سروش هدايت سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
سروش هدايت
صفحه 13 از 13 نخستنخست ... 3910111213
نمایش نتایج: از شماره 121 تا 129 , از مجموع 129
  1. #121
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سروش هدايت




    الهى .. در پگاهى تنى چند را بر خاكدانى گرد آمده ديدم كه يكى با تيغه آهنى و ديگرى با تركه چوبى آن مزبله را با چه حرص و ولعى مى كاويدند تا باشد كه پاره پارچه اى يا چرمى يا كهنه ديگرى بدست آرند، حسن چگونه از عهده شكرت بر آيد كه شب و روز كتاب تو را و كتابهاى اوليايت را ورق مى زند و دل آنها را مى كاود و از معانى آنها، كه نيستم بهشتند، دماغ جانش ‍ معطر مى گردد.
    بار خدايا اگر آن خاكدانيها بدان كار نباشند حسن پاك دان بدينكار نتواند بود. پاداش نيك شان ده كه بر بنده حق دارند.
    الهى .. شكرت كه همه كواكب و ايام را براى حسن سعيد گردانيدى .
    الهى .. جمعى از تو ترسند و خلقى از مرگ و حسن از خود.
    الهى .. از كتابها پاسخ پرسش خواستن و حل مشكل طلبيدن ، عيال سفره ديگران بودن است . يا غنى و يا مغنى يا ملى و يا معطى ! تا كى جيره خوار اين و آن باشم و در كنار خوان آنان نشينم .
    الهى .. يكى نان دارد و دندان ندارد، و يكى جان دارد و جانان ندارد.
    شكرت كه حسن هم اين دارد و هم آن دارد.
    الهى .. ايام اواخر رجب يكهزار و سيصد و نود و يك برايم چون نيمه آن روز استفتاح بود كه به تدريس اسفار افتتاح كرديم . بار خدايا چگونه شكرت كنم كه هر روز در وصف اسماء حسنى و صفات عليا، و اطوار جلوه هاى جانفزاى تو سر گرم و دل خوشم .
    الهى .. خوشا آنكه چون عين ثور چشمى بينا دارد و مانند قلب است و عقرب دلى آتشين و روشن ، و مثل جوزا در راه تو ميان سخت بربسته است .
    الهى .. حسن غبطه حال عقرب مى خورد، كه عقرب كجا و حسن كجا؟
    آن رو به مشرق دارد و اين مغرب است . آن را قلب روشن است و اين را ظلمانى . آن تاج بر سر پيش چشمش ترازوى داد است و اين بيدادگر طغيان در ميزان كرده است . آن سير آسمانها مى كند و اين زمين را نپيموده است . آن شب و روز بيدار است و اين در خواب . آن به صراط مستقيم است و اين كج رفتار منحرف . آن هشيار براى دفع عدو سلاح تيرو كمان و نيش از پشت دارد و اين غافل بى سلاح در كمند ديواندر. و چه خوش گفته اند كه كونوا عقارب اسلحتها فى اذنابها فان الشيطان لن يراوغ الانسان الامن ورائه (479)، لاجرم آن نيكبخت از هفت آسمان برتر شد و اين تيره بخت هنوز خاك نشين است .
    الهى .. شكرت كه به ناز و نعمت پرورده نشدم وگرنه از كجا حسن مى شدم .
    الهى .. اگر حسن مال مى يافت و حال نمى يافت از حسرت چه مى كرد؟
    الهى .. چون است كه اندوه تو مايه دل شادى است و بندگى تو برات آزادى .
    الهى .. شكرت كه روزنه اى از عوالم ملكوت را به رويم گشودى رب زدنى علما، رب زدنى فيك تحيرا، رب انعمت فزد (480).
    الهى .. در اين شب دوشنبه بيستم شهر رسول الله يكهزار و سيصد و نود و يك از استغفارهايم واز عبادتهايم جملگى استغفار مى كنم . يا تواب و يا غفور و يا رحيم يا من يحب التوابين (481) توبه ام را بپذير.
    الهى .. من خودم را نشناختم تا تو را بشناسم .
    الهى .. حسن از حال مار غبطه مى خورد كه چون پير شود چهل روز گرسنه بماند و تحمل رنج گرسنگى كند، سپس به زمين فرو رود، و چون بيرون آيد پوست افكنده و جوان شده باشد، كه كلمه و روح ممسوح تو مسيح عليه السلام به حواريون فرمود كانوا كالحيه (482)، مار پير از پوست بدر آيد و جوان شود، جوانى حسن بگذشت و آثار پيرى در او نمودار شد و هنوز در حجابها گرفتار است .
    الهى .. تا كنون مى گفتم جهان را براى ما آفريدى ، اكنون فهميدم كه خودت هم براى مايى .
    الهى .. ادراك مفاهيم اسماء كه بدين پايه لذت بخش است ادراك حقائق آنها چون خواهد بود.
    الهى .. حسن كه بدين اندازه حسن است ، حسن آفريده چون باشد فتبارك الله احسن الخالقين (483).

    سروش هدايت

  2. #122
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سروش هدايت




    الهى .. اگر حسن از تو جز تو خواهد فرق ميان او و بت پرست چيست ؟
    الهى .. از گفتن و اثبات شرم دارم كه اثباتيم ، لا اله الا الله را ديگران بگويند والله را حسن .
    الهى .. شكرت كه دل بيدردم را بدرد آوردى .
    الهى .. شكرت كه اولم را به آخر ماول كردى و آخرم را به اول مبدل .
    الهى .. شكرت كه تا خودم را شناختم تن خسته و دل شكسته دارم .
    الهى .. تا كنون مى گفتم داراتر از من كيست ، كه تو داراى منى . از آن گفتار پوزش خواهم كه اينك 13 شهر رمضان 1391 گويم داراتر از من كيست كه تو دارايى منى .
    الهى .. داراتر از من كيست كه تو داريى منى .
    الهى .. ما هنوز حرفهاى اين جهانى را نفهميديم تا توقع آن جهانى را داشته باشيم .
    الهى .. چه فكرهايى مى كردم و به دنبال اين و آن مى رفتم و اين در و آن در مى زدم و موفق نمى شدم و خدا خدا مى كردم كه چرا موفق نمى شوم ؛ بار خدايا شكرت كه جوابم را ندادى و چه نكوشد كه نشد وگرنه حسن نمى شدم ، تسليم توام حكم آنچه تو فرمايى لطف آنچه تو انديشى .
    الهى .. ندانسته از تو قرار مى خواستم ؛ اينك دانسته از تو بى قرارى مى خواهم كه مظهر يا من كل يوم هو فى شانم (484)
    الهى .. خوش آن منعم كه مظهر هو يطعم ولا يطعم (485) است .
    الهى .. جايى كه محمد بن عبدالله ، انسان كامل ، صاحب مقام محمود، خاتم انبياء، ما عرفتك حق معرفتك و ما عبدتك حق عبادتك (486) گويد، حسن بن عبدالله ، انسان نماى جاهل ، بايد ما عبدتك و ما عرفتك (487) گويد.
    الهى .. توانگر به آزادى كردن بندگان رستگارند، اين تهيدست را به بنده كردن آزادان سرفراز فرما.
    الهى .. پنهانى و دزدكى مى گريم تا نامحرمان به حرم خانه سرم دست نيابند، و آشكارا لبخند دارم تا نا بخردان ديوانه ام نخوانند.
    الهى .. تا به حال مى گفتم گذشته ها گذشت ؛ اكنون مى بينيم كه گذشته هايم نگذشت ، بلكه همه در من جمع است . آه آه از يوم جمع .
    الهى .. در فكر فهميدن حروف مقطعه كتابت بدينجا رسيدم كه تمام كلمات حروف مقطعه اند. خنك آنكه اهل قرآن است .
    الهى .. اين روزگار طوفانى تر از طوفان نوح است و قرآن كشتى نجات .
    خوشا به حال اصحاب السفينه .
    الهى .. گاهى در انواع مخلوقات گوناگون تو ماتم ، و گاهى در افراد لونالون آنها، و بيش از همه در اطوار جورواجور خودم رب زدنى فيك تحيرا. (488)
    الهى .. تا كنون به اميدوارى سر به بالا مى داشتم و خدا خدا مى كردم ؛ اكنون به شرمسارى سر به زير افكندم كه چرا چون و چرا مى كردم .
    الهى .. اعيان تر از من كيست كه با تو همنشينم .
    الهى .. خوشا به حال كسانى كه لذات جسمانى شان عقلانى شد.
    الهى .. از تو شرمنده ام كه بندگى نكردم ، و از خودم شرمنده ام كه زندگى نكردم ، و از مردم شرمنده ام كه اثر وجوديم براى ايشان چه بود.
    الهى .. گوينده اى گفت : كل من فى الوجود يطلب صيدا انما الا ختلاف فى الشبكات (489). تو خود گواهى كه بدترين شبكه صيد من است ، از شر آن به تو پناه مى بردم كه جز تو پناهى نيست .
    الهى .. توفيقم ده كه يكبار استغفر الله و اتوب اليه بگويم كه هنوز از گفتن آن شرم دارم .
    الهى .. تا كنون خودم را بر منبر گوينده مى پنداشتم و حضار را مستمع ، ولى اكنون مى بينم كه گوينده تويى و من و مستمع هر دو مستمعيم .
    الهى .. شاه به خيال شاد است و حسن به عقل .


    سروش هدايت

  3. #123
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سروش هدايت




    الهى .. در پگاهى تنى چند را بر خاكدانى گرد آمده ديدم كه يكى با تيغه آهنى و ديگرى با تركه چوبى آن مزبله را با چه حرص و ولعى مى كاويدند تا باشد كه پاره پارچه اى يا چرمى يا كهنه ديگرى بدست آرند، حسن چگونه از عهده شكرت بر آيد كه شب و روز كتاب تو را و كتابهاى اوليايت را ورق مى زند و دل آنها را مى كاود و از معانى آنها، كه نيستم بهشتند، دماغ جانش ‍ معطر مى گردد.
    بار خدايا اگر آن خاكدانيها بدان كار نباشند حسن پاك دان بدينكار نتواند بود. پاداش نيك شان ده كه بر بنده حق دارند.
    الهى .. شكرت كه همه كواكب و ايام را براى حسن سعيد گردانيدى .
    الهى .. جمعى از تو ترسند و خلقى از مرگ و حسن از خود.
    الهى .. از كتابها پاسخ پرسش خواستن و حل مشكل طلبيدن ، عيال سفره ديگران بودن است . يا غنى و يا مغنى يا ملى و يا معطى ! تا كى جيره خوار اين و آن باشم و در كنار خوان آنان نشينم .
    الهى .. يكى نان دارد و دندان ندارد، و يكى جان دارد و جانان ندارد.
    شكرت كه حسن هم اين دارد و هم آن دارد.
    الهى .. ايام اواخر رجب يكهزار و سيصد و نود و يك برايم چون نيمه آن روز استفتاح بود كه به تدريس اسفار افتتاح كرديم . بار خدايا چگونه شكرت كنم كه هر روز در وصف اسماء حسنى و صفات عليا، و اطوار جلوه هاى جانفزاى تو سر گرم و دل خوشم .
    الهى .. خوشا آنكه چون عين ثور چشمى بينا دارد و مانند قلب است و عقرب دلى آتشين و روشن ، و مثل جوزا در راه تو ميان سخت بربسته است .
    الهى .. حسن غبطه حال عقرب مى خورد، كه عقرب كجا و حسن كجا؟
    آن رو به مشرق دارد و اين مغرب است . آن را قلب روشن است و اين را ظلمانى . آن تاج بر سر پيش چشمش ترازوى داد است و اين بيدادگر طغيان در ميزان كرده است . آن سير آسمانها مى كند و اين زمين را نپيموده است . آن شب و روز بيدار است و اين در خواب . آن به صراط مستقيم است و اين كج رفتار منحرف . آن هشيار براى دفع عدو سلاح تيرو كمان و نيش از پشت دارد و اين غافل بى سلاح در كمند ديواندر. و چه خوش گفته اند كه كونوا عقارب اسلحتها فى اذنابها فان الشيطان لن يراوغ الانسان الامن ورائه (479)، لاجرم آن نيكبخت از هفت آسمان برتر شد و اين تيره بخت هنوز خاك نشين است .
    الهى .. شكرت كه به ناز و نعمت پرورده نشدم وگرنه از كجا حسن مى شدم .
    الهى .. اگر حسن مال مى يافت و حال نمى يافت از حسرت چه مى كرد؟
    الهى .. چون است كه اندوه تو مايه دل شادى است و بندگى تو برات آزادى .
    الهى .. شكرت كه روزنه اى از عوالم ملكوت را به رويم گشودى رب زدنى علما، رب زدنى فيك تحيرا، رب انعمت فزد (480).
    الهى .. در اين شب دوشنبه بيستم شهر رسول الله يكهزار و سيصد و نود و يك از استغفارهايم واز عبادتهايم جملگى استغفار مى كنم . يا تواب و يا غفور و يا رحيم يا من يحب التوابين (481) توبه ام را بپذير.
    الهى .. من خودم را نشناختم تا تو را بشناسم .
    الهى .. حسن از حال مار غبطه مى خورد كه چون پير شود چهل روز گرسنه بماند و تحمل رنج گرسنگى كند، سپس به زمين فرو رود، و چون بيرون آيد پوست افكنده و جوان شده باشد، كه كلمه و روح ممسوح تو مسيح عليه السلام به حواريون فرمود كانوا كالحيه (482)، مار پير از پوست بدر آيد و جوان شود، جوانى حسن بگذشت و آثار پيرى در او نمودار شد و هنوز در حجابها گرفتار است .
    الهى .. تا كنون مى گفتم جهان را براى ما آفريدى ، اكنون فهميدم كه خودت هم براى مايى .
    الهى .. ادراك مفاهيم اسماء كه بدين پايه لذت بخش است ادراك حقائق آنها چون خواهد بود.
    الهى .. حسن كه بدين اندازه حسن است ، حسن آفريده چون باشد فتبارك الله احسن الخالقين (483).


    سروش هدايت

  4. #124
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سروش هدايت




    الهى .. اگر حسن از تو جز تو خواهد فرق ميان او و بت پرست چيست ؟
    الهى .. از گفتن و اثبات شرم دارم كه اثباتيم ، لا اله الا الله را ديگران بگويند والله را حسن .
    الهى .. شكرت كه دل بيدردم را بدرد آوردى .
    الهى .. شكرت كه اولم را به آخر ماول كردى و آخرم را به اول مبدل .
    الهى .. شكرت كه تا خودم را شناختم تن خسته و دل شكسته دارم .
    الهى .. تا كنون مى گفتم داراتر از من كيست ، كه تو داراى منى . از آن گفتار پوزش خواهم كه اينك 13 شهر رمضان 1391 گويم داراتر از من كيست كه تو دارايى منى .
    الهى .. داراتر از من كيست كه تو داريى منى .
    الهى .. ما هنوز حرفهاى اين جهانى را نفهميديم تا توقع آن جهانى را داشته باشيم .
    الهى .. چه فكرهايى مى كردم و به دنبال اين و آن مى رفتم و اين در و آن در مى زدم و موفق نمى شدم و خدا خدا مى كردم كه چرا موفق نمى شوم ؛ بار خدايا شكرت كه جوابم را ندادى و چه نكوشد كه نشد وگرنه حسن نمى شدم ، تسليم توام حكم آنچه تو فرمايى لطف آنچه تو انديشى .
    الهى .. ندانسته از تو قرار مى خواستم ؛ اينك دانسته از تو بى قرارى مى خواهم كه مظهر يا من كل يوم هو فى شانم (484)
    الهى .. خوش آن منعم كه مظهر هو يطعم ولا يطعم (485) است .
    الهى .. جايى كه محمد بن عبدالله ، انسان كامل ، صاحب مقام محمود، خاتم انبياء، ما عرفتك حق معرفتك و ما عبدتك حق عبادتك (486) گويد، حسن بن عبدالله ، انسان نماى جاهل ، بايد ما عبدتك و ما عرفتك (487) گويد.
    الهى .. توانگر به آزادى كردن بندگان رستگارند، اين تهيدست را به بنده كردن آزادان سرفراز فرما.
    الهى .. پنهانى و دزدكى مى گريم تا نامحرمان به حرم خانه سرم دست نيابند، و آشكارا لبخند دارم تا نا بخردان ديوانه ام نخوانند.
    الهى .. تا به حال مى گفتم گذشته ها گذشت ؛ اكنون مى بينيم كه گذشته هايم نگذشت ، بلكه همه در من جمع است . آه آه از يوم جمع .
    الهى .. در فكر فهميدن حروف مقطعه كتابت بدينجا رسيدم كه تمام كلمات حروف مقطعه اند. خنك آنكه اهل قرآن است .
    الهى .. اين روزگار طوفانى تر از طوفان نوح است و قرآن كشتى نجات .
    خوشا به حال اصحاب السفينه .
    الهى .. گاهى در انواع مخلوقات گوناگون تو ماتم ، و گاهى در افراد لونالون آنها، و بيش از همه در اطوار جورواجور خودم رب زدنى فيك تحيرا. (488)
    الهى .. تا كنون به اميدوارى سر به بالا مى داشتم و خدا خدا مى كردم ؛ اكنون به شرمسارى سر به زير افكندم كه چرا چون و چرا مى كردم .
    الهى .. اعيان تر از من كيست كه با تو همنشينم .
    الهى .. خوشا به حال كسانى كه لذات جسمانى شان عقلانى شد.
    الهى .. از تو شرمنده ام كه بندگى نكردم ، و از خودم شرمنده ام كه زندگى نكردم ، و از مردم شرمنده ام كه اثر وجوديم براى ايشان چه بود.
    الهى .. گوينده اى گفت : كل من فى الوجود يطلب صيدا انما الا ختلاف فى الشبكات (489). تو خود گواهى كه بدترين شبكه صيد من است ، از شر آن به تو پناه مى بردم كه جز تو پناهى نيست .
    الهى .. توفيقم ده كه يكبار استغفر الله و اتوب اليه بگويم كه هنوز از گفتن آن شرم دارم .
    الهى .. تا كنون خودم را بر منبر گوينده مى پنداشتم و حضار را مستمع ، ولى اكنون مى بينم كه گوينده تويى و من و مستمع هر دو مستمعيم .
    الهى .. شاه به خيال شاد است و حسن به عقل .

    سروش هدايت

  5. #125
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سروش هدايت




    الهى .. تا به حال مى گفتم لا تاخذه سنه ولانوم (490) الان مى بينم مرا هم لا تاخذنى سنه ولانوم .
    الهى .. وقتى حسن چشم باز كرد كه دست و پا بسته است .
    الهى .. شكرت كه دوستانم عاقلند و دشمنانم احمق .
    الهى .. شكرت كه به حسن دختر دادى و پسر دادى و از هر يك چيزها به وى خبر دادى .
    الهى .. تا به حال مى پنداشتم معرفت نفس مرقاه معرفت تو است ، شكرت كه مرقاه را اسقاط كردى و به سر اشارت نبى و وصى من عرف نفسه فقد عرف ربه ، اعلمكم بنفسه اعلمكم بربه (491) آشنا فرمود.
    الهى .. شكرت كه به هر سو رو مى كنم كريمه فاينما تولوا فثم وجه الله (492) برايم تجلى مى كند.
    الهى .. شكرت كه دنيا آخرتم شد.
    الهى .. شكرت كه از ظرف لغو زمانم بدر بردى و در ظرف فوق آن مستقر كردى .
    الهى .. خوشا به حال كسانى كه هميشه محرمند كه ايشان محرم تواند.
    الهى .. وقتى بيدار شدم كه هنگام خوابيدن است .
    الهى .. الحمدلله كه در اين حال به از اين چه گويم و چه كنم .
    الهى .. چه كنم كه تا كنون از بيرون مى جستمت و درونى بودى ، و اكنون از درون مى جوييمت و بيرونى شدى .
    الهى .. جز تو از انسان بزرگتر كيست ؟ و در پيشگاهت از من كوچكتر كيست ؟
    الهى .. شكرت كه پيشه ام گازرى و مامايى است .
    الهى .. روى زمينت حيوانستان شد، حسن را به آسمان انسان ستانت انس ‍ ده .
    الهى .. اين چه وادى است كه تا بخواهم سر مويى نزديك شوم فرسنگها دور مى شوم .
    الهى .. خاطر ما را از خطور خطيئه نگهدار.
    الهى .. به حق آنانى كه از ديده مردم غائبند اين غائب را در حضور بميران .
    الهى .. دل خوشم كه شاخه از شجره طوبايم .
    الهى .. ساعد علويم ده تا ابراهيم سان بت نفس را بشكنم و نفثم را نفس ‍ رحمانى گردان تا عيسى آسا در دمم .
    الهى .. خوشا آنانكه در فلوات عشق تو هائمند و از خود بدر شدند و به تو قائمند.
    الهى .. اين گدايان جان براى جماد مى دهند، حسن جان براى حيات ندهد.
    الهى .. همه در شهر الله عبادت مى كند و حسن تجارت سر بسر خسارت .
    الهى .. حسن به قدر سم الخياط يك روزنه به حسن مطلق راه يافت اينهمه لذت و ابتهاج دارد، آنانكه برايشان هزار باب از هربابى هزار باب ديگر گشوده شد چون خواهند بود و تو خود چونى ؟
    الهى .. تو كه يوسف آفرينى حسن از زليخا كمتر باشد؟ و تو كه ليلى آفرينى حسن مجنون تو نباشد؟!
    الهى .. چگونه شكر اين موهبت را بجا آورم كه اگر شرق تا غرب را كفر بگيرد در كاخ ربوبى ايمانم سر مويى خلل راه نمى يابد.
    الهى .. تا كنون به نادانى از تو مى ترسيدم و اينك به دانايى از خودم مى ترسم .
    الهى .. حسن كه از فهميدن كتب تدوينى اين همه ابتهاج و لذت دارد كسانى كه كتب تكوينى رامى خوانند و زبانشان را مى دانند و مبين حقائق اسماء اند چگونه اند؟ و كسى كه با تو در گفت و شنود است چگونه است ؟
    الهى .. ما كه از فاضل چشيده ديگران بد مستى مى كنيم چشيده ها چونند؟
    الهى .. شكرت كه از اساتيد بى رنگ رنگ گرفته ام .
    الهى .. خوشا آنانكه فقط با تو دل خوش كرده اند.
    الهى .. لطف فرموده اى اين كمترين را با كتب آشنا كرده اى . لطفت را مزيد بفرما و با صاحبان كتب آشنايش كن .
    الهى .. درجات پدر و مادرم را مزيد گردان كه اگر ايشان احسن نمى بودند من حسن نمى شدم .
    الهى .. شكرت كه دارم كم كم مزه پيرى را مى چشم .
    سروش هدايت

  6. #126
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سروش هدايت




    الهى .. گاهى اعوذ بالله من الشيطان الرجيم (493). مى گفتم ، و گاهى اعوذبك من همزات الشياطين (494)، و گاهى اعوذبك من شر الوسواس ‍ الخناس (495).
    از امشب كه ليله سبت رابع صفر هزار و سيصد و نود و سه هجرى قمرى است اجازت مى طلبم كه رب اعوذبك منى بگويم .
    الهى .. شكرت كه از ابلهان رنج مى برم .
    الهى .. اگر حسن جهنمى است جهنمى عاقلى را رفيق او گردان .
    الهى .. شكرت كه شب و روز به پرندگان بال و پر مى دهم .
    الهى .. حسن از حرف تا كمتر باشد كه فعلش چون ذاتش خاص اسم شريفت است ، تاء قسم خاص تو باشد و حسن نباشد.
    الهى .. در شگفتم از كسانى كه چون و چرايى ، و كاش گويند.
    الهى .. اين و آن گويند: بهاى يك گرده نان پنج قرآن است ، حسن بى بها گويد: هرگز آن به بها در نمى آيد. درازاى هر لقمه و جرعه از ازل تا ابد شكرت .
    الهى .. موج از دريا خيزد و با وى آميزد و در وى گريزد و از وى ناگزير است ، انا لله و انا اليه راجعون (496).
    الهى .. شكرت كه ديده جهان : بين ندارم ، هوالاول والاخرو الظاهر والباطن . (497)
    الهى .. اين كلمه ناتمام خوشحال است كه به اسم سه حرف از حروف مقطعه فرقانت را دارا است ، كلمات تامه اى كه به حقيقت همه مقطعه قرآنت را دارايند، چونند؟
    الهى .. شكرت كه نفخه و نفثى از دم عيسوى را به حسن داده اى كه مرده زنده مى كند.
    الهى .. به حقيقت خودت مجاز ما را تبديل به حقيقت كن .
    الهى .. شكرت كه توشه اى جز تو كل ندارم .
    الهى .. شكرت كه فهميدم كه نفهميدم ، و رسيدم كه نرسيدم .
    الهى .. شكرت كه در سايه انسان كامل بسر مى برم .
    الهى .. شكرت كه جوانمرگ نشدم .
    الهى .. شكرت كه هر جايى يكجايى شدم .
    الهى .. شكرت كه شاخه اى از شجره طوبايم .
    الهى .. شكرت كه در حول حاملين عرشم .
    الهى .. به نعمت حضور قلبم را از خطور ذنوب باز دار.
    الهى .. شكرت كه در اين شب مبارك به ليله القدر رسيدم (11 ع 1/1394 هجرى . ق ).
    الهى .. شكرت كه مجاز را قنطره حقيقت گردانيدى تا از ليله القدر زمانى زمينى به ليله القدر آسمانى رسيدم .
    الهى .. به حرمت راز و نياز اهل راز و نيازت ، اين نا اهل را سوز و گداز ده .
    الهى .. توفيق شب خيزى و اشك ريزى به حسن ده .
    الهى .. امروز بيناتر از من كيست كه تو را مى بينم ، و شنواتر از من كيست كه سخن تو را مى شنوم ، و گوياتر از من كيست كه از تو سخن مى گويم ، و داراتر از من كيست كه تو را دارم .

    سروش هدايت

  7. #127
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سروش هدايت




    الهى .. اين بنده ات را از نيت گناه حفظ كن .
    الهى .. شكرت كه دلم را به شروق جمالت و سير در نور كمالت نورانى كرده اى .
    الهى .. شكرت كه در اين ليله چهار شنبه بيستم جمادى يكم هزار و سيصد و نود و چهار درى از علم را برويم گشوده اى .
    الهى .. شكرت كه حيوانى را در قفس نكرده ام ، دستم ده كه در قفس شده ها را رهايى دهم .
    الهى .. شكرت كه فهم بسيار چيزها را به حسن عطا فرموده اى و دهنش را بسته اى .
    الهى .. شكرت كه دى دليل بر اثبات خالق طلب مى كردم و امروز دليل بر اثبات خلق مى خواهم . كيف يستدل عليك بما هوفى وجوده مفتقراليك (498).
    الهى .. ظاهرم را چون باطن مخلصان گردان ، و باطنم را چون ظاهر مرائيان .
    الهى .. در شگفتم كه با نادانى اندوهگين و با دانايى اندوهگين تر.
    الهى .. شكرت كه از آنچه در سردارم اگر از سر گذارم سردارم و اگر نگذارم سردارم .
    الهى .. در راهم و همراه درد و آهم ، آهم ده و راهم ده .
    الهى .. شكرت كه حسن تا كنون شاكر و حامد بود و اكنون شكر و حمد شد.
    الهى .. بقدر معرفتم ، تو را پرستش مى كنم ، كه به وفق اقتضاى عين ثابت ، زمين شوره نبود مثل نابت .
    الهى .. آدم شبكور كجا و عبد شكور كجا؟ كه شبكور شكور نباشد.
    الهى .. حسن زاده آدم زاده است چگونه دعوى بى گناهى كند.
    الهى .. اگر مذنب نباشد غفار كيست ؟ و اگر قبيح نباشد ستار كيست ؟
    الهى .. همه كار تو را مى كنند و حسنت هم بيكار نيست .
    الهى .. خروس را در شب خروس باشد و حسن خاموش باشد.
    الهى .. اگر الفاظ نارسا است داستان سنگ تراش و شبان موسى است .
    الهى .. با اجازه نام عالم را عشق آباد گذاشته ام .
    الهى .. حسن كه از شنيدن يك نداى التوحيد ان تنسى غير الله (499) اين همه ابتهاج دارد، ابتهاج خاتم گيرنده قرآن چه حد است ؛ و خود ابتهاج تو چون است ؟ الهى به ابتهاج خودت و ابتهاج خاتمت ، ابتهاج حسن و ديگر نفوس ‍ والهه ات را مزيد گردان و وعده حق لدينا مزيدت (500) را در حقشان اكيد فرما.
    الهى .. مى دانم كه مى دانى ، اما چگونه مى دانى خودت مى دانى . الا يعلم من خلق و هو اللطيف الخبير (501)
    الهى .. اگر گويم سگ كوى توام ، از روى سگ اصحاب كهف شرمنده ام .
    الهى .. مس سگ اصحاب كهف بى طهارت روا نبود و حسن را طهارت نباشد؟!
    الهى .. شنيدم كه فرمودى چه كنم با مشتى خاك مگر بيامرزم .
    الهى .. شكرت كه اگر شاهدان آسمانى از حسن با خبر باشند، سهيل اهلا و سهلا گويد و كف الخضيب كف بر كف زند و زهره چنگ در چنگ .
    الهى .. صعود برزخيم را به اعتلاى عقلانى ارتقاء ده .
    الهى .. به وحدتت خلوتم ده و به كثرتت وحدتم ده .
    الهى .. اگر من بنده نيستم ، تو كه مولاى من هستى .
    الهى .. يا احكم الحاكمين و يا ميسر كل عسير! حكم محكم كل ميسر لما خلق له (502) بر حسن حاكم است ، حكم آنچه تو فرمايى محض لطف است .
    الهى .. خوشا به حال كسانى كه نه غم بز دارند و نه غم بزغاله .
    الهى .. از سر دل نشينت لب دوختم ، و از شر آتشينم سوختم .
    الهى .. آنچه از كلام تو نيوشيدم در خروشم ، و آنچه از جام تو نوشيدم در جوشم ، با اين همه جوش و خروشم خاموشم ، به اميد آنكه دمبدم نيوشم و نوشم .
    الهى .. حسن را همين فخر بس كه مقام واقعى حلقه بگوشى ابدى ، از چون تو سلطان حقيقى سر مدى دارد.
    الهى .. دلى همدم با آه و انين است ، و دلى همچون تنور آتشين است ، و دلى چون كوره آهنگران است ، و دلى چون قله آتش فشان است ؛ واى بر حسن اگر دلش افسرده و سرد چون يخ باشد و پابند به مبرز و مطبخ .
    الهى .. در سجده برشا كله هو هستم ، اين مصدوق را مصداق كل يعمل على شاكلته (503) قرار ده .
    الهى .. از پيمبرانى چيزها آموختم . از حضرت نوح ، نجى الله ، ففروا الى الله (504) و از حضرت يعقوب ، اسرائيل الله ، انما اشكوا بثى و حزنى الى الله (505).
    الهى .. حسن تويى ، و حسن حسن نما است .
    الهى .. اگر بهشت شيرين است بهشت آفرين شيرين تر است .
    الهى .. حقيقت حديث برزخى رويايم را كه قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم : معرفه الحكمه متن المعارف ، مرز و قم بفرما.
    الهى .. گاه گاهى مى نمايم و مى ربايى ، نمودنت چه دل نشين است و ربودنت چه شيرين .
    الهى .. آنكه درد دارد آه و ناله دارد، شيرين تر اين كه سفير صادقت فرمود: ان آه اسم من اسماء الله تعالى فاذا قال المريض آه فقد استغاث بالله (506) ، حسن از ملت ابراهيم اواه است آه آه .
    الهى .. سفير كبيرت فرمود: المومن مر آه المومن ، (507) اگر من مومنم تو هم مومنى .
    الهى .. من از گدايان سمج ، درس گدايى آموختم .
    الهى .. شكرت كه حسنت را سمت نون وقايه داده اى كه حسن آفرين و حسن وقايه يكديگرند، سبحانك اللهم .
    الهى .. نماينده ات فرمود: القلب حرم الله ، حرمت را حفظ بفرما.
    الهى .. لك الحمد كه حسن را با شاهدان آسمانى آشنا كرده اى و اطلس ‍ بى نقش نفسش را قبه زرقاء.
    الهى .. اگر مردم لذت علم را بدانند كجا اهل علم را سر آسوده و وقت فراغ خواهد بود.
    الهى .. هر كس به حسن حرفى آموخت ، تو از وى راضى باش و او را از وى راضى بدار.
    الهى .. يا قابض و يا باسط! جزر بحر مد را در پى دارد و محاق قمر بدر را و ادبار فلك و عقل اقبال را وقوس نزول صعود را؛ قلب حسن در قبض است و اميدوار بسط است .
    الهى .. از قبض شاكى نيستم كه در مصحف عزيزت قبض را بر بسط مقدم داشته اى ، والله يقبض و يبصط واليه ترجعون (508) فرموده اى ، و نمايندگانت در مناجاتها به تاسى كلامت يا قابض و يا باسط گفته اند.
    الهى .. حسن در قبض صابر است كه قبض و قضا و جمع و قرآن با هم اند و بسط و قدر و فصل و فرقان با هم . اگر يوم الجمع نباشد يوم الفصل كدام است ؟ و اگر قضا نباشد قدر كدام ؟ و اگر قرآن نباشد فرقان كدام ؟ و اگر قبض ‍ نباشد بسط كدام ؟
    الهى .. اگر جز اين در، در ديگر هست نشان بده .
    الهى .. كسانى كه ديرتر گرفته اند پخته تر و قوى تر شده اند، حسن خام است و لطف آنچه تو فرمائى .
    الهى .. عينم را چون علمش بى عيب و و شين بدار.
    الهى .. تا تو لبيك نگويى كجا من الهى گويم .
    الهى .. معنى رسا است و وراى اين الفاظ ناروا است ، ما را به الفاظ نارواى ما مگير.
    الهى .. آنكه از مرگ مى ترسد از خودش مى ترسد.
    الهى .. شكرت كه يك زمينى آسمانى شد.
    الهى .. بسيار ما اندك است و اندك تو بسيار، و فرموده اى : گرچه بسيار تو بود اندك ، زاند كت مى دهند بسيارت .
    الهى .. عارف را به مفتاح بسم الله ، مقام كن عطا كنى كه با كن هر چه خواهى كنى كن ، با اين جاهل بى مقام هر چه خواهى كنى كن كه آن كليد دارد و اين كليد دار.
    الهى .. همه الفاظ يونانيان يكسوى و اسم عالم به لفظ قوسموس يكسوى .
    الهى .. ابليس رجيم را بلاواسطه خطاب كنى ، و انسان كامل را من وراء حجاب كه نه آن آيت قرب است و نه اين رايت بعد.
    الهى .. شكرت كه از افكار رهزن عاصمم بوده اى .
    الهى .. دل چگونه كالايى است كه شكسته آن را خريدارى و فرموده اى : پيش ‍ دل شكسته ام .
    الهى .. اگر يكبار دلم را بشكنى ، از من چه بشكن بشكنى .
    الهى .. آنكه دنبال درك مقام است غافل است كه مقام در ترك مقام است . حسن را در مقامش مقيم و مستقيم بدار.
    الهى .. با ستارى و غفرانت ، جزا خواستن كفران است .
    الهى .. همنشين از همنشين رنگ مى گيرد؛ خوشا آنكه با تو همنشين است : صبغه الله و من احسن من الله صبغه (509) .
    الهى .. از جهنم بعد و حرمان از درك حقائق رهاييم ده .
    الهى .. لذت ترك لذت را در كامم لذيذتر گردان .
    الهى .. حسنت كودك زبان نفهم بهانه گير است ، با هزار لن ترانى ارنى گواست .
    الهى .. چگونه از عهده شكرت بر آيم كه روزى با كتاب موش و گربه عبيدزاكان ، فرحان بودم و امروز به تلاوت آيات قرآن الرحمن .
    الهى .. مجاز ما را تبديل به حقيقت بفرما.
    الهى .. آفتاب گردان و آفتاب پرست عاشق آفتاب باشند و حسن عاشق آفتاب آفرين نباشد؟

    سروش هدايت

  8. #128
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سروش هدايت








    پایان
    سروش هدايت

  9. #129
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : سروش هدايت










    سروش هدايت

صفحه 13 از 13 نخستنخست ... 3910111213

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •