سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 13 از 25 نخستنخست ... 39101112131415161723 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 121 تا 130 , از مجموع 249

موضوع: مسئله حجاب

  1. Top | #121

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : مسئله حجاب

    پس از مدتی من آن شخص را ملاقات كردم و معذرت خواهی آية الله بروجردی را ابلاغ كردم ، و شنيده بودم كه بعضی از افراد وسوسه كرده بودند و به اين مرد محترم گفته بودند : تعمدی در كار بوده كه به تو توهين شود و ترا از در خانه برگردانند . من به آن مرد محترم گفتم : آية الله بروجردی می‏خواستند به ديدن شما بيايند و چون مطلع شدند كه شما حركت كرديد معذرتخواهی كردند
    آن مرد جمله‏ای گفت كه برای من جالب بود . گفت : " نه تنها به من‏ يك ذره بر نخورد ، بلكه خيلی هم خوشحال شدم ، زيرا ما اروپائيها را می‏ستاييم كه مردمی صريح هستند ورود رواسيهای بيجا ندارند . من كه قبلا از ايشان وقت نگرفته بودم ، غفلت كرده در وقت نامناسبی رفته بودم . من از صراحت اين مرد خوشم آمد كه گفت حالا من كار دارم . آيا اين بهتر بود يا اينكه با ناراحتی مرا می‏پذيرفت و دائما در دلش ناراحت بود و با خود می‏گفت اين بلا چه بود كه بر من نازل شد ، وقت مرا گرفت و درس مرا خراب كرد ؟ ! من بسيار خوشحال شدم كه در كمال صراحت و رك گوئی مرا نپذيرفت . چقدر خوبست مرجع مسلمين اينطور صريح باشد "
    برگرديم به تفسير آيات : در آيه بعد می‏فرمايد : " « ليس عليكم جناح‏ ان تدخلوا بيوتا غير مسكونة فيها متاع لكم »" . در اين آيه استثناء قائل شده است . مفاد آيه اينست كه دستوری كه درباره كسب اذن داده شد مخصوص خانه‏های مسكونی است ، يعنی مخصوص جاهائی است كه محل زندگانی‏ خصوصی افراد است و جنبه خلوتگاه دارد ، اما جاهائی كه اينطور نيست و رفت و آمد در آنجا عمومی است ، اين حكم را ندارد و لو آنكه متعلق به‏ ديگران باشد

  2. Top | #122

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : مسئله حجاب

    مثلا اگر شما در يك پاساژ ، يا شركت ، يا مغازه كار داريد لازم نيست‏ جلو در بايستيد و اذن ورود بخواهيد . همچنين حمام عمومی كه درش باز است‏ . در اين موارد كسب اذن لازم نيست . بر شما باكی نيست در خانه‏هائی كه‏ مسكون نيست و در آنجا كاری داريد بدون اجازه وارد شويد
    از قيد " « فيها متاع لكم »" فهميده می‏شود كه ورود انسان در اينگونه‏ مكانها در صورتی است كه كاری دارد و الا مزاحمت برای صاحبان آن مكانها نبايد فراهم شود
    " « و الله يعلم ما تبدون و ما تكتمون »" يعنی و خدا به آشكار و نهان شما آگاه است ، از قصد و نيت شما با خبر است كه به چه منظور وارد خانه و محل كار كسی می‏شويد
    آيه بعد می‏فرمايد : "« قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم‏ " . . . يعنی بگو به مردان مؤمن كه ديده‏های خود را بخوابانند و عورت‏ خويش را حفظ كنند . .


    عين و بصر


    در اين آيه كلمه " ابصار " كه جمع بصر است به كار رفته است
    فرق است بين كلمه " بصر " و كلمه " عين " ، همانطوری كه در فارسی‏ هم فرق است بين كلمه " ديده " و كلمه " چشم " . " عين " كه فارسی‏ آن " چشم " است نام عضو مخصوص و معهود است با قطع نظر از كار آن ، ولی كلمه " بصر " و همچنين فارسی آن " ديده " از آن جهت به چشم اطلاق می‏شود كه كار مخصوص " ديدن " " ابصار " از آن سر می‏زند . لذا اين دو كلمه اگر چه اسم يك عضو می‏باشد ولی مورد استعمال آنها تفاوت دارد

  3. Top | #123

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : مسئله حجاب

    وقتی كه يك شاعر می‏خواهد تناسب و زيبائی چشم معشوق را توصيف كند و نظر به عمل ديدن ندارد ، لفظ چشم را به كار می‏برد . در اين مورد استعمال‏ لفظ ديده صحيح نيست زيرا در اينجا عنايت به خود چشم است ، به درشتی و ريزی و مشكی يا ميشی يا خماری بودن آن است ، مثل اينكه شاعر می‏گويد : دو چشم مست تو خوش می‏كشند ناز از هم نمی‏كنند دو بد مست احتراز از هم ولی وقتی عنايت به كار چشم يعنی عمل ديدن باشد ، كلمه " ديده " را به كار می‏برند . شاعر می‏گويد :
    "
    ديده را فايده آنست كه دلبر بيند

    " در آيه مورد بحث ، چون عنايت به كار چشم يعنی عمل ديدن است كلمه " أبصار " به كار رفته است نه كلمه " عيون "


    غض و غمض


    كلمه ديگری كه در اين آيه به كار رفته است ، كلمه " « يغضوا » " است كه از ماده " غض " است . غض و غمض دو لغت است كه هر دو در مورد چشم به كار می‏رود و برخی آن دو را باهم اشتباه می‏كنند . بايد معنای‏ اين دو كلمه را نيز مشخص كنيم : غمض به معنای برهم گذاردن پلكها است
    می‏گويند غمض عين كن . كنايه است از اينكه صرف نظر كن



  4. Top | #124

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : مسئله حجاب

    چنانكه ملاحظه می‏كنيد اين لغت با كلمه عين همراه می‏شود نه با كلمه بصر
    ولی در مورد كلمه غض می‏گويند غض بصر و يا غض نظر و يا غض طرف
    غض به معنای كاهش دادن است و غض بصر يعنی كاهش دادن نگاه . در قرآن‏ كريم سوره لقمان آيه 19 از زبان لقمان به فرزندش می‏گويد : " « و اغضض‏ من صوتك »" يعنی صدای خودت را كاهش بده ، ملايم كن ، فرياد نكن . در آيه 3 از سوره حجرات می‏فرمايد : " « ان الذين يغضون اصواتهم عند رسول‏ الله اولئك الذين امتحن الله قلوبهم للتقوی »" يعنی آنانكه صدای خود را ( هنگام سخن گفتن ) در حضور رسول خدا ملايم می‏كنند ، يعنی فرياد بر نمی‏آورند ، آنان كسانی هستند كه خداوند دلهايشان را برای تقوا آزمايش‏ كرده است
    در حديث معروف هند بن ابی هاله كه اوصاف و شمائل رسول اكرم را توصيف كرده چنين آمده است : " " « و اذا فرخ غض طرفه » " ( 1 ) يعنی وقتی كه خوشحال می‏شد چشمها را به حالت نيم خفته در می‏آورد . بديهی‏ است كه مقصود اين نيست كه چشمها را روی هم می‏گذاشت و يا به طرف مقابل‏ نگاه نمی‏كرد

    پاورقی :
    1 - تفسير صافی ذيل آيه 31 از سوره نور ، نقل از تفسير علی بن ابراهيم‏

  5. Top | #125

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : مسئله حجاب

    مرحوم مجلسی در " بحار " اين جمله را اينطور تفسير می‏كند : " ای‏ كسره و اطرق و لم يفتح عينه . و انما يفعل ذلك ليكون ابعد من الاشر و المرح " . يعنی پلك چشم را می‏شكست و سر را به پائين می‏انداخت و چشمها را نمی‏گشود . چنين می‏كرد تا از حالت شادی زدگی دور باشد . معمولا افرادی كه مغلوب احساسات خود هستند هنگامی كه شادی به آنها رو می‏آورد بی اختيار چشمها را گشاد می‏كنند و قهقهه سر می‏دهند و به هيجان می‏آيند ، برخلاف افراد سنگين و با وقار
    علی عليه السلام در توصيه معروفش به فرزند خود محمد ابن الحنفية ، هنگامی كه در جنگ جمل پرچم را به او داد فرمود : " كوهها اگر از جا كنده شوند تو سر جای خود باش ، دندانها را روی هم فشار بده " تا خشم و غضبت تحريك شود " سر خود را به خداوند عاريه بده و پاها را در زمين‏ ميخكوب كن " . آنگاه در آخر اضافه فرمود : " « ارم ببصرك اقصی القوم‏ و غض بصرك » " ( 1 ) يعنی تا آخرين نقطه دشمن را نظر بيند از و چشمها را بخوابان . بديهی است كه مقصود اين نيست كه چشمها را ببند ، يا نگاه‏ نكن ، مقصود اينست كه به يك نقطه معين ، مخصوصا به تجهيزات دشمن خيره‏ نشو
    همچنين در دستور العمل عمومی آن حضرت به اصحابش در جنگها می‏فرمايد : " « غضوا الابصار فانه اربط للجاش و اسكن للقلوب و اميتوا الاصوات فانه‏ اطرد للفشل » " ( 2 ) نگاهها را به تجهيزات دشمن كم كنيد كه اينطور دلها محكمتر و آرامتر است . بانگها را كوتاه كنيد كه اينطور بهتر سستی‏ را طرد می‏كند

    پاورقی :
    1 - نهج البلاغه خطبه 11 وسائل جلد 2 كتاب الجهاد صفحه . 429
    2 - نهج البلاغه خطبه 222 و وسائل جلد 2 كتاب الجهاد صفحه 430


  6. Top | #126

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : مسئله حجاب

    از همه اين موارد چنين فهميده می‏شود كه معنی " غض بصر " كاهش دادن‏ نگاه است ، خيره نشدن و تماشا نكردن و به اصطلاح نظر استقلالی نفكندن است
    صاحب مجمع البيان در ذيل آيه مورد بحث ( آيه سوره نور ) می‏گويد : " اصل الغض النقصان " يعنی ريشه معنی غض كاهش و كمی است " يقال غض‏ من صوته و من بصره ای نقص " . يعنی وقتی كه اين ماده به صوت و يا بصر نسبت داده می‏شود يعنی آنرا كاهش داد . در ذيل تفسير آيه سوره حجرات‏ می‏گويد : " غض بصره اذا ضعفه عن جده النظر " . يعنی معنی " غض بصره " اينست كه تند نگاه كردن را كم كرد . راغب اصفهانی در كتاب نفيس " مفردات القرآن " اين كلمه را عينا همين طور معنی می‏كند
    عليهذا در آيه مورد بحث معنای " « يغضوا من ابصارهم »" اينست كه‏ نگاه را كاهش بدهند يعنی خيره نگاه نكنند و به اصطلاح علماء اصول ، نظرشان آلی باشد نه استقلالی
    توضيح اينكه يك وقت نگاه انسان به يك شخص برای وارنداز كردن و دقت‏ كردن به خود آن شخص است مانند اينكه بخواهد وضع لباس و كيفيت آرايش‏ او را مورد مطالعه قرار دهد ، مثلا ببيند كراواتش را چگونه بسته است و موی سرش را چگونه آرايش كرده است . ولی يك وقت ديگر نگاه كردن به‏ شخصی كه با او روبرو است برای اينست كه با او حرف می‏زند ، و چون لازمه‏ مكالمه نگاه كردن است به او نگاه می‏كند . اين نوع از نگاه كردن كه به‏ عنوان مقدمه و وسيله مخاطبه است ، نظر آلی است ، ولی نوع اول نظر استقلالی است . پس معنی جمله اين است : به مؤمنين بگو به زنان خيره‏ نشوند و چشم چرانی نكنند

  7. Top | #127

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : مسئله حجاب

    اين نكته بايد اضافه شود كه برخی از مفسران كه " غض بصر " را به‏ معنی ترك نظر گرفته‏اند مدعی هستند كه مقصود ترك نظر به عورت است‏ همچنانكه جمله بعد نيز ناظر به حفظ عورت از نظر است . و باز همانطور كه‏ فقها گفته‏اند ، فرضا مقصود از غض بصر ترك نگاه به طور كلی باشد اعم از نگاهی كه به منظور تماشا و التذاذ باشد و يا نگاهی كه لازمه مخاطبه است ، متعلق نگاه ذكر نشده است كه چيست ( 1 )
    ولی اگر چنانكه ما استنباط كرديم ، مقصود از " غض بصر " اين باشد كه‏ خيره نگاه نكنند ، يعنی ناظر به نگاهی باشد كه لازمه مخاطبه است و مقصود اينست كه چشم چرانی نكنند ، قطعا متعلق غض بصر چهره است و بس زيرا آنچه ضرورت اقتضا می‏كند همين قدر است . نگاه به غير چهره ( و شايد دو دست تا مچ نيز ) حتی با " غض بصر " نيز جايز نيست


    ستر عورت


    در جمله بعد می‏فرمايد " « و يحفظوا فروجهم »" يعنی : به مؤمنين بگو عورت خويش را حفظ كنند . ممكن است مقصود اين باشد كه پاكدامن باشند و دامن خود را از هر چه كه روا نيست نگهداری كنند ، يعنی از زناء و فحشاء و هر كار زشتی كه از اين مقوله است

    پاورقی :
    1 - رجوع شود به مستمسك العروه حضرت آية الله حكيم ، جلد 5 صفحه 191

  8. Top | #128

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : مسئله حجاب

    ولی عقيده مفسرين اوليه اسلام و همچنين مفاد اخبار و احاديث وارده اينست كه هر جا در قرآن كلمه حفظ فرج آمده است مقصود حفظ از زناء است جز در اين دو آيه كه به معنای حفظ از نظر است و مقصود وجوب ستر عورت است . چه اين تفسير را بگيريم يا حفظ فرج را به معنی‏ مطلق پاكدامنی و عفاف بگيريم در هر حال شامل مسأله ستر عورت می‏باشد
    در جاهليت بين اعراب ستر عورت معمول نبود و اسلام آن را واجب كرد
    در دنيای متمدن كنونی نيز عده‏ای از غربيها كشف عورت را تأييد و تشويق‏ می‏كنند . دنيا دوباره از اين نظر به سوی همان وضع زمان جاهليت سوق داده‏ می‏شود
    راسل در يكی از كتابهايش به نام " در تربيت " يكی از چيزهائی كه از جمله " اخلاق بی منطق " و به اصطلاح " اخلاق تابو " می‏شمارد ، همين‏ مسأله پوشانيدن عورت است . وی می‏گويد چرا پدران و مادران اصرار می‏ورزند كه عورت خود را از بچه بپوشانند ؟ اين اصرار ، خود سبب تحريك حس‏ كنجكاوی بچه‏ها می‏گردد . اگر كوشش والدين برای كتمان عضو تناسلی نباشد ، چنين كنجكاوی كاذبی وجود پيدا نخواهد كرد . بايد والدين عورت خود را به‏ بچه‏ها نشان بدهند تا آنها هر چه كه وجود دارد از اول بشناسند
    بعد اضافه می‏كند : لااقل گاهی اوقات - مثلا هفته‏ای يك بار - در صحرا يا حمام برهنه شوند و عورت خود را در معرض ديد بچه‏ها قرار دهند

  9. Top | #129

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : مسئله حجاب

    راسل مسأله مخفی كردن عورت را يك " تابو " می‏داند . " تابو " از موضوعات بحث جامعه شناسی است و به تحريمهای ترس‏آور و بی منطق گفته می‏شود كه در ميان ملل وحشی وجود داشته و دارد

  10. Top | #130

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : مسئله حجاب

    به عقيده امثال راسل ، اخلاق رائج در جهان متمدن امروز نيز پر از " تابو بعضی كارها باز می‏دارد ، از جمله اينكه وقتی كه بچه بودم و با كودكان‏ بازی می‏كردم يك روز يكی از رجال قريش كار ساختمانی داشت و كودكان بر حسب حالت كودكی دوست داشتند سنگ و مصالح بنائی را در دامن گرفته‏ بياورند و نزديك بنا قرار دهند . بچه‏ها ، طبق معمول عرب پيراهنهای بلند به تن داشتند و شلوار نداشتند . وقتی كه دامن خود را بالا می‏گرفتند عورت‏ آنها مكشوف می‏شد . من رفتم يك سنگ در دامن بگيرم . همينكه خواستم‏ دامنم را بلند كنم ، گوئی كسی با دستش زد و دامن مرا انداخت . يك بار ديگر خواستم دامنم را بالا بگيرم باز همانطور شد . دانستم كه من نبايد اين‏ كار را بكنم " ( 1 )
    در آيه بعد می‏فرمايد : " « و قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهن و يحفظن‏ فروجهن »" عينا همان دو تكليف : ترك نظر ، و پاكدامنی ( پوشانيدن‏ عورت ) را كه برای مردان بيان كردم برای زنان هم ذكر فرموده است
    از اينجا به خوبی روشن می‏شود كه هدف از اين دستورات رعايت مصالح بشر است خواه زن يا مرد . قوانين اسلام بر پايه تبعيض و تفاوت ميان زن و مرد بنا نشده است و الا می‏بايد همه اين تكاليف را برای زن قائل شود و برای مرد هيچ وظيفه‏ای مقرر ندارد

    پاورقی :

    1 - شرح نهج البلاغه ابن ابی‏الحديد ، خطبه . 190


صفحه 13 از 25 نخستنخست ... 39101112131415161723 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی