♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥
صفحه 2 از 14 نخستنخست 12345612 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 139
  1. #11
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥




    ارزشها در قرآن

    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  2. #12
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥





    اسلام
    عبارت است از اقرار به وحدانيت خداى تبارك و تعالى ، و به نبوت خاتم الانبياء محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) و به حقانيت آنچه از ناحيه خدا براى مردم آورده است .
    با اقرار شخص به زبان كه به آن اسلام تحقيق مى يابد تمام احكام مسلم ، در همه ابواب فقه بر او مترتب مى گردد، اگر چه در باطن ، شخص فاقد ايمان باشد.
    در ((اصول كافى )) حديث شماره 1498 به سندى كه على التحقيق صحيح است از قاسم صيرفى روايت كرده كه از امام صادق (عليه السلام ) شنيدم كه مى فرمود: ((با اسلام خون حفظ مى شود و نكاح زنان مسلمان جائز مى گردد (ولى ) ثواب در برابر ايمان است )).
    همچنين در ((اصول كافى )) حديث شماره 1503 با سند صحيح از حضرت صادق (عليه السلام ) روايت مى كند كه فرمود: ((اسلام شهادت لا اله الا الله و تصديق پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) است ، و با آن خونها حفظ مى شود و ازدواجها و ميراثها جريان مى يابد، و انبوه مردم بر ظاهر اسلام هستند)).
    ايمان هدايت واقعى است ، و ثبات حقيقتى كه اسلام اقرار به آنست در دلها مى باشد، حقيقتى كه عمل نيز از آن حكايت مى كند.
    اسلام دين فطرت و خلقت است ، و تمام موجودات عالم به خدا اسلام دارند.
    افغير دين الله يبغون و له اسلم من فى السماوات و الارض طوعا و كرها و اليه يرجعون (1)
    ((آيا غير دين خدا را مى جويند در حالى كه به او اسلام آورده هر آنچه كه در آسمانها و زمين است به اختيار يا به اجبار، و به سوى او بر مى گردند)).
    تفسير: اسلام در اين آيه به معنى شهادت به وحدانيت خداست كه به ارتكاز و فطرت همه كس داراى آن مى باشند، ولى در حالت اختيار برخى معترف و برخى منكر آن مى باشند، آن كس هم كه منكر است به حسب فطرت و ارتكاز كه به اجبار در خلقت او نهاده شده به آن معترف است ، اگر چه در زبان منكر آن باشد.
    و به همين جهت است كه به انكار وحدانيت خدا كفر گفته مى شود، زيرا كفر به معنى ستر و پوشانيدن است ، و كافر كسى است كه آنچه را كه غريزه و فطرت او بر آن شهادت دارد پنهان كند و مستور نمايد و از اقرار به آن سر باز زند.
    دين اسلام متضمن سعادت انسانها در همه شؤ ون زندگى و محتوى تعيين خط مشى در همه ابعاد گوناگون زندگى انفرادى و اجتماعى انسانهاست و انسانها را بسوى كمالات نفسانى و اجتماعى رهبرى نموده و آنها را به عاليترين قله درجات انسانيت ارتقاء مى بخشد.
    دين اسلام دينى است كه بر خاتم الانبياء محمد المصطفى (صلى الله عليه و آله و سلم ) نازل شده و ناسخ تمام اديان گذشته است كه خدا بعد از نزول آن هيچ دين ديگرى را از كسى نمى پذيرد.
    قرآن مى فرمايد:
    ان ادين عندالله الاسلام (2)
    ((به تحقيق دين پيش خدا اسلام است )).
    و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه و هو فى الاخرة من الخاسرين (3)
    ((هر كس دين ديگرى جز اسلام طلب كند و هرگز از او پذيرفته نمى شود و در آخرت از زيانكاران است )).
    دين اسلام همانا دين كامل الهى است كه سلسله اديان الهيه كه به سير زمان در تاريخ بشر به تدريج نازل شده به آن منتهى شده است .
    قرآن مى فرمايد:
    اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا(4)
    ((امروز دين خود را بر شما كامل كردم ، و نعمت خود را بر شما تمام نمودم ، و دين اسلام را براى شما پسنديدم ))(5) .
    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  3. #13
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥





    ايمان

    ايمان در قرآن كريم و احاديث اسلاميه اعم از سنى و شيعه به معنى : ((اعتقاد قلبى به وحدانيت خدا، و نبوت پيامبر اسلام ، و حقانيت آنچه از ناحيه خدا به رسالت آورده است ))، مى باشد.
    فرق بين ايمان و اسلام آن است كه اسلام گفتار و اقرار به زبان است ولى ايمان اعتقاد درونى مى باشد.
    قرآن مى فرمايد:
    قالت الاعراب امنا قل لم تومنوا ولكن قولوا اسلمنا ولما يدخل الايمان فى قلوبكم (6) .
    ((اعراب گفتند ما ايمان آورديم ، بگو! ايمان نياوريد ولى بگوئيد: اسلام آورديم ، و هنوز ايمان در دلهاى شما داخل نشده است )).
    هر كدام از اسلام و ايمان اثر خاصى دارد، اسلام معيار ترتب احكامى است كه با آنها مسلمان از كافر در تمام ابواب فقه امتياز مى يابد، اسلام مناط نفى كفر از شخص و الحاق او به ملت قرآن و امت خاتم الانبياء (صلى الله عليه و آله ) است .
    ايمان منفك از عمل نبوده بلكه عمل جزء آن است
    در اصول كافى از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده است كه فرمود:
    الايمان هوالا قرار باللسان و عقد فى القلب و عمل بالاركان (7) .
    ((ايمان عبارت است از اقرار به زبان و اعتقاد در قلب و عمل به اركان )).
    لذا اين سؤ ال براى ما مطرح مى شود كه : آيا عمل جزو ايمان است يا نه ؟
    جواب : از احاديث شريفه ((چهار)) پاسخ براى اين سؤ ال استفاده مى شود:
    1 - ايمان عمل است طبق حديث شماره 1512، اصول كافى .
    2 - ايمان اعتقاد به قلب و اقرار به زبان و عمل است .
    (مركب از سه جزء طبق حديث شماره 1508، اصول كافى .
    3 - ايمان در قلب است و عمل مصدق آنست طبق حديث شماره 1507، اصول كافى كه به سند صحيح از حضرت ابى جعفر الباقر (عليه السلام ) نقل نموده كه فرمود: ((ايمان آنست كه در قلب مستقر شود و انسان را بسوى خداى عزوجل بكشاند، و عمل به طاعت خدا و تسليم به امر او آن را تصديق كند)).
    حاصل جمع بين احاديث آنست كه ايمان مانند خون است كه از قلب سرچشمه گرفته و در تمام عروق و شرائين اعضاى بدن جريان مى يابد.
    ايمان حيات معنوى انسان است و حيات هرگاه در قلب داخل شد به همه اعضاء جريان مى يابد و حيات اعضاء از حيات قلب منفك نبوده بلكه منتشر به اعضاء شده و بر آنها تقسيم مى شود هرگاه قلب به خدا و عذاب و ثواب او و بهشت و آتش ، مؤمن و معتقد باشد هر عضوى از اعضاى بدن را به سوى طاعت خدا و اجتناب از معصيت مى خواند.
    بسيارى از آيات قرآنى كه ايمان را ستوده و مدح كرده است تواءم با آن ، عمل را هم ذكر كرده است .
    در سوره محمد آيه ، 11 و 12 مى فرمايد:
    ذلك بان الله مولى الذين امنوا و ان الكافرين لا مولى لهم ان الله يدخل الذين امنوا و عملوا الصالحات جنات تجرى من تحتها الانهار
    ((آن به اين جهت است كه خدا مولاى كسانى است كه ايمان دارند، و كافران مولى ندارند، همانا خدا كسانى را كه ايمان داشته و به اعمال صالحه عمل كرده اند در بهشت هائى وارد مى كند، كه نهرها از زير آنها جارى است )).
    آرى اگر كسى ايمان نداشت از ولايت الهيه خارج ، و از نعيم آخرت محروم است .
    در تحقيق ايمان به عقيده ما اعتقاد به امامت و وصايت ائمه معصومين (عليهم السلام ) شرط است ، اگر چه در تحقيق اسلام حب و ولاء اهل بيت عصمت و طهارت كه از ضروريات اسلام است ، و تمام فرق اسلامى جز خوارج به آن اعتقاد دارند كافى است ، و همه فرق اسلامى جز خوارج و نواصب و مجسمه محكوم به اسلام هستند.
    در اصول كافى باب ((دعائم الاسلام )) روايات متعددى نقل نموده كه يكى از اركان اسلام ولايت است .
    از جمله صحيحه فضيل بن يسار از حضرت باقر (عليه السلام ) است كه فرمود:
    بنى الاسلام على خمس على الصلاة و الزكاة والصوم و الحج و الولاية و لم يناد بشى ء كما نودى بالولاية فاخذ الناس باربع و تركوا هذه
    ((اسلام بر پنج اصل بنا گذاشته شده ، نماز و زكات و روزه و حج و ولايت ، و به هيچكدام به قدر ولايت دعوت نشده ، پس مردم چهار اصل را گرفتند و اصل ولايت را ترك كردند

    فضيلت ايمان
    والذين امنوا و عملوا الصالحات لهم مغفرة و اجر كبير(8)
    ((براى كسانى كه ايمان آورده ، و اعمال صالحه بجاى آورده اند آمرزش و پاداش بزرگ است )).
    ان الذين امنوا و عملوا الصالحات لهم اجر غير ممنون (9)
    ((براى كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالحه بجاى آورده اند پاداش بى پايان (يا بى منت ) است )).
    و نجينا الذين امنوا و كانوا يتقون (10)
    ((نجات داديم آنان را كه ايمان آورده و تقوا مى ورزند)).
    فاما الذين امنوا و عملوا الصالحات فيدخلهم ربهم فى رحمته
    ((اما كسانى را كه ايمان آورده و اعمال صالحه به جاى آورده اند پروردگارشان آنان را در رحمت خود وارد مى سازد)).
    ان الله يدخل الذين امنوا و عملوا الصالحات جنات تجرى من تحتها الانهار(11)
    ((خدا كسانى را كه ايمان آورده و اعمال صالحه انجام داده اند در بهشت ها كه نهرها از زير آنها جارى است وارد مى سازد)).
    وعد الله الذين امنوا و عملوا الصالحات منهم مغفرة و اجرا عظيما(12)
    ((خدا كسانى را كه ايمان آورده و اعمال صالحه بجاى آرند، آمرزش و پاداش بزرگ وعده داده است )).
    فالذين امنوا و عملوا الصالحات لهم مغفرة و رزق كريم (13)
    ((براى كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالحه انجام داده اند آمرزش و روزى با كرامت است )).
    و ان الله لهاد الذين امنوا الى صراط مستقيم (14)
    ((خدا كسانى را كه ايمان آورده اند به سوى راه راست هدايت كننده است )).
    فالذين امنوا و عملوا الصالحات فى جنات النعيم (15)
    ((كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالحه انجام داده اند، در بهشت هاى نعمت خواهند بود)).
    وعد الله الذين امنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنهم فى الارض (16)
    ((خدا وعده داده است ، كسانى از شما را كه ايمان آورده و اعمال صالحه انجام دهند بطور حتم در زمين (هنگام ظهور مهدى (ع )) جايگزين (قدرتمندان )، خواهد ساخت )).
    ان الذين امنوا و عملوا الصالحات و اخبتوا الى ربهم اولئك اصحاب الجنة هم فيها خالدون (17)
    ((همانا كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالحه بجاى آرند و به پروردگار خود تواضع كرده اند اهل بهشتند، و هميشه در آن جايگزين خواهند بود)).
    و لاجر الاخرة خير للذين امنوا و كانوا يتقون (18)
    ((پاداش آخرت بهتر است براى كسانى كه ايمان آورده و تقوا مى ورزند)).
    ان الله يدافع عن الذين امنوا(19)
    ((خدا از كسانى كه ايمان آورده اند دفاع مى كند)).
    ان الله يدخل الذين امنوا و عملوا الصالحات جنات تجرى من تحتها الانهار يحلون فيها من اساور من ذهب ولولوء او لباسهم فيها حرير وهدوا الى الطيب من القول وهدوا الى صراط الحميد(20)
    ((خدا كسانى را كه ايمان آورند و اعمال صالحه انجام دهند در بهشت ها كه نهرها از زير آنها جريان دارد وارد خواهد ساخت ، با دستبندهائى از طلا و لؤ لؤ تزيين شوند، و جامه هاى حرير بپوشند، و به گفتار پاكيزه و راه پسنديده هدايت شوند)).

    ادامه دارد...

    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  4. #14
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥





    الذين امنوا و عملوا الصالحات فلهم اجر غير ممنون (21)
    الذين امنوا و عملوا الصالحات لهم اجر غير ممنون (22)
    ((براى كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام دهند پاداش بى پايان (يا بى منت ) است )).
    ان الذين امنوا و عملوا الصالحات لهم جنات النعيم (23)
    ((براى كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند بهشت هاى نعمت خواهد بود)).
    اما الذين امنوا و عملوا الصالحات فلهم جنات الماءوى
    ((براى كسانى كه ايمان آورده اند و اعمال صالح بجاى آورده اند بهشت هاست كه در آنها ماءوى گزينند)).
    الذين امنوا ولم يلبسوا ايمانهم بظلم اولئك لهم الامن (24)
    ((كسانى كه ايمان آورده و ايمان خود را به ظلم نپوشانند (از عذاب الهى ) براى آنها ايمنى خواهد بود)).
    و من يائه مومنا قد عمل الصالحات فاءولئك لهم الدرجات العلى (25)
    ((كسانى كه با ايمان و اعمال شايسته بسوى پروردگار خود درآيند درجات عاليه خواهند داشت )).
    افمن كان مومنا كمن فاسقا لا يستؤ ون (26)
    ((آيا كسى كه مؤمن باشد مانند كسى است كه فاسق باشد؟! آنها مساوى نيستند)).
    والمؤمنون بالله و اليوم الاخر اولئك سنوتيهم اجرا عظيما(27)
    ((مؤمنان به خدا و روز قيامت را به زودى پاداش بزرگ خواهيم داد)).
    والذين امنوا و عملوا الصالحات فى روضات الجنات لهم ما يشاؤ ن عند ربهم ذلك هو الفضل الكبير(28)
    ((كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح بجاى آرند در باغهاى بهشت خواهند بود، براى آنان است پيش پروردگار خود آنچه بخواهند، همانا آن فضل بزرگ است )).
    ان الذين امنوا و عملوا الصالحات لهم جنات تجرى من تحتها الانهار ذلك الفوز الكبير(29)
    ((براى كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالحه انجام دهند بهشت ها است كه نهرها از زير آنها جريان دارد، همانست سعادت بزرگ )).
    ان الذين امنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خير البرية (30)
    ((كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح بجاى آورند آنان بهترين خلق هستند)).
    و من يومن بالله و يعمل صالحا يدخله جنات تجرى من تحتها الانهار خالدين فيها ابدا قد احسن الله له رزقا(31)
    ((هر كس به خدا ايمان داشته و عمل صالح بجاى آورد او را در بهشت ها كه نهرها از زير آنها جريان دارد در مى آورد، و بطور ابدى و جاويدان در آنها جايگزين خواهد بود، همانا خدا روزى او را نيكو ساخته است )).
    فمن يومن بربه فلا يخاف بخسا ولا رهقا(32)
    ((هر كس به پروردگار خود ايمان آورد نه از كاهش مى ترسد و نه از ستم )).
    و من يكفر بالايمان فقد حبط عمله و هو فى الاخرة من الخاسرين (33)
    ((هر كس به ايمان كافر شود عمل او تباه شده ، و او در آخرت از زيانكاران خواهد بود)).
    فمن يكفر بالطاغوت و يؤ من بالله فقد استمسك بالعروة الوثقى (34)
    ((هر كس به طاغوت كفر ورزيده و به خدا ايمان آورد به تحقيق به ريسمان محكم چنگ زده است )).
    و من يؤ من بالله و يعمل صالحا يكفر عنه سيئاته و يدخله جنات تجرى من تحتها الانهار خالدين فيها ابدا ذلك الفوز العظيم (35)
    ((هر كس به خدا ايمان آورده و عمل صالح انجام دهد، گناهان او را مى زدايد، و او را در بهشت هائى وارد مى سازد، كه نهرها از زير آنها جارى است ، هميشه در آنها خواهد بود، همانست سعادت بزرگ )).
    و من يؤ من بالله يهد قلبه و الله بكل شى ء عليم (36)
    ((هر كس به خدا ايمان آورد قلب او را هدايت مى كند، خدا به هر چيز داناست )).
    من امن بالله واليوم الاخر و عمل صالحا فلا عليهم و لا هم يحزنون (37)
    ((آنانكه به خدا و روز قيامت ايمان آوردند، و عمل صالح انجام دهند بر آنها ترسى نبوده و محزون نخواهند شد)).
    ان الذين امنوا و عملوا الصالحات و اقامواالصلوة و اتواالزكوة لهم اجرهم عند ربهم ولا خوف عليهم ولا هم يحزنون (38)
    ((پاداش كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالحه بجاى آرند و نماز را برپا دارند و زكات بدهند پيش پروردگار آنهاست ، ترسى بر آنها نبوده و محزون نمى شوند)).
    فاما الذين امنوا و عملواالصالحات فيوفيهم اجورهم (39)
    و اما الذين امنوا و عملواالصالحات فيوفيهم اجورهم (40)
    ((كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالحه بجاى آرند خدا مزد آنها را خواهد داد)).
    والذين امنوا و عملواالصالحات سندخلهم جنات تجرى من تحتها الانهار خالدين فيها ابدا لهم فيها ازواج مطهرة و ندخلهم ظلا ظليلا(41)
    ((بزودى كسانى را كه ايمان آورده و اعمال صالحه انجام دهند، در بهشت ها درآوريم كه نهرها از زير آنها جريان دارد، هميشه در آنها جايگزين خواهند بود. همسران پاكيزه براى آنهاست ، و آنها را در سايه (رحمت ) پايدار در آوريم )).
    فاما الذين امنوا و اعتصموا به فسيدخلهم فى رحمة منه (42)
    ((خدا كسانى را كه به خدا ايمان آورده و به او پناه برند، به زودى در رحمت خود وارد خواهد ساخت )).
    الذين امنوا ولم يلبسوا ايمانهم بظلم اولئك لهم الامن وهم مهتدون (43)
    ((كسانى كه ايمان آورده و ايمان خود را با ظلم نپوشانند براى آنها ايمنى خواهد بود، و آنها هدايت يافتگانند)).
    ان الذين امنوا و عملوا الصالحات يهديهم ربهم (44)
    ((كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالحه بجاى آرند پروردگارشان آنها را هدايت مى كند)).
    انما يعمر مساجد الله من امن بالله و اليوم الاخر و اقام الصلوة و اتى الزكاة ولم يخش الا الله (45)
    ((به تحقيق مساجد خدا را كسانى آباد مى كنند كه به خدا و روز قيامت ايمان داشته نماز بپا دارند، و زكات دهند، و جز از خداى نترسند)).
    الا من تاب و امن و عمل صالحا فاولئك يدخلون الجنة (46)
    ((كسانى كه توبه كرده و ايمان آورند و عمل صالح بجاى آرند داخل بهشت مى شوند)).
    و انى لغفار لمن تاب و امن و عمل صالحا ثم اهتدى (47)
    ((من بسيار آمرزشگرم براى كسى كه توبه كند، و ايمان آورده و عمل صالح نمايد سپس هدايت يابد)).
    فاما من تاب و امن و عمل صالحا فعسى ان يكون من المفلحين (48)
    ((هركس كه توبه كند و ايمان آورده و عمل صالح انجام دهد، اميد است كه از رستگاران باشد)).
    ثواب الله خير لمن امن و عمل صالحا(49)
    ((ثواب خدا بهتر است براى كسى كه ايمان آورده و عمل صالح انجام دهد)).

    ادامه دارد...

    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  5. #15
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥




    الا من امن و عمل صالحا فاولئك لهم جزاء الضعف بما عملوا و هم فى العرفات امنون (50)
    (( كسانى كه ايمان آورده و عمل صالح انجام دهند، در برابر عملكرد خويش پاداش دو برابر دريافت خواهند كرد، و در منازل بهشتى خواهند آرميد)).
    ليدخل المؤمنين و المؤمنات جنات تجرى من تحتها الانهار خالدين فيها و يكفر عنهم سياتهم و كان ذلك عندالله فوزا عظيما(51)
    ((تا خدا مردان و زنان مؤمن را در بهشت ها در آورد كه نهرها از زير آنها در جريان است ، و بطور ابد در آنها جايگزين باشند و آن نزد خدا سعادت بزرگ است )).
    ثم ننجى رسلنا والذين امنوا كذلك حقا علينا ننج المؤمنين (52)
    ((سپس نجات مى دهيم پيامبران خود و كسانى را كه ايمان آورده اند، چنانكه حق است بر ما كه مؤمنان را نجات دهيم )).
    ان الذين امنوا و عملواالصالحات كانت لهم جنات الفردوس ‍ نزلا(53) (54)
    ((براى كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالحه انجام داده اند، باغهاى بهشت مهيا شده است )).
    ان الذين امنوا و عملوا الصالحات سيجعل لهم الرحمن ودا(55)
    ((كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالحه انجام داده اند، به زودى خداى مهربان براى آنها مهر و محبت قرار خواهد داد)).
    تفسير: يعنى خدا محبت آنها را به دلها مى اندازد، دلهاى مؤمنان ، يا همه مردم ، در دنيا، يا آخرت ، يا هر دو، وجوهى ذكر شده است .
    فاما الذين امنوا و عملوا الصالحات فهم فى روضة يحبرون (56)
    ((اما كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالحه انجام داده اند در باغستانى در تنعم و خوشى خواهند بود)).
    ليجزى الذين امنوا و عملواالصالحات طوبى لهم و حسن ماب (57)
    ((كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالحه انجام دهند (حالت خوش تر، و) پاكيزه تر، و جايگاه نيكو براى آنها باد)).
    توضيح و تفسير: كلمه ((طوبى )) همانطور كه در ترجمه آيه آورديم به معنى پاكيزه تر است و صيغه تفضيل از طيب است ، ولى در اينكه مراد از آن در آيات قرآن چيست .
    ده وجه گفته شده است .
    در روايات شريفه آمده است كه طوبى نام درختى است در بهشت كه ريشه آن در خانه پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) و على (عليه السلام ) و شاخه هاى آن بر اهل بهشت اشراف دارد.(58)
    والذين امنوا و عملوا الصالحات لنكفرن عنهم سيئاتهم (59)
    ((بطور حتم گناهان كسانى را كه ايمان آورده و اعمال صالحه بجاى آرند خواهيم زدود)).
    والذين امنوا و عملوا الصالحات لندخلنهم فى الصالحين (60)
    ((البته كسانى را كه ايمان آورده و اعمال صالحه بجاى آرند در ميان صالحان وارد مى سازيم )).
    والذين امنوا و عملواالصالحات لنبوئنهم من الجنة عرفا(61)
    ((براى كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالحه بجاى آورند غرفه هائى از بهشت مهيا مى سازيم )).
    ما يفعل الله بعدا بكم ان شكرتم و امنتم (62)
    ((اگر به خدا شكر گزار باشيد و به او ايمان آريد خدا چه غرضى دارد كه شما را عذاب كند)).
    يرفع الله الذين امنوا منكم والذين اوتواالعلم درجات (63)
    ((خدا آن گروه از شما را كه ايمان آورده اند و آنان را كه علم به آنها عطاء شده به درجات عاليه بالا مى برد)).
    ليخرج الذين امنوا و عملوا الصالحات من الظلمات الى النور(64)
    ((تا خدا كسانى را كه ايمان آورده و اعمال صالحه انجام داده اند از تاريكى ها بسوى نور بيرون برد)).
    و كان حقا علينا نصر المؤمنين (65)
    ((حق است بر ما يارى مؤمنان )).
    و ما كان الله ليضيع ايمانكم ان الله بالناس لرؤ ف رحيم (66)
    ((خدا تضييع نمى كند ايمان شما را، خدا به مردم مهربان و رحم كننده است )).
    و ما عند الله خير و ابقى للذين امنوا و على ربهم يتوكلون (67)
    ((آنچه پيش خداست بهتر است براى كسانى كه ايمان آورده و بر پروردگار خود توكل كنند)).
    علائم ايمان ذكر شده در قرآن
    انما المؤمنون الذين اذا ذكر الله وجلت قلوبهم و اذا تليت عليهم اياته زادتهم ايمانا و على ربهم بتوكلون الذين يقيمون الصلوة و مما رزقناهم ينفقون اولئك هم المؤمنون حقا لهم درجات عند ربهم و مغفرة و رزق كريم (68)
    ((مؤمنان كسانى هستند كه هرگاه خدا نزد آنها ياد شود دلهاى آنها مى ترسد و هرگاه آيات خدا بر آنها تلاوت شود ايمانشان بيشتر مى گردد و بر پروردگار خود توكل مى كنند، آنانكه نماز را بپا مى دارند و از آنچه به آنها داده ايم انفاق مى كنند.
    مؤمنان حقا آنها هستند. و براى آنها پيش پروردگارشان درجه ها و مغفرت خدا و رزق گرانقدر است )).
    انما يؤ من باياتنا الذين اذا ذكروا بها خروا سجدا و سبحوا بحمد ربهم و هم لا يستكبرون تتجافى جنوبهم عن المضاجع يدعون ربهم خوفا و طمعا و مما رزقناهم ينفقون فلا تعلم نفس ما اخفى لهم من قرة اعين جزاء بماكانوا يعملون (69)
    ((جز اين نيست كه ايمان دارد به آيات ما كسانى كه هرگاه آيات ما را يادآورى مى شوند به حالت سجده برو افتاده و به سپاس پروردگار خود تسبيح مى كنند و تكبر نمى ورزند، پهلوهاى آنها از بسترها دور شده و به خوف و اميد پروردگار خود را مى خوانند و از آنچه به آنها داده ايم انفاق مى كنند كسى نمى داند در برابر عملكرد آنها چه پاداشى كه ديدگان را روشنى مى بخشد در نهان براى آنها فراهم شده است )).
    والذين امنوا وهاجروا و جاهدوا فى سبيل الله والذين اوو او نصروا اولئك هم المؤمنون حقا(70)
    ((كسانى كه ايمان آورده اند و مهاجرت نموده اند و در راه خدا جهاد كرده اند، و كسانى كه مؤمنان را پناه داده و يارى كرده اند، مؤمنان به حق آنانند)).
    تفسير: اين آيه در مورد مهاجرين و انصار از اصحاب رسول الله نازل شده است .
    انما المؤمنون الذين امنوا بالله و رسوله و اذا كانوا معه على امر جامع لم يذهبوا حتى يستاذنوه (71)
    ((مومنان كسانى هستند كه به خدا و پيامبر او ايمان آورده اند و هنگامى كه همراه پيامبر بايد كارى به اجتماع و تعاون انجام گيرد (كنار) نمى روند مگر اينكه از پيامبر اذن بگيرند)).
    انما كان قول المؤمنين اذا دعوا الى الله و رسوله ليحكم بينهم ان يقولوا سمعنا و اطعنا و اولئك هم المفلحون (72)
    ((سخن مؤمنان آنگاه كه فرا خوانده مى شوند تا پيامبر ميان آنان حكم كند، اين است كه شنيديم و اطاعت كرديم ، آنها هستند كه رستگارند)).
    انما المؤمنون الذين امنوا بالله و رسوله ثم لم يرتابوا و جاهدوا باموالهم و انفسهم فى سبيل الله اولئك هم الصادقون (73)
    ((مؤمنان كسانى هستند كه به خدا و پيامبر او ايمان آورده و پس از آن نيز به خود ترديد راه ندهند و با مال و جان در راه خدا جهاد كنند، آنان راستگويانند)).
    انما يعمر مساجد الله من امن بالله و اليوم الاخر(74)
    ((جز اين نيست كه آباد مى كند مسجدهاى خدا را كسى كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده است )).
    و ان الذين امنوااتبعوا الحق من ربهم (75)
    ((آنانكه ايمان دارند حق را از پروردگار خود (پذيرفته و) پيروى مى كنند)).
    قد افلح المؤمنون الذين هم فى صلوتهم خاشعون والذين هم عن اللغو معرضون والذين هم للزكوة فاعلون والذين هم لفروجهم حافظون (76)
    ((همان مؤمنان رستگار شدند آنان كه در نماز حالت خشوع دارند و از بيهودگى روگردانند، و زكات مى دهند و از عفت خود پاسدارى مى كنند)).
    و ذكر فان الذكرى تنفع المؤمنين (77)
    ((تذكر ده زيرا تذكر مؤمنان را نفع مى دهد)).
    اقسام غير مؤمن
    (كافر، منافق ، مرجى لامرالله ، مستضعف )

    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  6. #16
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥






    كافر
    كافر كسى است كه منكر وحدانيت پروردگار متعال يا رسالت و پيامبرى نبى اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) باشد، يا منكر يكى از ضروريات دين اسلام گردد، بطوريكه انكار آن به انكار پيامبر نبى اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) بيانجامد، و آن در صورتى است كه به ضرورى بودن آن توجه داشته باشد.
    ضرورى به مطلبى گفته مى شود كه اگر كسى وارد محيط اسلام شود بدون نياز به دليل بفهمد كه آن در اسلام هست .
    خداى متعال مى فرمايد:
    و من لم يؤ من بالله و رسوله فانا اعتدنا للكافرين سعيرا(78)
    ((هر كس به خدا و رسول او ايمان نياورد همانا ما براى كافران شعله آتش ‍ مهيا ساخته ايم )).
    توضيح : فرقه خوارج و همچنين دشمنان اهل بيت عصمت محكوم به كفر هستند زيرا حب و ولاء اهل بيت عصمت و طهارت از ضروريات اسلام است ولى انكار امامت و وصايت بلافصل اميرالمؤمنين (عليه السلام ) موجب كفر نيست .
    اثر كفر
    اثر كفر بى بهره شدن از مزاياى اسلام در دنيا و خلود در آتش جهنم در آخرت است .
    قال الله تبارك و تعالى : ان الذين كفروا من اهل الكتاب و المشركين فى نار جهنم خالدين فيها(79)
    ((به تحقيق كسانى كه كافر شدند از اهل كتاب و مشركان براى هميشه در آتش جهنم خواهند بود))
    اقسام كافر
    كافر به دو قسم ، كافر اصلى ، و مرتد، تقسيم مى شود.
    مرتد كسى است كه بعد از اسلام كافر شود.
    مرتد نيز بر دو قسم است : مرتد فطرى ، مرتد ملى .
    1 - مرتد فطرى به كسى گفته مى شود كه در اسلام متولد شده باشد و بعد كافر شود.
    2 - مرتد ملى كسى را مى گويند كه در اسلام متولد نشده ولى خود او اسلام آورده و بعد كافر شده است .
    مضار كفر
    ان الله لا يهدى القوم الكافرين (80)
    ((به تحقيق خداوند گروه كافران را هدايت نمى كند)).
    و الله لا يهدى القوم الكافرين (81)
    ((همانا خدا گروه كافران را هدايت نمى كند)).
    كذالك زين للكافرين ما كانوا يعملون (82)
    ((آنگونه براى كافران عملى كه انجام مى دهند زينت داده شده است كه بدان خرسندند و به آن دل بسته اند)).
    زين للذين كفروا الحياة الدنيا و يسخرون من الذين امنوا(83)
    ((تزيين شده براى كسانى كه كافر شده اند زندگى دنيا (يعنى زندگى دنيا را زيبا مى بينند) و كسانى را كه ايمان آورده اند مسخره مى كنند)).
    ان الذين كفروا لن تغنى عنهم اموالهم ولا اولادهم من الله شيئا(84)
    ((كسانى كه كافر شده اند اموال و اولادشان آنها را از خدا هيچ بى نياز نمى كند)).
    ان الذين كفروا و ماتوا وهم كفار فلن يقبل من احدهم مل الارض ذهبا ولو افتدى به اولئك لهم عذاب اليم و ما لهم من ناصرين (85)
    ((كسانى كه كافر شدند، و در حالت كفر مردند از يك فرد آنها به قدر گنجايش سرتاسر زمين طلا به عوض پذيرفته نمى شود، و از ياوران برخوردار نخواهند بود)).
    الذين كفروا و صدوا عن سبيل الله اضل اعمالهم (86)
    ((كسانى كه كفر ورزيدند و از راه خدا باز داشتند خدا اعمال آنها را تباه و از رسيدن به نتيجه منحرف خواهد ساخت )).
    والذين كفروا فتعسالهم و اضل اعمالهم (87)
    ((كسانى كه كفر ورزيده اند بدا به حال آنها و خدا اعمال آنها را تباه كرده است )).
    كذلك يضل الله الكافرين (88)
    ((آنچنان خدا كافران را گمراه مى كند)).
    تفسير: به قرينه آيات ديگر قرآن گمراه كردن در اين آيه و آيات ديگر مشابه آن به معنى هدايت نكردن است .
    توضيح : ظاهر آنست كه اضلال يعنى گمراه كردن عمل چنانكه گذشت به معنى آنست كه به نتيجه نمى رسد و به نفع عامل چنانكه گذشت به معنى آنست كه به نتيجه نمى رسد و به نفع عامل آن تمام نمى شود. يعنى اگر در اين جهان زود گذر نيز به حال او ظاهرا نفعى داشته باشد در آخرت به نفع او نخواهد بود و پاداشى براى آن عائد او نخواهد شد.
    ذلك بان الله مولى الذين امنوا و ان الكافرين لا مولى لهم (89)
    ((آن به اين جهت است كه خدا مولاى كسانى است كه ايمان آورده اند و كافران مولا ندارند)).
    سالقى فى قلوب الذين كفروا الرعب فاضربوا فوق الاعناق (90)
    ((به زودى در دلهاى كافران رعب مى اندازيم پس بزنيد گردنهاى آنها را)).

    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  7. #17
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥






    منافق
    منافق كسى است كه در دل منكر وحدانيت خدا و يا نبوت پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى باشد و اعتقاد به حقانيت اسلام ندارد، ولى كفر خود را در دل پنهان داشته و در زبان براى اغراض دنيوى اظهار اسلام مى كند.
    قرآن مى فرمايد:
    اذا جاءك المنافقون قالوا نشهد انك لرسول الله و الله يعلم انك لرسوله و الله يشهد ان المنافقين لكاذبون (91)
    ((هرگاه منافقان پيش تو آيند و بگويند ما شهادت مى دهيم كه تو پيامبر خدائى خدا مى داند كه تو پيامبر اوئى ، و خدا مى داند كه منافقان دروغگويند)).
    ان المنافقين يخادعون الله و هو خادعهم و اذا قاموا الى الصلوة قاموا كسالى يراؤ ن الناس ولا يذكرون الله الا قليلا مذبذبين بين ذلك لا الى هؤ لاء و لا الى هؤ لاء و من يضلل الله فلن تجد له سبيلا(92)
    ((منافقان مى خواهند خدا را فريب دهند، خدا آنان را فريب مى دهد.
    هرگاه به نماز مى ايستند به كسالت مى ايستند و براى رياء (و خوشايند مردم ) نماز مى گزارند، و نه به سوى آنان ، هر كس را خدا گمراه كند براى او راهى نخواهى يافت )).
    و اذا جاءوكم قالوا امنا وقد دخلوا بالكفر و هم قد خرجوا به والله اعلم بما كانوا يكتمون و ترى كثيرا منهم يسارعون فى الا ثم و العدوان و اكلهم السحت لبئس ما كانوا يعملون لولا ينهيهم الربانيون والاحبار عن قولهم الاثم و اكلهم السحت لبئس ما كانوا يصنعون (93)
    ((هرگاه پيش شما مى آيند مى گويند ما ايمان آورده ايم و حال آنكه با كفر وارد شده و با كفر خارج شده اند خدا به آنچه كتمان مى كنند داناتر است بسيارى از آنان را مى بينى كه به گناه و دشمنى و خوردن مال حرام مبادرت مى ورزند چه بد مى كنند. چرا روحانيون و علماء يهود آنان را از گفتن سخن گناه و خوردن مال حرام نهى نمى كنند! چه نكوهيده است آنچه آنها مى كنند)).

    اثر نفاق
    منافق اگر در زبان منكر اسلام يا ضروريات آن نباشد محكوم به اسلام است ، ولى در آخرانند كافر مخلد در آتش خواهد بود. قرآن مى فرمايد:
    وعد الله المنافقين و المنافقات و الكفار نار جهنم خالدين فيها(94)
    ((خدا مردان و زنان منافق و كافران را به آتش جهنم و به خلود در آتش ‍ جهنم وعده داده است )).
    ان المنافقين فى الدرك الاسفل من النار ولن تجد لهم نصيرا
    ((همانا منافقان در طبقه زيرين آتش هستند و هرگز براى آنها ياورى نخواهى يافت )).
    المرجى لامر الله
    مرجى لامر الله كه در قرآن به اين تعبير آمده ، كسى است كه در اسلام وارد شده و به آن اقرار كرده ، ولى در قلب نه به اسلام معتقد است و نه منكر آن است ، و فرق آن با منافق اينست كه منافق در دل منكر اسلام است ، اگر چه در زبان اقرار دارد.
    امام باقر (عليه السلام ) در تفسير المرجون لامرالله فرمود: ((آنان گروهى هستند كه اسلام آورده و شرك را ترك كردند ولى در دل ايمان ندارند تا مؤمن بوده و بهشت بر آنان واجب گردد و نه اسلام را انكار نمودند تا آتش بر آنان واجب گردد، در اين حال يا خدا آنها را معذب مى كند يا عفو مى فرمايد(95) )).
    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  8. #18
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥







    مستضعف
    مستضعف در اينجا به كسى گفته مى شود كه از تشخيص حق قاصر و ناتوان بوده و فاقد هر گونه وسيله تشخيص باشد كه او را به ايمان يا كفر برساند.
    اين گروه را اطفال و آن مردان و زنان كه در عقل همانند اطفالند تشكيل مى دهند.
    خداى تبارك و تعالى مى فرمايد:
    الا المستضعفين من الرجال و النساء و الولدان لا يستطيعون حيلة ولا يهتدون سبيلا فاولئك عسى الله ان يعفو عنهم و كان الله عفوا غفورا(96)
    ((مستضعفان از مردان و زنان و اطفال كه توان و قدرت چاره جوئى ندارند و راه هدايت را نمى يابند، اميد است كه خدا آنان را عفو كند، خدا عفو كننده و آمرزشگر است )).
    در ((اصول كافى )) باب المستضعف با سه سند كه يكى از آنها على التحقيق صحيح است از زراره نقل مى كند:
    قال سئلت ابا جعفر(ع ) عن المستضعف فقال : هوالذى لا يستطيع حيلة يدفع بها عنه الكفر و لا يهتدى بها الى سبيل الايمان ، لا يستطيع ان يؤ من ولا يكفر، قال و الصبيان و من كان من الرجال و النساء على مثل قول الصبيان
    ((زراره مى گويد از حضرت ابى جعفر الباقر(عليه السلام ) درباره مستضعف پرسيدم فرمود: آن كسى است كه نمى تواند چاره اى بكند كه به آن كفر را از خود دور سازد و به راه ايمان هدايت يابد، نه مى تواند ايمان آورد و نه كفر ورزد، همچنين كودكان و آن گروه مردان و زنان كه در عقل همانند كودكان هستند))
    تبصره : مستضعف در قرآن كريم به دو معنى استعمال شده :
    1 - مستضعف عقيدتى كه گفته شد.
    2 - مستضعف حقوقى كه مقابل مستكبر است يعنى كسى كه بر او ستم رفته و به حق او تجاوز شده است كه در آيه ذيل به اين معنى آمده است :
    و نريد ان نمن على الذين استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين (97)
    ((اراده مى كنيم كه منت نهيم بر كسانى كه در روى زمين ضعيف شمرده شده اند (يا به ضعف كشانده شده اند) و آنان را پيشوا سازيم و وارث (زمين ) گردانيم )).
    كلمه ((استضعاف )) و مشتقات آن مانند ((مستضعف )) و ((استضعفوا)) كه در اين آيه آمده در كتب لغت به ضعيف يافتن و ضعيف شمردن معنى شده است ، ولى طبق قاعده نحوى كه هياءت استفعال براى طلب است ، استضعاف به معنى طلب ضعف و خواستار ضعيف شدن كسى است كه منطبق بر ضعف كشاندن و تجاوز به حق ديگرى مى باشد.
    اين آيه به آل محمد(ع ) تفسير شده كه با ظهور قائم آل محمد حضرت مهدى (ع ) حقوق حقه آنها استرداد خواهد شد.
    نكته اى كه چنين تفسير را تاءييد مى كند آنست كه آل محمد (عليه السلام ) سر آمد مظلومان جهان هستند، زيرا با اينكه آنها حجت خدا بر خلق و پرچمدار هدايت الهى هستند همواره در طول تاريخ شديدا مورد ستم قرار گرفته و به استضعاف كشيده شده اند.
    با ظهور حضرت مهدى (ع ) اين استضعاف پايان يافته ، و اداره جامعه بشرى در كف با كفايت او قرار خواهد گرفت ، و بدينگونه او وارث ملك شاهان و ملوك و زمامداران ستمگر تاريخ خواهد شد و حقوق همه مظلومان را به آنان مسترد خواهد نمود.
    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  9. #19
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥







    اخلاص
    اخلاص يعنى دين خود را به خدا خالص ساختن ، و او را به يگانگى شناختن ، و او را يگانه منبع قدرت و حول و قوه دانسته و توان و قدرت را جز آنچه او عطا كند از هر موجود ديگرى سلب كردن ، و جز او ديگرى را نپرستيدن و تنها او را عبادت كردن است .
    قرآن كريم در مورد اخلاص چنين مى فرمايد:
    انا انزلنا اليك الكتاب بالحق فاعدالله مخلصا له الدين الا لله الدين الخالص (98)
    ((ما كتاب را به حق بر تو نازل كرديم پس خدا را بگونه اى كه دين خود را به او خالص ساخته اى عبادت كن ، آگاه باش دين خالص از آن خداست )).
    قل انى امرت ان اعبدالله مخلصا له الدين (99)
    ((بگو به من امر شده است كه خدا را بگونه اى عبادت كنم كه دين خود را به او خالص ساخته ام )).
    و ادعوه مخلصين له الدين (100)
    ((خدا را بگونه اى كه دين خود را به او خالص ساخته ايد عبادت كنيد)).
    و ما امروا الا ليعبدوا الله مخلصين له الدين (101)
    ((انسانها جز به اينكه خدا را با اخلاص در دين عبادت كنند امر نشده اند)).
    و اقيموا وجوهكم عند كل مسجد و ادعوه مخلصين له الدين (102)
    ((در هر مسجد (پرستشگاه ) روى خود را به سوى خدا كنيد و او را بگونه اى بخوانيد كه دين خود را به او خالص سازيد)).
    فادعوا الله مخلصين له الدين و لوكره الكافرون (103)
    ((خدا را به گونه اى كه دين خود را خالص او ساخته ايد بخوانيد، اگر چه كافران از آن خرسند نباشند)).
    هو الحى لا اله الا هو فادعوه مخلصين له الدين (104)
    ((اوست زنده ، جز او خدائى نيست پس او را بگونه اى كه دين خود را خالص او ساخته ايد بخوانيد)).
    ان المنافقين فى الدرك الاسفل من النار ولن تجد لهم نصيرا الا الذين تابوا و اصلحوا و اعتصموا بالله و اخلصوا دينهم لله فاولئك مع المؤمنين (105)
    ((منافقان در پائين ترين طبقه آتش خواهند بود و براى آنان ابدا ياورى نخواهى يافت ، مگر آنانكه توبه نموده و كار خويش اصلاح نمايند و به خدا تمسك جويند و دين خود را به خدا خالص سازند كه آنان با مؤمنان خواهند بود)).
    قل انى امرت ان اعبدالله مخلصا له الدين (106)
    ((بگو به من امر شده است كه خدا را بگونه اى كه دين خود را به او خالص ‍ كنم عبادت نمايم )).
    قل الله اعبد مخلصا له دينى (107)
    ((بگو خدا را بگونه اى عبادت مى كنم كه دين خود را به او خالص ‍ ساخته ام )).
    قل اتحاجوننا فى الله و هو ربنا و ربكم ولنا اعمالناولكم اعمالكم و نحن له مخلصون (108)
    ((بگو با ما در مورد خدا محاجه مى كنيد؟!، او پروردگار ما و شماست ، براى ماست اعمال ما، و براى شماست اعمال شما، ما به او اخلاص ‍ مى ورزيم )).
    قل افغير الله تامرونى اعبد ايها الجاهلون (109)
    ((اى جاهلان آيا به من امر مى كنيد كه غير خدا را عبادت كنم ؟)).
    در آيات ذكر شده ((مخلص )) بكسر لازم است كه به حسب قاعده ادبى به صيغه فاعل است ، يعنى خالص كننده ، كه مفعول آن هم چنانكه در آيات فوق تبين شده دين است ، يعنى : آن كس كه دين خود را به خدا خالص ‍ ساخته و جز او را نمى پرستد و ديگرى را در پرستش همباز و شريك او نمى سازد.
    اين آيات نيز بيانگر حقيقت اخلاص است اگر چه لفظ اخلاص در آنها به كار نرفته است :
    و قضى ربك الا تعبدوا الا اياه (110)
    ((حكم كرده پروردگار تو كه جز او را عبادت نكنيد)).
    و ما امروا الا ليعبدوا الها واحدا(111)
    ((آنها امر نشده اند جز به اينكه خداى يگانه را ستايش و پرستش ‍ كنند)).
    قل انى نهيت ان اعبد الذين تدعون من دون الله (112)
    ((بگو من از عبارت آنهائى كه غير از خدا مى خوانيد نهى شده ام )).
    قل انما امرت ان اعبدالله ولا اشرك به (113)
    ((بگو به من امر شده است كه خدا را عبادت كنم ، و براى او شريك قرار ندهم )).
    الا تعبدوا الا الله اننى لكم منه نذير و بشير(114)
    ((جز خدا را نپرستيد من از سوى او (برانگيخته شده ام ) كه شما را (از عذاب ) ترسانده و (به ثواب او) نويد دهم )).
    ان لا تعبدوا الا الله انى اخاف عليكم عذاب يوم اليوم (115)
    ((رسالت نوح اين بود كه جز خدا را نپرستيد همانا من از عذاب روزى دردناك بر شما بيمناكم )).
    ان الحكم الا الله امر ان لا تعبدوا الا اياه (116)
    ((حكم فقط از آن خداست امر كرده كه جز او را پرستش ‍ نكنيد)).
    وسئل من ارسلنا من قبلك من رسلنا اجعلنا من دون الرحمن الهة يعبدون (117)
    ((بپرس از پيامبرانى كه پيش از تو فرستاديم ، آيا جز خدا خدايان ديگرى قرار داده ايم كه ستايش شوند)).
    اذ جائتهم الرسل من بين ايديهم و من خلفهم الا تعبدوا الا الله (118)
    ((پيامبران بر آنها از پيش روى و پشت سر آمدند كه جز خدا را عبادت نكنيد)).
    و قد خلت النذر من بين يديه و من خلفه الا تعبدوا الا الله (119)
    ((بيم دهندگان (پيامبران ) پيش از وى و پس از وى و (همگان گفته اند) جز خدا را نپرستيد)).
    و اذ اخذنا ميثاق بنى اسرائيل لا تعبدون الا الله (120)
    و يوم يحشر هم و ما يعبدون من دون الله (121)
    ((روزى كه خدا آنان را آنچه را كه جز خدا پرستش مى كنند محشور سازد)).
    انكم وما تعبدون من دون الله حصب جهنم انتم لها واردون (122)
    ((شما و آنچه جز خدا مى پرستيد سوخت جهنم هستيد، و در آن وارد خواهيد شد)).
    و من احسن دينا ممن اسلم وجهه لله و هو محسن و اتبع ملة ابراهيم حنيفا(123)
    ((دين چه كسى بهتر از آنست كه روى خود را به سوى خدا نموده (يا براى خدا خالص نموده ) و نيكوكارى پيشه كند و متابعت دين ابراهيم نمايد)).
    انى وجهت وجهى للذى فطر السماوات و الارض حنيفا وما انا من المشركين (124)
    (ابراهيم ): ((من مخلصانه روى خود را بر گردانيدم به سوى آن كس كه آسمانها و زمين را آفريد، و از مشركان نيستم )).
    قل ان صلاتى و نسكى و محياى و مماتى لله رب العالمين لا شريك له و بذلك امرت و انا اول المسلمين (125)
    ((بگو: همانا نماز و قربانى (يا عبادت ) و زندگى و مرگ من از آن خدا پروردگار عالميان است ، شريكى براى او نيست و به همين ماءموريت يافته ام ، و من نخستين مسلم هستم )).
    والذين صبروا ابتغاء وجه ربهم و اقاموا الصلواة و انفقوا مما رزقنا هم سرا وعلانية ويدرون بالحسنة السيئة اولئك لهم عقبى الدار(126)
    ((آنانكه براى رضاى پروردگار خود صبر كردند و نماز بپا داشتند و از آنچه به آنان داديم در آشكار و پنهان انفاق نمودند و بدى را با نيكى دفع مى كنند، خانه آخرت از آن آنها خواهد بود)).
    فلا و ربك لا يؤ منون حتى يحكموك فيما شجربينهم ثم لا يجدوا فى انفسهم حرجا مما قضيت و يسلموا تسليما(127)
    ((نه به پروردگارت سوگند آنان ايمان ندارند تا تو را در آنچه ميان آنها مشاجره واقع شده حكم سازند.
    سپس در نفس خود از آنچه تو حكم كرده اى تنگدل نشوند و جدا به آن تسليم شوند)).
    و لما را المؤمنون الاحزاب قالوا هذا ما وعدنا الله و رسوله و صدق الله و رسوله و ما زادهم الا ايمانا و تسليما(128)
    ((هنگامى كه مؤمنان اجزاب را (گروه ها را) ديدند، گفتند: اينست آنچه خدا و پيامبرش وعده داده اند خدا و پيامبرش راست گفته اند، و جز ايمان و تسليم بر آنان نيفزود)).
    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  10. #20
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥






    تفسير: اين آيه در مورد گروه هائى كه با نفرات زياد براى جنگ با پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) گرد آمده بودند نازل شده ، مؤمنان با اينكه كثرت نفرات آنان را ديدند به وعده پيروزى كه پيامبر داده بود اعتماد نموده و به جاى خوف و هراس از دشمن ايمان و تسليم آنها بيشتر گشت .
    و به قول برخى از مفسران مراد از وعده وعده بهشت است كه به مفاد آيه : ام حسبتم ان تدخلوا الجنة و لما ياءتكم مثل الذين خلوا من قبلكم (129)
    به مسلمانان وعده بهشت داده شد كه شرط آن صبر و شكيبائى و تحمل مشقات است .
    يعنى مسلمانان با ديدن اجزاب دريافتند كه موعد انجام آنچه به آن وعده بهشت داده شده فرا رسيد و هنگام تحمل شدائد و پيكار با دشمنان اسلام است كه با آنهمه نفرات بهم پيوسته و براى پيكار با مسلمانان همدست شده اند.
    اخلاص مراتب گوناگون دارد، همانگونه كه شرك (كه ضد آنست ) داراى مراتب جلى ، و خفى ، و اخفى مى باشد.
    اخلاص در كمال به حدى مى رسد كه در حديث آمده است كه پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود:
    من اخلص لله اربعين يوما فجر الله ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه (130)
    ((هر كس چهل روز به خدا اخلاص ورزد چشمه هاى حكمت از قلب او به زبانش جارى مى گردد)).
    در دسته ديگرى از آيات ((مخلص )) به فتح لام آمده كه به حسب قاعده ادبى به صيغه مفعول است .
    اخلاص در اين آيات فعل خدا است كه بنده اى را ويژه خود و به خود خالص ساخته است . وصول به اين مرتبه بالاترين مقام انسانى است ، ابليس ‍ با آنهمه كينه كه با نژاد انسان دارد كه به عزت خدا قسم ياد مى كند همه انسانها را به گمراهى خواهد كشانيد، بناچار مخلصين را استثناء مى كند كه كمند، كيد و وسوسه او به آنها نتواند رسيد، و چنانچه در قرآن آمده است چنين مى فرمايد:
    فبعزتك لاغوينهم اجمعين الا عبادك منهم المخلصين (131)
    ((به عزت تو سوگند همه انسانها را جز بندگان مخلص (به فتح لام ) تو گمراه خواهم كرد)).
    و لا غوينهم اجمعين الا عبادك منهم المخلصين (132)
    ((به عزت تو سوگند همه انسانها را جز بندگان مخلص (به فتح لام ) تو گمراه خواهم كرد)).
    در آيات زير نيز مخلصين (بفتح لام ) آمده است .
    واذكر عبادنا ابراهيم و اسحاق و يعقوب اولى الايدى و الابصار انا اخلصناهم بخالصة ذكرى الدار(133)
    ((ياد كن بندگان ما ابراهيم و اسحاق و يعقوب را كه صاحبان دستها و ديده ها (داراى قدرت و علم ) بودند، خالص گردانيديم آنها را به يك خالص ‍ شدنى كه ياد كردن آخرت است )).
    و اذكر فى الكتاب موسى انه كان مخلصا و كان رسولا نبيا(134)
    ((ياد كن در كتاب موسى را او خالص شده بود و رسول و نبى بود)).
    لنصرف عنه السوء و الفحشاء انه من عبادنا المخلصين (135)
    ((براى اينكه از او (يوسف صديق ) بدى و فحشاء را بگردانيم ، به يقين او از بندگان خالص شده ماست )).
    فانظر كيف كان عاقبة المنذرين الا عبادالله المخلصين (136)
    ((بنگر چگونه شد عاقبت بيم داده شدگان مگر بندگان خالص شده خدا)).
    فكذبوه فانهم لمحضرون الا عباد الله المخلصين (137)
    ((الياس را تكذيب كردند، به يقين آنها (براى بازخواست ) احضار مى شوند، جز بندگان خالص شده خدا كه چنين نيستند)).
    انهم لمحضرون ... الا عبادالله المخلصين (138)
    ((آنان (براى كيفر) احضار خواهند شد،... جز بندگان خالص شده خدا كه كيفرى ندارند)).
    و ما تجزون الا ماكنتم تعملون الا عباد الله المخلصين (139)
    ((جزا داده نمى شويد جز به آنچه عمل كرده ايد مگر بندگان خالص شده خدا)).
    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

صفحه 2 از 14 نخستنخست 12345612 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •