♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥
صفحه 3 از 14 نخستنخست 123456713 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 139
  1. #21
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥





    استقلال
    لن يجعل الله للكافرين على المؤمنين سبيلا(140)
    ((هرگز خدا براى كافران بر مؤمنين راهى قرار نمى دهد)).
    تفسير: با اين آيه شريفه بر بطلان و حرمت هر قراردادى كه موجب تسلط سياسى يا نظامى يا اقتصادى يا فرهنگى كافران بر ملت مسلمان گردد استدلال شده ، و نتيجه همانست كه در ((تحريرالوسيله )) ج 2 ص ‍ 486 مساءله 5 آمده است :
    ((اگر در روابط تجارى و غير تجارى ترس تسلط سياسى و غير سياسى اجانب بر اسلام و سرزمينهاى مسلمين باشد كه موجب استعمار آنها و استعمار كشورهايشان شود هر چند اين استعمار معنوى باشد بر تمامى مسلمانان واجب است از آن دورى كنند و اين روابط حرام است )).
    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  2. #22
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥






    احسان
    احسان يعنى نيكى كردن به ديگران كه در آيات زير به آن امر شده است :
    ان الله باءمر بالعدل و الاحسان (141)
    ((خدا به عدل و نيكى كردن امر مى كند)).
    و احسن كما احسن الله اليك (142)
    ((نيكى كن همانطور كه خدا به تو نيكى كرده است )).
    انسان اگر امكاناتى بيشتر از ديگران در اختيار دارد، نبايد خود را بر ديگران برترى داده و تفوق و استكبار كند، بلكه بايد صادقانه و بى هيچ منت تا توان دارد به مردم سود رسانى و خدمت كند.
    بايد توجه داشت ما هر چه توان داريم و هر چه در اختيار ماست از آن خداست ، اين مردم آفريدگان خدا هستند، اگر از توان خود و آنچه خداى بزرگ در اختيار ما نهاده است به امر خدا و در راه خدا براى آنان صرف كنيم ، ما يك وسيله بيش نيستيم ، از خدا گرفته و در راه خدا داده ايم .
    اسلام خدمت و سودرسانى به عموم انسانها را اعم از مسلمان و غير مسلمان اكيدا توصيه مى كند، و كسى را كه براى خدا خدمت به خلق كند بهترين و محبوبترين مردم در پيشگاه الهى مى شناسد، چنانچه دو حديث زير از پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) بيانگر آن است :
    1 - قال رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ): الخلق عيال الله فاحب الخلق الى الله من نفع عيان الله و ادخل اهل بيت سرورا(143)
    ((پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: مردم عائله خدا هستند محبوبترين مردم به خدا كسى است كه به عائله او سود برساند و خانواده اى را شاد كند)).
    2 سئل رسول الله من احب الخلق الى الله ؟ قال : انفع الناس ‍ للناس (144)
    ((از پيامبر اكرم پرسيده شد، چه كسى را خدا بيشتر دوست دارد؟ فرمود: آن كس را خدا بيشتر از ديگران دوست مى دارد كه براى مردم از همه سودمندتر باشد)).
    عطوفت و خدمت به مردم و سود رسانى به انسانها در جان و روان انسانى ريشه دارد و مقتضاى طبيعت انسانيت است ، گذشته از اينكه فطرت اجتماعى بودن انسان نيز آن را ايجاب مى كند.
    زيرا زندگى اجتماعى انسان بسته و پيوسته به زندگى انسانهاى ديگر است .
    هر انسانى در تاءمين لوازم زندگى به بهره گيرى از سائر انسانها نيازمند است غذائى كه مى خورد، لباسى كه مى پوشد، مسكن و سائر وسائل كه از آنها بهره بردارى مى كند هزاران انسان در تهيه آنها دست داشته اند، پس هر انسان مديون فعاليت سائر انسانهاست و متقابلا بايد در اين همكارى و هميارى سهيم بوده و به اجتماع خدمت كند.
    علاوه بر وظيفه اى كه هر انسانى در برابر انسانهاى ديگر دارد وظيفه ويژه اى هم در كمك به مستضعفان و محرومين جامعه بعهده دارد كه سنگينى بار زندگى را از دوش آنها بردارند.
    كمك به مستضعفان در اسلام داراى بالاترين درجه اهميت است .
    اسلام گذشته از كاربرد عطوفت انسانى به همه انسانها، مسؤ وليت بزرگترى هم در برابر مسلمانان بر عهده هر فرد مسلمانى گذاشته است .
    پيامبر اسلام اين مسؤ وليت را چنان عظيم شمرده است كه هر كسى را كه از تعهد به آن شانه خالى كند از دائره اسلام خارج دانسته و از وى نفى مسلمانى نموده است چنانچه مى فرمايد:
    من اصبح لا يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم (145)
    ((هر كس در زندگى روزانه خود به امور مسلمانان اهتمام نداشته است مسلمان نيست )).
    انسانهائى كه ايمان در دل آنها تجلى كرده ، در شعاع نور ايمان با همديگر پيوند ويژه اى دارند كه محكم و استوار و ناگسستنى است ، رشته ارتباطى كه آنها را به خدا پيوند داده دلهاى آنان را بهم پيوسته است .
    قرآن كريم آنها را برادر هم دانسته و ميان آنها اعلام اخوت نموده است .
    انما المؤمنون اخوة (146)
    ((اخوت ايمانى حقوق فراوانى را به دنبال دارد، كه ساده ترين آنها در حديثى از امام صادق (عليه السلام ) كه روابط سالم ميان افراد مسلمان را توصيف مى كند چنين آمده است :
    ((مسلمان برادر مسلمان است ، او چشم بينا و آئينه نمايانگر و راهنماى اوست ، به او خيانت نمى كند و او را گول نمى زند و به او ستم نمى كند و دروغ نمى گويد و غيبت او را نمى نمايد(147)

    شاخه هاى احسان و خدمت به خلق
    خدمت به خلق داراى شاخه هاى بسيارى است كه ما برخى از آنها را يادآورى و نمونه اى از آنچه در ارج و فضيلت آنها در قرآن و حديث آمده است ذكر مى نمائيم :
    1 - احسان و نيكى به پدر و مادر
    قرآن در اين مورد مى فرمايد:
    و وصينا الانسان بوالديه حسنا(148)
    ((انسان را توصيه كرديم كه به پدر و مادر خود نيكى كند)).
    و اعبدوالله ولا تشركوا به شيئا و بالوالدين احسانا(149)
    ((خدا را بپرستيد و به او شريك قرار ندهيد و به پدر و مادر نيكى كنيد)).
    قل تعالوا اتل ما حرم ربكم عليكم الا تشركوا به شيئا و بالوالدين احسانا(150)
    ((بگو بيائيد آنچه را كه پروردگارتان به شما حرام ساخته بر شما را خوانم اينكه چيزى را به او شريك نسازيد و به پدر و مادرتان نيكى كنيد)).
    (( و اذ اخذنا ميثاق بنى اسرائيل لا تعبدون الا الله و بالوالدين احسانا(151)

    ((آنگاه كه از بنى اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خداى را نپرستيد و به پدر و مادر نيكى كنيد)).
    در آيات فوق و همچنين در آيه اى ديگر كه ذيلا مى آوريم احسان و نيكى به پدر و مادر مقارن ستايش خداى يگانه و ترك احسان و نيكى به آنان مقارن شرك به خدا قرار داده شده ، و اين نهايت اهتمام قرآن كريم را به نيكى به پدر و مادر مى رساند.
    در آيه زير بيشترين اهتمام را به آن مبذول داشته و كوچكترين ايذاء را به آنان روا نمى دارد.
    وقضى ربك ان لا تعبدوا الا اياه و بالوالدين احسانا اما يبلغن عندك الكبر احدهما او كلاهما فلا تقل لهما اف ولا تنهر هما و قل لهما قولا كريما و اخفض لهما جناح الذل من الرحمة و قل رب ارحمهما كما ربيانى صغيرا(152)
    ((پروردگار تو حكم كرده است كه جز او را نپرستيد و به پدر و مادرتان نيكى كنيد هرگاه يكى از آنها يا هر دو نزد تو به سن پيرى برسند به آنها اف مگو و به آنها درشتى مكن و با آنها سخن به احترام گوى ، و پر و بال تواضع از راه مهربانى براى آنان بگستران ، و بگو: پروردگارا به آنان رحم كن همانگونه كه آنها مرا در كودكى پروراندند)).
    در وسائل الشيعة (حديث شماره 27678) از امام باقر (عليه السلام ) آمده است كه فرمود:
    ثلاث لا يجعل الله لاحد فيهن رخصة اداء الامانة الى البر والفاجر و الوفاء بالعهد للبر و الفاجر و برالوالدين برين كانا او فاجرين
    ((سه چيز است كه خدا براى كسى رخصت (رخصت سهل انگارى ) نداده است ، اداى امانت به نيكوكار، وفاء به عهد به نيكوكار و بدكار، و به پدر و مادر نيكوئى كردن چه نيكوكار باشند چه بدكار)).
    2 - احسان و خوبى كردن و دلسوزى نمودن مرد به همسر خود
    از پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) است كه :
    (( خيركم خيركم لاهله و انا خيركم لاهلى (153)

    ((بهترين شما كسى است كه به خانواده خود بهتر باشد، و من بهترين شما به خانواده خود مى باشم )).
    3 - احسان و خوبى و احترام كردن زن به همسر خود
    امام موسى بن جعفر (عليه السلام ) فرمودند:
    جهاد المراة حسن التبعل (154)
    ((جهاد زن خوب شوهردارى كردن است )).


    ادامه دارد...
    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  3. #23
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥





    4 - احسان و نيكى به فرزندان و تربيت آنها
    از اميرالمؤمنين (عليه السلام ) نقل شده است كه :
    اكرموا اولادكم و احسنوا آدابهم يغفر لكم (155)
    ((فرزندان خود را گرامى داريد و به آداب نيكو آنها را تربيت كنيد تا امرزيده شويد)).
    پيامبر اكرم با اينكه نسبت به تربيت انسانها مسؤ وليت و ماءموريت همگانى دارد در مورد تربيت اهل و فرزندان بالخصوص مورد خطاب قرار گرفته قرآن مى فرمايد:
    و اءمر اهلك بالصلوة واصطبر عليها(156)
    ((اهل خود را به نماز امر كن و خود نيز به آن پافشارى نما)).
    گذشته از تربيت ، گرامى داشت فرزندان و عفو و اغماض از لغزش آنها و پرده درى نكردن ، و بدين ترتيب او را به بر والدين كمك كردن نيز بايد مورد توجه پدران و مادران قرار گيرد چنانچه در حديث ديگرى از پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) آمده است :
    رحم الله من اعان ولده على بره قال (الراوى ) كيف يعينه على بره قال : يقبل ميسورة و يتجاوز عن معسوره ولا يرهقه ولا يخرق به (157)
    ((خدا رحمت كند آن كس را كه فرزندش را بر ((بر)) (نيكى كردن به والدين ) يارى كند، راوى پرسيد چگونه او را بر ((بر)) يارى كند؟ فرمود: از فرزندش آنچه را كه بر وى آسان است بپذيرد، و از آنچه بر وى سخت است صرف نظر نمايد، و او را به رنج و سختى نيندازد و بر وى پرده درى نكند)).
    5 - صله رحم و نيكى به خويشاوندان
    و اعبدوا الله ولا تشركوا به شيئا و بالوالدين احسانا و بذى القربى و اليتامى والمساكين و الجار ذى القربى والجار الجنب والصاحب بالجنب و ابن السبيل و ما ملكت ايمانكم ان الله لا يحب من كان مختالا فخورا(158)
    ((خدا را ستايش كنيد و چيزى را به او شريك نسازيد و به پدر و مادر نيكى كنيد و همچنين به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و همسايه خويش و بيگانه و همسر (يا مطلق همنشين ) و در راه ماندگان و بندگانتان ، به يقين خدا دوست نمى دارد آن كس را كه خودخواه و خودستا باشد)).
    تفسير: منظور از ((والصاحب بالجنب )) را گفته شده همسر شخص ‍ است و گفته شده همراه در سفر يا خدمتكار يا كسى كه به تو پيوسته و از تو توقع دارد مى باشد ولى چنانچه مفسر معروف صاحب مجمع البيان مى گويد اولى آنست كه شامل همه آنان مى گردد.
    آن الله ياءمر بالعدل و الاحسان و ايتاء ذى القربى و ينهى عن الفحشاء و المنكر و البغى يعظكم لعلكم تذكرون (159)
    ((خدا امر مى فرمايد به عدل و نيكى كردن و عطا نمودن به خويشان و نهى مى كند از فحشاء و منكر و ظلم ، خدا شما را پند مى دهد شايد متوجه شويد)).
    تفسير: برخى از مفسران گفته اند مراد از ((ذى القربى )) كه به معنى خويشاوند است ، خويشاوندان پيامبر بزرگوار مى باشد.
    چنانچه مراد از ذى القربى در آيه خمس نيز آنان مى باشند.
    و اذ اخذنا ميثاق بنى اسرائيل لا تعبدون الا الله و بالوالدين احسانا و ذى القربى و اليتامى و المساكين و قولوا للناس حسنا(160)
    ((آنگاه كه از بنى اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خداى را نپرستيد و به پدر و مادر نيكى كنيد و همچنين به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان ، و به مردم سخن نيكو بگوئيد)).
    در اصول كافى (حديث شماره 2706) از امام باقر (عليه السلام ) آمده است كه فرمود:
    ان اعجل الطاعة ثوابا لصلة الرحيم
    ((به تحقيق طاعتى كه ثواب آن سريعتر از هر طاعت به شخص عائد مى گردد صله رحم است )).
    6 - احسان با سير كردن گرسنگان
    امام سجاد (عليه السلام ) فرمود:
    و من اطعم جائعا اطعمه الله من ثمار الجنة (161)
    ((هر كس گرسنه اى را اطعام كند خدا او را از ميوه هاى بهشت بخوراند)).
    7 - سيراب كردن تشنه
    از رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) است كه فرمود:
    من افضل الاعمال عندالله ابراد الاكباد الحارة و اشباع الاكباد الجائعة والذى نفس محمد بيده لا يؤ من بى عبد يبيت شبعانا و اخوه - او قال جاره المسلم - جائع (162)
    ((از با فضيلت ترين اعمال پيش خدا خنك نمودن جگرهاى سوخته (تشنه ) و سير كردن جگرهاى گرسنه است ، سوگند به خدائى كه جان محمد در دست اوست به من ايمان ندارد آنكس كه شب را سير بخوابد و برادرش (يا فرمود: همسايه مسلمانش ) گرسنه باشد)).
    8 - احسان با رسيدن به فرياد بيچارگان
    پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود:
    من سمع رجلا ينادى يا للمسلمين فلم يجبه فليس ‍ بمسلم (163)
    ((هركس صداى مردى را بشنود كه مسلمانان را به فرياد مى طلبد، پس او را اجابت نكند مسلمان نيست )).
    9 - هدايت و ارشاد مردم
    من علم باب هدى فله مثل اجر من عمل به ولا ينقص اولئك من اجورهم شيئا و من علم باب ضلال كان عليه مثل اوزار من عمل به ولا ينقص اولئك من اوزارهم شيئا(164)
    ((هر كس باب هدايتى را تعليم كند براى او خواهد بود پاداش هر شخسى كه به آن عمل كند، و از پاداش آنها نيز كاسته نخواهد شد، و هركس بابى از گمراهى را تعليم نمايد بر او خواهد بود و زر هر شخصى كه به آن عمل نمايد و از وزر آنها نيز كاسته نمى شود)).
    10 - كمك به مستمندان
    هو يقبل التوبة عن عباده و ياءخذ الصدقات (165)
    ((خدا توبه را از بندگان مى پذيرد و صدقات را دريافت مى دارد)).
    خير مال المرء و ذخائره الصدقه (166)
    ((بهترين ثروت و اندوخته هاى مرد صدقه است )).
    11 - احسان با يارى كردن به ناتوانان
    از رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) است كه :
    عونك الضعيف من افضل الصدقة (167)
    ((يارى نمودن توبه ناتوان از بهترين صدقه هاست )).
    12 - احسان با كوشش در تاءمين نيازمنديهاى انسانها
    امام رضا(عليه السلام ) فرمودند:
    ان لله عبادا فى الارض يسعون فى حوائج الناس هم الامنون يوم القيامة (168)
    ((خدا در روى زمين بندگانى دارد كه در حوائج مردم سعى مى كنند، آنانند كه روز قيامت در ايمنى هستند)).
    13 - احسان با دادن وام
    از حضرت صادق (عليه السلام ) نقل شده كه فرمود:
    مكتوب على باب الجنة الصدقة بعشرة و الفرض بثمانية عشر(169)
    ((بر در بهشت نوشته شده : صدقه ده برابر پاداش دارد و وام دادن هجده برابر)).
    14 - سختگيرى نكردن در مطالبه دين
    و نيز از حضرت صادق (عليه السلام ) است كه :
    من اراد ان يظله الله يوم لا ظل الا ظله فلينظر معسرا اوليدع له من حقه (170)
    ((هر كس بخواهد كه خدا او را در سايه قرار دهد روزى كه جز سايه او سايه اى نيست دست تنگى را مهلت دهد، يا از حق خويش نسبت به او بگذرد)).
    15 - به سهولت پرداختن دين
    رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى فرمايد:
    ان الله تبارك و تعالى يحب العبد يكون سهل البيع ، سهل الشراء، سهل القضاء، سهل الاقتضاء(171)
    ((خدا دوست دارد بنده اى را كه آسان بفروشد و آسان بخرد، و آسان بدهد و آسان مطالبه كند)).
    ادامه دارد...
    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  4. #24
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥






    16 - حفظ مسلمانان از خطر طغيان آب و آتش سوزى و مانند آنها
    اميرالمؤمنين (عليه السلام ) مى فرمايد:
    من رد عن قوم من المسلمين عادية ماء او نار وجبت له الجنة (172)
    ((هر كس از گروهى از مسلمانان طغيان آب يا آتش را برگرداند بهشت بر وى واجب گردد)).
    17 - احسان و نيكى كردن به همسايگان
    امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد:
    صلة الرحم و حسن الجوار يعمران الديار و يزيدان فى الاعمار(173)
    ((صله رحم و خوبى به همسايگان موجب آبادى ديار و طول عمر مى گردد)).
    18 - احسان با احترام به سالمندان
    حضرت صادق (عليه السلام ) فرمود:
    من عرف فضل كبير لسنة ، فوفره امنه الله من فزع يوم القيامة (174)
    ((هر كس فضل و برترى سالمندى را بخاطر سن او بشناسد، و او را احترام كند خدا او را در روز قيامت از فزع ايمن سازد)).
    19 - احسان با شاد كردن بردران ايمانى
    امام باقر (عليه السلام ) فرمود:
    ما عبدالله بشى ء احب الى الله من اذخال السرور على المؤمن (175)
    ((خدا به كارى بهتر از شاد كردن مؤمن عبادت نشده است )).
    20 - احسان با گشاده روئى كردن به برادران ايمانى
    تبسم الرجل فى وجه اخيه حسنة (176)
    ((تبسم مرد به روى برادر (مؤمن ) خود حسنه است )).
    21 - احسان با پاك كردن دل با مسلمانان
    از حضرت صادق (عليه السلام ) است كه :
    انسك الناس نسكا حبا و اسلمهم قلبا لجميع المسلمين (177)
    ((عابدترين مردم كسى است كه بيشتر از همه به مسلمانان محبت خالصانه داشته و دل پاكتر باشد)).
    22 - خيرخواهى در مقام مشورت
    و از امام صادق (عليه السلام ) است كه فرمود:
    من استشار اخاه المؤمن فلم يمحضه محض الراى سلبه الله عزوجل راءيه (178)
    ((هر كس با برادر مؤمن خود مشورت كند و او راءى بى شائبه خود را بر اختيار او قرار ندهد خدا از روى راءى (نيروى تشخيص ) را برگيرد)).
    23 - احسان با تواضع و فروتنى به افراد با ايمان
    و اخفض جناحك للمؤمنين (179)
    ((پر خويش را براى مؤمنين فروانداز يعنى به آنها تواضع و فروتنى كن -)).
    24 - احسان با رعايت احترام در سخن گفتن به ويژه با مستمندان
    قول معروف و مغفرة خير من صدقة يتبعها اذى (180)
    ((سخن نيكو (با زبان خويش سخن گفتن ) و عفو بهتر از صدقه اى است كه آزارى به دنبال داشته باشد)).
    25 - احسان با اظهار دوستى و محبت به برادران ايمانى
    اتقوالله و كونوا اخوة بررة متحابين فى الله متواصلين متراحمين ، تزاورواو تلاقوا و تذاكروا امرنا و احيوه (181)
    ((از خدا پروا كنيد و برادران خوش رفتار باشيد، در راه خدا باهم دوستى و پيوستگى داشته و بهم مهربان باشيد، به ديدار همديگر برويد و امر ما را (ولايت را) مذاكره كنيد و آن را زنده نگهداريد)).
    26 - احسان با ايجاد اتحاد ميان مسلمانان و دورى از تفرقه و اختلاف
    و اعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا و اذكروا نعمت الله عليكم اذ كنتم اعداء فالف بين قلوبكم فاصبحتم بنعمته اخوانا و كنتم على شفا حفرة من النار فانقذكم منها كذلك يبين الله لكم اياته لعلكم تهتدون (182)
    ((همگى به ريسمان خدا (رشته ارتباط به خدا) چنگ زنيد و متفرق نشويد، و به ياد آريد نعمت خدا را كه با همديگر دشمن بوديد ميان دلهاى شما ايجاد الفت كرد و به نعمت (و لطف ) خدا برادر هم شديد، و در پرتگاه آتش بوديد كه شما را نجات داد.
    اينچنين خدا آيات خود را براى شما بيان مى دارد كه هدايت يابيد)).
    27 - احسان با تعاون و هميارى در خير و تقوا
    تعاوتوا على البر و التقوى ولا تعاوتوا على الاثم و العدوان (183)
    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  5. #25
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥






    احترام به والدين
    قرآن در مورد احترام به والدين مى فرمايد:
    واخفض لهما جناح الذل من الرحمة و قل رب ارحمهما كما ربيانى صغيرا(184)
    ((و هميشه پروبال تواضع و تكريم را با كمال مهربانى نزد پدر و مادرت بگستران ، و بگو پروردگارا به آنان رحم كن همانگونه كه آنها مرا در كودكى پرورانيدند)).
    (به ماده احسان به پدر و مادر و ايذاء پدر و مادر مراجعه شود)
    ادب و خوشرفتارى
    قرآن مى فرمايد:
    وقل لعبادى يقولوا التى هى احسن ان الشيطان ينزغ بينهم ان الشيطان كان للانسان عدوا مبينا(185)
    ((بگو به بندگان من بهترين سخن را بگويند، شيطان در ميان آنها افساد مى كند، شيطان براى انسان دشمن آشكار است )).
    ادفع بالتى هى احسن السيئة نحن اعلم بما يصفون و قل اعودبك من همزات الشياطين و اعدوذبك رب ان يحضرون (186)
    ((دفع كن بدى را به آنچه بهترين است ، ما داناتريم به آنچه مى گويند، و بگو پناه مى برم به تو (پروردگارا) از وسوسه هاى شياطين ، و به تو پناه مى برم از آنكه نزد من حضور يابند)).
    و لا تستوى الحسنة ولا السيئة ادفع بالتى هى احسن فاذا الذى بينك و بينه عداوة كانه ولى حميم و ما يلقيها الا الذين صبروا و ما يلقيها الا ذوحظ عظيم و اما ينزغنك من الشيطان نزع فاستعذ بالله انه هو السميع العليم (187)
    ((نيكى و بدى (در اثر) يكسان نيستند (اى رسول ما) در برابر بدى بيشترين نيكى را بكار گير، آن كس كه با تو دشمنى دارد همانند دوست و خويشاوند خواهد شد.
    توفيق چنين رفتار نصيب كسى نمى شود جز آنكس كه صبر پيشه كند كه داراى بهره عظيم است ، و اگر تو را وسوسه اى از شيطان درگيرد از خدا پناه خواه همانا او شنوا و داناست )).
    و عباد الرحمن الذى يمشون على الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما(188)
    ((بندگان خدا آنانند كه بر زمين متواضعانه (يا به حالت طبيعى چنانكه در حديث به آن تفسير شده ) راه مى روند، هرگاه جاهلان به آنان خطاب كنند (در پاسخ ) سخن سالم مى گويند)).
    و اذا سمعوا اللغو عرضوا عنه لنا اعمالنا و لكم اعمالكم سلام عليكم لا نبتغى الجاهلين (189)
    ((هرگاه سخن لغو شنيدند از آن روگردان شده و مى گويند اعمال شما از آن شما و اعمال ما از آن ما باشد، سلامتى بر شما باد ما طالب (همنشينى و همكارى با) جاهلان نيستيم )).
    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  6. #26
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥




    اداء امانت
    قرآن مى فرمايد:
    ان الله يامر كم ان تؤ دوا الامانات الى اهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل ان الله نعما يعظكم به ان الله سميعا بصيرا(190)
    ((خدا امر مى كند كه امانتها را به صاحبان آنها بازگردانيد، و هنگامى كه ميان مردم حكم مى كنيد، به عدالت حكم كنيد، چه خوب خدا شما را موعظه مى كند، حقا خدا بينا و شنواست )).
    فان امن بعضكم بعضا فليود الذى اؤ تمن امانته وليتق الله ربه (191)
    ((اگر برخى از شما برخى ديگر را امين قرار دهد آن كس كه امين گشته امانت او را رد كند و از خداى متعال ، پروردگار خود بترسد)).
    يا ايها الذين امنوا لا تخونواالله و الرسول و تخونوا اماناتكم و انتم تعلمون (192)
    ((اى مردم با ايمان به خدا و پيامبر خيانت نكنيد و به امانتهاى خود دانسته خيانت ننمائيد)).
    قد افلح المؤمنون الذين هم فى صلوتهم خاشعون ... و الذين هم لاماناتهم و عهدهم راعون (193)
    ((به تحقيق رستگار گشتند افراد با ايمان آنانكه در نماز حالت خشوع دارند... و آنانكه امانتها و پيمانهاى خود را رعايت مى كنند)).
    و الذين هم لاماناتهم و عهدهم راعون ... اولئك فى جنات مكرمون (194)
    ((آنانكه امانت و عهد و پيمانشان را رعايت كنند (و واجد صفات ديگر ذكر شده و قبل از آن باشند) در باغهائى (بهشت اند) با عزت و احترام متنعمند
    )).
    و من اهل الكتاب من ان تاءمنه بقنطار يودة اليك و منهم من ان تاءمنه بدينار لا يودة اليك الا ما دمت عليه قائما ذالك بانهم قالوا ليس علينا فى الاميين سبيل و يقولون على الله الكذب و هم يعلمون بلى من اوفى بعهده و اتقى فان الله يحب المتقين (195)
    ((بعضى از اهل كتاب (از نصارى ) تا به آن حد درستكارند كه اگر مال بسيارى به آنها به امانت بسپارى رد امانت كنند، و برخى ديگر (يهود) تا آن اندازه نادرستند كه اگر يك دينار به امانت دهى رد نمى كنند، مگر آنكه بر مطالبه آن سختگيرى كنى ، ازين رو كه گويند براى ما پيروان كتاب تورات به هر وسيله خوردن مال غير اهل تورات گناهى ندارد، و اين سخن را به (كتاب ) خدا نسبت دهند، در صورتى كه مى دانند كه به خدا نسبت دروغ مى دهند.
    آرى هركس به عهد خود وفا كند و خدا ترس و پرهيزكار شود (محبوب خدا شود) كه خداوند پرهيزكاران را دوست مى دارد)).
    آرام سخن گفتن
    واقصد فى مشيك واغضض من صوتك ان انكر الاصوات لصوت الحمير(196)
    ((در راه رفتن خود ميانه رو باش ، و از صداى خود بكاه ، كه بدترين صداها صداى الاغ است )).
    آرام راه رفتن
    و اقصد فى مشيك و اغضض من صوتك (197)
    ((در راه رفتن خود ميانه رو باش و از صداى خود بكاه )).
    استيذان و اجازه خواستن هنگام ورود
    و اذا بلغ الاطفال منكم الحلم فليستاذنوا كما استاءذن الذين من قبلهم كذالك يبين الله لكم اياته و الله عليم حكيم (198)
    ((آنگاه كه اطفال شما به حد بلوغ و احتلام رسيدند بايد مانند ساير بالغان البته با اجازه وارد شوند، خدا آيات خود را براى شما بدين روشنى بيان مى كند او دانا و صاحب حكمت است )).
    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  7. #27
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥




    اكرام يتيمان
    و اما اذا ما ابتليه فقدر عليه رزقه فيقول ربى اهانن كلا بل لا تكرمون اليتيم ولا تحاضون على طعام المسكين (199)
    ((انسان را هرگاه خدا بيازمايد (به فقر و نيازمندى ) و روزى او را تنگ كند مى گويد: پروردگارم مرا خوار ساخت ، نه چنين است ، بلكه اكرام نمى كنيد يتيم را و (همديگر را) بر اطعام مسكين و تحريص ‍ نمى كنيد)).
    ارايت الذى يكذب بالدين فذلك الذى يدع اليتيم (200)
    ((آيا ديدى آن كس را كه دين را تكذيب مى كند همان كس كه يتيم را از خود مى راند)).
    و يسئلونك عن اليتامى قل اصلاح لهم خير و ان تخالطوهم فاخوانكم والله يعلم المفسد من المصلح (201)
    ((از تو مى پرسند كه با يتيمان چگونه رفتار كنند، بگو اصلاح حال آنان بهتر است ، و اگر با آنان شركت برقرار كنيد نيز برادران شما هستند، خدا اصلاح كننده را از مفسده جو باز مى شناسد)).
    تفسير: اصلاح در اين آيه به رسيدگى به كارهاى مالى يتيمان بدون اجرت و مزد تفسير شده است .
    به ماده انفاق احسان صدقه وصيت نيز مراجعه شود.
    اطعام يتيمان و مسكينان و اسيران
    و يطعمون الطعام على حبة مسكينا و يتيما و اسيرا انما نطعمكم لوجه الله لا نريد منكم جزاء ولا شكورا انا نخاف من ربنا يوما عبوسا قمطريرا(202)
    - در وصف نيكان بندگان خدا - ((به جهت دوستى خدا به مسكين و يتيم و اسير اطعام مى كنند، ما شما را براى خدا اطعام مى كنيم نه از شما پاداش مى خواهيم ، و نه تشكر، ما از پرودگار خود مى ترسيم ، در روزى كه آن روز چهره عبوس دارد و به شدت سخت است )).
    تفسير: اين سوره چنانچه در تفاسير سنى و شيعه آمده در فضيلت اهل بيت نبوت اميرالمؤمنين ((على ))، و صديقه طاهره حضرت فاطمه ، و سرور جوانان بهشت حسن و حسين ، (عليهم السلام )، نازل شده .
    آنگاه كه سه روز متوالى به علت نذر روزه گرفتند، و شبانگاه طعام خود را هر سه شب به ترتيب به مسكين و يتيم و اسير دادند، و آنها را كه براى اظهار حاجت به در خانه آن بزرگوار آمده بودند اطعام كردند، و خود به آب افطار نمودند.
    و ما ادريك ما العقبة فك رقبة او اطعام فى يوم ذى مسغبة يتيما ذا مقربة او مسكينا ذامتربة ثم كان من الذين امنوا و تواصوا بالصبر و تواصوا بالرحمة اولئك اصحاب الميمنة (203)
    ((چگونه توان دانست كه آن عقبه چيست ، آن بنده آزاد كردن (در راه خدا) است و طعام دادن در روز قحطى و گرسنگى است يا به يتيم خويشاوند خود (احسان كردن )، يا به فقير مضطر خاك نشين (دستگيرى كردن ) و از كسانى باشد كه به خدا ايمان آورده و يكديگر را به صبر و مهربانى با خلق سفارش مى كنند. آنان اصحاب ميمنه هستند)).
    يتسائلون عن المجرمين ما سلككم فى سقر قالوا لم نك من المصلين ولم نك نطعم المسكين (204)
    ((از اهل جهنم سؤ ال كنند چه كار شما را به جهنم كشانيد، (از جمله كارها كه گويند اين است ) گويند ما از نمازگزاران نبوديم و مسكينان را اطعام نمى كرديم )).
    ارايت الذى يكذب بالدين فذلك الذى يدع اليتيم ولا يحض على طعام المسكين (205)
    ((آيا ديدى آن را كه جزاء عمل را تكذيب مى كرد همانا كسى بود كه يتيم را مى راند و بر اطعام مسكين تحريص نمى كرد)).
    و اما اذا ماابتليه فقدر عليه رزقه فيقول ربى اهانن كلا بل لا تكرمون اليتيم ولا تحاضون على طعام المسكين و تاءكلون التراث اكلا لما و تحبون المال حبا جما(206)
    ((هرگاه كه خدا او را به فقر مبتلا ساخته و رزق او را تنگ گرداند مى گويد: خدا مرا خوار ساخته ، ابدا چنين نيست بلكه شما يتيم را نوازش نمى كنيد و همديگر را به طعام دادن به مسكين ترغيب نمى كنيد، و اموال يتيمان را بى ملاحظه مى خوريد، و شديدا به مال علاقمنديد)).
    به ماده هاى انفاق - احسان - وصيت - صدقه مراجعه شود.

    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  8. #28
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥




    انفاق در راه خدا
    انفاق از ماده ((نفق )) بمعنى از بين رفتن و نابودى است ، و مراد از آن در اينجا صرف مال و خرج نمودن آن است .
    پاداش انفاق و صرف مال در راه خدا
    و ما تنفقوا من شى ء فان الله به عليم (207)
    ((هر مالى كه انفاق كنيد خدا به آن داناست )).
    و نما انفقتم من نفقة او نذرتم من نذر فان الله يعلمه (208)
    ((هر چه انفاق كنيد يا نذر كنيد خدا آن را مى داند)).
    واسمعوا و اطيعوا و انفقوا خيرا لانفسكم و من يوق شح نفسه فاولئك هم المفلحون (209)
    ((بشنويد و اطاعت كنيد و انفاق كنيد كه به سود خودتان خواهد بود، كسانى كه از بخل نفس خود را نگهدارى كنند رستگارانند)).
    و ما تنفقوا من شى ء فى سبيل الله يوف اليكم (210)
    ((هر مالى كه در راه خدا انفاق كنيد به شما باز گردانده مى شود)).
    و ما تنفقوا من خير فلانفسكم و ما تنفقون الا ابتغاء وجه الله و ماتنفقوا من خير يوف اليكم و انتم لا تظلمون (211)
    ((هر چه انفاق كنيد به سود خود شماست شما جز براى خدا انفاق نمى كنيد، هر چه انفاق كنيد به خود شما باز گردانده مى شود و بر شما ستم نمى رود)).
    و ما انفقتم من شى ء فهو يخلفه و هو خير الرازقين (212)
    ((هر چه انفاق كنيد خدا جاى آن را پر مى سازد و او بهترين رازق است )).
    ولا ينفقون نفقة صغيرة ولا كبيره ولا يقطعون واديا الا كتب لهم ليجزيهم الله احسن ما كانوا يعملون (213)
    ((هيچ چيز كوچك يا بزرگى را انفاق نمى كنند و هيچ (در راه خدا) بيابانى را در نمى نوردند مگر اينكه براى آنان نوشته مى شود تا خدا آنان را به بهتر از آنچه عمل مى كنند پاداش دهد)).
    و مثل الذين ينفقون اموالهم ابتغاء مرضات الله و تثبيتا من انفسهم كمثل جنة بربوة اصابها وابل فاتت اكلها ضعفين (214)
    ((مثل آنانكه اموال خود را براى طلب رضاى خدا و به علت استقامت و استحكام كه (در اثر قوت ايمان و بصيرت در دين ) دارند مانند باغى است كه در جاى بلندى قرار گرفته و باران شديدى آنرا فرا گرفته كه ميوه و محصول آن دو برابر مى گردد)).
    مثل الذين ينفقون اموالهم فى سبيل الله كمثل حبة انبتت سبع سنابل فى كل سنبلة مائة حبة والله يضاعف لمن يشاء والله واسع عليم (215)
    ((مثل آنانكه اموال خود را در راه خدا انفاق مى كنند مثل دانه اى است (كه در زمين كاشته شده ) كه در آن هفت سنبل و در هر سنبلى صد دانه ببار آورده خدا براى هر كس بخواهد (نعمت خود را) بيشتر مى سازد خدا داراى وسعت است و دانا است )).
    ان الذين يتلون كتاب الله و اقامواالصلوة و انفقوا مما رزقناهم سرا و علانية يرجون تجارة لن تبور ليوفيهم اجورهم ويزيدهم من فضله انه غفور شكور(216)
    ((كسانى كه كتاب خدا را مى خوانند و نماز بپا مى دارند و از آنچه به آنان داده ايم در آشكار و نهان انفاق مى كنند اميدوارند به تجارتى كه هرگز از بين نمى رود تا خدا پاداش آنان را عطا فرمايد و از فضل خود به آنان زيادتى دهد همانا اوست آمرزنده و سپاسگزار)).
    و سيجنبها الاتقى الذى يؤ تى مالة يتزكى و ما لاحد عنده من نعمة تجزى الا ابتغاء وجه ربه الاعلى و لسوف يرضى (217)
    ((به زودى از آتش دوزخ بركنار مى گردد آن كس كه از تقواى بيشترى برخوردار بوده و مالش را براى تزكيه نفس خويش (و ارتقاء مقام معنوى آن ) بذل مى كند، آنجا كه هيچ پاداشى جز طلب رضاى پروردگار بزرگ براى او منظور نيست . چنين كسى (به دريافت پاداشى از ناحيه پروردگار خود نائل خواهد شد كه ) راضى و خشنود گردد)).
    الذين ينفقون اموالهم بالليل و النهار سرا و علانية فلهم اجرهم عند ربهم ولا خوف عليهم ولا هم يحزنون (218)
    ((آنانكه اموال خود را در آشكار و نهان انفاق مى كنند پيش پروردگار خود پاداش دارند ترسى بر آنان نيست و غمگين نخواهند شد)).
    و انفقوا مما جعلكم مستخلفين فيه فالذين امنوا منكم و انفقوا لهم اجر كبير(219)
    ((از آنچه خدا شما را وارث آن ساخته انفاق كنيد، براى آن گروه از شما كه ايمان آورده و انفاق مى كنند پاداش بزرگ است )).
    والذين صبروا ابتغاء وجه ربهم و اقامواالصلوة و انفقوا مما رزقناهم سرا و علانية ويدرون بالحسنة السيئة اولئك لهم عقبى الدار(220)
    ((كسانى كه براى رضاى خدا صبر مى كنند و نماز بپا داشته و از آنچه به آنان داده ايم در آشكار و نهان انفاق مى كنند و با عمل نيك از عمل بد جلوگيرى مى كنند خانه آخرت به آنها تعلق دارد)).
    و من الاعراب من يتخذ ما ينفق مغرما و يتربص بكم الدوائر عليهم دائرة السوء والله سميع عليم و من الاعراب من يؤ من بالله و اليوم الاخر و يتخذ ما ينفق قربات عندالله و صلوات الرسول الا انها قربة لهم سيد خلهم الله فى رحمته ان الله غفور رحيم (221)
    ((برخى از اعراب آنچه را كه انفاق كنند خسارت مى شمارند، و براى شما حوادث بدى را انتظار مى برند، حادثه بد بر آنها فرود خواهد آمد خدا شنوا و داناست .
    برخى ديگر از اعراب به خدا و روز قيامت ايمان داشته و آنچه را انفاق كنند وسيله تقرب به خدا دانسته ، و موجب دعاى پيامبر درباره آنان به خير و بركت مى شمارند.
    آگاه باشيد كه دعاء پيامبر سبب تقرب آنها به خداست و به زودى خدا آنها را در رحمت خود وارد خواهد كرد خدا آمرزنده و مهربان است )).
    به ماده هاى اطعام صدقه وصيت احسان مراجعه شود.
    توصيف بندگان خدا به انفاق (در راه او)
    الصابرين و الصادقين و القانتين و المنفقين و المستغفرين بالاسحار(222)
    - در وصف بندگان خدا ((صبر كنندگان و راستگويان و قنوت كنندگان و انفاق كنندگان و در سحرها استغفار كنندگانند)).
    تفسير: برخى از مفسرين قنوت را بمعنى اطاعت گرفته اند برخى ديگر نيز به معنى مداومت بر طاعت و عبادت دانسته اند.
    و سارعوا الى مغفرة من ربكم وجنة عرضها السموات و الارض اعدت للمتقين الذين ينفقون فى السراء و الضراء و الكاظمين الغيظ و العافين عن الناس (223)
    ((بشتابيد بسوى آمرزش پروردگار خود، و بهشتى كه به پهناى زمين و آسمانها براى متقين آماده شده آنانكه اموال خود را در حال وسعت و تنگدستى انفاق مى كنند و خشم خود را فرو مى برند و از مردم مى گذرند)).
    الذين يؤ منون بالغيب و يقيمون الصلوة و مما رزقنا هم ينفقون (224)
    - در وصف متقين ((آنانكه به غيب ايمان آورده و نماز بپا مى دارند و از آنچه به ايشان داده ايم انفاق مى كنند)).
    و بشر المخبتين الذين اذا ذكر الله وجلت قلوبهم والصابرين على ما اصابهم والمقيمى الصلواة و مما رزقنا هم ينفقون (225)
    ((مژده ده مخبتان را آنانكه هرگاه ياد خدا شود، دلهاى آنان به ترس مى آيد بر مصيبت صبر مى كنند، و نماز بپا مى دارند، و از آنچه به آنان داده ايم انفاق مى كنند)).


    ادامه دارد...
    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  9. #29
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥




    تفسير: مخبت اسم فاعل است از اخبات كه بمعنى تواضع و اطمينان آمده منظور از آن در آيه تواضع به خدا و اطمينان به او مى باشد.
    و مما رزقناهم ينفقون (226)
    - در وصف مؤمنين ((از آنچه به آنان داده ايم انفاق مى كنند)).
    والذين استجابوا لربهم و اقاموا الصلوة و امرهم شورى بينهم و مما رزقنا هم ينفقون (227)
    ((آنانكه دعوت پرودگار خود را اجابت كرده و نماز بپا داشته اند كار آنها با مشورت در ميان آنان انجام مى يابد و از آنچه به آنان داده ايم انفاق مى كنند)).
    الذين يؤ منون بالغيب و يقيمون الصلوة و مما رزقناهم ينفقون (228)
    - در وصف متقين ((آنانكه به غيب ايمان دارند و نماز بپا مى دارند و از آنچه به آنان داده ايم انفاق مى كنند)).
    والذين يكنزون الذهب و الفضة ولا ينفقونها فى سبيل الله فبشرهم بعذاب اليم (229)
    ((آنانكه طلا و نقره را پنهان مى كنند و در راه خدا انفاق نمى كنند آنان را به عذاب دردناك بشارت ده )).
    و اذا قيل لهم انفقوا مما رزقكم الله قال الذين كفروا للذين امنوا انطعم من لويشاء الله اطعمه (230)
    ((هرگاه به آنان گفته شد از آنچه خدا به شما داده انفاق كنيد گفتند آيا ما اطعام كنيم كسى را كه اگر خدا مى خواست اطعام مى كرد)).
    وماذا عليهم لو امنوا بالله و اليوم الاخر و انفقوا مما رزقهم الله و كان الله بهم عليما(231)
    ((چه مى شود بر آنان اگر به خدا و روز قيامت ايمان آورند و از آنچه خدا به آنان داده انفاق كنند خدا به حال آنان داناست )).
    و ما لكم الا تنفقوا فى سبيل الله ولله ميراث السموات و الارض (232)
    ((چه عائد شما مى گردد از اينكه انفاق در راه خدا را ترك كنيد، ميراث آسمانها و زمين از آن خداست )).
    و انفقوا مما رزقناكم من قبل ان ياءتى احدكم الموت فيقول رب لولا اخرتنى الى اجل قريب فاصدق و اكن من الصالحين ولن يؤ خرالله نفسا اذا جاء اجلها و الله خبير بما تعملون (233)
    ((از آنچه به شما داده ايم انفاق كنيد پيش از آنكه مرگ يكى از شما را دريابد آنگاه بگويد پروردگار من اگر مرگ مرا تا زمان كوتاهى به تاءخير اندازى در راه تو انفاق كنم و از صالحان باشم هرگز خدا مرگ را هنگامى كه اجل او فرا رسد به تاءخير نيندازد خدا از آنچه مى كنيد با اطلاع است )).
    امر به انفاق در راه خدا و توبيخ بر ترك آن
    يا ايها الذين امنوا انفقوا مما رزقناكم (234)
    ((اى مردمانى كه ايمان آورده ايد از آنچه به شما داده ايم انفاق كنيد)).
    و انفقوا فى سبيل الله (235)
    ها انتم هؤ لاء تدعون لتنفقوا فى سبيل الله (236)
    ((آگاه باشيد شما آنانيد كه دعوت شده ايد تا در راه خدا انفاق كنيد))
    قل لعبادى الذين امنوا يقيموا الصلوة و ينفقوا مما رزقناهم سرا و علانية (237)
    ((بگو به آن بندگان من كه ايمان آورده اند نماز را بپا دارند و از آنچه به آنان داده ايم در آشكار و پنهان انفاق كنند)).
    انفاق به خويشان و يتيمان و مسكينان و در راه ماندگان و سائلان
    ليس البران تولوا وجوهكم قبل المشرق و المغرب ولكن البر من امن بالله و اليوم الاخر و الملائكة و الكتاب و النبين و اتى المال على حبه ذوى القربى واليتامى والمساكين وابن السبيل والسائلين و فى الرقاب و اقام الصلوة و اتى الزكوة و المؤفون بعهدهم اذا عاهدوا والصابرين فى الباءساء والضراء و حين الباس اولئك الذين صدقوا و اولئك هم المتقون (238) ((خوبى آن نيست كه روى خود بسوى مشرق و مغرب كنيد خوبى از آن كسى است كه به خدا و روز قيامت و ملائكه و قرآن و پيامبران ايمان داشته و در راه محبت خدا به خويشان و يتيمان و مسكينان و در راه ماندگان و سائلان و براى آزادى بندگان بذل مال كند و نماز بپا داشته و زكات دهد، و همچنين آنانكه هرگاه عهد كنند به آن وفا مى كنند و همانها كه در حال فقر و مرض و هنگام جهاد صبر مى كنند آنانند كه (در ايمان ) صادق و پرهيزكارند)).
    تفسير: به نظر مى رسد كه منظور از رو بسوى مشرق و مغرب كرد عبادت بى مغز و محتوى به اين قبله و آن قبله (مانند قبله يهود و قبله نصارى ) كردن بدون داشتن ايمان به خدا و انبيا و آراستگى به صفاتى است كه در آيه از آنها ياد شده است .
    در برخى از روايات آمده كه مراد از ذى القربى خويشاوندان پيامبر مى باشند.
    ولا ياءتل اولواافضل منكم والسعة ان يؤ توا اولى القربى و المساكين و المهاجرين فى سبيل الله و ليعفوا وليصفحوا الا تحبون ان يغفرالله لكم والله غفور رحيم (239)
    ((كسانى از شما كه داراى مال بيشتر از نياز و (داراى ) وسعت هستند در بخشش به خويشاوندان و مسكينان و به هجرت كنندگان در راه خدا كوتاهى نكنند، و عفو و اغماض (در مورد آنها) بكار گيرند آيا دوست نداريد كه خدا شما را بيامرزد، خدا مهربان و رحيم است )).
    و ما تنفقو من خير فلانفسكم ... للفقراء الذين احصروا فى سبيل الله لا يستطيعون ضربا فى الارض (240)
    ((و شما هر انفاق و احسانى كنيد درباره خويش كرده ايد... صدقات مخصوص فقيرانى است كه در راه خدا، ناتوان و بيچاره اند و توانايى آنكه كارى پيش گيرند ندارند)).
    قل ما انفقتم من خير فللوالدين و الاقربين و اليتامى و المساكين وابن السبيل و ما تفعلوا من خير فان الله به عليم (241)
    ((بگو (اى پيامبر) آنچه از خير انفاق مى كنيد به والدين و خويشاوندان و مسكينان و ابن السبيل بدهيد هر چه كار خير كنيد خدا به آن داناست .
    تفسير: ابن السبيل در لغت بمعنى فرزند راه است و به كسى گفته مى شود كه در شهر و ديار خود دارا بوده ولى در غربت تنگدست شده و به آنچه در ديار خود دارد دسترسى نداشته باشد)).
    و اذا حضر القسمة اولواالقربى و اليتامى و المساكين فارزقوهم منه (242)
    ((وقتى كه خويشان و يتيمان و مسكينان در تقسيم تركه حاضر مى شوند چيزى از آن را به آنان دهيد)).
    به ماده هاى صدقه اطعام احسان وصيت نيز مراجعه شود.
    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  10. #30
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥




    شروط انفاق
    در آيات مختلفه قرآن كريم براى انفاق شروطى ذكر شده است :
    1 - براى رضاى خدا و در راه حب و مهرورزى به او باشد
    ولكن البر من امن بالله واليوم الاخر و الملائكة و الكتاب والنبيين و اتى المال على حبه ذوى القربى و اليتامى و المساكين (243)
    ((خوبى آنست كه كسى به خدا و روز قيامت و ملائكه و كتاب خدا و پيامبران ايمان آورد، و در راه محبت خدا به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان اعطاء مال كند)).
    و مثل الذين ينفقون اموالهم ابتغاء مرضات الله و تثبتا من انفسهم كمثل جنة بربوة اصابها وابل فاتت اكلها ضعفين فان لم يصبها وابل فطل والله بما تعملون بصير(244)
    ((مثل كسانى كه اموال خويش را براى تحصيل رضاى خدا با اطمينان خاطر (به شايستگى آن ) مى بخشند، همانند باغى است كه بر بالاى بلندى قرار گرفته و باران شديد آن را فرا گرفته و محصول آن مضاعف شده است ، و اگر هم باران شديد فرا نگرفته باران ريز بر آن باريده است ، خدا به آنچه انجام مى دهيد بيناست )).
    و يطعمون الطعام على حبه مسكينا و يتيما و اسيرا انما نطعمكم لوجه الله لا نريد منكم جزاء ولا شكورا انا نخاف من ربنا يوما عبوسا قمطريرا(245)
    ((براى حب و مهرورزى به خدا به مسكين و يتيم و اسير اطعام مى كنند (جز اين نمى گويند - يا سخنشان اينست كه ) تنها براى خدا شما را اطعام مى كنيم نه از شما پاداش مى خواهيم و نه تشكر، ما از پروردگار خود مى ترسيم در روزى كه آن روز چهره عبوس دارد و به شدت سخت است )).
    2 - رياء نباشد
    كالذى ينفق ماله رئاء الناس ولا يؤ من بالله واليوم الاخر فمثله كمثل صفوان عليه تراب فاصابه وابل فتركه صلدا لا يقدرون على شى ء مما كسبوا والله لا يهدى القوم الكافرين (246)
    ((مانند كسى كه مال خود را براى نشان دادن به مردم انفاق مى كند، و به خدا و روز قيامت ايمان ندارد مثل آن مثل سنگ صافى است كه بر آن خاك نشسته سپس باران شديد آنرا شسته و صاف كرده است آنان ديگر به آنچه كسب كرده بودند دست نمى يابند، خدا قوم كافران را هدايت نمى كند)).
    والذين ينفقون اموالهم رئاء الناس ولا يؤ منون بالله ولا باليوم الاخر ومن يكن الشيطان له قرينا فساء قرينا و ماذا عليهم لوامنوا بالله و اليوم الاخر و انفقوا مما رزقهم الله و كان الله بهم عليما(247)
    ((آنانكه اموال خود را براى نشان دادن به مردم انفاق مى كنند، و به خدا و روز قيامت ايمان ندارند (شيطان همراه آنهاست ) و هر كس كه شيطان همراه او بوده بد همراهى دارد، چه مى شد بر آنان اگر به خدا و روز قيامت ايمان مى آوردند و از آنچه خدا به آنان بخشيده انفاق مى كردند، خدا همواره به (حال ) آنان داناست )).
    3 - با كراهت نباشد.
    قل انفقوا طوعا او كرها لن يتقبل منكم انكم كنتم قوما فاسقين و ما منعهم ان تقبل منهم نفقاتهم الا انهم كفروا بالله وبرسوله ولا ياءتون الصلوه الا و هم كسانى ولا ينفقون الا و هم كارهون فلا تعجبك اموالهم ولا اولادهم انما يريد الله ليعذبهم بها فى الحيوة الدنيا و تزهق انفسهم و هم كافرون (248)
    ((بگو: انفاق كنيد به ميل يا كراهت ، هرگز از شما پذيرفته نخواهد شد، زيرا شما مردمان فاسق هستيد. مانع از قبول شدن انفاق هاى آنان نبود، جز آنكه آنان به خدا و پيامبر او كافر شده و نماز را جز با كسالت بجاى نمى آورند و انفاق نمى كنند جز با كراهت ، اموال و فرزندان آنان تو را به شگفتى وا ندارد، خداوند اراده فرموده آنها را در زندگى همين جهان عذاب كند و هنگام مرگ نيز كافر بميرند)).
    4 - براى خدا باشد نه براى بازداشتن از راه خدا
    ان الذين كفروا ينفقون اموالهم ليصدوا عن سبيل الله فسينفقونها ثم تكون عليهم حسرة ثم يغلبون (249)
    ((مردمى كه كفر مى ورزند، اموال خويش را صرف مى كنند كه راه خدا را سد نمايند، در نهايت اين عمل موجب حسرت آنان خواهد بود (پيروزى نيز به دست نياورده ) و مغلوب خواهند شد)).
    5 - از مال پاكيزه و حلال باشد
    انفقوا من طيبات ما كسبتم (250)
    ((از پاكيزه هاى آنچه به دست آورده ايد انفاق كنيد)).
    6 - حد وسط رعايت شود
    والذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما(251)
    - از صفات بندگان خدا ((كسانى كه هنگام انفاق نه اسراف و زياده روى كنند و نه كم داده سختگير باشند و بين آندو ميانه روى كنند)).
    ولا تجعل يدك مغلولة الى عنقك ولا تبسطها كل البسط فتقعد ملوما محسورا ان ربك يبسط الرزق لمن يشاء و يقدرانه كان بعباده خبيرا بصيرا(252)
    ((دست خود را بگردن مبند، و نه به تمامى بگشاى ، تا بنشينى و مورد ملامت و دچار بى چيزى شوى . پروردگار تو روزى را بسط مى نمايد و اندازه مى دهد خدا به بندگان خود بينا و با خبر است )).
    قدر و تقدير به معنى بيان اندازه و مقدار است ، در اينجا منظور از آيه آنست كه خداوند عالم هرجا كه مصلحت يك فرد اقتضاء كند به او ثروت و دارائى و امكانات فراوان مى دهد، و اگر مصلحت فردى خلاف آن را اقتضاء كند او را به همان ميزان مصلحت روزى مى دهد.
    در طبيعت هيچكس بمانند مادر مهربان نيست ، مادر دانائى كه از طفل خود به مهربانى نگهدارى مى كند به او به همان اندازه خوراك مى دهد موجب ناراحتى مزاج او نشود و او را رنجور و مريض و ناراحت نسازد، اگر به او عطوفت بيشتر از اندازه نموده و بيشتر از اندازه خوراك دهد، و او را مبتلا به مرض و ناراحتى سازد در عين عطوفت به او ستم كرده است .
    خدا به پيامبر خود امر مى كند، كه او نيز در انفاق ميانه رو باشد، نه از انفاق و بخشش به ديگران كوتاهى كند، و نه به كلى هر چه دارد به اين و آن داده و خود نيازمند گردد.
    7 - موجب ضيق معاش عائله نشود

    سئلونك ماذا ينفقون قل العفو(253)
    ((از تو مى پرسند چه چيز انفاق كنند بگو عفو را)).
    تفسير: برخى از مفسران عفو را به معنى مازاد مخارج ساليانه عائله گرفته اند چنانچه از حضرت باقل (عليه السلام ) روايت شده .
    برخى ديگر نيز بمعنى اندازه متوسط ميان سختگيرى و اسراف دانسته اند.
    8 - از چيزى انفاق كند كه دوست دارد
    لن تنالواالبر حتى تنفقوا مما تحبون (254)
    ((به خوبى نمى رسيد، تا اينكه از آنچه دوست داريد انفاق كنيد)).
    فداكارى آنست كه انسان از آنچه به آن علاقه و دلبستگى دارد صرف نظر كند و با فداكارى است كه نفس انسان در برابر خدا از خود تاءثر نشان مى دهد و با اين تاءثر و اثر پذيرى از جانب خداست كه براى او كمال حاصل مى شود.
    9 - منت ننهد و آزار ننمايد
    يا ايها الذين امنوا لا تبطلوا صدقاتكم (255) بالمن و الاذى (256)
    ((اى مردمى كه ايمان داريد صدقه هاى خود را با منت گذاشتن و آزار رساندن باطل نكنيد)).
    قول معروف و مغفرة خير من صدقة يتبعها اذى والله غنى حليم (257)
    سخن نيكو و گذشت بهتر است از صدقه اى كه آزارى به دنبال داشته باشد، خدا غنى و حليم است .
    اى مردم با ايمان صدقه هاى خود را با منت نهادن و آزار دادن باطل نسازيد)).
    الذين ينفقون (258) اموالهم فى سبيل الله ثم لا يتبعون ما انفقوا منا ولا اذى لهم اجرهم عند ربهم ولا خوف عليهم ولا هم يحزنون (259)
    ((آنانكه اموال خود را در راه خدا انفاق مى كنند، سپس به دنبال انفاق نه منت گذاشته و نه آزار مى نمايند، پاداش خود را دريافت داشته ، ترسى متوجه آنان نبوده و غمگين نخواهند شد)).

    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  11. تشكر

    بیقرار ظهور (21-07-1392)

صفحه 3 از 14 نخستنخست 123456713 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •