سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 22 از 25 نخستنخست ... 121819202122232425 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 211 تا 220 , از مجموع 249

موضوع: مسئله حجاب

  1. Top | #211

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : مسئله حجاب

    بر زنان واجب نيست كه در نماز جمعه شركت كنند مگر آنكه حضور به هم رسانند . بعد از حضور واجب است شركت كنند و ترك‏ نكنند ( 1 )
    بر زنان واجب نيست كه در نماز عيدين شركت كنند ولی از شركت دادن‏ ممنوع نمی‏باشند . برای زنان صاحب هيئت و جمال شركت در اين مجامع مكروه‏ است ( 2 )
    پيغمبر اكرم زنان خود را - با قيد قرعه - با خود به سفر می‏برد . بعضی‏ از اصحاب نيز چنين می‏كردند ( 3 )
    پيغمبر اكرم از زنان بيعت گرفت ، ولی با آنها مصافحه نكرد ، دستور داد ظرف آبی آوردند ، دست خود را در آن فرو برد و دستور داد زنان دست‏ خويش در آب فرو برند ، همين را بيعت شمرد ( 4 ) . عايشه گفت هرگز دست پيغمبر در همه عمر دست يك زن بيگانه را لمس نكرد

    پاورقی :

    1 - وسائل جلد 1 صفحه . 456
    2 - وسائل جلد 1 صفحه . 474

    3 - صحيح بخاری جلد 7 صفحه . 43 همه مورخين اين مطلب را نوشته ‏اند
    4- اين جريان نيز مورد اتفاق مورخين و مفسرين است . مورخين ضمن وقايع‏ فتح مكه ، و مفسرين ذيل آيه 12 از سوره ممتحنه ذكر كرده‏اند . ايضا كافی‏ جلد 5 صفحه . 526

  2. Top | #212

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : مسئله حجاب

    زنان را از تشييع جنازه منع نكرد ، گواينكه آنرا لازم هم نشمرد . رسول‏ خدا ترجيح داد زنان در تشييع جنازه شركت نكنند . در عين حال در موارد خاصی شركت كرده‏اند و احيانا نماز خوانده‏اند . در روايات ما آمده است‏ كه وقتی زينب دختر بزرگ رسول اكرم وفات كرد زهرای مرضيه سلام الله‏ عليها و زنان مسلمانان آمدند و بر وی نماز خواندند ( 1 ) . از نظر روايات شيعه برای زنان جوان‏ شركت در تشييع جنازه مكروه است . علماء اهل تسنن از ام عطيه نقل‏ كرده‏اند كه گفت رسول اكرم ما را توصيه كرد كه در تشييع جنازه شركت‏ نكنيم ولی منع نفرمود . ( 2 ) اسماء دختر يزيد انصاری ، از طرف زنان مسلمان مدينه مأمور شد به‏ نمايندگی آنان نزد رسول خدا برود و پيام گلايه آميز زنان مدينه را به رسول‏ خدا ابلاغ كند و جواب بگيرد
    اسماء وقتی وارد شد كه رسول خدا در ميان جمع اصحاب بود . گفت : " پدر و مادرم قربانت . من نماينده زنانم به سوی تو ( 3 ) . ما زنان‏ می‏گوئيم خداوند عزوجل ترا هم بر مردان مبعوث فرمود و هم بر زنان . تو تنها پيامبر مردان نيستی . ما زنان نيز به تو و خدای تو ايمان آورديم
    ما زنان در خانه‏های خويش نشسته حاجت جنسی شما مردان را بر می‏آوريم ، فرزندان شما را در رحم خويش می‏پرورانيم . اما از آن طرف می‏بينيم وظائف‏ مقدس و كارهای بزرگ و ارجمند و پر اجر و با ارزش به مردان اختصاص‏ يافته و ما محروميم

    پاورقی :
    1 - وسائل جلد 1 صفحه . 156
    2 - صحيح مسلم جلد 3 صفحه 47 و صحيح بخاری جلد 2 صفحه 94 و سنن ابوداود جلد 2 صفحه . 180
    3 - انا وافده النساء اليك

  3. Top | #213

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : مسئله حجاب

    مردانند كه توفيق جمعه و جماعت دارند ، به عيادت بيماران می‏روند ، در تشييع جنازه شركت می‏كنند ، حج مكرر انجام می‏دهند ، و از همه بالاتر توفيق‏ جهاد در راه خدا دارند . در صورتی كه وقتی يك مرد به حج يا جهاد می‏رود ما زنان هستيم كه اموال شما را نگهداری می‏كنيم ، برای جامه‏های شما نخريسی می‏كنيم ، فرزندان شما را تربيت می‏كنيم . چگونه است كه ما در زحمتها شريك شما مردان هستيم اما در وظائف بزرگ و مقدس و كارهای پر اجر و پاداش شركت نداريم و از همه آنها محروميم ؟ " رسول اكرم نگاهی به اصحاب كرد و فرمود : " آيا تاكنون از زنی سخنی به اين خوبی و منطقی بدين رسائی در امور دين‏ شنيده‏ايد " ؟ يكی از اصحاب گفت : " خيال نمی‏كنم اين سخن از خود اين زن باشد "
    رسول خدا به جواب اين مرد اعتنا نكرد . رو كرد به اسماء و فرمود : " ای زن آنچه می‏گويم درست فهم كن و به زنانی كه ترا فرستاده‏اند نيز حالی كن . پنداشتی كه هر كه مرد شد به واسطه اين كارها كه بر شمردی توفيق‏ اجر و پاداش و فضيلت را می‏يابد و زنان محرومند ؟ خير چنين نيست . زن‏ اگر خوب خانه‏داری و شوهرداری كند ، نگذارد محيط پاك خانه با غبار كدورت آلوده شود ، اجر و پاداش و فضيلت و توفيقش معادل است با همه‏ آن كارها كه مردان انجام می‏دهند "
    اسماء زنی با ايمان بود و تقاضای او و زنان همفكرش از عمق ايمانشان بر می‏خاست نه از شهوات برانگيخته شده كه غالبا امروز می‏بينيم . او و همفكرانش نگران اين بودند مبادا وظائفی كه به عهده آنان واگذار شده قدر و قيمتی نداشته باشد و همه وظائف مقدس و قدر و قيمت‏دار به مردان‏ اختصاص يافته باشد . او و همفكرانش تقاضای مساوات زنان و مردان را داشتند . اما در چه ؟ در ربودن گوی فضيلت و انجام وظيفه مقدس . چيزی كه‏ در مخيله آنان هم خطور نمی‏كرد اين بود كه شهوات فردی را نام " حقوق " نهند و جنجال راه بيندازند

  4. Top | #214

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : مسئله حجاب

    لهذا وقتی كه آن جواب را شنيد ، چهره‏اش از خوشحالی برافروخته شد و با خوشحالی به سوی همفكرانش برگشت ( 1 )
    در باب شركت زنان در اينگونه موارد ، در كتب حديث روايات ضد و نقيضی وارد شده است . از بعضی از آنها ممنوعيت شديد استفاده می‏شود
    اما صاحب " وسائل " كه خود محدث متبحری است با توجه به مجموع آثار و روايات اسلام می‏گويد : " از مجموع روايات استفاده می‏شود كه برای زنان رواست كه برای مجالس‏ عزا ، يا برای انجام حقوق مردم ،
    ( 2 ) يا تشييع جنازه بيرون روند و در اين مجامع شركت كنند ، همچنانكه فاطمه عليها السلام و همچنين زنان ائمه‏ اطهار در مثل اين موارد شركت می‏كرده‏اند . پس جمع بين روايات حكم می‏كند كه روايات منع را حمل بر كراهت كنم " ( 3 )
    پيغمبر اكرم زنان را اجازه می‏داد كه به خاطر حاجتی كه دارند بيرون روند و كار خويش را انجام دهند . سوده دختر زمعه ، همسر رسول خدا زنی بلند بالا بود . يك شب با اجازه رسول خدا از خانه به خاطر كاری بيرون آمد
    با اينكه شب بود عمر بن الخطاب سوده را به خاطر بلند بالائيش شناخت

    پاورقی :
    1 - اسد الغابه جلد 5 صفحه 399 - . 398 اين داستان در كتب حديث و تفسير نيز نقل شده است
    2 - در بحارالانوار جلد 11 چاپ كمپانی صفحه 118 روايتی از كافی از حضرت موسی بن جعفر عليه السلام نقل می‏كند به اين مضمون : " كان ابی‏ يبعث امی و ام فروه تقضيان حقوق اهل المدينة " يعنی پدرم امام صادق‏ مادر من و مادر خودش را می‏فرستاد كه حاجات درماندگان مدينه را انجام‏ دهند

    3 - وسائل جلد 1 صفحه . 72


  5. Top | #215

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : مسئله حجاب

    عمر در اين جهت تعصب شديدی داشت و همواره به پيغمبر توصيه می‏كرد اجازه ندهد زنانش بيرون‏ روند . عمر با لحن خشنی به سوده گفت : تو خيال كردی كه ما ترا نشناختيم‏ ؟ ! خير شناختيم . پس از اين در بيرون آمدن خود دقت بيشتری بكن . سوده‏ از همانجا مراجعت كرد و ماجرا را به عرض رسول خدا رساند در حالی كه‏ رسول خدا مشغول شام خوردن بود و استخوانی در دستش بود . طولی نكشيد كه‏ حالت وحی بر آنحضرت عارض شد . پس از بازگشت به حالت عادی فرمود : " « انه قد اذن لكن ان تخرجن لحوائجكن » " . يعنی اجازه داده شد به‏ شما كه اگر حاجتی داريد بيرون رويد ( 1 )
    آنچنانكه مجموعا از تواريخ و نقلهای حديثی بر می‏آيد ، در ميان صحابه‏ رسول خدا ، عمر بن الخطاب - همچنانكه مقتضای طبيعتهائی خشك و خشن از طراز اوست - در مورد زنان فوق العاده سختگير و طرفدار خانه‏نشينی كلی‏ آنها بوده است
    جاحظ در " البيان و التبيين " جلد 2 صفحه 90 و جلد 3 صفحه 155 از عمر نقل می‏كند كه : " اكثروا لهن من قول " لا " فان " نعم " ليضربهن علی المسألة يعنی‏ بيشتر به زنها " نه " بگوئيد . زيرا " بلی " آنانرا در خواهش جری‏تر می‏كند "

    پاورقی :

    1 - صحيح مسلم جلد 7 صفحه 6 و صحيح بخاری جلد 7 صفحه 49 و جلد 8 صفحه‏ . 66


  6. Top | #216

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : مسئله حجاب

    در تفسير كشاف ذيل آيه 53 سوره احزاب می‏نويسد : " عمر خيلی علاقه‏مند بود كه زنان رسول خدا در پرده باشند و بيرون نروند ، زياد اين مطلب را به ميان می‏گذاشت . به زنان پيغمبر می‏گفت : اگر اختيار با من بود ، چشمی شما را نمی‏ديد . يك روز بر آنان‏ گذشت و گفت آخر شما با ساير زنان فرق داريد همچنانكه شوهر شما با ساير مردان فرق دارد . بهتر است به پرده در شويد . زينب همسر رسول خدا گفت‏ : پسر خطاب ! وحی در خانه ما نازل می‏شود و آنگاه تو نسبت به ما غيرت‏ می‏ورزی و تكليف معين می‏كنی ؟ ! "
    در سنن ابن ماجه " باب ماجاء فی البكاء علی الميت " حديث شماره‏ 1587 می‏نويسد : " رسول خدا در تشييع جنازه‏ای شركت كرد . زنی از كسان متوفی شركت‏ كرده بود . عمر بر آن زن نهيب زد . رسول خدا فرمود : ولش كن ای عمر ! چشم گريان و دل داغدار و عهد قريب است "
    از اينگونه جريانها در تاريخ زندگی عمر زياد يافت می‏شود . حتی نقل‏ كرده‏اند كه : " عاتكه ، همسر عمر ، دائما با او برای رفتن به مسجد در كشمكش بود
    عمر نمی‏خواست او شركت كند اما او اصرار داشت شركت كند . عاتكه‏ نمی‏خواست نهی شوهرش را تمرد كند ، عمر هم نمی‏خواست نهی صريح كند ، دلش می‏خواست وقتی كه در مقابل تقاضای عاتكه سكوت می‏كند ، عاتكه به‏ مسجد نرود . اين بود كه در مقابل درخواست عاتكه سكوت می‏كرد و لب از لب نمی‏جنبانيد . اما عاتكه می‏گفت به خدا قسم مادامی كه صريحا نهی نكنی‏ خواهم رفت و می‏رفت " ( 1 )
    در صحيح بخاری از ابن عباس نقل می‏كند كه گفت : " سخت مايل بودم فرصت مناسبی به چنگ آورم و از عمر بپرسم آن دو زن‏ كه در قرآن درباره آنان آمده است : " « ان تتوبا الی الله فقد صغت‏ قلوبكما »" ( 2 ) كيانند ؟ تا آنكه در سفر حج همراه او شدم .
    پاورقی :
    1 - الحجاب مودودی صفحه 318 نقل از موطأ مالك .
    2 - سوره تحريم ، آيه 4 : يعنی اگر توبه كنيد ( بجا و لازم است ) زيرا دلهای شما منحرف شده است . اين آيه مربوط به دو نفر از زنان رسول اكرم است كه رسول‏ خدا يك مطلب سری به آنان گفت ، و آنان مرتكب خطا شدند و فاش كردند

  7. Top | #217

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : مسئله حجاب

    يك روز فرصتی پيش آمد ، ضمن اينكه آب وضو روی دستش می‏ريختم گفتم يا اميرالمؤمنين ! آن دو زن كه خداوند در قرآن به آنها اشاره می‏كند و می‏فرمايد : " « ان تتوبا الی الله فقد صغت قلوبكما »" كدامند ؟ گفت‏ : عجب است از تو كه چنين پرسشی می‏كنی . آنها عايشه و حفصه می‏باشند
    آنگاه خود عمر داستان را اينچنين تفصيل داد : من و يكی از انصار در قسمت بالای شهر مدينه كه با مسجد و مركز مدينه‏ فاصله داشت منزل داشتيم . من و او با هم قرار گذاشته بوديم به نوبت ، يك روز در ميان ، هر كدام از ما به مسجد و مركز مدينه برويم و اگر چيز تازه‏ای رخ داده بود به اطلاع ديگری برسانيم
    ما مردم قريش تا در مكه بوديم بر زنان خويش مسلط بوديم ، ( 1 ) اما مردم مدينه برعكس بودند ، زنان آنان بر ايشان تسلط داشتند . تدريجا اخلاق‏ زنان مدينه در زنان ما اثر كرد . يك روز من به همسرم خشم گرفتم . او برخلاف انتظار ، جواب مرا پس داد
    گفتم : جواب مرا پس می‏دهی ؟ ! گفت : خبر نداری كه زنان پيغمبر رويشان با او باز است و با او يك و دو می‏كنند و گاه يكی از آنان يك‏ روز تمام با پيغمبر قهر می‏كند

    پاورقی :
    1 - در روايت ديگری كه صحيح مسلم ، جلد 4 ، صفحه 190 نقل می‏كند : عمر می‏گويد : " و الله ان كنا فی الجاهلية ما نعد للنساء امرا حتی انزل الله‏ تعالی فيهن ما انزل و قسم لهن ما قسم . . . " يعنی به خدا ما در جاهليت‏ برای زنان شأنی قائل نبوديم ، تا خداوند ( در قرآن ) درباره آنان آياتی‏ نازل كرد و حقوق و بهره‏هائی برايشان قائل شد

  8. Top | #218

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : مسئله حجاب

    از شنيدن اين سخن سخت ناراحت شدم گفتم به خدا قسم كسی كه با پيغمبر چنين كند بدبخت شده است . فورا لباس پوشيدم و آمدم به شهر و بر دخترم حفصه وارد شدم ، گفتم شنيده‏ام شما گاهی يك روز تمام پيغمبر را ناراحت می‏كنيد . گفت : بلی . گفتم : دختركم ! بيچاره شدی . چه اطمينانی‏ داری كه خداوند به خاطر پيامبرش بر تو خشم نگيرد ؟ دختركم ! از من بشنو : بعد از اين نه با پيغمبر تندی كن و نه از او قهر كن . هر چه می‏خواهی به‏ خودم بگو اگر می‏بينی رقيبت ( عايشه ) از تو زيباتر است ناراحت نباش
    قضيه گذشت . در آن ايام ما نگران حمله غسانيها از جانب شام بوديم : شنيده بوديم آنان آماده حمله به ما هستند . يك روز كه نوبت رفيق انصاری‏ بود و من در خانه بودم ، شب هنگام ديدم در خانه مرا محكم می‏كوبد و می‏گويد : او در خانه است ؟ من سخت در هراس شدم . آمدم بيرون . گفت‏ حادثه بزرگی رخ داده . گفتم : غسانيها حمله كردند ؟ گفت : نه ، از آن‏ بزرگتر . گفتم : چه شده ؟ گفت : پيامبر زنان خويش را يكجا ترك گفته‏ است! گفتم بيچاره شد حفصه . قبلا پيش‏بينی می‏كردم و به خود حفصه هم گفتم
    صبح زود لباس پوشيدم و برای نماز صبح به مسجد رفتم و با پيامبر نماز جماعت خواندم . پيامبر بعد از نماز به اتاق مخصوصی كه به خودش تعلق‏ داشت رفت و از همه كناره‏گيری كرد . من به سراغ حفصه رفتم . می‏گريست
    گفتم چرا می‏گريی ؟ به تو نگفتم اين قدر پيامبر را آزار ندهيد ؟ ! خوب ، آيا شما را طلاق داد ؟ گفت : نمی‏دانم . همين قدر می‏دانم از همه كناره‏گيری‏ كرده است . آمدم به مسجد نزديك منبر پيامبر ديدم گروهی گرد منبر جمع‏ شده می‏گريند . قدری با آنها نشستم . چون خيلی ناراحت بودم رفتم به طرف‏ اتاق پيغمبر . يك سياه دم در بود . گفتم به پيغمبر بگو : عمر اجازه ورود می‏خواهد . رفت و برگشت و گفت : گفتم اما پيغمبر سكوت كرد
    برگشتم و رفتم ميان مردمی كه گرد منبر را گرفته بودند . مدتی نشستم
    نتوانستم آرام بگيرم . دو مرتبه آمدم و به دربان گفتم برای عمر اجازه‏ بگير

  9. Top | #219

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : مسئله حجاب

    رفت و برگشت و گفت : از پيغمبر برايت اجازه خواستم ، اما پيغمبر سكوت كرد . برای سومين بار رفتم ميان مردمی كه گرد منبر جمع بودند و از ناراحتی پيغمبر ناراحت بودند . باز هم نتوانستم آرام بگيرم . نوبت سوم‏ آمدم و به وسيله آن دربان سياه اجازه ورود خواستم . غلام رفت و برگشت و گفت باز هم پيغمبر سكوت كرد . مأيوسانه مراجعت كردم . ناگهان فرياد همان دربان سياه را شنيدم كه مرا می‏خواند . گفت : بيا كه پيغمبر اجازه‏ داد . وقتی كه وارد شدم ، ديدم پيغمبر بر روی شنها به پهلو خوابيده و بر يك متكا از ليف خرما تكيه كرده سنگريزه‏ها بر جسمش اثر گذاشته است
    سلام كردم . ايستادم و گفتم : يا رسول الله ! می‏گويند همسران خويش را طلاق داده‏ای ، راست است ؟ گفت : نه . گفتم : الله اكبر . همانطور كه‏ ايستاده بودم شروع كردم به سخن گفتن و مقصودم اين بود سر شوخی را باز كنم‏ . گفتم : يا رسول الله ! ما مردم قريش تا در مكه بوديم بر زنان خويش‏ مسلط بوديم ، آمديم به اين شهر و از بخت بد ، زنان اين شهر بر مردانشان‏ تسلط داشتند . پيامبر از شنيدن اين جمله تبسمی كرد . به سخن خودم ادامه‏ دادم و گفتم : من قبلا به دخترم حفصه گفته بودم كه اگر عايشه از تو قشنگتر و محبوبتر است ناراحت نباش . بار ديگر پيغمبر تبسم كرد . چون ديدم‏ تبسم كرد نشستم ، به اطراف نگاه كردم هيچ چيزی در آنجا به چشم نمی‏خورد جز سه تا پوست گوسفند . گفتم : يا رسول الله ! دعا كن خداوند به امت تو توسعه عنايت فرمايد آنچنانكه فارس و روم غرق در نعمتند . پيغمبر كه‏ تكيه كرده بود فورا نشست ، فرمود : اينها دليل لطف خدا نيست . آنها نعمتهای خويش را در همين دنيا از خدا گرفته‏اند . گفتم : از گفته خودم‏ پشيمانم . برای من طلب مغفرت كن

  10. Top | #220

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : مسئله حجاب

    از اين پس پيغمبر يك ماه از زنان خويش دوری جست ، بدان جهت كه‏ رازی را حفصه نزد عايشه آشكار كرده بود . ( نه بدان جهت كه عمر می‏پنداشت كه چون زنان پيغمبر زبان دراز شده بودند و پيغمبر را ناراحت‏ می‏كردند و پيغمبر در مقابل آنها سكوت می‏كرد ) . بعد از يك ماه پيغمبر نزد . زنان خويش برگشت . آيه تخيير نازل شده بود كه هر كدام از همسران‏ رسول خدا از ادامه همسری ناراضی هستند پيغمبر آنها را در نهايت خوشی ، با كمك فراوان مالی در كارشان آزاد بگذارد ، هر جا می‏خواهند بروند ، و با هر كس می‏خواهند ازدواج كنند و هر كدام مايلند با همين وضع فقيرانه‏ بسازند به زندگی با پيغمبر ادامه دهند . همه آنها در كمال رضايت گفتند : ما خدا و پيغمبر را انتخاب می‏كنيم و افتخار همسری رسول خدا را از دست‏ نمی‏دهيم " ( 1 )
    آری اينست روش اسلام در ميان افراط و تفريط ها . همانطور كه گفتيم‏ اسلام به خطرات ناشی از روابط به اصطلاح آزاد جنسی كاملا آگاه است
    نهايت مراقبت را در برخوردهای زنان و مردان اجنبی دارد . تا حدودی كه‏ منجر به حرج و فلج نشود ، طرفدار دور نگهداشتن زنان از مردان است
    اسلام در عين اينكه به زنان اجازه شركت در مساجد را می‏دهد دستور می‏دهد به صورت مختلط نباشد ، محلها از يكديگر جدا باشد . می‏گويند پيغمبر اكرم‏ در زمان حيات خويش اشاره كرد كه در ورودی زنان به مسجد از در ورودی‏ مردان مجزا باشد . روزی اشاره به يكی از درها كرد و فرمود : " « لو تركنا هذا الباب للنساء » " يعنی خوب است اين در را به‏ بانوان اختصاص بدهيم . بعدها عمر صريحا نهی كرد كه مردان از آن در وارد شوند ( 2 )

    پاورقی :
    1 - صحيح بخاری جلد 7 صفحات 38 - 36 و صحيح مسلم جلد 4 صفحات 194 - . 92
    2 - سنن ابوداود جلد 1 صفحه . 109

صفحه 22 از 25 نخستنخست ... 121819202122232425 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی