سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 11 از 17 نخستنخست ... 789101112131415 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 101 تا 110 , از مجموع 161

موضوع: ###حق و باطل###

  1. Top | #101

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,211 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ###حق و باطل###

    مصداق همين آيه : « يا ايها الذين آمنوا استجيبوا لله و للرسول اذا دعاكم لما يحييكم ( 1 ) است
    يك مفهوم ديگری داريم كه امشب فی‏الجمله درباره آن برايتان صحبت‏ می‏كنم


    زهد در اسلام


    كلمه زهد را ما در قرآن به مفهومی كه الان می‏گوئيم كه انسان بايد زاهد باشد ، نداريم ولی اين كلمه مسلما در سنت پيغمبر و اخبار و احاديث ائمه‏ اطهار آمده است در خود كلمه زهد و در مفهوم و معنی آن هيچ نمی‏شود شك‏ كرد كه در قرآن آمده است و مخصوصا در كلمات اميرالمؤمنين عليه السلام‏ زياد است


    زهد منفی


    در ميان ما كلمه زهد خيلی رايج است ولی ما اگر زاهد را آنطوری كه در اخبار و سنت معرفی كرده اند بخواهيم جستجو كنيم ، می‏بينيم آن زاهد غير از زاهدی است كه ما امروز در جامعه می‏شناسيم

    پاورقی :

    1 - سوره انفال آيه . 24


  2. Top | #102

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,211 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ###حق و باطل###

    لقب زاهد را هم كه می‏بينيد به خيلی از افراد می‏دهند می‏گويند فلان كس آدم‏ بسيار زاهدی است وقتی كه می‏رويم سراغ زهد اين آدم ( البته اينجور آدمها خوبی‏هائی هم دارند ) می‏بينيم زهد اين آدم فقط جنبه منفی دارد و بس ، يعنی آدمی است كه در زندگی به كم قناعت می‏كند می‏گوئيم هر كسی كه در زندگی به كم قناعت كند ، زاهد است ، ولی اينجور نيست


    زاهد به كم قناعت می‏كند ولی هر كم قناعتی زاهد نيست


    جزء شرايط زاهد يكی همين است كه در زندگی شخصی و فردی خودش طوری باشد كه به كم بتواند قناعت كند و اين فلسفه بسيار بسيار بزرگی دارد اما نه‏ هر كس كه به كم قناعت كرد او زاهد است اين مطلب را مقداری برايتان‏ توضيح می‏دهم ، زهد مربوط به مال و ثروت دنيا و حتی مربوط به مقامات‏ دنيوی است شما اگر بپرسيد كه در اسلام مال و ثروت دنيا خوب است يا بد ؟ جواب اين است كه مال و ثروت دنيا برای چه هدفی ؟ ثروت خودش قدرت‏ است ، پست و مقام هم قدرت است ، اين قدرت را شما برای چه هدف و منظوری می‏خواهيد ؟ يك وقت جنابعالی آدمی هستيد بنده و اسير شهوات‏ خودتان ، می‏خواهيد به وسيله اين مال و ثروت كه قدرت است ، هوسهای فردی‏ و شخصی خودتان را اشباع كنيد ، اگر شما بنده هوای نفس باشيد ، هر چه را در راه هوای نفس مصرف كنيد ، خواه مال و ثروت باشد ، خواه جاه و مقام‏ و خواه علم و يا عبادت و دين باشد ، هر چيزی كه در خدمت هوی و هوس‏ قرار بگيرد ، بد می‏شود . اما شما اگر اول خودتان را اصلاح كرديد ، اگر هوی پرست نبوديد و خودی را از خودتان دور كرديد ، اگر كسی بوديد كه در اجتماع هدف داشتيد ، هدف اجتماعی ، خدايی‏ و الهی داشتيد ، آن وقت مال و ثروت را كه قدرت است در طريق هدف‏ مقدس خودتان بكار برديد ، اين عبادت است جاه و مقام را هم شما اگر برای هدفهای معنوی خودتان بخواهيد ، عبادت است اين را كه من می‏گويم از خودم نمی‏گويم ، تعبير امام صادق عليه السلام است

  3. Top | #103

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,211 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ###حق و باطل###

    عده ای از همين زاهدهای احمقی كه در همان زمان تازه پيدا شده بودند ، در مسئله زهد با امام مباحثه می‏كردند ، حضرت به آنها فرمود اگر مطلب‏ اينجوری است كه شما می‏گوئيد پس يوسف پيغمبر كه قرآن او را پيغمبر می‏داند و بنده صالح خداست ، چرا وقتی كه معلوم می‏شود گنهكار نيست و تبرئه می‏شود و از زندان بيرون می‏آيد ، فورا به عزيز مصر می‏گويد : « اجعلنی علی خزائن الارض انی حفيظ عليم »( 1 ) ، يعنی يوسف بزرگترين‏ پستها را می‏خواهد ، می‏گويد : تمام وزارت دارائی را هر چه هست در اختيار من بگذار چرا قرآن اين را از يوسف نقل كرده و بر او عيب نگرفته و يوسف‏ را دنياپرست معرفی نكرده است ؟ چون يوسف دنياپرست نبود و از اول‏ زندگی نشان داد كه خداپرست است نه دنياپرست يوسف آن پست و مقام و هر چه را كه می‏خواست ، برای هدفهای معنوی و الهی می‏خواست ، و چون برای‏ هدفهای معنوی و الهی می‏خواست ، اين ديگر دنيا نيست ، عين آخرت است

    پاورقی :

    1 - سوره يوسف ، آيه . 55


  4. Top | #104

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,211 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ###حق و باطل###

    مسئله ولايت از قبل جائر

    علمای اسلام می‏گويند ولايت از قبل جائر حرام است ، يعنی اگر حكومت‏ ظالمی باشد و كسی بخواهد از ناحيه اين حكومت ظالم پست بگيرد عمل حرامی‏ مرتكب شده و حرام بزرگی هم هست ، ولی اگر كسی بخواهد پست را از ناحيه‏ حكومت ظالم بگيرد اما هدفش از گرفتن اين پست خدمت باشد ، نجات دادن‏ مظلومان باشد ، نه تنها گناه نيست ، به فتوای بعضی از علماء ، مستحب ، و به فتوای بعضی ديگر واجب است قبول پست از ناحيه حكومت ظالم برای‏ كسی كه هدفش از اينكار خدمت و مبارزه با ظلم و نجات مظلوم است ، نه‏ تنها حرام نيست بلكه به قولی واجب و به قولی مستحب است
    ثروت هم از همين قبيل است ، شما ثروت را برای چه منظوری جمع می‏كنيد ؟ اين قدرت را برای چه هدفی كسب می‏كنيد ؟ وقتی كه شما اخلاقتان تهذيب‏ شده بود ، وقتی كه اين كار را برای هدف معنوی بزرگی انجام می‏دهی ، بايد اينكار را بكنی ، اگر نكنی گناه است


    زهد ، قدرت روحی است نه ضعف اقتصادی


    اسلام طرفدار دو قدرت است : يكی قدرت روحی و ديگر قدرت اقتصادی‏ طرفدار قدرت روحی است به اين معنی كه می‏گويد از ناحيه اخلاقی شما بايد اين قدر قوی و نيرومند باشيد كه به دنيا و مافيهايش اعتنا نداشته باشيد ، بنده و اسير دنيا نباشيد چه عالی می‏فرمايد اميرالمؤمنين : « الزهد كله‏ بين كلمتين من القرآن » ( 1 ) ،

    پاورقی :
    1 - نهج البلاغه فيض الاسلام ، حكمت 431 ، صفحه . 1291


  5. Top | #105

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,211 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ###حق و باطل###

    علی عليه السلام كه زهد را از جنبه قوت روحی تفسير می‏كند ، می‏فرمايد : خدا در قرآن بيان كرده « لكيلا تاسوا علی ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتيكم ( 1 ) وقتی از ناحيه روحی به اين مقام رسيديد كه اگر تمام دنيا بشما رو بياورد شادی زده و اسير نمی‏شويد و اگر تمام دنيا را از شما بگيرند روحتان‏ شكست نمی‏خورد ، در اين صورت شما زاهد هستيد اسلام طرفدار دو قوت است ، اين دو قوت مربوط به مسئله زهد و دنياست از ناحيه روحی اينقدر ما بايد قوی و نيرومند باشيم كه مال و ثروت دنيا نتواند ما را بنده خودش قرار بدهد ، و از نظر اقتصادی بايد كوشش كنيم مال و ثروت را از طريق مشروع‏ در اختيار خودمان بگيريم تا بتوانيم از اين قدرت مادی و اقتصادی استفاده‏ كنيم
    وقتی كه دانستيد اسلام طرفدار اين دو قدرت است ( قدرت اخلاقی و قدرت‏ اقتصادی ) ، می‏بينيد ما زاهدهائی هستيم كه در هر دو ناحيه طرفدار ضعف‏ هستيم و ضعف داريم


    زاهدهای ما ، هم ضعف اخلاقی دارند و هم ضعف اقتصادی


    ما زاهدی هستيم كه هميشه از قدرت اقتصادی ، از ثروت دوری گزيده ام ، يعنی ضعف را انتخاب كرده ايم مردمی كه پول و ثروت نداشته باشند ، مسلم‏ است كاری را كه از اقتصاد ساخته است نمی‏توانند انجام بدهند و بايد دست‏ دريوزگی پيش ديگران دراز كنند از ناحيه روحی هم اتفاقا ضعيف هستيم چون‏ وقتی ما خودمان را به اين ترتيب تربيت كرديم كه به وسيله دور نگهداشتن‏ خود از مال دنيا به خيال خودمان زاهد شديم ، يك روز كه دنيا به همان زاهدها روی می‏آورد می‏بينيم‏ اختيار از كفش بيرون رفت می‏بينيم نه از ناحيه روحی قوی هستيم نه از ناحيه اقتصادی پس زهد در اسلام قوت و قدرت روحی است با اين قوت و قدرت روحی ، مال و ثروت دنيا كه قدرت ديگری است نه تنها به شما صدمه‏ نمی‏زند بلكه در خدمت شما قرار می‏گيرد

    پاورقی :
    1 - سوره حديد ، آيه . 23


  6. Top | #106

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,211 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ###حق و باطل###

    عده ای كه آمده بودند و به امام صادق عليه السلام اعتراض می‏كردند ، فلسفه زهد را نفهميده بودند ، شنيده بودند علی بن ابيطالب عليه السلام در زمان خودش زاهد بوده و خيال می‏كردند كه علی عليه السلام طرفدار اين بوده‏ كه انسان بايد در همه شرايط با لباس مندرس زندگی كند و نان جو بخورد ، اما اين نان جو خوردن فلسفه اش چيست را نفهميده بودند امام صادق عليه‏ السلام بود كه كه برای اينها تشريح می‏كرد تا فلسفه اش را بفهمند علی عليه‏ السلام چرا زاهد بود ؟ برای اينكه می‏خواست انسان باشد علی عليه السلام‏ زاهدی نبود كه يك گوشه افتاده باشد و اسم انزوا را زهد بگذارد


    حضرت علی ( ع ) و كارهای توليدی


    علی عليه السلام مردی بود كه بيش از هر كسی وارد اجتماع می‏شد و فعاليت‏ اجتماعی و توليد ثروت می‏كرد ، ولی ثروت در كفش قرار نمی‏گرفت ، ثروت‏ را اندوخته و ذخيره نمی‏كرد كدام كار توليدی مشروع است كه در آن زمان‏ وجود داشته و علی عليه السلام انجام نداده است ؟ اگر تجارت است او عمل‏ كرده ، اگر زراعت و باغداری و درختكاری است ، او انجام داده ، اگر حفر قنوات است ، اگر سربازی كردن است ، او انجام داده است . ولی در عين حال كه همه اينكارها را می‏كرد ، زاهد بود اتفاق می‏افتاد كه می‏رفت در آن باغستانهای مدينه كه مربوط به اهل‏ كتاب و غير مسلمانان بود و برای آنان كار می‏كرد ، خدمت می‏كرد ، مزد می‏گرفت و بعد مزد او بود كه تبديل به نان می‏شد به خانه اش گندم می‏آورد ، جو می‏آورد و صديقه طاهره سلام الله عليها با دست خودش آنها را آرد می‏كرد ، می‏پخت و در عين حال وقتی كه به محتاجی ، به مسكينی ، به يتيمی ، به اسيری برخورد می‏كردند فورا او را بر خودشان مقدم می‏داشتند اين بود معنی زهد علی عليه السلام ، شما اين جور زاهد را پيدا بكنيد

  7. Top | #107

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,211 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ###حق و باطل###

    زهد علی عليه السلام همدردی بود همدردی ، انسانيت است او از حق صد درصد مشروع خودش هم استفاده نمی‏كرد برای خودش به اندازه يك سرباز فقط از بيت المال حقوق قائل بود ، ولی در همان هم قناعت می‏كرد ، حاضر نبود با شكم سير بخوابد چرا ؟ چون دل و وجدان و قلب زنده اش به او اجازه‏ نمی‏داد می‏فرمود : « او ابيت مبطانا و حولی بطون قرثی ، و اكباد حری ، او اكون كما قال القائل : »
    و حسبك داء ان تبيت ببطنة
    و حولك اكباد تحن الی القد (1)
    آيا من با شكم سير بخوابم ( از چه غذائی ؟ از غذای مشروع خودش ، باز هم‏ حاضر نبود با شكم سير بخوابد می‏گفت در اطراف من شكمهای گرسنه وجود دارند ) در حالی كه از اطراف من شكم گرسنه هست ؟ من نمی‏توانم با شكم سير بخوابم

    پاورقی :
    1 - نامه 45 نهج البلاغه فيض الاسلام صفحه 970 [ نامه ای است كه آن‏ حضرت عليه السلام به عثمان بن حنيف انصاری كه از جانب آن بزرگوار حاكم‏ بصره بود نوشته است ]

  8. Top | #108

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,211 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ###حق و باطل###

    نه تنها همسايه ديوار به ديوار را می‏گفت ، بلكه می‏گفت : « و لعل‏ بالحجاز او اليمامة من لا طمع له فی القرص » ( 1 ) . شايد در حجاز گرسنه‏ ای باشد كه اين قرص نان گيرش نيايد ، شايد در يمامه ، كناره های خليج‏ فارس گرسنه ای باشد كه همين قرص نان هم گيرش نيايد ، چطور من با شكم‏ سير بخوابم ؟ اين است معنی زهد كه نظير اين را اگر پيدا كرديد انسانيت‏ به آن افتخار می‏كند ، نه اين مردگی كه ما داريم كه اسم بی‏عرضگی و مردگی و بی‏حركتی خودمان را زهد گذاشته ايم اين زهد نيست زهد ، زهد علی عليه‏ السلام است « او ابيت مبطانا و حولی بطون غرثی ، و اكباد حری ، او اكون‏ كما قال القائل » ( 2 ) آيا من از كسانی باشم كه درباره اش می‏گويند :
    و حسبك داء ان تبيت بيطنة ( 3 )
    اين درد ترا بس كه با شكم سير بخوابی و در اطرافت افرادی گرسنه بخوابند زهد ، همان زهدی است كه رسول اكرم صلی الله عليه وآله و سلم داشت با اينكه پيغمبر در اواخر عمر فوق العاده قدرت داشت ، ولی اين قدر دلش‏ زنده بود ، اينقدر اهل ايثار و گذشت بود كه آيه نازل شد " ميانه روی را از دست نده "

    پاورقی :

    3 - 1 - نهج البلاغه فيض الاسلام نامه 45 صفحه . 970


  9. Top | #109

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,211 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ###حق و باطل###

    يك وقت اصحاب ديدند وجود مقدس پيامبر موقع نماز نيامد ، بعدا معلوم‏ شد كه وقت نماز برهنه ای به منزل ايشان آمده و حضرت چيزی نداشته است‏ جز اينكه لباس تنش را بكند و به او بدهد و به اين جهت نتوانسته است‏ به مسجد بيايد به اين می‏گويند زهد و انسانيت « و لا تجعل يدك مغلولة الی‏ عنقك و لا تبسطها كل البسط فتقعد » « ملوما محسورا »( 1 )
    رسول اكرم صلی الله عليه وآله وسلم يك نفر را می‏فرستد كه برايش‏ پيراهنی بخرد ، او می‏رود يك پيراهن نسبتا عالی می‏خرد به دوازده در هم و می‏آيد حضرت نگاه می‏كنند و می‏گويند من به پيراهنی كمتر از اين هم می‏توانم‏ قناعت كنم دو مرتبه می‏روند و در سر راه كنيزكی را می‏بينند كه گريه می‏كند ، می‏پرسند چرا گريه می‏كنی ؟ دخترك جواب می‏دهد پولی صاحبخانه به من داده‏ و من آن را گم كرده ام حضرت چهار درهم به او می‏دهند و روانه می‏شوند و بعد با هشت درهم ديگر دو پيراهن می‏خرند و يكی از آنها را به عريانی‏ می‏دهند در بازگشت می‏بيند همين كنيز نشسته و گريه می‏كند حضرت سؤال‏ می‏كنند چرا گريه می‏كنی ! می‏گويد : چون خيلی دير شده است می‏ترسم اگر به‏ منزل بروم مرا كتك بزنند می‏فرمايد : بيا با هم برويم تا شفاعت ترا بكنم‏ ، كنيز را با خود می‏برد وقتی كنيز در خانه را به حضرت نشان می‏دهد حضرت‏ از پشت در فرياد می‏كند : « السلام عليكم يا اهل البيت » عادت ايشان بود كه وقتی می‏خواستند وارد خانه كسی شوند سلام می‏كردند ( دستور قرآن است كه‏ بدون اجازه داخل خانه كسی نشويد ) همين كاری كه ما می‏كنيم و يا الله‏ می‏گوئيم البته يا الله ذكر است و چه بهتر كه در اين جور مواقع اعلام مردم‏ با يك يا اللهی باشد

    پاورقی :
    1 - سوره اسراء ( بنی‏اسرائيل ) آيه . 29


  10. Top | #110

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,211 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ###حق و باطل###

    حضرت بلند سلام كرد ، اهل خانه كه صدای پيغمبر را شنيدند قلبشان به‏ طپش افتاد ، می‏دانستند كه پيغمبر تا سه بار سلام نكند بر نمی‏گردد ، حضرت‏ باز سلام كردند ، اهل منزل جواب ندادند ، مرتبه سوم كه حضرت سلام كردند ، اهل خانه فرياد كردند : « السلام عليك يا رسول الله ادخل ادخل » داخل شويد فرمود آيا اول صدای مرا نشنيديد ؟ عرض‏ كردند شنيديم ، ولی خوشمان می‏آمد كه تكرار كنيد ، چون سلام شما برای‏ خانواده ما بركت است ، ما اگر بار اول جواب شما را می‏داديم ، از سلامهای دوم و سوم شما محروم می‏شديم ما چون می‏دانستيم كه شما تا سه بار سلام می‏كنيد ، عمدا جواب سلام شما را نداديم ، حضرت وارد شدند و فرمودند من برای شفاعتی آمده ام اگر اين كنيزك دير آمده است مزاحمش نشويد عرض‏ كردند يا رسول الله ما به خاطر مقدم شما او را آزاد كرديم حضرت فرمودند خدا را شكر كه با دوازده درهم دو برهنه را پوشانيدم و يك برده را آزاد كردم ( 1 ) اين را می‏گويند زاهد اين فلسفه زهد واقعی اسلام است . اين ، زنده دلی است ، انسانيت و همدردی است

    پاورقی :
    1 - بحارالانوار جلد 16 ، صفحه 214 " باب مكارم اخلاقه و سيره و سنته‏ صلی الله عليه و آله "

صفحه 11 از 17 نخستنخست ... 789101112131415 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی