###حق و باطل### سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
###حق و باطل###
صفحه 4 از 17 نخستنخست 1234567814 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 161
  1. #31
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ###حق و باطل###




    شما اگر به همين مسيحيت تحريف شده نگاه كنيد و برويد در دهات و شهرها ، آيا هر كشيشی را كه می‏بينيد ، آدم فاسد و كثيفی است ؟ والله‏ ميان همين ها صدی هفتاد هشتادشان مردمی هستند با يك احساس ايمانی و تقوا و خلوص كه به نام مسيح و مريم چقدر راستی و تقوا و پاكی به مردم‏ داده اند ، تقصيری هم ندارند ، آنها به بهشت می‏روند ، كشيش آنها هم به‏ بهشت می‏رود ، پس حساب روحانيت حاكم فاسد مسيحی و پاپها را بايد از اكثريت مبلغين و پيروان مسيح جدا كرد
    آن چيزی كه ما می‏بينيم همان زبدا رابيا و كف های روی آب است كه به‏ چشم می‏آيد ولی وقتی انسان وارد متن جامعه می‏شود و كسانی را كه اساسا به‏ چشم نمی‏آيند و در واقع جامعه را آنها می‏چرخانند می‏بيند ، آنها را منطبق‏ بر حق و همراه با راستی و صداقت می‏يابد آن راننده ای كه با زحمت دائما از اين شهر به آن شهر می‏رود و جان خودش را می‏گذارد در اين راه تا روزی‏ 150 يا 200 تومان بگيرد ، يا آن كشاورزی كه دائما تلاش می‏كند و زحمت‏ می‏كشد ، آيا در وجود اينها شر بر خير غلبه دارد ؟ هرگز ، اغلب اينها بر آن فطرت پاك اسلامی و انسانی خودشان باقی هستند اينهمه كارگرانی كه در كارخانه ها كار می‏كنند وقتی آدم می‏رود سراغ اينها اصلا تعجب می‏كند كه با آن وضع چطور اينها به جامعه و دين خوشبين هستند و دغدغه دين و ايمانشان‏ را دارند
    پس اكثريت جامعه را انسانهائی تشكيل می‏دهند كه صلاح آنها بر فسادشان‏ غلبه دارد ، اگر هم احيانا فسادی در آنها هست ، فساد ناشی از جهل است ، از قصور است ، نمی‏داند ، تقصير هم ندارد ، نادان‏ است ، اين را نمی‏شود آدم مقصر حساب كرد و جزء مفسدين و خراب كاران و منحرفين دانست به اين ترتيب حق و نظام حق اصيل است و مثل آب در زير جريان دارد و جامعه را به جلو می‏برد ، اما باطلها بر روی آن قرار می‏گيرند و نمود پيدا می‏كنند
    ###حق و باطل###

  2. #32
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ###حق و باطل###




    ب : طفيلی بودن باطل و استقلال حق
    نكته ديگری كه از اين مثال قرآنی استفاده می‏شود اين است كه باطل به‏ طفيل حق پيدا می‏شود و با نيروی حق حركت می‏كند ، يعنی نيرو مال خودش‏ نيست ، نيرو اصالتا مال حق است و باطل با نيروی حق حركت می‏كند
    كفی كه روی آب هست ، نيروی كف نيست كه او را حركت می‏دهد اين نيروی‏ آب است كه او را حركت می‏دهد معاويه اگر پيدا می‏شود و آن همه كارهای‏ باطل می‏كند ، آن نيروی اجتماعی را معاويه به وجود نياورده و ماهيت واقعی‏ آن نيرو ، معاويه ای نيست و جامعه در بطن خودش ماهيت معاويه‏ای ندارد ! باز هم پيغمبر است ، باز هم ايمان است ، باز هم معنويت است ، ولی‏ معاويه بر روی اين نيرو سوار شده است
    يزيد هم كه امام حسين را كشت گفت : قتل الحسين بسيف جده ( 1 ) ،
    پاورقی : 1 - بحارالانوار ، جلد 44 صفحه . 298

    ###حق و باطل###

  3. #33
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ###حق و باطل###




    يعنی حسين با شمشير جدش پيامبر كشته شد ! اين يك معنای درستی دارد يعنی‏ از نيروی پيامبر استفاده كردند و او را كشتند ، چون برای تحريك مردم می‏گفتند : يا خيل الله اركبی و بالجنة ابشری ( 1 ) ای سواران‏ الهی سوار شويد و بهشت بر شما بشارت باد
    امام باقر عليه السلام فرمودند كه سی‏هزار نفر جمع شده بودند كه جد ما حضرت حسين عليه السلام را بكشند « و كل يتقرب الی الله بدمه » ( 2 ) و هر يك با كشتن او به خدا تقرب می‏جستند ، چون می‏گفتند يزيد خليفه پيامبر است و حسين بن علی بر او خروج كرده است ، بايد با او جنگيد
    باطل حق را با شمشير خود حق می‏زند ، پس باطل نيروی حق را به خدمت‏ گرفته است اين همان نيروی حق است كه او از آن استفاده می‏كند ، مانند انگل كه از بدن و خون انسان تغذيه می‏كند ، ممكن است خيلی هم تغذيه بكند و خيلی هم چاق بشود ، ولی انسان روز به روز لاغرتر و رنگش زردتر می‏شود ، حالت چشمهايش عوض می‏گردد و كم قوه می‏شود
    قرآن می‏گويد : وقتی كه سيل جريان پيدا كرد ، آنكه حركت می‏كند و نيرو دارد و هر چه را در برابرش قرار گيرد می‏برد ، آب است اما شما كف را می‏بينيد كه حركت می‏كند اگر آب نبود كف يك قدم هم نمی‏توانست برود ، ولی به علت اينكه آب هست روی آب سوار می‏شود و از نيروی آب استفاده‏ می‏كند هميشه در دنيا باطل از نيروی حق استفاده می‏كند ، مثلا راستی حق ، و دروغ باطل است
    پاورقی :

    1 - ارشاد شيخ مفيد جلد 2 ، صفحه 92 چاپ علمية اسلامية - بحارالانوار جلد 45 صفحه . 391
    2 - مقتل الحسين مقرم صفحه 6 به نقل از ابی‏بكر ابن العربی الاندلسی در عواصم صفحه . 232



    ###حق و باطل###

  4. #34
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ###حق و باطل###




    اگر در عالم راستی وجود نداشته باشد دروغ نمی‏تواند وجود داشته باشد ، يعنی اگر در دنيا يك نفر وجود نداشته باشد كه راست بگويد و همه مردم‏ دروغ بگويند ( پدر به پسر ، پسر به پدر ، زن به شوهر ، شوهر به زن ، رفيق‏ به رفيق ، شريك به شريك ) ، دروغ نمی‏تواند كار خود را انجام دهد ، زيرا هيچكس باور نمی‏كند امروز چرا دروغ مفيد است و گاه يك جائی بدرد آدم‏ می‏خورد ؟ چون در دنيا راستگو زياد است چون از خودش و از ديگران راست‏ می‏شنود و اگر دروغ بگويد طرف مقابل خيال می‏كند راست است و فريب‏ می‏خورد يعنی اين دروغ نيروی خود را از راستی گرفته است ، اگر راستی نبود كسی دنبال دروغ نمی‏رفت چون اين دروغ را راست می‏پندارد ، گولش را می‏خورد والا اگر دروغ را دروغ بداند هيچ دنبالش نمی‏رود ، ظلم هم همين‏ است
    اگر عدلی در دنيا وجود نداشته باشد امكان ندارد ظلم وجود داشته باشد اگر هيچكس به ديگری اعتماد نكند و همه بخواهند از يكديگر بدزدند آن وقت‏ ظالم ترين اشخاص هم نمی‏تواند چيزی بدزدد ، زيرا او هم از وجدان ، شرف ، اعتماد و اطمينانی كه مردم به يكديگر دارند و رعايت انصاف و برادری و برابری را می‏كنند سوء استفاده می‏كند ، چون اينها هستند كه اساس جامعه را حفظ می‏كنند ، او در كنار اينها می‏تواند دزديش را بكند


    ###حق و باطل###

  5. #35
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ###حق و باطل###




    اگر شما راديوهای مختلف دنيا را گوش كنيد از هيچيك از اين راديوها نمی‏شنويد كه اسم زورگوئی را ببرد يا بگويد ما می‏خواهيم ظلم كنيم يا منافع‏ كشورهای ديگر را بدزديم و غارت كنيم ، بلكه همه دم از صلح می‏زنند ، دم از آزادی می‏زنند ، دم از حقوق بشر می‏زنند ، در صورتی كه اكثر و شايد همه آنها دروغ می‏گويند ، يعنی آنها می‏خواهند در پناه اين الفاظ زندگی كنند ، در پناه آزادی ، آزادی را می‏كشند چنانكه‏ گفته اند : " ای آزادی بنام تو در دنيا چه جنايتها كه نشد " اين معنای‏ تغذيه باطل از حق است ناصرالدين شاه يا هارون الرشيد يا معاويه هم نيروی‏ باطل خود را از نيروی حق مردم گرفته بودند وگرنه از خودشان نيروئی‏ نداشتند
    داستانی شنيدم كه ذكرش در اينجا مناسب است ، يكی از علمای فارس‏ آمده بود تهران ، در مسافرخانه پولهايش را می‏دزدند ، او هم هيچكس را نمی‏شناخته و مانده بوده كه چه بكند ، بفكرش می‏رسد كه برای تهيه پول ، فرمان اميرالمؤمنين به مالك اشتر را روی يك كاغذ اعلا با يك خط عالی‏ بنويسد و به صدراعظم وقت هديه كند تا هم او را ارشاد كرده باشد و هم خود از گرفتاری رها شود
    ###حق و باطل###

  6. #36
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ###حق و باطل###




    اين عالم محترم خيلی زحمت می‏كشد و فرمان را می‏نويسد و وقت می‏گيرد و می‏رود صدراعظم می‏پرسد اين چيست ؟ می‏گويد فرمان اميرالمؤمنين به مالك‏ اشتر است صدراعظم تأملی می‏كند و بعد مشغول كارهای خودش می‏شود ، اين آقا مدتی می‏نشيند و بعد می‏خواهد برود ، صدراعظم می‏گويد نه ، شما بنشينيد ، اين مرد محترم باز می‏نشيند مردم می‏آيند و می‏روندآخر وقت می‏شود ، بلند می‏شود برود ، می‏گويد نه آقا شما بفرمائيد همه می‏روند غير از نوكرها ، باز می‏خواهد برود می‏گويد نه شما بنشينيد من با شما كار دارم به فراش می‏گويد درب را ببند هيچكس نيايد به اين عالم می‏گويد بيا جلو ، وقتی پهلوی او نشست می‏گويد اين را برای چه نوشتی ؟ می‏گويد چون شما صدراعظم هستيد فكر كردم اگر بخواهم به شما خدمتی بكنم هيچ چيز بهتر از اين نمی‏شود كه فرمان اميرالمؤمنين را كه دستور حكومت است و موازين‏ اسلامی حكومت است برای شما بنويسم صدراعظم می‏گويد بيا جلو و يواشكی از او می‏پرسد آيا خود علی به اين عمل كرد يا نه ؟ عالم می‏گويد بله عمل كرد می‏گويد خودش كه عمل كرد جز شكست چه نتيجه ای گرفت ؟ چه چيزی نصيبش شد كه حالا تو اين را آورده ای كه من عمل كنم ؟ آن مرد عالم گفت تو چرا اين‏ سؤال را جلوی مردم از من نپرسيدی و صبر كردی تا همه مردم رفتند ؟ حتی‏ نوكرها را بيرون كردی و من را آوردی نزديك و يواشكی پرسيدی ؟ از چه كسی‏ می‏ترسی ؟ از اين مردم می‏ترسی ؟ تو از چه چيز مردم می‏ترسی ؟ غير از همين‏ علی است كه در فكر مردم تأثير كرده ، الان معاويه كجاست ؟ معاويه ای كه‏ مثل تو عمل می‏كرد كجاست ، تو خودت هم مجبوری به معاويه لعنت كنی پس‏ علی شكست نخورده ، باز هم امروز منطق علی است كه طرفدار دارد ، باز هم‏ حق پيروز است . اين يك مثل بود ولی بيانگر واقعيت است
    خطبه 51 " نهج البلاغه " استفاده باطل از حق را به خوبی نشان می‏دهد حضرت علی عليه السلام در اين خطبه می‏فرمايد : « انما بدء وقوع الفتن‏ اهواء تتبع »
    ( 1 ) همانا آغاز فتنه ها و نابسامانيها هواهای نفسانی است‏ كه متتبع واقع می‏شوند يعنی انسانهائی تحت تأثير هواهای نفسانی خودشان‏ قرار می‏گيرند و بعد به جای اينكه خدا را پرستش وقتی پهلوی او نشست می‏گويد اين را برای چه نوشتی ؟

    پاورقی :

    1 - نهج البلاغه فيض الاسلام خطبه 50 صفحه . 137

    ###حق و باطل###

  7. #37
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ###حق و باطل###




    خطبه 51 " نهج البلاغه " استفاده باطل از حق را به خوبی نشان می‏دهد حضرت علی عليه السلام در اين خطبه می‏فرمايد : « انما بدء وقوع الفتن‏ اهواء تتبع » ( 1 ) همانا آغاز فتنه ها و نابسامانيها هواهای نفسانی است‏ كه متتبع واقع می‏شوند يعنی انسانهائی تحت تأثير هواهای نفسانی خودشان‏ قرار می‏گيرند و بعد به جای اينكه خدا را پرستش كنند هواهای نفسانی را پرستش می‏كنند و دنبال خواسته هايشان می‏روند ! « و احكام تبتدع » و بعد احكامی است كه بدعت گزارده می‏شوند ، يعنی‏ كسی كه می‏خواهد دنبال هوای نفسش برود از چه استفاده می‏كند ؟ از نيروی حق‏ ، بدعتی را در لباس دين وارد می‏كند ، چون می‏داند نيرو از آن دين و مذهب‏ است اگر بگويد من چنين حرفی می‏زنم كسی حرفش را قبول نمی‏كند ، لذا شروع‏ می‏كند چيزی را بنام دين بيان كردن و می‏گويد فلان آيه قرآن اين مطلب را بيان كرده است و مقصودش اين است ، يا حديثی جعل می‏كند كه پيامبر چنين‏ فرمود ، امام جعفر صادق چنين فرمود ، يعنی از نيروی قرآن و پيغمبر و امام‏ استفاده می‏كند و روی چيزی كه حقيقت نيست مارك حقيقت می‏زند . « يخالف‏ فيها كتاب الله » و كتاب خدا در آن احكام مورد مخالفت قرار می‏گيرد
    « و يتولی عليها رجال رجالا علی غير دين الله » ( 2 ) آن وقت افرادی با هم متحد و متفق می‏شوند و حزب و جمعيتی تشكيل می‏دهند ولی به غير دين خدا ، براساس همان بدعت ( 3 ) ، و به عنوان دفاع از اين بدعت آن را به صورت دين بين مردم تبليغ می‏كنند
    پاورقی :
    2 - 1 - نهج البلاغه فيض الاسلام خطبه 50 صفحه . 137

    3 - در اينجا بدعت ، بدعت در دين است نه مطلق نوآوری بدعت در دين ، يعنی چيزی را كه جزء سنت نيست ، جزء سنت وانمود كردن و چيزهائی را كه‏ جزء دين نيست ، جزء دين و سنت قلمداد كردن اين بدعت و نوآوری در دين‏ حرام و محكوم است ، مثل عمل ابوهريره كه وقتی حاكم مكه بود ، مرد بيچاره‏ ای پياز از عكه آورده بود كه در مكه بفروشد اما كسی از او نخريده بود و نزديك بود خراب شود ، دست به دامان ابوهريره شد كه‏ چكار كنم ، ورشكست می‏شوم ابوهريره روز جمعه بالای منبر رفت و گفت : سعت من حبيبی رسول الله من اكل بصل عكة بمكة و جبت له الجنة ، يعنی‏ هر كس پياز عكه را در مكه بخورد بهشت بر او واجب می‏شود ! مردم هم مثل‏ مور و ملخ ريختند و تمام پيازهايش را خريدند كسی حق اين طور نوآوری را ندارد
    ###حق و باطل###

  8. #38
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ###حق و باطل###




    بعد حضرت فلسفه مطلب را ذكر می‏كند و چه عالی می‏فرمايد : « فلو ان‏ الباطل خلص من مزاج الحق لم يخف علی المرتادين » ( 1 ) ، پس اگر باطل‏ از امتزاج و آميختگی با حق جدا باشد و با حق مخلوط نباشد ، مردم حقجو منحرف نمی‏شوند ، چون اغلب مردم ، " مرتاد " ياحق گرا هستند ( 2 ) ، ولی می‏آيند حق را با باطل مخلوط و ممزوج می‏كنند و امر بر مردم مشتبه‏ می‏شود ، يعنی مردم حق را با باطل اشتباه می‏گيرند و باطل را با مارك حق‏ می‏خرند اگر باطل از حق جدا شود و با آن در نياميزد بر مرتادان و طالبان‏ حق مخفی نمی‏ماند ، چون اكثريت مردم طالب حق هستند نه طالب باطل « و لو ان الحق خلص من لبس الباطل انقطعت عنه السن المعاندين » ( 3 ) ، و اگر حق از پوشش باطل جدا شد و آزاد گرديد زبان بدخواهان از آن قطع می‏گردد ، چون اگر حق و باطل مخلوط شوند عده ای آن را حق محض می‏بينند بعد به‏ آثارش نگاه می‏كنند می‏بينند آثار بد دارد معاندها زبانشان دراز می‏شود كه‏ اين دين و مذهب شما هم خراب از آب درآمد ، ديگر نمی‏دانند كه اين‏ خرابيها و آثار سوء مال باطل است نه مال حق ! حق هرگز طوری رفتار نمی‏كند كه زبان معاندين بر او دراز شود
    پاورقی :
    1 - نهج البلاغه فيض الاسلام خطبه 50 صفحه . 137
    2 - مرتاد ، به همان معنی حنيف است كه در قرآن آمده است

    3 - نهج البلاغه فيض الاسلام خطبه 50 صفحه . 1376
    ###حق و باطل###

  9. #39
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ###حق و باطل###




    سرگذشت معاويه بيانگر اين حقيقت است چه شد كه معاويه توانست پست‏ خلافت را اشغال كند ؟ با نيروی حق ، با نيروی مردم مرتاد ، حق طلب ، حنيف و حقيقتجو كه تازه با اسلام آشنا شده بودند و دلشان برای اسلام می‏طپد وقتی عثمان بر اثر انحرافهايش در خطر كشته شدن بود ، معاويه هيچ كمكی‏ برای او نفرستاد برای اينكه او با عثمان كار نداشت ، او دنبال رياست‏ خودش بود فكرهايش را كرد ، ديد اگر عثمان كشته بشود مرده عثمان بيشتر به نفع اوست تا زنده او ، لذا جاسوسهايش را فرستاد تا لباس خون آلودی‏ ، انگشت بريده ای از عثمان برای او ببرند وقتی اينها را آوردند فورا پيرامن عثمان را بر سر دروازه شام يا مسجد جامع دمشق آويزان كرد و رفت‏ بالای منبر شروع كرد به اشك تمساح ريختن كه ايهاالناس خليفه مظلوم‏ پيامبر را كشتند ، اين هم پيراهن خون آلود او ، صدای غريو گريه مردم بلند شد . معاويه روزها از اين مردم اشك گرفت و از مظلوميت خليفه پيامبر سخن‏ گفت و اين آيه را می‏خواند : « و من قتل مظلوما فقد لوليه سلطانا فلا يسرف فی القتل انه كان منصورا »( 1 ) ، و كسی كه مظلوم كشته شود ما برای ولی او حق قصاص قرار داديم ، اما نبايد در كشتار زياده روی كند و همانا او پيروز است حال ای مردم شما می‏گوئيد ما در مقابل اين جنايت بزرگ كه بر اسلام وارد شد ، سكوت كنيم ؟ پاورقی :
    1 - سوره اسراء ، آيه . 33

    ###حق و باطل###

  10. #40
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ###حق و باطل###




    مردم هم‏ گفتند نه ، نه ، ما با جان و دل حاضريم جهاد كنيم آن وقت مردم را جمع‏ كرد و به جنگ با علی عليه السلام آمد پس معاويه از خودش نيروئی نداشت‏ ، از نيروی پيغمبر استفاده كرد ، از نيروی قرآن استفاده كرد بعد معاويه ، زيادبن ابيه ، يك جلاد خونريز را برای مردم می‏فرستد ، آن وقت مردم چه‏ می‏گويند ؟ می‏گويند اينهم اسلام ، اينهم دين ، ببين حاكم اسلامی چه می‏كند ؟ آن وقت زبان معاندين دراز می‏شود سپس امام عليه السلام می‏فرمايد : « و لكن يؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فيمزجان ! » (1)و ليكن از حق قسمتی و از باطل قسمتی گرفته می‏شود و مخلوط می‏شوند يعنی يك مشت از حق و يك مشت از باطل را با يكديگر مخلوط می‏كنند و به خورد مردم می‏دهند مانند كسی كه در گندم مقداری ارزن قاطی‏ می‏كند و به نام گندم به مردم می‏فروشد ! مردم وقتی شب آن را خوردند فردا اثرش را می‏بينند و می‏فهمند آنچه ديشب خورده اند نان گندم نبوده است‏ « فهنا لك يستولی الشيطان علی اوليائه و ينجوا الذين سبقت لهم من الله‏ الحسنی » ( 2 ) ، در اينجاست كه شيطان بر دوستان خودش مسلط می‏شود يعنی‏ ابزار شيطان هم حق است ، حق مخلوط شده با باطل ، حقی كه لباس باطل‏ پوشيده است اين همان معنائی است كه از آيه استفاده می‏شود كه باطل از حق‏ تغذيه می‏كند ، خودش نيرو ندارد ، از آن نيرو می‏گيرد . آب اگر وجود نداشت كف دو قدم هم نمی‏توانست برود اينكه‏ می‏بينيد باطل حركتی دارد از اينجاست كه بر دوش حق سوار می‏شود ببينيد قرآن چگونه باطل را پوچ و بی‏ارزش نشان می‏دهد !
    پاورقی :
    1 و 2 - نهج البلاغه فيض الاسلام ، خطبه 50 ، صفحه . 137


    ###حق و باطل###

صفحه 4 از 17 نخستنخست 1234567814 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •