♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥
صفحه 5 از 14 نخستنخست 123456789 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 139
  1. #41
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥




    توبه
    توبه رجوع و برگشت از گناه و پشيمانى از آنست .
    در آيات زير خدا به توبه كنندگان وعده آمرزش مى دهد:
    والذين عملواالسيئات ثم من بعدها و امنوا ان ربك من بعدها لغفور رحيم (371)
    ((آنانكه كارهاى زشت مرتكب شدند پس از آن توبه نموده و ايمان آوردند پروردگار تو پس از توبه آمرزنده و مهربان است ))
    ثم ان ربك للذين عملو السوء بجهالة ثم تابوا من بعد ذلك و اصلحوا ان ربك من بعدها لغفور رحيم (372)
    ((پروردگار تو براى كسانى كه به نادانى كار زشت نموده سپس توبه كردند و كار صالح انجام دادند به تحقيق پروردگار تو بعد از آن آمرزنده و مهربان است )).
    فمن تاب من بعد ظلمه و اصلح فان الله يتوب عليه (373)
    ((هر كس بعد از ظلم خود (با گناه بر خويشتن كردن ) توبه كند و عمل صالح انجام دهد خدا توبه او را مى پذيرد)).
    و من تاب و عمل صالحا فانه الى الله متابا(374)
    ((هر كس توبه نموده و عمل صالح كند او بر مى گردد به سوى خدا بازگشتى (نيكو))
    فانه كان للاوابين غفورا(375) ((او بر بسيار توبه كنندگان آمرزشگر است )).
    غافر الذنب و قابل التوب (376)
    ((خدا آمرزنده گناه و پذيرنده توبه است )).
    و هو الذى يقبل التوبة عن عباده و يعفوا عن السيئات (377)
    ((اوست كه از بندكان خود توبه را مى پذيرد و از كارهاى بد عفو مى كند)).
    ان الله كان توابا رحيما(378)
    ((خدا بسيار توبه پذير و مهربان است )).
    الم يعلموا ان الله هو يقبل التوبة عن عباده و ياءخذ الصدقات و ان الله هو التواب الرحيم (379)
    ((آيا نمى دانيد كه خدا از بندگان خود توبه را مى پذيرد و صدقات را دريافت مى دارد و او بسيار توبه پذير و مهربان است )).
    كتب ربكم على نفسه الرحمة انه من عمل منكم سوء بجهالة ثم تاب من بعده و اصلح فانه غفور رحيم (380)
    ((پروردگار شما بر خويشتن رحمت نوشته ، هر كس از شما به نادانى كار بدى مرتكب شود پس از آن كه توبه نموده و عمل صالحى بجاى آورد خداى آمرزشگر و مهربان است )).
    الا الذين تابوا و اصلحوا و بينوا فاولئك اتوب عليهم (381)
    ((مگر آنانكه توبه نموده و عمل صالح بجاى آورند و بيان كنند (آنچه را كه كتمان نموده اند) بر آنان مى آمرزم )).
    اين آيه در مورد اهل كتاب نازل شده كه آيات و بينات الهى را در مورد پيامبرى خاتم الانبياء (صلوات الله عليه ) كتمان كردند كه در آيه قبل خدا بر آنان لعنت مى كند و در اين آيه توبه كنندگان را استثناء نموده و بر آنان وعده مغفرت مى دهد.
    و انى لغفار لمن تاب و امن و عمل صالحا اهتدى (382)
    ((به تحقيق من بسيار آمرزنده ام بر كسى كه توبه كند و ايمان آورد سپس به راه هدايت برود)).
    كلمه ((ثم اهتدى )) به معنى آنست كه از راه حق منحرف نشود و از احكام الهى تجاوز نكرده بدعتى نياورد، يا به معنى آنست كه بر ايمان باقى مانده و مرتد نگردد.
    فمن تاب من بعد ظلمه و اصلح فان الله يتوب عليه (383)
    ((هر كس بعد از ارتكاب گناه و ستم بر نفس خويش توبه نموده و عمل صالح بجاى آورد، خدا توبه او را مى پذيرد)).
    تحريص بر توبه و تحذير از ترك آن
    ان الله يحب التوابين و يحب المتطهرين (384)
    ((به تحقيق خدا دوست دارد بسيار توبه كنندگان و پاكى گزيدگان را))
    يهتدى اليه من اناب (385)
    ((خداوند كسى را كه توبه كند به سوى خود هدايت مى كند))
    يهتدى اليه من ينيب (386)
    ((خدا كسى را كه به او توبه كند به سوى خود هدايت مى كند)).
    هذا ما توعدون لكل اواب حفيظ من خشى الرحمن بالغيب وجاء بقلب منيب (387)
    ((اين جايگزينى در بهشت همانست كه به شما وعده داده مى شود براى هر كسى كه بسيار توبه كننده و نگهدار خويش (از تجاوز به حدود الهى و ارتكاب گناه ) باشد آن كس كه از خدا به آنچه از ديده پنهان است بترسد و با دل پشيمان باز آيد)).
    والذين اجتتبوا الطاغوت ان يعبدوها و انابوا الى الله لهم البشرى (388)
    ((كسانى را كه از عبادت طاغوت اجتناب ورزيده و به خدا توبه نمايند بشارت باد.
    (كه رحمت و كرامت الهى و رهائى از كيفر طاغوت پرستى و بهره مندى از الطاف خدا براى آنها خواهد بود.
    و انيبوا الى ربكم و اسلموا له من قبل ان ياءتيكم العذاب (389)
    ((بسوى خدا توبه كنيد و به او تسليم شويد (اطاعت كنيد او را) پيش از آنكه بر شما عذاب فرا رسد)).
    تفسير: برخى از مفسران گفته اند كه مراد از اسلام در آيه آن است كه خويشتن را به خدا خالص گرداند.
    نعم العبد انه اواب (390)
    ((چه بنده نيكوئى است (سليمان ) او بسيار توبه كننده است )).
    نعم العبد انه اواب (391)
    ((چه بنده نيكوئى است (ايوب ) او بسيار توبه كننده است )).
    خدا سيئات توبه كنندگان را به حسنات تبديل مى كند
    الا من تاب و امن و عمل عملا صالحا فاولئك يبدل الله سيئاتهم حسنات و كان الله غفورا رحيما(392)
    ((كسى كه توبه كند و ايمان آورده و عمل صالح كند خداوند بدى هاى آنان را به خوبى ها تبديل مى كند خدا آمرزنده و مهربان است )).
    تفسير: تبديل بدى ها به خوبى ها به اين است كه خدا آنان را توفيق مى دهد كه بجاى اعمال بد اعمال نيكو بجاى آورند.
    برخى از مفسران گفته اند كه معنى آن اين است كه خدا بديهاى آنان را آمرزيده و ثوابى را كه پاداش اعمال نيكو است به آنان نيز مى دهد.
    توسل به پيغمبر اكرم (ص ) براى طلب آمرزش گناه از خدا
    ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جاؤ ك فاستغفرواالله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما(393)
    ((اگر آنها آنگاه كه بر خويشتن ستم كردند به پيش تو مى آمدند و از خدا طلب آمرزش مى نمودند و پيامبر براى آنان طلب آمرزش مى كرد، خدا را بسيار توبه پذير و مهربان مى يافتند.
    (به ماده شفاعت مراجعه شود).
    همه گناهان قابل آمرزش هستند
    قل يا عبادى الدين اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله يغفر الذنوب جميعا انه هوالغفور الرحيم و اءنيبوا الى ربكم و اسلموا له من قبل ان ياتيكم العذاب ثم لا تنصرون (394)
    ((اى بندگان من كه بر جان خويش اسراف كرديد، از رحمت خدا نوميد نشويد، خدا همه گناهان را مى آمرزد به يقين او آمرزنده و مهربان است ، به پروردگار خود توبه كنيد، و به او تسليم شويد پيش از آنكه عذاب بر شما فرا رسد و از شما قطع كمك گردد)).
    تفسير: مراد از اينكه همه گناهان را مى آمرزد آن است كه خدا همه گناهان را بر توبه كننده مى آمرزد به قرينه اول آيه كه امر به توبه مى كند و از نااميدى باز مى دارد يعنى توبه كنيد و نااميد از آمرزش هيچ گناهى نباشيد بخيال آن كه قابل آمرزش نبوده و توبه از آن بيهوده و بى فائده است .
    توبه در هنگام مرگ قبول نمى شود
    وليست التوبة للذين يعملون السيئات حتى اذا حضر احدهم الموت قال انى تبت الان (395)
    ((توبه براى كسانى نيست كه كارهاى بد مرتكب مى شوند تا آنگاه كه مرگ يكى از آنان فرا رسيد مى گويد من اكنون توبه كردم )).
    انما التوبة على الله للدين يعملون السوء بجهالة ثم يتوبون من قريب فاءولئك يتوب الله عليهم و كان الله عليما حكيما(396)
    ((اين است و جز اين نيست پذيرش توبه بر خداست براى كسانى كه به نادانى كار بد مى كنند سپس عنقريب توبه مى كنند خدا توبه آنان را مى پذيرد، خدا دانا و حكيم است )).

    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  2. #42
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥




    در تفسير آمده است كه توبه تا هنگام مرگ ، قريب و نزديك به گناه است .
    پيامبر بزرگوار چنانچه در من لايحضره الفقيه روايت كرده در آخرين خطبه كه پيش از رحلت از اين جهان ايراد كرد فرمود: هر كس يك سال پيش از مرگ خويش توبه كند خدا توبه او را مى پذيرد، سپس فرمود يك سال زياد است هر كس يك ماه پيش از مرگ خود توبه كند خدا توبه او را مى پذيرد.
    باز فرمود: يك ماه زياد است ، هر كس يك روز پيش از مرگ خود توبه كند خدا توبه او را مى پذيرد
    باز فرمود يك ساعت زياد است ، هر كس توبه كند پيش از آنكه جان او به اينجا برسد خدا توبه او را مى پذيرد و با دست به گلوى خود اشاره كرد.
    اميد است كه توبه كننده رستگار شود
    و توبوا الى الله جميعا اية المؤمنون لعلكم تفلحون (397)
    ((همگى به سوى خدا توبه كنيد اى مؤمنان اميد است كه رستگار شويد))
    فاما من تاب و امن و عمل صالحا فعسى ان يكون من المفلحين (398)
    ((كسى كه توبه كند، و ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد، اميد است كه از رستگاران باشد)).
    وعده مغفرت به كسانى كه استغفار (طلب آمرزش ) كنند
    افلا يتوبون الى الله ويستغفرونه و الله غفور رحيم (399)
    ((آيا بسوى خدا توبه نمى كنند و از او آمرزش نمى طلبند؟! خدا آمرزشگر و مهربان است )).
    و من يعمل سوء او يظلم نفسه ثم يستغفرالله غفورا رحيما(400)
    ((هر كس كار بد نمايد يا بر خويشتن ستم كند سپس از خدا طلب آمرزش ‍ كند خدا را آمرزنده و مهربان مى يابد)).
    فسبح بحمد ربك واستغفره انه كان توابا(401)
    ((بسپاس پروردگار خويش او را تسبيح كن و از او طلب آمرزش نما، او به يقين بسيار توبه پذير است )).
    والذين اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذكرواالله فاستغفروا لذنوبهم و من يغفر الذنوب الا الله ولم يصروا على ما فعلوا و هم يعلمون (402)
    در وصف متقين ((آنانكه هرگاه كار بسيار زشتى مرتكب شوند يا بر خويشتن ستم كنند خدا را بياد آرند و بر گناهان خود استغفار نمايند (كه مى دانند) جز خدا هيچكس (نمى تواند) گناهان را بيامرزد آنگاه (ديگر كرده خويش را تكرار و) بر آن اصرار نكنند چون به عاقبت معصيت آگاهند -)).
    الصابرين و الصادقين والقانتين والمنفقين والمستغفرين بالاسحار(403)
    - در وصف متقين ((صبر كنندگان (بر رنج طاعت و ترك معصيت ) راستگويان (در ايمان ) اطاعت كنندگان (يا مداومت كنندگان بر طاعت ) و انفاق كنندگان (در راه خدا) و استغفار كنندگان در سحرها)
    شرائط مرتبه كامله توبه
    حقيقت توبه چنانكه گذشت پشيمانى از گناه و برگشت به سوى خداوند متعال است ، طبيعى است كسى كه واقعا از گناهى پشيمان شده تصميم مى گيرد كه ديگر آن را مرتكب نشود، و همچنين آنچه را كه به سبب آن گناه به ذمه اش آمده اداء كند، مانند اداء حق مردم و قضاء واجب فوت شده .
    ولى توبه كامل كه به حد كمال برسد شرائط ديگرى نيز دارد.
    در نهج البلاغه (كلمات قصار، شماره 409) چنين آمده است :
    و قال عليه السلام لقائل قال بحضرته : ((اءستغفرالله )): تكلتك امك اتدرى ما الاستغفار؟ الاستغفار درجة العليين ، وهو اسم واقع على ستة معان : اولها الندم على ما مضى ، و الثانى العزم على ترك العود اليه ابدا، والثالث ان تودى الى المخلوقين حقوقهم حتى تلقى الله املس ليس عليك تبعة ، و الرابع ان تعمد الى كل فريضة عليك ضيعتها فتؤ دى حقها، والخامس ‍ ان تعمد الى اللحم الذى نبت على السحت فتذبيه بالاحزان حتى تلصق الجلد باالعظم و ينشاء بينهما لحم جديد، والسادس ان تذيق الجسم الم الطاعة كما اذقته حلاوة المعصية ، فعند ذلك تقول : ((استغفرالله ))
    ((امام به شخصى كه در حضور او ((استغفرالله )) گفت فرمود: مادرت به عزايت بنشيند آيا مى دانى استغفار چيست ؟ استغفار درجه عليين (بلند پايگان ) است ، و آن نامى است كه بر شش چيز گفته مى شود،
    نخستين آنها پشيمانى بر گذشته است ،
    دوم ، تصميم بر اينكه هرگز به آن بازگشت نكند،
    سوم ، حقوق مردم را اداء كنى تا خدا را پاك ملاقات كنى در حالى كه پيامد حقوق مردم بر تو باقى نماند،
    چهارم ، هر فريضه اى كه از تو فوت شد. آن را قضا نمائى ،
    پنجم ، آنچه بر تو از خوشگذرانى گناه گوشت روئيده است آب كرده لاغر شوى .
    ششم ، بر جسم خويش رنج طاعت را بچشانى همانگونه كه به آن شيرينى معصيت را چشانده بودى .
    آنگاه مى گوئى استغفرالله )).
    رد مظلمه (اداء حق مردم )
    گناه اگر ظلم به مردم باشد توبه از آن بدون رفع ظلم و اداء حق مردم تحقيق نمى يابد.
    در نهج البلاغه (خطبه 175) آمده است كه اميرالمؤمنين (عليه السلام ) فرمود:
    الا و ان الظلم ثلاثه : فظلم لا يغفر، و ظلم لا يترك ، و ظلم مغفور لا يطلب . فاما الظلم الذى لا يغفر فالشرك بالله ، قال الله تعالى : ((ان الله لا يغفر ان يشرك به )). و اما الظلم الذى يغفر فظلم العبد نفسه عند بعض الهنات و اما الظلم الذى لا يترك فظلم العباد بعضهم بعضا. القصاص هناك شديد، ليس هو جرحا بالمدى ولا ضربا بالسياط، ولكنه ما يستصغر ذلك معه
    ((آگاه باش كه ظلم بر سه گونه است ، ظلمى كه بخشوده نمى شود، ظلمى كه بازخواست مى شود، ظلمى كه آمرزيده است .
    اما ظلمى كه بخشوده نمى شود شرك به خداست ، كه خدا فرموده :
    ان الله لا يغفر ان يشرك به = خداى شرك به او را نمى آمرزد))
    اما ظلمى كه بخشوده مى شود ظلم بنده بر خويشتن است با ارتكاب برخى گناهان كوچك .
    اما ظلمى كه بازخواست مى شود ظلم بنده بر بنده ديگر است ، قصاص آنجا سخت است ، زخم با حربه و ضربه با تازيانه نيست ، چنان است كه آنها پيش آن اندك شمرده مى شود)).

    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  3. #43
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥




    تضرع به خدا
    تضرع از ماده ((ضرع ))، و به معنى اظهار عجز و ذلت است . در فارسى مرادف با ((زارى )) است كه به همين معنى آمده است .
    قرآن كريم مردم را به دعاء با تضرع به ساحت قدس الهى دعوت كرده و مى فرمايد:
    قل من ينجيكم من ظلمات البر والبحر تدعونه تضرعا و خفيه (404)
    ((بگو (اى پيامبر) كيست كه شما را از ظلمات دريا و خشكى نجات مى بخشد كه او را به تضرع در پنهانى بخوانيد)).
    ادعوا ربكم تضرعا و خفية انه لا يحب المعتدين (405)
    ((خداى خود را به تضرع در پنهانى بخوانيد به يقين خدا ستمكاران را دوست ندارد)).
    و ما ارسلنا فى قرية من نبى الا اخذنا اهلها بالباساء والضراء لعلهم يضرعون (406)
    ((ما هيچ پيامبرى را به هيچ ديارى نفرستاديم مگر آنكه اهلش را به شدائد و مضار مبتلا ساختيم تا مگر (به درگاه خدا) تضرع كنند)).
    ولقد ارسلنا الى امم من قبلك فاخذناهم بالباساء و الضراء لعلهم يتضرعون فلولا اذ جاءهم باسنا تضرعوا ولكن قست قلوبهم و زين لهم الشيطان ما كانوا يعملون (407)
    ((ما پيامبرانى به سوى امتهاى پيش از تو فرستاديم و به شدائد و مضار گرفتارشان كرديم كه شايد (به درگاه خدا) تضرع كنند، چرا وقتى كه بلاى ما به آنها رسيد تضرع و زارى نكردند بدين سبب نكردند كه قساوت دلهاى آنان را فرا گرفت و شيطان كردار زشت آنها را در نظرشان زيبا جلوه داد)).
    تقوا
    ستايش و مدح تقوا، و امر به آن و تحريص و ترغيب بر پيشه ساختن آن و اثر تقوا، و پاداش آن در قيامت و آنچه از شاءن و درجات پيش خداى تبارك و تعالى براى افراد با تقوا وجود دارد در آيات زيادى از قرآن كريم از آن سخن رفته است .
    در ((هشتاد)) موضع از قرآن به تقوا امر شده ، و در ((چهل و نه )) موضع متقين را ستوده و در ((هشتاد و سه )) موضع از پاداشها و اثرات نيكوى تقوا ياد نموده است .
    طى آياتى ، قرآن كريم به تعاون و همكارى بر تقوا دستور داده (408) و بيان داشته كه بر و نيكوئى همانا تقوا مى باشد(409) و اينكه گرامى ترين مردم پيش او انسانهاى با تقوا هستند(410) و اينكه قرآن را به زبان پيامبر گرامى آسان گردانيد تا متقيان را بشارت دهد(411) و اينكه بهترين توشه تقوا است (412) و لباس تقوا بهتر است (413) و عاقبت از آن تقوا است (414) و اينكه تقوا به خدا مى رسد(415) و خدا اهل تقوا و آمرزش ‍ است (416)
    و نيز مسجدى را كه اساس آن بر تقوا نهاده شده به عظمت ياد نموده و كسى را كه بنيان نفس خود را بر تقوا نهاده تكريم كرده است .(417)
    و نيز مى فرمايد: آخرت از آن كسى است كه تقوا ورزد(418) و پاداش ‍ آخرت براى متقيان بهتر است (419) و اينكه اهل بلاد اگر ايمان آورده و تقوا پيشه سازند خدا از آسمان و زمين درهاى بركات را بر آنان مى گشايد(420) و هر كس كه تقوا ورزد كار او را آسان سازد(421) و گناهان او را فرو ريزد و پاداش او را بزرگ فرمايد(422) و از جائى كه گمان نمى برد او را روزى دهد.(423)
    و اينكه خدا متقيان را دوست دارد(424) و خدا با آنان است (425) و اولياء خدا جز آنان نيستند(426) .
    و اينكه خداوند از متقيان مى پذيرد(427) و عاقبت از آن آنهاست (428) و خدا متقيان را مانند فاجران قرار نمى دهد(429) و بهترين بازگشت براى آنان است (430) و آنانند سعادتمندان (431) .
    و اينكه براى متقيان بهشت هائى است كه نهرها از زير آنها جارى است (432) و - براى آنان است پاداش بزرگ (433) و خدا گناهان آنان زا فرو مى ريزد(434) و مردمى را كه تقوا ورزيده اند از آتش جهنم نجات مى بخشد(435) و براى آنان است غرفه هائى بالاى آنها نيز غرفه ها(436) و بدى به آنان نمى رسد(437) .
    و اينكه متقيان در بهشت ها و چشمه هائى هستند و از آنچه خدا به آنان عطا فرموده متمتعند(438) و اينكه متقيان در سايه ها و چشمه ها و ميوه هائى از آنچه دوست دارند مى باشند(439) .
    و اينكه براى متقيان باغها و درختان انگور است (440) و براى آنها بهشتى است كه پهناى آن آسمانها و زمين است (441) و اينكه متقيان در باغات و چشمه هائى در نشيمن صدق پيش ملك با قدرت خواهند بود(442) و چه نيكوست خانه متقيان (443) و براى متقيان است هر چه بخواهند و آنگونه خدا متقيان را پاداش مى دهد.(444)

    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  4. #44
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥




    معنى تقوا
    تقوا خدا را پائيدن ، وصيانت نفس از نافرمانى خداست ، كه او را اطاعت نموده و آنچه را كه به آن امر الزامى نموده است انجام دهد، و از ارتكاب آنچه تحريم كرده خوددارى نمايد، به عبارت ديگر تقوا احساس مسؤ وليت و تعهد در مقابل خدا، و جهت گيرى به سوى خدا از درون وجود است كه به دنبال آن حركات و سكنات انسان در خط شرع قرار مى گيرد.
    هر مكتبى نظام ارزشى دارد و همه چيز را بر معيار آن مى سنجد.
    در زمانهاى گذشته نيز معيارهاى گوناگون وجود داشته كه طاغوتهاى معاصر انبياء گذشته آنان را با آن معيارها سنجيده و مورد ارزيابى قرار داده اند.
    مثلا فرعون براى ارزيابى شخصيت موسى مى گويد: فلولا القى عليه اسورة من ذهب (445)
    ((چرا براى او دستبندهاى طلا نازل نشده )) يا كفار زمان نوح او را به باد انتقاد گرفته و مى گويند: و ما نراك اتبعك الا الذين هم اراذلنا بادى الراءى (446)
    ((پيروان تو جز افرادى فرومايه و فقير نيستند)).
    مكتب الهى همه معيارها را در هم ريخته و تقوا را يگانه معيار تام و تمام ارزيابى انسانها قرار داده است .
    در مكتب الهى هيچ چيز ديگر حتى علم بدون تقوا نيز معيار ارزش معرفى نشده است .
    قرآن مى فرمايد:
    ولكن البر من اتقى (447)
    ((خوبى و نيكوئى از آن است كه پاى بند تقوا باشد)).
    در آيه ديگر به روشنى ارزشمندترين انسانها كسى را معرفى مى كند كه بيشتر از همه تقواى الهى داشته باشد.
    ان اكرمكم عندالله اتقيكم (448)
    در شرائط مختلف و در صحنه هاى گوناگونى كه در زندگى انسان پديدار مى گردد مواجه با انگيزه هائى مى شويم كه ما را به سوى گناه مى كشاند، بايد حركت ها و فعاليت ها و گفتارها و معيشت و پيشه روزانه و وسيله ارتزاق و ماءكول و ملبوس و همه شؤ ؤ ن زندگى را دقيقا تحت كنترل قرار داد، به ويژه آنجا كه مطامع مالى مطرح است .
    در مواعظ ماثوره از پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) چنين مى خوانيم :
    لا يكون الرجل من المتقين حتى يحاسب نفسه اشد من محاسبة الشريك شريكه فيعلم من اين مطعمه و من اين مشربه ؟ و من اين ملبسه ؟ امن حل ذلك ؟ ام من حرام ؟ يا اباذر من لم يبال من اين يكتسب المال لم يبال الله عزوجل من اين ادخله النار(449)
    ((مرد در زمره متقين قرار نمى گيرد تا خود را سخت تر از محاسبه شخص ‍ درباره شريك خود مورد محاسبه قرار دهد تا بداند خوراكش و آنچه مى نوشد و آنچه مى پوشد از چه راهى تهيه شده است ، هر آنكس كه پروا ندارد كه كسب او از چه راهى است خدا نيز درباره او پروا نمى كند كه از چه ناحيه او را وارد آتش سازد)).
    باز در طى همين سخنان چنين آمده :
    كن بالعمل بالتقوى اشد اهتماما منك بالعمل فانه لا يقل لا يقل عمل بالتقوى ... يا اباذز اصل الدين الورع و راءسه الطاعة ... و اعلم انكم لو صليتم حتى تكونوا كالحنايا و صمتم تكونوا كالاوتار ما ينفعكم الا بورع (450)
    ((به با تقوا بودن عمل بيشتر از (خود) عمل اهتمام كن ... اصل دين ورع است و راءس آن اطاعت خداست ... بدان شماها اگر آنقدر به نماز بايستيد كه مانند كمان خميده شويد، و آنقدر روزه بگيريد كه مانند تير لاغر گرديد، جز با ورع به شما سود نخواهد داد)).
    منشاء پيدايش تقوا:
    هسته اصلى و منشاء پيدايش تقوا ايمان به خدا و ترس از كيفر گناه و ميل به رستگارى و كسب رضاء الهى است .
    تقوا در دل پديد مى آيد و از دل به سائر اعضاء و جوارح جريان مى يابد.
    در ((هفتاد)) موضع از قرآن كريم به تقوا امر و به آن تاءكيد شده ، و در آيات مختلف براى آن آثارى ذكر گرديده كه ذيلا اشاره مى شود.
    آثار تقوا در قرآن
    آثارى كه براى تقوا در قرآن كريم آمده است به سه گروه تقسيم مى گردد: آثار دنيوى ، آثار اخروى ، آثار مستمر.
    الف - آثار دنيوى
    خدا به كسى كه تقوا داشته باشد، از راهى كه به حساب نمى آورد روزى مى دهد.
    ومن يتق الله يجعل له مخرجا و يرزقه من حيث لا يحتسب (451)
    ((هدايت قرآن نصيب افراد با تقوا مى گردد)).
    ذلك الكتاب لا ريب فيه هدى للمتقين (452)
    مردمى كه تقوا ورزند خدا درهاى بركات آسمان و زمين را بر آنان باز مى كند.
    ولو ان اهل القرى امنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء و الارض(453)
    ب - آثار اخروى :
    ((متقين در بهشت جايگزين خواهند شد)).
    ان المتقين فى جنات و نعيم (454)
    ((تقوا بهترين زاد و توشه آخرت است )).
    فان خير الزاد التقوى (455)
    ((اعمال انسانهاى متقى مورد قبول درگاه الهى قرار مى گيرد)).
    انما يتقبل الله من المتقين (456)
    ((هر كس تقوا پيشه كند، خدا گناهان او را محو نموده و پاداش عظيم به او مى دهد)).
    و من يتق الله يكفر عنه سيئاته و يعظم له اجرا(457)
    ((خدا متقين را از دوزخ آزاد مى سازد)).
    ثم ننجى الذين اتقوا و نذر الظالمين فيها جثيا(458)
    ج - آثار مستمر:
    ((خوشبخت كسانى هستند كه اطاعت خدا و رسول نمايند، و از خدا ترسيده تقوا پيشه كنند)).
    و من يطع الله و رسوله و يخش الله و يتقه فاولئك هم الفائزون (459)
    ((گرامى ترين انسانها پيش خدا متقى ترين آنها است )).
    ان اكرمكم عندالله اتقيكم (460)
    ((خدا متقين را دوست دارد)).
    ان الله يحب المتقين (461)
    ((تنها متقين دوستان خدا هستند)).
    ان اولياه الا المتقون (462)
    ((خدا ولى و سرپرست متقيان است )).

    والله ولى المتقين (463)
    ((خدا همواره با متقين است )).
    ان الله لمع المتقين (464)

    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  5. #45
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥




    ارزش عمل با تقوا
    تقوا ارزش عمل را بالا برده و آن را به درجه قبول مى رساند، چنانچه در آيه اى كه سابقا گذشت به آن تصريح شده است .
    در حديث مى خوانيم :
    كان اميرالمؤمنين (عليه السلام ) يقول : لا يقل عمل مع التقوى ، و كيف يقل ما يتقبل (465)
    ((اميرالمؤمنين (عليه السلام ) مى فرمود: عملى كه تواءم با تقوا است هر قدر هم كه كم باشد كم نيست و چگونه عملى كه مورد قبول الهى است كم خواهد بود)).
    مراتب تقوا - تقوا مراتب مختلفه دارد، و درجات آن به حدى بالا مى رود كه همه كس تاب و توان بر آن را ندارد و جز اولياء الله نمى توانند به آن دست يابند.
    مولاى متقيان اميرالمؤمنين على (عليه السلام ) در خطبه معروف (466) خود كه به همام اوصاف متقين را كه به درجات كمال تقوا رسيده اند بيان فرموده است :
    ((همام )) مردى كه از ياران اميرالمؤمنين (عليه السلام ) بود به آن حضرت گفت :
    يا اميرالمؤمنين متقين را چنان برايم توصيف كن كه گوئى آنها را به چشم خود مى بينم ، امام (عليه السلام ) كه روح پاك و تشنه همام را سخت شيفته و آماده عروج و وصول به درجات والاى پرهيزكاران يافته بود، بيم آن داشت كه با شنيدن كلام نافذش كه از دل بر مى خواست و بر دل مى نشست ، اين روح پاك به پرواز در آيد و قالب تهى كند اندكى در جواب درنگ كرد سپس ‍ خواست با پاسخى كوتاه در وصف پرهيزكاران ، همام را قانع كند، از اين رو فرمود: اى همام در برابر خداوند، خويشتن را واپاى و نيكوكار باش ، كه خداوند با كسانى است كه خويشتن را واپايند و نيكوكار باشند (و همين مقدار معرفت اجمالى در باب وصف پرهيزكاران تو را كافى است ).
    اما همام با اين سخن كوتاه قانع نشد و امام را قسم داد و اصرار ورزيد، امام چون قسم و اصرار همام را ديد، خداى را ستايش كرد و ثنا گفت و بر پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) درود فرستاد آنگاه با بيان شيوا در حد اعلاى بلاغت و رسائى به ذكر اوصاف و ويژگيهاى متقين را بر شمرد، تا بجائى رسيد كه همام ديگر طاقت نياورد، ناگهان از هوش رفت ، و در همان بيهوشى درگذشت .
    اميرالمؤمنين (عليه السلام ) فرمود: من از اين سرانجام بر وى بيمناك بودم ، آرى مواعظ بليغ و رسا در كسى كه اهل و شايسته آن باشد، اين چنين كارگر مى افتد.
    تعاون و هميارى در خير و تقوا
    تعاونوا على البر و التقوى ولا تعاونوا على الاثم و العدوان (467)
    ((بر خوبى و تقوا تعاون و هميارى كنيد بر گناه و دشمنى تعاون و هم يارى نكنيد)).
    والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض (468)
    ((مردان مؤمن و زنان مؤمن برخى مددكار برخى ديگرند)).
    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  6. #46
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥




    توكل
    توكل آن است كه به خدا اعتماد كرده ، و با وثوق به حسن تدبير و تقدير او، امور خويش را به او تفويض و واگذار نمايد.
    توكل پشتوانه محكمى براى فعاليت بوده و مشعل اميد را در دل روشن و ياءس را از آن مى زدايد، در انسان ايجاد شهامت نموده ، و روح را تقويت و به آن حالت طماءنينه و آرامش مى بخشد و ترس و بيم از ناكامى و شكست را از دل بيرون مى راند، آنگاه كه انسان كاربرد نيروى خويش را به اتمام رسانده ، و به مرزهاى خارج از محدوده قدرت و توان خود رسيد، با به كار گرفتن توكل در خارج از محدوده قدرتش نفوذ مى كند.
    انسان موجودى است كه احساس مى كند نيروى خودش به تنهائى كافى نيست و به همين دليل تكيه گاه مى جويد.
    هر مكتب طبق جهان بينى خودش تكيه گاهى ارائه مى دهد، اسلام طبق جهان بينى توحيدى خدا را تكيه گاه معرفى مى كند، كه قدرتش بى انتها و بر همه چيز تواناست و همه قدرتها از او پديد آمده و از او سرچشمه مى گيرد، او از همه مهربانتر و ارحم الراحمين است ، و تمام صفاتى كه در تكيه گاه تزلزل ناپذير لازم است تنها در او موجود است .
    اگر توكل به خدا در دل انسان عينيت پيدا كند، بدون شك خداى عالم او را مورد يارى و نصرت خود قرار مى دهد.
    قرآن اعلام مى كند: و من يتوكل على الله فهو حسبه (469)
    ((هر كس به خدا توكل كند خدا او را كفايت مى كند)).
    اينجاست كه چون متكى به خداست و نيروى لايزال الهى پشتوانه او مى باشد، نيرومندترين مردم خواهد بود.
    در حديث از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى خوانيم كه فرمود:
    ان شرك ان تكون اقوى الناس فتوكل على الله (470)
    ((اگر دوست دارى كه نيرومندترين مردم باشى به خدا توكل كن ))
    در حديث از امام صادق (عليه السلام ) نيز آمده است .
    ان الغنى والعزة تجولان فاذا ظفر بموضع التوكل اوطنا(471)
    ((بى نيازى و عزت مى گردند هرگاه به جائى كه توكل وجود دارد رسيدند متوطن مى شوند)).
    تاءكيد مى كنيم : توكل بدان معنى نيست كه خود از كار و فعاليت و تدبير باز ايستد، بلكه با بكار گرفتن نيروى فكرى و جسمى خود و آنچه از نيروهاى انسانى و غيرانسانى كه بر حسب جريان كار مورد نياز است اعتماد و اتكاء او تنها به خدا بوده ، و عامل اصلى موفقيت و پيروزى به هدف را خدا بداند.
    و با ايمان به اينكه همه نيروها از اوست و اگر او نخواهد كارى انجام بگيرد، هيچ نيروئى كاربرد نخواهد داشت ، و اگر او بخواهد هيچ نيروى بازدارنده اى مانع روند كار نخواهد شد، از اين رو نه به خود و نه به ديگران اعتماد ننموده و اعتماد او تنها به خدا باشد.
    و با چنين اعتقادى به خدا اتكاء كرده و امور خويش را به او تفويض ‍ نمايد.
    در حديث از حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام ) آمده است :
    ((توكل به خدا درجات مختلفى دارد، از جمله آنكه بر او توكل نموده ، و به هر چه در مورد تو انجام دهد راضى بوده ، و براى تو يقين حاصل شود كه او در خير تو قصور نمى ورزد، و فضل خود را از تو دريغ نمى دارد، و يقين نمائى كه حكم و فرمان در آنها با اوست ))(472) .
    پروردگار متعال در آيات متعددى از قرآن كريم پيامبر خود را به توكل امر مى كند، از جمله در سوره احزاب آيه 3 و 48 و سوره نساء آيه 81 مى فرمايد:
    و توكل على الله و كفى بالله وكيلا
    ((به خدا توكل كن ، همين بس كه خدا وكيل (473) كسى باشد)).
    و در سوره هود آيه 123 مى فرمايد:
    اليه يرجع الامر كله فاعبده و توكل عليه
    ((همه امور به او باز مى گردد، او را بندگى كن و بر او توكل نما)).
    همه چيز تحت قدرت اوست ، و جز او هيچ كس شايسته اعتماد نيست .
    و توكل على الحى الذى لا يموت و سبح بحمده (474)
    ((توكل كن بر زنده اى كه نمى ميرد و به سپاسش او را تسبيح و تنزيه كن )).
    و توكل على العزيز الرحيم (475)
    ((توكل كن بر مقتدر رحم كننده )).
    فان تولوا فقل حسبى الله لا اله الا هو عليه توكلت (476)
    ((اگر از تو روگردان شوند بگو كفايت مى كند مرا الله ، خدائى جز او نيست بر او توكل كرده ام ))
    ان ربك يقضى بينهم بحكمه و هوالعزيز العليم فتوكل على الله انك على الحق المبين (477)
    ((به تحقيق پروردگار تو در ميان آنان به حكم خويش قضاوت مى كند، اوست توانا و دانا، پس بر خدا توكل كن تو آشكارا بر حق هستى ))
    ولله غيب السموات والارض و اليه يرجع الامر كله فاعبده و توكل عليه و ما ربك بغافل عما تعملون (478)
    ((آنچه در آسمانها و زمين پنهان است از آن خداست و برگشت همه امور بسوى اوست ، پس او را عبادت كن و بر او توكل نما، پروردگار تو از آنچه مى كنند غافل نيست )).

    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  7. #47
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥




    ساير آيات توكل
    در آيات زير نيز مؤمنان به توكل بر خدا تحريص شده اند.
    انما المؤمنون الذين اذا ذكر الله و جلت قلوبهم و اذا تليت عليهم اياته زادتهم ايمانا و على ربهم يتوكلون (479)
    ((مؤمنان كسانى هستند كه هرگاه نام خدا برده شود دلهاى آنان مى ترسد و هرگاه آيات او بر آنها خوانده شود ايمانشان بيشتر شده و بر پروردگار خود توكل مى كنند)).
    و على الله فليتوكل المؤمنون (480)
    ((مؤمنان بر خدا توكل كنند)).
    قل حسبى الله عليه يتوكل المتوكلون (481)
    ((بگو كفايت مى كند مرا خدا بر او توكل كنندگان )).
    و من يتوكل على الله فان الله عزيز حكيم (482)
    ((هر كس بر خدا توكل كند به تحقيق خدا مقتدر است و به حكمت عمل مى كند)).
    قل لن يصيبنا الا ما كتب الله لنا هو مولينا و على الله فليتوكل المؤمنون (483)
    ((بگو هرگز بر ما نمى رسد جز آنچه خدا درباره ما نوشته است او مولاى ماست ، و بر خدا مؤمنان توكل كنند)).
    و قال موسى يا قوم ان كنتم امنتم بالله فعليه توكلوا ان كنتم مسلمين (484)
    ((موسى گفت : اى قوم من اگر به خدا ايمان آورده ايد بر او توكل كنيد، اگر مسلم هستيد)).
    ان عبادى ليس لك عليهم سلطان و كفى بربك وكيلا(485)
    ((به تحقيق تو را اى ابليس بر بندگان من تسلطى نيست كافى است كه پروردگار تو وكيل آنها باشد)).
    انه ليس له سلطان على الذين امنوا و على ربهم يتوكلون (486)
    ((به تحقيق او را (ابليس را) بر كسانى كه ايمان آورده و بر پروردگار خود توكل كنند تسلطى نيست )).
    اليس الله بكاف عبده (487)
    ((آيا خدا بر بنده خود كفايت كننده نيست ؟!)).
    و من يتوكل على الله فهو حسبه (488)
    ((هر كس بر خدا توكل كند او را كفايت مى كند)).
    قل لا املك لنفسى نفعا ولا ضرا الا ماشاء الله (489)
    ((بگو من براى خود مالك نفع و ضررى نيستم جز آنچه خدا بخواهد)).
    و ما لنا الا نتوكل على الله و قد هدينا سبلنا و لنصبرن على ما اذيتمونا و على الله فليتوكل المتوكلون (490)
    ((چه شده بر ما كه بر خداى توكل نكنيم در صورتى كه او ما را به راههاى ما (راههائى كه ما را به سعادت مى رساند) هدايت نموده ، البته بر ايذاء و آزار شما صبر خواهيم كرد، و به خدا مؤمنان توكل كنند)).
    الذين قال لهم الناس ان الناس قد جمعوا لكم فاخشوهم فزادهم ايمانا و قالوا حسبنا الله و نعم الوكيل (491)
    (در وصف مؤمنان ) ((آنانكه مردم به ايشان گفتند به تحقيق براى (جنگ ) شما سرباز و اسلحه گرد آورده اند از آنها بترسيد در نتيجه ايمانشان بيشتر شده گفتند خدا ما را كفايت مى كند، و چه نيكو وكيلى است )).
    و افوض امرى الى الله ان الله بصير بالعباد(492)
    موسى (عليه السلام ): ((تفويض مى كنم كار خود را به خدا، همانا خدا بر بندگان بصير است )).
    ان الحكم الا لله عليه توكلت و عليه فليتوكل المتوكلون (493)
    يعقوب (عليه السلام ) گفت : ((حكم نيست جز از آن خدا بر او توكل كردم و بر او توكل كنندگان توكل كنند)).
    فعلى الله توكلت فاجمعوا امركم و شركاء كم ثم لا يكن امركم عليكم عمة ثم افضوا الى ولا تنظرون (494)
    نوح (عليه السلام ) به قوم خود گفت : ((من تنها به خدا توكل مى كنم شما هم به اتفاق بتان و خدايان باطل خود هر مكر و تدبيرى داريد انجام دهيد تا امر بر شما پوشيده نباشد و درباره من هر انديشه باطل داريد بيدرنگ بكار گيريد)).
    و من يتوكل على الله فهو حسبه (495)
    ((هر كس بر خدا توكل كند او را كفايت مى كند)).
    تفسير: در تفسير مجمع البيان گويد: يعنى او را كفايت مى كند در كار دنيا و به او پاداش بهشت مى دهد و در حديث آمده هركس دوست دارد كه نيرومندترين مردم باشد بر خدا توكل كند.
    موقعيت توكل در تصميم گيريها
    در مورد موقعيت توكل در تصميم گيريها، قرآن توكل را در مرحله سوم و پس ‍ از طى دو مرحله مشورت و بينش فكرى قرار مى دهد و چنين مى فرمايد:
    و شاورهم فى الامر فاذا عزمت فتوكل على الله (496)
    ((از اين آيه شريفه استفاده مى شود پيش از انجام عمل ، سه مرحله به ترتيب وجود دارد:
    1 - مشورت 2 - انديشه و تصميم گيرى 3 - توكل .
    پس از مشورت و اطلاع از نظريات ديگران بايد با تفكر و انديشه ، نظرات و صلاح و فسادى كه از طرف آنان ارائه شده با جهات ديگر از صلاح و فساد كه به نظر خودش مى رسد، در كنار هم بررسى كرده و نتيجه گيرى نمايد.
    آنگاه كه تصميم بر آن گرفت ، به پروردگار توانا كه چيزى از حيطه قدرت او بيرون نيست توكل كند، و از او درخواست نمايد كارى را كه مى خواهد انجام دهد در مسير خير و مصلحت قرار داده ، و او را در انجام آن يارى و مدد كند.
    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  8. #48
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥




    ترويج و متاءهل كردن مردان و زنان مجرد
    در اين مورد قرآن مى فرمايد:
    و انكحوا الايامى منكم والصالحين من عبادكم و امانكم ان يكونوا فقراء يغنهم الله من فضله والله واسع عليم (497)
    ((مردان بى زن و زنان بى شوهر خود را تزويج كنند همچنين صالحان از بندگان و كنيزان خود را، اگر فقير باشند خدا از فضل خود آنان را بى نياز مى كند، خدا وسعت دارد و (به صلاح حال آنان ) آگاه است )).
    تفسير: در اين آيه وعده مى دهد كه خداى تبارك و تعالى پس از تزويج نيازمندان را بى نياز مى كند.
    از حضرت صادق (عليه السلام ) روايت شده هر كس از ترس عيالمندى از تزويج سرباز زند به خداى تبارك و تعالى سوء ظن نموده است زيرا خداوند فرموده است :
    يغنهم الله من فضله
    ((خداوند از فضل خودش بى نيازشان مى كند)).
    تواضع به مؤمنان
    واخفض جناحك لمن اتبعك من المؤمنين (498)
    ((براى هر كس كه از مؤمنان تو را متابعت كند پر خويش بيفكن قرآن پيامبر را امر به تواضع به مؤمنين نموده و مى فرمايد: تواضع كن -)).
    واحفض جناحك للمؤمنين (499)
    ((براى مؤمنان خفض جناح (تواضع ) كن )).
    تفسح و جا باز كردن در مجالس ذكر خدا
    يا ايها الذين آمنوا اذا قيل لكم تفسحوا فى المجالس فافسحوا يفسح الله لكم و اذا قيل انشزوا فالشزوا(500)
    ((اى مردمى كه ايمان داريد هرگاه به شما گفته شد در مجالس (براى ديگران ) جاى باز كنيد، چنان كنيد، كه خدا براى شما جاى گشايد.
    و هرگاه گفته شد از جاى برخيزيد چنان كنيد)).
    اين آيه در مورد اصحاب پيامبر (صلى الله عليه و آله ) كه در پيش آنحضرت در مسجد حاضر مى شدند نازل شده است .
    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  9. #49
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥




    جهاد
    جهاد به معنى جنگ و پيكار در راه خداست ، و هنگامى كه اسلام در مخاطره قرار گرفته و از طرف دشمنان مورد تجاوز و تهاجم قرار گيرد مصداق مى يابد، و در صورتى كه دفاع از حريم اسلام جز با عمليات نظامى امكان پذير نباشد بر هر مسلمانى كه قدرت بر آن داشته باشد واجب مى گردد.
    در تعداد زيادى از آيات قرآن كريم به جهاد امر شده است كه از جمله اين آيات است :
    كتب عليكم القتال و هو كره لكم و عسى ان تكرهوا شيئا و هو خيرلكم و عسى ان تحبوا شيئا و هو شر لكم والله يعلم و انتم لا تعلمون (501) ((بر شما جنگ نوشته شده در حالى كه شما آن را مكروه مى داريد، احتمال دارد كه شما چيزى را مكروه بداريد ولى براى شما خير باشد و احتمال دارد كه شما چيزى را دوست بداريد ولى به شما ضرر داشته باشد، خدا مى داند و شما نمى دانيد)).
    تفسير: جهاد بطور حتم به حال انسان بهتر است ، زيرا نتيجه آن يا غلبه و ظفر و سرفرازى است ، و يا شهادت و فوز به درجات بهشت است .
    و مرگ در بستر براى كسى كه ترك جهاد كند علاوه بر اينكه انباشته از حسرت و ياءس از رحمت خداى متعال است چه بسا تواءم با بيماريهاى بسيار دردآور و شكنجه دهنده نيز هست .
    و قاتلوا فى سبيل الله الذين يقاتلونكم ولا تعتدوا ان الله لا يحب المعتدين و اقتلوهم حيث ثقفتموهم و اخرجوهم من حيث اخرجوكم (502)
    ((جنگ بكنيد در راه خدا با كسانى كه با شما قتال مى كنند و تجاوز (از حد) نكنيد كه خدا تجاوز كنندگان را دوست ندارد.
    هرجا كه آنان را يافتيد بكشيد و از آنجا كه شما را بيرون رانده اند آنان را برانيد)).
    تفسير: اين آيه در مورد كفار مكه نازل شده كه با مسلمانان به جنگ برخاسته و آنان را از مكه بيرون راندند.
    و قاتلوا فى سبيل الله و اعلموا ان الله سميع عليم (503)
    ((در راه خدا قتال كنيد و بدانيد كه خدا شنوا و بيناست )).
    يا ايها الذين امنوا خذوا حذركم فانفروا ثبات اوانفروا جميعا(504)
    ((اى مؤمنان اسلحه خود را بدست گرفته گروه گروه و يا همه با هم كوچ كنيد)).
    انفروا خفافا و ثقالا و جاهدوا باموالكم و انفسكم فى سبيل الله ذلكم خير لكم ان كنتم تعلمون (505)
    ((كوچ كنيد، سبك و سنگين ، با جان و مال در راه خدا جهاد كنيد، همان براى شما بهتر است اگر بدانيد)).
    تفسير: منظور از سبك و سنگين سبك و سنگين در حركت از نظر جوانى و سالمندى يا ثروت و دارائى يا عائله مندى و تجرد يا سواره و پياده است مطابق اقوال مختلفى كه از مفسران در تفسير آن نقل شده است ، و يا اعم از همه آنها بوده و شامل تمام وجوه مى شود.
    يا ايها الذين امنوا مالكم اذا قيل لكم انفروا فى سبيل الله اثاقلتم الى الارض ارضيتم بالحيوة الدنيا من الاخرة فما متاع الحيوة الدنيا فى الاخرة الا قيل الا تنفروا يعذبكم عذابا اليما و يستبدل قوما غيركم ولا تضروه شيئا والله على كل شى ء قدير(506)
    ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد چه شده بر شما كه هرگاه به شما گفته مى شود كه در راه خدا كوچ كنيد سنگينى مى كنيد آيا عوض زندگى آخرت به زندگى دنيا راضى شده ايد لذت زندگى دنيا جز چيز كمى نيست اگر كوچ نكنيد خدا شما را به عذاب دردناك معذب مى كند و به جاى شما قوم ديگرى را بر مى گزيند و هيچ ضررى از شما به او متوجه نخواهد شد خدا به هر چيز تواناست )).
    و من يقاتل فى سبيل الله فيقتل اويغلب فسوف نؤ تيه اجرا عظيما و ما لكم لا تقاتلون فى سبيل الله والمستضعفين من الرجال وانساء والولدان الذين يقولون ربنا اخرجنا من هذه القربة الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنك وليا واجعل لنا من لدنك نصيرا الذين امنوا يقاتلون فى سبيل الله والذين كفروا يقاتلون فى سبيل الطاغوت فقاتلوا اولياء الشيطان ان كيد الشيطان كان ضعيفا(507)
    ((هركس در راه خدا جنگ كند كشته شود، يا پيروز گردد در آينده به او پاداش بزرگ خواهيم داد، چه شده بر شما كه جنگ نمى كنيد در راه خدا و در راه آنان كه به ضعف و ناتوانى كشيده شده اند از مردان و زنان و كودكان كه مى گويند پروردگارا ما را از اين ديار ستمگران بيرون بر و از پيش خود براى ما رهبر و ياورى قرار ده ، كسانى كه ايمان دارند در راه خدا مى جنگند و كسانى كه كفر ورزيده اند در راه طاغوت (طغيانگر در ظلم و گناه ) مى جنگند.
    با دوستان شيطان جنگ كنيد به درستى كه مكر شيطان (در برابر نصرت و يارى خدا) ضعيف است )).
    ولنبلونكم حتى نعلم المجاهدين منكم والصابرين و نبلو اخباركم (508)
    ((البته شما را خواهيم آزمود، تا جهاد كنندگان (و به رنجها) صبر كنندگان را بشناسيم ، و همچنين اخبار و اظهارات شما را بيازمائيم )).
    اين آيه بازگو كننده فلسفه و رمز زندگى انسان ها در اين جهان است ، كه شيرينى هاى آن آميخته به تلخى ها، و نعمت هاى آن تواءم با رنج ها و سختى هاست .
    اين آيه گوشزد مى كند كه زندگى انسان ها در هر شرائطى كه باشد در برگيرنده امتحانات و آزمايش هاى گوناگون است ، تا در عمل شناخته شوند كدام يك در صحنه زندگى به جهاد و كوشش در راه خدا پرداخته ، و كدام يك راحت طلبى را ترجيح مى دهد، و از جهاد و كوشش و تحمل رنجها در راه خدا سرباز مى زند، تا پاداش و كيفر در برابر عمل باشد.
    ولا تهنوا ولا تحزنوا وانتم الاعلون ان كنتم مؤمنين (509)
    ((سست نشويد و غمگين نباشد شما برتريد اگر مؤمن هستيد)).
    فلا تهنوا و تدعوا الى السلم و انتم الاعلون والله معكم ولن يتركم اعمالكم (510)
    ((سست نشويد كه كافران را دعوت به صلح كنيد شما از آنها برتريد، و خدا با شماست و از (پاداش ) اعمال شما هيچ نمى كاهد)).
    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

  10. #50
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥




    فضيلت جهاد
    يا ايها الذين امنوا هل ادلكم على تجارة تنجيكم من عذاب اليم تؤ منون بالله و رسوله و تجاهدون فى سبيل الله باموالكم و انفسكم ذلكم خير لكم ان كنتم تعلمون ، يغفر لكم ذنوبكم و يدخلكم جنات تجرى من تحتها الانهار و مساكن طيبة فى جنات عدن ذلك الفوز العظيم و اخرى تحبونها نصر من الله و فتح قريب و بشر المؤمنين (511)
    ((اى مردمى كه ايمان آورده ايد آيا راهنائى كنم شما را بسوى تجارتى كه شما را از عذاب دردناك رهائى بخشد (اينكه ) ايمان بياوريد به خدا و پيامبر او و در راه خدا با اموال و جانهاى خود جهاد كنيد، آن براى شما بهتر است اگر بدانيد، (خدا) گناهانتان را مى بخشد و شما را در بهشت ها كه نهرها از زير آنها جارى است وارد مى سازد، و در اقامتگاه هاى پاكيزه در بهشت هاى عدن (وارد مى سازد) آنست كاميابى بزرگ .
    و خصلت ديگرى نيز كه آن را دوست داريد پيروزى از ناحيه خدا و فتح قريب است ، مؤمنان را بشارت ده )).
    لا يستوى القاعدون من المؤمنين غير اولى الضرر والمجاهدون فى سبيل الله باموالهم و انفسهم فضل الله المجاهدين باموالهم و انفسهم على القاعدين درجة و كلا وعدالله الحسنى و فضل الله المجاهدين على القاعدين اجرا عظيما درجات منه و مغفرة و رحمة و كان الله غفورا رحيما(512)
    ((برابر نيستند مؤمنانى كه بر جاى نشسته اند و ضررى بر آنان نرسيده با آنانكه در راه خدا جهاد مى كنند.
    خداى آنان را كه با جان و مال جهاد مى كنند بر آنانكه بر جاى نشسته اند در درجه برترى داده ،
    همه را خدا وعده نيكو داده است (ولى ) جهاد كنندگان را بر برجاى نشستگان با پاداش بزرگ كه درجات (عطا شده ) از ناحيه خدا، و مغفرت و رحمت است ، خداى آمرزشگر و مهربان است )).
    تفسير: وعده نيكو در آيه را برخى از مفسران به وعده بهشت تفسير كرده اند.
    و من يقاتل فى سبيل الله فيقتل او يغلب فسوف نؤ تيه اجرا عظيما(513)
    ((كسى كه در راه خدا جنگ نموده كشته شود يا پيروز گردد در آينده به او پاداش بزرگ خواهيم داد)).
    ان الله اشترى من المؤمنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة يقاتلون فى سبيل الله فيقتلون و يقتلون وعدا عليه حقا فى التوراية و الانجيل و القران (514)
    ((خدا از مؤمنين جان و مالشان را در برابر بهشت خريدارى كرده است .
    در راه خدا كارزار مى كنند مى كشتند و كشته مى شوند و اين وعده حقى است كه در تورات و انجيل و قرآن داده شده است )).
    فيقاتل فى سبيل الله الذين يشرون الحيوة الدنيا بالاخرة و من يقاتل فى سبيل الله فيقتل او يغلب فسوف نوتيه اجرا عظيما(515)
    ((كسانى كه زندگى دنيا را به آخرت مى فروشند در راه خدا جنگ كنند، هر كس در راه خدا جنگ كرده كشته شده يا پيروز شود به او در آينده پاداش ‍ بزرگ خواهيم داد)).
    ان الذين امنوا و الذين هاجروا و جاهدوا فى سبيل الله اولئك يرجون رحمت الله و الله غفور رحيم (516)
    ((كسانى كه ايمان آوردند و كسانى كه هجرت نموده و در راه خدا جهاد كردند آنان رحمت خدا را اميد مى برند و خدا آمرزنده و مهربان است )).
    ام حسبتم ان تدخلوا الجنة و لما يعلم الله الذين جاهدوا منكم ويعلم الصابرين (517)
    ان الله يحب الذين يقاتلون فى سبيله صفا كانهم بنيان مرصوص (518)
    ((خدا دوست دارد كسانى را كه در راه او در يك صف (محكم ) كه گويا بنائى است كه با سراب ساخته شده است پيكار مى كنند)).
    قالت الاعراب امنا قل لم تؤ منوا ولكن قولوا اسلمنا ولما يدخل الايمان فى قلوبكم و ان تطيعوا الله و رسوله لا يلتكم من اعمالكم شيئا ان الله غفور رحيم ، انما المؤمنون الذين امنوا بالله و رسوله ثم لم يرتابوا و جاهدوا باموالهم و انفسهم فى سبيل الله اولئك هم الصادقون (519)
    ((اعراب گفتند: ما ايمان آورديم بگو شما ايمان نياورده ايد لكن بگوئيد اسلام آورديم ، هنوز ايمان در دلهاى شما وارد نشده ، اگر خدا و پيامبر او را اطاعت كنيد از پاداش اعمال شما چيزى نمى كاهد.
    بدرستى كه ايمان آورندگان كسانى هستند كه به خدا و پيامبر او ايمان آورده سپس در آن شك و ترديد نكرده و با جان و مال در راه خدا جهاد نمودند آنانند راستگويان )).

    ♥♥♥ارزشها و ضد ارزشها در قرآن ♥♥♥

صفحه 5 از 14 نخستنخست 123456789 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •