و ((شداد)) بد نهاد و ((دقيانوس )) و امثال ايشان در طغيان و عناد مطلبى غير از نگهدارى سلطنت و دولت دنيا نداشتند و جز براى دنيا بذر جور و ستم در كشتزار جهان نكاشتند و خلفاى ثلاثه جز براى رياست ، عهد ((غدير)) را نشكستند و از مخالفت با حضرت على (عليه السلام ) جز رياست منظورى نداشتند و ((معاويه )) جز براى حكومت ، علم عداوت با امام حسن مجتبى (عليه السلام ) نيفراشته و ((يزيد)) پليد را از قتل امام حسين (عليه السلام ) غرضى جز حفظ مالك و رياست نبود و امثال اينها كه با اولادهاى اشرف ناس كرده اند و غير آنها مقصدى جز رياست نبوده است .
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  8. #38
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    و مخفى نماند كه سلطنت و بزرگى و حكومت و مرتبه فرمانروايى مخصوص ذات مقدس پروردگار است ، و هيچ كدام از جمعيت مردم لياقت آن كار را ندارند جز افرادى كه از طرف خداوند - جل شاءنه - برگزيده و منصوب گرديده اند و آن جماعت چند طبقه اند:
    طبقه اول : پيامبران و رسولانند كه اطاعت ايشان ، اطاعت خدا و عصيان ايشان ، عصيان پروردگار است .
    طبقه دوم : او صياى آنها و ائمه عليهم السلام مى باشند كه تصريح پيغمبر بر خلافت ايشان ساطع و آيه كريمه ...اءطيعوا الله و اءطيعوا الرسول و اءولى الاءمر منكم ...(79)
    به رياست ايشان برهان و دليلى است قاطع .
    طبقه سوم : جمعى هستند كه از جانب ايشان منصوب براى حكومت و قضا و حل مسائل و احكام مى باشند.
    طبقه چهارم : عده اى كه از جانب ايشان ماءذون و از طرف آنان منصوبند براى رتق و فتق بعضى از امور.
    و غير از اين چهار طبقه ، اگر كسى حكمى نمايد و بر مسند قضاوت بنشيند و عده اى را در تحت سيطره و اختيار درآورد، جز خسران و زيان مقامى را نگرفته و جز شقاوت و تيره بختى نصيبش نمى شود؛ زيرا قضاوت و حكمفرمايى غير آن چهار طايفه ، غير قضاوت و حكمفرمايى غير آن چهار طايفه ، غير قضاوت و حكمفرمايى شريعت غراست ، و حكمى است برخلاف آن و عين ادبار است ، اما كوردلان و بى خردان اقبال و جاه رياستش ‍ مى دانند.
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  9. #39
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    توضيح اين مقال و تفصيل اين اجمال آن است كه مشتاقان جاه و جلال ، نهايت آرزو و مقصودشان مكرم و معزز بودن آنهاست در ميان ابناى زمان براى اينكه همواره از نهال عمر و زندگى ، ميوه عيش و كامرانى چينند.
    اما آنچه ايشان عزت و شوكت مى پندارند، در نظر ارباب بصيرت عين خوارى و مذلت است ، چه اين طايفه پيوسته چشم طمع بر دست مردم دارند و دست تعدى بر مال ديگران برند، نانى كه مى خورند از دسترنج فقيران و آبى كه مى نوشند از اشك چشم ايشان است ؛ گرمى نانشان از آتش ‍ از آتش دل فقيران است ، رنگى طعام و خوانشان از خون دل مسكينان و چربى طعامشان از پهلوى لاغر ضعيفان ، مرغ كبابشان از دانه اشك يتيمان است ، چقدر مال پيره زنانى را كه به واسطه رشتن پنبه به دست آورده با ظلم و ستم مى ستانند و چقدر پيه چشم ضعيف حالان را به آتش تندخويى مى گدازند؛ گداى چندند بر مسند بزرگى نشسته ؛ زيرا اگر از در انصاف درآيى ، مى بينى كه ميان گدايان و حاكمان جائر و روساى خائن فرقى نيست زيرا گدايان بينوا به عجز و زارى و التماس مى گيرند و ايشان به ظلم و تعدى .
    شاعر چه خوب سروده :

    ترك است كه سازد غنى از خلق وگرنه
    شه نيز به ابرام ستم كم زگدا نيست

    نمى دانم واقعا رياستى با اين همه دنائت و خساست چگونه مناط اعتبار و منشاء مباهات گرديده ، علاوه بر آنها روز و شب آن با ناملايمات روزگار تواءم و مقرون شده ، با هركه سر و كله زده ، در وقت قضاوت مريد شيطان گشته ، ايام عمر را به ناراحتى گذرانده و جز خسارت دارين نياورده و غير از حسرت و اندوه از اين سراى غم نبرده .
    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

  10. #40
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***




    يك حكايت

    گويند يكى اى پادشاهان گذشته قانونى مقرر كرده بود كه هر كس وزارت او را يك سال بنمايد، يك دستش را جدا نمايند و آن دست بريده را به هوا انداخته هر كه به گرفتن آن مبادرت ورزيد، وزارت آن سال او را رسد. همچنين بعد از انقضاى آن سال ، دست او را نيز قطع نمايند، مع هذا مردم آن شهر از غايت ((حب جاه )) به دست بريدن حاضر گشته بر گرفتن آن دست مبادرت كرده ، بر هم پيش دستى مى كردند كه يك سال وزارت كنند.
    عجب تر اينكه يكى از آن وزرا كه دستش را قطع كرده و به هوا انداخته بودند، خود مبادرت كرده و آن را گرفت .
    اجمالا طالبان رياست و شيفتگان جاه و دولت را آسايش نمى گردد؛ هنوز كه ديده آرزويش به آن نيفتاده ، چه رنجها كه نمى كشد و چه راهها كه طى نمى كند و چه ناملايمات كه نمى بيند و چه غصه ها كه نمى خورد تا آزرده خاطر گشته و مرگ خود را طالب است و چون به رياست رسد، همان بلاهاى مذكور را دچار مى گردد.
    اينها مقدارى از برنامه زندگى اوست در دار فانى ، همينكه قصاب اجل دست و پايش را بسته و تيغ مرگ بر گلويش مى گذارد، خود، اول حساب و آغاز سوال و جواب است . نمى دانم از غم و محنت كى آسوده خواهد گرديد و جواب يتيمان و ضعيفان را چگونه خواهد داد:

    چرخ را جام نگون دان كز مى عشرت تهى است
    باده از جام نگون جستن نشان ابلهى است


    مرد جاهل جاه دنيا را لقب دولت نهاد
    همچنان كاماس بيند طفل گويد فربهى است


    زهى شقاوت و بدبختى و زهى سست عقلى و جان سختى كه براى بزرگى بى اعتبارى دنيا، اين همه آزار و محنت اين سراى بى بقا و چندين خوارى و مذلت كشد و در تحصيل سعادت بى زوال آن جهانى و در تسخير مملكت جاودانى يك ذره سعى ننمايد.



    ***پندهاي شيرين♥ خلاصه كتاب ابواب الجنان♥***

صفحه 4 از 26 نخستنخست 1234567814 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •