سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 1 از 17 1234511 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 161

موضوع: ###حق و باطل###

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض ###حق و باطل###





    حق و باطل (به ضميمه احيای تفكر اسلامی)
    اثر متفكر شهيد استاد مرتضی مطهری
    http://www.ghadeer.org/author/motaha...s/fehrest.html



    ویرایش توسط مدير محتوايي : 13-07-1391 در ساعت 20:10

  2.  

  3. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ###حق و باطل###

    مقدمه
    حق و باطل
    حق و باطل در جهان هستی
    حق و باطل در جامعه و تاريخ
    اصول فلسفه تاريخ ماركس :
    1 - نفی فطرت و غريزه
    2 - اصالت اقتصاد
    تز اصلاحی و علمی بودن ماركسيسم
    چرا ماركسيستها تاريخ را تاريك معرفی می‏كنند ؟
    نظريه اسلام
    نگاهی به قرآن
    نمود داشتن باطل و اصيل بودن حق
    طفيلی بودن باطل و استقلال حق
    غلبه ظاهری باطل و پيروزی نهايی حق
    احياء تفكر اسلامی
    اقبال و احياء فكر دينی
    روح اسلامی در مسلمين مرده است
    منطق ماشين دودی
    همبستگی ، يكی از علائم حيات
    تفكر ديروز و امروز مسلمين درباره ميزان تأثير عمل در سعادت انسان
    آسيب شناسی
    ريشه‏های آسيب ديدگی طرز تفكر اسلامی ما
    عمل ، تكيه گاه تعليم و تربيت اسلامی
    نقش امويها در پيدايش اين آسيب
    چرا فكر تحقير عمل پيدا شد
    ايمان چيست ؟
    فكر مسخ شده
    مسئله بست
    تفكر زنده و تفكر مرده
    حيات بدن و حيات روح
    فطرت يا هسته حيات انسانی
    زندگی يعنی بينايی و توانايی
    خود زندگی غير از شرايط زندگی است
    حس اعتماد به نفس
    توكل ، مفهومی زنده كننده و حماسی
    توكل مسخ شده و وارونه
    زهد در اسلام
    زهد منفی
    زاهد به كم قناعت می‏كند ولی هر كم قناعتی زاهد نيست

  4. Top | #3

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

  5. Top | #4

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ###حق و باطل###



    «مقدمه»

    كتاب حاضر از دو بخش تشكيل شده است بخش اول آن تحت عنوان " حق و باطل " است كه تلفيق شده پنج گفتار استاد شهيد مرتضی مطهری در همين‏ زمينه می‏باشد كه سه گفتار آن در يك مدرسه دينی واقع در دماوند ايراد شده‏ و دوتای ديگر ، قسمتی از بحثهای آن شهيد سعيد تحت عنوان " فلسفه تاريخ‏ " است كه در منزل ايشان تدريس می‏شد تاريخ ايراد اين پنج گفتار به سال‏ 56 باز می‏گردد
    بخش دوم اين كتاب ، " احياء تفكر اسلامی " نام دارد كه مجموع پنج‏ سخنرانی استاد تحت همين عنوان در حسينيه ارشاد می‏باشد گفتار اول اين‏ بخش در تاريخ 1349 / 2 / 7 به مناسبت يادبود اقبال لاهوری و چهار گفتار ديگر هر يك به فاصله يك هفته از گفتار قبلی ايراد شده‏اند
    در تنظيم اين كتاب ، هيچ دخل و تصرفی از سوی ويراستار در اصل مطلب‏ نشده و تنها در برخی موارد ، اصلاحات اندك عبارتی صورت گرفته است به‏ طوری كه حالت گفتاری مطالب بخصوص در بخش دوم كتاب كه احتياج به‏ تلفيق نداشته ، حفظ گرديده و شيرينی كلام استاد محفوظ مانده است اميد است كه اين اثر نيز همچون ديگر آثار آن متفكر شهيد در اشاعه معارف‏ اسلامی و استحكام پشتوانه فرهنگی انقلاب اسلامی مفيد افتد
    انتشارات صدرا

  6. Top | #5

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ###حق و باطل###

    حق و باطل

    بسم الله الرحمن الرحيم از مباحث مهم جهان بينی ، بحث حق و باطل است . اين بحث كه در قرآن‏ نيز به كرات از آن سخن به ميان آمده است ، در دو قلمرو مورد توجه و بررسی قرار می‏گيرد : . 1 در جهان هستی . 2 در جامعه و تاريخ اين مقاله بيشتر به قسمت دوم‏ توجه دارد ، هر چند كه خلاصه ای از بحث حق و باطل در جهان هستی نيز در آن‏ مطرح می‏شود

    حق و باطل در جهان هستی
    آيا نظام عالم نظام حق است ؟ نظام راستين است ؟ نظامی است آنچنان كه‏ بايد باشد ؟ آيا هر چيزی در اين نظام كلی در جای خود قرار دارد ؟ يا نه ، نظام باطل است ؟ در عالم هستی باطل راه دارد ؟ چيزهائی هست كه نبايد باشد ؟ كل نظام پوچ و بی‏هدف و بی‏غايت است ؟

    در برابر اين پرسشها و نظاير آن انديشمندان و متفكران چند دسته شده اند : عده ای نظر اول را برگزيده اند و برخی نظر دوم را ، و گروهی ديگر به نظری متفاوت با هر دو دسته قبلی معتقد شده اند بعضی‏ فيلسوفان و از آن جمله اكثر ماديين نسبت به جهان ( و نيز نسبت به انسان‏ ) بدبين بوده اند و جهان را در مجموع خود يك امر نبايستی و نامطلوب و كور و كر و بی‏هدف می‏دانسته اند در مقابل ، الهيون و مكاتب الهی و خصوصا اسلام بطور قاطع و صريح خلقت عالم را بر حق می‏دانند و آن را عين خير و نيكی و حسن می‏شمارند و برآنند كه هيچ كاستی و زيادتی در آن راه ندارد و باطل و لغو و بازيچه نيست ، و هيچ امر نبايستی در نظام جهان هستی وجود ندارد : « الذی احسن كل شی‏ء خلقه (1) ، ربنا الذی اعطی كل شی‏ء خلقه »(2) : پروردگار ما خلقت هر چيز را نيكو ساخت ، و هر آنچه لازمه خلقتش بود به او عطا كرد
    نظريه سومين گروه اين است كه جهان ( و انسان ) تركيبی است از خير و شر ، نيمی مطلوب و نيمی نامطلوب است ، نيمی بايستنی و نيمی نبايستنی‏ است ما دوگانگی را در جهان می‏بينيم در اين عالم ، خير و شر ، حق و باطل‏ ، نقص و كمال ، مرض و سلامت ، مرگ و حيات ، بی‏نظمی و نظم ، ظلم و عدل‏ ، فساد و صلاح ، خرابی و آبادانی زياد به چشم می‏خورد اين دوگانگی نشانه‏ اين است كه در مبدأ و منشأ هستی دوگانگی وجود دارد ، زيرا امكان ندارد كه در آن واحد همه عالم از يك مبدأ و يك اصل ريشه گرفته باشد ، و در عين حال اختلاف و دوگانگی در آن وجود داشته باشد فكر ثنويت و دوگانگی‏ پرستی كه در ايران باستان رواج داشته ، از اينجا ناشی شده است كه برای جهان دو مبدأ قائل شده اند : مبدأ خير و نور و خوبی ، و مبدأ شر و ظلمت و بدی ، و معتقد شدند كه سپاهيان و نيروهای اين دو مبدأ يعنی سپاهيان يزدان و سپاهيان اهريمن همواره با يكديگر در نبرد و ستيزند گرچه نويد دادند كه‏ بالاخره در پايان جهان سپاهيان خير و نور بر سپاهيان شر و ظلمت پيروز خواهند شد ، سپاه شر و ظلمت شكست خواهد خورد و سپاه خير و نور باقی‏ خواهد ماند


    پاورقی :
    1 - سوره سجده ، آيه . 7

    2 - سوره طه ، آيه . 50

  7. Top | #6

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ###حق و باطل###

    گرچه بحث خير و شر را در كتاب " عدل الهی " به تفصيل شرح داده ايم‏ ، اما در اينجا نيز به مناسبت اشاره ای به آن می‏كنيم
    در حكمت الهی اصالت در هستی با حق است ، با خير است ، با حسن و كمال و زيبائی است ، باطلها ، شرور ، نقصها و زشتيها در نهايت امر و در تحليل نهائی به نيستی‏ها منتهی می‏شوند ، نه به هستی‏ها شر از آن جهت كه‏ هست شر نيست ، بلكه از آن جهت كه منشأ نيستی در شی‏ء ديگری می‏شود شر است شرور ، ضرورتهائی هستند كه لازمه هستی خيرها و حق ها و به صورت يك‏ سلسله لوازم ذاتی لاينفك می‏باشند كه اصالت ندارند و در مقام مقايسه با حق ها و خيرها به منزله " نمود " هايی در مقابل " بود " ها هستند كه‏ اگر آن بودها بخواهند باشند اين نمودها هم قهرا بايد باشند

    مسئله اصلی ، مسئله پيدايش ماهيت است كه به تبع وجود پديد می‏آيد هستی مطلق ، خير محض است كه هيچ شر و نقص و زشتی در آن راه ندارد در اين مرتبه از هستی كه مرتبه ذات حق است ، نه ماهيت در كار است و نه‏ نيستی اما مخلوقات الهی كه از او وجود يافته اند ضعف وجودی دارند ، چرا كه لازمه فعل بودن يك فعل ، تاخير از فاعل است و جز خدا كه فاعل عالی الاطلاق است ، همه مخلوقات فعل او محسوب می‏شوند و لذا ضعف و نقص دارند لازمه فعل بودن ، ماهيت داشتن‏ است و همين طور فعل فعل يك درجه از او نازل تر است به اين ترتيب‏ نيستی در عين اينكه اصالت ندارد در هستی راه پيدا می‏كند تا می‏رسيم به‏ عالم طبيعت يا ناسوت كه از نظر حكمای الهی ضعيف ترين و ناقص ترين‏ عوالم وجود است ، در اينجا نشانه های ضعف وجود كه به يك اعتبار نشانه‏ های ماهيت و نيستی است ، بيشتر پديدار می‏شود پس شر و باطل در عين حال‏ كه اصالت ندارد و از سنخ وجود نيست ، از لوازم لاينفك درجات پائين‏ هستی است
    به اين ترتيب نظام هستی را اگر از آن جهت كه هستی است نظر كنيم ، باطل و ماهيت و نيستی در آن راه ندارد ، از بالا كه نگاه كنيم نور است ، اما از پائين كه نگاه كنيم سايه می‏بينيم ، سايه يك جسم لازمه جسم است كه‏ در عين اينكه اصالت ندارد ( و هر چه هست نور است ) ، اما به واسطه آن‏ جسم برای ذهن ما نمود پيدا می‏كند ، سايه چيزی نيست جز نبودن نور در يك‏ محدوده ، و بودن نور در اطراف آن
    حكمت الهی همه چيز را در بسم الله الرحمن الرحيم خلاصه می‏كند ، می‏گويد ظهرالوجود بسم الله الرحمن الرحيم يعنی هستی به نام الله رحمان و رحيم به‏ ظهور می‏رسد و از يك ديد خيلی عالی ، عالم جز الله و رحمانيت الله و رحيميت الله چيز ديگری نيست تصور اين معنا مشكل است اما خيلی عالی و لطيف است و اگر انسان اين نكته را درك كرد بسياری از مسائل برای او حل‏ می‏شود در اين بينش ، عالم دو چهره دارد : چهره از اوئی و چهره به سوی اوئی ، چهره از اوئی‏ رحمانيت خداست و چهره به سوی اوئی رحيميت خدا ساير اسماء الهی ، اسمهای تبعی هستند ، درجه دوم و سوم اند خداوند ، جبار و منتقم هم هست ، اما اصالت از رحمانيت و رحيميت خداست صفات ديگر در واقع از اين‏ اسماء ناشی می‏شوند حتی قهر هم از لطف ناشی می‏شود ، آن اصالتی كه لطف‏ دارد ، قهر ندارد ديد توحيدی نمی‏تواند غير از اين باشد ، ديد واقعی فلسفی‏ هم همين است و هستی شناسی واقعی غير از اين نيست

  8. Top | #7

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ###حق و باطل###





    حق و باطل در جامعه و تاريخ


    قسمت دوم بحث حق و باطل مربوط می‏شود به بشر و جامعه و تاريخ در اين‏ قلمرو كاری نداريم به كل عالم هستی كه آيا نظامش خير است ، كامل است ، احسن است يا نيست ، بلكه سؤال در خلقت خود بشر است كه اين چه موجودی‏ است ؟ يك موجود حق جو ، عدالت خواه ، ارزش خواه و نور طلب است يا برعكس يك موجود شرير ، مفسد ، خونريز ، ظالم و ؟ و يا آنكه انسانها برخی طرفدار حقند و برخی طرفدار باطل و اينها با هم در ستيزند ؟ در اينجا هم چند نظريه وجود دارد : يك نظر اين است كه انسان بحسب‏ جنس ، موجودی است شرور و بدخواه و ظالم كه جز قتل و غارت و دزدی و حيله و دروغ از او سر نمی‏زند ، طبيعت او شرارت است و فساد ، استثمار است و ظلم اگر هم در تاريخ بشر خير و اخلاق و ارزشهای انسانی ديده می‏شود ، اينها اموری جبری است كه طبيعت او را وادار می‏كند كه قدری چنين باشد درون انسان ، انسان را به بدی‏ می‏كشاند و گاهی جبر ، انسان را به خوبی دعوت می‏كند مثلا وقتی كه انسانها در مقابل طبيعت و حيوانات درنده قرار گرفتند متوجه شدند اگر با هم‏ قرارداد صلح اجباری نبندند نمی‏توانند از خودشان دفاع كنند ، لذا اجبارا بر خودشان تحميل كردند كه يك زندگی اجتماعی داشته باشند و با هم براساس‏ عدالت رفتار كنند چون نفع همه در آن است پس جبر بيرونی انسان را وادار كرد كه خوب باشد ، مثل دولتهای ضعيفی كه در مقابل يك دولت قوی ، پيمان‏ صلح و دوستی می‏بندند تا از شر او محفوظ بمانند و اگر روزی دشمن مشترك از بين رفت بين خودشان جنگ در می‏گيرد هر جمعی به آن دليل جمع است كه‏ مقابل يك ضد قرار گرفته ، يعنی اگر او نباشد اينها با هم خوب و متحد نيستند و اگر جمعی دشمنش را از دست بدهد به تفرقه بدل می‏شود ، دو گروه‏ می‏شوند و باز اگر يكی از اين دو گروه از بين رفت آن يكی دو دسته می‏شود و همين طور اگر ادامه پيدا كرد و دو نفر ماندند باز با يكديگر می‏جنگند و قوی تر می‏ماند ( اين مسئله همان داروينيسم اجتماعی است كه از نظريه‏ تنازع بقاء داروين ، وقتی كه آن را به غلط در مورد جامعه بشری تعميم‏ دادند ، حاصل شد )
    بسياری از فيلسوفان ماترياليست دنيای قديم و شمار كمتری از ماترياليستهای دنيای جديد چنين نظريه ای داشته اند ، و با بدبينی كامل به‏ طبيعت بشر می‏نگريسته اند اينها بشر را قابل اصلاح نمی‏دانند و به تز اصلاحی‏ قائل نيستند و ارائه تز اصلاحی از نظر آنان معنا ندارد و مثل اين است كه‏ كسی برای عقرب قانون وضع كند تا خوب شود و كسی را نگزد ، حال آنكه :
    نيش عقرب نه از ره كين است
    اقتضای طبيعتش اين است
    وقتی طبيعت عقرب گزندگی باشد ، قانون و تز وضع كردن معنا ندارد بشر هم همين طور ، تا وقتی روی زمين است شرارت خواهد داشت و اصلاح پذير نخواهد بود

    اين متفكرين عموما به همين دليل خودكشی را تجويز می‏كنند ، می‏گويند چون‏ زندگی شر است و انسان هم شر است يك كار خير بيشتر در جهان نيست و آن‏ پايان دادن به شر زندگی است ، تا انسان از اين جهان پر شر و شور و دنيای‏ شر وجود خودش خلاص شود

  9. Top | #8

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ###حق و باطل###


    اين تفكر انحرافی كه از فرنگی‏ها گرفته شده بود توسط صادق هدايت در ميان ايرانيان مطرح شد او هميشه در نوشته هايش چهره های زشت زندگی را مجسم می‏كرد ، مثل لجنزاری كه جز لجن و گنديدگی چيزی در آن نيست و كرمهائی در اين لجنزار ، زندگی كثيفشان را ادامه می‏دهند عاقبت هم تحت‏ تأثير حرفهای خودش خودكشی كرد در سالهائی كه كتابهای او طرفدار داشت ، غالب جوان های ايرانی كه خودكشی كردند تحت تأثير كتابهای او قرار داشتند مانی هم فلسفه اش در همين جهت بود كه زندگی شر است ، منتها به‏ ثنويت ميان روح و بدن قائل بود و می‏گفت بدن شر است ، زندگی مادی شر است ، روح در اين بدن حبس است پس هر كس بميرد يا خودكشی كند از شر زندگی رها خواهد شد ، مثل مرغی كه از قفس آزاد شده باشد پس هر چند او به زندگی ديگری قائل بود ولی اين زندگی را صد درصد شر می‏دانست ( 1 )
    براساس اين بينش ، بشر به حسب غريزه موجود شريری است و شرارت جزء ذات و سرشت اوست ، از اول كه در اين دنيا آمده همين جور بوده ، الان هم‏ هست ، در آينده هم هر چه بماند همين است و غير از اين نيست ، اميد بهبود و آينده خوب برای بشريت خيال است
    قرآن در مسئله آفرينش انسان در اين زمينه مطالبی دارد ، خداوند وقتی‏ اعلام كرد : « انی جاعل فی الارض خليفة »( 2 ) من خليفه و جانشينی در زمين قرار می‏دهم ، ملائكه با بدبينی نسبت به سرشت انسان ، اظهار داشتند : « ا تجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدماء »( 3 ) می‏خواهی در روی‏ زمين كسی را قرار دهی كه فساد می‏كند و خون می‏ريزد ؟ يعنی در سرشت اين‏ موجود جز فساد و خون ريزی چيزی نيست خداوند در جواب آنها فرمود ، « انی‏ اعلم مالا تعلمون » من چيزی می‏دانم كه شما نمی‏دانيد . يعنی آنها را تخطئه نكرد و نگفت كه دروغ می‏گوئيد ، بلكه گفت ورای آنچه شما می‏دانيد من چيزها می‏دانم ، شما يك طرف سكه را خوانده ايد ، شما عارف به حقيقت‏ موجودی كه من می‏خواهم بيافرينم نيستيد ، حد شما كمتر از آن است كه او را بشناسيد ، او برتر و بالاتر است به اين ترتيب ملائكه ، كه قسمتی از كتاب‏ وجودی انسان را شناخته و خوانده بودند و نيمی از آن را نخوانده بودند ، اظهار بدبينی كامل كردند حال اگر عده ای از متفكرين‏ جنبه های سياه و تاريك زندگی بشر را ببينند و اين طور اظهار نظر بكنند خيلی عجيب به نظر نمی‏آيد
    پاورقی :

    1 - می‏گويند پادشاه معاصرش به او گفت می‏خواهم مطابق فلسفه خودت‏ بهترين خدمت را به تو بكنم و ترا از شر اين زندگی خلاص كنم ، و او را كشت
    4 - 2 - سوره بقره ، آيه . 30

  10. Top | #9

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ###حق و باطل###

    نظريه ديگری كه عكس نظريه قبل است می‏گويد : طبيعت و سرشت بشر بر خير است ، بر حق است ، بر درستی و راستی است انسان موجودی اخلاقی و صلح‏ جو و خيرخواه است اصل در طبيعت بشر ، نور و عدالت و امانت و تقواست‏ پس چه چيز انسان را فاسد می‏كند ؟ می‏گويند انحراف بشر علت خارجی دارد ، از بيرون به بشر تحميل می‏شود ، جامعه انسان را فاسد می‏كند ژان ژاك روسو چنين عقيده ای دارد و در كتاب معروف خود " اميل " می‏خواهد نشان دهد كه انسان طبيعی ، انسان خارج از جامعه ، انسان در طبيعت ، موجودی است‏ سالم و درست و پاك ، و همه نادرستی‏ها ، فسادها و ناپاكيها از جامعه به‏ او تحميل می‏شود لذا روسو به اجتماع و زندگی اجتماعی بدبين است و تز اصلاحی او اين است كه بشر بايد تا حد ممكن به طبيعت برگردد روسو به تمدن‏ جديد خوش بين نيست چون معتقد است كه تمدن جديد انسان را از طبيعت دور می‏كند

    هر چه انسان از طبيعت دورتر شود فاسدتر می‏شود و هر چه به طبيعت اوليه‏ نزديكتر باشد ، به انسانيت و درستی و پاكی نزديكتر است نظريه روسو كه‏ فردی مذهبی است از يك نظر شبيه نظريه فطرت است كه در اسلام مطرح شده ، و شبيه است به جمله معروف پيامبر اكرم صلی الله عليه وآله وسلم كه‏ فرمود : « كل مولود يولد علی الفطرش حتی يكون » « ابواه هما اللذان يهودانه و ينصرانه و يمجسانه » (1) هر بچه ای از مادر بر فطرت پاك اسلاميت متولد می‏شود ، بعد پدر و مادر او را يهودی يا نصرانی يا مجوسی می‏كنند انحراف يهودی گری ، نصرانی گری ، مجوسی گری مثل‏ است و پدر و مادر به عنوان نمونه دو عامل اجتماعی ذكر شده اند ، يعنی‏ فطرت انسان سالم است ، جامعه آن را منحرف می‏كند در يكی از تعبيرات‏ اين احاديث پيامبر مثالی می‏زند ، می‏فرمايد : اينكه گوش حيوانات خود را می‏بريد هيچوقت شده كه اين حيوانات وقتی از مادر متولد می‏شوند گوششان‏ بريده باشد ؟ نه ، هميشه سالم از مادر متولد می‏شوند و بعد انسانها گوششان‏ را می‏برند از نظر روحی هم همين طور است ، همه انسانها سالم ، درست و حق‏ گرا و خيرخواه متولد می‏شوند ، انحرافها ، كجرويها ، دروغگوئيها ، ظلمها ، خيانتها ، شرارتها و فسادها بعد به انسان تحميل می‏گردد پس اين نظريه‏ براساس خوش بينی به طبيعت بشريت ، به جنس بشريت و سرشت و ساختمان‏ بشريت استوار است و اصل را درستی و حقانيت و راستی می‏داند ، و انحراف‏ را معلول علل خارجی و عرضی و به اصطلاح فلاسفه علل اتفاقی می‏داند يعنی بر مبنای علل طبيعی ، درونی و ديناميكی ، حركت انسان بر راه راست و صراط مستقيم است و بر اثر تغييرات عرضی ، اتفاقی ، مكانيكی و بيرونی‏ انحرافات و بديها و شرور به انسان تحميل می‏شود
    پاورقی :
    1 - مجمع البيان‏ج 8 ص 303 بحارالانوار جلد 3 صفحه 281 به نقل از غوالی‏ اللئالی بدون لفظ ( و يمجسانه ) تفسير برهان جلد 4 - صفحه 263 حديث 29 به نقل از شيخ طبرسی در جامع الجوامع

  11. Top | #10

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ###حق و باطل###

    نظريه ديگری به اين شكل مطرح شده كه انسانها در صحنه جامعه ، برخی‏ طرفدار حق و عده ای به دنبال باطل هستند فرشته ، بر خير الهام و شيطان به‏ شر وسوسه می‏كند
    پس انسانها دو گونه می‏شوند : عده ای كه راه حق و خير را می‏روند ، راه‏ ايمان و انبياء را می‏روند و بعضی ديگر كه راه شيطان را می‏پيمايند و به‏ دعوت انبياء كفر و نفاق می‏ورزند . به قول مولوی :
    دو علم افراشت : اسپيد و سياه
    آن يكی آدم ،دگر ابليس راه
    يك پرچم سپيد و يك پرچم سياه ، يك پرچم هدايت و يك پرچم ضلالت ، يك پرچم نور و يك پرچم ظلمت در نتيجه جامعه ممزوجی است از خير و شر و حق و باطل ، چون انسان ممزوجی است از خير و شر اين نزاع و درگيری حق و باطل هميشه در صحنه وجود فرد و در صحنه اجتماع حكمفرماست حال غلبه با كدام است ، بحث ديگری است البته ما معتقديم كه غلبه نهائی با حق و حقيقت است ، عدل بر ظلم غلبه خواهد كرد و خير بر شر پيروز خواهد شد ، نور بر ظلمت غلبه خواهد كرد و دين بر كفر پيروز خواهد شد « هو الذی ارسل‏ رسوله بالهدی و دين الحق ليظهره علی الدين كله و لو كره المشركون ( 1 )
    وعد الله الذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنهم فی الارض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكنن لهم دينهم الذی ارتضی لهم و ليبدلنهم من‏ بعد خوفهم امنا يعبدوننی لا يشركون بی‏شيئا »( 2 ) . نظريه ديگر ماترياليسم تاريخی است در قرن نوزدهم يك مكتب مادی ظهور كرد كه ادعای خوش بينی به تاريخ آينده و جامعه را داشت ، اين مكتب‏ ماركسيسم بود
    پاورقی :

    1 - سوره توبه ، آيه . 33

    2 - سوره نور ، آيه . 55


صفحه 1 از 17 1234511 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی