♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥
صفحه 4 از 14 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 139
  1. #31
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥




    اتحاد و دورى از تفرقه
    و اعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا و اذكروا نعمت الله عليكم اذ كنتم اعداء فالف بين قلوبكم باصبحتم بنعمته اخوانا و كنتم على شفا حفرة من النار فانقذكم منها كذلك يبين الله لكم آياته لعلكم تهتدون (260)
    ((همگان به ريسمان (دستاويز) خدا چنگ زنيد و متفرق نشويد، بياد آوريد نعمتى را كه خدا به شما اعطاء فرمود، آنگاه كه دشمن يكديگر بوديد در ميان دلهاى شما الفت ايجاد كرد، و در اثر اين نعمت الهى با هم برادر شديد، و آنگاه كه در پرتگاه حفره اى از آتش قرار گرفته بوديد، شما را از آن نجات بخشيد.
    اينگونه خدا آيات خود را به شما تبيين مى كند، تا شايد هدايت يابيد)).
    در حديث معروف كه سنى و شيعه از پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) نقل كرده اند چنين آمده است : ((اى مردم من در ميان شما دو چيز سنگين مى گذارم اگر به آن دو تمسك جوئيد هرگز گمراه نشويد، يكى از آن دو كتاب خداست كه ريسمانى است از آسمان به زمين كشيده شده ، و ديگرى عترت و اهل بيت من ، آن دو تا روز قيامت از هم جدا نشوند)).
    ان الذين فرقوا دينهم و كانوا شيعا لست منهم فى شى ء انما امرهم الى الله ثم ينبئهم بما كانوا يفعلون (261)
    ((آنانكه در دين تفرقه ايجاد كرده و گروه گروه شدند، تو از آنان بدورى ، كار آنها با خداست ، به دنبال اين كردار خدا به آنان خواهد فهمانيد كه چه كرده اند)).
    و اطيعوا الله و رسوله ولا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم (262)
    ((خدا و پيامبر او را اطاعت كنيد و با هم نزاع نكنيد كه در نتيجه بوى شما (خاصيت و نيروى شما) از بين برود)).
    ولا تكونوا كالذين تفرقوا واختلفوا من بعد ما جاء هم البينات و اولئك لهم عذاب عظيم (263)
    ((مانند مردمى كه از هم جدا شدند و با هم اختلاف كردند بعد از آنكه دلائل روشنگر به آنان رسيده بود نباشيد، آنان عذاب بزرگ دارند)).
    ولا تكونوا من المشركين من الذين فرقوا دينهم و كانوا شيعا كل حزب بما لديهم فرحون (264)
    ((از مشركان نباشيد از كسانى كه در دين خود تفرقه ايجاد كرده و گروه گروه شدند، هر گروه به آنچه گرويده اند دلشادند)).
    ايثار يا در حال نيازمندى ديگران را بر خود مقدم داشتن
    و يؤ ثرون على انفسهم ولو كان بهم خصاصة ومن يوق شح نفسه فاولئك هم المفلحون (265)
    ((بر خويشتن (سخت گرفته و) ايثار مى كنند (ديگران را بر خود مقدم مى دارند) اگر چه خويشتن نيازمند باشند، آنانكه از بخل نگهداشته شوند رستگارانند)).
    انابه
    انابه - بمعنى توبه است به (ماده توبه ) مراجعه شود.
    استغفار
    استغفار بمعنى طلب آمرزش است به (ماده توبه ) مراجعه شود.
    اصلاح ميان مردم
    ولا تجعلوا الله عرضة لايمانكم ان تبروا و تتقوا و تصلحوا بين الناس ‍ والله سميع عليم (266)
    ((سوگند به خدا شما را از آن باز ندارد كه نيكى نموده و تقوا ورزيد و ميان مردم اصلاح نمائيد خدا شنوا و داناست )).
    و ان امراءة خافت من بعلها نشوزا او اعراضا فلا جناح عليهما ان يصلحا بينهما صلحا والصلح خير(267)
    ((اگر زنى از بى ميلى و روگردانى شوهر خود بترسد مانعى ندارد كه آن دو (از حقوقى كه بهم دارند چشم پوشى نموده ) و صلح و سازش نمايند كه صلح و سازش بهتر است )).
    فاتقوا الله و اصلحوا ذات بينكم و اطيعواالله و رسوله ان كنتم مؤمنين (268)
    ((از خدا بترسيد و بين همديگر اصلاح كنيد و خدا و پيامبر او را اطاعت كنيد اگر افراد با ايمانى هستيد)).
    و ان طائفتان من المؤمنين اقتتلوا فاصلحوا بينهما(269)
    ((اگر دو طائفه از مؤمنان با همديگر به كشتار پرداختند ميان آنان اصلاح كنيد)).
    انما المؤمنون اخوة فاصلحوا بين اخويكم و اتقواالله لعلكم ترحمون (270)
    ((مؤمنان برادران همديگرند ميان دو برابر خود اصلاح كنيد و از خداى بترسيد اميد است كه مورد ترحم قرار گيريد)).
    و ان خفتم شقاق بينهما فابعثوا حكما من اهله و حكما من اهلها ان يريدا اصلاحا يوفق الله بينهما ان الله كان عليما خبيرا(271)
    ((اگر بترسيد كه شكاف ميان زوجين حاصل شود، دو نفر حكم يكى از خانواده مرد و ديگرى از خانواده زن برانگيزيد كه اگر قصد اصلاح داشته باشند خدا ميان آنها توافق را برقرار مى سازد، خدا دانا و آگاه است )).
    در نهج البلاغه نامه شماره 47 اميرالمؤمنين (عليه السلام ) در وصيت خود به امام حسن و امام حسين (عليه السلام ) مى فرمايد: صلاح ذات البين افضل من عامة الصلوة والصيام
    ((اصلاح ميان مردم از همه نماز و روزه افضل است
    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  2. #32
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥




    استقامت در ديندارى
    ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائكة الا تخافوا ولا تحزنوا و ابشروا بالجنة التى كتنم توعدون (272)
    ((همانا آنانكه مى گويند پروردگار ما الله است سپس (بر آن ) استقامت (و پايدارى ) مى كنند فرشتگان بر ايشان فرود مى آيد كه نترسيد و غمگين نشويد و بشارت باد شما را به بهشتى كه به شما وعده داده شده است )).
    استقامت و پايدارى بر خداشناسى و توحيد آنست كه همواره بر آن پايدار بوده و هيچگاه گرايش به كفر پيدا نكند.
    و همچنين در تمام مراحل زندگى بر آن ثابت بوده و همه ابعاد وجودى وى بر آن گويا باشد، و دست و پا و چشم و گوش و دل آنچه را زبان مى گويد تصديق نموده و بر آن گواهى دهد)).
    ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا فلا خوف عليهم ولا هم يحزنون (273)
    ((همانا كسانى كه مى گويند پروردگار ما الله است سپس استقامت مى كنند بر آنان ترسى نيست و محزون نخواهند شد)).
    يا ايها الذين امنوا كونوا قوامين لله (274)
    ((اى مردمى كه ايمان آورده ايد براى خدا بسيار قيام كننده باشيد))
    يعنى همواره براى خدا قيام كنيد و اعمالى را كه براى خداست بكار گيريد.
    واستقم كما امرت ولا تتبع اهوائهم (275)
    ((همانگونه كه به تو امر شده مستقيم باش و از دلخواه آنان پيروى مكن )).
    فاستقم كما امرت و من تاب معك ولا تطغوا انه بما تعملون بصير(276)
    ((همانگونه كه به تو امر شده مستقيم باش ، و همچنين هر كس كه با تو توبه نموده ، (و از آنچه به آن امر شده ايد) سرپيچى نكنيد، خدا به آنچه عمل مى كنيد بيناست )).
    استقامت در اين آيه به حسب ظاهر به معنى عدم تجاوز از خط الهى و عدم انحراف از آنست ، در آخر آيه تذكر مى دهد كه خدا بيناست و هر انحرافى را هر چند كوچك باشد او مى بيند.
    اين آيه چنان سختگير و كوبنده است كه در مجمع البيان در ذيل اين آيه از ابن عباس روايت مى كند كه هيچ آيه اى بر پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) سخت تر و شاق تر از اين آيه نازل نشد و بهمين علت بود وقتى اصحاب به او گفتند پيرى (سفيدى مو) به تو شتاب كرده فرمود: ((مرا (سوره ) هود و واقعه پير كرد.
    يوحى الى انما الهكم اله واحد فاستقيموا اليه (277)
    ((به من وحى مى شود: جز اين نيست كه خداى شما خداى يگانه است به سوى او مستقيم شويد (يعنى از راه او منحرف نشويد((- .
    ان تنصرواالله ينصركم و بثبت اقدامكم (278)
    ((اگر خدا را يارى كنيد شما را يارى مى كند و قدمهاى شما را پايدار مى سازد)).
    اميدوارى به رحمت خدا
    اولئك الذين يدعون يبتغون الى ربهم الوسيلة ايهم اقرب و يرجون رحمته و يخافون عذابه (279)
    ((آنانكه كافران به خدائى مى خوانند آنان خود به درگاه خدا به طاعت وسيله تقرب مى جويند حتى آن كس كه مقرب تر است رحمت خدا را اميد مى برند و از عذاب او مى ترسند)).
    امن هو قانت اناء الليل ساجدا و قائما يحذر الاخرة و يرجوا رحمة ربه قل هل يستوى الذين يعلمون والذين لا يعلمون انما يتذكروا اولواالالباب (280)
    ((كسى كه ساعات شب را به حالت سجده و قيام در عبادت و طاعت بسر مى برد، از آخرت مى هراسد و به رحمت پروردگارش اميدوار است (يا آنكس كه كفر مى ورزد يكسان است ؟) (هرگز چنين نيست ) آيا كسانى كه مى دانند با كسانى كه نمى دانند برابرند، همانا خردمندان تذكر مى يابند)).
    استعاذه
    استعاذه يعنى از خدا خواستن كه او را در پناه خود قرار دهد.
    در اين مورد آيات زير آمده است :
    و اما ينزغنك من الشيطان نزغ فاستعذ بالله انه سميع عليم ان الذين اتقوا اذا مسهم طائف من الشيطان تذكروا فاذاهم مبصرون (281)
    ((اگر از ناحيه شيطان وسوسه و تحريك به فسادى متوجه تو شود از خدا طلب كن كه تو را در پناه خود قرار دهد به تحقيق او شنوا و داناست .
    كسانى كه تقوا ورزيده اند هرگاه وسوسه شيطان آنها را فرا گيرد متذكر شوند، آنگاه آنها بينا خواهند بود)).
    و اما ينزغنك من الشيطان نزغ فاستعذ بالله انه هوالسميع العليم (282)
    ((اگر از ناحيه شيطان وسوسه و تحريك به فسادى متوجه تو شود از خدا طلب كن كه تو را در پناه خود قرار دهد، خدا شنوا و داناست )).
    فاذا قراءت القرآن فاستعذ بالله من الشيطان الرجيم انه ليس له سلطان على الذين امنوا و على ربهم يتوكلون (283)
    ((هرگاه قرآن خواندى از خدا بخواه كه تو را از شيطان رانده شده در پناه خود قرار دهد، به يقين او بر كسانى كه ايمان آورده اند و بر پروردگار خود توكل مى كنند تسلط ندارد)).

    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  3. #33
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥




    اطاعت اولى الامر
    اطيعواالله و اطيعواالرسول و اولى الامر منكم (284)
    ((خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولى الامر را اطاعت كنيد))
    اولى الامر ائمه معصومين ((سلام الله عليهم اجمعين )) هستند كه جانشينان پيامبر اكرم و اوصياء او مى باشند فخر رازى مفسر بزرگ اهل تسنن در تفسير معروف خود ((مفاتيح الغيب )) در تفسير اين آيه گفته است كه ((مراد از اولى الامر غير از معصومين كه از گناه معصوم و مصون هستند نمى تواند باشد زيرا مستلزم تناقض صدر و ذيل آيه خواهد بود چون اگر اولى الامر معصوم نباشد ممكن است بر خلاف آنچه خدا و رسول به آن امر كرده اند امر كند در اين صورت اطاعت از امر او با اطاعت از امر خدا و رسول متناقض خواهد بود)).
    در زمان غيبت امام معصوم فقهاء عادل از جانب او در حكومت نيابت دارند و در مورد آنها آمده است الراد عليهم كالراد علينا رد حكم آنها مانند رد حكم ائمه معصومين است . ولى چون اين نيابت كه از جانب امام ((عليه السلام )) به فقهاء اعطاء شده مشروط به عدالت است و اگر فقيه بر خلاف حكم خدا و رسول حكم كند از عدالت ساقط است در نتيجه از نيابت امام نيز ساقط مى شود ديگر اشكال تناقض پيش نمى آيد.
    استثناء (ان شاء الله گفتن )
    استثناء(285) بمعنى آنست كه انسان وقتى مى خواهد از انجام كارى در آينده خبر دهد ((ان شاء الله )) بگويد، يعنى : اگر خدا بخواهد، و توجه داشته باشد كه اگر خدا نخواهد هيچ كارى انجام نمى گيرد.
    وجه تسميه آن به استثناء اينست كه در اين آيه به نحو استثناء بيان شده است .
    ولا تقولن لشى ء انى فاعل ذلك غدا الا ان يشاء الله (286)
    ((البته مگو به چيزى كه من آنرا فردا خواهم كرد مگر آنكه خدا بخواهد)) يعنى : بگو خواهم كرد اگر خدا بخواهد.
    قل لا املك لنفسى ضرا ولا نفعا الا ماشاءالله لكل امة اجل اذا جاء اجلهم فلا يستاءخرون ساعة ولا يستقدمون (287)
    ((بگو من هيچگونه نفع و ضرر خويش را مالك نيستم جز آنچه خدا بخواهد. براى هر امتى اجل معينى است كه چون فرا رسد ساعتى دير و زود نگردد)).
    قل لا املك لنفسى نفعا ولا ضرا الا ماشاءالله (288)
    ((بگو من هيچگونه نفع و ضرر خويش را مالك نيستم جز آنچه خدا بخواهد)).
    آباد كردن مساجد
    انما يعمر مساجد الله من امن بالله واليوم الآخر و اقام الصلوة و اتى الزكاة و لم يخش الا الله فعسى اولئك ان يكونوا من المهتدين (289)
    ((به يقين مساجد خدا را مردمانى آباد مى كنند كه به خدا و روز قيامت ايمان داشته و نماز بپا دارند و زكات دهند و جز خداى از كسى نهراسند، اميد است كه از هدايت يابندگان باشند))
    اعراض از كسى كه ياد خدا نمى كند و جز دنيا هدفى ندارد
    ولا تطع من اغفلنا قلبه عن ذكرنا واتبع هواه وكان امره فرطا(290)
    ((كسى را كه دل او را از ياد خود غافل كرده ايم و به دنبال هواى نفس رفته است و تجاوزكار است اطاعت مكن )).
    فاعرض عن من تولى عن ذكرنا ولم يرد الا الحياة الدنيا(291)
    ((روى برتاب از كسى كه از ياد ما روگردان شد و جز زندگى دنيا را نخواسته است )).
    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  4. #34
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥




    امر به معروف و نهى از منكر
    معروف هر عملى است كه به عقل يا شرع حسن آن شناخته شده ، و منكر هر عملى است كه عقل يا شرع آن را انكار نمايد. معروفى كه امر به آن واجب است معروفى است كه خود واجب باشد يعنى ترك آن نيز منكر شمرده شود.
    در اسلام علاوه بر اينكه هر فرد مسئوول نيكو بد اعمال خويش است ، يك نوع مسئووليت همگانى نيز بر عهده افراد گذاشته شده كه بمانند اعضاء يك پيكر مسئوول اعمال نيك و بد همديگر هستند. تكليفى كه در ارتباط با اين مسئووليت اسلام مقرر داشته وظيفه امر به معروف و نهى از منكر است ، كه با شرائط مقرره از مسلمات فرائض اسلام است .
    قرآن امت اسلامى را به داشتن اين ويژگى بر تمام ملل جهان برترى مى نهد، و آن را بهترين امتها اعلام كرده و مى فرمايد:
    كنتم خير امة اخرحت للناس تاءمرون بالمعروف و تنهون عن المنكر(292)
    ((شما بهترين امتى هستيد كه براى مردم بوجود آورده شده است ، كه امر به معروف و نهى از منكر مى كنيد)).
    آيات زير را در سوره هاى مختلف قرآن در ستايش از امر به معروف و نهى از منكر مى خوانيم :
    خذالعفو واءمر بالمعروف و اعرض عن الجاهلين (293)
    - خطاب به پيامبر اكرم ((عفو را پيشه ساز، امر به معروف كن ، و از جاهلان روى برتاب )).
    ياءمرهم بالمعروف و ينهيهم عن المنكر(294)
    در وصف پيامبر اكرم - ((آنها را به معروف امر مى كند و از منكر نهى مى نمايد)).
    والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض ياءمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر(295)
    ((مردان و زنان مؤمن همگان اوليا (و پاسداران ) هم هستند (همديگر را) امر به معروف و نهى از منكر مى كنند)).
    الامرون بالمعروف و الناهون عن المنكر(296)
    - در وصف مؤمنان ((امر كننده به معروف و نهى كننده از منكر هستند)).
    الذين ان مكناهم فى الارض اقاموا الصلاة و اتواالزكاة و امروا بالمعروف و نهوا عن المنكر(297)
    - در وصف مؤمنان ((آنانكه هرگاه آنها را در روى زمين اقتدار و تمكين دهيم نماز بر پاى دارند، و زكات دهند، و امر به معروف و نهى از منكر نمايند)).
    لا خير فى كثير من نجويهم الا من امر بصدقة او معروف او اصلاح بين الناس و من يفعل ذلك ابتغاء مرضات الله فسوف نؤ تيه اجرا عظيما(298)
    ((در بسيارى از سخنان سرى آنها هيچ خيرى نيست مگر آنكه كسى با آن به صدقه يا معروف يا اصلاح ميان مردم امر كند، هر كس چنين كند به او پاداش بزرگى خواهيم داد)).
    يا بنى اقم الصلاة و اءمر بالمعروف و انه عن المنكر(299)
    لقمان : ((فرزندم نماز را بپادار و امر به معروف و نهى از منكر كن ))
    و كان ياءمر اهله بالصلاة و الزكاة و كان عند ربه مرضيا(300)
    - در وصف اسماعيل ((خانواده خود را به نماز و زكات امر مى كرد و مورد رضاى پروردگار خود بود)).
    ان الانسان لفى خسر الا الذين امنوا و عملواالصالحات و تواصوا بالحق و تواصعوا بالصبر(301)
    ((به يقين انسانها در زيانكارى هستند، جز آنكه ايمان آورده و اعمال صالح انجام دادند، و همديگر را به حق و صبر و پايدارى (در راه خدا) توصيه نمودند)).
    قرآن كريم به وظيفه عمومى امر به معروف و نهى از منكر اكتفا نكرده ، و دستور مى دهد كه گروهى بالخصوص در جامعه مسلمانان عهده دار اين وظيفه خطير باشند، چنانكه مى فرمايد:
    ولتكن منكم امة يدعون الى الخير و ياءمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون (302)
    ((بايد از شما گروهى باشد كه (مردم را) به خير و صلاح دعوت كند، و امر به معروف و نهى از منكر نمايد، آنانند رستگاران )).
    چون امر به معروف و نهى از منكر بايد بر پايه اطلاعات كافى از معارف الهيه و احاطه بر احكام دينيه صورت گيرد، قرآن دستور مى دهد كه از هر شهر و ديار و جمعيتى گروهى براى تفقه و تعلم دين و معارف و احكام الهيه تن به سفر داده و به مراكز علمى عزيمت نمايند، تا پس از تحصيلات كافى به وطن خود مراجعت و با بهره گيرى از تحصيلات خود ديگران را انذار و از ترك معروف و ارتكاب منكرات برحذر دارند چنانكه مى فرمايد:
    فلولا نفر من كل فرقة منهم طائفة ليتفقهوا فى الدين ولينذروا قومهم اذا رجعوا اليهم لعلهم بحذرون (303)
    ((چرا كوچ نمى كند از هر جمعيت گروهى ، تا تحصيل علم در دين كنند، و آنگاه كه مراجعت كردند قوم خود را بيم دهند، شايد كه آنها (از نافرمانى ) حذر نمايند)).
    امر به معروف و نهى از منكر بطور كلى شرائطى دارد كه بقرار ذيل است :
    1 - خويشتن به احكام اسلام آشنا بوده و واجبات و محرمات اسلامى و شرائط آن را به خوبى بشناسد تا بتواند ديگرى را به آن امر يا از آن نهى نمايد.
    2 - كسى كه از بجاى آوردن واجب كوتاهى مى كند و يا حرامى را مرتكب مى گردد، در صورتى مى توان متعرض او شد كه قصد ادامه آن را داشته باشد، و در صورتى كه بدانيم از كرده خويش پشيمان شده و از ادامه جرم منصرف شده است تعرض به او ناروا بلكه حرام است .
    3 - احتمال بدهد كه امر و نهى او در مرتكب جرم تاءثير كند و او را از جرم باز دارد و در صورتى كه بدانيم كه بر آن ترتيب اثر نخواهد داد واجب نيست .
    4 - از امر به معروف و نهى از منكر هيچگونه ضررى متوجه جان و يا مال و يا حيثيت او يا كس ديگر نشود.
    امر به معروف و نهى از منكر داراى مراتب زيادى است كه به هر مرتبه از آن نتيجه حاصل شود، مرتبه بالاتر از آن جائز نيست .
    از كار ناشايست او روگردان شدن ، به نرمى تذكر دادن سخن به درشتى گفتن ، سپس درشت تر گفتن ، تا آزردن با هر يك از اينها كه مرتكب جرم از آن بازداشته شود نبايد به مرتبه بعد از آن اقدام نمود، و همچنين در هر يك از آنها نيز بايد مراعات شدت وضعف را نموده و اگر سهل تر مؤثر بود از شديدتر آن خوددارى شود.
    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  5. #35
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥




    بهره بردارى از مال دنيا براى آخرت
    وابتغ فيما اتاك الله الدار الاخرة ولا تنس نصيبك من الدنيا و احسن كما احسن الله اليك ولا تبغ الفساد فى الارض ان الله لا يحب المفسدين (304)
    ((در آنچه خدا به تو داده خانه آخرت را طلب كن ، و بهره خود را از دنيا فراموش منما، (به ديگران ) خوبى كن همانطور كه خدا به تو خوبى كرده است ، در زمين به دنبال فساد نباش كه همانا خدا فساد كنندگان را دوست ندارد)).
    بهره مند ساختن خويشاوندان فقير از ارث
    و اذا حضرالقسمة اولواالقربى واليتامى و المساكين فارزقوهم منه (305)
    ((هنگامى كه به تقسيم ميراث مردگان خود مى پردازيد اگر از خويشاوندان و يتيمان و مسكينان حضور داشتند به آنان نيز نصيبى بدهيد)).
    در تفسير آمده است كه منظور خويشاوندان يتيم و يا فقير مى باشند كه از ارث به حسب طبقات ارث محروم شده باشند در اين آيه خطاب به ورثه است كه هنگام تقسيم ميراث آنان را بى نصيب نسازند برخى از مفسران نيز احتمال داده اند كه خطاب به خود مورث است كه پيش از مرگ طى وصيت سهمى نيز براى آنان قرار دهد.
    برخورد بزرگوارانه با بيهوده گويان
    و اذا مروا باللغو مروا كراما(306)
    ((هرگاه به لغو مرور كنند بزرگوارانه از آن مى گذرند))
    تفسير: اين جمله از آيه در رديف جملات ديگر آيه است كه در توصيف و ذكر اوصاف كسانى است كه پاداش آنها بهشت است .
    در معنى اين جمله سه وجه در كتب تفسير آمده است :
    1 - هرگاه به سخن زشت و قبيح مى رسند از آن با بزرگوارى در گذشته و زبان به آن نمى آلايند.
    2 - هرگاه با عمل زشت و گناه برخورد مى كنند خود را از آن پاك نگه مى دارند، و شايد نيز منظور از لغو هر كار بيهوده و بى فائده اى باشد.
    3 - هرگاه كسى آنان را دشنام دهد با او به بزرگوارى برخورد نموده از او اغماض مى كنند.
    برادرى و اخوت با مؤمنان
    قرآن كريم مؤمنان را برادر همديگر قرار داده و مى فرمايد:
    انما المؤمنون اخوة فاصلحوا بين اخويكم (307)
    ((همانا مؤمنان برادران همديگرند، در ميان دو برادر خود اصلاح كنيد))
    در احاديث شريفه حقوق زيادى براى برادران دينى بيان شده ، در ميان آنها مقدم بر همه همان است كه در اين آيه آمده است ، كه امر شده ميان آنها بايد اصلاح كرده و صلح و صفا ايجاد نمود، تا همگى مانند برادران صلبى با همديگر متحد شوند.
    پاسخ به سلام و تحيت
    و اذا حييتم بتحية فحيوا باحسن منها اوردوها ان الله كان على كل شى ء حسيبا(308)
    ((هرگاه به شما سلام گفته شد در پاسخ بهتر از آن سلام بگوئيد، يا همان را به او بازگردانيد كه خدا به حساب همه چيز مى رسد)).
    تحيت كه در آيه آمده بمعنى خواستار زنده بودن و براى كسى زندگى خواستن است ، كه همان معنى سلام و خواستار سلامت او بودن است .
    پاسخ به جاهلان با زبان خوش
    و عبادالرحمن الذين يمشون على الارض هونا واذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما(309)
    ((بندگان خدا آنانند كه بر زمين آسان (و بى تكبر) راه مى روند و هرگاه جاهلان به آنها خطاب كردند پاسخ سالم (از سخن ناشايست ) بر زبان مى آورند)).


    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  6. #36
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥




    تسبيح
    تسبيح چيست ؟
    تسبيح به معنى تقديس و تنزيه است .
    تسبيح خدا تنزيه او از نقائص ، تنزيه او از زوال و انعدام ، تنزيه از احتياج ، تنزيه از تركب و نياز به اجزاء، تنزيه از نياز به زمان و مكان ، تنزيه از جسميت و لوازم آن ، تنزيه از شريك ، تنزيه از نقائص ذاتى و صفاتى و افعالى ، تنزيه از ظلم و ستم ، تنزيه از قبائح ، تنزيه از فعل خلاف حكمت ، و به قول مطلق تنزيه از همه جهات عدميه است .
    زيرا: همه آنچه بارى تعالى از آن تنزيه و تقديس مى شود به عدميات بر مى گردد، و نفى آنها از ذات مقدس الهى بمعنى اثبات همه كمالات است ، واينكه ذات او وجود مطلق بسيط غير متناهى است و به هيچ حدى محدود و منتهى نمى گردد، و در مرتبه اى متناهى نشده و پايان نمى يابد، و واجب الوجود بذاته واحد، احد، و مستجمع جميع صفات كماليه است ، و صفات سلبيه كه بازگشت همه آنها به عدم كمال است از او منفى است .
    تسبيح انشائى ، و تسبيح حقيقى
    ((تسبيح انشائى )) همانست كه به زبان گفته مى شود، اين قسم از تسبيح تسبيح انس و جن و ملائكه است .
    وترى الملائكة حافين من حول العرش يسبحون بحمد ربهم (310)
    ((تو ملائكه را مى بينى كه از پيرامون عرش احاطه كرده اند و به سپاس ‍ پروردگار خويش تسبيح مى كنند)).
    الذين يحملون العرش و من حوله يسبحون بحمد ربهم (311)
    ((آنانكه (فرشتگانى كه ) عرش را حمل مى كنند و آنانكه (فرشتگانى كه ) در پيرامون آن قرار دارند به سپاس پروردگار خويش او را تسبيح مى گويند)).
    فالذين عند ربك يسبحون له بالليل والنهار(312)
    ((آنانكه پيش پروردگار تو هستند او را شب و روز تسبيح مى كنند)).
    والملائكة يسبحون بحمد ربهم (313)
    ((فرشتگان به سپاس پروردگار خويش (او را) تسبيح مى كنند)).
    ان الذين عند ربك لا يستكبرون عن عبادته و يسبحونه وله يسجدون (314)
    ((آنانكه پيش پروردگار تو هستند از پرستش او تكبر نمى ورزند و او را تسبيح مى كنند و به او سجده مى نمايند)).
    بعيد نيست كه حيوانات نيز در اين قسم از تسبيح سهيم باشند، چنانچه از ظاهر آيه ذيل استفاده مى شود كه تسبيح مرغان به علم و شعور است .
    الم تر ان الله يسبح له من فى السموات و الارض والطير صافات كل قد علم صلاته و تسبيحه (315)
    ((آيا نديده اى هر كس كه در آسمانها و زمين است و همچنين پرندگان آنگاه كه (در هوا) پر گشوده اند خدا را تسبيح مى كنند، همگان به عبادت و تسبيح او آگاهى يافته اند)).
    اشاره به همين آيه است كه سعدى گويد:
    تسبيح گوى او نه بنى آدمند و بس
    هر بلبلى كه زمزمه بر شاخسار كرد باز مى گويد:
    دوش مرغى بصبح مى ناليد
    عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش ‍ يكى از دوستان مخلص را
    مگر آواز من رسيد بگوش گفت باور نداشتم كه تو را
    بانگ مرغى چنين كند مدهوش گفتم اين شرط آدميت نيست
    مرغ تسبيح خوان و من خاموش ‍ ((تسبيح حقيقى )) آنست كه به حقيقت و واقعيت حكايت از تنزه خداوند سبحان كند.
    زيرا تسبيح گاه به زبان و سخنگوئى است و گاه به عينيت و وجود خارجى كه دلالت آن از سخن گفتن بيشتر و مؤكدتر است .
    به اين معنى ذات تمام موجودات عالم خدا را تسبيح مى كنند، نه به معنى سخن گوئى ، بلكه ذات آنها تسبيح و تقديس مى كند، زيرا: در ذات آنها كه معلول و مخلوق او هستند نياز به علت و علة العلل كه بايد واجب الوجود بى نياز و وجود مطلق عارى از نقيصه باشد خوابيده است ، افتقار و احتياج و نياز به علت صفتى نيست كه بر معلول عارض و اضافه شده باشد، بلكه نياز و احتياج در ذات اوست ، والا لازم مى آيد كه ذات او مستغنى و بى نياز از علت باشد كه با فرض معلول و مخلوق و ممكن الوجود بودن منافات دارد، پس ذات همه موجودات عالم خدا را تسبيح مى كند.
    زيرا ذات موجودات و كيفيت وجود آنها دلالت دارد به وجود خدا و پاكى او از لوث عدم و همچنين از لوث متصف بودن به صفات حيوانى مانند خوردن و خوابيدن و زادن و زائيدن زيرا ذات موجودات دلالت دارد به وجود علت العلل كه بايد ازلى و ابدى باشد و زادن كه مستلزم وجود بعد از عدم و همچنين زائيدن يعنى توليد مثلى كه مانند خود ازلى باشد با آن ناسازگار است . و منزه بودن از صفات ناپسنديده مانند ظلم و عمل بيهوده .
    از ظلم زيرا ظلم يعنى تجاوز به آنچه از آن ديگران است ، موجودات جهان خود و هر چه دارند از آن خداست . و همه را خدا بوجود آورده و همه را او آفريده است ، ديگر ظلم و تجاوز در مورد او متصور نيست .
    و از عمل بيهوده زيرا ذات موجودات دلالت دارد بر مطلق حكمت بودن آفرينش او و منزه بودن او از بيهوده كارى و خلقت بى مورد، و منزه بودن او از جهل ، زيرا موجودات و آفرينش آنها زير پوشش ميليونها قانون كه در ذات موجودات و تحرك و تحول آنها جريان دارد دلالت دارد بر منزه بودن خدا از جهل و نادانى .
    اينست يك معنى براى تسبيح موجودات جهان كه ما به عقل آن را مى فهميم
    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  7. #37
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥




    معناى لطيف تر براى تسبيح بالاتر از فهم ما
    تسبيح آسمان و زمين چگونه تسبيحى است ؟
    قرآن مى فرمايد:
    و ان من شى ء الا يسبح بحمده ولكن لا تفقهون تسبيحهم (316)
    ((همه موجودات بدون استثناء خدا را به حمد و سپاس تسبيح مى كنند ولى شما تسبيح آنها را نمى فهميد)).
    آرى اين تسبيح از مقوله سخن نيست كه ما آن را بشنويم ، آيا مراد از نفهميدن نشنيدن است كه ما به گوش تسبيح موجودات را نمى شنويم و به عقل چنانچه بيان شد آن را درك مى كنيم ؟
    شايد اين آيه دليل آن باشد كه مراد از تسبيح موجودات كه آيات فوق آن را اعلام مى كند معناى ديگرى باشد لطيف تر از آنچه ما ادراك مى كنيم كه نه آنرا فهميده ايم و نه خواهيم فهميد.
    سبحان ربك رب العزة عما يصفون (317)
    ((نه تنها ذات او را نتوان درك كرد بلكه تسبيح او را نيز آنچنانكه موجودات مى كنند نتوانيم درك كرد.
    مجلس تمام گشت و به آخر رسيد عمر
    ما همچنان در اول وصف تو مانده ايم شاهد آن كه تسبيح موجودات فقط دلالت ذاتى به تنزه خداى تبارك و تعالى نيست اينست : در آيه اضافه مى كند كه براى سپاس و حمد موجودات تسبيح مى كنند آيا اين تسبيح با شعور است كه نعمت خدا را شناخته و به سپاس و حمد او تسبيح مى كنند؟ چيزى است كه خارج از قدرت درك ماست .
    تسبيح همه موجودات به خدا
    يسبح له ما فى السموات و الارض و هوالعزيز الحكيم (318)
    ((تسبيح مى كند به او هر چه در آسمانها و زمين است ، و اوست عزيز و حكيم )).
    عزيز يعنى آنكه قاهر است و مقهور نمى شود.
    يسبح له ما فى السماوات و ما فى الارض الملك القدوس العزيز الحكيم (319)
    ((تسبيح مى كند او را هر آنچه در آسمانها و زمين است ، كه سلطان پاك مقتدر حكيم است )).
    يسبح لله ما فى السماوات و ما فى الارض له الملك و له الحمد(320)
    ((تسبيح مى كند او را هر آنچه در آسمانها و زمين است ملك از آن اوست و سپاس او را سزاوار است )).
    سبح لله ما فى السماوات و ما فى الارض و هو العزيز الحكيم (321)
    ((تسبيح نمود خدا را هر چه در آسمانها و زمين است ، اوست عزيز و حكيم )).
    تسبح له السماوات السبع والارض و من فيهن (322)
    ((آسمانهاى هفتگانه و زمين و هركس در آنهاست خدا را تسبيح مى كند)).
    و يسبح الرعد بحمده والملائكة من خيفته (323)
    ((رعد به شكرانه خدا و فرشتگان از بيم خدا او را تسبيح مى كنند)).
    الم تر ان الله يسبح له من فى السماوات والارض و الطير صافات كل قد علم صلوته و تسبيحه والله عليم بما يفعلون (324)
    ((آيا نمى بينى كه تسبيح مى كند خدا را هر كسى كه در آسمانها و زمين است و مرغان در حالى كه پر گشوده اند، همگان نماز به او و تسبيح او را دانسته اند، خدا به آنچه مى كنند داناست )).
    امر و ترغيب به تسبيح خدا
    و توكل على الحى الذى لا يموت و سبح بحمده (325)
    ((توكل كن بر زنده اى كه نمى ميرد و به سپاس او را تسبيح كن ))
    و من اناء الليل فسبح و اطراف النهار(326)
    ((قسمتى از اوقات شب و اطراف روز را به تسبيح بپرداز)).
    و سبح بحمد ربك بالعشى والابكار(327)
    ((در شامگاه و بامدادان به حمد پروردگارت او را تسبيح كن )).
    و سبح بحمد ربك قبل طلوع الشمس و قبل الغروب (328)
    ((پيش از طلوع خورشيد و قبل از غروب آن به حمد پروردگارت او را تسبيح كن )).
    و من الليل فاسجد له و سبحه ليلا طويلا(329)
    ((پاسى از شب به خدا سجده كن و در شب دراز او را تسبيح كن )).
    و سبح بحمد ربك حين تقوم و من الليل فسبحه و ادبار النجوم (330)
    ((آنگاه كه بر مى خيزى پروردگارت را به ذكر اوصاف كمال او تسبيح كن ، و تسبيح كن او را آنگاه كه ستارگان بر مى گردند)).
    يسبح له فيها بالغدو والاصال رجال لا تلهيهم تجارة ولا بيع عن ذكرالله و اقام الصلوة و ايتاء الزكاة (331)
    ((هر سحرگاه و شامگاه تسبيح مى كند خدا را مردانى كه تجارت و فروشندگى آنان را از ياد خدا و بپاداشتن نماز و پرداخت زكات باز نمى دارد)).
    فسبح باسم ربك العظيم (332)
    ((تسبيح كن به نام پروردگار بزرگت )).
    سبح اسم ربك الاعلى (333)
    ((تسبيح كن نام پروردگار بس بلند پايه خود را)) (يا تسبيح كن بلند پايه ترين نام پروردگارت را)
    فسبح بحمد ربك واستغفره انه كان توابا(334)
    ((تسبيح كن به سپاس پروردگارت و از او طلب آمرزش كن ، همانا او بسيار توبه پذير است )).
    و من الليل فسبحه و ادبار السجود(335)
    ((برخى از شب را به خدا تسبيح گوى و همچنين به دنبال سجده ها)).
    و من الليل فسبحه و ادبار النجوم (336)
    ((پاره اى از شب را به تسبيح خدا پرداز، و همچنين هنگام فرو رفتن ستارگان به نماز صبح )).
    و سبحوه بكرة و اصيلا(337)
    ((تسبيح كنيد او را بامدادان و شامگاهان )).
    يسبحون الليل و النهار لا يفترون (338)
    ((ملائكه تسبيح مى كنند شب و روز و سستى نمى كنند)).
    و سبح بالعشى والابكار(339)
    ((تسبيح كن در شبانگاه و بامداد)).
    فسبح بحمد ربك و كن من الساجدين (340)
    ((به ذكر اوصاف كمال پرودگارت تسبيح گو و از سجده گزاران باش )).
    فلولا انه كان من المسبحين للبث فى بطنه الى يوم يبعثون (341)
    ((اگر نبود كه او (يونس ع ) از تسبيح كنندگان است در شكم ماهى تا روزى كه (مردم ) به قيامت مبعوث شوند همى مى ماند)).
    و تسبحوه بكرة و اصيلا(342)
    ((تا خدا را بامدادان و شبانگاه تسبيح كنيد)).
    فى بيوت اذن الله ان ترفع و يذكر فيها اسمه يسبح له فيها بالغدو و الاصال رجال لا تلهيهم تجارة ولا بيع عن ذكر الله (343)
    ((در خانه هائى كه خدا را رخصت داده كه رفعت يابد، و در آنها نام خدا برده شود.
    هر سحرگاه و شامگاه مردانى در آنها خدا را تسبيح و تقديس مى كنند كه هيچ تجارت و فروش آنها را از ذكر خدا باز نمى دارد)).
    تسبيح صادقانه
    تسبيح صادقانه آنست كه از دل برآيد و بر زبان جارى شود، ايمان به قدوسيت الهى بايد در دل جايگزين گردد.
    ايمان به قدوسيت الهى اگر در دل استقرار يافت در همه اندامها ظهور مى كند، دست و پا و گوش و چشم و سائر اندامها و جوارح نيز به همراه زبان خدا را تسبيح و تقديس مى كنند.
    ولى اگر اثر تسبيح در آنها ظاهر نشد معلوم مى شود كه دل ايمان به قدوسيت الهى ندارد، و آنچه زبان مى گويد دروغ است .
    تنزيه از شرك
    يكى از عمده ترين متعلقات تسبيح و تقديس كه ذات خداوند سبحان از آن تنزيه مى شود شرك است شرك به خداوند متعال بالاترين گناه است ، و تنها گناهى است كه قرآن كريم آن را قابل آمرزش نمى داند.
    ان الله لا يغفر ان يشرك به و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء(344)
    ((خدا شرك را نمى آمرزد و (گناهان ) كمتر از آن را در مورد هر كس كه خودش بخواهد مى آمرزد)).
    قرآن در مورد كسانى كه به جهالت براى خدا فرزند خواندند چنين مى فرمايد:
    كبرت كلمه تخرج من افواههم ان يقولون الا كذبا(345)
    ((سخن بزرگى است كه از دهان آنان بيرون مى آيد، جز دروغ نمى گويند)).
    تكاد السموات يتفطرن منه و تنشق الارض و تخر الجبال هدا ان دعوا للرحمن ولدا(346)
    ((نزديك است آسمانها پاشيده شود، و زمين از هم بشكافد و كوهها متلاشى گردد از اينكه براى خدا فرزند خواندند)).
    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  8. #38
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥




    تهليل
    تهليل گفتن ((لا اله الا الله )) است كه كلمه توحيد مى باشد، يعنى خدائى جز خداى يگانه نيست .
    تهليل سه مرحله دارد: تهليل تكوينى ، تهليل اعتقادى ، تهليل لفظى .
    تهليل لفظى يعنى گفتن ((لا اله الا الله )) و يا هر لفظ ديگرى كه به اين معنى دلالت كند.
    تهليل اعتقادى ، ايمان و اعتقاد قلبى به وحدانيت خداوند متعال است .
    تهليل تكوينى ، دلالت ذات موجودات به وجود خداى يگانه و شهادت آنها به وحدانيت اوست .
    و فى كل شى ء له اية
    تدل على انه واحد(347) سرتاسر قرآن كريم دعوت به خداى يگانه است ، ولى سوره اخلاص سمبل توحيد است .
    خود تهليل نيز در حدود هفتاد مورد با اسم جلاله و يا سائر اسماء الله ذكر شده است .
    ضد تهليل شرك است كه انكار وحدانيت خداست بزرگترين گناه و يگانه گناه نابخشودنى در قرآن معرفى شد. تفاوت تهليل با توحيد به اصطلاح علمى تفاوت مقام اثبات با مقام ثبوت است ، و به عبارت روشنتر توحيد معنى و محتواى تهليل و حقيقتى است كه تهليل از آن حكايت مى كند.
    بنابراين داراى مراحلى است كه براى توحيد موجود است . برخى از مراحل توحيد چنانچه از آيات قرآن كريم استفاده مى شود بدينقرار است :
    1 - توحيد در خالقيت
    قل الله خالق كل شى ء(348)
    2 - توحيد در رازقيت
    هل من خالق غيرالله يرزقكم من السماء و الارض (349)
    3 - توحيد در ربوبيت تكوينى (تدبير)
    و من يدبر الامر فسيقولون الله (350)
    4 - توحيد در ربوبيت تشريعى (قانونگزارى و حاكميت )
    ان الحكم الا الله (351)
    5 - توحيد در مالكيت
    الذى له ملك السماوات و الارض ولم يتخذ ولدا ولم يكن له شريك فى الملك (352)
    توضيح : مالكيتى كه به خدا اختصاص دارد مالكيت بالذات و بالاصاله است ، و مالكيت ديگران بالتبع و بالعرض است كه خدا به آنها مى دهد.
    چنانچه مى فرمايد: والله يوتى ملكه من يشاء(353)
    6 - توحيد در استعانت
    اياك نعبد و اياك نستعين (354)
    توضيح : طبق قواعد عربى كه تقديم مفعول بر فعل افاده حصر مى كند آيه استعانت و طلب يارى را به خدا منحصر كرده و جز ذات خداوند قادر را براى استعانت و طلب يارى بالاصالة صالح نمى داند.
    7 - توحيد در توكل
    قل حسبى الله عليه يتوكل المتوكلون (355)
    8 - توحيد در رجاء
    بيدك الخير انك على كل شى ء قدير(356)
    9 - توحيد در خوف
    انما ذلكم الشيطان يخوف اوليائه فلا تخافوهم و خافون ان كنتم مؤمنين (357)
    ((همانا شيطان از دوستان خود (مردم را) مى ترساند شما از آنان نترسيد از خدا بترسيد اگر ايمان داريد)).
    10 - توحيد در شدت محبت
    و من الناس من يتخذ من دون الله اندادا يحبونهم كحب الله (358)
    ((گروهى از مردم جز خداى (براى وى ) شركاء اتخاذ مى كنند كه آنها را همانند خدا دوست دارند)).
    الم تركيف ضرب الله مثلا كلمة طيبة كشجرة طيبة اصلها ثابت و فرعها فى السماء توتى اكلها كل حين باذن ربها و يضرب الله الامثال للناس لعلهم يتذكرون و مثل كلمة خبيثة كشجرة خبيثة اجتثت من فوق الارض مالها من قرار(359)
    ((آيا نمى بينى كه خدا چگونه مثل زده كلمه پاك همانند درخت پاك است كه ريشه آن استوار و شاخه آن در آسمان است و هميشه به اذن پروردگار خود ميوه مى دهد.
    خدا به مردم مثل مى زند شايد كه تذكر يابند. و مثل كلمه ناپاك مانند درخت ناپاك است از روى زمين قطع شده و قرار ندارد)).
    تفسير: كلمه ((طيبه )) به كلمه توحيد و كلمه ((خبيثه )) به كلمه شرك تفسير شده . و اگر منحصر در آنها هم نباشد آندو برترين مصداق كلمه طيبه و كلمه خبيثه هستند.
    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  9. #39
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥




    تكبير
    تكبير بمعنى الله اكبر گفتن است .
    الله اكبر يعنى خدا بزرگتر است .
    كلمه ((اكبر)) به اصطلاح ادبى افعل التفضيل است ، و در استعمال بايد متعلقى داشته باشد كه اصطلاحا آن را مفضل عليه گويند، كه يا در لفظ مذكور است و يا مقدر است .
    گفته شد مفضل عليه در الله اكبر (من كل شى ء) يا (من ان يوصف ) است .
    يعنى خدا بزرگتر از هر چيز است يا خدا بزرگتر از آنست كه توصيف شود. و ممكن است كه مفضل عليه من ان يدرك يامن كل حد باشد.
    يعنى بزرگتر از آنكه ادراك شود يا بزرگتر از هر حد و مرز، و يا مطلقا از هر مفضل عليه كه فرض شود بزرگتر است .
    تكبير اولين ركن هر نمازى است و با آن نماز شروع مى شود.
    قرآن كريم پيامبر گرامى را به تكبير امر مى كند و مى فرمايد:
    يا ايها المدثر قم فانذرو ربك فكبر(360)
    ((اى به لباس پيچيده برخيز (و مردم را از عذاب خدا بترسان و پروردگارت را بزرگ دار)).
    و كبره تكبيرا(361)
    ((خدا را بزرگ دار بزرگداشت ويژه اى ))
    يعنى : خدا را بزرگ دار آنچنانكه برتر و بزرگتر از همه چيز است .
    ولتكبروا الله على ما هديكم (362)
    ((تا خدا را بزرگ داريد در برابر هدايتى كه شما را كرده است )).

    تاسى به پيغمبر اكرم (ص )
    تاءسى يعنى متابعت پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) در شؤ ون حيات و ابعاد گوناگون زندگى قرآن مى فرمايد:
    لقد كان لكم فى رسول الله اسوة حسنة لمن كان يرجوا الله واليوم الاخر و ذكر الله كثيرا(363)
    ((براى شما در پيامبر خدا الگوى نيكوئى موجود است ، براى هر آن كس ‍ كه خدا و روز قيامت را اميد مى دارد، و خدا را زياد ياد مى كند)).
    تزكيه نفس
    تزكيه نفس پاك كردن از رذائل و پرورش آن به كمالات است .
    قرآن كريم رستگارى را منوط به تزكيه نفس ساخته و مى فرمايد:
    قد افلح من زكيها(364)
    ((به تحقيق رستگار شد كسى كه نفس را تزكيه كرد))
    پيامبر بزرگوار خاتم الاءنبياء (صلوات الله عليه ) براى تزكيه نفس مبعوث شده ، چنانچه آيات زير بر آن شهادت مى دهد.
    كما ارسلنا فيكم رسولا منكم يتلوا عليكم اياتنا و يزكيكم (365)
    ((همانگونه كه پيامبرى از خودتان به شما فرستاديم كه آيات ما را بر شما فرا خوانده و شما را تزكيه مى كند)).
    يتلوا عليهم اياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب والحكمة (366)
    ((آيات او را (خدا را) بر آنها همى خواند و آنان را تزكيه نموده و كتاب و حكمت مى آموزد)).
    تزكيه و تعليم آيات كتاب و حكمت ، همان ويژگيها و خصيصه هاى پيامبر بزرگوار ماست ، كه جدش ابراهيم (عليه السلام ) او را با اين ويژگيها در دعاى خود از درگاه خداوند متعال خواسته بود كه در ميان ذريه او مبعوث سازد، و چنانكه قرآن نقل مى كند گفته بود:
    ربنا وابعث فيهم رسولا منهم يتلوا عليهم اياتك و يعلمهم الكتاب و الحكمة و يزكيهم انك انت العزيز الحكيم (367)
    ((پروردگارا پيامبرى در ميان ذريه من برانگيز كه از خود آنان بوده ، و آيات تو را بر آنان فراخواند، و آنان را كتاب و حكمت آموزد، و آنان را تزكيه نمايد، به يقين تو عزيز و حكيم هستى )).
    تفكر
    تفكر كاربرد نيروى عاقله در بدست آوردن مجهولات از تجزيه و تركيب معلومات است ، گذشته از آيات فراوانى كه در فقه و فهم و علم و تاءكيد بر بدست آوردن علم و ستايش علماء و نكوهش ترك علم در ((17)) موضع نيز از قرآن لفظ ((تفكر)) آمده ، كه به آن امر و مردم را به آن دعوت و تحريص كرده است .
    در مورد تفكر در ((مبداء و معاد)) مى فرمايد:
    الذين يذكرون الله قياما و فعودا و على جنونهم و يتفكرون فى خلق السماوات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانك فقنا عذاب النار(368)
    ((آنانكه ياد مى كنند خدا را به حالت ايستاده و نشسته و بر پهلو خوابيده و تفكر مى كنند در آفرينش آسمانها و زمين پروردگارا تو اين (عالم ) را بيهوده نيافريدى منزهى تو پس ما را (به سبب كوتاهى در انجام وظيفه ) از عذاب آتش نگهدار)).
    در طى آياتى نيز از بكار نگرفتن نيروى تفكر و انديشه و تعقل نكوهش كرده از جمله در اين آيه مى فرمايد:
    لهم قلوب لا يفقهون بها و لهم اعين لا يبصرون بها و لهم اذان لا يسمعون بها اولئك كالانعام بل هم اضل اولئك هم الغافلون (369)
    ((آنان دل دارند ولى به آن نمى فهمند و آنان چشم دارند ولى به آن نمى بينند و آنان گوش دارند ولى به آن نمى شنوند، آنها مانند چهار پايانند بلكه گمراه تر آنانند غافلان )). (به ماده علم مراجعه شود).
    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  10. #40
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥




    تهجد
    تهجد در لغت از خواب بيدار شدن است و در اصطلاح بيدارى پس از نيمه شب به خواندن نماز نافله شب مى باشد.
    و من الليل فتهجد به نافلة لك عسى ان يبعثك ربك مقاما محمودا(370)
    ((پاسى از شب را به خواندن نماز نافله بيدار باش ، اميد است كه پروردگارت تو را به مقام ستوده اى برساند)).
    تفسير: اين آيه خطاب به پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) است .
    نافله شب به آن حضرت واجب بوده است ولى بر ديگران مستحب است .
    مقام محمود (ستوده ) كه خدا در اين آيه به پيامبر وعده داده به اتفاق مفسران مقام ((شفاعت )) است .
    از اينجا مى توان به اهميت نماز در دل شب پى برد كه چگونه عطاء مقام شفاعت بر خاتم الانبياء به بر پا داشتن نافله شب منوط شده است .
    به ماده نماز مراجعه شود كه بقيه آيات مربوط به نماز شب در آنجا ذكر خواهد شد.


    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

صفحه 4 از 14 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •